صفحه 14 از 52 نخستنخست 12345678910111213141516171819202122232425262728293031323334 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 131 تا 140 , از مجموع 514

موضوع: بیانات مقام معظم رهبری از سال 79 تا 88

  1. #131
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات معظم له در ديدار فرماندهان سپاه پاسداران و نيروي انتظامي, خانواده هاي شهدا و جانبازان شيميايي

    بيانات معظم له در ديدار فرماندهان سپاه پاسداران و نيروي انتظامي, خانواده هاي شهدا و جانبازان شيميايي
    17/07/1381
    بسم الله الرحمن الرحيم
    به همه ي حضار عزيزي كه اين جلسه ي پرشور و صميمي در اين جا به بركت حضور آنها تشكيل شده است ; چه برادران و خواهران عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامي , چه پاسداران كميته هاي قبلي انقلاب اسلامي ـ كه امروز در نيروي انتظامي مشغول خدمت هستند ـ و چه جانبازان عزيز كه فداكاران ديروز و امروز انقلاب و دوران دفاع مقدس محسوب مي شوند , خوش آمد عرض مي كنم . اميدواريم خداوند متعال نظر لطف و قبول خود را به همه ي اين مجاهدتها و تلاشهاي مخلصانه بيفكند و نور رستگاري و سعادت را كه به فضل مجاهدتهاي شما در اين كشور پديد آمد و به سراسر دنياي اسلام تابيد و در دلها و جانها منعكس شد , روزبه روز درخشنده تر و نمايان تر بفرمايد.
    همچنين حلول ماه شعبان و اعياد شريف اين ماه پربركت را تبريك عرض مي كنم , ماه شعبان يكي از فرصتهاي مغتنمي است كه در اختيار ماست . اين سه ماه ماه رجب و شعبان و رمضان ـ ايام بسيار مغتنمي است و بايد از بركات الهي در اين سه ماه استفاده كنيم و به قول نظامي ها , بار مبناي معنويت خود را تكميل كنيم .
    اگر ذخيره ي معنوي در وجود انسان از حد لازم پايين تر برود , انسان دچار لغزشها و گمراهي هاي بزرگي خواهد شد. معنويت در وجود يك انسان , براي او مايه ي هدفدار شدن است ; زندگي او را معنا مي كند و به آن جهت مي دهد; همچنان كه آرمانهاي معنوي و اخلاقي , زندگي يك جامعه و يك كشور و يك ملت را جهت دار مي كند; به تلاش و مبارزه ي آنها معنا مي دهد و براي انسان هويت مي سازد. وقتي يك ملت و يك كشور از آرمانهاي اخلاقي و معنوي تهي شد , هويت حقيقي خود را از دست مي دهد و مثل پر كاهي مي شود; گاهي به اين طرف , گاهي به آن طرف مي رود , گاهي دست اين , گاهي هم دست آن مي افتد. اين ماه شريف و دو ماه قبل و بعد از آن , فرصتهايي است براي اين كه ما در وجود خود , ذخيره هاي معنوي را تكميل كنيم .
    ما سايش و فرسايش پيدا مي كنيم . دل و جان ما در برخورد با حوادث روزمره ي زندگي , به طور دايم در حال فرسايش است ; بايد حساب اين فرسايش ها را كرد و جبران آن را با وسايل درست , پيش بيني كرد; و الا انسان از بين خواهد رفت . ممكن است انسان از لحاظ مادي و صوري , تنومند و فربه هم بشود; اما اگر به فكر جبران اين سايشها نباشد , از لحاظ معنوي نابود خواهد شد. قرآن مي فرمايد : « ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكه » . « ربنا الله » يعني اعتراف به عبوديت در مقابل خدا و تسليم در مقابل او; اين چيز خيلي بزرگي است , اما كافي نيست . وقتي مي گوييم « ربنا الله » , براي همين لحظه يي كه مي گوييم , خيلي خوب است ; اما اگر « ربنا الله » را فراموش كرديم , « ربنا الله » امروز ما ديگر براي فرداي ما كاري صورت نخواهد داد; لذا مي فرمايد : « ثم استقاموا » ; پايداري و استقامت كنند و در اين راه باقي بمانند. اين است كه موجب مي شود « تتنزل عليهم الملائكه » ; والا با يك لحظه و يك برهه خوب بودن , فرشتگان خدا بر انسان نازل نمي شوند , نور هدايت و دست كمك الهي به سوي انسان دراز نمي شود و انسان به مرتبه ي عباد صالحين نمي رسد; بايد اين را ادامه داد و در اين راه باقي ماند; « ثم استقاموا » . اگر بخواهيد اين استقامت به وجود بيايد , بايد به طور دايم مراقبت كنيد كه اين بار مبناي معنويت از سطح لازم پايين نيفتد.
    اين ماه ها , فرصت بازبيني است . اولياي خدا و ائمه ي هدي (عليهم السلام ) ـ آن طور كه در روايت آمده است ـ بر مناجات شعبانيه مواظبت مي كردند. من يك بار از امام بزرگوار پرسيدم در بين دعاها به كداميك بيشتر علاقه داريد; ايشان اسم دو دعا را بردند; يكي مناجات شعبانيه , ديگري هم دعاي كميل . اين دو دعا مضامين فوق العاده يي دارند. اين دعاها فقط براي خواندن نيست ; يعني فقط براي اين نيست كه انسان موجي در فضا ايجاد كند و اين كلمات را بر زبان جاري نمايد; اين خيلي سطحي و خيلي كم است ; اين مفاهيم را بايد با دل آشنا كرد; بايد دل را وارد اين حريم كرد. اين معاني بلند و مضامين برجسته با اين الفاظ زيبا , براي اين است كه در دل انسان جايگزين شود.
    « الهي هب لي كمال الانقطاع اليك و انر ابصار قلوبنا بضيا نظرها اليك » ; پروردگارا! به طور كامل من را به خودت متصل و پيوسته كن ; من را وابسته ي حريم عز و شان خود قرار بده ; چشم دل من را نوراني و بينا كن ; آن چنان كه بتواند به تو نظر كند; « حتي تخرق ابصار القلوب حجب النور » ; نگاه من بتواند همه ي حجابها ـ حتي حجابهاي نوراني ـ را بشكافد و از آنها عبور كند و به تو برسد , تو را ببيند و تو را بخواهد. بعضي حجابها ظلماني است . حجابهايي كه ماها گرفتار و اسيرش هستيم و در آنها دست و پا مي زنيم ـ حجاب نام , حجاب نان , حجاب حسادتها , حجاب منيت ها ـ حجابهاي ظلماني و حيواني است ; اما كساني كه خود را از اين حجابها خالص مي كنند , باز حجابهاي ديگري هم سر راه آنها وجود دارد كه حجابهاي نوراني است . ببينيد گذر از اين حجابها چقدر براي انسان , بالا و والاست .
    يك ملت اگر با اين مفاهيم آشنا شد و دل خود را در اين فضا وارد و حركت خود را با اين ميزان تنظيم كرد , پيش خواهد رفت و كوه ها را در مقابل خود ناچيز خواهد ديد. ملت ما در يك لحظه ي تاريخي چنين حالتي پيدا كرد و اين انقلاب به وجود آمد. شما خيال نكنيد اين انقلاب حتي قابل پيش بيني بود; خير , قابل پيش بيني هم نبود; اين قدر عظيم بود. اين كه ملتي با دست خالي بتواند يك نظام پوسيده ي فاسد , اما مورد حمايت صددرصد همه ي قدرتهاي ظالم دنيا را كه با سخت ترين روشهاي استبدادي حكومت مي كرد و كسي جرات نفس كشيدن نداشت , از بين ببرد و عقيده و آرمان خود ـ يعني اسلام ـ را جاي آن بگذارد , اصلا متصور نبود; حتي به ذهن آدمهاي خوشبين هم نمي رسيد كه چنين چيزي ممكن باشد; اما ملت ما اين كار را كرد. آرمانهاي معنوي و اخلاقي و آرزوهاي بزرگ , آن چنان نيرويي به اين ملت داد كه هيچ فشار و تحميل و تهديد و حادثه ي تلخي نتوانست او را وسط راه نگه دارد و متوقف كند; لذا تا آخر رفت .
    نمونه ي دوم , دوران جنگ تحميلي بود. اكثر شما شايد جنگ تحميلي را درك كرده ايد; اما من نمي دانم چقدر خاطرات روزهاي اول جنگ در ياد شماها زنده است . يك ملت در مقابل تهاجمي قرار گرفته بود , اما در واقع از ابزارهاي متعارف هيچ چيز نداشت ; سراغ تانك مي رفتيم , نبود , يا كم بود , يا ناقص بود; سراغ سلاح مي رفتيم , همين طور; سراغ هواپيما مي رفتيم , همين طور. كساني هم كه آن روز در راس بعضي كارهاي موثر بودند , دايم آيه ي ياس مي خواندند; اما همين بارقه ي الهي و انگيزه ي اخلاقي و معنوي و ديني و همين خداجويي , دلهاي جوانها را ـ همين پاسدارها , همين نيروهاي مردمي و بسيج از همه ي قشرها , همين عناصر بسيار مومن و خالص ارتش را ـ آن چنان آماده كرد كه جانها توانستند ضعف جسمها را جبران كنند. « لبس القلوب علي الدروع » ; درباره ي اصحاب كربلاست ; دلهاشان را روي زره هاشان پوشيدند. زره ها جسمها را نگه مي دارد , اما دلها جسمها و زره ها را نگه مي دارد. دلهاي با ايمان و نوراني آماده شد و همتهاي بلند به جنبش درآمد و جبهه ي عظيم و وسيعي را كه يك سرش در دستگاههاي جاسوسي و وزارت دفاع امريكا بود , يك سرش در ناتو بود , يك سرش در شوروي سابق بود , يك سرش در خزانه ي دولتهاي نفتي منطقه بود; سوگلي همه ي اينها هم رژيم بعثي بود كه از همه طرف كمكها را به او مي رساندند; همين دستهاي خالي اما دلهاي نوراني و پةراميد و پولادين رفتند اين جبهه ي عظيم را شكست دادند و ناكام كردند. اين شوخي است اين همان معنويت است . وقتي آرمانها و نقطه ي اتكا معنوي در كشور و ملتي وجود داشت , از اين گونه معجزات به وجود مي آيد.
    من هميشه به مسوولان مربوط در بخشهاي گوناگون ـ چه در بخش اقتصاد , چه در بخش كارهاي علمي ـ توصيه كرده ام و الان هم مي گويم : اگر همين همتها , همين روحيه ها و همين دلهاي قرص و محكم , در هر ميداني محور تلاش و كار باشند , مشكلات را از سر راه برمي دارند. چه كارهاي عظيمي كه نيروهاي مومن و حزب اللهي و انقلابي , با تكيه ي به همين ايمان , در زمينه هاي سازندگي , فناوري هاي پيچيده و در زمينه هاي نظامي به وجود آوردند , كه اكثر شماها مي دانيد من چه دارم مي گويم . در همه ي زمينه ها اين نقطه ي اتكا معنوي مي تواند چنين معجزه يي بكند.
    يك عده ساده لوحانه بعضي از كشورهاي ثروتمند دنيا را مورد نظر قرار مي دهند و مي گويند اينها ثروت دارند , اما دين و اخلاق ندارند; ما هم به همان راه برويم . خيال مي كنند ثروتمند شدن آنها , ناشي از دين نداشتن و اخلاق نداشتن آنهاست ; اين اشتباه است . هر كشوري اگر ثروتمند و قدرتمند شده است , به خاطر عوامل خاص ايجاد قدرت و ثروت است . هر جا تدبير و كار و تلاش باشد , محصولي خواهد داد; اين سنت الهي است . حتي كساني هم كه دنبال ماديات صرف بدون معنويت مي روند , اگر مديريت و تدبير درستي داشته باشند و تلاش و مجاهدت هم بكنند , البته به آن خواهند رسيد; « كلا نمد هولا و هولا من عطا ربك » ; اين صريح قرآن است ; بحث در اين نيست ; بحث در اين است كه وقتي فقط براي ماديات كار و تلاش شد , ثروت و قدرت به دست مي آيد; اما سعادت به دست نمي آيد. ما مي خواهيم جامعه يي داشته باشيم كه ثروت و قدرت و سعادت همه جانبه و عدالت را با هم داشته باشد; اين نقطه يي است كه ملتها آرزوي آن را مي كشند; والا در كشورهاي ثروتمند و قدرتمند , بي عدالتي و ظلم و فقر و محروميت و تلخي خيلي وجود دارد; ما كه دنبال آن نيستيم .
    جامعه يي مي تواند تصوير آرماني يك ملت زنده , بيدار و باهوش قرار بگيرد كه در آن , معنويت و عدالت و عزت و قدرت و ثروت و رفاه باشد. اگر بخواهيم اين مجموعه با هم باشد , بدون معنويت و آرمان معنوي و اخلاق و درنظر گرفتن خدا و بدون مجاهدت في سبيل الله ممكن نيست ; اين چيزي است كه پاسدار را عزيز مي كند.
    پاسداران براي خدا مجاهدت كردند. روز پاسدار , روز ولادت حسين بن علي است ; يعني مظهر مجاهدت خالص و پاك براي خدا. اين مجاهدت اگر از سوي مردم جواب داده شد , مي شود مثل مجاهدت نبي اكرم كه حكومت اسلامي را به وجود آورد و تاريخ را عوض كرد; اما اگر با كمك و همراهي دلهاي مومن مواجه نشود , مي شود واقعه ي عاشورا , كه امام حسين به شهادت مي رسد. جوشش معنوي او , تاريخ را هدايت مي كند. بالفعل نمي تواند موفقيت ظاهري پيدا كند , اما در طول تاريخ , موفقيت حتمي متعلق به اوست ; همان طور كه همه ي نبوت ها و همه ي راهنمايان بشر و راهنمايان الهي در طول تاريخ , اين را داشته اند. لذا شما مي بينيد با گذشت سيزده چهارده قرن , نام حسين بن علي پرچم عدالت و فضيلت هاي معنوي است و همين نام توانسته است اين انقلاب را به وجود بياورد. اين انقلاب ـ كه از اين حيث , شبيه نهضت نبي اكرم است ; يعني به موفقيت رسيد و دلها و جانها و نيروها و انسانها با او همراهي كردند و امام را تنها نگذاشتند ـ توانست پرچم شوكت و عزت را سر پا كند; اين را از حسين بن علي الهام گرفت و مظهر تجديد حيات اسلام شد.
    راهي كه انقلاب اسلامي و فداكاران اين راه و شما پاسدارها در طول اين سالها رفتيد , راه درستي بود; همان راهي بود كه دنياي اسلام را بيدار كرد; بسياري از غير مسلمانها را مسلمان كرد; حقانيت ملت ايران را اثبات كرد و آبروي ابرقدرت درجه ي يك دنيا را ريخت . امروز ببينيد در دنيا عليه امريكا چه خبر است . مي دانيد اينها براي حفظ آبرويشان چقدر خرج مي كنند و براي فريب افكار عمومي چقدر مايه مي گذارند اين كه در مقابل افكار عمومي دنيا اين طور عريان و رسوا , انگشت اشاره ي ملتها به طرف آنها دراز باشد و اين قدر به آنها اهانت كنند , مي دانيد چقدر براي آنها مهم است اينهاست اثرات آن ايستادگي ها و مجاهدتها و توكل به خدا.
    امروز بيداري دنياي اسلام و رسوايي دشمنان اسلام اتفاق افتاده است ; بايد اين راه را ادامه داد. اين راه , راهي است كه مي تواند اين ملت را به آرمانهاي حقيقي خود برساند; يعني به همان مجموعه ي آرماني عزت , معنويت , قدرت , رفاه و عظمت علمي ; همان چيزهايي كه براي يك ملت , مطلوب و محبوب است . راه صحيحي كه فرزندان اين انقلاب و فرزندان امام پيموده اند , ما را به آن جا خواهد رساند; منتها شرطش استقامت است . استقامت , يعني راه را گم نكردن ; فريب جلوه هاي مادي را نخوردن ; اسير هوي ت و هوس نشدن ; دستورها و فرايض اخلاقي و معنوي و ادب اسلام را رها نكردن و به لذت طلبي و عشرت طلبي رو نياوردن ; اينها اساس كار است . البته در درجه ي اول بايد مسوولان طراز اول و طراز دوم كشور و مديران ارشد و فرماندهان مراقب اين چيزها باشند; بعد هم عناصر مومني كه مي خواهند افتخار پيشرفت نظام اسلامي و آرمان اسلامي را در نزد خدا و خلق و تاريخ براي خود حفظ كنند.
    البته معارضه و مخالفت و مزاحمت , زياد است . همان اتهامها و اهانتهايي كه از اول پديد آمدن حركت و فرهنگ پاسداري در كشور وجود داشت , در سالهاي اخير هم همان حرفها را بعضا " همان آدمها تكرار مي كنند; ليكن اين مزاحمتها نبايد بتواند راه مردان خدا را سد كند.
    پاسداري , يك فرهنگ است ; يك فرهنگ عزت و افتخار است . پاسداري از دين و انقلاب ـ كه امروز اين معنا در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مجسم است ـ صرفا " يك حركت نظامي نيست ; پاسداري , يك فرهنگ است ; جنبه ي عقيدتي و سياسي و فداكاري و مجاهدت دارد; البته جنبه ي نظامي هم دارد; يعني بازوي نظامي انقلاب محسوب بوده است و خواهد بود. همان طور كه ديروز انقلاب به اين پاسداري نياز داشت , امروز هم نياز دارد , فردا هم نياز خواهد داشت ; هميشه نياز دارد.
    بعضي ها نادانسته ـ كه مايليم اميدوار باشيم نادانسته است ـ ريشه ي اصل مجاهدت و شهادت في سبيل الله را مي زنند; اينها نمي فهمند چه مي كنند; كارشان مثل همان نشستن بر سر شاخ و بن را بريدن است . اينها نمي فهمند كه يك ملت وقتي به جهاز عظيم جهاد و شهادت في سبيل الله مجهز باشد , چه معجزاتي مي كند و چه موفقيتهاي بزرگي را به دست مي آورد; اين را مي خواهند از اين ملت بگيرند. آنها مي خواهند انقلاب و نظام اسلامي را مثل يك موجود بي دفاع , در دسترس قدرتها بگذارند تا آنها با همه ي امكانات سياسي و نظامي و اقتصادي خود آن را بدرند و تكه پاره كنند. البته وقتي دشمنان اين حرفها را مي زنند , كاملا جهتدار , فهميده و دانسته مي زنند; اما بعضي هم علي الظاهر بدون اين كه بدانند چه مي كنند , حرفهاي دشمنان را تكرار مي كنند.
    شما اين راه و اين افتخار و اين هويت چندجانبه را با دقت حفظ كنيد. نسل اول جهاد و شهادت , خوب امتحاني دادند; نسلهاي دوم و سوم جهاد و پشهادت هم به فضل پروردگار با نورانيتي كه امروز انسان در نسل جوان مشاهده مي كند , آن روزي كه لازم باشد , امتحان بسيار خوبي خواهند داد.
    خداوند شما را محفوظ بدارد. ان شاالله توجهات حضرت بقيه الله (ارواحنافداه ) و ادعيه ي زاكيه ي آن بزرگوار شامل حال همه ي شما و همه ي فرزندان برومند اين نظام و اين انقلاب باشد و ان شاالله با همت و نيرو و نشاط شما , اين كشور و اين ملت بتواند راههاي دشوار را طي كند و موانع بزرگ را از سر راه خود بردارد و به آرمانهاي الهي خود برسد.
    والسلام عليكم
    و رحمه الله و بركاته

  2. #132
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات معظم له در ديدار جمعي از دانشجويان و دانش آموزان

