عالم همه محو گل رخسار حسین است
ذرات جهان در عجب از کار حسین است
دانی که چرا کعبه حق گشته سیه پوش
یعنی که خداوند هم عزادار حسین است
عالم همه محو گل رخسار حسین است
ذرات جهان در عجب از کار حسین است
دانی که چرا کعبه حق گشته سیه پوش
یعنی که خداوند هم عزادار حسین است
سرنوشت ننوشت گرنوشت بدنوشت اما باور کن سرنوشت را نمی توان ار سر نوشت
لحظه ها را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم.دریغ وافسوس خوشبختی لحظاتی بود که گذراندیم
در شگفتم که سلام آغاز هر کاریست
ولی در نماز پایان آنست
شاید این بدین معناست
که پایان نماز آغاز دیدار است(دکتر علی شریعتی)
حاصل عشق مترسک به کلاغ...ویرانی یک مزرعه بود...
هر چیز از خدا می خواهی از او اول ظرفیت داشتن آن چیز را بخواه
هر چیز از خدا می خواهی از او اول ظرفیت داشتن آن چیز را بخواه
هر چیز از خدا می خواهی از او اول ظرفیت داشتن آن چیز را بخواه
هر چیز از خدا می خواهی از او اول ظرفیت داشتن آن چیز را بخواه
هر چیز از خدا می خواهی از او اول ظرفیت داشتن آن چیز را بخواه
هر چیز از خدا می خواهی از او اول ظرفیت داشتن آن چیز را بخواه
دلمان خوش است به لذت هاي كوتاه
به دروغ هايي كه از راست بودن قشنگ ترند
به اينكه كسي برايمان دل بسوزاند
يا كسي عاشقمان شود
با شاخه گلي دل مي بنديم
و با جمله اي دل مي كنيم
دلمان خوش مي شود به برآوردن خواهشي و چشيدن لذتي
زندگی مثله یه نقاشی میمونه
طوری زندگی کن که هیچوقت حسرت یه پاکن رو نخوری
تنهایی را دوست دارم زیرا با وفاست...زیرا عشق درونی در آن نیست...تنهایی را دوست دارم زیرا در کلبه ی تنهایی خویش در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان میکنم...
این بار پیشنهاد به 45 دلار رسید و در نتیجه تعداد میمونها آنقدر کم شد که بهسختی میشد میمونی برای گرفتن پیدا کرد.
اینبار نیز مرد تاجر ادعا کرد که برای خرید هر میمون 100 دلار خواهد داد ولیچون برای کاری باید به شهر میرفت کارها را به شاگردش محول کرد تا از طرف اومیمونها را بخرد.
در غیاب تاجر، شاگرد به روستاییها گفت: «این همه میمون در قفس را ببینید! منآنها را هر یک 80 دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت مرد آنها را به 100دلار به او بفروشید.»
روستاییها که احتمالا مثل من و شما وسوسه شده بودند پولهایشان را روی همگذاشتند و تمام میمونها را خریدند...
البته از آن به بعد دیگر کسی مرد تاجر و شاگردش را ندید و تنها روستاییهاماندند و یک دنیا میمون...!!!
(دو چيز را پاياني نيست : يکي جهان هستي و ديگري حماقت انسان . البته در مورداولي مطمئن نيستم!!! آلبرت انيشتين