    بيانات معظم له در ديدار جمعي از دانشجويان و دانش آموزان
    13 / 08 / 1381
    بسم الله الرحمن الرحيم
    به همه ي جوانان عزيز و حضار محترم خوش آمد عرض مي كنم . البته روز سيزدهم آبان به عنوان يك عيد شناخته نمي شود , اما به عنوان يك روز ملي شناخته مي شود. يادبودها و خاطره هايي كه در طول سال ملتها آنها را به عنوان روز ملي يا جشن ملي بزرگ مي شمارند , بايد در خود مضموني نهفته داشته باشند. هرچه اين مضمون عميق تر باشد , آن روز براي آن ملت از جنبه ي نمادين اهميت بيشتري دارد. با اين حساب , روز سيزدهم آبان حقيقتا يك روز مهم است . اين روز به عنوان « روز ملي مبارزه ي با استكبار » نامگذاري شده است . مساله , مساله ي استكبار است ; بحث يك دولت يا يك رژيم خاص نيست . البته امروز در دنيا مظهر استكبار ـ با همان معناي زشت و نفرت انگيزش ـ امريكاست ; والاض مساله ي دشمني با يك نژاد يا با يك ملت يا با يك كشور نيست ; مساله اين است كه هر ملتي براي خود عزت و شخصيتي دارد و مايل نيست قدرتهاي بيروني , با اتكا به زور يا فريب , آن عزت را بازيچه و دستخوش قرار بدهند. هر ملتي ثروتي دارد و مايل نيست كه آن ثروت چپاول شود.
    قبل از پيروزي انقلاب اسلامي , كشور ما جزيي از مجموعه ي امپراتوري امريكا در اين منطقه بود; خيلي هم وفادار به امريكا بود. سياستهاي امريكا در ايران و به وسيله ي اين كشور , در هر جايي كه در آن دستي داشت , اعمال مي شد. ثروتهاي ملي به صورت رايگان در اختيار امريكا بود. عناصر سياسي , دولت , مجلس فرمايشي و نمايشي و دستگاه قضايي وابسته ي آن روز , همه در اختيار اراده ي امريكاييها بود. كشورهاي همسايه ي ما هم غالبا كم و بيش همين طور بودند. البته آن روز رقيب بزرگ امريكا در دنيا شوروي بود , كه آن هم در همسايگي ما بود و به همين جهت امريكاييها پنجه ي سلطه ي خود را در كشور ما خونين تر و بي محاباتر فرو كرده بودند. در اين كشور , اوضاعي بود!
    كشور ما در زير سلطه ي امريكا و با اين همه غارتي كه امريكا از اين كشور كرد , حتي يك قدم به سمت پيشرفت برنداشت . در آن دوره نه پيشرفت علمي كرديم , نه پيشرفت اقتصادي كرديم , نه يك كار صنعتي كرديم ; يك كشور صد در صد وابسته و مصرف كننده ي بازار مصنوعات امريكايي و غيرامريكايي بوديم ; و نه فقط مصرف كننده ي مصنوعات و فرآورده هاي صنعتي , بلكه مصرف كننده ي محصولات كشاورزي و فرهنگي و غيره هم بوديم . يك منطقه ي ثروتمند مثل ايران , ملك طلق سياستهاي امريكايي و در اختيار كمپانيهايي بود كه دولت امريكا را هم در حقيقت همانها اداره مي كردند و مي كنند.
    وقتي نهضت اسلامي از سال 41 شروع شد , خطر اين نهضت را پيش از همه , دستگاههاي جاسوسي و اطلاعاتي امريكا احساس كردند; لذا در سال 43 امام را از ايران تبعيد كردند (البته دولت ايران تبعيد كرد; اما پشت سر قضيه , اراده ي امريكاييها بود) و به كشور همسايه ي ما بردند , كه آن جا هم تحت سلطه ي نظاميان و دولتهاي وابسته ي به امريكا بود.
    اولين مضمون سيزده آبان عبارت است از رويارويي رژيم امريكا با نهضت اسلامي و بيداري اسلامي . علت هم اين بود كه آنها حدس مي زدند اگر اسلام در دل مسلمانان احيا شود و در عمل آنان تجلي پيدا كند , اين قضيه منحصر به ايران نخواهد ماند و دنياي اسلام را فراخواهد گرفت ; همچنان كه بعد از پيروزي انقلاب , در فلسطين , لبنان و بسياري از كشورهاي اسلامي و عربي , همين معنا تجربه شد. با گذشت چند سال , نهضت اسلامي در ايران اوج گرفت . در سيزده آبان سال 57 ـ قبل از پيروزي انقلاب كشتار دانش آموزي پيش آمد; يعني باز چهره ي خشن رژيم ـ كه پشت سرش دستگاههاي اطلاعاتي امريكاييها بود ـ نمايان شد. اين هم باز مقابله ي با نهضت اسلامي بود; البته با خشونت حيواني . همان روزها رئيس جمهور امريكا و دست اندركاران رسانه يي امريكايي از ايران به عنوان يك نقطه ي ايده آل و جزيره ي ثبات و امنيت اسم مي آوردند و به آن تفاخر مي كردند و از حرفهاي حقوق بشر و چيزهايي كه الان مي شنويد امريكاييها دايم تكرار مي كنند , هيچ خبري نبود!
    اما سيزده آبان سال 58 آن روي سكه بود و ورق برگشته بود; يعني اين نهضت با پايداري ملت مسلمان و رهبري امام بزرگوار به پيروزي رسيده بود; بنابراين موذيگري و دسيسه ي امريكايي عليه كشور به شكل ديگري صورت مي گرفت . در اين جا سفارتخانه ي خودشان را به مركزي براي خرابكاري تبديل كرده بودند; چه خرابكاري سياسي , چه جاسوسي , چه خريدن اشخاص و شخصيتهايي كه در انقلاب وارد بودند. يكي از ابزارها همين است كه شخصيتها و افراد موثر و بانفوذ را بخرند. همه جا و هميشه هم آدمهاي بي ايمان و بي وجدان يا سست بنياد پيدا مي شوند كه يك دست ثروتمند و قدرتمند بتواند اينها را خريداري كند. قيمت آدمها هم متفاوت است ; بعضي ها را ارزان مي خرند , بعضي ها را يك خرده گران تر مي خرند. اگر شما به اسناد لانه ي جاسوسي ـ كه ظاهرا شصت , هفتاد جلد كتاب يا بيشتر منتشر شده است ـ مراجعه كنيد , جاي پاي اين خيانتها را مي بينيد. اينها عكس العمل ملت ايران را به همراه داشت . مظهر شهامت و سرعت عمل ملت ايران هم دانشجويان بودند; آن هم دانشجوياني كه پيرو خط امام بودند , نه دانشجوي وابسته ي به فلان حزب سياسي يا فلان تشكيلات گوناگون و بي ايمان ; نه , دانشجويي كه خط امام را قبول داشت و به آن مومن بود. آنها شهامت لازم را پيدا كردند و رفتند سفارتخانه را تصرف كردند و اين اسناد را بيرون كشيدند. مضمون سيزده آبان , اينهاست ; يعني مقابله با زورگويي , دسيسه و استكبار.
    استكبار , يعني روح تكبر و بي اعتنايي به ارزشهاي ملتهاي ديگر و دخالت در امور ملتها و به خود حق دادن ; همين چيزي كه الان در كلمات روساي امريكايي ملاحظه مي كنيد. راجع به دخالت خودشان در عراق يا هرجاي ديگر طوري حرف مي زنند , مثل اين كه اينها صاحبان دنيايند! واقعا انسان كمتر دولتي را مي تواند پيدا كند كه با لحني حرف بزند كه اينها راجع به كشورهاي خاورميانه حرف مي زنند! اين كشورها را مال خودشان مي دانند. استكبار يعني اين .
    عليه نظام جمهوري اسلامي خيلي فشار آوردند , اما نتوانستند كاري بكنند. عربده جويي هايي كه شما امروز ملاحظه مي كنيد , قدرت نمايي هايي كه امريكاييها مي كنند , اينها طبيعت قدرتهاي استكباري است ; بايد فرياد بكشند و تهديد كنند; اصلا بخش مهمي از قدرت آنها ناشي از همين تهديدهاست . ملت و مسئولان يك كشور را مرعوب كنند و خواسته هاي خود را در سايه ي مرعوبشدنشان , به آنها تحميل كنند; قضيه اين است . والا اين طور نيست كه امريكا اين قدرت را داشته باشد كه بدون هزينه هاي سنگين غيرقابل تحمل , به كشوري حمله ي نظامي كند; نخير , هروقت لازم باشد , اينها حمله ي نظامي را به كار مي گيرند; منتها شرط اول آن اين است كه بدانند در آن حمله ي نظامي ناكام نخواهند شد و توي دهنشان نخواهد خورد. آن جايي كه احتمال بدهند قدرت مقاومتي وجود دارد , هرگز چنين خطري را متحمل نمي شوند. ثانيا حمله ي نظامي را وقتي انجام مي دهند كه خواسته هاي خود را از طريق ديگري نتوانند به آن كشور تحميل كنند. با تهديد و فرياد و جنجال و جوسازي سياسي و قدرت رسانه يي سعي مي كنند خواسته هاي خود را بر آن كشور تحميل كنند.
    در مورد كشور عزيز و ملت شجاع و مقاوم ولي مظلوم ما , امريكاييها همه چيزها را تجربه كرده اند , اين هم يك تجربه است كه فرياد بكشند , تهديد كنند , بترسانند و در سايه ي ترساندن , كارهاي خود را پيش ببرند. آنچه آنها در مورد كشور عزيز ما و شما ملت شجاع و مومن ايران ـ بخصوص شما جوانها ـ آرزو دارند , مجموعه ي چند چيز است كه در كنار هم آن را دنبال مي كنند : يكي اين است كه با ايجاد اختلاف و دلسردي و نااميدي و خداي نكرده با خريدن بعضي ها , عزم دولتمردان را براي اقدامات اساسي و سازنده در كشور متزلزل كنند و نگذارند دولت ايران ـ كه يك دولت اسلامي است و پرچم اسلام را بلند كرده است ـ به مطالبات حقيقي و بحق مردم رسيدگي كند. نظامي كه مي خواهد سلطه ي خود را در كشور ما مثل گذشته دو مرتبه برقرار كند و پنجه ي خود را در جسم اين ملت فرو ببرد , اين يكي از كارهاي لازم براي اوست . اگر در اين كار موفق بشوند , نتيجه اين خواهد شد كه مردم را از نظام اسلامي دلسرد كنند. لذا مي بينيد در تبليغات رسانه يي بسيار وسيع خود , به طور دايم تبليغ مي كنند كه مردم به خواسته هاي خود نرسيدند و ناراضي و دلسردند.
    كار دومي كه آنها مي خواهند تحقق پيدا كند , اين است كه دلبستگي ها و انگيزه هاي اساسي يي كه مي تواند اين ملت را مقاوم و به صورت يكپارچه در مقابل آنها نگه بدارد , ضعيف كنند; باورها را برگردانند , ايمانها را عوض كنند , اميدها را كور كنند و آينده و افق را تيره و تاريك و مبهم جلوه بدهند. ابزار كار آنها هم رسانه است . رسانه ها در دنيا خيلي قدرت دارند و به نفع صاحبان خود , كارهاي خيلي بزرگي را انجام مي دهند. بدانيد و مي دانيد كه مهمترين رسانه هاي دنيا ـ چه خبرگزاريها , چه راديو و تلويزيون ها , چه روزنامه هاي بزرگ ـ متعلق به سرمايه داران است ; يعني همان پايه هاي اصلي استكبار جهاني . خبرهايي كه در دنيا پخش مي كنند , همه چيز بر طبق منافع و مصالح آنها تنظيم مي شود. بنابراين , اين هم يك خواسته است كه مردم و جوانها را از جانمايه ي اميد و توان و تلاشي كه آنها را در مقابل دشمن متجاوز و متعرض نگه مي دارد , تهيدست كنند.
    يكي ديگر از كارها و آرزوهايي كه آنها دنبال مي كنند , اين است كه وحدت را از بين ببرند; چه وحدت ملي و چه وحدت بين مسئولان را. آحاد و گروه هاي مردم را با نامهاي مختلف از هم جدا كنند و ميان آنها ديوار بكشند. بين جمعيت عظيم ملت ايران , ديوارهاي بلند قومي , مذهبي , حزبي , سياسي و بحثهاي مجادله آميز بكشند و وحدت و يكپارچگي را از بين ببرند. انقلاب اسلامي آمد ديوارها را برداشت و ملت را يكپارچه كرد; اما اينها درست عكس آن را دنبال مي كنند. با طرح مسائل انحرافي , از طرف ديگر وحدت مسئولان كشور را از بين ببرند; بين اينها دايم اختلاف بيندازند; يكي را تضعيف و يكي ديگر را تقويت كنند. دارند اين اهداف را دنبال مي كنند. من مي خواهم اين را بگويم : آنچه آنها دارند انجام مي دهند , كارهايي است كه خودشان هم نااميدند كه به نتيجه برسد و مي دانند به نتيجه نخواهد رسيد. اگر ما هوشيار باشيم و وظيفه ي خود را بدانيم و به آن عمل كنيم , همه ي تدابير دشمن , ناموفق خواهد بود.
    يكي ديگر از كارها اين است كه ملت را مرعوب نشان بدهند; در حالي كه ملت و جوانان ما مرعوب نيستند. امتياز ملت ما اين است كه بيشترين نسبت جوان را در بين ملتهاي دنيا دارد. جوان , سرشار از اميد و نشاط است و مايل است كاري به او محول كنند و آن را با شجاعت و خطرپذيري انجام بدهد. اينها سعي مي كنند ملت را مرعوب كنند; اگر نتوانستند مرعوب كنند , با جوسازي و نظرسازي مجعول , وانمود كنند كه ملت مرعوب شده است . با نظرسازيهايي كه عواملشان از طريق بعضي از تيترهاي روزنامه ها و بعضي از نوشته هاي انسانهاي واداده و مرعوب درست مي كنند , خود آنها هم دچار اشتباه مي شوند و خيال مي كنند واقعا اميدي براي آنها هست ; در حالي كه اميدي نيست و تيزبينانشان مي دانند كه در اين جا اميدي نيست ; لذا سعي مي كنند شايد بتوانند براي مقاصد خود جاپايي پيدا كنند.
    ملت بايد وحدت خود را حفظ كند. دو بسيج عمده در اين كشور لازم است : يك بسيج مردم , بخصوص جوانهاست . بايد براي آماده سازي خود و احياي عزت كشور و ملت و برافراشته نگهداشتن پرچم اسلام بسيج بشوند; چون همه ي مشكلات اين كشور در سايه ي اسلام و عمل به قوانين اسلام حل خواهد شد. جوانها خودسازي كنند ـ هم خودسازي علمي , هم خودسازي اخلاقي و معنوي و ديني , هم خودسازي جسمي ـ و روحيه و اميد خود را براي دفاع از اين كشور حفظ كنند , كه اين سرمايه ي بسيار بزرگي است ; نقطه ي مقابل آن چيزي است كه دشمن مايل است در ايران اتفاق بيفتد. در اجتماعات مختلف و در برخوردهايي كه بحمدالله با نسل جوان و قشر جوان دارم و آنچه از مسائل جوانان منعكس مي شود , مي بينم كه در جوانان ما بحمدالله اين استعداد و آمادگي وجود دارد. برخلاف خواست دشمن , اكثريت جوانان ما آماده هستند كه هروقت و هرطور لازم باشد , از كشور و نظام و دين و شرف و عزت ملي خود دفاع كنند. اجتماعات مردمي , همين را نشان مي دهد.
    در آخر ماه مبارك رمضان ـ كه در آستانه ي اين ماه قرار داريم و ان شاالله از بركات آن بايد همه استفاده كنيم و وارد سفره ي ضيافت الهي بشويم ـ روز فلسطين است ; دفاع مردم از ملت مظلوم و مقاوم فلسطين در آن روز روشن خواهد شد. الان فلسطينيها , دست تنها و بدون سلاح و امكانات مجهزترين رژيم منطقه را كه پشتيبانش امريكاست ـ يعني رژيم صهيونيست ـ در داخل خانه ي خودشان عاجز كرده و به ستوه درآورده اند. نتوانستند با اين ملت مقاوم كاري كنند; مقاومت ملتها اين گونه است . استكبار و امريكا اين را مي دانند. مي دانند كه اگر ملتها ايستادگي كردند , هيچ نيروي نظامي يي نمي تواند بر ملتي كه مرعوب نيست و حاضر است از شخصيت و هويت و عزت و آينده ي خود دفاع كند , مسلط شود. اوضاع رژيم صهيونيستي دايما در حال تلاطم است ; اما ملت فلسطين محكم ايستاده و مقاومت مي كند و پراميد است و به ملتهاي ديگر اميد مي دهد. آنها نمونه ي شجاعت را دارند از خود نشان مي دهند.
    البته ملت عظيم و كشور پهناور و گسترده ي ايران و قدرت سياسي يي كه امروز در دست ملت است , قابل مقايسه ي با هيچ كشوري و هيچ ملتي نيست ; عظمت اين ملت خيلي بيش از اينهاست . ملت و جوانها بايد آماده باشند و ترس از دشمن را در دل خود جاي ندهند; چون دشمن مي خواهد در سايه ي اين رعب , خرده فرمايش ها و تحميلهاي خود را بر گردن اين ملت سوار كند; بدون اين كه هزينه ي يك كار بزرگ و يك دخالت نظامي را متحمل شود. اين مربوط به ملت است .
    مسئولان هم بايد بسيج دوم را بكنند; بسيج در راه خدمت . مسئولان اجرايي كشور بايد توانايي خود را در گشودن گره هاي كار مردم نشان بدهند. همين مساله ي اشتغال را كه از سال گذشته بارها گفته شد و امسال هم مكرر گفته شده و دنبال شده و فعاليتهايي هم بحمدالله شروع كرده اند , بايد به سرانجامي برسانند. بايد مبارزه ي با چپاولگري مفسدان اقتصادي را ـ هرجا لانه كرده باشند ـ به طور جدي دنبال كنند و سفره هاي فساد اقتصادي را جمع كنند; بايد توانايي خود را در اين كار نشان بدهند; مردم اين را متوقعند و اين توقعي است بحق . تمام مسئولان كشور اعم از قوه ي مجريه , قوه ي مقننه و قوه ي قضاييه ـ در اين زمينه ها مهمترين مسئوليتهاي خود را دارند; نگذارند دشمن اميدوار بماند.
    ما مي توانيم . امكانات به اندازه ي كافي در اختيار مسئولان كشور هست براي اين كه بتوانند كارها را انجام بدهند; شرطش اين است كه كار را وجهه ي همت اصلي قرار بدهند. سرگرميهاي سياسي , طرح مسايل غيرلازم و خيالي , بزرگ كردن مسايل كوچك و در سايه ي بزرگ كردن آنها , پوشاندن مسايل اصلي كشور , مضر است . مسايل اصلي كشور , مساله ي اقتصاد و مساله ي علم و ارتقاي پايه ي علمي دانشگاه ها و همان جنبش نرم افزاري است كه ما بارها در دانشگاه ها و در ديدار با دانشجويان و اساتيد در ميان گذاشته ايم ; همچنين مساله ي حفظ روحيه و فرهنگ ديني جوانهاست . اينهاست كه مي تواند يك ملت و بخصوص ملت ما را سر پا و مستحكم نگه بدارد و توطئه هاي دشمن را خنثي كند. بنابراين مسئولان اولا در زمينه هاي فرهنگي , اقتصادي , علمي و در زمينه ي مبارزه ي با مفسدان و مخربان تلاش كنند و كار را وجهه ي همت خود قرار دهند. دوم اين كه اختلافات را كنار بگذارند. اين اختلافات و دوگانگي ها براي مصالح كشور و منافع مردم و نيروي مقاومت در مقابل دشمن , زيانبار است .
    قانون اساسي با اتقان كامل , ساختار سياسي كشور را مشخص كرده و هر كس در جاي خود وظيفه اش معلوم است . همه , وظايف خود را انجام بدهند; با هم معارضه يي نكنند; وحدت كلمه را حفظ كنند و مرعوب دشمن هم نشوند. البته بحمدالله مسئولان عالي رتبه ي كشور ما مرعوب دشمن نيستند; خوب مي فهمند و مي دانند; تكيه شان به قدرت ملي ـ كه قدرت خدا و قدرت ايمان مردم است ـ خيلي بالا و قوي است ; مي دانند دشمن نمي تواند كاري بكند; اما بعضي در گوشه و كنار ممكن است مرعوب بشوند. مرعوب شدن از دشمن , خيلي مضر است ; تحليلها و ديدگاه ها را عوض مي كند , تصميم گيري ها را خراب و عمل را دچار اختلال مي كند.
    هم ملت و هم مسئولان بدانند , قدرت بزرگي كه اين ملت در انقلاب عظيم اسلامي نشان داد و توانست استكبار جهاني را مات و مبهوت كند , همچنان در اين ملت به قوت خود باقي است . به اين قدرت اعتماد كنند , آن را قدر بدانند و در سايه ي اين قدرت و با توكل به خداوند بزرگ , كارهاي كشور را دنبال كنند. اسلام به فضل الهي با همت و تلاش مسئولان و ملت عزيزمان خواهد توانست در دنيا امت بزرگ اسلامي را روسفيد كند.
    از خداوند متعال مي خواهيم ادعيه ي زاكيه ي حضرت بقيه الله (ارواحنافداه ) را در حق ملت عزيزمان و در حق شما جوانان مستجاب بفرمايد و همه ي ما را خدمتگزار راه اسلام و انقلاب و سربلندي اين كشور قرار بدهد.
    والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته


  3. #133
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 پيام معظم له به دومين همايش سراسرى تشكلهاى اسلامى دانشگاههاى علوم پزشكى

    پيام معظم له به دومين همايش سراسرى تشكلهاى اسلامى دانشگاههاى علوم پزشكى

    06 / 08 / 1381

    بسم الله الرحمن الرحيم

    جوانان و دانشجويان عزيز
    در اين گردهمايي دانشجويي مجموعه هاي متعددي از دانشجويان شركت كرده اند. اين نقطه ي روشن ديگري است كه جذابيتي طبيعي گردهمايي هاي دانشجويي را مضاعف مي سازد.
    دانشجوي متعهد و آگاه از پيش از انقلاب تاكنون همواره در جستجوي مهمترين مسائل جاري كشور بوده است . او با انگيزه ي آگاهي و نشاطي كه لازمه ي محيطهاي دانشجويي است , در پي آن است كه آرمان هاي والا و تعهدآور خود را در پيگيري اين گونه مسائل جستجو كند و در راه تحقق آن گام نهد. اين نيز خصوصيت طبيعي ديگري براي محيطهاي دانشجويي است .
    امروز سرآغاز فهرست بلند مسائل كشور , مسئله ي عدالت است . دانشجوي جوان اگر چه خود برخاسته از قشرهاي مستضعف جامعه هم نباشد , به عدالت اجتماعي و پر كردن شكافهاي طبقاتي به چشم يك آرزوي بزرگ و بي بديل مي نگرد.
    اين احساس و انگيزه در دانشجو , پر ارج و مبارك است و مي تواند پايه ي قضاوتها و برنامه هاي عملي او براي حال و آينده باشد. اگر عدالت ـ عدالت واقعي و ملموس و نه فقط سخن گفتن از عدالت ـ آرزو و آرمان و هدف برنامه ريزي هاست , پس بايد هر پديده ي ضد عدالت در واقعيات كشور مورد سووال قرار گيرد.
    مسابقه ي رفاه ميان مسوولان , بي اعتنايي به گسترش شكاف طبقاتي در ذهن و عمل برنامه ريزان , ثروت هاي سربرآورده در دستاني كه تا چندي پيش تهي بودند , هزينه كردن اموال عمومي و اقدامهاي بدون اولويت , و به طريق اولي در كارهاي صرفا تشريفاتي , ميدان دادن به عناصري كه زرنگي و پررويي آنان همه گلوگاههاي اقتصادي را به روي آنان مي گشايد , و خلاصه پديده ي بسيار خطرناك انبوه شدن ثروت دردست كساني كه آمادگي دارند آنرا هزينه ي كسب قدرت سياسي كنند و البته با تكيه بر آن قدرت سياسي اضعاف آنچه را هزينه كرده اند , گرد مي آورند.
    اينها و امثال آن نقطه هاي استفهام برانگيزي ست كه هر جوان معتقد به عدل اسلامي , ذهن و دل خود را به آن متوجه مي يابد و از كساني كه مظنون به چنين تخلفاتي شناخته مي شوند پاسخ مي طلبد و همچنين در كنار آن از دولت و مجلس و دستگاه قضايي , عملكرد قاطعانه براي ريشه كن كردن اين فسادها را مطالبه مي كند.
    امروز اين مهمترين و مطرح ترين مسئله ي كشور ماست و نسل جوان دانشجوي متعهد و مومن نمي تواند نسبت به آن بي تفاوت بماند.
    توفيقات همگان را از خداوند متعال خواستارم .
    والاسلام عليكم و رحمه الله
    سيد علي خامنه اى
    06 / 08 / 1381

  4. #134
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات معظم له در ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمه شعبان

    بيانات معظم له در ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمه شعبان
    30 / 07 / 1381بسم الله الرحمن الرحيم
    به همه ي برادران و خواهران عزيز خوش آمد عرض مي كنم ; بخصوص عزيزاني كه از شهرهاي دوردست تشريف آورده اند. همچنين به همه ي شما حضار محترم اين عيد سعيد و ميلاد بزرگ را تبريك عرض مي كنم و اميدوارم همه ي ساعات عمر و تلاش و فعاليت شما , مشمول لطف و نظر محبت آميز آن بزرگوار باشد.
    جشن ميلاد حضرت حجت (عجل الله فرجه و ارواحنا فداه ) براي عموم شيعيان , بلكه همه ي عدالتخواهان عالم , يك عيد بزرگ است ; لذا مردم ما در اين جشن با همه ي وجود , با دل و جان , محبت و ارادت خود را به آستان حضرت بقيه الله (ارواحنافداه ) ابراز مي كنند. آنچه براي ما ـ به عنوان دوستداران و معتقدان به امامت و ولايت حضرت مهدي (سلام الله عليها) ـ مهم است , اين است كه علاوه ي بر اظهار ارادت و شادي , از اين خاطره ي تاريخي , يا از اين اعتقاد شيعي درس بگيريم . البته اعتقاد به ظهور مهدي در دوراني از تاريخ , مخصوص شيعه نيست ; همه ي مسلمانان , اعم از شيعه و سني به اين معنا معتقدند; بلكه غيرمسلمانان هم به يك صورت معتقدند; منتها امتياز شيعه در اين است كه اين شخصيت نجاتبخش بشريت را با نام و نشان و خصوصيات مي شناسد و معتقد است او همواره براي دريافت دستور الهي , حاضر و آماده است . هر وقت پروردگار عالم به او دستور بدهد , او آماده ي شروع آن كار عظيمي است كه بناست بشريت و تاريخ را متحول كند. آنچه ما به عنوان يك درس و تعليم معرفتي و عملي از اين قضيه بايد بگيريم , مهم است . شما برادران و خواهران توجه داريد كه برجسته ترين شعار مهدويت عبارت است از عدالت . مثلا در دعاي ندبه وقتي شروع به بيان و شمارش صفات آن بزرگوار مي كنيم , بعد از نسبت او به پدران بزرگوار و خاندان مطهرش , اولين جمله يي كه ذكر مي كنيم , اين است : « اين المعد لقطع دابر الظلمه , اين المنتظر لاقامه الامت و العوج , اين المرتجي لازاله الجور العدوان » ; يعني دل بشريت مي تپد تا آن نجاتبخش بيايد و ستم را ريشه كن كند; بناي ظلم را ـ كه در تاريخ بشر , از زمانهاي گذشته همواره وجود داشته و امروز هم با شدت وجود دارد ـ ويران كند و ستمگران را سر جاي خود بنشاند; اين اولين درخواست منتظران مهدي موعود از ظهور آن بزرگوار است . يا در زيارت آل ياسين وقتي خصوصيات آن بزرگوار را ذكر مي كنيد , يكي از برجسته ترين آن خصوصيات اين است كه « الذي يملا الارض عدلا و قسطا كما ملات ظلما و جورا » . انتظار , اين است كه او همه ي عالم ـ نه يك نقطه ـ را سرشار از عدالت كند و قسط را در همه جا مستقر كند. در رواياتي هم كه درباره ي آن بزرگوار هست , همين معنا وجود دارد. بنابراين انتظار منتظران مهدي موعود , در درجه ي اول , انتظار استقرار عدالت است . درد بزرگ بشريت , امروز همين مساله ي فقدان عدالت است . هميشه دستگاههاي ظلم و جور در سطح دنيا به شكلهاي مختلف بر مردم جفا كردند; بشريت را زير فشار قرار دادند و انسانها را از حقوق طبيعي خود محروم كردند; اما امروز اين معنا از هميشه ي تاريخ بيشتر است و رفع اين را انسان از ظهور مهدي موعود مي طلبد و انتظار مي برد; مساله , مساله ي طلب عدالت است . اولين درس عملي از اين موضوع اين است كه نابود كردن بناي ظلم در سطح جهان , نه فقط ممكن است , بلكه حتمي است . اين مطلب بسيار مهمي است كه نسلهاي بشري امروز معتقد نباشند كه در مقابل ظلم جهاني , كاري نمي شود كرد. ما امروز وقتي با نخبگان سياسي دنيا از ظلمهاي مراكز قدرت بين المللي و سيستم جهاني ظلم ـ كه امروز به سركردگي استكبار در همه ي دنيا وجود دارد ـ صحبت مي كنيم , مي بينيم آنها مي گويند بله , چيزي كه شما مي گوييد درست است ; واقعا دارند ظلم مي كنند; اما كاري نمي شود كرد. يعني مجموعه ي بزرگي از نخبگان كه سر رشته ي كار هم در دنيا در دست آنهاست , اسير ياس و نااميدي اند و اين ياس و نااميدي را به ملتهاي خود سرريز مي كنند و آنها را از اين كه بتوان نقشه ي ظالمانه و شيطاني امروز دنيا را عوض كرد , مايوس مي كنند. بديهي است كه انسانهاي مايوس نمي توانند هيچ حركتي در راه اصلاح انجام بدهند. آن چيزي كه انسانها را وادار به كار و حركت مي كند , نور و نيروي اميد است .
    اعتقاد به مهدي موعود , دلها را سرشار از نور اميد مي كند. براي ما كه معتقد به آينده ي حتمي ظهور مهدي موعود (عليه السلام ) هستيم , اين ياسي كه گريبانگير بسياري از نخبگان دنياست , بي معناست . ما مي گوييم نخير , مي شود نقشه ي سياسي دنيا را عوض كرد; مي شود با ظلم و مراكز قدرت ظالمانه درگير شد و در آينده نه فقط اين معنا امكانپذير است , بلكه حتمي است . وقتي ملتي معتقد است نقشه ي ظالمانه و شيطاني امروز در كل عالم قابل تغيير است , آن ملت شجاعت پيدا مي كند و احساس مي كند كه دست تقدير , تسلط ستمگران را براي هميشه به طور مسلم ننوشته است . انسانها مي توانند تلاش كنند و پرچم عدالت را ولو در يك نقطه ي محدود ـ بلند كنند. شما ببينيد ملتهايي كه امروز در گوشه و كنار عالم زير فشار ظلم و ستم زندگي مي كنند , اگر اين اميد را در دل خود بپرورانند كه مي شود با ظلم مبارزه كرد , چه اتفاقي در دنيا مي افتد و چطور ملتها بيدار مي شوند. يك روزي ملت ايران هم در پنجه ي اقتدار رژيم طاغوتي دچار همين ياس بود; ولي امام بزرگوار ما با تعاليم اسلامي , اين ياس را از دلها پاك كرد و به مردم اميد و شجاعت داد. نتيجه اين شد كه اين مردم به پاخاستند , نهضت كردند , تن به سختي دادند , مبارزه كردند , از جان خود دريغ نكردند و توانستند در اين نقطه ي از عالم , با عوامل ظلم و نظام ظالمانه و شيطاني مبارزه و آن را ريشه كن و سرنگون كنند. امروز دستگاههاي تبليغاتي مراكز استكباري دنيا و روشنفكران وابسته ي به آنها , در سطح عالم اين طور تبليغ مي كنند كه هيچ حركتي در مقابل نظم ظالمانه ي كنوني ممكن نيست . با فكر انقلاب و آرمانگرايي مبارزه مي كنند و مي خواهند ملتها را متقاعد كنند كه به همين وضعيت كنوني غ ظالمانه دنيا بسازند و در مقابل آن , هيچ عكس العملي نشان ندهند. فكر اعتقاد به مهدي , نقطه ي مقابل اين تبليغات غلط و ظالمانه است . جوانان و روشنفكران و عموم ملت ما با اعتقاد به ظهور مهدي (عليه الصلاه والسلام ) اين اعتقاد راسخ را در دل خود پرورش مي دهند كه نظم ظالمانه ي جهاني , قابل زوال است و ابدي نيست ; مي شود با آن مبارزه و در مقابل آن ايستادگي كرد.
    درس ديگري كه اعتقاد به مهدويت و جشنهاي نيمه شعبان بايد به ما تعليم بدهد , اين است : عدالتي كه ما در انتظار آن هستيم ـ عدالت حضرت مهدي (عليه السلام ) كه مربوط به سطح جهان است با موعظه و نصيحت به دست نمي آيد; يعني مهدي موعود ملتها نمي آيد ستمگران عالم را نصيحت كند كه ظلم و زياده طلبي و سلطه گري و استثمار نكنيد. با زبان نصيحت , عدالت در هيچ نقطه ي عالم مستقر نمي شود. استقرار عدالت , چه در سطح جهاني آن طور كه آن وارث انبيا انجام خواهد داد ـ و چه در همه ي بخشهاي دنيا , احتياج به اين دارد كه مردمان عادل و انسانهاي صالح و عدالت طلب , قدرت را در دست داشته باشند و با زبان قدرت با زورگويان حرف بزنند. با كساني كه سرمست قدرت ظالمانه هستند , نمي شود با زبان نصيحت حرف زد; با آنها بايد با زبان اقتدار صحبت كرد. آغاز دعوت پيغمبران الهي با زبان نصيحت است ; اما بعد از آن كه توانستند طرفداران خود را گرد بياورند و تجهيز كنند , آنگاه با دشمنان توحيد و دشمنان بشريت , با زبان قدرت حرف زدند. شما ببينيد در همين آيه ي كريمه ي قرآن كه راجع به قسط صحبت مي كند و مي گويد خداي متعال همه ي پيغمبران را فرستاد , « ليقوم الناس بالقسط » ـ براي اين كه قسط و عدالت را در جامعه مستقر كنند ـ بلافاصله مي فرمايد : « و انزلنا الحديد فيه باس شديد و منافع للناس » ; يعني پيغمبران علاوه بر اين كه با زبان دعوت سخن مي گويند , با بازوان و سرپنجگان قدرتي كه مجهز به سلاح هستند و با زورگويان و قدرت طلبان فاسد معارضه و مبارزه مي كنند. پيغمبر اكرم وقتي به مدينه آمد و نظام اسلامي را تشكيل داد , آيات قرآن را بر مردم مي خواند , به گوش دشمنان هم مي رسانيد; اما به اين اكتفا نمي كرد. كساني كه طرفدار عدالت هستند , در مقابل زورگويان و زياده طلبان و متجاوزان به حقوق انسانها بايد خود را به قدرت مجهز كنند. لذا شما مي بينيد از روزي كه نظام اسلامي به وجود آمد ـ يعني اسلام مجهز به قدرت يك ملت بزرگ و امكانات يك كشور و دولت بزرگ شد ـ دشمنان اسلام حركت اسلام را جدي گرفتند و علاقه مندان و طرفداران اسلام هم در اطراف و اكناف عالم اميدوار شدند. بسياري از پيغمبران در ميدان مبارزه و جهاد مقدس و قتال قدم مي گذاشتند; « و كاين من نبي قاتل معه ربيون كثيرا » . كساني كه خيال مي كنند اسلام بايد برود و در گوشه يي بنشيند و مردان اسلام و دين فقط زبان نصيحت را به كار بگيرند , اينها دانسته يا ندانسته همان چيزي را مي گويند كه مراكز قدرت جهاني آن را مي خواهند و آرزو مي كنند. مراكز قدرت استكباري از اين كه رهبران اسلامي در هر گوشه يي از دنيا بنشينند و گاهي پيامي بدهند و يك كلمه حرفي بزنند ـ همچنان كه رهبران مسيحي در هر قضيه يي پيامي مي دهند , نصيحتي مي كنند و جمله يي مي گويند ـ هيچ ترسي ندارند; مي دانند اين خطري براي آنها نيست . از اين كه ملتهاي مسلمان بيدار شوند و تشكيل حكومت بدهند , از اين كه ايمان اسلامي آحاد مردم در قالب يك نظام و يك دولت و يك حكومت تجسم پيدا كند , واهمه دارند و مي ترسند. نظام اسلامي و ملت مسلمان ايران و دولت جمهوري اسلامي بزرگترين قدم را در اين راه برداشت و به بركت مجاهدت جوانها و مردان و زنان مومن و فداكار اين ملت , اسلام در دنيا به عنوان يك قدرت ظاهر شد. هرچه اين قدرت بتواند خود را مستقرتر و پايدارتر كند , نظم ظالمانه و شيطاني دنيا بيشتر تهديد مي شود. بعضي ها بي توجه , از جدايي دين و سياست حرف مي زنند; يعني دين را به گوشه هاي خلوت برانند و انسان ديندار , فقط به نصيحت اكتفا كند. در اين جا نصيحت نمي تواند كاري بكند. آنچه مي تواند قدرتها را مهار و تهديد كند و با ظلم و فساد مقاومت كند و ريشه ي ظلم و فساد را بركند يا آن را متزلزل كند , قدرت الهي و اسلامي است ; قدرت سياسي يي است كه در اختيار احكام اسلامي باشد. امام زمان (ارواحنافداه ) با اقتدار و قدرت و تكيه بر توانايي يي كه ايمان والاي خود او و ايمان پيروان و دوستانش , او را مجهز به آن قدرت كرده است , مي رود گريبان ستمگران عالم را مي گيرد و كاخهاي ستم را ويران مي كند.
    درس ديگر اعتقاد به مهدويت و جشنهاي نيمه ي شعبان براي من و شما اين است كه هر چند اعتقاد به حضرت مهدي (ارواحنافداه ) يك آرمان والاست و در آن هيچ شكي نيست ; اما نبايد مساله را فقط به جنبه ي آرماني آن ختم كرد ـ يعني به عنوان يك آرزو در دل , يا حداكثر در زبان , يا به صورت جشن ـ نه , اين آرماني است كه بايد به دنبال آن عمل بيايد. انتظاري كه گفته اند , فقط نشستن و اشك ريختن نيست ; انتظار به معناي اين است كه ما بايد خود را براي سربازي امام زمان آماده كنيم . سربازي امام زمان , كار آساني نيست . سربازي منجي بزرگي كه مي خواهد با تمام مراكز قدرت و فساد بين المللي مبارزه كند , احتياج به خودسازي و آگاهي و روشن بيني دارد. عده يي اين اعتقاد را وسيله يي براي تخدير خود يا ديگران قرار مي دهند; اين غلط است . ما نبايد فكر كنيم كه چون امام زمان خواهد آمد و دنيا را پر از عدل و داد خواهد كرد , امروز وظيفه يي نداريم ; نه , به عكس , ما امروز وظيفه داريم در آن جهت حركت كنيم تا براي ظهور آن بزرگوار آماده شويم . شنيده ايد , در گذشته كساني كه منتظر بودند , سلاح خود را هميشه همراه داشتند; اين يك عمل نمادين است و معنايش اين است كه انسان از لحاظ علمي و فكري و عملي بايد خود را بسازد و در ميدانهاي فعاليت و مبارزه , آماده به كار باشد. اعتقاد به امام زمان , به معناي گوشه گيري نيست . جريانهاي انحرافي قبل از انقلاب تبليغ مي كردند , الان هم در گوشه و كنار تبليغ مي كنند كه امام زمان مي آيد و اوضاع را درست مي كند; ما امروز ديگر چه كار كنيم ! چه لزومي دارد ما حركتي بكنيم ! اين مثل آن است كه در شب تاريك انسان چراغ روشن نكند; چون فردا بناست خورشيد عالمتاب بيايد و روز بشود و همه ي دنيا را روشن كند. خورشيد فردا , ربطي به وضع كنوني من و شما ندارد. امروز اگر ما مي بينيم در هر نقطه ي دنيا ظلم و بي عدالتي و تبعيض و زورگويي وجود دارد , اينها همان چيزهايي است كه امام زمان براي مبارزه ي با آنها مي آيد. اگر ما سرباز امام زمانيم , بايد خود را براي مبارزه با اينها آماده كنيم . بزرگترين وظيفه ي منتظران امام زمان اين است كه از لحاظ معنوي و اخلاقي و عملي و پيوندهاي ديني و اعتقادي و عاطفي با مومنين و همچنين براي پنجه درافكندن با زورگويان , خود را آماده كنند. كساني كه در دوران دفاع مقدس , سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس شركت مي كردند , منتظران حقيقي بودند. كسي كه وقتي كشور اسلامي مورد تهديد دشمن است , آماده ي دفاع از ارزشها و دفاع از ميهن اسلامي و دفاع از پرچم برافراشته ي اسلام است , او مي تواند ادعا كند كه اگر امام زمان هم بيايد , پشت سر آن حضرت در ميدانهاي خطر قدم خواهد گذاشت . اما آن كساني كه در مقابل خطر , انحراف و چرب و شيرين دنيا خود را مي بازند و زانوانشان سست مي شود; كساني كه براي مطامع شخصي خود حاضر نيستند هيچ حركتي را كه مطامع آنها را به خطر مي اندازد , انجام بدهند; اينها چطور مي توانند منتظر امام زمان به حساب بيايند كسي كه در انتظار آن مصلح بزرگ است , بايد در خود زمينه هاي صلاح را آماده كند و كاري كند كه بتواند براي تحقق صلاح بايستد.
    درس مهم ديگري كه وجود دارد , اين است كه حكومت آينده ي حضرت مهدي موعود (ارواحنافداه ) يك حكومت مردمي به تمام معناست . مردمي يعني چه يعني متكي به ايمانها و اراده ها و بازوان مردم است . امام زمان , تنها دنيا را پر از عدل و داد نمي كند; امام زمان از آحاد مومن مردم و با تكيه ي به آنهاست كه بناي عدل الهي را در سرتاسر عالم استقرار مي بخشد و يك حكومت صددرصد مردمي تشكيل مي دهد; اما اين حكومت مردمي با حكومتهاي مدعي مردمي بودن و دمكراسي در دنياي امروز از زمين تا آسمان تفاوت دارد. آنچه امروز در دنيا اسم دمكراسي و مردم سالاري را روي آن گذاشته اند , همان ديكتاتوريهاي قديمي يي است كه لباس جديد بر تن كرده است ; يعني ديكتاتوري گروهها. اگر رقابت هم وجود دارد , رقابت بين گروههاست و مردم در اين ميان هيچكاره اند. يك گروه به قدرت دست پيدا مي كند و در سايه ي قدرت سياسي يي كه همه ي زمامهاي امور را در كشور در اختيار او مي گذارد و با سواستفاده ي از اين قدرت , ثروت و پول و سرمايه را به نفع خود گردآوري مي كند و آنها را در راه به دست آوردن دوباره ي قدرت مصرف مي كند. دمكراسي هاي امروز دنيا بر پايه ي تبليغات دروغ و فريبنده و مسحور كردن چشمها و دلهاست . امروز در دنيا هرجا كه شعار دمكراسي مي دهند , شما ببينيد براي تبليغات كانديداهاي رياست جمهوري و يا نمايندگان مجلس چه كار مي كنند. پول خرج مي كنند. دمكراسي در پنجه ي اقتدار پول اسير است .
    مردم سالاري امام زمان ـ يعني مردم سالاري ديني ـ با اين روش , بكلي متفاوت است . اين كه بنده تاكيد مي كنم بايد مراقب سواستفاده هاي مالي در دستگاههاي قدرت وابسته ي به حكومت بود , به خاطر اين است . زيان بزرگ فساد اقتصادي در دستگاههاي دولتي اين است كه پول را در خدمت قدرت و قدرت را در خدمت پول به كار مي گيرد و دور باطلي به وجود مي آيد. از قدرت و داشتن مسووليت و مديريت در بخشهاي مختلف براي جمع آوري ثروت و پول سواستفاده بشود; بعد همان پول مجددا " در خدمت خريدن آرا راي دهندگان قرار گيرد; حالا يا خريدن آشكار ـ كه در خيلي جاها در دنيا معمول است پول بدهند ـ يا خريدن پنهان با شيوه هاي گوناگون ; يعني با خرج كردنهاي گوناگون , جلب محبوبيت كنند. وقتي با تبليغات فريبنده ي پرخرج , آرا مردم را به سمت خود جلب كنند , اين مردم سالاري و دخالت مردم نيست ; راي مردم در اين جا بازيچه شده است . در نظام اسلامي كه مظهر كامل آن , حضرت بقيه الله (ارواحنافداه ) است , فريب و حيله گري براي جلب آرا مردم , خودش جرم است ; استفاده ي از قدرت براي به دست آوردن پول , يكي از بزرگترين جرائم است . آنجا ياران حضرت مهدي موظفند در سطوح پايين زندگي كنند. نظام اسلامي ما پرتو كوچكي از آن حقيقت درخشان است . ما هرگز اين ادعا را نكرديم و نمي كنيم , اما بايد نشانه يي از او داشته باشيم . در نظام اسلامي , مراكز قدرت و كساني كه دستگاههاي مختلف و مديريتها و امضاها را در اختيار دارند , بايد به جمع ثروت شخصي براي خود به عنوان يك گناه نگاه كنند. اگر اين طور شد , آنگاه دستها و دامنها پاك خواهد ماند; والا اگر مسوولي كه فلان تجارت خارجي و فلان مناقصه ي بزرگ در اختيار اوست , فلان پروژه ي مهم و پرخرج زير امضاي اوست و فلان صندوق پول زير كليد اوست , به خودش اجازه دهد براي منافع شخصي و جمع آوري ثروت براي خود يا نزديكانش , از اين امكان ـ كه متعلق به كشور و مردم است ـ استفاده كند , همان چيزي اتفاق خواهد افتاد كه در كشورهاي دچار سيستمهاي ظالمانه در گذشته و امروز در دنيا اتفاق افتاده است ; يعني ثروت در يك نقطه متمركز خواهد شد و جمع كثيري دچار محروميت و فقر خواهند شد; اين تبعيض است ; اين چيزي است كه اسلام براي مبارزه ي با آن آمده است . ما هم كه مدعي اسلام هستيم , بايد با آن مبارزه كنيم . اين كه اميرالمومنين ـ طبق نقل نهج البلاغه ـ مي فرمايد : « ما رايت نعمه موفوره الا و في جانبها حق مضيع » ; يعني هرجا شما ديديد ثروت انباشته يي به وجود آمده , بدانيد در كنارش حقوق ضايع شده ي فراواني وجود دارد; مظهر اصلي و مصداق عمده ي آن همين است كه كارگزاران و مسوولان حكومت , با استفاده از نفوذ و قدرت راحت بتوانند از امكانات عمومي استفاده كنند; بانكها راحت وام بدهند; مراكز گوناگون , امكان استفاده ي از زمين , آب , هوا , تجارت و وارد كردن و صادر كردن را در اختيار آنها بگذارند , ناگهان ببينيد كساني كه دستشان از مال دنيا تا اندكي پيش خالي بود , حالا ثروتهاي گزاف پيدا كرده اند; ظاهر كار هم قانوني است . من يك وقت گفتم قانون دانهاي قانون شكن , خطرناك تر از همه اند; كساني كه قانون را خوب بلدند , پيچ و خمها و دالانهاي تودرتوي قانون را خوب مي شناسند , اما خودشان قانون شكن اند; بدون اين كه معلوم بشود كه كارشان قانون شكني است . اگر خداي نكرده چنين چيزي براي ملت ما رواج پيدا كند , يك فاجعه است ; اين چيزي است كه با نظام اسلامي و با انتظار مهدي موعود كاملا منافات دارد; اين حدي است كه من از مسولان خواسته ام . به مسولان بارها گفته ام , تاكيد هم كرده ام , باز هم مي گويم و پاي اين مطلب ايستاده ام ; بايد با فساد در دستگاههاي دولتي و ديگر دستگاههاي حكومتي مبارزه بشود. متعهد اين مبارزه , خود مسولان قواي مختلف هستند. در درجه ي اول , براي جلوگيري از فساد در دولت , خود مسولان دولتي , خود وزرا و خود مديران ارشد مسولند; نگذارند در مجموعه هاي آنها فساد به وجود بيايد. اگر آنها بخواهند مبارزه كنند و اگر اين مبارزه را جدي بگيرند , بهتر از هر كس خواهند توانست مبارزه كنند. البته بايد حواسشان جمع باشد كه دامنهاي خود را پاكيزه نگهدارند. اين را همه بدانند; كسي كه خودش آلوده ي به فساد باشد , قادر نخواهد بود با فساد مبارزه كند. خود مسولان بايد با هشياري و دقت , با اين پديده مبارزه كنند. اگر خداي نكرده مديران در مقابله ي با فساد در دستگاههاي خود كوتاه بيايند , ناگزير بايد قوه ي قضاييه وارد ميدان شود. دستگاه قضايي هم بايد بي اغماض و بدون ملاحظه , هرجا فساد و يا عملي را بر خلاف قانون و در جهت سواستفاده ملاحظه كرد , با آن مقابله كند.
    برادران و خواهران عزيز! نياز عمده ي امروز كشور ما عدالت است . امروز ما به عدالت احتياج داريم . مردم از تبعيض رنج مي برند. مسوولان كشور ـ كه بحمدالله مسولان ارشد كشور مومن و پاكيزه اند اگر مي خواهند آنچه را كه نياز حقيقي مردم است , اعمال كنند , بايد به عدالت بينديشند. اگر فكر و انگيزه ي عدالت در دلها زنده باشد , آنگاه فرصت , كار و توفيق براي بازكردن گره ها يكي يكي به وجود خواهد آمد; بيكاري و مسائل اقتصادي و مشكلات گوناگوني كه در زمينه هاي فرهنگي وجود دارد , حل مي شود و مساله ي رشد علم در دستگاههاي علمي و در دانشگاهها ممكن خواهد شد.
    ملت عزيز ما با ايمان ناب و پاكي كه دارد و با اعتمادي كه به نظام اسلامي در سرتاسر وجود او بحمدالله وجود دارد , خواهد توانست در مقابل تهديدهاي جهاني همچنان با استقامت و سرافرازي و با قدرت و شهامت بايستد و متجاوزان سلطه طلب و سيطره طلب جهاني را از نزديك شدن به مرزها و حريم اين ملت برحذر بدارد.
    پروردگارا! ملت ما را سرافراز كن ; جوانان ما را حفظ كن ; دلهاي همه ي ملت ما را به نور معرفت خود نوراني كن . پروردگارا! قدرت اين ملت را روزبه روز بيشتر كن ; قلب مقدس ولي عصر را از ما راضي كن ; همه ي ما را شايسته ي سربازي آن بزرگوار قرار بده و روح مطهر امام خميني (ره ) و شهداي بزرگوار را با اوليايت محشور بفرما.
    والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته


  5. #135
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام

    بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام
    20 / 08 / 1381
    بسم الله الرحمن الرحيم
    قال الله الحكيم في كتابه: «كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلّكم تتقون».
    جلسه ي با صفا و برخوردار از صميميتي است. حسن بزرگ اين جلسه اين است كه مجموعه ي مهمي از خدمتگزاران نظام اسلامي، كشور و ملت در اين جا مجتمعند. هم جلسه ي آشنايي و انس و همدلي است، هم جلسه يي است براي اين كه ما مشتركاً وظايف و عهد خود را با خدا، اسلام، امام بزرگوار و مردم عزيزمان به ياد بياوريم و بر آن پا بفشاريم و در اين راه، عزم خود را راسخ تر كنيم. فضا هم فضاي ماه رمضان و روزه و عبادت است كه خيلي مغتنم است و من از آقاي رئيس جمهور محترم تشكر مي كنم كه در بيانات خودشان به جنبه ي معنوي ماه رمضان بخوبي پرداختند. بايد هميشه در همه ي مجاري فكر و عمل خودمان، اين معنويت را به ياد داشته باشيم.
    خداي متعال در اين آيه، روزه را با هدف تقوا براي ما معين كرده است؛ «لعلّكم تتّقون»؛ يعني روزه به ما كمك مي كند تا باتقوا شويم. تقوا يعني مراقبت از خود. البته مصاديق تقوا را در روايات معين كرده اند؛ انجام واجبات، فرايض و ترك محرّمات. مفهوم تقوا اين است كه انسان مراقب خود باشد؛ يعني مراقب مشي و جهتگيري و حركات و واردات ذهني و ايمان خود. انسان بايد مراقب خود باشد كه چه بشود و چه نشود؛ چون معمولاً مراقبت با اين هدف است كه چيزي اتفاق بيفتد و چيزي اتفاق نيفتد. چيزي كه مراقبت مي كنيم تا اتفاق بيفتد، سلوك در صراط مستقيم است. از خود مراقبت كنيم تا در صراط مستقيم الهي و در جهت هدفي كه آفرينش ما براي آن است و اسلام آن را به ما معرفي كرده است، حركت كنيم. مراقبت كنيم براي اين كه دچار انحراف و لغزش نشويم. طبيعت بشر، لغزش پذير است. عوامل لغزش و انحراف در درون خود ماست. غرايز ما اگر هدايت و كنترل نشود، هر كدام مي تواند مجرا و منفذي باشد براي سقوط و نيز خروج ما از صراط مستقيم. مهمترين اين غرايز، حب نفس و خوددوستي انسان است. البته اين غريزه ي لازمي براي وجود انسان است. همين خوددوستي است كه انسان را به حركت تكاملي به سمت قله هاي عروج انساني وادار مي كند. اما اگر همين خوددوستي و حب نفس هدايت نشود، از انحرافات بزرگ سر بر مي آورد. ثروت اندوزي، قدرت طلبي، كامجويي، زياده طلبي و انحصارطلبي انسان و انحرافات بزرگي كه در تاريخ بشر اتفاق مي افتد و ظلمهاي بزرگي كه شده است و مي شود، همه ي اينها به غريزه ي حب نفسي بر مي گردد كه بعضي ها به آن ميدان داده اند و براي خاطر آن، مرتكب اين خطاها و خيانتها و فجايع بزرگ شده اند. حب نفس از جمله ي همين غرايزي است كه اگر مراقبت و دقت نشود، سركشي هايي كه از اين طريق به وجود مي آيد، همه ي آرمانهاي والاي انساني و آسماني را از بين مي برد و لگد كوب مي كند و همه ي حقوق را در زير پاي ظلم و طغيان و سركشي انسان هدايت نشده و مراقبت نشده، نابود مي كند. عوامل گوناگوني مي تواند اين هدايت را در وجود ما تضمين كند؛ اما از همه مهمتر، تقواي خود ماست. ما بايد مراقب و مواظب خود باشيم و از عيوب خود اغماض نكنيم. حب ّ نفس موجب مي شود انسان بسياري از عيوبي را كه در ديگران مي بيند و پيشاني در هم مي كشد، در خود ببيند، اما از آن چشم پوشي كند. بسياري از خطاهايي كه ما در ديگران آنها را زشت مي شماريم و گاهي علني از آنها بدگويي مي كنيم، وقتي در خود ما به وجود بيايد، با چشم اغماض به آنها نگاه مي كنيم؛ اين بر اثر بي مراقبتي است؛ يعني از گناه و عيب و اشكالي كه در وجود ما هست، سطحي عبور مي كنيم. وقتي نگاه مراقب تيزبين عيبجو كه بايد انسان هميشه به خود توجه داشته باشد، نبود، اين اشكالات به وجود مي آيد. بنابراين تقوا اين قدر مهم است.
    شما ملاحظه كنيد، شهيد بزرگ اين ماه - اميرالمؤمنين (عليه الصّلاه والسّلام) - يكي از مهمترين فصولي كه بيانات خود را به آن متوجه و در آن متمركز كرده است، فصل تقواست. سرتاسر نهج البلاغه، تقواست. در نامه ها، دعوت به تقواست. در خطبه ها، دعوت به تقواست. تقوا پايه ي رستگاري انسان و جامعه است؛ ما نبايد آن را دست كم بگيريم. تقوا را هم نمي شود بر كسي تحميل كرد؛ خود ما بايد به خود هشدار و تذكر بدهيم و ذكر خدا و توجه به خدا و توجه به وظيفه و صادق بودن را به خود تلقين كنيم. خودمان را به عدم انحراف از صراط مستقيم وادار كنيم؛ روزه در اين راه به ما كمك مي كند.
    ماه رمضان فرصتي است براي رعايت بيشتر تقوا. چرا؟ چون ماه رمضان، ماه كف ّ نفس و خويشتنداري است. حداقل آن، خويشتنداري از خوردن و آشاميدن و لذايذ جسماني است؛ اما حداكثر آن، خويشتنداري از گناهان و خطاهاي اخلاقي و رفتاري است؛ آن هم در معناي صوم و وظايف ماه صيام هست و ما را به آن وادار و تحريض كرده اند. اگر روزه بگيريم، اين خويشتنداري يي كه در اين ماه تمرين مي كنيم، ما را به همان تقوا و مراقبت نزديك مي كند؛ چون از خود مراقبت مي كنيم تا از صراط مستقيم تخطي نكنيم. اين خويشتنداري هم تمرين همين مراقبت است؛ يعني تخطي نكردن. وظيفه ي ما در فضاي ماه مبارك رمضان اين است.
    خداي متعال بركات و رحمت خود را در ماه رمضان براي بندگان خود مقدر و مقرر كرده است. در روايت داريم كه درهاي آسمان در ماه رمضان گشوده است؛ يعني رابطه ي قلبي انسان با خدا در اين ماه آسانتر از هميشه است. در روايت داريم كه درهاي بهشت در ماه رمضان گشوده است؛ يعني به بركت روزه و توجه و خشوعي كه لازمه ي روزه است، فرصت و توفيق كار نيك براي انسان وجود دارد. البته فرصت به معناي تحقق آنچه انسان از آن فرصت جستجو مي كند، نيست؛ اراده و دنبالگيري و خواست و حركت ما را لازم دارد. در هر حال اين فرصت وجود دارد و ما مي توانيم از آن بهره ببريم و استفاده كنيم.
    بنده وقتي به وضع دنياي متلاطم امروز نگاه مي كنم، بخوبي احساس مي كنم كه مشكلات امروز دنيا و مشكلات بزرگ بشر، ناشي از كمبود تقوا و پرهيزگاري و ميدان دادن به غرايز خودخواهانه و خودپرستي انسانهاي قدرتمند و قدرت طلب است؛ والاّ اگر خودخواهي و خودكامگي خودكامگان عالم و قدرتمندان ناپرهيزگار نباشد، بشر در طبيعت و در وجود انساني و استعدادهاي خود چيزي كم ندارد. امروز بشر مي توانست با امنيت و سلامت جسم و روح زندگي كند؛ دنيا مي توانست شاهد شكاف طبقاتي عظيم ميان ثروتمندان و زراندوزان و گرسنگان عالم نباشد؛ مي توانست امنيت براي همه ي دنيا باشد؛ مي توانست اين همه جنگها و خونريزيهاي تحميلي و كشتارهاي ناشي از قدرت طلبي در دنيا نباشد. اگر انسانها مي توانستند راه دين را بپيمايند، همه ي اين مقصودها حاصل مي شد؛ «يهدي به الله من اتّبع رضوانه سبل السّلام»، «والله يدعوا الي دار السّلام و يهدي من يشأ اًلي صراط المستقيم».
    در اديان الهي، دعوت به سوي سلامت و امنيت و آسايش انسانهاست، نه به سوي تيره روزي و بدبختي و فقر و جنگ و كشتار؛ منتها اديان الهي از اول پيدايش دين - يعني آفرينش انسان - تا امروز، به دشمني قدرتمندان و قدرت سالاران مبتلا بودند؛ كساني كه با تكيه ي بر قدرت مي خواستند بر هر بخش و هر منطقه يي از مناطق عالم وجود و زندگي بشر، هر چه بتوانند، سلطه ي خود را در آن جاها افزايش بدهند يا حفظ كنند. هميشه دين با اين دشمن بزرگ و خطرناك مواجه بوده است.
    البته دين با جهالتها هم روبه رو بوده است؛ اما جهالت چيزي است كه به طور طبيعي در مقابل دين بمرور از بين مي رود؛ يعني وقتي دين چهره ي واقعي خود را نشان داد، به طور طبيعي مثل برفي كه در مقابل خورشيد آب بشود، يا مثل ظلمت شب كه از مقابل روز و شعاع خورشيد بگريزد، ظلمت جهل از مقابل دين به طور طبيعي مي گريزد. چيزي كه موجب مي شود ديوار جهالت نفوذناپذير بشود، دخالت قدرتهاي ستمگر و دشمنان آگاه دين است.
    مهمترين دشمنان دين در طول تاريخ، طاغوتها بوده اند؛ «الّذين امنوا يقاتلون في سبيل الله والّذين كفروا يقاتلون في سبيل الطّاغوت». در قرآن، طاغوت و الله ، طاغوت و دين، در مقابل هم قرار داده شده اند. وقتي شما قرآن را ملاحظه كنيد، مي بينيد سرتاسر آن، مبارزه ي با طاغوتهاست. طاغوتها، همان قدرتهاي زرسالار و زورسالار تاريخند؛ طغيانگران، سركشها و آنهايي كه حاضر نيستند حدودي را كه دين براي غرايز و خودخواهي هاي انسان معين مي كند، رعايت كنند؛ مي خواهند اين حدود را بشكنند؛ يعني درست نقطه ي مقابل چيزي كه توصيه ي دين است؛ يعني تقوا. از اول تاريخ انسان تا امروز هرچه نگاه مي كنيم، همين طور بوده است. استكبار، علو و حد و مرز شكني انساني - مرزهاي انسانيت را شكستن و به حدود انسانهاي ديگر تجاوز كردن - دشمن و رقيب اصلي اديان بوده است؛ لذا هر جا پرچم دينداري بلند شده، در مقابل آن، صف طولاني و مستحكم زرسالاران و زورسالاران خودنمايي كرده است. در همه ي دورانها، هر جا دعوت دين و پرچم دين به طور جدي وارد ميدان شده است، اولين و بزرگترين رقيب آن، دنيا خواهان و زرسالاران و زورسالاران عالم بوده اند؛ همينهايي كه حاضر نبودند مهار دين را بر غريزه ي خودخواهي و غرايز سركش بشري بپذيرند؛ هيچ حدي را قبول نكردند و نمي كنند.
    انقلاب ما هم از اول با همين طاغوتها مواجه بوده است. البته دين، روح ديني، حركت ديني و توان دين براي مقابله ي با طاغوتها، توان بسيار بالايي است؛ يعني تنها چيزي كه واقعاً مي تواند پشت قدرتها را بشكند و آنها را نابود كند و از بين ببرد، باز همين دين است. اهل دين، بهترين و قوي ترين عناصري هستند كه مي توانند با اين مهارگسيخته ها مواجه شوند و آنها را از تخت قدرت به زير بكشند. «ان اعبدوا الله واجتنبوا الطّاغوت»؛ دعوت انبيا از اول همين بوده است؛ عبوديت خدا و اجتناب از طاغوت. اگر ما مشاهده مي كنيم كه از سوي قدرتها با دين خدا و پرچم رسالت الهي مخالفتهاي جدي مي شود، بايد بدانيم اين يك امر طبيعي و هميشگي است؛ هميشه اين طور بوده و خواهد بود. هر جا دعوت ديني - به معناي صحيح و حقيقي كلمه - وجود داشته باشد، مخالفت دنياخواهان و دنياداران با آن وجود دارد. اهل دين هستند كه بايد خود را مجهز و قوي كنند؛ از توانايي هايي كه دين به آنها مي دهد، حداكثر استفاده را بكنند و نگذارند به آنها تجاوز و تعدي و ظلم بشود؛ و اين كاري است ممكن. ما اگر از تاريخ هم چشم بپوشيم و تحليل تاريخ را به ميان نياوريم، در زمان خودمان اين را مشاهده كرديم.
    انقلاب اسلامي مظهر حركت و اقدام دين در مقابل طاغوتها بود. حركت و انگيزه ي ديني و عامل دين، اين انقلاب را حركت داد و پيش برد. البته در تحليل انقلاب ما خيلي حرفها زده شده و چيزهايي نوشته اند - پيش زمينه هاي فراوان، سوابق تاريخي و وجود انگيزه هاي گوناگون - بيشتر اينها به جاي خود درست هم هست؛ اما نكته ي مهم اين جاست كه آن چيزي كه توانست يك ملت را دور يك محور متمركز و مجتمع كند و نيروي آنها را يكجا در مقابله ي با طاغوت قرار بدهد و كاري را كه در هيچ تحليل سياسي پيش بيني نمي شد اتفاق بيفتد، تحقق ببخشد - يعني يك حكومت متكي به قدرتهاي طاغوتي و مبتني بر مبناي طاغوتي را از بين ببرد و حكومتي بر مبناي اسلام و دين به وجود بياورد - جز انگيزه ي دين، ايمان ديني و جز مردم مؤمن و متدين، چيز ديگري نبود؛ و اين حركت عظيمي بود كه متوقف نشد. همان انگيزه هايي كه در طول تاريخ در مواجهه و مقابله ي با دين وجود داشته، در زمان ما هم وجود داشته است. همه ي اين انگيزه ها تا امروز دست به دست هم داده اند و عليه اسلام و حركت دين و حضور دين و عليه انقلاب و نظام اسلامي تلاش كرده اند؛ ما نبايد از اين نكته غفلت كنيم.
    البته همين جا عرض بكنم: اين تصور كه دشمنهاي بزرگي در مقابل ما وجود دارند، نبايد به اين معنا تلقي شود كه همه ي دنيا با ما دشمن اند - ملتها دشمن اند، انسانها دشمن اند، علم با ما دشمن است - نه، به اين معنا نيست. مراكز قدرتي در دنيا وجود دارند كه حضور اسلام و حكومت اسلامي و حكومت ديني صحيح و متقن و جذاب را، مثل آنچه بحمدالله در كشور ما وجود دارد، منافي منافع خودشان مي دانند - يا با گسترش اين منافع، يا با حفظ و بقأ اين منافع - لذا با آن معارضه و مبارزه مي كنند. البته اين به معناي آن نيست كه ما با دنيا قهر خواهيم كرد؛ نه، به هيچ وجه با دنيا قهر نمي كنيم؛ از توان و نيرو و استعداد خودمان حداكثر استفاده را مي كنيم تا دشمني دشمن را كم كنيم و با آن مواجه بشويم و كيان نظام اسلامي را حفظ كنيم؛ اما از كيد و حيله و حضور و روشهاي دشمن نبايد غفلت كرد.
    امروز همه وظيفه داريم. امروز بزرگترين وظيفه ي ما حراست از نظام اسلامي است. نظام اسلامي عبارت است از اين كه اولاً قسط اسلامي و احكام اسلامي در جامعه تحقق پيدا كند؛ ثانياً افراد صالح و شايسته يي متصدي و مباشر اين كار باشند - بدون وجود افراد شايسته و صالح، امكان ندارد احكام اسلامي و قسط اسلامي در جامعه پياده شود - ثالثاً اعتماد و باور و قبول مردم و رابطه ي مستحكم ميان اين مجموعه ي خدمتگزار و مردم بايد وجود داشته باشد. هر كدام از اين سه پايه اگر كم باشد، فلسفه ي حكومت اسلامي تحقق پيدا نخواهد كرد. اگر ما هدف خود را اجراي قسط اسلامي و تحقق احكام اسلامي قرار نداديم و باور و ايمان خود را به اهداف ديگري متوجه كرديم، اين نظام اسلامي حفظ نخواهد شد و اصلاً نظام، اسلامي نيست.
    بنده مكرر تأكيد كرده ام كه ما بايد شكل نظام و روح نظام و محتواي نظام را از اسلام بگيريم، نه از مكاتب بيگانه؛ فرهنگهايي كه خواسته اند حرف و فكر و راه آنها در دنيا رايج بشود؛ يعني آنچه آنها براي كشورها و ملتهاي ديگر مي پسندند، ملتهاي ديگر هم همان را قبول كنند. ما نبايد تسليم تدبير ديگران درباره ي خودمان باشيم؛ ما بايد آنچه را كه مصلحت و نياز خود ماست و آنچه را كه به حسب اعتقاد و ايمان ما حق است، دنبال بكنيم و آن، احكام اسلامي و قسط اسلامي و راه اسلام است؛ همان چيزي است كه ما شكل نظام اسلامي را با آن تعريف كرده ايم و گفته ايم مردم سالاري ديني. مردم سالاري ديني يعني هدف، تحقق ارزشهاي اسلامي و پياده شدن و عيني شدن مقررات و احكام اسلامي است. اگر اين مقررات پياده شد، قسط اسلامي و عدالت به معناي حقيقي را در جامعه مستقر خواهد كرد.
    البته كساني كه مجري اين كارها هستند، بايد انسانهاي صالح و شايسته يي باشند. همه ي مسؤولان نظام در بخشهاي مختلف، در قواي سه گانه و در خارج از قواي سه گانه - چون بعضي از افراد و شخصيتها در قبال نظام مسؤوليتهايي دارند، اما جزو دستگاههاي دولتي و حكومت نيستند؛ مثل بسياري از علما، دانشمندان، انديشمندان و ائمه ي محترم جمعه - بايد اين صلاح و شايستگي را براي خودشان شرط اصلي خدمتگزاري بدانند و آن را حفظ كنند؛ يعني همان تقوايي كه عرض كرديم. البته هر چه مسؤوليت ما سنگين تر باشد، اين مراقبت براي ما لازم تر است. هر چه مسؤوليت ما سنگين تر و نقش ما در نظام مؤثرتر باشد، اختلال در اخلاق و رفتار و تقواي ما ضررش بيشتر خواهد شد. همه در اين جهت شريك هستيم كه بايد اين مسؤوليتها را بپذيريم و اين تقوا را در خودمان تقويت كنيم.
    امروز به نظر من نظام اسلامي در قبال حوادث مهم جهان وضعيت حساس تري نسبت به گذشته دارد. چشمها و حساسيتها متوجه نظام اسلامي است. خطر دشمنيها وجود دارد؛ مثل همين خطراتي كه در تحليلها و خبرها و جريانات سياسي جهاني گفته مي شود و كاملاً مي شود آن را ديد و مشاهده كرد. يك وقت صحبت از خطر تهاجم نظامي است، يك وقت صحبت از خطر تلاش براي بر هم زدن امنيت كشور است. هم آن خطر اولي - ولو ضعيف - وجود دارد و هم خطر دومي. همچنين خطر كوشش و تلاش دشمن براي تلاشي دروني و فروپاشي نظام - آن طور كه خودشان تعبير مي كنند - وجود دارد. اينها خطرهايي است كه مسؤولان نظام بايد آنها را جدي بگيرند.
    جدي گرفتن خطر به معناي هوشيار بودن و آماده بودن و كمر بسته بودن است؛ به معناي اين نيست كه دشمن هر آنچه مي خواهد، مي تواند آن را انجام بدهد؛ نه، بيست و سه سال است كه دشمن مي خواهد همه ي اين كارها را در داخل كشور ما بكند. بيست و سه سال است كه دشمن در صدد براندازي و فروپاشي و نابود كردن نظام و ضربه زدن به آن است؛ اما تا به حال نتوانسته و بحمدالله نظام، سر پا و مستحكم و قوي ايستاده است. بنابراين، اين كه دشمن و دشمني و نيت دشمني وجود دارد، دليل بر اين نيست كه دشمن موفق هم خواهد شد؛ اما دليل بر اين است كه ما بايد غفلت نكنيم. ما هر مقدار غفلت كرديم، دشمن را كامياب كرديم. اين حساسيتها و خطرها متوجه نظام اسلامي است.
    امروز وفاق ملي يك وظيفه ي عمومي است. تسليم شدن در مقابل قواره ي كلي نظام اسلامي، يكي از وظايف عمومي ما مسؤولان است. چيزهايي كه ممكن است دلهاي مردم را نسبت به نظام و اهدافي كه نظام ترسيم كرده، چركين كند، اگر از هر يك از مسؤولان سر بزند - چه قول باشد، چه عمل و رفتار - بر خلاف وظيفه و تكليف و حق است؛ بايد مراقب باشيم. كارهايي كه مردم را نسبت به صلاح مسؤولان نظام بدبين و آنها را دچار ترديد كند، ناحق است و نبايد انجام بگيرد. اگر مردم اين طور احساس كنند كه بخشي از مسؤولان نظام دچار مسابقه ي رفاه طلبي و مسابقه براي دستيابي به ثروت و ثروت اندوزي براي خود هستند؛ اين به ايمان و اطمينان آنها به نظام ضربه مي زند و پشتوانه ي اصلي نظام را كه ايمانهاي مردم است، مي گيرد؛ دشمن اين را مي خواهد.
    بنده از چند سال پيش - مربوط به الان هم نيست - مسأله ي پرهيز مسؤولان را از چيزهايي كه آنها را آلوده مي كند، تكرار كرده ام؛ منتها انسان گاهي احساس مي كند بايد يك مطلب را مكرر بگويد تا در دلها و گوشها قرار بگيرد؛ چون ضربه ي اين كار خيلي زياد است. البته نبايد بزرگنمايي كرد. من مطلبي را به عنوان يك چيز مضر و خطرناك به مسؤولان تذكر مي دهم تا كساني كه هوشيار و بيدارند، مراقب باشند و مراقبت را نسبت به خود و زير مجموعه و كسانشان زياد كنند. اگر خداي نكرده كساني هم دچار لغزشند، نگذارند اين لغزشها زمام اختيار را از دست آنها خارج كند و آنها را به سقوط بكشاند؛ به خود بيايند. البته معناي اين حرف اين نيست كه همه يا اكثر يا جمع كثيري از مسؤولان دچار اين مشكلات هستند. بزرگنمايي در تبليغات نسبت به اين قضايا، خطاست. انسان مي بيند گاهي بزرگنمايي مي شود. البته دشمن مايل است چنين چيزهايي در اذهان عامه ي مردم بزرگنمايي و تعميم داده شود.
    آنچه من بر آن تكيه مي كنم، اين است كه نگذاريد مسابقه ي رفاه طلبي و ثروت اندوزي - اگر در بين بعضي وجود دارد - ادامه يابد و توسعه پيدا كند. همه ي مسؤولان از زندگي متوسطي برخوردارند. بعضيها در دوران مسؤوليت درصدد بربيايند از اين فرصت استفاده كنند - چون مي دانند مدت مسؤوليتها طولاني نيست و كوتاه است - و براي خود زراندوزي كنند؛ به فكر تأمين آتيه ي خود بيفتند، يا كساني بخواهند براي هميشه قدرت را براي خود بيمه كنند؛ اين هم از همان چيزهايي است كه انسان را به طغيان مي كشاند؛ يكي از سركشي هاي بشري اين است؛ قدرتي را كه نظام اسلامي به ما داده است، بخواهيم براي خودمان هميشگي كنيم؛ يا از امكان و فرصتي كه در اختيار ماست، در راه كامجويي ها و التذاذهاي شخصي و نامشروع استفاده كنيم؛ همه ي اينها خطاها و لغزشهايي است كه بايد از آن بشدت پرهيز كرد؛ ما بايد مراقب باشيم.
    بنده خيلي ها را در مسؤوليتهاي مهم و حساس مي شناسم كه باصلاح كامل و بي نظري و بي توقعي دارند براي خدا كار مي كنند و چيزي نمي خواهند. من گمان نمي كنم در كمتر جايي در دنيا اين طور انسانهاي صالح و مؤمني را كه ما بحمدالله والمنه در اين جا داريم، بشود پيدا كرد؛ منتها عيب و نقص و بيماري در نظام اسلامي اگر به مقدار كم هم باشد، براي نظام اسلامي و وجهه و اعتبار آن مضر است. دشمن اينها را بزرگ مي كند و سعي مي كند اين فسادها را در داخل جامعه و در بين خود مسؤولان گسترش بدهد. يكي از كارهاي اساسي نفوذيهاي دشمن در طول سالهاي ديرين حضور استعمار و دستهاي بيگانه در ايران اين بوده است كه افراد سالم را فاسد كنند؛ انسانهاي بي اعتناي به پول را پولكي كنند؛ انسانهاي بي اعتناي به لذات و شهوات را آلوده ي به لذات و شهوات كنند؛ امروز هم انسان مي بيند اين كارها را مي كنند؛ خيلي بايد مراقبت كرد؛ اين از جمله ي چيزهايي است كه ما امروز به آن احتياج داريم.
    آنچه من مي خواهم به مسؤولان عالي رتبه و سطح بالاي نظام عرض بكنم، اين است كه همه ي سعي شان اين باشد كه با هم همكاري كنند. همكاري مسؤولان در سطوح عالي نظام مي تواند براي سطوح متوسط و مياني دستورالعملي بشود. گلاويز شدن، درآويختن با هم و بهانه جويي كردن در بين مسؤولان عالي رتبه ي نظام به هيچ وجه مصلحت نيست. البته مسؤولان طراز اول نظام خوشبختانه مراقب اين جهات هستند؛ انسانهايي هستند كه خداي متعال آنها را مشمول هدايت خود قرار داده است و ان شاءالله هميشه مشمول هدايت الهي باشند؛ ليكن بايد خيلي مراقبت و توجه و دقت كرد. امروز دشمن از كمترين ضعفي كه در اظهارات و عملكرد و رفتار ما وجود داشته باشد، استفاده مي كند.
    بنده غالباً به دوستان توصيه مي كنم. براي اين كه مقاصد عاليه و والاي نظام جمهوري اسلامي تأمين بشود، عمده ي ابزار رهبري همين مجاري قانوني است؛ يعني سه قوه ي مجريه، مقننه و قضاييه. اگر قسط اسلامي را توصيه مي كنيم، اگر مسؤولان را از مفاسد اقتصادي پرهيز مي دهيم، اگر بر از بين بردن زمينه هاي تبعيض تأكيد و آن را تكرار مي كنيم، ابزاري كه در اختيار ماست، در درجه ي اول جز همين مجاري قانوني چيز ديگري نيست. بنده بارها به قوه ي مجريه سفارش كرده ام كه تخلفات يا ضعفها يا كم كاري هايي كه داخل اين قوه وجود دارد، خود مسؤولان قوه ي مجريه برطرف كنند تا نوبت به نظارت قوه ي قضاييه نرسد. به مسؤولان قوه ي قضاييه هم سفارش كرده ام مراقب رفتار عمومي قوه ي قضاييه در بخشهاي مختلف، در اجراي احكام و در اداره ي صحيح محاكم قضايي باشند تا بهانه به دست ديگران نيفتد و دوستان منتقد يا دشمنان معترض نتوانند قوه ي قضاييه را زير سؤال ببرند تا ابزار مهم تأمين عدالت در جامعه - كه قوه ي قضايي است - در چشمها ساقط و بي اثر نشود. به نمايندگان محترم مردم در مجلس شوراي اسلامي هم هميشه اين توصيه را مي كنيم كه مصالح و نيازهاي حقيقي مردم را در نظر داشته باشند و به آن بپردازند و كمبودها و خلاءهاي قانوني را براي اجراي صحيح - چه در بخش قوه ي مجريه، چه در بخش قوه ي قضاييه - برطرف كنند تا بشود مملكت را اداره كرد. سازوكار اداره ي كشور همين است كه اين سه قوه به وظايف خود عمل كنند. ابزارهاي رهبري براي اقدام، اينهاست. البته اگر قواي سه گانه نتوانند، نخواهند و نكنند، آن وقت مواجه شدن با اين مشكلات، با نيروي خود مردم خواهد بود؛ كه اميدواريم هيچ وقت پيش نيايد كه رهبري احساس احتياج كند كه بايد نيروي مردم را وارد ميدان كند، براي اين كه مشكلي را برطرف كند يا كار بزرگي را تحقق ببخشد. بهترين كار، استفاده از همين مجاري قانوني است.
    اعتقاد من اين است كه مسؤولان كنوني نظام ما مي توانند مشكلات كشور را برطرف كنند. امروز در كار كشور گره هايي وجود دارد كه عمدتاً در زمينه هاي اقتصادي است؛ البته در زمينه هاي غيراقتصادي هم مشكلاتي وجود دارد. در زمينه هاي علمي، فرهنگي و اخلاقي مشكلاتي وجود دارد كه حكومت نسبت به رفع همه ي آنها وظيفه دارد. مسؤولان حكومت و قواي سه گانه ي ما مي توانند اين ضعفها و مشكلات را با همين قواره ي قانون اساسي برطرف كنند. همان طور كه اشاره شد، معيار و محك براي قضاوت، قانون اساسي است.
    مردم هم امتحان خود را داده اند. مردم، افراد خيلي خوبي هستند. مردم در آن جايي كه احساس كنند وظيفه ي آنهاست، حضور و فداكاري و اقدام و همراهي شان تضمين شده است. مردم حتّي گاهي از بيان توقعات خودشان هم خودداري مي كنند؛ در شرايطي كه ببينند مصلحت نيست و احساس كنند مشكلات و تنگناهايي وجود دارد. در دوران جنگ هم اين را ديديم، در غير دوران جنگ هم مشاهده و احساس شده است.
    اميدواريم خداوند متعال به بركت ساعات معطر و نوراني ماه رمضان و اين ايام و ليالي متبرك - كه اين ماه و اين شبها و روزها را هنگام نزول رحمت بر بندگان مؤمن و مخلص خود قرار داده است - فضل خود را شامل حال مسؤولان نظام جمهوري اسلامي بكند تا بتوانند وظايف خود و راهي كه آنها را به رضاي الهي مي رساند، بشناسند و آن را بپيمايند.
    پروردگارا ! تو را به لطف و فضل ويژه ات درباره ي پيامبر اكرم و خاندان پاك او و به حق اوليايت سوگند مي دهيم ما را بندگان مطيع خود قرار بده. پروردگارا ! ما را قدردان نعمت بزرگ نظام اسلامي قرار بده؛ ما را جزو خدمتگزاران اسلام و مسلمين تا آخرين لحظات عمرمان قرار بده. پروردگارا ! ما را در حال خدمت به اسلام و مسلمين از اين دنيا ببر. پروردگارا ! ما را چه در زندگي و چه در مرگ، مورد رضاي خود قرار بدهد. پروردگارا ! توفيق تقوا و پرهيزگاري و تيزبيني نسبت به عيوب خود و اغماض نسبت به عيوب برادران ديني به ما عنايت بفرما. پروردگارا ! توفيق پيمودن راهي كه امام بزرگوار در پيش پاي ما گذاشت و شهيدان عزيز ما آن را پيمودند و جان خود را در اين راه دادند، به همه ي ما عنايت بفرما. پروردگارا ! دشمنان اسلام و نظام اسلامي را ناكام كن؛ ملت ايران و كشور ايران را در مواجهه ي با دشمني دشمنان، قدرتمند و سرافراز بفرما. پروردگارا! روزبه روز بر علم و توان و ثروتهاي ملي و تلاش و مجاهدت ما در راه بهروزي اين كشور بيفزا. پروردگارا! قلب مقدس ولي ّعصر(ارواحنافداه) را از ما راضي و خشنود بگردان و ما را از ياران آن بزرگوار، چه در حضورش و چه در غيبتش قرار بده. پروردگارا ! به محمّد و آل محمّد آنچه را گفتيم و شنيديم و آنچه را كه در دلهاي ماست، براي خودت و در راه خودت قرار بده.
    والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

  6. #136
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات معظم له درخطبه هاى نماز عيد سعيد فطر15 / 09 / 1381

    بيانات معظم له درخطبه هاى نماز عيد سعيد فطر
    15 / 09 / 1381
    خطبه اول
    بسم الله الرحمن الرحيم

    الحمدلله رب العالمين باري الخلائق اجمعين والصلاه والسلام علي سيدنا و نبينا ابي القاسم المصطفي محمد و علي اله الاطيبين الاطهرين المنتجبين الهداه المهديين المعصومين سيما بقيه الله في الا رضين و صل علي ائمه المسلمين و حماه المستضعفين و هداه المومنين .
    عيد سعيد فطر را به همه ي مسلمانان عالم و به ملت شريف ايران و به شما نمازگزاران عزيز تبريك عرض مي كنم و همه ي نمازگزاران عزيز و خودم را به رعايت تقوا توصيه مي كنم .
    نتيجه ي روزه ي ماه رمضان , ذخيره ي تقوا در دل و جان ماست كه بايد ما را در راههاي پر پيچ و خم زندگي در طول سال مدد كند و صراط مستقيم را براي ما تضمين نمايد.
    ماه رمضان با همه ي عظمت و كرامت و فضاي انباشته از رحمتش سپري شد و مردم مسلمان در سراسر عالم در اين ماه به بركت روزه ي روزها و توسل و دعا و ذكر و تلاوت قرآن , دلها و جانهاي خود را نوراني تر و به خدا نزديك تر كردند.
    به بركت ماه رمضان , براي مسلمان فرصتي پيش مي آيد كه بايد از آن در جهت تقويت حيات معنوي و نشاط مادي خود استفاده كند. يكي از درسهاي بزرگ ماه رمضان كه در خلال دعا و روزه و تلاوت قرآن در اين ماه بايد آن را فرا بگيريم و استفاده كنيم , اين است كه با چشيدن گرسنگي و تشنگي , به فكر گرسنگان و محرومان و فقرا بيفتيم . در دعاي روزهاي ماه رمضان مي گوييم : « اللهم اغن كل فقير اللهم اشبع كل جائع , اللهم اكس كل عريان » . اين دعا فقط براي خواندن نيست ; براي اين است كه همه خود را براي مبارزه ي با فقر و مجاهدت در راه ستردن غبار محروميت از چهره ي محرومان و مستضعفان موظف بدانند. اين مبارزه , يك وظيفه ي همگاني است . در آيات قرآن مي خوانيم : « ارايت الذي يكذب بالدين فذلك الذي يدع اليتيم و لايحض علي طعام المسكين » . يكي از نشانه هاي تكذيب دين اين است كه انسان در مقابل فقر فقيران و محرومان بي تفاوت باشد و احساس مسووليت نكند. در ماه رمضان , به بركت روزه , طعم گرسنگي و تشنگي و نرسيدن به آنچه اشتهاي نفس انسان است , درك كرديم و چشيديم ; اين بايد ما را به احساس مسووليتي كه اسلام در قبال مساله ي مهم فقر و فقير از يكايك مسلمانان خواسته است و بر دوش آنان وظيفه نهاده است , نزديك كند.
    البته علاج فقر به شكل اصولي در هر جامعه يي , از راه استقرار عدالت اجتماعي و نظام عادلانه در محيط جامعه است , تا كساني كه اهل دست اندازي به حقوق ديگرانند , نتوانند ثروتي را كه حق همگان است , به سود خود مصادره كنند; اين يك وظيفه ي دولتي و حكومتي است , اما مردم هم به نوبه ي خود وظيفه ي سنگيني بر دوش دارند. اجراي برنامه هاي اجتماعي فقط در بلندمدت و ميان مدت و بتدريج امكانپذير است ; اما نمي شود منتظر ماند تا برنامه هاي اجتماعي به ثمر برسد و شاهد محروميت محرومان و فقر گرسنگان در جامعه بود. اين وظيفه ي خود مردم و همه ي كساني است كه مي توانند در اين راه تلاش كنند.
    همه بايد خود را موظف به مواسات بدانند. مواسات يعني هيچ خانواده يي از خانواده هاي مسلمان و هم ميهن و محروم را با دردها و محروميتها و مشكلات خود تنها نگذاشتن ; به سراغ آنها رفتن و دست كمك رساني به سوي آنها دراز كردن . امروز اين يك وظيفه ي جهاني براي همه ي انسانهايي است كه داراي وجدان و اخلاق و عاطفه ي انساني هستند; اما براي مسلمانها علاوه ي بر اين كه يك وظيفه ي اخلاقي و عاطفي است , يك وظيفه ي ديني است .
    به همسايه ها و فقرا رسيدگي كنيد. يكي از چيزهايي كه نمي گذارد دست كساني كه توانايي كمك دارند , به ياري فقرا دراز شود , روحيه ي مصرف گرايي و تجمل در جامعه است . براي جامعه بلاي بزرگي است كه ميل به مصرف , روزبه روز در آن زياد شود و همه به بيشتر مصرف كردن , بيشتر خوردن , متنوع تر خوردن , متنوع تر پوشيدن و دنبال نشانه هاي مد و هر چيز تازه براي وسايل زندگي و تجملات آن رفتن , تشويق بشوند. چه ثروتها و پولهايي كه در اين راهها هدر مي رود و از مصرف شدن در جايي كه موجب رضاي خدا و رفع مشكلات جمعي از مردم است , باز مي ماند.
    مصرف گرايي براي جامعه بلاي بزرگي است . اسراف , روزبه روز شكافهاي طبقاتي و شكاف بين فقير و غني را بيشتر و عميق تر مي كند. يكي از چيزهايي كه لازم است مردم براي خود وظيفه بدانند , اجتناب از اسراف است . دستگاههاي مسوول بخشهاي مختلف دولتي , بخصوص دستگاههاي تبليغاتي و فرهنگي ـ بويژه صدا و سيما ـ بايد وظيفه ي خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف گرايي و تجمل گرايي سوق ندهند; بلكه در جهت عكس , مردم را به سمت قناعت , اكتفا و به اندازه ي لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده روي و اسراف دعوت كنند و سوق بدهند. مصرف گرايي , جامعه را از پاي درمي آورد. جامعه يي كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد , در ميدانهاي مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم .
    جوانها اجتماعات خانوادگي تشكيل بدهند و كمكهاي افراد خانواده را جمع كنند و در درجه ي اول به مصرف فقرا و نادارهاي همان خانواده و فاميل برسانند; و اگر نيازي نبود , به فقراي ديگر رسيدگي كنند.
    امروز در جامعه ي ما فقر وجود دارد. وظيفه ي ما به عنوان نظام اسلامي , ريشه كن كردن فقر در جامعه است . بايد در جامعه محروميت نباشد; اين تكليف ماست به عنوان دولت , به عنوان نظام اسلامي , به عنوان آحاد مردم . « كلكم راع و كلكم مسوول عن رعيته » ; اين وظيفه ي همه است . هر كدام به نحوي تجمل و اسراف و زياده روي را كم كنيم ; اين درس ماه رمضان است ; اين كار , همت و گذشت و بصيرت و آگاهي مي خواهد; از خداي متعال كمك بخواهيم .
    خانواده هاي بسياري هستند كه نه از روي تن پروري و تن به كار ندادن , بلكه به معناي واقعي كلمه محروم و مستمندند; بايد اينها را شناسايي و پيدا كنيد ـ كار مشكلي هم نيست ـ و به اينها كمك كنيد.
    پروردگارا! ما را در انجام دادن اين وظيفه ي بزرگ و اساسي ياري كن . پروردگارا! به محمد و آل محمد ضررهاي اسراف و مصرف گرايي و منافع مواسات و رسيدگي به محرومان و مستمندان را براي يكايك افراد جامعه ي ما روشن بگردان و آنها را به اين كار موفق بفرما.
    بسم الله الرحمن الرحيم
    والعصر. ان الانسان لفي خسر. الا الذين امنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.


    خطبه دوم
    بسم الله الرحمن الرحيم
    الحمدلله رب العالمين والصلاه والسلام علي سيدنا و نبينا ابي القاسم المصطفي محمد و علي اله الاطيبين الاطهرين المنتجبين سيما علي اميرالمومنين والصديقه الطاهره سيده نسا العالمين والحسن والحسين سبطي الرحمه و امامي الهدي و علي بن الحسين و محمدبن علي و جعفربن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمدبن علي و علي بن محمد والحسن بن علي والخلف القائم المهدي حججك علي عبادك و امنائك في بلادك و صل علي ائمه المسلمين و حماه المستضعفين و هداه المومنين و استغفرالله لي و لكم . همه ي برادران و خواهران نمازگزار را به رعايت تقواي الهي و پرهيز از آنچه موجب سخط و خشم الهي بر يك امت است , دعوت و توصيه مي كنم . امروز وظايف مربوط به جامعه و امت اسلامي , به يكايك مسلمانان جهان متوجه است . امروز دنياي اسلام بيشتر از هميشه به همگرايي و نزديكي , احساس نياز مي كند. علت اين است كه دشمن اسلام و نظام اسلامي و امت اسلامي چنگ و دندان نشان داده است ; نه فقط به يك كشور و يك جامعه و جمعي از مسلمانان , بلكه به امت اسلامي . اگرچه ايادي استكبار و سردمداران آنها در تعبيرات خود سعي مي كنند اشتباهاتي را كه موجب شد راز آنها براي امت اسلامي از پرده بيرون بيفتد , بپوشانند ـ مي گويند ما با مسلمانها دشمني نداريم ـ اما اين جمله , سخني بي پشتوانه و بي معناست . امروز عمل و نقشه هاي استكبار , صهيونيسم و امريكا ـ كه خيلي هم پوشيده و پنهان نيست ـ نشان مي دهد كه با اسلام و امت اسلامي دشمن اند. منطقه يي كه امت اسلامي در آن ساكن است , يكي از مهمترين مناطق روي كره ي زمين است . استكبار به ثروت زيرزميني و ثروت ملي و بازار مصرف و مغزهاي آنها احتياج دارد و بايد آنها را تصرف كند و اين آرزو , با بودن اسلام و احكام نوراني اسلام و آيات و تعاليم حيات بخش قرآن عملي نيست ; لذا با اصل اين تعاليم , دشمن و مخالفند. يك روز سردمداران استكبار جهاني خيال مي كردند از اسلام چيزي باقي نمانده است . با سيلاب و گنداب شهوتراني يي كه در دنيا راه انداخته بودند , خيال مي كردند از تعاليم اسلامي و روحيه ي اسلامي و غيرت اسلامي و پارسايي اسلامي و انگيزه ي اسلامي چيزي در ميان مسلمانان باقي نمانده است ; اما بعد ديدند اشتباه كرده اند. اولا برافراشته شدن پرچم اقتدار اسلامي در ايران بزرگ و ميان اين ملت باشرف و پرافتخار , ثانيا بيداري اسلامي در همه ي دنياي اسلام , آنها را از غفلت بيرون آورد; فهميدند اسلام يك حقيقت بسيار درخشان و پرصلابت است ; لذا دارند با آن مبارزه مي كنند. امروز دنياي اسلام و ملتهاي اسلامي اين حقيقت را درك كرده اند; لذا شما مي بينيد اطلاعاتي كه خود آنها دارند , به آنها مي گويد در كشورهاي اسلامي , امريكا و صهيونيسم و استكبار و سردمداران آن منفورند. امروز دنياي اسلام احساس مي كند به يكپارچگي احتياج دارد. سران اسلامي بايد همت كنند. ما در جمهوري اسلامي وظيفه ي سنگيني بر دوش داريم . امروز چشم دنياي اسلام به ملت ايران است . هر حادثه يي كه در ايران به وجود بيايد ـ اعم از حوادث مثبت يا منفي ـ ملتهاي مسلمان به سوي آن گردن مي كشند و با دقت آن را مورد مطالعه قرار مي دهند; از آنچه نشانه ي پيروزي و موفقيت ملت ايران است , عميقا " شادمان مي شوند و از آنچه از آن احساس خطر بشود , بشدت نگران مي شوند; اين امروز تقريبا " در همه جاي دنياي اسلام ـ بخصوص ميان قشرهاي آگاه و روشنفكر ـ عمومي است . استكبار , هم در ايران و هم در كشورهاي اسلامي ملتهايي را مي خواهد كه اسير و زبون و سربه زير و مطيع و به مفاخر و ميراثهاي فرهنگي شان بي اعتنا باشند; ملتهايي كه در مقابل غارت منابع معنوي و مادي شان حساسيتي نشان ندهند. اين توقعي كه آنها دارند كجا , و سربلندي و افتخار و همت والاي ملت ايران كه پرچم پرافتخار اسلام را با اقتدار در دست گرفته است و در مقابل تهديدهاي دشمنان , راه مستقيم خود را مي رود , كجا. امروز ملت ايران بزرگترين ملتي است كه هيچ تهديد و تطميعي از سوي قدرتمندان جهاني , روي او و سرنوشت او اثري ندارد. من بايد از عموم ملت ايران به خاطر راهپيمايي روز قدس امسال كه بسيار باشكوه و باعظمت برگزار شد , صميمانه تشكر كنم . همينهاست كه نشان دهنده ي اقتدار ملت ايران و عزم جوانان اين ملت بر ادامه ي راه امام بزرگوار و پيگيري اهداف و آرمانهاي انقلاب اسلامي و نظام اسلامي است . دشمن سعي مي كند اين اقتدار را درهم بشكند. هرجا و هر چيزي كه نشانه يي از اقتدار ملت در آن وجود دارد , براي دشمن يك آماج و يك هدف حمله است . اقتدار نظام , اقتدار دولت , اقتدار مسوولان كشور ـ كه خلاصه ي اقتدار ملت و انعكاس اقتدار ملي است ـ براي آنها يك هدف براي حمله است . هر چيزي كه اقتدار معنوي و مادي شما ملت را تضمين مي كند , دشمن با آن مخالف است . دشمن , با بسيج و پيگيري احكام اسلامي و مبارزان راستين و ثابت قدم و روحانيت و جوانان مومن در دانشگاهها و مسوولان پارسا و پيگير و جدي مخالف است . كساني كه در داخل با انگيزه هاي مختلف گاهي حرفهاي دشمن را تكرار مي كنند ـ كه ان شاالله نادانسته و ناخودآگاه و از روي بي اطلاعي است ـ بايد خيلي مراقب باشند. هر نقطه يي را كه دشمن هدف مي گيرد و استكبار و صهيونيسم آن را آماج قرار مي دهند , شما بدانيد آن نقطه يكي از نقاط اصلي اقتدار ملت ايران است ; مي خواهند اين اقتدار را درهم بشكنند. جوانان ما بايد خيلي هوشيار باشند; دانشجويان ما بايد خيلي آگاه و متوجه باشند; عموم ملت هم كه بحمدلله هميشه آگاه بوده اند , بايد خيلي مراقب و مواظب باشند; دشمن نبايد بتواند سواستفاده كند. يك اختلاف نظر جزئي را بزرگ مي كنند و يك نابساماني را چند برابر نشان مي دهند , براي اين كه وحدت و يكپارچگي ملت و مسوولان را مخدوش كنند. اختلافات جزئي و نظري را به شكافهاي عميق اعتقادي تبديل مي كنند; يا اگر نمي توانند تبديل كنند , اين طور وانمود مي كنند; اينها هدفهاي دشمن است ; همه بايد مراقب باشند; مسوولان و روسا هم مراقب باشند; يكديگر را تضعيف نكنند , وظايف قانوني يكديگر را مورد اهانت قرار ندهند و كارهاي قانوني يكديگر را زير سوال نبرند. قوا , يكديگر را تضعيف نكنند. قواي سه گانه و مسوولان در جاي خود وظايف سنگيني دارند و بايد به آن وظايف با جديت رسيدگي كنند. وقتي ملت ببيند مسوولان با يكديگر متحد و متفقند , يك حرف را مي زنند و يك راه را دنبال و يك هدف را تعقيب مي كنند , در دل او نور اميد فروزان تر مي شود; دشمن با اين مخالف است و نمي خواهد بگذارد. اميدواريم پروردگار عالم همه ي ما و ملتهاي اسلامي را بيدار كند و مسوولان كشورهاي اسلامي را به انجام وظايف بزرگشان وادار نمايد. بسم الله الرحمن الرحيم قل هوالله احد. الله الصمد. لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد. والسلام عليكم و رحمه الله


  7. #137
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در پادگان شهيد ستارى4/10/1381

    بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در پادگان شهيد ستارى

    4/10/1381

    بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

    نيروى هوايى يك مجموعه ى باشكوه و زيباست ؛ آميزه يى است از نظاميگرى ، دانش ، فناورى ، شجاعت و هنر؛ و به همين دلايلِ روشن است كه چهره ى نيروى هوايى ارتش جمهورى اسلامى ايران در دوران جنگ تحميلى و دفاع مقدس ، همواره در چشم ملت ايران ، يك چهره ى درخشان و افتخارآميز بوده است . شهيدانى كه در اين نيرو جان خود را كه جزو قيمتى ترين جانها بود در راه دفاع از نظام و انقلاب اسلامى و ميهن عزيز فدا كردند، ستاره هاى درخشانى هستند كه چشمها و دلها را به سوى نيروى هوايى ارتش جمهورى اسلامى ايران مجذوب مى كنند. البته اين مردان شجاع و مؤ من ، اين طور نبود كه فقط در جنگ با دشمنان در برهه يى ، از خود شجاعت نشان دهند و به شهادت برسند؛ اين جوانان و جوانمردان از اولين روزهاى پيروزى انقلاب اسلامى و از هنگامى كه ارتش جمهورى اسلامى ايران احساس كرد با مردم و در كنار مردم و براى مردم است و از آن لحظه يى كه ملت انقلابى و مؤ من ايران احساس كردند نيروهاى مسلحى از آنها دفاع مى كنند كه ملت مى تواند به طور كامل به آنها اعتماد كند، تلاش خود را آغاز كردند. من فراموش نمى كنم آن چهره هاى پُراميد و دلهاى شجاع و آن مجموعه ى جوانان نيروى هوايى را كه در تهران و ساير مراكزى كه پايگاههاى نيروى هوايى در آن مستقر بودند، با تلاشى مؤ منانه و مجاهدانه ، كارها را پيش بردند؛ حتّى بدون آن كه در بسيارى از موارد، مسؤ ولان انقلاب در روزهاى اول ، از سرمايه هاى ارزشمند خود در مجموعه ى نيروهاى مسلح مطلع باشند. همين جوانان مؤ من ، نيروى هوايى را به قابليتها و كارايى هايى رساندند كه توانست تجهيزات جنگى را آماده و بِروز كند؛ آنها را در دفاع از مردم به كار بيندازد و جبهه ى جنگ را كه به طور نابرابر از يك سو به وسيله ى مراكز قدرت در دنيا تقويت مى شد و از سوى ديگر در غربت كامل بود، به نفع ملت ايران يعنى جبهه ى غريب و مظلوم جنگ بيارايد. افتخار نيروى هوايى در دوران دفاع مقدس و پس از آن تا امروز، بر بسيارى از ملتهاى ديگر هم مخفى نماند. براى هر ملتى مقاطعى از تاريخ پيش مى آيد كه براى او سرنوشت ساز است . در اين مقاطع ، بعضى از ملتها با عزم و اراده ى راسخ ، با آگاهى و هوشمندى لازم و با تحرك بجا و بموقع ، خود را به قله هاى شرف و افتخار مى رسانند و با استفاده ى از اين موقعيتها، دورانهاى سخت و ضعف را پشت سر مى گذارند. متقابلا ملتهايى هم هستند
    كه در چنين مقاطعى ، با نشان دادن ضعف و به كار نبردن هوش و اراده ى لازم ، خود را از مجموعه ى ملتهاى پيشرفته و در حال پيشرفت ، به طور جبران ناپذيرى عقب مى اندازند. ملت ايران تا كنون در اين مقاطع توانسته است در ذهنيت جامعه ى جهانى ، ارزش و احترامى براى خود به وجود بياورد كه كم نظير است . ملت ايران در مقاطع دفاع مقدس ، محاصره ى اقتصادى و فشار سياسى و تبليغاتى ، به طور جامع توانست وضعيتى را براى خود به وجود بياورد كه دشمنانش هم اقرار و اعتراف كنند كه ملتى است بزرگ و قدرتمند و پُراستعداد و شايسته ى عزت و سربلندى .
    من به شما جوانان عزيز و افسران و فرماندهان نيروى هوايى و به همه ى كسانى كه در قبال ملت و كشور و تاريخ خود احساس مسؤ وليت مى كنند، عرض مى كنم : عزيزان من ! بهوش باشيد؛ اين مقاطع حساس و تعيين كننده ، از پيش خود را معرفى نمى كنند؛ غالبا بعد از گذر از پيچهاى خطرناك است كه يك ملت مى فهمد چه مسيرى را طى كرده است . لازمه ى اين حقيقت اين است كه هميشه هوش و دانش و عزم و ايمان و جديت را در همه ى بخشها به كار گيريم . مجموعه ى نيروهاى مسلح در دل ملت جا دارند و مدافع مرزهاى استقلال و آبرو و حيثيت ملتند. همه بايد به وظايف خود عمل كنند. مسؤ ولان بخشهاى مختلف هر كدام مسؤ وليتى دارند و بايد اين مسؤ وليت را بدرستى بشناسند و به آن عمل كنند. نيروهاى مسلح از جمله ى حساس ترين بخشهايى هستند كه بايد مسؤ وليتهاى خود را بدرستى بشناسند و به آن عمل كنند. همه ى اين خصوصيات مثبت نظاميگرى ، دانش ، فناورى ، شجاعت ، اخلاق و ايمان را در خود تقويت كنيد. جوانانى كه در اين دانشگاه مشغول گذراندن دوره هاى تحصيلى هستند و جوانانى كه از اين دانشگاه ، پس از گرفتن ذخيره هاى لازم ، به سوى يگانهاى گوناگون گسيل شدند و ماءموريتهايى را بر عهده گرفتند؛ همچنين مسؤ ولان و مديرانى كه اين فرآيند زيبا و جذاب را هدايت مى كنند، همه بايد اهميت مقطع كنونى و لزوم حفظ آمادگيها و افزايش آنها و آمادگى و عزم لازم را براى به كار بردن آنها در هنگام مناسب ، در ياد داشته باشند. اين آمادگيها فقط توجه به تجهيزات نيست ؛ تجهيزات بخشى از ضرورتهاست . مهمتر از تجهيزات ، نيروى انسانى است كه اين تجهيزات را به شكل شايسته به كار مى برد؛ آنها را نگه مى دارد و تعمير و بهسازى مى كند و بر پايه ى آنها فرآورده هاى برتر و والاترى را به وجود مى آورد.
    از فرصت جوانى ، فراغت و مسؤ وليت استفاده كنيد و همچنان كه شايسته ى نيروهاى مسلح و شايسته ى نيروى هوايى است ، در چشم و دل ملت ايران بدرخشيد.
    سلام بر شهيدان عزيز اين نيرو و ارتش جمهورى اسلامى و سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و نيروهاى بسيج مردمى و سلام بر همه ى فداكاران نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران .

    والسّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته

  8. #138
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلاب درخطبه هاي نماز جمعه تهران 01 / 09 / 1381

    بيانات رهبر معظم انقلاب
    درخطبه هاي نماز جمعه تهران

    01 / 09 / 1381

    خطبه اول

    بسم الله الرحمن الرحيم


    الحمدلله رب العالمين نحمده و نستعينه و نومن به و نتوكل عليه و نستغفره و نصلي و نسلم علي حبيبه و نجيبه و خيرته في خلقه و حافظ سره و مبلغ رسالاته سيدنا و نبينا ابي القاسم المصطفي محمد و علي اله الاطيبين الاطهرين المنتجبين سيما بقيه الله في الارضين و صل علي ائمه المسلمين و حماه المستضعفين و هداه المومنين . اوصيكم و نفسي بتقوي الله .
    همه ي برادران و خواهران نمازگزار و خود را به رعايت تقوا و مراقبت از رفتار و گفتار و حتي مراقبت از پندارها و واردات ذهني توصيه مي كنم . ماه رمضان , ماه ذخيره سازي تقواست . از خداي متعال كمك بخواهيم تا بتوانيم در اين ماه براي دوره ي سال و براي همه ي عمر , ذخيره ي ارزشمند تقوا را براي خود فراهم كنيم .
    امروز در خطبه ي اول , جمله يي را از اميرالمومنين (عليه الصلاه والسلام ) مطرح مي كنم كه به وصيت آن بزرگوار به اولاد و بازماندگان خود مربوط است و آن طوري كه خود ايشان ـ بنا به نقل نهج البلاغه ـ در آن نوشته مرقوم داشته اند , مخاطب اين وصيت , همه ي كساني هستند كه اين نامه و اين وصيت به آنها مي رسد; يعني ما هم مخاطب كلمات اميرالمومنين (عليه الصلاه والسلام ) هستيم . اين همان وصيت معروف است كه بعد از يكي دو سطر مي فرمايند : � اوصيكما و جميع ولدي و اهلي و من بلغه كتابي بتقوي الله و نظم امركم و صلاح ذات بينكم � . تقريبا " بيست مطلب در اين وصيت ذكر شده است . بديهي است وصيت يك انسان بزرگ , آن هم وقتي كه در آخرين ساعات عمر او اين وصيت نوشته مي شود , شامل حساس ترين مطالب به نظر اوست . اميرالمومنين اين وصيت را بعد از ضربت ابن ملجم نوشته اند; � لما ضربه ابن ملجم � . تقريبا " بيست مطلبي كه در اين وصيت آمده , مهم است . مطالب , درباره ي دنياطلبي , قرآن , حج , جهاد , يتيمان , همسايگان و... است . دو مطلب از تقريبا " بيست مطلب را انتخاب كرده ام تا امروز عرض بكنم ; يكي � نظم امركم � و دوم � صلاح ذات بينكم � ; يعني ايجاد الفت ميان برادران . از اين جا مي شود فهميد كه اين دو مطلب جزو مطالب بسيار مهم در نظر اميرالمومنين (عليه الصلاه والسلام ) است .
    نظم از جمله ي موضوعاتي است كه وقتي انسان در معنا و مفهوم و كاركرد آن در زندگي خود غور مي كند , اهميت آن را بيشتر درك مي كند. نظم يعني هر چيزي در جاي خود قرار بگيرد. جهان كه در پيرامون ما انسانها و در زمين و آسمان گسترده شده است , يك مجموعه ي قانونمند است . قانون و نظم , بر جميع جريانات و حوادث عالم و حركات دنياي مورد احساس و ديد و جهان پيرامون ما حاكم است . انسان هم يكي از اجزاي همين عالم غ برخوردار از نظم است . زندگي طبيعي انسان هم داراي نظم است . گردش خون , ضربان قلب , دميدن ريه ها و بقيه ي تحركات و فعل و انفعالاتي كه در بدن انسان و جسم آدمي وجود دارد , همه تابع نظم است . اگر عمل و رفتار انسان از نظم برخوردار باشد , هماهنگي ميان او و دنياي پيرامونش تامين خواهد شد. نظم به انسان اين فرصت را مي دهد تا بتواند از هر چيزي به نحو شايسته ي آن استفاده كند و چيزي معطل نماند. اگر در جسم انسان بي نظمي پديد بيايد , با بيماري همراه است , يا نامش بيماري است . عينا " همين مطلب در رفتارهاي انسان ـ چه در زندگي فردي , چه در رفتارهاي اجتماعي ـ وجود دارد; بنابراين نظم داراي اهميت است .
    البته قلمرو نظم , وسيع است ; از زندگي خصوصي انسان و درون اتاقي كه در آن زندگي يا كار مي كند , نظم مطرح مي شود ـ اتاق منظم , اتاق نامنظم ـ تا رفتارهاي فردي ما در محيط كار و درس و تحصيل و تا محيط اجتماعي و ساخت جامعه و بناي نظام اجتماعي ; يعني همان ساختي كه از نظم ويژه يي كه تابع فلسفه ي خاصي است , سرچشمه گرفته است ; همه ي اينها مشمول � و نظم امركم � است كه اميرالمومنين در اين قطعه ي از وصيتشان آن را بيان فرمودند.
    آن حضرت قبل از آن كه نظم را مطرح كنند , تقوا را مطرح كرده اند; اول وصيت هم تقوا آمده است ـ � اوصيكما بتقوي الله و الا تبغي الدنيا و ان بغتكما � ـ ولي بعد از دو سطر , باز مي فرمايند : � اوصيكما و جميع ولدي بتقوي الله و نظم امركم � ; اين جا تقوا را مجددا " تكرار مي كنند. اين شايد اشاره ي به اين نكته باشد كه نظمي در زندگي فردي و نظام زندگي عمومي و اجتماعي انسان مطلوب است كه از تقوا سرچشمه بگيرد و با تقوا همراه و هماهنگ باشد. پس اين يك وصيت كلي است براي همه ي ما كه در زندگي شخصي و خانوادگي و در كارهاي تحصيلي و اداري و در مشاغلي كه در جامعه داريم , نظم و برنامه ريزي را مراعات كنيم . اينها نظمهاي عمدتا " فردي است , اما در سطح جامعه هم بايد نظم را مراعات كنيم . هر كس در هر جايي قرار دارد , خود را موظف بداند نظم اجتماعي را رعايت كند; اين يك ادب عمومي است براي ما در سطح جامعه ; همه هم در اين جهت شريك هستند.
    رعايت قوانين و رعايت برادري و مروت و زياده خواهي نكردن و تجاوز به حقوق ديگران نكردن و رعايت وقت را كردن ـ چه وقت خود , چه وقت ديگران ـ رعايت مقررات در عبور و مرور و رفت و آمد و مسائل مالي و تجاري و امثال اينها , همه مصاديق نظم است . يك مصداق مهم نظم هم اين است كه ميان كاركرد ما در جامعه و افكار و عقايد و شعارهاي ما هماهنگي برقرار باشد. از بي نظمي هاي بسيار خطرناك يكي همين است كه در جامعه يي مباني فكري و عقيدتي و چيزهايي كه جامعه به آن ايمان و اعتقاد دارد , يك چيز باشد; اما رفتارهايي كه براساس همين قواعد و باورها بايد شكل بگيرد و هنجار عمومي اجتماعي را تشكيل بدهد , با آن باورها و فكرها و مباني منطبق نباشد; اين نوعي دورنگي و دورويي و نفاق عمومي را به وجود مي آورد و بسيار خطرناك است .
    اسم اسلام را آوردن و تكرار كردن , اما عمل به مباني اسلامي نداشتن ; اسم حقوق بشر را به عنوان مبنا و قاعده ي فكري مطرح كردن , اما در عمل هيچ رعايت حقوق بشر را نكردن كه امروز در سطح بين المللي متاسفانه يكي از بلاهاي بزرگ جامعه ي بشري اين است ـ اسم آزاديخواهي را آوردن , اما در عمل رعايت آزادي ديگران را نكردن ; اسم قانون و قانون طلبي را آوردن , اما در عمل پابند به قانون نبودن , از جمله ي چيزهاي بسيار بد است ; يكي از مصداقهاي بارز و خطرناك بي نظمي است . البته مسوولان كه مي خواهند مقررات و قوانين را به وجود بياورند يا اجرا كنند , بايد بيشتر رعايت كنند; آحاد مردم هم در رعايتهاي عمومي خودشان بايد به اين موضوع توجه كنند.
    مطلب دوم , � صلاح ذات بينكم � است . صلاح ذات البين كه اميرالمومنين در وصيت مهم خود آن را بيان مي كنند , فقط ائتلاف و اتحاد ظاهري نيست كه دو گروه و دو جماعت بر سر يك چيز , قراردادي ببندند و ائتلاف ظاهري تشكيل بدهند; از اين بالاتر است ; يعني في مابين همديگر , دلها با هم صاف بشود; ذهنها نسبت به يكديگر خوشبين بشود و هيچ گونه تعرض و ايذايي از كسي و از جناحي به يك مجموعه ي ديگر صورت نگيرد.
    در همين جمله , بعد از اين كه مي فرمايند � و صلاح ذات بينكم � , به سخن پيغمبر اكرم استشهاد مي كنند و مي فرمايند : � و اني سمعت جدكما (صلي الله عليه واله وسلم ) يقول صلاح ذات البين افضل من عامه الصلاه و الصيام � ; يعني فضيلت اصلاح ذات البين مردم ـ دلها را به هم نزديك كردن و ذهنها را نسبت به هم خوشبين كردن ـ از هر نماز و روزه يي بيشتر است . اگر كسي نماز مستحبي بخواند يا روزه ي مستحبي بگيرد , يا برود براي اصلاح ذات البين تلاش كند; دومي افضل است . اين هم از چيزهايي است كه ما امروز به آن خيلي احتياج داريم .
    يكي از كارهايي كه دشمنان ملت ايران از اول انقلاب تاكنون به طور جدي دنبال آن بوده اند , همين دل چركين كردن گروه هاي جامعه نسبت به يكديگر است ; چه گروه هاي سياسي , چه گروه هاي مذهبي و ديني و چه قشرهاي مختلف . در طول زمان , استعمار و بخصوص استعمار انگليس ـ آن وقتي كه بر تمام مناطق خاور ميانه و كشور ما و كشورهاي ديگر مسلط بود ـ اين سياست را دنبال مي كرد , بعد هم ديگران ياد گرفتند; امريكاييها هم امروز همين كار را مي كنند; دشمنان ملت ايران هم نسبت به كشور ما همين كار را در برنامه ي خود دارند; دلها را نسبت به هم چركين و قشرها را از يكديگر روگردان كنند.
    اول انقلاب به بركت فرياد اصلاح طلب امام و حركت اصلاحي انقلاب , دلها و قشرها به هم نزديك شدند. سالهاست آن شكافهايي كه قبل از انقلاب بين قشرها وجود داشت , ديگر الان نيست . بين روحاني و دانشجو , بين نظامي و غير نظامي , بين روشنفكر و مجموعه ي كاسب و تاجر شكافهاي سنتي يي وجود داشت كه سالها روي آن كار شده بود; اما اين شكافها بعد از انقلاب ترميم شد , از بين رفت و يا كم شد. الان بار ديگر دارند اينها را به وجود مي آورند; همچنان كه شكافهاي مذهبي را زياد مي كنند و گروه هاي مذهبي را وادار به تظاهر به دشمني با يكديگر مي كند , براي اين كه شكاف ايجاد شود. شكافهايي كه بين بدنه ي يكپارچه ي مردم به وجود مي آيد , راه را براي دشمن باز مي كند و دشمن با اين اختلافها مي تواند در داخل يك جامعه و يك كشور نفوذ كند و سياستهاي خود را دنبال نمايد; همه بايد خيلي مراقب باشند.
    شما مي بينيد الان تبليغات جهاني روي چند چيز متمركز است ; يكي از آنها اين است كه در داخل نظام جمهوري اسلامي , مجموعه ي متصديان و خدمتگزاران نظام و كارگزاران كشور را به دو دسته تقسيم مي كنند و براي هر دسته اسم مي گذارند; البته يك عده هم ساده لوحانه در داخل كشور همان حرفي را كه آنها مي زنند , تكرار مي كنند; كه در واقع حرف اينها نيست , حرف آنهاست . همان دشمن خارجي وقتي متصديان نظام را به دو دسته تقسيم مي كند , اعلام مي كند ما با اين دسته موافق و با آن دسته مخالفيم ; يك دسته اسمشان اصلاح طلب است , يك دسته اسمشان محافظه كار است . اينها دام دشمنان است ; همه بايد متوجه باشند در دام دشمن قرار نگيرند. اميرالمومنين به ما مي گويد : � صلاح ذات بينكم � ; دلها را با هم صاف و به هم نزديك كنيد. اختلاف سليقه ها را به معناي دشمني تلقي نكنيد. اختلاف نظر و اختلاف سليقه , حتي اختلاف عقايد سياسي و ديني و غيره , تا آن جايي كه به مباني عملي نظام ارتباطي ندارد , مي تواند موجب دشمني و جدايي و خصومت با يكديگر نشود.
    اميرالمومنين زندگي خود را ـ زندگي يي كه هر ساعتش به قدر عمرها ارزش داشت ـ وقف كرد براي اين كه جامعه را در زمان خود , و جامعه ي اسلامي و بشري را در طول تاريخ هدايت كند و بسازد. خوشبختانه ملت ما , ملت علوي است و معتقد و مريد و عاشق اميرالمومنين (عليه الصلاه والسلام ) است . لازمه ي اين محبت اين است كه كلمات آن بزرگوار را آويزه ي گوش كنيم ; اينها را فقط يك توصيه ي خشك و خالي به حساب نياوريم ; براي عمل , آنها را در پيش روي خود قرار بدهيم و تصميم بگيريم . آن بزرگوار در اين راه مجاهدت كردند و در همين راه هم به شهادت رسيدند. � قتل في محراب عبادته لشده عدله � ; عدالت او موجب شهادت او شد. پايبندي واقعي و صادقانه و صميمي او به عدالت و مبناي اصيلي كه آن بزرگوار در همه ي دوران حكومتش آن را دنبال مي كرد , موجب شد جان او در معرض اين تهديد قرار بگيرد و خون مبارك آن بزرگوار در محراب عبادت ريخته شود. ما در زيارت عاشورا به امام حسين عرض مي كنيم : � السلام عليك يا ثارالله و ابن ثاره � ; يعني مثل خون اباعبدالله (عليه السلام ) , صاحب خون اميرالمومنين هم خداوند متعال است ; چون اين خون هم در راه احقاق حق و احياي عدالت بر زمين ريخته شد. همه بايد به احترام اين خون پاك و آن شخصيت عظيم و قدسي و آن ولي اعظم الهي سعي كنيم اين فرمايشها و توصيه ها را كه خطاب به ما هم هست , در عمل خودمان رعايت كنيم .
    پروردگارا! ما را جزو پيروان واقعي اميرالمومنين قرار بده . پروردگارا! ما را با محبت و ولايت آن بزرگوار زنده بدار و با محبت و ولايت آن بزرگوار بميران و در راهي كه او پيمود , ما را ثابت قدم بدار.


    بسم الله الرحمن الرحيم
    والعصر. ان الانسان لفي خسر. الا الذين امنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.


    خطبه دوم
    بسم الله الرحمن الرحيم


    الحمدلله رب العالمين والصلاه والسلام علي سيدنا و نبينا ابي القاسم المصطفي محمد و علي اله الاطيبين الاطهرين المنتجبين الهداه المهديين المعصومين سيما علي اميرالمومنين و الصديقه الطاهره سيده نسا العالمين والحسن والحسين سيدي شباب اهل الجنه و علي بن الحسين زين العابدين و محمدبن علي و جعفربن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد والحسن بن علي والخلف القائم المهدي حججك علي عبادك و امنائك في بلادك و صل علي ائمه المسلمين و حماه المستضعفين و هداه المومنين . اوصيكم عبادالله و نفسي بتقوي الله .
    بار ديگر همه ي برادران و خواهران نمازگزار عزيز را به رعايت تقوا و مراقبت از رفتار و گفتار و پندار و كردار خويش در همه ي احوال دعوت و توصيه مي كنم .
    آنچه در اين خطبه لازم است مطرح بشود , نگاهي است به تحولات جهان اسلام و مسائل مهمي كه امروز مسلمانها با آن مواجهند. همچنين اشاره ي كوتاهي است به مسائل خود ما در داخل كشور , كه البته اينها با مسائل جهاني بي ارتباط هم نيست . در جهان اسلام آنچه امروز بروشني به چشم مي خورد , روش خصومت آميز و جبهه گيري خشونت باري است كه از سوي مراكز قدرت استكباري و عمدتا " از سوي امريكا نسبت به مسلمانهاي عالم ديده مي شود. البته گاهي سعي مي كنند با روشها و شيوه هاي سطحي بگويند ما با مسلمانها مساله يي نداريم ; اما اين روشها فايده يي ندارد; چون در عمل و گفتار , بخصوص در يكي دو سال اخير , بارها نشان داده اند كه در دلشان كينه ي عميقي نسبت به مسلمانها و جوامع اسلامي وجود دارد. امروز شايد در سطح دنياي اسلام هيچ كشور اسلامي را نشود پيدا كرد كه از تحريكات و آسيبهاي گوناگون امريكا و قدرت استكباري محفوظ و مصون باشد. كشورهاي عربي , حتي كشورهايي هم كه سوابق دوستي سنتي با امريكا دارند , امروز به انحا مختلف زير فشار و مورد آزارند.
    آن طور كه از حرفهاي مسوولان امريكايي بر مي آيد ـ كه در گفتارها و مصاحبه ها و در گوشه كنار , اين حرف از آنها بروز مي كند ـ هدفشان اين است كه منطقه يي را كه اتفاقا دنياي اسلام در آن قرار دارد و از لحاظ سوق الجيشي و موقعيت جغرافيايي و همچنين از لحاظ منابع طبيعي ـ بخصوص نفت ـ بي نظير و درجه ي يك است , از وجود مزاحمي به نام اسلام و فكر اسلامي و انگيزه هاي اسلامي بكلي خلاص كنند و آن را صد در صد در مشت و قبضه ي خود بگيرند. اين مطالب , تحليل نيست . البته يك روز ما همين مطالب را به عنوان تحليل مطرح مي كرديم و مي گفتيم اينها با اسلام مخالفند; اما امروز اين مطالب در واقع خبرهايي است از آنچه وجود دارد و اتفاق مي افتد و به آن اقرار مي كنند.
    علت واقعي اين دشمني اين است كه امروز قدرت استكباري امريكا با حرص روزافزوني در صدد توسعه ي قدرت و نفوذ خود است و ـ همان طور كه گفتيم ـ منطقه ي خليج فارس به طور خاص , منطقه ي خاور ميانه و تقريبا " عمده ي مناطق اسلامي و به يك معنا همه ي مناطق اسلامي جزو مناطقي است كه اگر قدرت استكباري امريكا توانست آنها را تحت نفوذ خود در بياورد , از لحاظ نفت و گاز ـ كه در واقع رگ حيات دنياي صنعتي غ كنوني است ـ و از لحاظ موقعيت سياسي و جغرافيايي , ديگر درد سري نخواهد داشت .
    ادعاي حقوق بشر و گسترش دمكراسي و آزادي در دنيا و حرفهايي كه سران امريكا در سخنرانيهاي رسمي خود مي زنند , هيچ كس در دنيا آنها را باور نمي كند; اينها شعارهايي است كه خيلي كم اثر شده است . شعار طرفداري از حقوق بشر يا شعار گسترش دمكراسي در دنيا كه امروز رئيس جمهور امريكا و ديگران در حرفهاي خود آنها را تكرار مي كنند , كسي باور نمي كند. اين قدر اينها با ديكتاتورهاي خونخوار همكاري كرده اند و براي تامين منافع خود به آنها كمك كرده اند كه ديگر اين حرف امريكا امروز در دنيا براي همه ـ نه تنها براي ما كه سالهاست ملت ايران اين مطالب را مي دانند ـ كاملا غير قابل قبول است . حتي زياده خواهي و توسعه طلبي امريكا موجب شده است كشورهاي اروپايي هم در خصوص برخي از مسائل , به طور واضح با امريكا مقابله كنند; چون آنها هم متوجه اين هدف هستند و احساس خطر مي كنند.
    در همين قضيه ي عراق ـ كه من بعدا مختصري درباره ي آن عرض خواهم كرد ـ امريكاييها مي خواستند بدون قيد و شرط , جنگ خونين و پرضايعه يي را در اين منطقه به وجود بياورند. البته باز هم از اين فكر منصرف نيستند; منتها آن طوري كه اول كار مي خواستند مهارگسيخته وارد بشوند , پيش نيامد و نتوانستند آن گونه عمل كنند. هدف آنها اين بود كه به عراق حمله كنند و به هر قيمتي براي مردم اين كشور وضعيت خونيني ايجاد كنند و به اين بهانه بر منابع نفتي عراق مسلط شوند. اول , هزينه هايي را كه خودشان در اين حمله متحمل شده اند , از محل نفت عراق بگيرند ـ يعني جنگ را خودشان تحميل كنند , كشتار را خودشان راه بيندازند , اما پولش را از مردم عراق بگيرند! ـ بعد هم اختيار نفت عراق را در دست داشته باشند و نفت اين كشور زير كليد آنها باشد و جاي پاي ديگري را در منطقه ي خليج فارس اضافه كنند. هدفهاي امريكا كاملا استعماري , استكباري , زياده طلبانه , ضد حقوق بشر و ضد حقوق ملتهاست . اروپاييها متوجه اين معنا هستند و با روشهايي كه ممكن بود آنها در سازمان ملل و غيره به كار بزنند , فعلا جلوي امريكا را تا برهه ي كوتاهي گرفته اند. بنابراين تحركي كه امروز عليه اسلام در منطقه ي ما وجود دارد , عامل و موجب اصلي آن همين است كه اينها با اسلام مخالفند و از آن مي ترسند; احساس مي كنند كه با وجود فكر اسلامي , تسلط فرعوني و مستبدانه يي كه مي خواهند بر اين مناطق پيدا كنند و ثروت مادي و معنوي آنها را بمكند و نابود كنند , ممكن نيست ; لذا اسلام را به عنوان معارض واقعي خودشان احساس و با آن مبارزه مي كنند.
    عامل اصلي دشمني آنها با كشور و ملت ما هم همين نكته است . اين كه ملاحظه مي كنيد بعد از پيروزي انقلاب تاكنون ـ كه قريب بيست و چهار سال مي گذرد ـ امريكاييها از دشمني با ملت و كشور و نظام جمهوري اسلامي هرگز دست نكشيده اند و يك لحظه از دشمني باز نايستاده اند , علت همين است . اين جا پايگاه سياسي و اقتصادي امن و امان امريكاييها بود; اما فكر اسلامي و ايمان اسلامي اين ملت را بيدار كرد و آنها توانستند به بركت اسلام , دست اين سلطه طلب زياده خواه غ زورگوي چپاولگر را كوتاه كنند. در حقيقت , اسلام در كشور ما بزرگترين ضربه را به استكبار امريكايي زده است ; بنابراين آنها هم بزرگترين كينه را دارند و بي مهار اقداماتي مي كنند.
    البته توجه داشته باشيد امروز امريكا هم مثل همه ي انسانها و مجموعه هايي كه مست قدرتند ـ كه معمولا مستي قدرت , اشتباه پذيري مي آورد; يعني انسان دچار اشتباه و خطاي فاحش مي شود ـ دارند دچار خطاهاي فاحشي مي شوند. آنها مست قدرتند و درست نمي فهمند چه مي كنند; لذا اشتباهات بزرگي را مرتكب مي شوند و همين اشتباهات , زير پاي آنها را بكلي خالي خواهد كرد. در آينده يي كه خيلي هم دور نيست , همين اشتباهات فاحش , امريكا را به زانو درخواهد آورد. آن طور كه آنها قلمداد مي كنند و بلندگوها و تبليغاتچي هايشان هم در گوشه و كنار اين گونه وانمود مي كنند كه ديگر چاره يي نيست , امريكا يك قدرت قاهر است و بايد با آن ساخت و به نحوي با آن كنار آمد , اين گونه نيست ; اين قدرت قاهر به خاطر مستي قدرت , دارد اشتباه مي كند و اين اشتباه هم دارد زير پاي او حفره و گودال بسيار خطرناكي را به وجود مي آورد.
    البته در نماز جمعه و در ديدار با شما نمازگزاران عزيز نمي خواهم تحليل سياسي بكنيم ; مايلم حقيقت و لب مطلب را براي ملت عزيزمان روشن كنم . دشمني آنها با ايران اسلامي به خاطر اين است كه در اين جا بزرگترين ضربه را از اسلام خورده اند. اين ضربه ممكن بود در كشورهاي ديگر هم تكرار شود; كما اين كه بيداري در دنياي اسلام , به بركت بيداري مسلمانها در كشور ما به وجود آمد. امروز همين مساله ي بسيار مهم فلسطين كه در حقيقت امريكا و اسرائيل را در بن بست كامل قرار داده است ـ يعني بيداري ملت فلسطين ـ بر اثر بيداري ملت ايران به وجود آمده است ; والاض قبل از آن كسي تصور نمي كرد كه به وسيله ي ملت فلسطين بشود كاري كرد كه اسرائيل و صهيونيست هاي غاصب و امريكا به چالش كشيده شوند. تا اين دوره , چنين چيزي اتفاق نيفتاده است كه امروز در فلسطين اشغالي دارد مي گذرد. بيداري ملتهاي مسلمان در كشورهاي ديگر هم همين طور است .
    الان روح نفرت از امريكا و مداخلات امريكا و از دست نشاندگان امريكا در كشورها , در دنياي اسلام دارد روزبه روز بيشتر توسعه پيدا مي كند. ميل به عزتي كه از ناحيه ي اسلام عايد ملتها مي شود , امروز در ملتها دارد روزبه روز زنده مي شود و رشد پيدا مي كند. چيزي كه از آن مي ترسيدند , اين بود كه انقلاب اسلامي ايران عينا در كشورهاي ديگر هم تكرار شود. با روشهاي مختلف جلوي اين را گرفتند , اما نتوانستند جلوي گسترش فكر اسلامي و بيداري اسلامي را بگيرند. بيداري اسلامي در همه ي دنياي اسلام گسترش پيدا كرده است ; ما بايد به اين نكته توجه داشته باشيم .
    ملت ايران بايد بدانند چه كار بزرگي انجام داده اند. طبيعي است كه در چنين شرايطي , دشمنان همه ي همت خود را عليه نظام جمهوري اسلامي متمركز كنند. چگونه اين كار را بكنند با حمله ي نظامي كاري از پيش نمي برند; خودشان هم مي دانند. كودتا و روشهاي براندازي را تجربه كردند و ديدند كاري از پيش نمي برند. يك راه براي آنها بيشتر باقي نمي ماند و آن اين است كه در درون ملت نفوذ كنند; افكار و انگيزه هاي مخالف با اسلام را همراه با تهمت و اهانت و ناروا گويي نسبت به انقلاب اسلامي گسترش بدهند; بتدريج دلهاي مردم را نسبت به سرچشمه ي جوشان و فياضي كه آنها را در طول سالها وادار به حركت و مقاومت كرده است , سرد كند; اين جزو كارها و برنامه ريزي هاي اصلي آنهاست . خود آنها از اين حركت به � فروپاشي � تعبير كرده اند و گفته اند ما مي خواهيم نظام اسلامي فروبپاشد. فروپاشي يعني چه يعني ملت را نسبت به آرمانهاي انقلاب دچار ترديد و تزلزل و دودلي كنند و مردم پشتيباني لازم را از نظام نداشته باشند. اين , سياست دشمن است .
    بنده به ملت ايران مكرر عرض كرده ام , در همين نماز جمعه هم يكي دو سال پيش عرض كردم كه مهمتر از شناختن دشمن , شناختن دشمني و روش دشمني كردن اوست . اگر انسان بداند دشمن از چه راهي وارد مي شود , حواس خود را جمع خواهد كرد. همه , دشمن را مي شناسند. امروز دشمن ملت ايران , دشمن استقلال و آزادي ملت , دولت استكباري و متكبر امريكاست ; در اين شكي نيست ; به اين موضوع , خودشان هم اعتراف مي كنند. البته گاهي چاپلوسانه و رياكارانه مي گويند ما با ملت ايران مخالف نيستيم , اما اتفاقا مخالفت اصلي آنها با ملت ايران است ; چون ملت ايران است كه اين قيام عظيم را به راه انداخت ; ملت ايران است كه دارد اين پشتيباني صادقانه و غيرتمندانه را از اسلام مي كند; ملت ايران است كه موجب شده امريكا نتواند طمع بورزد; والا اگر ملت ايران پشتيبان نظام و مسوولان نبود , مگر مسوولان مي توانستند در مقابل اين زياده خواهي ها بايستند ما اين دشمن را مي شناسيم , اما روش دشمني را هم بايد شناخت . امروز روش دشمني , ايجاد اختلاف و نفرت و كينه ي ميان آحاد مردم است ; ايجاد دلسردي نسبت به آرمانهاي اسلامي است ; منحرف كردن شعارهاي مردم و طرح شعارهايي است كه با حركت عظيم مردم هيچ همخواني ندارد.
    در خيلي از كشورهاي دنيا ـ همه جا را نمي دانيم ـ نخبگاني هستند كه دست آموز مراكز استكباري اند; زمان انگليسي ها هم بودند , شوروي ها هم داشتند , امروز هم امريكايي ها دارند. نخبگان و درس خواندگان و تحصيلكردگاني را انتخاب مي كنند و آنها را با تطميع و با روشهايي كه خودشان مي دانند , به عنوان سخنگويان خود در داخل كشورها قرار مي دهند. كار اينها اين است كه حرف آنها را بزنند و تكرار كنند و براي ايده هاي آنها استدلال كنند. چنين كساني در كشور ما هم بوده اند , امروز هم هستند و از اول انقلاب هم بوده اند. اينها بلندگوهايي دارند كه براي آنها حرف بزنند و نظرات و يا حرفهاي آنها را تكرار كنند.
    ملت ما بروشني بيان كرده است كه دنبال چيست . ملت ما آن روزي كه پشت سر امام قرار گرفتند ـ چه در دوران انقلاب , چه در دوران هشت سال دفاع مقدس ـ و چند صد هزار جوان خود را در اين راه دادند , مشخص كردند كه دنبال چه چيزي هستند. ملت دنبال دمكراسي غربي نبود. ملت مسلمان ما و كساني كه در دوران مبارزات زمان رژيم طاغوت , در زندانها آن رنجها را كشيدند و آن شلاقها را خوردند , دنبال جمهوري غربي و فرهنگهاي ملحد غربي و دمكراسي دروغين غرب و شرق نبودند. مادراني كه فرزندان خود ـ گاهي دو پسر , سه پسر , چهار پسر ـ يا داماد و شوهر خود را قرباني كرده اند و خم به ابرو نياوردند و احساس افتخار كرده اند , دنبال دمكراسي غربي و جمهوري دمكراتيك و امثال اينها نبودند. منشور واقعي انقلاب و خواست حقيقي مردم همان چيزي است كه در قانون اساسي ما ـ بخصوص در اصول اول آن ـ منعكس شده است . مردم رشد معنوي و رفاه مادي را در سايه ي اسلام و به بركت اسلام و حاكميت مقررات اسلامي خواستند; الان هم همين را مي خواهند. ما هيچ ملتي را مثل ملت ايران سراغ نداريم كه پاي آرمانهاي معنوي و الهي خودش را با خون چند صد هزار شهيد امضا كرده باشد. ملت خود ما هم در گذشته چنين كار بزرگي را انجام نداده است كه در اين دوره انجام داد. كشورهايي كه دمكراسي غربي را تجربه كرده اند , ما ديديم به چه فلاكت و ذلتي افتادند و چگونه به نام دمكراسي , پنجه هاي طماعان غرب و بخصوص امريكا در دوره ي اخير در جسم و جان آن مردم فرو رفت و همه چيز آنها را به يغما برد. مردم ما دنبال اين نوع دمكراسي نبودند. امروز هم ملت ما به دنبال تحقق آرمانهاي اسلامي است كه در درجه ي اول , عدالت و معنويت و آزادي ـ به معناي حقيقي اسلامي ـ و استقلال كشور از شر قدرتهاي بيگانه و متجاوز خارجي است ; اينها چيزهايي است كه ملت ما دنبال آن هستند , براي آن فداكاري كردند و بعد از اين هم براي آن فداكاري خواهند كرد. ملت بايد مراقب و هوشيار باشند تا دشمن نتواند با روشهاي موذيانه ـ چه امنيتي , چه سياسي و چه تبليغاتي ـ در صفوف آنها نفوذ كند.
    منشور رسمي و قانوني انقلاب و كشور عبارت است از قانون اساسي ما. همه ي چيزهايي كه براي اداره ي امور ملت لازم است , به شكل متين و مستحكمي در اين منشور وجود دارد. منشور معنوي انقلاب هم وصيتنامه ي امام و وصيتنامه هاي شهداست . اين وصيتنامه ها را بخوانيد و ببينيد شهدا كه در ميدان جنگ جان خود را فدا كردند , براي چه فدا كردند و دنبال چه بودند. مگر مي شود از مجموعه ي فداكاريها و آرمانهاي يك ملت , كسي به اين آساني دست بشويد ! اينها راه ماست ; اينها مايه هاي سعادت ماست كه بايد دنبال كنيم .
    بنده وقتي به قضاياي دو سه سال اخير در داخل كشور خودمان نگاه مي كنم , مي بينم بحمدالله ملت ما حقيقتا ملت وفادار و با اخلاص و مومن و غيرتمندي است و در اين چيزها جزو ملتهاي نمونه است و با وجود اين كه در مسوولان كشور هم در گوشه و كنار نقصها و خطاهايي وجود دارد ـ كه البته هر مجموعه يي خالي از خطا و نقص نيست ـ ليكن در مجموع در جهت همين آرمانها دارد حركت و برنامه ريزي و كار و تلاش مي كند. با وجود همه ي اينها , من مي بينم كه دشمن به بخشهايي از كشور ما ـ عمدتا هم به جوانهاي ما ـ دل بسته است ; چون نسل جوان در كشور ما يك نسل كاملا گسترده است و اين از نقاط قوت ماست كه اين همه جوان داريم ; چه جوانهاي دانشجو , چه كساني كه قبل از دانشجويي اند , چه كساني كه فارغ التحصيل شده اند , چه كساني كه مشغول كارند و درس نمي خوانند. نسل جوان ما يكي از مايه هاي قوت كشور و انقلاب ماست ; دشمن هم به همين نسل و به تحريك پذيري و احساساتي بودن آنها چشم دوخته است ; جوانها بايد خيلي مراقب باشند.
    دو سه سال قبل از اين ديديد در همين دانشگاه تهران و بعضي از نقاط ديگر , يك عده آدمهاي مفسد ـ به معناي واقعي كلمه ـ با تعدادي دانشجو چه كردند. احساسات را تحريك بكنند , شايعات دروغ در دست و بال آنها بيندازند , حقايق را قلب كنند و نظام و اسلام را متهم كنند. آن روز خيلي هم اميد بسته بودند كه بتوانند در كشور جنجالي به وجود بياورند و آشوب و غوغايي درست كنند. آن موقع ملت ايران با متانت كامل و با اقتدار ـ اقتدار ملت , يعني اين ـ به ميدان آمد و نگذاشت ; اما باز دارند از اين كارها مي كنند. گاهي بهانه يي پيدا مي كنند و گاهي هم بدون بهانه اين كارها را مي كنند. همه بايد مراقب باشند; نبايد براي دشمن بهانه ايجاد كرد تا بتواند سو استفاده كند. نبايد با تحريك دشمن , متحرك شد.
    امروز نظام اسلامي در مقابل زياده طلبي و فزون خواهي و سلطه طلبي مستكبرترين مستكبران عالم ايستاده است . جوان , طبيعتش عدالت طلبي و ميل به اجرا و تحقق آرمانهاست . هر جواني به طور طبيعي موضعش در كنار موضع نظام اسلامي است ; چه جوان داخل كشور خودمان , چه جوانهاي كشورهاي ديگر; كمااين كه مي بينيم همين طور هم هست . كسي كه نظام اسلامي را ـ كه عليه فساد و ظلم و بيدادگري و تبعيض در دنيا قيام كرده است ـ به استبداد و ضديت با آزادي و ضديت با حقوق بشر متهم كند , يا خود دشمن است , يا فريب دشمن را خورده است ; اين را بايد همه ـ بخصوص جوانهاـ توجه داشته باشند.
    در كنار اين مطلب , اين هم هست كه هر وقت حركت سازنده يي در كشور به وجود مي آيد , از آن طرف دشمن براي اين كه جمهوري اسلامي نتواند حركات سازنده را انجام بدهد , تحريكاتي در كنارش به راه مي اندازد. الان چندي است كه راجع به علم و تحقيق و اهميت آن , حرفهايي جدي وجود دارد. در ملاقات با بنده ـ چه استاد , چه دانشجو , چه روساي مراكز علمي و دانشگاهي ـ هر كدام كه درباره ي مسائل دانشگاه حرف مي زنند كه مكرر هم اتفاق مي افتد ـ راجع به اهميت علم صحبت مي كنند و از عقب ماندگيهاي ما در مسائل مربوط به علم و تحقيق و پژوهش و امثال اينها گله و شكوه مي كنند. بنده هم به مسوولان بارها تذكر داده ام و تصميمهاي خوبي هم گرفته اند و كارهايي را هم كرده اند. بنابراين حركت به سمت رونق دادن به بازار علم و تحقيق و زبده پروري و ذهنها را در دانشگاهها و مراكز علمي پرورش دادن , چندي است كه جدي تر از گذشته شروع شده است ; اما يك وقت شما مي بينيد در دانشگاه بهانه يي پيدا مي شود براي اين كه نه تنها علم و تحقيق , بلكه اصل جريان و روال معمول دانشگاه ها هم به خطر بيفتد و دچار وقفه و تعطيل بشود! اين كار كيست اين كار دشمن نيست همان وقتي كه كشور نهايت احتياج را دارد به اين كه جوانها دنبال علم و تحقيق و پرورش نيروي فكري خود باشند و نظام هم براي اين كار دارد برنامه ريزي مي كند و جدي تر از گذشته آن را دنبال مي كند و اين يك نياز طبيعي است و همه آن را احساس مي كنند , ناگهان عده يي پيدا بشوند و دانشگاه و دانشجو و استاد و محقق را از كار معمولي خود باز بدارند يا مزاحمت ايجاد كنند.
    البته معلوم است كه اين حركات به جايي نخواهد رسيد. كساني كه اميد بسته اند تا بتوانند با تحريكات و موذيگري هاي اين گونه , نظام را دچار مشكل كنند , بايد بدانند موج و اراده و عزم مردمي آن قدر قوي است كه اين چيزها را براحتي در خود حل خواهد كرد; ولي بالاخره فضاي تشنج و هرج و مرج در كشور , به ضرر مردم و مسوولان و نظام تمام مي شود. كساني كه ندانسته اين چيزها را زمينه سازي و تشديد مي كنند و هرج و مرج به وجود مي آورند و بار سنگين وزر اين كار را بر دوش مي گيرند , بايد بدانند مسووليتشان خيلي سنگين است .
    ملت امروز به وحدت كلمه , كار , تلاش پيگير , عدم وقفه ي در همه ي كارهاي سازنده ـ بخصوص كارهاي علمي ـ و مبارزه ي با فساد و تبعيض و بي عدالتي احتياج دارد; اينها جزو كارهاي واجبي است كه بر عهده ي همه ي مسوولان است ; چه مسوولان دولتي , چه مسوولان قضايي . امروز براي ملت ما , روز كار و تلاش است ; روز اين نيست كه بنشينند و بازتاب امواج دشمني هاي دشمن را در اين جا تماشا كنند و به هم حواله بدهند; بايد خيلي هوشيار باشند.
    در زمينه ي مسائل جهاني ـ همان طور كه عرض كرديم ـ استكبار اشتباهات بزرگي مرتكب مي شود. يكي از اين اشتباهات , وضعيتي است كه امروز امريكا در حمايت از رژيم صهيونيستي دارد. امروز دو پديده را مي شود در رژيم صهيونيستي ديد : يكي خشونت و سبعيت از حد گذشته است , كه سبعيتي كه امروز صهيونيستها در برخورد با صاحبان سرزمين فلسطين دارند به خرج مي دهند , واقعا " داستان عجيب و حيرت انگيز و بي سابقه يي است . دومين نكته اين است كه رژيم صهيونيستي در بن بست كامل قرار گرفته و هيچ راهي ندارد. اشتباه امريكا اين است كه در اين وضعيت , به طور واضح و آشكار از رژيم صهيونيستي حمايت مي كند و به اسرائيل و به مسوولان آن , چك سفيد داده تا هر غلطي بخواهند بكنند , بكنند و هر جنايتي مي خواهند مرتكب بشوند , بشوند; اين جزو اشتباهات جبران ناپذير امريكاييهاست و چوب آن را خواهند خورد. ملت فلسطين نشان داده است كه ملت لايق و مقاومي است ; نشان داده است كه با دست خالي مي توان در مقابل يك رژيم مسلط و مسلح و بي رحم و خشن مثل رژيم اسرائيل , ايستادگي و مقاومت كرد; اين هم درسي است به ملتهاي ديگر.
    امروز همه ي ما وظيفه داريم از مردم فلسطين حمايت معنوي و مادي بكنيم . فعلا نزديك ترين فرصت براي حمايت , جمعه ي آينده است كه جمعه ي آخر ماه رمضان است . اين را هم عرض بكنيم كه امروز , روز شانزدهم ماه است . بنابراين اگر پنجشنبه , اول ماه باشد ـ كه فعلا شرعا اين است , چون غير از اين ثابت نشد و تكليف شرعي اين است كه پنجشنبه را اول ماه به حساب بياوريم ـ روز دوشنبه يي كه مي آيد , نوزدهم ماه است و شب دوشنبه ـ شب نوزدهم ـ شب احيا است كه ان شاالله مومنين به وظايف خودشان در شبهاي قدر عمل مي كنند. روز جمعه ي آينده هم روز بيست و سوم ماه خواهد بود كه جمعه ي آخر ماه و روز قدس است . ان شاالله ملت ما در جمعه ي آينده ـ كه روز قدس است ـ حضورشان دشمن شكن خواهد بود.
    هفته ي بسيج هم در پيش است و همه ي ملت ايران تجليل از بسيج را ان شاالله جزو وظايف خودشان خواهند دانست . بسيج عظيم مردمي , يكي از نعمتهاي بزرگ الهي است .
    اميدواريم خداوند متعال ما را به آنچه وظيفه ي ماست و از ما سوال خواهد كرد , آشنا كند و ما را بر انجام آن موفق بدارد.

    بسم الله الرحمن الرحيم
    قل هوالله احد. الله الصمد. لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا " احد.


  9. #139
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار دانشجويان نمونه و ممتاز دانشگاهها

    بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار دانشجويان نمونه و ممتاز دانشگاهها

    7/9/1381

    بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

    خيلى جلسه شيرين و مطلوبى براى بنده است . البته بناى اين جلسه ، نمادين است ؛ يعنى اين كه در اين چندين ساله كه يك روز از ماه رمضانِ هر سال را با جمعى از پسران و دختران دانشجو مى نشينيم و افطار مى كنيم ، فى نفسه يك كار نمادين است . من مايلم با اين كار ارزش قشر دانشجو و نقش آفرينى بسيار مهمى را كه اين قشر مى تواند در حال و آينده ى كشور داشته باشد، در افكار عمومى منعكس كنم . و همچنين نشان داده شود كه نظام اسلامى از رشد جريان دانشجويى و همه ى خصوصياتى كه متعلق به اين جريان هست ، استقبال مى كند. اين خصوصيات ، همين چيزهايى است كه خود شما گفتيد و مى دانيد؛ جوشش شوق و استعداد، انگيزه هاى جوانانه ، خواستهاى آرمانگرايانه ، دلبستگى به آرمانهايى كه براى غيرجوانها حتى گاهى دست نيافتنى به نظر مى رسد، اما جوان به هيچ وجه اين جور فكر نمى كند و در راه آن تلاش مى كند و همين تلاش ‍ است كه ملتها و كشورها را از حالت ركود خلاص مى كند ؛ اين ، هدف اصلى جلسه است .
    اين كه شما بلند شويد صحبت كنيد و مطالبى را بگوييد، اين هم براى من فايده ى ويژه ى دوم است كه بنده به اين هم اهميت مى دهم . البته بعضى از دوستان گفتند كه سؤ ال مطرح كنند؛ معنايش اين است كه بنده پاسخ بدهم . اين جلسه براى اين كار نيست ، چون اگر بنده بخواهم جلسه ى پرسش و پاسخ تشكيل بدهم ، با اين نيم ساعت (حالا كه تا اذان يك ربع هم بيشتر نيست ) تمام نمى شود. جلسه ى پرسش و پاسخ ، طولانى تر از اين است . بنده در گذشته جلسه پرسش و پاسخ داشته ام و بعد از اين هم ان شاءاللّه خواهم داشت . اين جلسه براى اين است كه بنده از شما بشنوم . مايلم شما بگوييد و بنده بشنوم ؛ يعنى همين كارى كه حالا با آن كه زمان كم بود، تا حدودى شد؛ تعدادى از شما گفتيد و بنده شنيدم ؛ چيزهايى هم يادداشت كردم . مطالبى را كه تعدادى از برادران و همچنين آن خواهر محترممان بيان كردند، ضبط شده و مى گويم پيگيرى كنند.
    بنده دو سه نكته فقط عرض مى كنم : يك نكته اين است كه اين جانب نسبت به محيط دانشگاه و حركت دانشجويى خوشبينم ، بر خلاف اظهارات بعضى از دانشجويان كه فاقد اين خوشبينى هستند. اين خوشبينى ناشى از خوشخيالى نيست ؛ بالاخره ما عمرمان را با همين كارها گذرانده ايم . در اين سنين و با وضعيت بنده ، خوشخيالى خيلى محتمل نيست . بنده اطلاعات مبسوطى را هم از وضع دانشگاهها چه علمى ، چه فرهنگى و چه اخلاقى و معنوى دريافت مى كنم كه برايند همه ى اين اطلاعات ، همينى است كه گفتم : خوشبينم .
    در زمينه ى علمى ، همين كمبودهايى كه گفتيد، هست ؛ مشكل استاد، مشكل مديريت ، مشكل برنامه ريزى ، مشكل كمبود اعتبار، بودجه و ...، اينها را مى دانم ؛ اينها حرفهايى است كه بنده در ده سال اخير آنها را در ديدار با دانشگاهيان (اعم از استاد، دانشجو يا مديريت ) دائم تكرار و دنبال گيرى مى كنم . البته مقدار زيادى از اين كارها بهبود پيدا كرده است . منتها على رغم همه ى اين مشكلات ، شور و شوق علمى و شكوفايى استعدادها در دانشگاههاى ما محسوس است ؛ اين را ما نمى توانيم نديده بگيريم و همه اش آيه ى ياءس بخوانيم . اين عزيزِ آخرى ما هم گفت ((من مى خواهم بشارت بدهم ، ديگران انذار كردند))، اما آن يك كلمه بشارت هم در انذارهاى ايشان گم شد! هرچند كه آن بشارت ، واقعى است .
    اين بشارتى كه بنده عرض مى كنم ، حقيقى است . حركت علمى و شكوفايى استعدادها در دانشگاههاى ما رو به پيشرفت است . شما ملاحظه كنيد كه داوطلبان شركت در المپيادهاى داخلى و خارجى در رشته هاى مختلف علمى رو به افزايش ‍ هستند. به بنده گزارشى داده شد كه اگر اشتباه نكنم ، صدهزار نفر در سال گذشته داوطلب بودند تا در المپياد رياضى شركت كنند؛ اين رقم بالايى است . كسانى كه آشنا و خبره هستند، گفتند كه از اين صدهزار نفر، اقلا چهل هزارنفر در وضعيت درسى و تحصيلى ايده آل قرار دارند. يا در علوم پايه ما در المپيادهاى جهانى هميشه جزو ده كشور اول دنيا محسوب مى شويم . حتّى در رشته ى كامپيوتر كه يك رشته ى صددرصد وارداتى است ؛ يعنى ما هيچ سابقه يى از اين رشته نداشته ايم نيز توانسته ايم رتبه هاى بالا را در المپيادهاى جهانى كسب كنيم . استعداد ايرانى در اين محصول گيرى نقش دارد كه ، همين استعداد را هم انكار مى كردند. بنده چند سال است كه مرتب فرياد مى كشم استعداد ايرانى ، اكنون پس از اين همه سال تازه تبديل به فرهنگ شده است ! حالا همه معتقدند كه ايرانى مستعد است ؛ والاّ در سابق همين را هم انكار مى كردند. ايرانى كارى ازش برنمى آيد؛ از ايرانى قطع اميد بايد كرد؛ اين گونه به ذهنها القاء مى كردند. استعداد دخيل است ، اما كافى نيست ؛ تلاش هم شده ، هم از سوى كننده ى كار (دانشجو)، هم از سوى مديريت ، استاد و ... . اين روند، روند خوبى است ؛ چرا اين را نديده بگيريم و همه اش براى خودمان آيه ى ياءس بخوانيم ؛ اين جنبه ى علمى قضيه .
    اين عزيزمان گفتند كه بنده در نماز جمعه گفته ام كه توقعم از جامعه علمى كشور اين است كه تا پنجاه سال ديگر صادركننده ى علم به دنيا باشيم و اين چيزى است كه محال نيست . الآن شما به خودتان مراجعه كنيد؛ اگر ديديد كه اين حرف به نظرتان ناممكن و محال مى آيد، بدانيد كه هنوز آن فرهنگ تحميلى در ذهن تان هست كه بگويند: شما نمى توانيد، عرضه نداريد. اين فرهنگ تحميلى را بايد بزداييم ؛ كاملا ممكن است . ما دچار زمامداران فاسد، حكومت استبداد و دولتهاى وابسته ى به غرب و آمريكا بوديم . هرجا خواستيم استعداد خود را در طول صد و پنجاه و دويست سال اخير كه دوران تولد و رشد علم است شكوفا كنيم ، بر سرش كوبيدند. اگر مى خواستيم همين صنايع كوچك را كه از غرب مى آمد شيشه ، پارچه ، شيشه هاى عكاسى و ... درست كنيم ، توطئه مى كردند و كمپانيهاى جهانى هم كه مى خواستند مصرف كننده در دنيا داشته باشند، نمى خواستند چنين چيزى وجود داشته باشد و بنابراين جلويش را مى گرفتند. حكومتهاى گذشته ما هم حكومتهاى وابسته ، فاسد، ناباب يا بى عرضه و بى كفايت بودند. بعد از انقلاب آن سدها شكسته شد. البته اگر جنگ تحميلى نبود، اگر بعضى از مسائل ديگر نبود، مديريتهاى انقلابى خيلى بهتر از اين مى توانستند عمل كنند. حالا هم ان شاءاللّه به فضل الهى در آينده و به بركت نظام اسلامى و انقلاب اين كارها خواهد شد؛ اين سرنوشت قطعى كشور ماست .
    در زمينه ى اخلاقى هم همين گونه است . بعضيها نسبت به مسائل و مشكلات اخلاقى در دانشگاه خيلى مبالغه مى كنند. حالا بنده هرگز نمى خواهم كلمه يى بر زبان جارى كنم كه اگر كسى دچار مشكل اخلاقى است ، از اين حرف بنده تشويق شود كه آن مشكل را سهل و كوچك بشمارد؛ اما مى خواهم به شما بگويم كه نسل جوان دانشجوى ما در بين كشورهاى غربى مبتلا به مشكلات اخلاقى كه هيچ ، حتى در بين كشورهاى اسلامى هم با فاصله ى زيادى از لحاظ اخلاقى و معنوى ، و از لحاظ احساسات انسانى لطيف ، بى نظير و بالاتر است . در دانشگاهى شايد خيلى هاتان مى دانيد و بعضى هم مسلما از آن دانشگاهيد دانشجوها قرار مى گذارند كه روز اول شعبان را روزه بگيرند و ژتون غذاشان را جمع كرده و براى فقرا مصرف كنند. بحث كمك به فقير نيست ، بحث روزه گرفتن است ؛ بحث توجه به خداست ؛ بحث سلوك و راه عبادت الهى است . در دانشگاه ما اين مسائل است كه خوشبختانه كم ، مهجور و غريب هم نيست ، كه حتّى اختلافات سياسى و خطى و جناحى و بداخلاقيهايى هم كه گوشه و كنار مشاهده مى شود، نمى تواند غلبه ى گرايش معنوى را از بين ببرد.
    برداشت و توقع بنده و نظام اسلامى از جماعت دانشجو اين است كه فكر مى كنيم دانشجو يك روشنفكر تمام عيار مسلمان است ؛ متدين است . در سطح دنيا جرياناتى وجود دارند كه بعضيشان در ايران شعبه هم دارند كه دانشجو را نه روشنفكر مى پسندند، نه مسلمان . روشنفكر نمى پسندند، زيرا او را دچار تعصبها و تحجرهاى حزبى و سياسى و وارداتى مى كنند. ما وقتى مى گوييم تحجر، فورا ذهنمان مى رود به تحجر مذهبى ؛ بله آن هم يك نوع تحجر است ، اما تحجر فقط تحجر مذهبى نيست ، بلكه خطرناك تر از آن ، تحجر سياسى است ؛ تحجرهاى ناشى از شكل بندى تحزب و سازمانهاى سياسى است كه اصلا امكان فكر كردن به كسى نمى دهند. اگر ده دليل قانع كننده براى حقانيت يك موضع ذكر كنيم ، قبول مى كند، اما در عمل طور ديگرى عمل مى كند! چرا؟ چون حزب ، آن تشكيلات سياسى بالاى سر مثل پدرخوانده ى مافيا از او اين گونه خواسته ؛ اين را انسان متاءسفانه در برخى از گوشه كنارهاى حتّى محيط دانشگاهى مى بيند. پس آن مجموعه يى كه دچار يك چنين تحجّرى باشد، ديگر روشنفكر نيست ، چون روشنفكرى لازمه اش حق طلبى ، چشم باز، تكيه ى به منطق و استدلال است . اين كه مسلمان هم نمى خواهند باشد، براى اين است كه مى دانند مسلمانى ، خطرناك است . امروز عمده ى دردسرهايى كه اردوگاه استكبار و مشخصا آمريكا و صهيونيسم دچارش هستند كه اين دردسرها خيلى زياد هم است به خاطر اين است كه مسلمانها به يك خودآگاهى رسيده اند كه در اين خودآگاهى ، امام بزرگوار و ملت ايران و انقلاب و نظام ما نقش فراوانى داشته است . عمده ى دردسر آنها از اين ناحيه است ؛ لذا مى خواهند اين را بكوبند. به همين جهت از مسلمان بودنِ دانشجو بشدت ناراضى و ناخشنودند.
    بنده اعتقادم اين است كه اتحاد تشكلهاى دانشجويى كه اشاره شد چيز خوبى است ، منتها نه به اين معنا كه همه ى تشكلها از بين بروند و يك تشكل به وجود بيايد؛ اين تجربه ى درستى نيست . چيزى نخواهد گذاشت كه همان تشكل هم دچار مشكلات فراوانِ خيلى از تشكلها خواهد شد. راه درست اين است كه اين تشكلهاى دانشجويى كه هستند، با تفاهم ، حق بينى و آن چيزى كه خاصيت دانشجو است ، خودشان را به يكديگر نزديك تر كنند؛ حرف حق را بگذارند وسط و جانبداريها و مخالفتها از استدلال و منطق ناشى شود.
    عزيزان من ! دانشگاه مركز علم و آگاهى است . هر چيزى كه مزاحم علم و آگاهى باشد، جايش در دانشگاه نيست . دانشگاه ضربه ى اساسى را از همين دخالتها و نقش آفرينى متحجران سياسى در محيطهاى دانشجويى مى خورد. دانشگاه بايد محيط كار علمى و تحقيقى باشد. دانشگاه بايد جايى باشد كه در آن امكان فريب ، تقلب و مغلطه بازى يا وجود نداشته باشد يا كم وجود داشته باشد. بايد آن كسانى كه غوغا زيستند و اصلا در فضاى غوغا مى توانند زندگى كنند و بدون فضاى غوغا زندگى برايشان مشكل است ، نتوانند در دانشگاه نقش ايفا كنند؛ اين انتظار از دانشگاه و جوانهاى دانشجو و اساتيد و مديران دانشگاه هست كه آن را عملى كنند. راهش هم اين است كه كار را با تكيه ى به همان پايه ى آگاهى انجام بدهيم . مثلا فرض كنيد بحث سياسى مطرح است ، خيلى خوب اختلافات سياسى و مناقشات سياسى ، چيزى است كه طبيعى است و عيبى هم ندارد. اصلا نه فقط در زمينه هاى سياسى ، حتّى در زمينه هاى مذهبى نيز اختلاف نظر و اختلاف ديدگاه به پيشرفت كمك مى كند و هيچ مانعى ندارد. بنده كه خودم طلبه هستم و عمرم را در عالم طلبگى گذرانده ام و در حوزه هاى علميه بوده ام ، ديده ام كه در حوزه ى علميه هرگز طرح مطلبى كه مخالف نظر مشهور هست ، گناه شمرده نمى شود، منتها شرط دارد. شرطش ‍ اين است كه مطرح شدن و پرداختن ، هر دو علمى باشد. فرض كنيد در دانشگاه يك مساءله ى سياسى مطرح مى شود كه مورد اختلاف نظر است . چه مانعى دارد؟ از انسانهاى صاحب انديشه و فكر درخواست شود كه بيايند و در يك محيط آرام با همديگر بحث و صحبت كنند. از آنها خواسته شود كه به مساءله علمى نگاه كنند. در زمينه هاى مذهبى نيز چنين چيزى ممكن است . از طرفى خيلى از مسائلى كه براى دانشجوها مطرح است ، با مسائل اسلامى و مذهبى ارتباطات نزديك دارد. و اين باعث مى شود كه علما، دانشمندان ، و انديشمندان حوزه وادار شوند كه وارد اين ميدان شوند، و اين ارتقاء فكرى و فكر اسلامى را به دنبال خواهد داشت . اين را بايد بخواهيم و هر كارى كه برخلافش است ، مناسب محيط دانشگاه و دانشجو نيست . غوغاگرى كردن و مشت گره كردن سر هيچ و پوچ و جنجال كردن و به قول بعضى از دوستان كه زياد هم غصه مى خورند اهانت كردن به مقدسات ، مناسب نيست . البته بنده به اندازه برادرهايى كه غصه مى خورند، غصه نمى خورم ؛ چون يك خرده اش به خاطر جوانى شماست ؛ شما جوانيد و اي
    ن چيزها را نديده ايد؛ زود دستپاچه مى شويد. ما عمرى را گذرانده ايم و از اين چيزها خيلى ديده ايم ؛ مى دانيم كه اينها چيزى نيست .
    جهت گيرى آنارشيستى ، صددرصد مخالف با آن چيزى است كه شايسته ى دانشگاه است . ضديت با نظم و با هرچه مى خواهد باشد كه بعضى اين گونه اند شايسته ى دانشگاه نيست . البته وظيفه ى عمده ى همه دانشجو و غيردانشجو ندارد در درجه ى اول ، دفاع از نظام اسلامى است . اين را هم به شما بگويم كه به خاطر اين كه خودم عضو نظام و مسؤ ولى در نظام هستم ، اين را نمى گويم ؛ نه ، بنده همان طلبه ام ، اين را گفته باشم . احساس و روحيه ى بنده با همان احساس و روحيه يى كه سالها دوران اختناق را با آن گذراندم و مبارزه كردم ، هيچ فرق نكرده و الان هم همان انسان هستم ، البته با نشاط كمتر و تجربه ى بيشتر. اين را از باب اين كه امروز اين نظام اسلامى تنها سنگر مبارزه ى با ظلم و استكبار در دنياست و هيچ جاى ديگر اين چنين سنگرى وجود ندارد، مى گويم . امروز خيلى از دولتها على رغم ملتها و روشنفكران و احساسات باطنى و قلبى خود، عتبه ى آمريكا و حتّى عتبه ى صهيونيسم را بوسيده اند؛ خيلى از پارلمانهاى اروپايى هم عتبه ى صهيونيستها را بوسيده اند و غلام پولشان شده اند؛ به قول معروف نوكر بند جيب آنها شده اند. آن مركز و قدرتى كه به عنوان يك دستگاه رسمى سياسىِ شناخته شده ى در دنياست با تريبونهايى كه براى يك چنين دستگاهى وجود دارد و به يك ملت شصت ميليونى متكى است و همچنان سنگر دفاع از آزادى خواهى و عدالت و آرمانهاى بشرى و انسانى و بين المللى شمرده مى شود، ايران اسلامى امروز است . دفاع از اين نظام ، وظيفه ى همه است ، مخصوص كسى كه عضو نظام هست و جزو تشكيلات دولتى يا غيره هست يا نيست ، نمى باشد؛ همه بايد دفاع كنيم . اگر كسى بر خلاف اين عمل كرد، لازم نيست كه كسى سند بياورد كه اين مثلا وابسته ى فلان دستگاه و سيستم جاسوسى دنياست ؛ لازم هم نيست رسما وابسته باشد، اما همان حرف را دارد مى زند و همان كار را مى كند؛ اگر پولى هم از آنها نمى گيرد، در واقع نوكر بى جيره و مواجب آنهاست . امروز A.I.C امريكا و موساد اسرائيل مهم ترين هدفشان اين است كه منفذى در داخل نظام اسلامى ايجاد كنند تا بتوانند ضربه يى بزنند و از اين استحكام و اقتدارى كه امروز اين نظام در دنيا به عنوان سنگر دارد، بكاهند. حالا يك نفر در داخل همين را ولو با مشت گره كرده ، ولو از سنگر دانشگاه ، ولو از پشت يك تريبون رسمى فرياد كند؛ اين كه هنر نيست ، اين كه افتخار ندارد. همراهى با قلد
    رترين قلدرهاى عالم و ضد عدالت ترين دولتها و مراكز قدرت چه افتخارى دارد؟! آن روزى كه ما با نظام طاغوت مى جنگيديم ، هر حركت يك مبارز، افتخارآفرين بود؛ آن مبارزات افتخار داشت . امروز بعضى از قشرها با رژيمهاى طاغوتى و وابسته و فاسد در دنيا مى جنگند، كه آن افتخار دارد؛ اما مقابله كردن با نظامى كه سرپا در مقابل مراكز قدرت استكبار ايستاده ، افتخار براى كسى ندارد. من البته معتقدم اين جريانات ، تحميل به دانشگاه است ؛ اين جريانات مزاحم و معارض علم و آگاهى در دانشگاههاست . دانشگاهها اينها را پس مى زنند، همچنان كه كيفيت رفتار اينها و سياست بازى شان به گونه يى شده و كار را به جايى رسانده كه خيلى از دانشجوهاى ما را حتّى از سياست زده كرده ، كه آنها به كار سياسى بى علاقه شده اند. البته برخى از مسؤ ولان دانشگاهها هم بى تقصير نيستند.
    آن نكاتى كه يكى از برادرانمان در باب عدالت به عنوان سؤ الات مطرح كرد، نكات بسيار خوبى بود. اين سؤ الات بايد پاسخگويى شود. البته گفتم جايش در اين جلسه نيست و لزوما هم من نبايد پاسخ بدهم . پاسخهايش را خودتان بايد فكر كنيد. در همين جلسات و ديدارهاى خوب با اساتيد و برجستگان فكرى و اسلامى جامعه ، جواب اين سؤ الها را پيدا كنيد و حتّى به ما در اين زمينه ها كمك كنيد و نظر بدهيد؛ اين نظردادنها به ما خيلى كمك مى كند. البته حركت ضدفساد براى ريشه كنى آن و حركت براى عدالت ، به فضل الهى ادامه پيدا خواهد كرد. كار سختى است ، اما اين كار سخت در نظام اسلامى ادامه پيدا مى كند؛ معناى نظام و روح نظام همين است و بايد ادامه پيدا كند و ان شاءاللّه به فضل الهى ادامه هم پيدا خواهد كرد؛ دشمن هم زياد خواهد داشت . اين را هم بدانيد. اميرالمؤ منين فرمودند كه طبق آنچه كه نقل مى شود ((العدل اوسع الا شياء فى التواصف و اءضيقها فى التناسف ))؛ عدالت اين گونه است كه در شعار و در گفتن خيلى شيرين و جالب است و همه مى گويند و خوششان مى آيد، اما وقتى بناى عمل و انصاف دادن شد، آن وقت خيلى مشكل مى شود. خيلى از كسانى كه مى بينيد گاهى به نفع عدالت شعار هم مى دهند، وقتى كه پاى عمل برسد، لنگ مى مانند و شايد از شعار دادن هم پشيمان شوند.
    به هرحال شما در محيطهاى خودتان هم در حرف زدن ، هم در تصميم گيرى و هم در قضاوت عدالت را رعايت كنيد. ان شاءاللّه خداى متعال هم فضل خودش را شامل حال همه ى شما و ما خواهد كرد.

    والسّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته

  10. #140
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 پيام رهبر معظم انقلاب به ششمين كنگره شهيدان دانشجوي كشور15 / 10 / 1381

    پيام رهبر معظم انقلاب به ششمين كنگره شهيدان دانشجوي كشور15 / 10 / 1381بسم الله الرحمن الرحيم
    شهادت بدين معنا است كه يك انسان برترين و محبوبترين سرمايه ي دنيوي خويش را نثار آرماني سازد كه معتقد است زنده ماندن و بارور شدن آن , به سود بشريت است . و اين يكي از زيباترين ارزش هاي انساني است . و آنگاه كه آرمان مطلوب او الهي و آرزوي همه ي پيامبران خدا است , اين ارزش , در صدر همه ي نيكي هاي بشري قرار مي گيرد و در هيچ ترازوي مادي نمي گنجد. پذيرش اين تفكر همان عامل خيره كننده اي است كه به مجاهدان راه حقيقت نيرويي براي باطل ساختن همه محاسبات جبهه ي خصم مي بخشد و چنانكه به تجربه دانسته شده است , دشمن حقيقت را دچار بن بست و عجز و حيرت مي سازد.
    هنگامي كه بنام دانشجوي شهيد مي رسيم , اين يقين در ما پديد مي آيد كه پذيرش شهادت و اقدام به جهادي كه بدان منتهي شده , از سرخود آگاهي و با اراده روشن بينانه بوده است , و اين ارزش عمل را مضاعف مي كند و بدين دليل است كه دانشجويان شهيد كه در شمار , سرآمدان ايمان و ايثار آگاهانه بوده اند ستاره گان هميشه درخشاني هستند كه هر جوياي حقيقت مي تواند راه خويش را با آنان بيابد.
    امروز دشمنان كمين گرفته ي نظام اسلامي ما با شيوه هاي گوناگون بر آنند كه رونق جهاد و شهادت را در چشم مردم ما بخصوص جوانان و بويژه دانشجويان بشكنند , و اين براي كساني كه عادت كرده اند با راحت طلبي و تغذيه از ذخيره ي شرف و شجاعت و غيرت مجاهدان سرافراز , زندگي را بگذرانند بسي مطبوع و دلنشين است , پس آنان نيز دانسته يا نادانسته به اين خط مشي خصمانه كمك مي كنند. توصيه ي اين جانب به شما دانشجويان عزيز و همه جوانان عزيز اين كشور آن است كه اين عامل قدرت ملي و شاخص ايمان خالصانه را از دست ندهيد و آنرا بزرگ بشماريد , شهيدان سرافراز خود را تجليل و تقديس كنيد , آخرين وصاياي آنان را كه غالبا رشحاتي از فيض و هدايت الهي است با چشم تدبر بخوانيد. ابزار قدرت خود را از دست ندهيد آنرا بكار بياندازيد و به كمك و حمايت الهي اميدوار باشيد.

صفحه 14 از 52 نخستنخست 12345678910111213141516171819202122232425262728293031323334 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •