صفحه 16 از 52 نخستنخست 123456789101112131415161718192021222324252627282930313233343536 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 514

موضوع: بیانات مقام معظم رهبری از سال 79 تا 88

  1. #151
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 پيام نوروزى رهبر معظم انقلاب01 / 01 / 1382

    پيام نوروزى رهبر معظم انقلاب01 / 01 / 1382بسم الله الرحمن الرحيميا مقلب القلوب و الابصار يا مدبر الليل و النهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحالفرا رسيدن سال نو را به همه هم ميهنان عزيزمان تبريك عرض مي كنم و درود و سلام مي فرستم بر سرور آزادگان و سيد شهيدان حضرت حسين بن علي عليه السلام و نيز بر روح مطهر امام راحل و ارواح طيبه شهيدان بزرگوار.دفتر عمر ما ورقي ديگر خورد و برگي افزوده شد بر كتاب قطور عمر تاريخ ملت ايران، سطور اين ورقها و نوشته هاي اين كتاب ها، سرنوشت ساز آينده افراد ملت ها است مردم بسياري در سطور برگ هر سال زندگي، كلمات زرين و ارزشمندي را ثبت كرده اند و در خوشبختي خود و آينده خود و آفاق روشني كه در انتظار آن هستند تاثير كم يا زيادي گذاشتند بعضي از ما هم كوتاهي هايي كرده ايم و تاثير همه اين نيكي ها و خوبي ها يا بدي ها و كوتاهي ها به خود ما بر مي گردد. از خداوند متعال مسئلت مي كنم كه در سال آينده كلمات نيك يعني كارهايي كه ازما سر مي زند و در جهت اهداف عاليه الهي انساني و داراي سود براي خود ما، دنيا و آخرت ما و براي ملت ماست بيشتر باشد از كارهايي و جملاتي كه موجب كوتاهي ، موجب عقب ماندگي و موجب پشيماني است. در سالي كه گذشت دو مبارزه را ما به ملت ايران وبه مسئولان توصيه كرديم يكي مبارزه با بيكاري بود يعني تلاش براي ايجاد اشتغال در كشور و يكي مبارزه با فساد بود يعني تلاش براي ريشه كن كردن اين گرداب مهيبي كه همه فعاليت هاي نيك را مي تواند ببلعد و از بين ببرد. معناي تاكيد من به مسئولان اين بود كه در ميان فعاليتهاي فراوان كه دستگاه هاي مختلف كه مسئولان گوناگون كشور، متعهد آن هستند اين دو بايد برجسته گي خاصي پيدا كند ضمن اينكه همه كارها بايد در جريان عادي خود حركت بكند اين دو حركت، اين دو مبارزه به شكل حقيقتا مبارزه اي پيش برود. محصول آنچه كه انجام گرفته است البته تحسين برانگيز است اگر چه قانع كننده و كافي نيست، علت هم اين است كه كارهاي بزرگ اگر درست بخواهد انجام بگيرد، در زمان هاي متناسب خود انجام مي گيرد بصورت برقي و ضربتي نمي شود كارهاي بزرگ را با اتقان انجام داد. هم قوه مجريه در بخش اشتغال فعاليتهاي مفيدي كرده اند، هم قوه مجريه و قضائيه در بخش مبازره با فساد، فساد اقتصادي و مالي تلاش هاي خوبي را انجام داده اند دولت در زمينه پيشگيري و قوه قضائيه درزمينه تعقيب قضايي. وليكن آنچه كه انجام گرفته است فقط شروع كار است ما شروع را هم قدر مي دانيم آن را هم دست كم نمي گيريم لكن آن وقتي شروع ارزش دارد كه ادامه پيدا كند البته مبارزه با فساد لزوما هميشه همراه با جنجال و هياهو نيست ممكن است در مواردي جنجال هم باشد ممكن است بدون جنجال اين كار صورت بگيرد منتظر غوغا و جنجال و تبليغات در اين زمينه نبايد بود منتظركار بايد بود. و من اميدوارم آنچه را كه مسئولان محترم چه در قوه مجريه ، چه در قوه قضائيه و همچنين چه در قوه مقننه كه بايد حتما به اين مبارزه بپيوندد قوه مقننه هم ، آنچه اين سه قوه انجام مي دهند همان باشد كه شيريني آن در كام مردم عزيز ما بنشيند و آثار آن را حس كنند . بنابراين امسال هم مبارزه براي بيكاري و مبارزه براي ريشه كردن فساد مالي و اقتصادي در دستگاه هاي دولتي بايد ادامه پيدا كند . و آنچه كه من امسال اضافه مي كنم و بر آن تاكيد مي ورزم اين است كه همه مسئولان در سه قوه بايد نهضتي را شروع كنند براي خدمت رساني به مردم . ما انواع و اقسام كارها و برنامه ها را ممكن است درپيش رو داشته باشيم و اجرا كنيم ، بايد در ميان اينها آنچه خدمت رساني آن عميق تر و ماندگارتر و ضمنا زود بازده تر و بالخصوص بيشتر متوجه قشرهاي مستضعف و محروم و محتاج كمك است، اينطور برنامه ها بايستي اولويت پيدا كند ، هم اقدام كنند هم اقدام مدبرانه و با برنامه ريزي باشد و هم گزارش آن را به مردم بدهند و مردم را در قبال يك گزارش درست و متقن، مختار به قضاوت كنند كه مردم بتوانند كارآمدي نظام را بچشم ببينند و نسبت به آن قضاوت پيدا كنند . نهضت خدمت رساني به مردم هم يك مبارزه بزرگ و سنگين است زيرا خدمت رساندن به عموم مردم با منافع بعض گروهاي خاص تضاد پيدا مي كند و اينجا است كه بايد با مبارزه با همت ، با عزمي راسخ وارد ميدان شد و بايد بشويم و خطاب من به همه مسئولان سه قوه و به همه كارگزاران كشور و به همه گروه هاي سياسي است اين را رقابت اصلي بدانند من قبلا هم گفتم رقابت مشروع، رقابت مقبول از نظر مردم و از نظر ما امروز در كشور صرفا رقابت براي خدمت كردن به مردم است . رقابتهاي سياسي وغالبا بر سر چيزهاي پوچ و در موارد بسياري منتهي به دعواها و جنجالهاي مضر، اينها جزء رقابتهايي نيست كه ما اين را بپذيريم براي كشور و بپسنديم و رقابت براي قبضه كردن قدرت هم در اسلام وجود ندارد. كساني فقط براي قدرت مشغول رقابت بشوند و تلاش كنند كار كنند تا قدرت سياسي را در دست بگيرند. بنابراين رقابت صحيح ، رقابت مشروع، رقابت مقبول، رقابت در خدمت رساني است. نهضت خدمت رساني به مردم را همه جدي بگيرند و مردم اين را مطالبه كنند، مسئولان اين را برنامه ريزي كنند، مجريان اين را عمل كنند و اجرا كنند و كارآمدي نظام را كه دشمن بيشترين تلاشش اين است كه اين را انكار بكند عينا و بطور ملوس به مردم ثابت كنيم . ما امسال سال نو را در حالي آغاز مي كنيم كه متاسفانه يك جنگ خانمان سوز ، يك جنگ ظالمانه و يك جنگ مبتني بر قلدري و زور گويي در همسايگي ما ، در نزديك مرزهاي ما در جريان است . متاسفانه آمريكا و پشت سر او بعضي از كشورهاي ديگر از جمله انگليس به تبع انگيزه هاي شيطاني يك حركتي را آغاز كرده اند كه اگر چه شروعش با آنها بوده است اما معلوم نيست كه ختم اين نزاع هم به دست آنها و در اختيار آنها باشد . مگر اينكه هر چه سريعتر خودشان را از معركه عقب بكشند و به اين فاجعه انساني پايان دهند . اين اولين باري نيست كه آمريكا در پنجاه سال گذشته جنگي را آغاز مي كند و ملتي را دچار دردسر بزرگ خونريزي و جنگ مي كند. اولين باري هم نيست كه كشوري را بزور مي خواهد اشغال كند. او قبلا قضاياي ديگري را در شرق آسيا ، در آفريقا ، در آمريكاي لاتين كه آلان يكي از ايالتهاي متحده آمريكا ست مشاهده كرده ايم و اتفاقا در همه اين موارد هم اگر در كوتاه مدت احيانا پيروزي هايي نصيب آمريكا شده است در دراز مدت از دست ملتها تو دهني سخت خورده است . اين حكومتي كه آمريكا در ويتنام جنوبي امروز از آن دفاع مي كرد كجاست؟ پينوشه كه در شيلي ، آمريكا او را سركار آورد كجاست؟ نيروهاي غير قانوني كه با پول آمريكا يا با پول نفت عمال آمريكا بر سر كار آمده بودند چه در افغانستان ، چه در مناطق ديگر ، چه در ايران كجاست؟ در آفريقا آنجايي كه آمريكا حضور پيدا كرد و با فاجعه آفريني او در آنجا حاصل شد و بالاخره ناچار شد با خيل ذلت و سرافكندگي آنجا را ترك كند در اين قضايا هيچيك موفق نبوده است ، در اين قضيه هم همينطور خواهد شد. اين جنگ كه امروز آمريكا و انگليس آن را براه انداخته اند، در معارضه قطعي با افكار عمومي مردم جهان دارد اتفاق مي افتد. همه صاحب نظران دنيا و افكار عمومي مردم جهان اين جنگ را و راه اندازندگان اين جنگ را محكوم كرده اند. آن ها كه ادعا مي كنند كه به آراي انسانها ارزش قائل هستند بدون اعتنا به اين افكار عمومي كاري مي خواستند بكنند انجام بدهند انجام دادند . هدفشان هم اشغال عراق، سلطه بر منطقه خاورميانه، سلطه بر گنجينه گرانقيمت نفت، چه نفت عراق، چه نفت منطقه و حمايت و حراست از موجوديت دولت نامشروع صهيونيستي است، اينها هدفشان است . در يك چنين شرايطي البته من اولا دعا مي كنم براي ملت عراق و از ديكتاتور عراق و رژيم بعثي عراق دفاع نمي كنيم ما بهتر از هر كسي مي شناسيم اينها را ، ما موشكهاي آن ها را ، مواد شيميايي آنها را با پوست و گوشت و جان خودمان و جوانانمان حس كرديم و لمس كرده ايم . اما آنها بخاطر اين چيزها نيامده اند، آنها دروغ مي گويند، آنها خودشان صدام حسين را تجهيز كرده اند به اين تجهيزات مرگبار، كه حالا يكي يكي آن ها را مي خواهند از او بازخواست كنند و خودشان را بي طرف و مدعي بحساب مي آورند . بنابراين دفاع ما از ملت عراق است سرنوشت آينده عراق هم جز به دست ملت عراق به دست هيچ كس ديگري نه سازمان ملل نه دولت ها و قدرتها نيست . خود ملت عراق، اين ملت كهن و باستاني كه داراي تمدن عميق و عريض، و داراي شخصيتها و انسانهاي برجسته، اين ملت است كه بايد سرنوشت خود را معين كند. هريك انساني در عراق يك راي دارد تا مجموع اين آرا بتواند آينده عراق را و حكومت عراق را معين كند . بنابراين ما اين جنگ را محكوم مي كنيم و دلسوزي و جانبداري خودمان را از مردم عراق اعلام مي كنيم و معتقديم هر چه سريعتر اين جنگ بايد متوقف بشود و عقيده داريم كه اگراين جنگ را متوقف نكنند بلاشك بزيان مهاجمين تمام خواهد شد و ضربه اين به خودشان خواهد خورد. به ملت عزيز خودمان هم عرض مي كنم اين آمريكا است ! اين چهره بي نقاب آمريكا ست كه آنجايي كه لازم بداند و منافع ملي خودشان را ولو بصورت نامشروع و غير قانوني تعريف بكند حرفي ندارد كه به يك ملت، به شهرها حمله بكند. همين تازه به من اطلاع رسيد در شهر بصره آتش باري زيادي را راه انداخته اند در بغداد هم كه از صبح، از قبل شروع كرده اند و فجايع فراواني را آنها براه انداخته اند. و مي بينيد اين چهره بي نقاب استكبار جهاني است، اين استكباري كه انقلاب اسلامي در شمار واژگان سياسي دنيا وارد كرد معني آن اين است ، يعني دولتي با تكيه به اينكه سلاح دارد، زور دارد و مي تواند به منافع ملي ديگران تجاوز كند اسمش را هم بگذارد مطالبه منافع ملي يا دفاع از حقوق ملي يا از اين شعارهاي دروغين و خدعه آميز. ملت ايران بايستي همچنان كه بحمدالله تاكنون آگاه بوده اند، آگاه تر باشند، آمريكا را بشناسند، انگليس را بشناسند ، استكبار را درست بشناسند و خودشان را براي مقابله هاي احتمالي نه فقط در زمينه نظامي، در زمينه فرهنگي، در زمينه سياسي، در زمينه اقتصادي آماده مواجهه كنند. پيام من به جوانان كشورمان، خطاب من به آنها اين است كه همت كنيد عزم و اراده خودتان را تقويت كنيد، شجاعانه در ميدان هاي گوناگون خودتان را مهيا كنيد و آماده باشيد . ما ممكن است جنگ نظامي هرگز نداشته باشيم اما جنگ سياسي و جنگ اقتصادي و جنگ فرهنگي بخصوص يقينا خواهيم داشت. به مسئولين مجددا توصيه مي كنم كه حساب ها را طوري تنظيم كنند، برنامه ها را طوري تدوين كنند كه جوانان كشور ما بتوانند مزه شيرين مبارزه با فساد و تلاش براي خدمت رساني را بچشند وحقيقتا احساس كنند. دعا مي كنم كه خداي متعال به مسئولين اين توفيق را بدهد و به ملت عزيزمان سرافرازي ، كاميابي و سعادت و عزت عطا فرمايد. و توجهات حضرت ولي عصر ارواحنا فداه و دعاي مستجاب آن حضرت را شامل حال ملت عزيزمان قرار دهد. والسلام عليكم و رحمه الله بركاته

  2. #152
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 پيام رهبر معظم انقلاب به ملت ستمديده و رنجديده عراق24 / 01 / 1382

    پيام رهبر معظم انقلاب به ملت ستمديده و رنجديده عراق24 / 01 / 1382بسم الله الرحمن الرحيم
    برادران و خواهران , ملت ستمديده و رنج كشيده عراق
    اين جانب از حوادث ناگوار و مصيبت هاي جانكاه و آلام جان گدازي كه ملت غيور عراق دراين برهه از زمان , متحمل آن شده است , شديدا متاثر و متالم گشته , ضمن ابراز همدردي باعموم مردم خاصه خانواده هاي رنج ديده و داغدار براي همگان صبر و شكيبايي و عزت و عظمت درسايه اسلام از خداوند متعال مسئلت دارم .
    گذشته از اين مشكلات و حوادث تاسف انگيز , اخبار منتشره از هرج و مرج و فجايع دردناك از قبيل قتل و غارت كه در برخي مناطق روي داده بسيار تلخ ونگران كننده و دور از انتظار بوده , موجب تالم خاطر گشته است . همه ي آحاد ملت غيور و شجاع و مومن عراق بدانند كه تعرض به جان و مال افراد بخصوص در اين شرايط در شمار اكبر محرمات است .
    در شرايط كنوني وظيفه ي اسلامي همه ي مردم اعم از شيعه و سني است كه هوشياري و بيداري خود , بهانه را از دشمنان و متجاوزان بگيرند , بارعايت نظم عمومي و ابراز مهرباني و برادري , به حمايت از محرومان و مستمندان بشتابند و باتشكيل كميته هاي مردمي به ياري مجروحان و خسارت ديدگان همت گمارند. رعايت احترام علما اعلام و مراجع عظام دامت بركاتهم بر همه واجب است .
    لازم است بادخالت افراد دلسوز و متدين و همكاري و همفكري علما , و روحانيون و ساير نخبگان و با محوريت مساجد جلوي هرگونه هرج و مرج و قتل و تجاوز و غارت اموال عمومي و خصوصي گرفته شود , و فضاي امن و محيط آرام براي كليه شهروندان بوجود آيد تاملت عراق بتواند درسايه وحدت و يكپارچگي , توانايي و آگاهي خود را به نمايش بگذارد و تمدن اصيل اسلامي و فرهنگ ملي و جايگاه والاي آن ملت قدرتمند و شجاع را باز يابد و موجبات رضاي خداوند سبحان فراهم گردد.
    پيروزي و سعادت براي اسلام و مسلمانان راخواستارم .
    سيد على حسينى خامنه اى
    10 صفر 1424

  3. #153
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلابدر مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى (ره )14 / 03 / 1382


    بيانات رهبر معظم انقلابدر مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى (ره )14 / 03 / 1382

    بسم الله الرحمن الرحيم
    الحمدلله رب العالمين والصلاه والسلام على سيدنا و نبينا ابى القاسم المصطفى محمد و على اله الاطهرين الاطيبين المنتجبين الهداه المهديين المعصومين سيما بقيه الله فى الارضين .
    هر سال روز چهاردهم خرداد فرصتى است براى اين كه ملت ايران بار ديگر وفادارى خود را به اصول و آرمانهاى امام بزرگوار ابراز كنند. اگرچه اظهار اخلاص و پيوند دلهاى مردم با آن شخصيت برجسته و فراموش نشدنى تاريخ ما در مراسم بسيارى در طول سال بروز پيدا مى كند , اما چهاردهم خرداد خصوصيتى دارد; همراه با خاطره غم انگيز فقدان اين نعمت بزرگ الهى از ميان ماست ; لذا در چنين روزى دلهاى آگاه , بيشتر از هميشه احساس مى كنند كه بايد پيوند و وفادارى خود را با بنيان مستحكمى كه آن معمار بزرگ انقلاب در اين سرزمين بنا نهاد , تجديد و ابراز كنند.
    مايلم عرايض خود را با آيه يى از قرآن آغاز كنم كه امام بزرگوار ما مصداق آن بود. در سوره مباركه سجده , خداى متعال ضمن بيان حالات ملتها و اقوام و انسانهاى مبارز و پر تلاش مومن , اين تعبير را مى فرمايد : " و جعلنا منهم ائمه يهدون بامرنا لما صبروا و كانوا باياتنا يوقنون " ; كسانى كه دو خصوصيت و دو امتياز را در خود به وجود آوردند , به اين موهبت بزرگ سرافراز شدند كه خداى متعال زمام هدايت مجموعه هاى انسانى را به آنها سپرد. آن دو خصوصيت , يكى صبر است و ديگرى يقين ; " لما صبروا و كانوا باياتنا يوقنون " . يقين , همان ايمان آگاهانه و روشن بينانه است كه وسوسه ها نمى تواند آن را در دل انسان , سست بنياد كند. صبر , خصوصيتى است كه به يك انسان بزرگ اين امكان را مى دهد كه در راه آرمانهايى كه آگاهانه و روشن بينانه انتخاب كرده است , به هنگام مواجهه با مشكلات , خود و راه خود را گم نكند; هدف را فراموش نكند و منصرف نشود. همه پيغمبران , همه هدايتگران و همه كسانى كه توانسته اند در مسير تاريخ بشر يك اثر ماندگار و تحسين برانگيز از خود به جا بگذارند , بايد از اين دو خصوصيت برخوردار مى بودند. امام راحل ما , اين تجديد كننده حيات اسلام در ميان ملت ما و امت اسلامى , از اين دو خصوصيت برخوردار بود.
    امروز بعد از چهل سال كه از واقعه پانزدهم خرداد مى گذرد , شما ملاحظه مى كنيد كه نهضت مظلوم امام , دنياى اسلام را فراگرفته است . يك روز در همين شهر تهران و در قم , مثل امروز و فردا , كسانى مظلومانه جان باختند; چون نام اسلام را به پيروى از امام بزرگوار فرياد مى كردند; چون با سلطه بيگانه بر اين كشور و با استثمار منابع حياتى اين كشور به وسيله بيگانگان مخالف بودند. آن روز هر كس به اين صحنه نگاه مى كرد , شايد گمان مى برد كه اين سخن و اين فرياد به پايان رسيده است . امام را با قساوت هرچه تمام تر دستگير كردند; از خانه اش ربودند و مردم را با وحشيگرى هرچه بيشتر سركوب كردند; اما اين فكر با الهام از همين قاعده بزرگ الهى ـ يعنى توام شدن صبر و يقين ـ راه خود را ادامه داد. امام پانزده سال مبارزه كرد و به بركت همان ايمان آگاهانه توانست ملت ايران را يكپارچه به صحنه رويارويى با استبداد داخلى و استكبار بين المللى بكشاند; و وقتى ملت در معركه يى پاى خود را وسط گذاشت , پيروزى در آن معركه حتمى است .
    فرق امام بزرگوار ما و ديگر مصلحان تاريخ اسلام در يكى دو قرن اخير همين بود. امام وارد صحنه شد , وسط ميدان آمد , ميان مردم بود , با مردم حرف زد , اصول خود را براى مردم تبيين كرد و آنها را به ايمان روشن بينانه و آگاهانه يى مثل خود رساند; آنگاه ايمان و انگيزه مردم و تعاليم اسلام , معركه را به سود حق و حقيقت تمام كرد. ديگران نمى توانستند و نتوانستند اين مرحله دشوار را پيش ببرند , اما امام توانست . ملت ايران به اين اصول اعتقاد پيدا كرد , ايمان آورد و در راه آن مجاهدت كرد; نتيجه اين شد كه اولا نظام اسلامى على رغم همه كارشكنى ها و دشمنى ها به پيروزى رسيد و روزبه روز تا امروز ريشه دارتر شد و ثانيا فكر تحقق و حيات دوباره اسلام و نجات امت اسلامى از ظلم و استكبار قدرتهاى مستكبر , در مرزهاى اين كشور محدود نماند.
    امروز شما به هر كشور اسلامى در شرق و غرب دنياى اسلام برويد ـ چه در خاورميانه , چه در كشورهاى عربى , چه در شمال آفريقا , چه در كشورهاى شرق آسيا; در مناطقى كه مسلمانها مجموعه هايى را تشكيل داده اند ـ خواهيد ديد انگيزه اسلامى , تمايل به حاكميت اسلام و نفرت از تسلط استثمارگران و استعمارگران و ظالمان , در ميان مردم , بخصوص در ميان جوانان , نوجوانان , نخبگان و روشنفكران موج مى زند. در دنياى اسلام اين خبرها نبود. اصول امام چه بود كه توانست اين موفقيت بزرگ را به وجود بياورد
    محور همه اصول و قواعد كار امام بزرگوار ما در دو چيز خلاصه مى شد : اسلام و مردم . اعتقاد به مردم را هم امام بزرگوار ما از اسلام گرفت . اسلام است كه روى حق ملتها , اهميت راى ملتها و تاثير جهاد و حضور آنها تاكيد مى كند; لذا امام بزرگوار محور كار را اسلام و مردم قرار داد; عظمت اسلام , عظمت مردم ; اقتدار اسلام , اقتدار مردم ; شكست ناپذيرى اسلام , شكست ناپذيرى مردم .
    مهمترين كارى كه امام بزرگوار ما در سطح دنياى اسلام انجام داد , اين بود كه ابعاد سياسى و اجتماعى اسلام را احيا كرد. از روزى كه استعمار وارد كشورهاى اسلامى شد , همه تلاش استعمارگران و سلطه گران اين بود كه ابعاد سياسى و اجتماعى اسلام , عدالتخواهى , آزاديخواهى و استقلال طلبى اسلام را از اسلام حذف كنند. سلطه گران براى اين كه استيلاى خود را بر ملتها و منابع كشورهاى اسلامى هرچه بيشتر گسترش بدهند , خود را ناچار مى ديدند كه ابعاد سياسى اسلام را از اسلام جدا كنند و اسلام را به معناى تسليم در مقابل حوادث , تسليم در مقابل اشغالگر و تسليم در مقابل دشمن ظالم و قوى پنجه تفسير كنند. امام حقايق فراموش شده اسلام را احيا كرد; عدالتخواهى اسلام را سر دست بلند كرد; ضديت اسلام را با تبعيض و اختلاف طبقاتى و اشرافيتها علنى كرد. از روز اول تا روزهاى آخر عمر , امام بزرگوار روى قشرهاى مستضعف , پابرهنه ها و محرومان تكيه كرد. بارها و بارها در آغاز تشكيل نظام اسلامى و در طول ده سال عمر با بركتش در مقام رهبرى نظام اسلامى , به مسوولان و به همه ما تاكيد كرد كه بايد رعايت حال ضعفا را بكنيد; شما مرهون طبقه پابرهنه اين كشوريد. عزيزان من ! ملت بزرگ ايران ! هر جا و در هر موردى ما به اين توصيه امام توجه كرديم و در برنامه ريزيها , قانونگذاريها , اجرا و عزل و نصبها , به اين نصيحت عمل كرديم , پيروزى نصيب ما شد.
    اسلام سعادت مردم را دنبال مى كند. اسلام با فساد و ظلم و تبعيض مخالف است . اسلام براى رفاه مردم در كنار معنويت مردم به ميدان آمده است . امام اين را از آغاز شروع مبارزات تا تشكيل نظام اسلامى و تا آخر عمر مكرر بيان كرد. امام عظيم الشان ما در دنياى اسلام اين را نشان داد كه فقه اسلام (يعنى مقررات اداره زندگى مردم ) در كنار فلسفه اسلام (يعنى تفكر روشن بينانه و عميق و استدلالى ) و عرفان اسلام (يعنى زهد و انقطاع الى الله و دامن برچيدن از هواهاى نفسانى ) چه معجزه بزرگى مى تواند بيافريند. امام عملا " نشان داد كه اسلام سياسى , همان اسلام معنوى است . در طول دوران استعمار , دشمنان اسلام و دشمنان بيدارى ملتهاى اسلامى , تبليغ مى كردند كه اسلام معنوى و اسلام اخلاقى از اسلام سياسى جداست ; امروز هم همين را تبليغ مى كنند. امروز هم دستگاه هاى تبليغاتى دشمن و جبهه دشمن نظام اسلامى با انواع و اقسام وسايل تبليغاتى سعى مى كند اسلام سياسى و اسلام عدالتخواه و اسلام اجتماعى را به عنوان چهره يى خشن در دنيا معرفى مى كند و مردم را به اسلام منزوى , اسلام تسليم طلبانه و اسلامى كه در مقابل متجاوز و ظالم و زورگو هيچ عكس العملى از خود نشان نمى دهد , سوق دهد. امام اين را شكست و اين انگاره دروغين از اسلام را باطل كرد و اسلام ناب را مطرح نمود. اسلام نابى كه امام مطرح كرد , يعنى ضداسلام متحجر و خرافى و همچنين ضداسلام رنگ باخته در مقابل مكاتب بيگانه و التقاطى . هم آن روز , هم در طول سالهاى مبارزه براى تشكيل نظام اسلامى , و هم تا امروز , اين يكى از نقاطى است كه جبهه دشمن اسلام روى آن تاكيد مى كند : سياست را از معنويت جدا كردن ; يعنى اگر كسى مى خواهد مسلمان باشد , بايد سر خود بگيرد و گوشه يى بنشيند; به اين كه دشمن چه مى كند , متجاوز چه مى كند , اشغالگر چه مى كند , كارى نداشته باشد. امروز هم اين را تبليغ مى كنند. امام نقطه مقابل اين را در دنياى اسلام مطرح كرد و امروز دنياى اسلام اين موج عظيم را در درون خود دارد. شما به هر كشورى از كشورهاى اسلامى برويد , مى بينيد اسلام زنده , در نظر نخبگان , جوانان , دانشگاهيان , دانشمندان , علما و آزادگان آن جا , اسلامى است كه بتواند ملت خود را در مقابل زورگويان و قلدران و قدرت طلبان و متجاوزان عالم حفظ و حمايت كند و به آنها مصونيت ببخشد و اجازه دخالت و تسلط و سيطره دشمن را بر ملتها ندهد; آنها اين اسلام را مى خواهند , و اسلام ناب محمدى يعنى همين .
    در مورد مردم , مهمترين كارى كه امام كردند , اين بود كه مفهوم مردم سالارى را از چيزى كه طراحان دمكراسى غربى و عوامل آنها در صحنه هاى عملى مى خواستند نشان بدهند , بكلى دور كردند. سعى آنها اين بود كه اين طور القا كنند كه مردم سالارى با دين سالارى و ديندارى سازگار نيست . امام اين مفهوم باطل را زايل كرد و مردم سالارى دينى ـ يعنى همان جمهورى اسلامى ـ را در دنيا مطرح كرد. او به زبان هم اكتفا نكرد; صرفا استدلال فكرى هم نكرد; عملا اين را نشان داد.
    امروز نظام جمهورى اسلامى ـ كه يك نظام دينى است و قواعد و اصول و پايه هاى ارزشى آن از دين سرچشمه مى گيرد ـ يك نظام مردم سالار به تمام معناست و در هيچيك از كشورهاى اسلامى , مردم سالارى به شكل وسيعى كه در جمهورى اسلامى هست , وجود ندارد. البته اين حقيقت براى جبهه دشمن تلخ است ; آنها حاضر نيستند ببينند در مقابل چشمشان پرچم دين و دمكراسى روى يك علم برافراشته مى شود; سعى آنها اين است كه بين مردم سالارى و دين فاصله ايجاد كنند; لذا واقعيت نظام جمهورى اسلامى آنها را رنج مى دهد. براى اين كه بتوانند افكار عمومى دنيا را از اين حقيقت درخشان منحرف كنند , با وسايل تبليغاتى و ابزارها و عمال تبليغاتى خود , ملت ايران را به دمكراسى دعوت مى كنند! اين يكى از طنزهاى بزرگ امروز ما و اين نقطه تاريخ است . همان كسانى كه نظام طاغوتى شاه , نظام استبدادى دوران پهلوى , كودتاهاى نظامى و نظامهاى هيچ از دمكراسى نفهميده و نشناخته را مورد قبول و تصديق قرار مى دهند , نظام جمهورى اسلامى را كه در طول بيست وچهار سال عمر آن , بيست و چند انتخابات در آن به راه افتاده است و از رهبرى تا رياست جمهورى تا نمايندگان مجلس و اركان نظام آن , با واسطه و بى واسطه , به انتخاب مردم سر كار مى آيند و مردم آنها را مى شناسند و مى پسندند و انتخاب مى كنند , به دمكراسى و مردم سالارى دعوت مى كنند! در حالى كه مردم سالارى و ميل مردم به شركت در انتخاب مسوولان , مثل كشور ما , در خود آمريكا ـ كه دشمنان ما و قدرتهاى گزافه گوى آمريكايى , از پشت بلندگوهاى خود , ملت ما و ما را مخاطب قرار مى دهند وجود ندارد. رئيس جمهور امروز آمريكا برخلاف قواعد مردم سالارى كشورش سركار آمده است ; اين را همه مى دانند. آنها با نظام هاى استبدادى كنار مى آيند , چون تسليم هستند; با نظامهايى كه بر اثر كودتا به وجود آمده اند , كنار مى آيند , چون مطيع هستند; اما نظام اسلامى را چون معتقد به استقلال و متكى بر ارزشهاى خود است و حاضر نيست سلطه آنها را بپذيرد , مورد انتقاد قرار مى دهند و به آن , تهمت استبداد و ديكتاتورى مى زنند , كه مناسب خودشان است .
    امروز همه تلاش جبهه دشمنان اسلام بر اين متمركز است كه نهضت بيدارى اسلامى را در دنيا از بين ببرند; از همه جا هم بيشتر روى ملت و كشور ايران تكيه مى كنند و متمركزند; چون ملت ايران به دنيا الگو داد و با افكار خود و مفاهيم جديدى كه در دنيا براى مسلمانان مطرح كرد و با جهاد جانانه يى كه كرد و با شجاعتى كه مرد و زن و جوان و پير ايرانى در دوران بيست و چهار ساله عمر انقلاب از خود نشان دادند , توانست ملتهاى مسلمان را به خود متوجه كند و موج بيدارى اسلامى را در كشورهاى اسلامى به وجود آورد; لذا با اين كانون مركزى بيدارى اسلام از همه جا و از هميشه دشمن ترند. اين دشمنى را با غرض ورزى ها , با اعمال خباثت , با تبليغات دروغين و با تندخويى هاى خشمگينانه نشان مى دهند; هدف هم اين است كه ملت ايران و مسوولان را مرعوب كنند و همه را بترسانند; از تجربه هاى ناموفق خودشان كه موجب غرور آنها شده است , استفاده كنند براى اين كه يك ملت به اين عظمت و يك انقلاب و نظام به اين استحكام را در مقابل خودشان وادار به عقب نشينى كنند.
    ايران اسلامى را در تبليغات جهانى خود مورد تهمت قرار مى دهند و مى گويند از تروريسم حمايت مى كند , يا تروريست ها را پناه مى دهد; اين يك دروغ بى شرمانه و بسيار وقاحت آميز است . اگر منظور از تروريست كسى است كه براى اغراض خود , جان بى گناهان را هدف قرار مى دهد , پس امروز بزرگترين تروريستها زير دامان امريكا دارند فعاليت مى كنند. امروز رژيم صهيونيستى مظهر كامل تروريسم است . شما ملاحظه كنيد; هر روز كه مى گذرد , عناصر تروريست رژيم صهيونيستى , انسانهايى را كه در خانه خود , روى خاك خود و در سرزمين خود دارند زندگى مى كنند , مورد تهاجم قرار مى دهد. افكار عمومى ما فراموش نكرده است ; در چند سال قبل و در همسايگى ما , دلارهاى امريكا و وابستگان امريكايى يك عده تروريست متعصب را براى ضربه زدن به جمهورى اسلامى به وجود آوردند; اما نتوانستند از طرح خائنانه خود استفاده كنند; امروز همان لقمه در گلوى خودشان گير كرده است . با ايجاد تعصبات تند و شديد ضد ايرانى و ضد نظام اسلامى , عده يى را به كارهاى تروريستى وادار كردند; اما امروز خودشان اسير آنها شده اند.
    ايران را به تروريسم متهم مى كنند! ايران طرفدار تروريستها نيست , به هيچ تروريستى هم پناه نمى دهد و نداده است ; اما جمهورى اسلامى معتقد است در سرتاسر دنياى اسلام , ميليونها جوان و انسان آزاده , لبريز از كينه و نفرت ستمگران و اشغالگران امريكايى هستند. شما نمى توانيد اينها را تروريست بدانيد. نمى توانيد اسم ميليونها انسان را در عراق و مصر و عربستان و شمال آفريقا و پاكستان و افغانستان تروريست بگذاريد. امروز ميليونها انسان هستند كه ظلم نيروهاى امريكايى را مى بينند چه به افغانستان ديروز , و چه به كشور مظلوم عراق امروز ـ اينها تروريست اند ! مجاهدين فلسطينى كه از سرزمين خود دفاع مى كنند , تروريست اند ! مردم مظلوم فلسطين كه هر روز با تانكها و آتش پرحجم و انبوه نظاميان صهيونيست مواجه اند و از خود دفاع مى كنند , تروريست اند ! جوانان مومن لبنانى كه در مقابل تهاجم بى وقفه اسرائيل ايستادند و با نثار جان خود توانستند صهيونيست ها را از لبنان عقب برانند و امروز هم وجود آنها موجب شده است اسرائيل جرات نكند به لبنان حمله كند , تروريست اند ! اگر جوانان مومن مبارز لبنانى نبودند , اسرائيل براى آمدن تا شهر بيروت هم براى خودش مانعى نمى ديد; كما اين كه آمد. جنوب لبنان سالها در اشغال آنها بود; تا بيروت آمدند و آن همه فاجعه آفرينى كردند , كه ممكن نيست از ياد كسى برود. جوانان مومن لبنانى دست را از آستين درآوردند; به بيدارى يى كه امام بزرگوار ما به دنياى اسلام داد , لبيك گفتند و ايستادند. امروز به خاطر وجود اين جوانها , اسرائيل جرات نمى كند به لبنان حمله كند. اينها تروريست اند ! تروريست ها كسانى هستند كه با ملتها در خانه هاى خودشان مقابله و مبارزه مى كنند.
    امروز دنياى اسلام دلش پر است از اشغال نظامى عراق . شما چرا عراق را اشغال نظامى كرديد چرا به ملت عراق اجازه نمى دهيد خود , سرنوشت و دولت خود را تعيين كند فرق شما با صدام چيست صدام هم مستبد و ديكتاتور بود , شما هم مستبد و ديكتاتوريد. صدام يك طور ديكتاتورى مى كرد , شما طور ديگرى ديكتاتورى مى كنيد; اما نمى توانيد كارى از پيش ببريد. مسوولان امريكايى ـ اين نو محافظه كارانى كه خيال مى كنند مى توانند دنياى اسلام را با جنگ فتح كنند ـ گوشهايشان را باز كنند و بشنوند : شما نمى توانيد با اسلام و امت اسلامى دربيفتيد; شما به آنچه در افغانستان و عراق اتفاق افتاد , مغرور شديد; اين از ضعف تحليل شماست ; اين نشان دهنده آن است كه شما نمى توانيد حوادث را درست بشناسيد. شما در افغانستان با ملت افغانستان مواجه نبوديد; در عراق با ملت عراق مواجه نبوديد; ملت نخواست از رژيم صدام دفاع كند و نمى كرد; كما اين كه در افغانستان , ملت افغانستان نخواست از رژيم طالبان حمايت كند و نمى كرد; اما شما با ورود قلدرانه به عراق , قدم به قدم داريد ملت عراق را به سوى يك رويارويى سخت با خودتان نزديك مى كنيد.
    به ملت شريف و غيور عراق فشار مى آورند و اهانت مى كنند ـ ملت عراق با نخبگان و فرزانگانش , با فرهنگ عميق اش , با عشاير غيورش , اين همه عشاير غيور در عراق هستند , اين همه انسانهاى فهميده و داراى فرهنگ عميق در عراق هستند آن وقت مى گويند گروهى از عراقى ها جمع بشوند به عنوان مشاور حاكم امريكايى ! حاكم امريكايى در عراق چكاره است ! اين حرف مردم عراق است . دشمن شما در عراق , ملت عراق است ; چرا جمهورى اسلامى را متهم مى كنيد
    مى آيند مى ايستند و با گزافه گويى هرچه تمام تر مى گويند ما از نفوذ ايران در عراق نگرانيم ! در حقيقت , ما از حضور شما در عراق نگرانيم . امريكا و انگليس به چه حقى در عراق حضور نظامى دارند به چه حقى در شهرهاى عراق حاكم نظامى منصوب مى كنند صحنه عراق و صحنه افغانستان , دروغ بودن ادعاى مردم سالارى و طرفدارى از حقوق بشر را كه امريكايى ها خود را پرچمدار آن مى دانند , ثابت كرد; معلوم شد نه به مردم , نه به ملتها , نه به آرا و نه به حقوق انسانها هيچ اعتقادى ندارند. تنها چيزى كه به آن اعتقاد دارند , عبارت است از پر كردن جيب كمپانى هاى موثر در پشت صحنه حكومت امريكا; يعنى كمپانى هاى نفتى , كمپانى هاى تسليحاتى و دستگاه هاى عظيم پولى و مالى كه پشت صحنه حكومت امريكا و بعضى حكومت هاى ديگر را دارند اداره مى كنند.
    من به شما ملت ايران عرض مى كنم , تهديد آمريكا مربوط به امروز نيست ; چيز جديدى هم نيست . از اول انقلاب , اينها ما را تهديد كرده اند. دشمنى جبهه آمريكا و همپيمانانش با نظام اسلامى , چيز جديدى نيست . خود آنها هم مى دانند كه حمله نظامى به ايران , به اين ملت بزرگ , به ملتى كه اين همه جوان مبارز و زنده و آماده در صحنه دارد , خودكشى مهاجم است . ملت ايران مى داند , خوب است دشمنان ملت ايران هم بدانند : مسوولان جمهورى اسلامى , كشور را به ورطه جنگ با هيچ كس نمى كشانند. ما ملت و كشورمان را در معرض جنگ قرار نمى دهيم و از جنگ استقبال نمى كنيم ; اما هم ملت , هم مسوولان , هم دولت , هم همه آحادى كه در اين كشور از غيرت و جوانمردى برخوردارند , در عين اين كه به سمت جنگ نمى روند , ولى اگر كسى جنگ با آنها را انتخاب كرد , با او بسيار قدرتمندانه و سرسخت برخورد خواهند كرد.
    البته آنها مى دانند كه جنگ با ايران , هزينه بسيار سنگينى دارد; مى دانند كه جنگ با ايران , جنگ با يك رژيم نيست , جنگ با يك دولت كودتايى نيست , جنگ با يك حكومت نظامى نيست , جنگ با يك ملت است ; لذا خود آنها هم از جنگ استقبال نمى كنند; اما مى خواهند با مطرح كردن نام جنگ و تهديد به جنگ , ملت و در درجه اول مسوولان را مرعوب كنند; وادار كنند كه در مقابل آنها تسليم شوند; منافع آنها را تامين كنند و به ملت خود خيانت كنند. اين را بدانند كه در ميان مسوولان كشور و در قواى سه گانه , هيچ كس نمى تواند اندك انگيزه يى داشته باشد براى اين كه ملت ايران و مصالح او را تسليم دشمن بيگانه كند; و اگر كسى در جهت تسليم منافع ملى و ملت ايران به دشمن حركت كند , ملت او را با نهايت بى رحمى كنار خواهد زد. خدمت به ملت ايران يك افتخار است .مسوولان كشور روى دفاع از حقوق و حفظ حيثيت و آبروى اين ملت و دفاع از استقلال اين كشور , همداستان و همسخن اند; اين را همه بدانند , كه البته مى دانند.
    دستگاههاى تبليغاتى دشمن ـ كه متاسفانه در داخل كشور گاهى شعبه هايى هم پيدا مى كنند ـ تبليغ مى كنند كه بين مسوولان دعوا و اختلاف است . خود و دوستان خود را به اين دلخوش مى كنند كه اين اختلاف موجب مى شود تا از دشمن غافل شوند. من به شما ملت عرض كنم ; مسوولان كشور در قواى سه گانه , در مقابله با دشمنان اسلام و در دفاع از اصول اسلام , همفكر و همقول و همجهت اند. دشمنان اسلام , اين آرزو را به گور خواهند برد كه ببينند در اركان نظام اسلامى كسانى وجود دارند كه مى خواهند با اصول امام و راه روشن اين انقلاب و نظام اسلامى مبارزه كنند و مى توانند در دستگاهها و اركان نظام جمهورى اسلامى موثر باشند.
    البته من سه چهار سال پيش در مثل چنين روزى گفتم همت دشمن اين است كه عناصر بيگانه را به داخل بدنه هاى حكومت نفوذ دهد. ممكن است دشمن بتواند يا توانسته باشد عناصرى را به داخل مجموعه مسوولان نفوذ دهد , يا عناصر ضعيف و سست همتى را به سمت خود جلب كند; اما اين به هيچ وجه به كار دشمن نخواهد خورد; چون اصول امام , اصول انقلاب و پايه هاى مستحكم آن مورد قبول مسوولان نظام و قواى سه گانه و همه دست اندركاران اصلى اين كشور است و پشتوانه محكم آن هم اين ملت بزرگ است . هر كه از اين راه تخطى كند , به سقوط خود كمك كرده است .
    خدا را سپاسگزاريم كه نام و ياد امام را در ميان ملت ما همچنان زنده و شاداب نگه داشته است . هر روز كه گذشته است , ارزش اصول امام بزرگوار ما براى حفظ عزت و حيثيت اين كشور , براى انسانهاى آگاه و هوشيار , بيشتر روشن و مشخص شده است . خدا را شكر گذاريم كه مسوولان كشور , ارادتمندان امام و رهروان راه او هستند. خدا را سپاسگذاريم كه ملت ما زنده است .
    البته من به همه مسوولان كشور بارها گفته ام , امروز هم مجددا در اين محضر عام تكرار مى كنم : بزرگترين مبارزه با امريكا , خدمت به اين مردم است . هركه مى خواهد با امريكا مبارزه اساسى بكند , بايد به اين مردم خدمت كند. هر كه مى خواهد با دشمنان اين ملت مبارزه عملى كارآمد بكند , با فساد مبارزه كند. ابزارهاى دشمن در درون كشور و نظام ما عبارت است از فساد , تبعيض و فاصله طبقاتى ; ما بايد با اينها مبارزه كنيم ; اين وظيفه دولت و مجلس و قوه قضاييه و همه اركان نظام است . به مردم خدمت كنند , با مفسد مماشات نكنند , فساد را در بدنه دستگاههاى حكومت به هيچ وجه نپذيرند و تحمل نكنند; اين بزرگترين خدمت است .
    ما در اين راه طولانى اگر احساس انحراف كرديم , بايد آن را برطرف كنيم ; بايد خود و برنامه مان را اصلاح كنيم ; اصلاح بر اساس همان قواعد مستحكم انقلاب كه امام بزرگوار آن را از اسلام استفاده كرد و به ما و ملت ما آموخت . با استفاده از اينها , اصلاح واقعى عبارت است از اين كه با فقر و تبعيض مبارزه شود; عدالتخواهى , يك انگيزه همگانى براى مسوولان باشد; خدمت به مردم , يك وظيفه و احساس دينى در اعماق وجود مسوولان باشد; اين مى شود راه صحيح امام .
    اميدواريم ارواح مطهر انبيا و اوليا , ارواح مطهر شهدا و روح مطهر امام بزرگوار , در پيشگاه پروردگار , توفيق مسوولان و ملت ما را در تداوم اين راه بخواهند و ادعيه زاكيه حضرت بقيه الله (ارواحنافداه ) شامل حال ملت ايران و مسوولان بشود.

    والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته


  4. #154
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلاب درجمع زائران و مجاوران حرم رضوي01 / 01 / 1381


    بيانات رهبر معظم انقلاب درجمع زائران و مجاوران حرم رضوي01 / 01 / 1381بسم الله الرحمن الرحيم
    الحمدللّه ربّ العالمين والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا و حبيب قلوبنا ابى القاسم المصطفى محمّد و على اله الا طيبين الا طهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما بقيّة اللّه فى الارضين .
    با سلام و درود به ساحت مقدس سلطان سرير ارتضاء، حضرت على بن موسى الرضا (عـليـه آلاف التـّحـيـّة والثـّنـاء)، بـه شـمـا بـرادران و خـواهـران عـزيـز فـرا رسـيـدن سـال جديد را تبريك عرض مى كنم و از همه ملت ايران از آن جهت كه حرمت ماه محرم حسينى را در ايام سال جديد نگه داشته اند، تشكر مى كنم . احترام عاشوراى حسينى و محرم براى مـردم مـا يـك فريضه و امر بزرگ و مهم به شمار مى رود و مردم عزيز ما اين موضوع را امسال و سال گذشته ثابت كردند.
    مـن امـروز در ايـن اجـتـمـاع عـظيم كه در خانه على بن موسى الرضا (عليه السّلام ) و در محضر آن بزرگوار تشكيل شده است ، سه محور عمده را مورد بحث و گفتگو قرار مى دهم .
    يك محور درباره دو مطلب مهم است كه در پيام نوروزى به آن دو اشاره كردم . محور دوم هـم دربـاره مـوضوع بسيار حساس و خطير حمله امريكا به عراق است ، و محور سوم اشاره اى كوتاه به وظايفى ست كه در اين شرايط بر عهده مردم ، مسئولين ، دستگاه هاى مختلف و مـن و شـمـاسـت . از ايـن رهـگـذر كـشـور مـى تـوانـد راه عـزت و استقلال و منافع خود را با استحكام و قدرت طى كند.
    هـمـان طـور كه گفتم محور اول ، در مورد دو مطلب است كه در پيام نوروزى نيز به آنها اشاره كردم . يكى اين كه اشتغال ـ يعنى مبارزه با بيكارى ـ و مبارزه با فساد اقتصادى و مـالى ، امـسـال هـم بـايـد از طـرف مـسـئوليـن بـا جـديـت و قـدرت دنبال شود. ديگر اين كه همه سعى و همّت مسئولين كشور و مديران بخشهاى مختلف ، خدمت مـحـسـوس و مـلموس به مردم باشد. جوانهاى عزيز و آحاد مردم كشورمان بايد طعم شيرين خدمات دولتى را در كام خود حس كنند.
    در سالى كه گذشت ، در ادامه مبارزه با بيكارى و فساد مالى كارهاى جدى و مهمّى انجام گـرفـت ؛ مـن ايـن مـوضـوع را از نـزديـك در عـمـلكرد قوه مجريه و قضاييه شاهد بودم . طـرحـهـاى اشـتـغـال بـا جـديـت دنـبال شد و حتّى خود من به درخواست رئيس جمهور محترم در جـلسـاتـى از شـوراى اشـتـغـال و هـمـچـنـيـن در جـمـع مـسـئوليـن مـربـوط بـه اشتغال شركت كردم . اين امر نشان مى دهد كه دولت و مسئولين نسبت به اين موضوع جدّى هستند و همّ و غم بيشترى دارند و ان شاءاللّه كارها به نحو مطلوبى پيش مى رود.
    گـزارشـى كـه آقـاى رئيـس جـمـهـور مـحـتـرم به من ارائه داد حاكى از آن است كه تعداد مـشـاغـل ايـجـاد شـده در كـشـور در سـال 81، صـدهـزار مـورد بـيـش از مـتـقـاضـيـان شـغـل و بـازار كـار است . اين آمار خوبى است و جديت مسئولين در اين كار را نشان مى دهد. اگـر ايـن كـار بـا هـمـيـن جـديـت دنـبـال شـود، امـيـد آن مـى رود كـه مـسـئله مـهـم اشـتـغـال در كشور، به دست مديران آن حل شود. اين امر، مسئله اى بسيار اساسى و كليدى اسـت . بـيكارى منشاء مفاسد بزرگ ديگرى ست . بعلاوه اين كه بيكارى جوانها و خانواده هـاى مـا بـا تـوسـعه و پيشرفت عمومى كشور تضاد جدى خواهد داشت ؛ لذا فعاليت براى ايـجاد شغل و اشتغال بايد به طور جدّى دنبال شود. در اين رابطه مسئولين اجرايى به مـن قـول داده انـد كـه مـشكلات را برطرف كنند و من هم موضوع را تعقيب و از آنها مطالبه خواهم كرد.
    در مـورد مـبـارزه بـا فـساد مالى و اقتصادى هم گزارشهاى خوبى از طرف رئيس جمهور مـحـتـرم و رئيـس محترم قوه قضاييه به من ارائه شد. مبارزه با فساد، موضوعى اصلى و اساسى است . فساد اقتصادى در دستگاه هاى دولتى موجب مى شود كه سود همه تلاشهاى انـجـام شده در راستاى پيشرفت و توليد ثروت عمومى براى رفاه مردم ، به جيب عده اى مـفـت خـور و سـوءاسـتـفـاده چـى سـرازيـر شود؛ لذا مبارزه با فساد، جدى ست . متاسفانه بعضى از عناصر سياسى و غيرسياسى نه تنها با اين حركت همراهى نكردند بلكه بر آن برچسب يك تسويه حساب سياسى و خصوصى زدند. اين غلط، خلاف واقع و دروغ است . مـبـارزه بـا فـسـاد مـالى و اقـتـصـادى جـدى سـت و ادامـه دارد. البـته من به مسئولين قوه قـضـايـيـه و مـجـريـه سـفـارش كـردم كـه جـنـجـال بـه راه نـيـنـدازنـد؛ جنجال موجب گم شدن اصل مسئله مى شود. بايد با آن مبارزه كرد. اين مبارزه در قوه مجريه به معناى پيشگيرى و جلوگيرى از رشد فساد مالى از طريق دهانه ها و دروازه هاى آن است در قوه قضاييه مبارزه به نحوى ديگر است و تعقيب مجرمين و فسادانگيزان و مجازات آنها را شامل مى شود.
    ايـن مبارزه براى مردم نقطه اميد، اعتماد و اتكاست . اطلاعاتى كه بنده از سراسر كشور دارم ، نـشـان مـى دهـد كـه مـردم بـه اين مبارزه دل بسته اند و ادامه آن را خواهانند؛ حق هم دارنـد. ايـن امـر بـايـد در هـمـه دسـتـگـاه هـا جـدى گـرفـتـه شـود. مـا بـه فـضـل پـروردگـار در دسـتـگـاه هـاى دولتـى و حـكـومـتـى فـسادِ لانه كرده نداريم . بين دسـتـگـاهـى كـه مـمكن است كسانى در اجزاء آن سوءاستفاده كنند و فاسد باشند، و دستگاه هـايـى مـثـل رژيـم طـاغـوت كه بنيان آن بر فساد است ، تفاوت است . در دستگاه طاغوت ، فـسـاد، سـوءاستفاده ، دنياطلبى و حيف و ميل اموال عمومى از ريشه و راس يك سنت و رويه قطعى و عادت هميشگى بوده است .
    در نـظـام جـمـهـورى اسـلامـى تـعـاليـم و روش اسـلام و امـام راحل ، جامعه را از چنين چيزى باز داشته است . عناصرى سوءاستفاده چى هميشه در گوشه و كنار وجود داشته اند. كسانى هم در بيرون از دستگاه هاى دولتى ، از امكانات آنها براى پـُركـردن كـيـسـه هـاى خـود سـوءاستفاده مى كنند. بايد به طور جدى با آنها مبارزه شود. البـتـه مـبـارزه بـا آنـهـا كـار دشـوارى سـت ؛ چـون پـول دارنـد و بـه تـبـليـغـات مـى پـردازنـد و شـايـعـه پـراكـنـى مـى كـنـنـد. دشـمـنـان داخـل و خـارج كشور هم سعى مى كنند از حركت هاى اصلاحى در كشور جلوگيرى كنند. اراده و هـمت و عزم جازم مسئولان مى تواند همه اين موانع را از سر راه بردارد و ان شاءاللّه اين طور خواهد شد. البته اين كارها بلند مدت است .
    بـه مـردم عـزيـز عـرض مـى كـنـم بـراى مـبـارزه بـا فـسـاد، نـبـايـد مـنـتـظـر جـنـجـال بـود و پـيـش داورى كـرد. بـايـسـتـى مـنـتـظـر عـمـل و كار واقعى بود. اميدواريم مسئولان به توفيق و كمك الهى ، با ادعيه حضرت بقية اللّه (ارواحـنـافـداه ) و بـا هـمـت و عـزم جـازم خـود بـا جـديـت ايـن راه را دنبال كنند.
    دربـاره مـطـلب دوم عرض كردم كه همه مسئولين بايد در خدمت به مردم از يكديگر سبقت بـگـيـرنـد و يـك نـهـضـت خـدمـت بـه مـردم راه بـيـنـدازنـد. البـتـه در اصـل كار و وظيفه آنها خدمت به مردم است ؛ اما گاهى انگيزه هاى گوناگون آنها را از كار اصـلى بـاز مـى دارد و در ملاحظات و مسائل گوناگون مى افتند. روحيه ، افكار، ايمان ، صفا، صداقت ، آمادگى هاى اين مردم مؤ من و استعداد فراوان و جوشان جوانهاى ما انسان را تـحـت تاثير قرار مى دهد. مسئولين تا نفس دارند بايد به اين مردم خدمت كنند. بايستى در بين مسئولين مسابقه خدمتگزارى و خدمت رسانى به مردم برقرار باشد. اين مسابقه و رقـابـت درست است . رقابتهاى سياسى و جناحى و رقابت بر سر قدرت و تكالب در امر دنـيـا و امور دنيوى مردود است . رقابت ، مسابقه و مبارزه اى درست است كه در خدمت گذارى بـه مـردم بـاشد. قرآن مى فرمايد: ((سابقوا الى مغفرة من ربّكم ))؛ اين مسابقه به سمت مغفرت و رحمت الهى است . ((واستبقوا الخيرات )) براى كارهاى نيك ، مسابقه بگذاريد.
    آن چـه امـروز درباره محور دوم يعنى موضوع حمله امريكا به عراق ـ كه بسيار موضوع مـهـمـى اسـت ـ عرض مى كنم اين است كه ملت عزيز ما بدانند اين حمله ابعادى دارد و وسيع تـر از عـراق اسـت . موضوع فقط حمله به عراق نيست . حمله به يك كشور ـ چه عراق و چه غـيـرعـراق ـ از سـوى قـدرتـى از راه دور و بـا بـهـانـه هاى مصنوعى و ساختگى ، به هر صـورت غـلط اسـت . مـردم و افـكـار عـمـومـى دنـيـا هـم ايـن كـار را مـحـكـوم كـردند. الان در تـلويـزيـونـهـا، اجتماعات عظيم مردم را در شرق و غرب دنيا حتّى در خود امريكا مشاهده مى كـنـيـد. امـا مـوضوع براى دنياى اسلام ، خطرناك تر است و ابعاد وسيع ترى دارد. نبايد بـه مـوضـوع فـقـط ايـن طـور نـگـاه كـرد كـه دولت و قدرتى با انگيزه هاى مختلف به كـشـورى حـمـله كـرده اسـت . البـتـه امـريـكايى ها سعى مى كنند مطلب را جور ديگرى جلوه بدهند. آنها وانمود مى كنند كه هدفشان ساقط كردن صدام است . علت هم اين است كه صدام حسين سلاح كشتار جمعى دارد يا تروريسم را ترويج و تاءييد مى كند. آنها از ملت عراق مـى خـواهند امريكايى ها را حمايت كنند. امريكايى ها اين طور در دنيا وانمود مى كنند؛ ليكن ايـن فـريب است ؛ امروز خيلى ها در دنيا به اين موضع واقف اند. مطلب اساسى اين است كه يـك هـيـتـلريـسـم جـديـد و بـسـيـار خـطرناك و وقيح در تاريخ ظهور كرده است . آنها درست مـثـل هـيـتـلر در مقدمات جنگ جهانى دوم عمل مى كنند. وقتى در آن زمان هيتلر حملات خود را به كشورهاى همسايه خود در اروپا شروع كرد، كار خود را براى افكار عمومى جهان اينطور تـوجـيـه كرد كه آلمان به فضاى حياتى احتياج دارد؛ به اين معنا كه كشور آلمان براى مـلت و رژيم آلمان كوچك است . آنها فضاى وسيع ترى احتياج دارند تا بتواند تنفس كنند و زنـده بـمـانـنـد. هـيـتـلر مـردم خـود و همچنين افكار عمومى را اين طور توجيه مى كرد؛ يك توجيه مسخره و غلط.
    اكـنـون هـم هـمه تـوجـيـه امـريـكـايـى هـابـراى حـمـله بـه عـراق و قـبـل از آن بـه افـغـانـسـتان اين است كه مى خواهيم منافع ملى خود را تاءمين و حفظ كنيم و تهديد را از خود برطرف نماييم . اين هم توجيهى باب امروز است . حالا كشور عراق كجا، امريكا كجا؟! چه تهديدى مى تواند براى آنها داشته باشد؟! يا منافع امريكا چه چيزى است كه لازمه حفظ آنها مجوّز رژيم امريكا براى حمله عليه يك كشور و ملّت است ؟ اين سؤ الهـا، بـى پـاسـخ اسـت . تـعـريـف امـريـكايى ها از منافع ملى خود شبيه تعريف خان ها و گـردن كـلفـتـهاى قديم است كه در بعضى از محلات و روستاها وجود داشتند. اگر دخترى روسـتـايـى قاليچه اى قشنگ مى بافت و چشم خان به آن مى افتاد و از آن خوشش مى آمد، پـدر دخـتر بايد قاليچه را تقديمش مى كرد. توجيه هم اين بود كه خان اين قاليچه را لازم دارد. اگـر در جـايـى يـك شـى ء قـيـمتى ديده مى شد و وجود داشت ، مى بايد به خان تقديمش مى كردند. اين فرهنگ خانى و قلدرمآبى است . شخص مى گويد: چون من از چيزى كـه شـمـا دارى خـوشـم آمـده و آن را مـى خـواهـم ، بايد مرده يا زنده ، آن را به من بدهى . تعريف منافع امريكا به وسيله خود امريكايى ها چنين چيزى ست . آنها منافعى را براى خود تـعـريـف مى كنند. اگر اين منافع در اختيار ملت و كشور ديگرى باشد، از آنجا كه امريكا زور و سلاح دارد، هرجور شده بايد اين منافع را براى خود تاءمين كند. مهم نيست كه ملت آن كـشـور و مـنـطـقـه تـا چـه حـد دچـار مـشـكـل و دردسـر شوند، چقدر عقب ماندگى بر آنها تـحـمـيـل و چـقـدر زنـدگـى آنـهـا لگـدمـال شـود. ايـن مسائل براى امريكايى ها اهميتى ندارد. اين تعريف امريكا از منافع ملى است .
    ايـن مـنـطـقـه ، يـعـنى منطقه عربى و بعد هم منطقه وسيع تر اسلامى ، منطقه اى ست كه امـروز و فـردا از لحـاظ مـاده ارزشمند نفت غنى ست . امريكايى ها به اين نفت احتياج دارند. فـقـط هـم نفت نيست ؛ منابع زيرزمينى بسيارى وجود دارد، منابع دريايى هم وجود دارد. در ايـن مـنطقه براى كسى كه مسلط به آن باشد، راه دسترسى به همه دنيا وجود دارد. و اين مـنـابـع ، چـيـزهـايـى سـت كـه امـريـكـا بـه آنـهـا احـتـيـاج دارد؛ مثل همان قاليچه زيبا و قيمتى كه خان به آن احتياج داشت . پس امريكا درنظر دارد كه اين منافع را تاءمين كند.
    ديگر خواسته امريكا در اين منطقه ، آن است كه بازار مصرف آن را در اختيار گيرد. به هـرحـال بـايـد تـوليـدات آنـها به فروش ‍ برسد. اين منطقه هم پُرجمعيت است و مردم آن بـايـد تـوليـدات امـريـكـا را مـصـرف كـنـنـد تا سرمايه داران امريكايى و صهيونيستى بـتـوانـنـد جـيـبـهـاى خود را پُر كنند و سود به دست بياورند. اين موضوع هم از اهداف مهم امريكايى ها در اين منطقه به شمار مى رود.
    براى دسترسى به اين اهداف و حفظ آنها لازم است تا رژيمهايى در اين منطقه به وجود بـيـايـد كـه بـه طـور كـامـل مـطـيـع آنـهـا بـاشـنـد و سـيـاسـتـهـاى آنـهـا را قبول كنند. اگر گفتند نفت توليد كنيد، اين مقدار توليد كنيد، به اين قيمت بفروشيد، اين كـالا را مـصـرف كـنـيـد، روابـط سـياسى تان را با فلان رقيب امريكا قطع كنيد و يا با فـلان دوست امريكا رابطه برقرار كنيد، اين رژيم ها مطيع باشند و هرچه كه امريكايى هـا گـفـتـنـد بـشنوند و بپذيرند. بنابراين امريكايى ها براى اينكه سلطه خود را در اين منطقه حفظ كنند، به رژيمهاى كاملا مطيع و دست نشانده و بدون مقاومت نياز دارند.
    الان در مـنـطـقـه رژيـم هايى كه مطيع آمريكا باشند، وجود دارند؛ اما امروز يك پديده ى ديـگـر هـم در دنـيـا بـه وجـود آمـده اسـت كـه نـمى توان آن را ناديده گرفت . امروز ديگر رژيمهاى مرتجع ، موروثى و استبدادى حتّى اگر منافع امريكا را هم تاءمين كنند به درد ايـن كـشور نمى خورند. آنها به رژيم هاى سرسپرده اى احتياج دارند كه ظاهر دموكراسى هـم داشـتـه بـاشـند. خطر امريكا مخصوص عراق نيست . بسيارى از رژيمهاى منطقه كه با امـريـكـا روابـط خوبى دارند، از آن جايى كه رژيمهايى مردم پسند و متكى به آراء مردم نـيـسـتـند، در آينده مورد چالش امريكا قرار خواهند گرفت . امريكايى ها به رژيمى احتياج دارنـد كـه مـثـل رژيـم طـاغـوت پـهـلوى نـبـاشـنـد و مـردم در مـقـابـل آن قـيـام نـكـنـنـد. رژيـم پهلوى از رژيمهاى مرتجع و دست نشانده امريكا بود كه امـريـكـايى ها به فكر اصلاحش نيفتادند و مردم قيام كرده و آن را سرنگون كردند و نظام اسـلامـى مـورد عـلاقـه خـود را سـر كـار آوردنـد. اينها مى ترسند همين مطلب در كشورهاى عـربـى و اسـلامـى ديـگـر هـم تـكـرار شـود. ايـن مـطـلب را تـصـريـح كـرده اند. يكى از سياستمداران و استراتژيست هاى مؤ ثر امريكايى به تازگى گفته است كه امروزه اگر در كـشـورهـاى عـربى ، دمكراسى زود هنگام برقرار شود و قدرت و اختيار راءى به مردم داده شـود، رژيـمـهـاى اسـلامـى بـرسـر كـار مـى آيـنـد. ايـن مـطـلب را خـود وى در مـقـابـل مـجـلس سـنـاى امـريـكـا شـهـادت داد. بـا تـوجـه به اين مطلب ، امريكايى ها بايد رژيـمـهـايى را بر سر كار بياورند كه ظاهر مردمى هم داشته و با آراء مردم سركار آمده باشند.
    وقتى اين هدف محقق شد براى اين كه مردم افرادى را انتخاب كنند و سركار بياورند كه مـنـافـع امـريـكـا را تـاءمـيـن كـنـد، بـه طرفند ديگرى هم احتياج دارند. اين طرفند چيست ؟ ترويج فرهنگ بى بندوبارى و بى مبالاتى نسبت به ارزشها در ميان مردم . آنها تلاش مـى كـنـنـد كـه مردم را با فرهنگ امريكايى بار بياورند. در نتيجه مردم تحت تاءثير اين فرهنگ به كسى راءى مى دهند كه رژيم امريكا مى پسندد.
    مـجـموع اين اهداف تلاش و فعاليت گسترده سياسى ، فرهنگى ، تبليغاتى و در نهايت نـظامى را در دستور كار امريكا قرار مى دهد. و اكنون اين تلاش و حركت در عراق صورت گرفته است .
    صدام حسين با امريكا همكارى داشت . اگر امريكا و همپيمانان وى در قضيه جنگ با ايران بـه صـدام حـسـيـن كـمـك نـمـى كـردنـد، او نـمـى تـوانـسـت هـشـت سـال در مـقـابـل مـلت مـبـارز و مـقـاوم و جوانهاى ما تاب بياورد. امريكايى ها با او همكارى كـردنـد. حالا ديگر صدام به درد آنها نمى خورد؛ چون مى دانند كه صدام ديكتاتور است و اگـر سـركـار بـمـانـد امـكـان دارد بـا قـيـام مـردمـى زايـل و سـاقـط شـود و آن وقت ديگر دست امريكا به هيچ جا بند نخواهد بود. در ايران اين دگرگونى رخ داد و آنها منافع خود را از دست دادند.
    آنـهـا خـود بـايـد صـدام را از سـركـار بـردارنـد تـا بـتـوانند ديگرى را بر روى كار بگذارند. ماهيت حمله به عراق ، در اينجا معلوم مى شود. جنگى كه اكنون در عراق آغاز شده و جـريان دارد، هنوز شدت نگرفته است . بعد از اين ، شدت بيشترى خواهد گرفت و اين هـنـوز اول كـار اسـت . ايـن جـنـگ يـكى از كثيف ترين جنگهاست ؛ چراكه هدف آن به هيچ وجه بـويـى از اهـداف انـسـانـى نبرده است . اگر امريكايى ها مى گويند براى دمكراسى مى جـنـگـيـم ، دروغ مى گويند؛ آنها براى نفت و روى كار آوردن يك رژيم مطيع و تسليم خود مى جنگند. آنها به قصد تصرف عراق و به قبضه گرفتن اين كشور قديمى ، ملت كهن ، مـنـطـقـه حـسـاس و منابع سرشار و غنى آن مى جنگند و مى خواهند راحت و بى دردسر آن را بـبـلعـنـد. امـروز اقـتـصـاد امريكا متزلزل است . اين موضوع مربوط به امروز نمى شود، بـلكـه چـنـد سـالى اسـت كـه اقـتـصـاد امـريـكـا رو بـه تزلزل مى رود. آنها به منابع حياتى عراق احتياج دارند و مى خواهند به هر قيمتى ، با روش هايى كه به آنها اشاره شد، اين منابع را از چنگ ملت عراق دربياورند.
    ايـن نـقشه مخصوص عراق نيست . در درجه اول همه كشورهاى عربى ، حتّى آنها كه امروز بـه امـريـكـا كـمك مى كنند و فرودگاه ها و زمين و فضا و ديگر امكاناتشان در اختيار آنها گـذاشته اند، در آينده نه چندان دور در معرض اين چالش امريكايى قرار خواهند گرفت . ايـن مـوضـوع را به روشنى خود تحليلهاى امريكايى به ما مى فهماند. مسائلى را كه من عرض مى كنم ، حرفهاى ما نيست ؛ حرفهايى است كه از دهان خود امريكايى ها بيرون آمده است و اهداف و نيات شوم آنها را براى همه روشن كرده است .
    بنابراين در اهداف امريكايى ها در مرحله اول ، كشورهاى عربى و در مرحله دوم كشورهاى اسلامى قرار دارند.
    آيـا در مـقـابل نقشه هاى آنان مانعى وجود دارد؟ بله ؛ عمده همين است . مانع اساسى و عمده اى كه بر سر راه اهداف امريكا وجود دارد عبارت است از نهضت بيدارى دنياى اسلام . دنياى اسـلام در حـال بـيـدار شـدن اسـت . شـمـا به تبليغات دروغين راديوهايى كه به دست خود اسـتـكـبـار و صـهـيـونـيـستها امواج راديويى پخش مى كنند و دروغ به گوش مردم دنيا مى رسـانـنـد، تـوجـه نـكـنـيـد. واقـعيتها اين نيست . ادبيات و فرهنگ انقلاب اسلامى در فضاى عـمـومـى زنـدگـى مـلتـهـاى مـسـلمـان و عـرب بـه طـور كامل رسوخ و نفوذ كرده و به خورد ذهنها و فكرها رفته است .
    در شـرق كـشـور مـا، طـالبـان توسط خود امريكايى ها سازماندهى شده بودند. آنها از لحـاظ فـكـرى ، اعـتـقـادات سـلفـى داشـتـنـد. بـا شيعه دشمنى سخت و با ايران و انقلاب اسـلامـى و امـام هـم داشـتـنـد. مـا ايـن مـوضـوع را مـى دانـسـتـيم و مشهود بود و گزارشهاى فراوانى در مورد آن داشتيم . چند سال قبل در زمان رياست جمهورى من ، در همين مشهد، وقتى كـه وضـع در افـغـانـسـتـان جـور ديـگـرى بـود، يـك شـخـصـيـت عـرب متصل به محافل بالاى عربى ، همين جا در آستان قدس به من گفت : ((تهديد بعدى شما از طـرف افغانستان است . كسانى را از طرف افغانستان عليه شما تحريك مى كنند)). نتيجه آن شـد كـه طـالبان را خود امريكايى سازماندهى و تغذيه كردند و موشكهاى پيشرفته ضدهوايى در اختيار آنها گذاشتند و تا مدت ها از آنها حمايت مى كردند. خود امريكايى ها، صـدام حـسـيـن را تـقويت و تجهيز كردند؛ اما اين توطئه ها به سمت طراحان توطئه كمانه كرد و متوجه خود آنها شد.
    عـلت چـه بود؟ علت اين بود كه فرهنگ و ادبيات انقلاب در دنياى اسلام مفاهيمى را زنده كـرد. درسـت اسـت كـه سازماندهى و تاءسيس از طرف خود امريكايى ها و دست نشانده هاى آنـهـا بـود؛ اما فرهنگ ضد استكبارى ، ضديت با تسلط دنياى كفر بر اسلام ، ضديت با وابـسـتـگى سياسى و اقتصادى به تدريج همه توطئه هاى آنها را عليه خودشان تربيت كـرد. ايـن فـرهـنـگ هـا بـه وسـيـله انـقـلاب و بـا تـعـاليـم امـام راحـل گـسـتـرش پـيـدا كـرده اسـت . كـار بـه آنـجـا رسـيـد كـه مجبور شدند افغانستان را اشغال كنند و هنوز هم نظاميهاى امريكايى در افغانستان اند.
    فـرهـنـگ انـقـلاب اسـلامـى در دنـيـاى اسـلام بـه طـور كـامـل رسـوخ و نـفـوذ كـرده است . دشمنان مى دانند تا وقتى كه دنياى اسلام و امت اسلامى معتقد به اسلام اند و فرهنگ قرآنى بر ذهن آنها حاكم است و اسلام ناب محمّدى ـ به تعبير امام راحل ـ براى مردم هدف و آرمان است ، نمى توانند كارى از پيش ببرند. لذا سعى كرده اند اسلام را در افكار عمومى دنيا خراب كنند.
    شـاهـد بـوديـد كـه بعد از حادثه بيست شهريور نيويورك و ويران شدن آن دو برج ، رئيس جمهور امريكا در اولين اظهارات ، بدون هيچ تحقيقى در صفحه تلويزيون ظاهر شد و مـسـلمـانـهـا و اسـلام را مـتـهم كرد تا موج نفرت و خشم افكار عمومى را متوجه آنها بكند. البـتـه بعد اظهار داشتند كه اشتباه شده است . نه ! اين موضوع برنامه اى از پيش تعيين شـده بـود. الان هم به همين شكل است . در حال حاضر تمام دستگاه هاى تبليغاتى وابسته بـه صـهـيـونـيـسـم بـا تـهـيـه مـطـلب ، فـيـلم و تـوليـد وسايل و ابزارهاى فرهنگى در همه دنيا سعى دارند كه اسلام را در چشم مردم دنيا مبغوض و مـورد نـفـرت قـرار دهـنـد. هـدف آنان اين است كه مردم دنيا از اسلام و مسلمانها تنفر پيدا كنند. البته وقتى به كشور افغانستان يا عراق كه از جمله كشورهاى اسلامى اند حمله مى كـنـنـد، بـراى تـحـريـك نشدن افكار عمومى مسلمانان عليه خودشان ، در چند جمله از اسلام تـعـريـف مـى كـنـنـد؛ امـا ايـن مـصـلحـتى ست . آنها مى دانند كه اسلام مانعى اساسى در راه پـيـشـرفـت اسـتـكـبـار بـه سـمـت هـدفـهـاى نـهـايى خودش است . با ايران اسلامى هم به دليـل حـاكـمـيـت اسـلام تـا ايـن انـدازه دشـمـن انـد. اسـلام بـه مـردم مـا ياد داد كه مى توان مـسـتـقـل و شـجـاع بود و بدون تكيه بر ابرقدرتهاى قوى زندگى كرد؛ و اين به مذاق آنـهـا خـوش نـيـامـده اسـت . آنـهـا عـليـه ايـران اسـلامى تا آن جا كه از دستشان برمى آيد تبليغات مى كنند.
    يـكـى از تـبـليغات مخرّب آنها عليه ما در قضيه افغانستان و امروز در قضيه عراق ، آن است كه مى گويند ايران با امريكا همكارى مى كند. آنها قصد دارند ايران را در چشم مردم افـغانستان و عراق خراب كنند. در دنياى خارج از اسلام اين طور تبليغ مى كنند كه ايران از مردم افغانستان و عراق حمايت مى كند؛ به عبارتى از تروريست حمايت مى كند، مى خواهد بـمـب اتم بسازد. اين تبليغاتى دوگانه است ؛ و البته هر دو دروغ است . ما نه طرفدار تـروريـسـم هـسـتـيـم و نـه از هـيـچ تـروريـستى حمايت مى كنيم . ملت ايران از تروريستها ضـربه خورده اند و از آنها متنفرند. اين اتهام كه جمهورى اسلامى درپى سلاح شيميايى و بمب اتم است هم از پايه و اساس دروغ است .
    مـا خـود فـنـاورى اتـم را بـه كورى چشم دشمنان به دست آورديم . ما عضو آژانس اتمى بـوديـم و قـرارداد آژانـس بين المللى اتمى را امضا كرده بوديم و قرار بود طبق مقررات كمك هايى به ما شود. متنفذين صهيونيست و امريكا به همه دنيا اعلام كردند كه به ايران كـمـك نـكنيد. جوانها، متفكرين و استعدادهاى جوشان و درخشان ما خود توانستند بدون كمك در طول چند سال ، آرام آرام اين فن آورى را به دست آورند. فن آورى اتمى و هسته اى غير از ساختن بمب اتم است . فن آورى هسته اى رشد علمى در رشته اى محسوب مى شود كه داراى خواص بسيار است . كسانى كه خواستار ساختن بمب اتم باشند مى توانند شاخه مربوط بـه آن را دنـبـال كنند و به آن برسند. ما خواستار بمب اتم نيستيم و حتى با داشتن سلاح هاى شيميايى هم مخالفيم . حتى زمانى كه عراق ما را مورد حمله سلاح هاى شيميايى قرار مـى داد، اقـدام بـه تـوليـد سـلاح هـاى شـيـمـيـايـى نـكـرديـم . ايـن مسائل با اصول ما موافق نيست .
    بـنـابـراين امروز صهيونيسم و امريكا به شدت از اسلام شما مردم وحشت دارند. دشمنى آنـهـا بـا اسـلام به خاطر نماز و روزه نيست ، بلكه با اسلام از آن جهت دشمن اند كه ملت خود را با عزت ، قدرت و برخوردار از استقلال مى كند. و اين موضع آنها را آزار مى دهد. آنها ملت ها را تو سرى خور مى خواهند. از استقلال آنها مى ترسند و مى خواهند ملّت ها به آنـهـا وابـسـتـه بـاشـنـد. آنـهـا مـى خـواهـنـد مـنـافـع مـلتـهـا را چـپـاول كـنـنـد. اسـلام نـمـى گـذارد؛ بـا اسـلام بـه ايـن دليل دشمن اند. در غير اين صورت اگر كسانى با نام اسلام در خدمت آنها باشند و منافع خود را در خطر نبينند، خيلى هم با اسلام دشمنى نمى كنند. آنها از اسلام مى ترسند، چون اسـلام مـانـع از سـوءاسـتـفـاده هـاى آنـهـا مـى شـود و جـلوى چپاول آنها را مى گيرد.
    پـس مـعـلوم شـد كـه ايـن امر، برنامه و نقشه امريكاست . هروقت كه لازم باشد، با حمله نـظـامـى بـه كـشـورى مـثـل عـراق قـضـيـه را دنـبـال مـى كـنـد؛ امـا قـبـل از حمله نظامى ، تلاش هاى فرهنگى ، تبليغاتى و حمله سياسى و اقتصادى خويش را انجام مى دهند.
    حـالا بـه مـحـور سـوم بـپـردازيـم ؛ وظـيـفـه مـلت و دولت ايـران در قـبـال ايـن مـسـائل چيست ؟ اسلام ملت ايران را بيدار كرد، عزت داد، قدرتمند كرد، از حالت گوسفندوار و مطيع و تسليم جلادان استكبارى و صهيونيستى خلاص كرد و نجات داد. حالا بايد چه كار كنيم ؟
    بـبـيـنـيـد بـرادران و خـواهـران عـزيـز من ! دشمن نسبت به ايران اسلامى گزينه جنگ را انـتـخـاب نـمى كند. جنگ براى او در كشورى مثل ايران با شرايطى كه كشور ما دارد، هيچ صـرفـه اى نـدارد. چرا؟ چون وقتى يك ملت فقط با نيروى نظامى خود نجنگيد بلكه با هـمـه مـلت خـود جنگيد، بزرگ ترين قدرتهاى دنيا را به زانو درمى آورد. ملت ما اين طور اسـت . مـلت ما ملّتى پير، از كارافتاده ، بى حال و بى جان نيست ؛ ملتى جوان است . هفتاد درصد از ملت ما سنينى زير سى وپنج سال دارند و ملتى جوان و با نيرو و نشاط هستند. جـنـگ نـظـامـى با چنين ملّتى براى امريكا و غيرامريكا صرفه اى ندارد. ما را در ميدان جنگ آزمـايـش ‍ كـرده انـد و مى دانند كه چطور مبارزه مى كنيم . روح فداكارى ، شهادت طلبى ، نـتـرسـيـدن از مـرگ را در مـا شاهد بوده اند. اين ويژگى ها مخصوص قشرهايى خاص از مردم نيست بلكه مسئولين ، بزرگ ، كوچك ، پيرمرد هفتادساله ، جوان نورس با اعتقاداتى اسـلامـى ايـن طـورنـد. ويـژگـى نـتـرسـيـدن از مـرگ ، در مـحـاسـبـات امـريـكـايـى مثل انداختن يك قلوه سنگ در يك دستگاه است ؛ يك قلوه سنگ بزرگ را در ماشينى بيندازيد و بـبـيـنـيـد چـطور از كار مى افتد. صخره اى در مقابل يك مشت است . با ملتى كه مردم آن از مـرگ نـمـى ترسند و در مقابل آن شجاعت دارند، نمى توان درافتاد. پس گزينه جنگ نسبت به ايران گزينه بسيار دورى است .
    آنـهـا مـى تـوانـنـد دو كـار انجام دهند. خواهش مى كنم مسئولين كشور، مديران گوناگون بـخـشـهـا و آحاد مردم به اين نكته توجه كنند؛ دشمنان ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى فقط به دو موضوع مى توانند اميد داشته باشند. يكى ناكارآمدى نظام را به مردم القاء كنند؛ يعنى بگويند اين نظام نمى تواند خواسته هاى مردم را برآورده كند و با القاى آن بـه مـردم ، ارتـبـاط مـسـتـحـكـم مـردم با نظام اسلامى را از بين ببرند. دوم دسته بندى و اخـتـلاف ايجاد كنند. اين دو نقطه اميد براى صهيونيست ها، امريكايى ها، استكبار و دشمنان نظام اسلامى وجود دارد. همه متوجه اين دو نقطه باشند.
    القاء ناكارآمدى نظام ، متوجه مسئولين كشور است . در قوه مجريه ، قضاييه ، مقننه ، در نيروهاى مسلح ، نهادهاى انقلابى ، و همه مؤ سساتى كه كارى از كشور را برعهده دارند، مـديـران بـايـد خـود را بـراى مـديريت كارآمد و لايق ، آماده و مجهز كرده و براى مردم كار كنند. وقتى از نهضت خدمت رسانى حرف مى زنم ، به اين جهت است . وقتى مى گويم براى خدمت به مردم مسابقه بگذاريد، به اين دليل است . تاءكيد من بر مبارزه با فساد هم به هـمـين علت است ؛ زيرا اگر مديرى خداى نخواسته فاسد شد، ديگر نمى تواند به مردم خدمت كند و براى آنها مفيد باشد. پس اول بايد كارآمدى نظام را نشان داد.
    منابع ، امكانات و افراد لايق كشور كفايت لازم را براى اين كار دارند. كشور ما از لحاظ انـسانهاى خدوم و كارآمد فقير نيست . ما افراد كارآمد بسيارى داريم . در بين مديرانى كه امروز در راءس كار هستند، آدمهاى كارآمد، لايق و خوبى خدمت مى كنند. در بين افراد ديگرى نيز كه جزو مديران نيستند انسانهاى لايقى وجود دارند. آنها بايد كار، همت و تلاش كنند و خـدمـت بـه مردم را به عنوان يكى از چيزهايى كه مى تواند امنيت كلى كشور را تاءمين كند، تلقى كنند؛ لذا بايد در خدمت رسانى به مردم با هم رقابت كنند.
    شـهـرداريـهـا و شـوراى شـهـر كـه بـعـد از اين انتخابات بر سركار آمدند، بايد جزو كـسـانـى بـاشـنـد كـه خـدمـت بـه مـردم را سرلوحه كار خود قرار دهند. از اينجا آغاز كنند. برنامه هاى زايد و منحرف كننده و حرفهاى غيرمرتبط به كار را كه عده اى به آنها مبتلا بودند و هستند، كنار بگذارند و فقط براى مردم كار كنند.
    مـسـئله ديـگر دسته بندى هاى سياسى ، مبارزات و پنجه افكنى هاى جناحى و خطى ست . اين مسئله بسيار مضر است و دشمن آن را تقويت مى كند. اختلاف سليقه در كشور وجود دارد؛ امـا تـبـديـل آن بـه تـضـاد بـنـيـانـى از كـارهـايـى است كه دشمن به آن مى پردازد و در شـكـل دهـى آن مـؤ ثـر است . بايد مواظب باشيم . مسئولين و جناحهاى سياسى مواظب باشند اخـتـلاف سـليـقـه را به تضادهاى بنيانى تبديل نكنيد. چرا شعارهاى دشمن را تكرار مى كـنـيـد؟! دشـمـن با هر دوجناح عداوت دارد. خيال نكنيد يك جناح را دوست دارد و از جناح ديگر بـدش مـى آيـد. بـا هـردوى آنـهـا دشمن است . گاهى از جناحى حمايت مى كند تا ديگرى را تـضـعـيـف نـمـايـد. بـعـد كـه يـك جـنـاح ضـعـيـف و يـا از صـحـنـه خـارج و زايل شد، به تضعيف ديگرى مى پردازد.
    مـردم ، مـسـئولين ، سياسى ها و جوانهاى عزيز ما خيلى مواظب باشند. دشمن خواهان دسته بـنـدى هـاى سـياسى و جدايى بين صفوف مردم است . خط دشمن در كشور ما عبارت است از جـدا كـردن مـردم از نـظـام و ايـجـاد فـضـاى هـرج و مـرج در جـامـعـه . شـاهد بوديد كه در سـال 78 ايـن مـسـائل را بـه جنجالهاى خيابانى هم كشاندند كه قدرت بسيج مردمى جلوى تجاوزات آنها را گرفت .
    جـوانهاى عزيز هوشيار باشند و بدانند كه نقشه هاى دشمن در اين كشور چيست و چه مى خواهد.
    عـلاج و پـيـشـگـيـرى از نـفوذ دشمن از اين دو نقطه ، خدمت رسانى به مردم و وحدت كلمه مسئولين و مردم است .
    بايد به اين نكته توجه كرد كه همه رجزخوانى هاى امريكا از سر قدرت نيست . البته آنـهـا خـود را بـزرگـتـريـن قـدرت دنـيـا تـلقـى مى كنند، قطعا تجهيزات نظامى شان هم پـيـشـرفـتـه اسـت ، پـول بـسـيـارى هـم در اخـتـيـار دارنـد؛ امـا ايـن مـوارد دليـل قـدرتـمـنـدى واقـعـى در مـيـدان عـمل نيست . همين امريكا با اين همه قدرت ، بعد از ده سال جنگ از چريكهاى ويتنام شكست خورد. ويتنام ، يك كشور دورافتاده و ضعيف بود. در آن زمـان امـريـكـا با تجهيزات فراوان ، هواپيما، بمب ، موشك و همه امكانات ارتباطاتى با مـردمـى جنگيد كه هيچ امكاناتى نداشتند. اكثر آنها حتى سلاح گرم نيز نداشتند. امريكا از آن مـردم شـكـسـت خـورد و سـرافـكـنـده و زبـون از ويـتـنـام خـارج شـد. پول و سلاح مدرن داشتن دليل قدرت واقعى نيست . بعضى از رجزخوانى ها نشانه ترس اسـت . وقـتـى بـعـضى از آدمهاى ترسو در تاريكى قرار مى گيرند، از ترس سوت مى زنـنـد. افـرادى كـه از بـيـرون بـه آنـهـا نـگـاه مـى كـنـنـد، خـيـال مـى كـنند كه آنها سرخوش و بى خيال راه مى روند و براى خود سوت مى زنند؛ در حـالى كـه از تـرس مـبـادرت بـه ايـن كـار مـى كـنـنـد. بـعـضـى از ايـن رجـزخـوانـى هـا مـثـل هـمـان سـوت زدن آدم تـرسـو در تـاريـكـى شـب اسـت . مـلت مـا بـايـد بـه خـداى مـتـعـال تـوكـل كـنـد. تـوكـل بـه خـدا بـه مـعـنـاى كـار نـكـردن و عـمـل نكردن نيست ؛ توكل به خدا به اين معناست كه انسان كارهاى لازم براى حفظ اقتدار، عـزت ، اسـتـقـلال و امـنـيـت كـشـور را انـجـام دهـد و پـشـت سـر هـمـه آنـهـا هـم خـداى مـتـعـال و دسـت قـدرت الهـى را بـبـيـنـد. امـام راحـل در سـال 65 بـه مـن فـرمـودند كه من از اول انقلاب دست قدرت الهى را در همه جريانهاى اين كـشـور ديـده ام . بنده هم بعد از رحلت امام تا به امروز دست قدرت پروردگار را در همه جريانهاى اين كشور مشاهده كرده ام .
    ملت كار مى كند و انسانهاى تلاشگر، تلاش مى كنند و به قدرت الهى تكيه و به خدا تـوكـل مـى كـنـنـد. بـه خـداى مـتـعـال تـوكـل كـنـيـد. در كـارهـاى مـخـتـلف از قـبـيـل كـارهـاى علمى ، فرهنگى ، دينى ، صنعتى و غيره تلاش كنيد. مديران در مديريتهاى خـود تـلاش ‍ كـنند. بدانيد كه عزت و بقا، متعلق به بندگان صالح و شايسته خداست . آن مـلتـى كـه دل بـه اسـلام سپرده است ، با قرآن پيوند بسته است و هيچ قدرتى قادر نيست اين كشور و اين ملت را شكست دهد.
    بـار ديـگـر در پـايـان عـرايـضـم بـه روح مـطـهـر ابـى الحسن على بن موسى الرضا (ارواحنافداه ) و به ساحت مقدس و عالى حضرت بقية اللّه (ارواحنافداه ) سلام و درود خود را عرض مى كنيم و از شما برادران و خواهران عزيز كه به اينجا تشريف آورديد و از همه مـلت ايـران بـه خـاطـر خوبيها و تلاشهاى مؤ منانه و صادقانه آنها تشكر مى كنم و همه شما را به خدا مى سپارم .

    والسّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته

  5. #155
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 پيام‎ رهبر معظم انقلاب خطاب‎ به‎ ملت‎ ايران‎27 / 01 / 1382

    پيام‎ رهبر معظم انقلاب خطاب‎ به‎ ملت‎ ايران‎
    27 / 01 / 1382بسم الله الرحمن الرحيم
    ملت‎ شريف‎ و عزيز ايران‎
    گزارش‎ هايي‎ كه‎ از كشور مسـلمـان‎ و بـرادر عراق‎ مي‎‎ رسد حاكي از وخامت‎ وضـع‎ مـردم‎ و فقد اوليات‎‎ زندگي‎ است كه‎‎ به دنبال‎ تخريـب‎ منابع‎‎ حياتي‎ اين‎ ملت‎ با بمبارانهاي‎ وسيـع توسط مهاجمان‎‎ پديد آمده‎ و تلفـات‎ سنـگيـن انساني‎ و آلوده‎‎ سازي‎ محيط زيست‎ و ضربه بر اقتصاد و منابع‎ ان‎ كشور را موجب‎ گـشتـه‎ و مشكلات‎ فـراوان‎‎ روحـي‎‎ و جـسمـي و هـزاران مجروح‎ و معلول‎ و يتيم‎ و بي‎خانمان‎ به‎ جـاي‎ گذاشته‎ است‎.
    مشاهده‎‎‎ گوشه هايي‎ از اين‎ صحنه هاي‎ فـجيـع‎ در سيما, كوهي‎ از غم‎ واندوه‎بـر جـان‎ هـر آزاده‎ اي‎ مي‎ گذارد. تلخ‎ تر اينكه‎ اين‎‎ مصائب‎ سنـگيـن و فقـر و درماندگي‎‎‎ بر مردمـي وارد مـي شـود كـه‎ از جمله‎ ثروتمندترين‎ كشورهـا و داراي‎ ذخـائر فراوان‎ مادي‎‎ و معنوي هستند.
    اينجانب‎ با قلبي‎ مالامال‎ از حزن‎ و ماتم‎ و با استغاثه‎‎ به خداونـد ذوالجـلال‎ والاكـرام‎ بـراي‎‎ نصـرت‎ ايـن‎‎ مـظلـومـان , همـدردي, رسيدگي‎‎, همبستگي و اهتمام‎ به‎ رفع‎ مشكلـات‎ حياتي‎‎ مردم‎ شريف‎ عراق‎ را وظيفه‎ اي‎ اسلامـي وانسانـي‎ ميـدانـم‎ و از شمـا ملـت‎ شـريـف‎ مي‎خواهم‎‎‎ به‎‎ اين‎ وظيفه مهم اقدام كـنيـد و به‎ يـاري‎ بـرادران‎‎ و خـواهـران مـظلـوم‎ و ستمديده‎ خود بشتابيد و كمـك‎هـاي‎ مـالـي‎ و انساني‎‎ خود را براي‎ كمـك‎ رسـانـي بـه‎ طرز متناسب‎ و محترمانه‎‎‎ , به وسيله مـتصـديـان‎ اين‎‎ كار در اختيار آنان قرار دهيد.
    از دولت‎ محترم‎‎ مي‎‎ خواهم كه‎ بـا تـرتـيبـي درست‎‎‎ , كمك‎ هاي‎ مردم‎ را دريافت و با سرعت و سازمان‎ مناسب‎ به‎ مردم‎ عراق‎ برسـاننـد و تامين‎ نيازهاي‎ اوليه‎ حيـاتـي‎‎ و دارويـي و درمان‎‎ مجروحان را در اولويت‎ قرار دهند. از خداوند بزرگ‎ , رفع‎ گرفتاري‎ و محنـت‎ از ملت‎ عراق‎ و خذلان‎‎ دشمنان اسلام‎ و قطع‎ يـد متجاوزان‎ را خواستارم‎ .

  6. #156
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 پيام مقام معظم رهبري به دومين دوره شوراهاي اسلامي شهر و روستا05/2 0/ 1382

    پيام مقام معظم رهبري به دومين دوره شوراهاي اسلامي شهر و روستا05/2 0/ 1382بسم الله الرحمن الرحيم
    با تفضلات الهي و توجهات حضرت بقيه الله روحي فداه شوراهاي اسلامي شهر و روستا بار ديگر با انتخاب مردم، وارد ميدان خدمت رساني به كشور و ملت شد و عرصه آزمايشي بزرگ براي منتخبان فراهم گشت. اكنون شما در معرض امتحان الهي و در مركز توقعات و انتظارهاي به حق مردمي قرار گرفته ايد، كه صاحبان حقيقي كشور و چشم به راه خدمات اين نهاد قانوني و مردمي اند. در فرهنگ اسلام، بهترين انسانها كساني اند كه براي مردم سودمندتر باشند. مردمسالاري ديني برخلاف دموكراسي هاي رياكار و عوامفريب، نظام خدمت رساني خالصانه و بي منت است، خدمت از سر اداي وظيفه و همراه با پاكدستي و پاكدامني.
    نخست بايد به خاطر اعتمادي كه مردم به شما نشان داده اند، شكرگزار خداوند و قدردان مردم باشيد و آنگاه از اولين روز آغاز به كار و بدون هدردادن حتي يكروز، شانه به زير بار سنگيني كه بر عهده شما نهاده شده بدهيد و مسابقه در خدمت رساني را آغاز كنيد.
    مهمترين توصيه اينجانب اولاً مربوط به سياست ها و برنامه هاي كاري شما و سپس درباره گزينش مديريت شهر و روستا است. تسهيل زندگي مردم در كارهايي كه به شهرداري ها مربوط است، برطرف كردن معضلات شهر و روستا، سالم سازي محيط زيست، حفظ اصالت اسلامي و ملي در ساخت و سازها، استقرار بخشيدن به جو اسلامي و فرهنگي سالم، پرداختن به نيازهاي فوري تر در عين اهتمام به كارهاي زيربنايي، اولويت دادن به مناطق مستضعف نشين، تأثيرناپذيري از نفوذ ثروتمندان و جاذبه ثروت، رعايت دقيق قوانين و عدم تخطي از آن با حيله هاي شبه قانوني، رعايت ويژه محرومان، آلوده نشدن به اسراف و هدر ندادن بيت المال با تجملات زائد و سفرها و مراسم غيرلازم، و در يك كلمه رعايت تقوا و تدبير و پشتكار، و بهره گيري از دانش و تجربه، مواد عمده توصيه نخست اينجانب است.
    درباره انتخاب مديريت هاي شهر و روستا توصيه مي كنم امانت و ديانت و كفايت اشخاص را ملاك گزينش قرار دهيد. رفاقت هاي شخصي و حزبي و ملاحظات سياسي به هيچ رو، نبايد مجوز گزينش مديران فاقد ملاك هاي اصلي شمرده شود. به شهردار برگزيده خود كمك و فرصت دهيد و از او مسئوليت و پاسخ بخواهيد و در برابر كوتاهي ها يا كج رفتاري ها بي تفاوت نمانيد و به وظيفه قانوني خود عمل كنيد. و اين همه را از جنجال و غوغاگري كه امروز متأسفانه بعضي به جد، طالب آنند، دور نگه داريد.
    برادران و خواهران گرامي، بدانند كه وعده و ادعا براي قانع كردن مردم كافي و كارآمد نيست. مردم وفادار ما، تشنه عمل و صداقت اند و هرجا از آن نشاني ببينند همدلي و همكاري و وفاداري خود را نثار مي كنند. دوران چهارساله دوران آزمايش شما در چشم مردم نيز هست.
    كار امروز شما، داوري فرداي مردم و حكم عادلانه ذات اقدس الهي در يوم الحساب را تعيين خواهد كرد. توفيق همه شما عزيزان را از خداوند متعال مسئلت مي كنم. والسلام عليكم و رحمه الله
    سيدعلي خامنه اي
    5/2/82

  7. #157
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلاب‏ در ديداراساتيد دانشگاه شهيد بهشتى‏ ‏ 22 / 02 / 1382

    بيانات رهبر معظم انقلاب‏ در ديداراساتيد دانشگاه شهيد بهشتى‏ ‏
    22 / 02 / 1382
    بسم اللّه الرّحمن الرّحيم از اين‏كه دوستانى فرصت نكردند تا مطالبشان را بيان كنند، من هم مثل خود آن دوستان متأسّفم. براى من سودمندتر اين بود كه اگر ممكن مى‏شد، همه صحبت مى‏كردند. به‏هرحال برادرانى كه وقتِ صحبت گرفته بودند، مطالبى فرمودند و من از مطالبشان بهره بردم و استفاده كردم؛ بسيار مطالب خوب و مفيدى گفته شد. البته من تعجب كردم كه چطور از خانمها كسى صحبت نكرد!؟ معمولا در جلساتى چنين، چند نفر از خانمها هم صحبت مى‏كنند. ولى آن‏طور كه معلوم مى‏شود، خانمها از قبل وقت نگرفته بودند. ترتيب و روال كار - همان‏گونه كه آقاى دكتر نديمى و دوستانشان مقرّر كرده بودند - اين بوده كه از قبل وقت بگيرند و صحبت كنند. على‏اىّ‏حال، خواهرها صحبتى نكردند.

    من خلاصه‏يى از آنچه را كه فرموديد، يادداشت كردم. بسيارى از آنچه كه در اظهارات شما آمد، مطالبى است كه جزو خواسته‏ها و مطالبات خودِ ما هم بوده است. البته مسأله‏ى بودجه - بالخصوص - و مشكلات مالى در بخشهاى مختلف، مسأله‏ى جداگانه‏يى است كه براى آن با توجه به مشكلاتى كه دولت و مسؤولان و كمبود منابع مالى دارند، ناگزير بايستى فكر اساسى‏تر و بهترى شود كه جايش هم در دولت است. يكى از دوستان در صحبتهايشان از من خواستند كه اقدام عاجل كنم! خدمت شما عرض كنم كه بنده نه اقدام عاجل و نه اقدام غيرعاجل در مورد بودجه نمى‏توانم بكنم. كارى كه من مى‏توانم بكنم اين است كه در چنين زمينه‏هاى اجرايى، مطالب را به آقايان وزرا - كه خودشان هم اينجا نشسته‏اند و تشريف دارند - منتقل كنم، يا به آقاى رئيس‏جمهور بگويم تا در دولت بررسى و تصميم‏گيرى كنند. غرض؛ كار بودجه نويسى و بودجه دادن و كم كردن و زياد كردن آن، به ما ارتباطى پيدا نمى‏كند. به‏هرحال دوستان اين‏جا نشسته بودند - هم آقاى دكتر معين و هم آقاى دكتر پزشكيان - و شنيدند آنچه را كه گفتيد. هر دو نفر آقايان هم در دولت هستند. البته محدوديتهايى در دولت هست و مشكلاتى دارند. اين‏طور نيست كه بتوانند آن‏چنان‏كه مصلحت مى‏بينند، عمل و اقدام كنند. خوب؛ اين‏كه شما مطرح كرديد يك بخش از نيازهاى كشور است. بخشهاى ديگر هم هركدام نيازهايى را نزد آقايانِ وزرا و پيشِ مجموعه‏ى دولت مطرح مى‏كنند. اين‏طور آسان نيست ولى به‏هرحال قابل دنبال كردن است.

    آنچه كه به نظر من مهم است، نكته‏يى است كه بعضى از دوستان هم به آن اشاره كردند. آن نكته، نگاه به علم و تحقيق و ساماندهىِ وضع علم و تحقيقات در كشور است. اين، كار كلانى است كه بايد حتما اهتمام جدّى نسبت به آن ورزيده شود. بنده هم در اين مورد، يقينا مسؤوليت دارم و دنبال خواهم كرد.
    آرى؛ علم با ارزش است و از جمله عواملى كه ارزش علم را بيشتر مى‏كند، اين است كه علم با غايت مشخّص و با هدفهاى مشخّصى كه بر طبق نيازها تنظيم شده است، به طرف پيشرفت و توسعه سير كند. همان دستگاه فكرى - كه آقاى رفيع‏پور به آن اشاره كردند و كاملا هم اشاره‏شان درست است - مى‏تواند مجموعه‏هاى مولّد علم و استفاده‏ى بهينه از شخص عالم، كلاس عالم‏ساز و مركزى را كه عالم در آن‏جا مى‏تواند فعاليت كند، تنظيم كند و استفاده‏ى بهينه از همه‏ى اينها بكند. اينها كارهاى لازمى است و بايد حتما دنبال شود. من هم به فضل الهى، كوشش ممكن را در اين زمينه حتما خواهم كرد.

    و اما، متقابلا توقّعات و انتظاراتى از مجموعه‏ى علمى در كشور هست. خطاب به يك شخصِ خاص يا يك دانشگاهِ خاص يا يك مركزِ خاص نيست؛ خطاب به مجموعه‏ى علمى كشور - ارباب علم و اصحاب علم و تحقيق در كشور - است. ما به دلايل مشخصِ تاريخى، از كاروان علمِ دنيا عقب افتاده‏ايم - اين را نمى‏توانيم انكار كنيم؛ واقعيتها پيش روى ماست - و اين در حالى است كه توانايى عالم شدن، توليد علم كردن و مرزهاى دانش را از آنچه كه هست فراتر بردن، در ملت ما و در ميان ما كاملا وجود داشته است؛ اين ظلم تاريخى به ما شده است. آنچه كه شما امروز از پيشرفت و گسترش و شيوع علم، علاقه‏ى به علم و بالاخره مطرح شدن علم به عنوان يك مسأله‏ى اساسى در جامعه، مشاهده مى‏كنيد، مربوط به بعد از انقلاب است. قبل از انقلاب، علم مهجور بود. دانشگاهها بود، علما بودند؛ اما علم به معناى حقيقى كلمه، يكى از مسائل كشور محسوب نمى‏شد. در طول سالهاى متمادى همين‏طور بود و ملت ما از كاروان علم عقب افتاد.

    ما اكنون مى‏خواهيم اين عقب‏ماندگى و اين تأخير تاريخى را به نحوى جبران كنيم. بايد چه‏كار كنيم؟ اگر با نگاه و محاسبات عادى بنگريم، مى‏بينيم فاصله زياد است. اتفاقا وسيله‏ى تحرّك او هم سريع‏السيرتر از وسيله تحرّك شماست. پس فاصله بايد روزبه‏روز زيادتر شود ديگر؛ محكوم به اين هستيم. آيا اين درست است؟ همان راهى كه او رفته، ما هم ادامه مى‏دهيم و فكر مى‏كنيم بايد ادامه داد. بالاخره او از اين طريق رفته؛ ما هم بايد برويم. راه پيموده شده‏يى است، اما او فاصله‏اش با ما زياد است. من يك وقت در يكى از همين مجموعه‏ها با دوستان دانشگاهى گفتم: ما مى‏رفتيم؛ او به دوچرخه دست يافته و فاصله‏اش را با من زياد كرده است. بعد چون فاصله‏ى زيادى بايد مى‏پيمود، به اتومبيل دسترسى پيدا كرده و از آن استفاده مى‏كند، اما بنده تازه به دوچرخه رسيده‏ام! به اين ترتيب فاصله باز بيشتر شده است. او اكنون به وسيله‏ى سريع‏السّيرى رسيده است. آيا بنده بايد بنشينم غبارِ حركتش را تماشا كنم و يا در حسرت اين پيشرفت، غمگين شوم و بسوزم و بسازم؟ ما چه‏كار بايد بكنيم؟

    مسأله‏ى جنبش توليد علم - كه بنده دو سه سال است در دانشگاهها تكرار مى‏كنم - ناظر به اين قضيه است. توليد علم يعنى رفتن از راههايى كه به نظرْ راههاى نارفته‏يى است. البته اين به آن معنا نيست كه ما راههايى را كه ديگران رفته‏اند نرويم و به تجربه‏هاى ديگران بى‏اعتنايى كنيم؛ نه، بلكه به اين معناست كه به فكر باشيم. در اين دنياى عظيم و در اين طبيعت بزرگ، ناشناخته‏هاى فراوانى است كه دانش پيشرفته‏ى امروز، هنوز به آن دست نيافته است؛ ناشناخته‏ها، بسيار زياد است؛ يعنى به گمان زياد، بمراتب بيشتر از چيزهايى است كه بشر تا به حال به آنها دست يافته است. بايد دقت كنيم، فكر كنيم و به دنبال كشف ناشناخته‏ها باشيم. بايد همان استعدادى را كه گفته شد و بنده هم مى‏دانم ايرانى و مغز و فكر ايرانى دارد، به‏كار بيندازيم. راههاى ميانبُر را پيدا كنيم و از بدعت و نوآورى در وادى علم، بيمناك نباشيم. اين حركت و انگيزه بايد در دانشگاهها و مراكز علمى و تحقيقاتى ما به صورت انگيزه‏يى عام، امرى مقدس و يك عبادت تلقّى شود. در همه‏ى بخشها؛ در علوم انسانى و همه رشته‏هاى علوم بايد به اين صورت دربيايد. ما بايستى اين جرأت را داشته باشيم كه فكر كنيم مى‏توانيم نوآورى كنيم.

    البته مى‏شود در مقابل اين حرف، با نوميدى تمام گفت: چه كار كنيم كه ديگران نكرده‏اند؛ كدام راه را برويم؟ اما من تصور مى‏كنم مى‏شود اين فكر و اميد را در دل پروراند كه: مى‏شود راههاى نارفته را پيدا كرد. يك روز بسيارى از چيزهايى كه امروز دنيا و بشريت مى‏شناسند، ناشناخته بود. كسانى جرأت كردند و اين ناشناخته را شناختند. چه دليلى دارد كه ما نتوانيم راه ناشناخته‏ى ديگرى را كشف كنيم؟! اين‏طور هم نيست كه هر كشف جديدى، امروز احتياج به دست يافتن به عالى‏ترين دانشها و بالاترين تكنولوژيها را داشته باشد كه بگوييم ما نداريم؛ اين، آن توقّعى است كه از جامعه‏ى علمى وجود دارد. با اين حساب، البته هرچه مجموعه‏ى مراكز تحقيقاتى در دانشگاهها و بيرون دانشگاهها بيشتر باشد، بهتر است. البته اشكالى را كه آن دوست عزيزمان كردند، من كاملا قبول دارم؛ يعنى در جاهايى پولهاى بى‏خودى خرج مى‏شود - در واقع هدر مى‏رود؛ اين تعبير كاملا درستى بود - و دست و دل‏بازيهاى بيجا، بى‏معنى و بى‏مورد به‏كار مى‏رود، در عوض، در مواردى كه لازم است، مشكلات مالىِ فراوانى وجود پيدا مى‏كند؛ اين را من قبول دارم. اين نابسامانيها بايد حتما بسامان شود. البته جزو كارهاى دولت هم هست كه بايد سفارش و تأكيد كنيم، بنده هم ان‏شاءاللّه تأكيد خواهم كرد. بنابراين، حرف اوّل و اصلى ما با شما اساتيد محترم و با همه‏ى جامعه‏ى علمى - چه دانشگاه پزشكى، چه دانشگاه غيرپزشكى - اين است كه مى‏گوييم: به عنوان كسانى كه از استعداد و تواناييهايى خوب برخورداريد - اما از قافله‏ى علمى عقبيد - راهى را جستجو و پيدا كنيد؛ حالت كاوشگرى، پژوهشگرى و مطالبه‏ى چيزهاى ناشناخته. اين حالت را، كاوشگرى و جستجوگرى و اين روحيه را، در دانشگاهها زنده كنيد؛ «كم ترك الاوّل للاخر». خيلى چيزها هست كه تابه‏حال كشف نشده، ولى ناگهان يك نفر كشف مى‏كند. عرض كردم كشف جديد و شناختن راه جديد، لزوما مبتنى بر اين نيست كه ما از تكنولوژى پيشرفته و درجه‏ى يك - يعنى پيشرفته‏ترين تكنولوژى - در دنيا برخوردار باشيم، تا كسى بگويد اين را ما نداريم؛ نخير، مى‏توان در بخشهاى مختلف اين توقّع را از خود و از جامعه‏ى علمى داشت؛ اين يك نكته است.

    نكته‏ى ديگر، در زمينه‏ى دانشجويان است. من خلأيى را در ارتباط استاد و دانشجو مشاهده مى‏كنم كه اين خلأ بايد به وسيله‏ى شما پُر شود. دانشجوى ما در محيط علمى ضمن اين كه علم مى‏آموزد، مى‏تواند خيلى از درسهاى غير آن علمِ مورد نظر را هم از استاد بياموزد و فراگيرد. از جمله‏ى آنهاست: غرور ملى دانشجو، علاقه‏مندى به ميهن، دلبستگى به آينده‏ى كشور، افتخار به تاريخ و گذشته‏ى كشور. اينها عواملى است كه مى‏تواند در يك جوان دانشجو تأثيرات بسيار عميق و مثبتى بگذارد. البته من در صدد انكار عوامل گوناگونى كه ممكن است جوانى را دلسرد يا مأيوس و دلخسته كند نيستم؛ اينها هم عواملى است در جاى خود محفوظ، اما اين بخش هم ناديده گرفته نشود كه استاد در كلاس درس مى‏تواند دانشجوى خود را متديّن و معتقد به دين بار بياورد؛ چنانكه مى‏تواند ملحد و منكر همه‏ى مقدسات هم بار بياورد؛ ولو كلاس، كلاسِ علم و دين نباشد، در كلاس فيزيك، در كلاس طبيعى، در كلاس تاريخ و در هر كلاس ديگر. استاد مى‏تواند يك انسان دلبسته و مباهات كننده‏ى به كشور و داراى چنين روحيه‏يى بار بياورد؛ مى‏تواند هم يك انسان لاابالى، بى‏علاقه، نادلبسته‏ى به ميهن و به گذشته و آينده‏ى كشور بار بياورد. استاد مى‏تواند اين نقش را در كلاس ايفا كند.

    اتفاقا اعتقاد من اين است كه در زمينه‏ى تبليغ دين، مؤثرترين وسيله‏يى كه مى‏تواند دانشجو را دينى و علاقه‏مند به مبانى دينى بار بياورد، همين نكته‏ها و اشارهها و كلمه‏هايى است كه يك استاد مى‏تواند در كلاس با شاگردان خودش درميان بگذارد. اشاره‏يى از يك استاد، گاهى اوقات تأثيرات عميقى در دل مى‏گذارد؛ اما گاهى عكسش ديده مى‏شود. البته بعضى از اساتيد به اين نكات توجه دارند، ليكن بايد به عنوان يك كار اساسى و اصلى در نظر گرفته شود. اين جوانى كه شما مى‏خواهيد عالمش كنيد و روح علم و تحقيق در او بدميد و او را يك برگزيده‏ى فرزانه‏ى نخبه‏ى علمى بار بياوريد - كه هر استادى نسبت به شاگردانش چنين آرزوهايى دارد - بايستى روح دينى و ايمان - هم ايمان به خدا و دين و مقدسات كه براى دنيا و آخرتش مفيد است، هم ايمان به هويت خودش، به هويت ملى‏اش، به هويت تاريخيش؛ به تاريخ خودش و به سرزمين خودش - به او تزريق كنيد.
    بايد تعصّب ملّى را در او برانگيزانيد. بر خلاف آنچه كه در دهنها مى‏افتد، تعصّب يك معناى هميشه منفى و بد نيست. تعصّبهايى است كه لازم است؛ يعنى بدون آن تعصّبها انسان ول است و مثل غبارهاى سبك و بى‏وزن در هوا، حركت مى‏كند. پايبنديهايى براى شخصيّت و هويّت انسان لازم است. حال اين انسان هر كه مى‏خواهد باشد - عالم باشد، صنعتگر باشد، هر فعّاليّتى داشته باشد - بالاخره پايبندى‏يى لازم دارد.

    ايمان به خدا، ايمان به دين، ايمان به مقدّسات و ايمان به غيب، ارزشهاى كمى نيست؛ اينها را نبايد دست كم گرفت؛ اينها بسيار اهميت دارد و تضمين‏كننده‏ى سعادت و صلاح و فلاح است. ممكن است يكى ايمان به غيب داشته باشد، امّا ده اشكال هم داشته باشد؛ چنين كسى پيشرفت نمى‏كند. بحث بر سر تأثير ايمان به غيب است. ايمان به غيب اگر نباشد، خيلى از مشكلات به‏وجود مى‏آيد. همان‏طور كه مى‏دانيد، بدون شك، علم پايه‏ى تمدن است؛ امّا شرط كافى براى يك مدنيّت درست نيست. نتيجه‏ى علم مِنهاى ايمان به غيب، همين مى‏شود كه امروز در دنيا مى‏بينيد. ببينيد علم امروز با همه‏ى شرافت و ارزشش در دست جهانخواران و ديوانه‏هاى زنجيرىِ بين‏المللى به چه تبديل شده است! نه حقّى براى انسان، نه حقّى براى ملتها، نه حقّى براى حقيقت و نه ارزشى براى راستگويى و صدق قائل نيستند! علمِ منهاى ايمان به غيب اين‏طور مى‏شود. ايمان در دل جوان مى‏تواند دميده شود؛ هم ايمان به دين و عالم غيب و معرفت و معنويّت، و هم ايمان به هويّت ملى خودش؛ شخصيت تاريخى خودش و بستگيها و دلبستگيهاى گذشته و حال خودش.
    اميدوارم ان‏شاءاللّه خداوند همه‏ى شما را موفق و مؤيّد بدارد. جلسه‏ى خوب و براى من نافع بود. اميدواريم براى دانشگاه و براى مجموعه خواستهاى مشترك ما و شما هم نافع باشد.

    والسّلام عليكم و رحمةاللّه و بركاته‏

  8. #158
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با مسؤ ولان و كارگزاران نظام29 / 02/ 1382

    بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با مسؤ ولان و كارگزاران نظام29 / 02/ 1382بسم الله الرحمن الرحيم

    عيد ولادت منجى بشريت و هديه الهى براى تاريخ انسانيت ، نبى مكرم اسلام حضرت محمّدبن عبداللّه (صلّى اللّه عليه واله وسلّم ) و همچنين ولادت امام صادق (عليه الصّلاة والسّلام ) را به همه امت بزرگ اسلامى ، و به ملت عزيز ايران و به شما حضار محترم ، بخصوص ميهمانان مكرمى كه از سرتاسر كشورهاى اسلامى در اين جا حضور داريد و همچنين سفراى كشورهاى اسلامى كه در اين جا تشريف دارند، تبريك عرض مى كنم .
    اين ولادت براى تاريخ بشريت ، طليعه رحمت الهى بود؛ در قرآن از وجود پيغمبر به عنوان (رحمة للعالمين ) تعبير شده است . اين رحمت محدود هم نيست ؛ شامل تربيت ، تزكيه ، تعليم و هدايت انسانها به صراط مستقيم و پيشرفت انسانها در زمينه زندگى مادى و معنويشان هست ؛ هم تعليم و هم تزكيه هست . مخصوص مردم آن زمان هم نيست ، متعلق به طول تاريخ است ؛ (و آخرين منهم لمّا يلحقوا بهم ). راه رسيدن به آن هدف ، عمل كردن به معارف و قوانين اسلام است كه براى بشر مشخص شده است .
    امت بزرگ اسلامى در طول اين قرنهاى متمادى ، چالشها و انحرافهايى داشته اند؛ ما خودمان را از اسلام دور كرده و سرگرم چيزهايى كرديم كه اسلام ما را از آن برحذر داشته بود. در طول اين تاريخ طولانى ، سرگرم جنگهاى داخلى شديم ؛ بوسيله قدرتهاى طاغوتى سرگرم شديم ؛ نتيجه اين شد كه امت بزرگ اسلامى در طول قرنهاى متمادى بعد از قرون اوليه اسلام ، نتوانست خود را به آن هدف و غايتى كه پيغمبر اسلام و اسلامِ عزيز براى او پيش بينى كرده و در نظر گرفته بود، برساند. با اين كه خداى متعال ثروتهاى مادى زيادى را در كشورهاى اسلامى ذخيره كرده و مى توانست وسيله پيشرفت ما باشد اما در علم ، در صنعت ، و در بسيارى از شاخصهاى پيشرفت ، جزو بخشهاى عقب افتاده عالم شديم . اين آن چيزى نبود كه اسلام براى ما مقدّر كرده بود. اين ، چيزى بود كه عملِ بد و رفتار و غفلت ما مسلمانان براى ما پيش آورده بود؛ (ما اصابك من سيّئة فمن نفسك )؛ ما بوديم كه بر اثر غفلتهايمان در طول زمان ، خود را به اين وضعيت دچار كرديم .
    امروز اوضاع در دنياى اسلام تفاوت كرده است ؛ بيدارى اسلامى در سرتاسر دنياى اسلام محسوس است ؛ يك حركت و نهضت عظيمى در مراحل مختلف كه ميلِ برگشت به اصول و مبانى اسلامى كه مايه عزت و پيشرفت و ترقى است در همه دنياى اسلام مشاهده مى شود. روشنفكران ، علما و سياسيون دنياى اسلام اين حركت را بايد تقويت كنند. خطاست اگر كسانى در دنياى اسلام تصور كنند كه حركت بيدارى اسلامى كه در بين جوانهاست ، اين به ضرر دولتهاى اسلامى است . نه ، دولتهاى اسلامى به بركت بيدارى اسلامى ، مى توانند عزتى را كه قدرتهاى استكبارى از آنها گرفته اند، به خودشان برگردانند. يك نمونه ، كشور و انقلاب و امام ماست . ما بعد از آنى كه قرنهاى متمادى دچار استبداد و دو قرن تمام ، دچار سلطه بيگانگان بوديم ، امام بزرگوار توانست عزت را به مردم ما برگرداند؛ انگليسها، روسها و امريكاييها به ترتيب در اين كشور سيادت و حكمفرمايى حقيقى كردند؛ ولو بصورت ظاهر در راءس حكومت نبودند، اما كارها در دست آنها و همه چيز كشور در اختيارشان بود. مردم ما از حقوق ، منابع ، عزت و طعم حقيقىِ دين خودشان محروم بودند.
    امام بزرگوار ما، توانست اين سلطه بلندمدت استبداد و استعمار را با برگشت به اسلام و تمسك به اسلام ، از سر كشورمان كم كند و به ما عزت ببخشد؛ به مردم ما احساس هويت اسلامى بدهد و احساس كنند كه مى توانند روى پاى خودشان بايستند؛ مى توانند خودشان تصميم بگيرند و انتخاب كنند؛ مى توانند خودشان در مسائل سرنوشت ساز، (لا) و (نعم ) بگويند؛ مردم ما قرنها بود كه چنين چيزى را نچشيده بودند؛ اين را اسلام به اينها داد. در هر نقطه يى از نقاط دنيا كه حركت بيدارى اسلام تقويت شود و پا بگيرد و مردم و جوانان آن كشور احساس كنند كه به سمت اسلام نزديك مى شوند، همين تجديد هويت و عزت به وجود خواهد آمد.
    البته دشمنان اسلام اين را نمى خواهند؛ فرمود: (انّ الشّيطان لكم عدوّ فاتّخذوه عدوّا). امروز در راءس دشمنان اسلام ، امريكاست كه شر و شيطان مجسم است ؛ امروز دشمن اساسى دنياى اسلام ، استكبار جهانى است كه در راءسش هم امريكاست . اين جزو معارف رايج انقلاب و نظام ماست ؛ انقلاب اسلامى بيست وچهار سال است كه اين را فرياد مى زند. ليكن امروز مردم دنيا و جوامع مسلمين اين را حس كرده و خودشان لمس مى كنند. قضاياى فلسطين و فجايعى كه به پشتيبانى امريكا، هر شب و روز در فلسطين اتفاق مى افتد، اين جلوى چشم مردم است . امت اسلام چگونه مى تواند چشمش را ببندد و اين فجايع را نبيند. آنچه در عراق در جريان است ، جلوى چشم مردم دنياست ، اين آزمايشگاه تاريخى و سياسى در مقابل چشم مردم دنيا و بخصوص امت اسلامى است . امريكاييها با نام دمكراسى و آزادى به رژيم صدام حمله كردند؛ اما امروز به مردم عراق اجازه نمى دهند كه سرنوشت خود را در دست بگيرند؛ مى گويند ما بايد باشيم . با حاكم نظامى و حاكم غيرنظامى و تسلط بر نفت !
    يك ملت و يك كشور اسلامى را با اين عنوان كه شما نمى توانيد و ما بايد باشيم ، از همه حقوق متداول و رايجِ پذيرفته شده جهانى ، محروم مى كنند؛ و مى گويند ما بايد به شما دمكراسى بدهيم ! كدام دمكراسى و چه جور دمكراسى يى ؟! اين دمكراسى و مردم سالارى و حقوق مردم است ؟ آن هم بعد از آن كشتار عظيمى كه در بين مردم عراق انجام گرفت !
    گفتند: ما دنبال سلاح كشتار جمعى آمده ايم ؛ امت اسلامى اين سؤ ال برايش مطرح شد كه سلاح شيميايى و كشتار جمعى و وسايل جنايت را چه كسى به صدام داده بود؟ مگر غير از خودشان ، كسى اينها را به صدام داده بود؟! صدام را خودشان براى ضربه زدن به اسلام و انقلاب تجهيز كردند؛ تا وقتى كه از او اميد همكارى و كمك بود، هرچه توانستند او را تجهيز كردند، بعد از آن كه از خاصيت افتاد و ديدند ديگر از او براى مقابله با انقلاب اسلامى و حركت بيدارى اسلام ، كارى برنمى آيد، اين چنين صحنه يى را راه انداختند.
    امت اسلامى اين مسائل را دارد مى بيند؛ اين آزمايشگاه است . امت اسلامى چگونه مى تواند چشم را ببندد؛ اينها تجربه است . امروز دنياى اسلام براى به دست آوردن عزت و موجوديت و هويت خود يك راه بيشتر ندارد و آن برگشت به اسلام است ؛ البته اسلام واقعى . نه يك اسلام متحجرِ آميخته با خرافات كه دشمنان اسلام تبليغ مى كنند و مى گويند اسلام اين است ؛ اين طور اسلامى كارآمد نيست . و نه اسلامِ تطبيق داده شده با اصول امريكايى و مورد نظر غربيها، آن هم اسلام نيست . هر دوى اينها اسلام امريكايى است كه امام بزرگوار ما تقابل ايجاد كرد و فرمودند: (اسلام امريكايى ) و (اسلام ناب محمّدى ). اسلام ناب و خالص ، اسلامِ توحيد و وحدت بين امت اسلامى ، اسلامِ (و لن يجعل اللّه للكافرين على المؤ منين سبيلا)، اسلامِ (الاسلام يعلو و لا يعلى عليه )، اسلامى كه مى گويد: (و لو انّ اهل القرى امنوا و اتّقوا لفتحنا عليهم بركات من السّماء والا رض ). برگشت به اين اسلام تنها علاج و نسخه درمان امت اسلامى است . اين ممكن است و امروز حركت به سمت اين اسلام ، از شرق تا غرب دنياى اسلام همه جا را فراگرفته است و اين همان چيزى است كه دشمنان اسلام را دستپاچه كرده است .
    به اين هياهوى تبليغاتى استكبار و جنجال و قدرت نمايى يى كه مى كنند، نگاه نكنيد؛ آنها از اسلام ترسيده اند و حركت عظيم اسلامى آنها را سراسيمه كرده است . لذا مجبورند به قوه قهريه متوسل شوند؛ قوه قهريه هم به دردشان نمى خورد و كارشان را علاج نمى كند. قوه قهريه دولتها و حكومتها را مى تواند از بين ببرد، ولى حركت عظيم اسلامى و مردمى را نمى تواند از بين ببرد. امت اسلامى در حال بيدار شدن و برخاستن است ؛ اين مساءله را فهميده اند و آينده امت اسلامى ، آينده يى است كه اسلام ترسيم كرده است . ما موظفيم به عنوان روشنفكر، به عنوان عالم دين ، به عنوان ماءمور دولت و مسؤ ول سياسى اين آينده را ترسيم كرده و اين پيشرفت را تسريع و تسهيل كنيم ؛ اين وظيفه ماست .
    اميدواريم ان شاءاللّه اين عيد شريف براى امت اسلامى بركت و وسيله بيدارى براى همه ما باشد. و خداوند متعال توفيقاتش را بر ما نازل كند و توجهات حضرت بقية اللّه (ارواحنافداه ) را شامل حال ما كند.
    والسّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته

  9. #159
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 پيام تسليت رهبر معظم انقلاب به مناسبت شهادت جمعي از علما و طلاب حوزه علميه نجف14 / 02 / 1382

    پيام تسليت رهبر معظم انقلاب به مناسبت شهادت جمعي از علما و طلاب حوزه علميه نجف14 / 02 / 1382بسم الله الرحمن الرحيم

    براساس گزارشهاي موثقي كه از عراق دريافت شده و آيت الله آقاي حاج سيدمحمدباقر حكيم دامت بركاته نيز آن را تاييد كرده اند , شمار زيادي از علما و مجتهدان و فضلا و طلاب حوزه علميه نجف اشرف كه سالها پيش به وسيله رژيم سفاك بعثي عراق بازداشت شده بودند و اميد آن بود كه در زندان در قيد حيات باشند , به دست آن رژيم به شهادت رسيده اند.
    اين تنها بخشي از جنايات و مظالم رژيم بعثي عراق است و اين شهيدان مظلوم تنها جمع محدودي از دهها هزار شهيد از قشرهاي گوناگون مردم آن كشورند كه در دوران سياه حكومت آن رژيم سفاك و با كمك يا سكوت جانبدارانه دولتهاي استكباري , به خون غلتيده اند نه تنها سران آن رژيم , بلكه كساني كه با كمكها و سياستهاي خود آنان را تقويت و تجهيز و بر ملت عراق مسلط كرده بودند و نيز عوامل اجرايي اين جنايات در پيشگاه خدا و مردم عراق مسئولند.
    اينجانب پس از عرض تسليت به محضر حضرت بقيه الله ارواحنا فداه به حوزه مقدس نجف اشرف و مراجع عظام و علما , اعلام و به عموم خانواده هاي آن شهداي مظلوم به ويژه خاندانهاي معظم آل حكيم , آل بحرالعلوم , آل صاحب جواهر و خاندانهاي معزز خلخالي , هاشمي شاهرودي , انصاري قمي , خويي , شيرازي , مرعشي , اشكوري , فقيه و ديگر خاندانهاي علمي تسليت مي گويم و ياد شهداي عالي مقام , آيت الله سيدمحمدباقر صدر , آيت الله سيدمحمد صدر , آيت الله حاج ميرزا علي غروي تبريزي , آيت الله حاج شيخ مرتضي بروجردي را گرامي مي دارم و قطع يد ظالمان و متجاوزان را از عراق و فلسطين و ساير بلاد مسلمين از خداوند متعال مسئلت مي كنم .
    سيدعلي خامنه اي
    14 / 02 / 1382


    پيام تسليت رهبر انقلاب به آيت الله هاشمي شاهرودي
    بسم الله الرحمن الرحيم
    آيت الله آقاي حاج سيدمحمود هاشمي شاهرودي دامت بركاته
    شهادت مظلومانه سه نفر اخوان جنابعالي را كه خبر آن پس از سالها و با گشوده شدن سياه چالهاي رژيم صدام بعثي رسيده است , به آن جناب و والده مكرمه و ساير بازماندگان و بستگان آنان تبريك و تسليت مي گويم و دوام توفيقات جنابعالي را مسئلت مي كنم .
    سيدعلي خامنه اي
    14 / 02 / 1382

    پيام تسليت رهبر انقلاب به آيت الله سيدمحمدباقر حكيم
    بسم الله الرحمن الرحيم
    آيت الله آقاي حاج سيدمحمدباقر حكيم دامت بركاته
    شهادت مظلومانه 18 نفر از بيت مكرم مرحوم آيت الله العظمي سيدمحسن حكيم رحمه الله عليه را كه خبر آن پس از سالها به جنابعالي و ديگر بازماندگان رسيده است به آن جناب و ديگر اخوان و بازماندگان محترم تبريك و تسليت مي گويم و دوام توفيقات جنابعالي را مسئلت مي كنم .
    سيدعلي خامنه اي
    14 / 02 / 1382

  10. #160
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلاب‏ در ديدار نمايندگان مجلس شوراى اسلامى‏ ‏ 07 / 03 / 1382

    بيانات رهبر معظم انقلاب‏ در ديدار نمايندگان مجلس شوراى اسلامى‏ ‏
    07 / 03 / 1382
    بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
    به برادران و خواهران محترم و نمايندگان مجلس شوراى اسلامى خوشامد عرض مى‏كنم. جلسه‏ صميمى و خوبى است. اگرچه حضور دوربينهاى متعدد و گزارشهاى خبرى، الزاماتى را بر من و شما تحميل مى‏كند، ولى جلسه بحمداللّه، صميمى و برخوردار از همدلى است. به همه‏ى برادران و خواهران به‏ خاطر تلاشهايى كه در مجلس شوراى اسلامى و به اقتضاى مسؤوليت نمايندگى مشغول آن هستيد، كه بخشى از آنها را جناب آقاى كروبى امروز در بياناتشان بيان كردند، خسته نباشيد عرض مى‏كنيم. از شخص جناب آقاى كروبى هم به‏خاطر تلاش دشوارى كه در مسؤوليت مديريت مجلس دارند و زحماتى كه اين مديريت بر ايشان تحميل مى‏كند، صميمانه تشكر مى‏كنيم و به ايشان هم خسته نباشيد عرض مى‏كنيم.
    به ذهنم مى‏رسد كه عرايض خودم را با اين آيه‏ شريفه آغاز كنم كه مى‏فرمايد: "بسم ‏اللّه الرّحمن الرّحيم. هو الّذى انزل السّكينة فى قلوب المؤمنين ليزدادوا ايماناً مع ايمانهم و للّه جنود السموات و الارض و كان اللّه عليماً حكيماً".
    چون تلاش جريانهاى سياسىِ ضد جمهورى اسلامى و ضد اين حركت عظيم اسلامى ملت ايران و ملتهاى منطقه - اين جريان تبليغاتىِ عظيمى كه امروز به راه انداخته‏ اند - در جهت ايجاد تلاطم است؛ هم تلاطمهاى اجتماعى و هم تلاطم روحى؛ دلها را مضطرب كردن، نگران و ترسان كردن - كه امروز سياست كلى امپراطورى خبرى در دنيا اين است؛ تازگى هم ندارد؛ نه نسبت به ما در اين بيست و چند سال و نه نسبت به جريان حق در طول تاريخ اسلام از اول تا امروز - لذا ملاحظه مى‏كنيد يكى از مطالبى كه در قرآن روى آن به ‏عنوان يك موضوع منفى تكيه شده، "مرجفون" است؛ يعنى همان كسانى كه سعى مى‏كنند دلها را مضطرب، پريشان و ملتهب كنند؛ دلهره ايجاد كنند. آن‏روز اين آيه‏ى شريفه را براى دوستان ديگرى كه اين‏جا بودند، خواندم: "الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم فأخشوهم". در مدينه‏ پيغمبر جنجال درست مى‏كردند كه: "جمع شدند، مى‏خواهند پدرتان را دربياورند؛ از بين رفتيد، نابود شديد؛ تمام شد". آيه‏ى قرآن نازل شد كه وقتى ياوه ‏گويان و هرزه‏ گويان و ضعيفان اين‏طور فضايى را ايجاد مى‏كنند و اين ميكروب و ويروس خطرناك ترس را در فضا مى‏پراكنند، مؤمنان كسانى هستند كه "فزادهم ايمانا"؛ ايمانشان بيشتر مى‏شود. "و قالوا حسبنااللّه و نعم الوكيل". اين "حسبنااللّه و نعم الوكيل" متعلق به اين‏جاست؛ يعنى در مواجهه ‏ى با تلاطمى كه دشمن مى‏خواهد به وسيله‏ امواج تبليغاتى و روانى خود ايجاد كند، آرامش دارند. همان "سكينه" است؛ "هو الّذى انزل السّكينة فى قلوب المؤمنين"؛ خداى متعال آرامش به دلهاى مؤمنين داد، "ليزدادوا ايماناً مع ايمانهم"؛ براى اين‏كه ايمانشان هم تقويت بشود؛ واقع قضيه هم همين است.
    در شرايط مرعوب شدن، ترسيدن، مضطرب شدن، متلاطم شدن، حتّى باورهاى قطعى انسان هم از ياد مى‏رود؛ انسان مرعوب، اين‏طور است. جبن، هم عقل را از كار مى‏اندازد، هم عزم را. انسان مرعوب و جبان، نه درست مى‏تواند فكر كند، نه درست مى‏تواند عزم و اراده‏ خودش را به‏كار بيندازد؛ دائم يك قدم به جلو برمى‏دارد و يك قدم به عقب. اين است كه پيغمبر اكرم به اميرالمؤمنين در آن وصيت معروفشان فرمودند: "ولاتشاورنّ جباناً. لأنّه يضيّق عليك المخرج"؛ با آدم جبان و ترسو در هيچ كارى مشورت نكن، زيرا كه گريزگاه و دريچه‏ فرج را بر رويت مى‏بندد. انسان وقتى كه مرعوب نيست، مى‏تواند درست فكر كند، درست تصميم بگيرد و از اين مانع عبور كند، اما وقتى مرعوب شد؛ "يضيّق عليك المخرج"؛ به بكنم، نكنم دچار مى‏شود و خود را دست بسته تسليم مى‏كند. اين است كه "سكينه" خيلى مهم است.
    تعبير "سكينه" در سوره‏ى مباركه "الفتح"؛ "انا فتحنا لك فتحاً مبيناً"، عجيب است كه متعلق به اين سوره است و سه مرتبه در اين سوره عنوان "انزال السكينه" بر دل مؤمنين تكرار شده است. يكى از آزمايشهاى تلخ و دشوار مسلمانها همين قضيه‏ مربوط به "انّا فتحنا" بود كه پيغمبر اكرم بر مبناى سياستى صحيح و الهى، تصميم گرفتند كه به سمت مكه راه بيفتند؛ مكه‏يى كه دو سال قبل از اين موضوع، مدينه را محاصره كرده بود و مى‏خواستند پدر مردم را دربياورند؛ جنگ احزاب هم با آن شرايط سخت پيش آمده و به خون پيغمبر و ياران او تشنه‏اند. پيغمبر فرمود ما مى‏خواهيم به عمره برويم. به مسلمانها هم گفتند بياييد تا برويم. عده‏يى ترسيدند و گفتند پيغمبر به مدينه برنمى‏گردد؛ نابود شد؛ از بين رفت. اين ماجراى "انزال السكينه" مربوط به اين‏جاست كه خداى متعال آن‏چنان دلهاى مؤمنان را آرام كرد كه رفتند و با دشمن مواجه شدند و با پيروزى كامل برگشتند. و همان چيزى كه پيغمبر مى‏خواست، تحقق پيدا كرد.
    "سكينه" ناشى از اعتماد و حسن ظن به خداست. وقتى شما يك هدف درستى را انتخاب كرديد و در راه آن هدف تلاش مى‏كنيد، خداى متعال در اين‏جا وعده‏ نصرت داده؛ بروبرگرد هم ندارد. يك وقت هست شما هدف و آرمان را غلط انتخاب كرده‏ايد؛ يك وقت هست آرمان را درست انتخاب كرده‏ايد، اما تحركى نداريد؛ تلاش و مجاهدتى نمى‏كنيد؛ اين‏جا انتظار كمك الهى بى‏مورد است. مسلمانها قرنها به‏ خاطر اين‏كه اهداف و آرمانهاشان، آرمانهاى خوبى بود؛ اما چون تحركى در آنها وجود نداشت، توسرى خورده‏ اند. الان هم هرجايى كه مى‏بينيد مسلمانها دچار تحقير و تذليل مى‏شوند، به‏ خاطر همين عدم تحرك و عدم مجاهدت است؛ والّا آن جايى كه هدف درست باشد، مجاهدت هم باشد، نصرت الهى هم قطعا هست. البته نصرت الهى به معناى اين نيست كه آزمايشهاى دشوار و سخت نيست؛ چرا؛ "و لنبلونّكم بشى‏ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمّرات"؛ اينها هست و همه‏ اينها در سر راه مبارزه وجود دارد؛ اما "و بشّر الصّابرين". صبر يعنى ايستادگى؛ تداوم راه؛ اين مورد بشارت الهى است؛ يعنى پيروزى نصيب خواهد شد.
    در دوران مبارزه، بسيارى از شماها در ميدان بوديد. همه مى‏گفتند مشت است و درفش، چرا بيخود مى‏جنگيد و مبارزه مى‏كنيد؛ فايده اى ندارد. حقيقتا هم دستگاه پليسى رژيم طاغوت، دستگاهى نبود كه به‏ آسانى بشود با آن مبارزه كرد. اين‏قدر از اين داعيه‏ دارها و خيلى از كسانى كه تحليلهاى ماركسيستى و روشنفكرى و ادعا و حرف داشتند، وقتى آن زندانها را ديدند و شكنجه ‏هايش را حتّى بسيارى نديدند، بلكه فقط شنيدند، از وسط راه برگشتند و خودشان را تسليم كردند؛ اما بسيارى هم ادامه دادند؛ حركت كردند و آمدند. اوّلين بركت حركت آنها اين بود كه خداى متعال صدق آنها را بر مردم آشكار و علنى كرد؛ راه آنها را درست نشان داد و مردم با آنها همراه شدند. وقتى مردم همراه شدند، همه چيز درست خواهد شد. مهم اين است كه آن مجموعه ‏ى مبارزِ مصمم، صداقت خودشان را در پيمودن راه اثبات كنند؛ نشان بدهند كه صادقانه دنبال اين معنا هستند، آن‏وقت خداى متعال نصرتش را خواهد فرستاد. در نهج‏ البلاغه هست كه: "فلما رأى اللّه صدقنا"؛ وقتى خدا صداقت ما را ديد؛ ديد ما راست مى‏گوييم و به دنبال دنيا و پول و هوى‏ و هوس نيستيم، "انزل علينا النّصر و انزل بعدوّنا كبت"؛ ما را پيروز كرد و دشمنان ما را سركوب. اين، در مبارزات ما هم بود و در اين بيست و سه چهار سال هم همين موضوع بوده است و هيچ وقت نبوده كه روى كشور و دولت فشار نباشد.
    برادران و خواهران عزيز! شماها نماينده مجلس هستيد و سياسى؛ وسط ميدانيد. شايد براى بسيارى از شماها توضيح واضح باشد، لكن حقيقت قضيه اين است كه امروز آنچه امريكا - كه حالا در نوك پيكان تهاجم به انقلاب و حركت اسلامى، امريكاست - از ملت ايران مى‏خواهد، مسأله‏ سلاح كشتار جمعى و حقوق بشر و حكومت دموكراسى و .. نيست، بلكه آنچه آنها از ملت و مسؤولان كشور مى‏خواهند، تسليم شدن در مقابل اراده‏ ابرقدرتى امريكاست؛ جز اين چيز ديگرى نيست؛ و الّا اينها به دموكراسى تمايل دارند؟! امروز دموكراسيهاى مورد قبول و اعتراف امريكا چه كشورهايى هستند؟ اگر كشورهايى كه دولتهاى قانونى و برآمده‏ى از انتخابات مردم دارند، يك قدم از آنچه كه مجموعه‏ نيروهاى نظامى مى‏خواهند و فكر مى‏كنند و به آن معتقدند، تخطى كنند، نيروهاى نظامى مانند عقاب بالاى سرشان مى‏آيند و آنها را مثل كبكى شكار مى‏كنند و كنار مى‏گذارند. مگر اين‏طور نيست؟ به اطراف خودتان نگاه كنيد. چه زمان معتقد به دموكراسيند؟! اينها دموكراسى را به عنوان يك شعار ذكر مى‏كنند، خودشان هم مى‏دانند كه مردم دنيا مى‏دانند؛ منتها سياست تبليغات در دنيا به گفتن و باز گفتن و باز گفتن و تكرار كردن است؛ اين سياست تبليغاتى و پروپا كانداى رايج در دنياست. بايد بگويند؛ تكرار كنند؛ تكرار كنند، بالاخره در بخشى از مردم اثر مى‏كند؛ لااقل مردم عادت مى‏كنند كه بشنوند؛ و الّا اينها دنبال مردمسالارى نيستند. بسيارى از رژيمهاى مورد علاقه‏ اينها اصلا معناى رأى مردم را نمى‏دانند و مردمشان هم به هيچ وجه نمى‏دانند كه رأى دادن و انتخاب مسؤول در كشور يعنى چه! و به آنها هم هيچ اعتراضى ندارند. وقتى كه جمهورى اسلامى را با اين همه انتخابات، با اين همه حضور مردم در صحنه ‏هاى مختلف، با اين همه نشانه‏ ها و نمادهاى مردم‏سالارى كه در اين كشور هست كه در كمتر كشورى در دنيا وجود دارد؛ ارتباط مسؤولان با مردم و همدلى‏شان با آنها، پشتيبانيها و عواطف مردم و عشق و علاقه‏ى وافر آنها به مسؤولان، به نداشتن مردم سالارى و استبداد و ديكتاتورى متهم مى‏كنند، معلوم است كه مرادشان چيست. مسأله‏ اينها دموكراسى و سلاحهاى كشتار جمعى نيست، چون خود اينها منطقه را از سلاح پُر كرده‏ اند. حالا شما به حكومت صهيونيستى كه مظهر كاملش است نگاه كنيد، جاهاى ديگر هم كه همين‏طور است. به حكومت صدام همينها كمك كردند و موشكهاى هزار و هزار و پانصد كيلومترى و وسايل شيميايى را يا برايش ساختند و يا كمكش كردند كه ساخت، در حالى كه مى‏ديدند و مى‏دانستند كه در عراق استبداد كامل حكمفرماست. مسأله‏ى امريكا اين است كه مى‏گويد: ملت ايران! حكومت و حاكميت ملى و ارزشهاى مورد قبول و احترام خودتان را رها كنيد و از آنها دست برداريد! وقتى اين ارزشها و حاكميت ملىِ متكى به قانون اساسى و عملكرد خوبِ اين بيست و چند سال جمهورى اسلامى از بين رفت، معنايش اين است كه امريكاييها بتوانند همان سلطه‏ اى را كه در دوران طاغوت بر اين كشور داشتند، پيدا كنند، كه مطلقا به كمتر از اين هم قانع نيستند. البته بين آنچه كه به نظر آنها بد و بدتر است، بد را انتخاب مى‏كنند؛ يك نفر را بر نفر ديگر؛ يك جناح را بر جناح ديگر؛ يك حرف را بر حرف ديگر گاهى ترجيح مى‏دهند، كه امروز همه چيز روشن شده است؛ اما بمجرد اين‏كه چيزى برخلاف نظر آنها از هر گوشه‏ اى صادر شود، موضعگيرى‏شان را علنى مى‏كنند. امروز كه امريكاييها با غرور - و به نظر من غرور احمقانه؛ حقيقتا آنچه كه امروز امريكاييها دچارش هستند و بالاخره سيلى آن را هم خواهند خورد، غرور احمقانه است - خيلى از حرفهايشان را صريح مى‏زنند، بعد از بيانيه‏ اى كه رئيس ‏جمهورمان آقاى خاتمى دادند - و در آن مواضع اصولى خود را آشكار كردند كه البته براى ما چيز تازه‏ اى نبود، چرا كه ايشان را مى‏شناسيم و هميشه مواضع‏شان را مى‏دانستيم - و در آن ايشان ايستادگى خود را بر مبانى اسلامى و نفرت و شكوه‏ى عميق‏شان را از رفتار متكبرانه‏ امريكا نشان دادند - كه همه شنيديد - آنها و همه‏ مراكز تبليغاتى دنيا عليه اين بيانيه موضع گرفتند، در حالى‏كه اينها همان كسانى بودند كه در مواردى كه لازم مى‏دانستند، از ايشان حمايت و تأييد هم مى‏كردند! مسأله‏ آنها مسأله‏ اين شخص و آن شخص و اين جناح و آن جناح نيست، بلكه مسأله اين است كه در اين‏جا يك حاكميت برخاسته‏ از مردم - على‏رغم آنها - به ‏وجود آمده، كه مبتنى بر ارزشهاى خود اين مردم است، نه ارزشهاى مورد خواست آنها؛ ارزشهاى غربى، تحميلى و وارداتى.
    من نمى‏خواهم ادعا كنم كه چه دولت، چه مجلس و چه مسؤولان گوناگون در طول اين چندساله به همهى وظايف‏شان عمل كرده‏ اند و در همه ‏جا موفق بوده ‏اند؛ نه، اما حركت كلى از قوه‏ى مقننه، مجريه، قضائيه و مسؤولان كشور، به سمت تحكيم اين پايه‏ ها بوده؛ در اين كه شكى نيست. آنها همين را نمى‏پسندند و اين، همان مطلبى است كه آنها نمى‏خواهند. قدرت و حاكميتى متكى به آراء مردم در اين كشور شكل گرفته كه نه فقط اين منطقه از جهان را از دسترس آنها دور نگه داشته و منافع آنها را در اين‏جا تعطيل كرده، بلكه اين موج در همه‏ دنياى اسلام آنها را تهديد مى‏كند؛ اين مسأله‏ واضحى است.
    من بعد از سفر آقاى خاتمى به لبنان به ايشان گفتم شما به هر كشور اسلامى برويد، اگر بگذارند، همين استقبالى كه در لبنان از شما شد، در آن كشور هم انجام خواهد گرفت؛ واقعيت هم همين است. كدام رئيس جمهور از كدام كشور وقتى به يك كشور بيگانه سفر مى‏كند، مردم اين‏طور نسبت به او اظهار شور و شوق مى‏كنند؟! اين در همه‏ ادوار مخصوص جمهورى اسلامى است. سفرى كه بنده در زمان رياست جمهورى به پاكستان كردم، دنيا را متحير كرد؛ سفرى كه آقاى هاشمى رفسنجانى در دوره‏ رياست جمهورى‏اش به سودان كرد نيز همه‏ دنيا را متحير كرد؛ اينها موضوعهاى شناخته نشده اى در عرف بين‏ المللى است؛ چنين چيزى وجود ندارد. شما يك مورد نشان بدهيد؛ يك مورد ديگر وجود ندارد كه رئيس يك كشور به كشور بيگانه‏ اى برود و آحاد مردم آن كشور سينه چاك بيايند؛ ماشين را ببوسند، محاصره كنند، شعار بدهند، دست بلند كنند، عكس بلند كنند؛ اينها فوق‏ العاده است و نشان‏ دهنده‏ امتداد وجود شما در دنياست.
    بعضيها خودشان را كوچك مى‏شمارند؛ بعضى نيروى خودشان را نديده مى‏گيرند؛ بعضى آن استعداد و حركت و انرژى عظيمى را كه در درون اين ملت و دستگاه مديريت اين كشور - از مجموعه‏ قوا - وجود دارد، دستِ‏كم مى‏گيرند؛ اين هم جزئى از تبليغات دشمن است. همه‏ هدف تبليغات دشمن اين است: بدبخت شديد! بيچاره شديد! از بين رفتيد؛ تمام شد! اين تبليغات مربوط به امروز هم نيست؛ سالهاست دارند همين مطالب را تكرار و ترويج مى‏كنند - و من حالا نمونه‏ هاى متعددى در ذهن دارم كه يادم است؛ اما نمى‏خواهم وقت را به اين مسائل بگذرانم - و هدف هم چيزى جز اين نيست كه شما را وادار كنند تا از موضع خود عقب‏ نشينى كنيد. اين موضع، مسأله‏ غريبى نيست؛ موضعى منطقى و صحيح است. شما ملت و جمعيت و هيأت حاكمه‏يى هستيد كه حاكميتى بر اساس اراده‏ى ملت تشكيل داده ايد و حرف خودتان را مى‏زنيد، راه خودتان را مى‏رويد، آرمانهاى خودتان را مى‏طلبيد، كه بديهى است آنهايى كه حيات و بقاء و افزايش حجمشان به اين است كه از ملتها بمكند، طبعا منتفع نمى‏شوند؛ متضرر مى‏شوند؛ بنابراين با اين حركت مخالفند؛ اين، بديهى، ضرورى و روشن است و به همين دليل مى‏خواهند طرف خود را وادار به عقب‏ نشينى كنند.
    برادران و خواهران عزيز! تفاوت عمده‏يى بين مجلس شوراى اسلامى و همه‏ى پارلمانهاى دنيا وجود دارد وآن، اسلامى بودن است. شوخى نيست، امروز صد و پنجاه سال است كه برجسته ‏ترين و شريف‏ترين عناصر سياسى و دينى ملت ما پرچم حاكميت اسلام را بلند كرده ‏اند و پايش سينه زده ‏اند و بسيارى در اين راه جان دادند؛ امثال مدرس‏ها، آخوندِ خراسانى‏ها و سيد جمال الدين‏ها؛ قضيه اين‏طورى است. اين، مربوط به امروزِ ما نيست كه بگوييم دين و سياست يكى است، عده‏يى هم بگويند يكى است؛ اما يك عده هم بگويند نه، خيلى هم يكى نيست! حرفِ امروز نيست؛ اين حرف، صد و پنجاه سال ريشه دارد. پدر برجسته‏ ترين زبدگان اين كشور در راه مبارزه براى اين فكر درآمد؛ هزاران جانِ پاك در اين راه شهيد شدند؛ مدرسِ به آن عظمت سينه را براى اين قضيه سپر كرد؛ اصلا مشروطيت ايران براى همين پيش آمد، اگرچه بعد منحرفش كردند؛ عده اى بد و ناشيانه عمل كردند؛ عده‏يى هم متكى به قدرتهاى خارجى زرنگى كردند و آن را از دست مردم قاپيدند؛ بعد هم كه امام بزرگوار آمد، از اول حركتش را بر اين اساس قرار داد و ملت ايران هم اين را خواستند و مى‏خواهند. من به شما بگويم حتى ملتهاى لائيك‏ترين دولتهايى كه الان حول و حوش ما هستند، همين‏طورند - من حالا اسم آن كشورها را نمى‏آورم، خودتان در ذهنتان مجسم كنيد - يعنى اگر شرايطى به ‏وجود بيايد، انسانى مثل امام و زمينه‏يى مثل آن روز در اين كشورها به ‏وجود بيايد و پرچمى بلند شود، همين ملتهايى كه مى‏بينيد دولتهايشان دم از لائيك و لائيسيسم مى‏زنند و هر كس ذره‏يى عليه تفكر سكولاريستى دم بزند يا حركت كند، پدرش را در مى‏آورند، ملتهاشان دور اين پرچم جمع خواهند شد؛ اسلام اين است و اين درست است و به صلاح ملتهاست؛ ملتها اين را مى‏دانند. اگر امروز احكام اسلام در اين مملكت اجرا شود؛ يعنى من و شما اين توفيق را پيدا كنيم كه احكام اسلامى را اجرا كنيم، همه‏ اين گرهها و مشكلات باز و حل خواهد شد. ما هرچه عقب مانده‏ايم، به‏ خاطر اين است كه در اين زمينه‏ها يا كوتاهى كرده‏ايم يا نشده است. اين فرياد صد و پنجاه سال است كه در بين مسلمانها بلند است. مگر مى‏شود از آن برگشت؟! حالا مظهر اين تلاش صد و پنجاه ساله كه محصول خون هزاران جانِ پاك است - آنهايى كه شهيد شدند، آدمهاى معمولى نبودند كه شهيد شوند؛ مجاهدان، فداكاران، انسانهاى سرافراز، رشيد و شجاعى بودند كه وارد ميدان شدند و جانشان را دادند - چيست؟ مجلس شوراى اسلامى؛ دولتِ جمهورى اسلامى؛ نظام اسلامى. اينها، محصول اين همه تلاش است. فرقِ مجلسِ شوراى اسلامى با ساير پارلمانهاى دنيا اين است. معناى اين‏كه بايد حكم و قانون منطبق بر اسلام باشد، همين است.
    مشروعيت اين نظام به تفكر اسلامى و به استوارى بر پايه‏ اسلام است؛ مشروعيت مجلس و رهبرى هم بر همين اساس است. امام يك وقت فرمودند كه اگر من هم از اسلام روى برگردانم، مردم من را كنار مى‏گذارند؛ راست هم مى‏گفت. مردم امام را به اسلام شناختند؛ به ‏خاطر فداكارى و عظمت او در راه اسلام دنبالش راه افتادند، كه همه‏ ما، بنده و شما هم همين‏طور هستيم. اگر ما از اين راه منصرف و منحرف شويم، ما ضرر مى‏كنيم؛ اما اين حركت و جريان راه افتاده و متوقف شدنى نيست. حقيقتاً نظام اسلامى به ماها و امثال من و شما وابسته نيست. امام يك وقت مى‏گفتند كه نظام اسلامى به من وابسته نيست، ما واقعا تعجب مى‏كرديم، چون امام خالقِ اين انقلاب و در واقع پديدآورنده‏ اين نظام بود و واقعا تفكيك بين بقاء امام و بقاء نظام هم براى ما مشكل بود؛ اما امام قُرص و محكم مى‏گفت نخير، نظام اسلامى به من وابسته نيست. حالا وقتى امامِ با آن عظمت، وجودش ملازمِ با وجودِ نظام نباشد و با نبودن او اين مردم انقلاب و اسلام را حفظ كنند، ديگر امثال من چه جاى حرف زدن دارند كه بگوييم اسلام و نظام به من وابسته است! نه، صدها نفر از قبيل ما بايد قربان اسلام بشويم؛ جانمان، مالمان، آبرويمان را بدهيم تا نظام اسلامى بماند و پايه ‏هاى آن استوار شود. آنچه را كه دشمن هدف گرفته، اين است؛ بايد به اين موضوع توجه داشت. دشمن، سياسى و سياستمدار است؛ مغزِ طراحِ سياسى دارد، فكر مى‏كنند كه چه ‏كار بايد بكند. يكى از طراحيها اين است كه حرف آخر را اول نزنند؛ آرام آرام و بتدريج طلبگارى ايجاد كنند و طرف مقابل را وادار به عقب‏نشينى كنند. بمجردى كه عقب ‏نشينى كرديد، طلبگارى ديگرى شروع خواهد شد. حالا بعضيها مى‏گويند چيزى بدهيم، يك چيزى بگيريم! بدهيمش درست است، بگيريمش درست نيست؛ هيچى نخواهند داد. شعارهايى را درست مى‏كنند؛ ايران را در محور شرارت گذاشته ‏اند. فلان كارها را بكنيم تا ما را از محور شرارت بردارند! اين شد حرف؟! غلط كردند گذاشتند كه حالا بخواهند بردارند. دوباره و هر وقت لازم شد، ما را در محور شرارت مى‏گذارند. اگر قرار است قدرتى اين امكان و توان را پيدا كند كه اخمهايش را در هم كند و بگويد من قوى هستم و مى‏زنم و مى‏بَرم و مى‏بندم؛ حواستان جمع باشد، انسان جا بخورد، اين جاخوردن، حدّ يَقِف ندارد؛ شما اين سنگر را عقب مى‏نشينيد، بعد يك مطالبه‏ ديگرى را مطرح مى‏كنند: فلان دولت غيرقانونى را به رسميت بشناسيد! باز همان فشارها و همان تهديدها. بمجردى‏كه او را شناختيد، باز يك درخواست ديگر مطرح مى‏شود: اسم اسلام را از قانون اساسى‏تان برداريد! شما بايد ذره ‏ذره عقب بنشينيد؛ اين حدّ يَقِفى ندارد. من اين موضوع را بارها به بعضى از مسؤولانى كه دچار وسوسه و واهمه ‏هايى بودند، گفته‏ام كه حدّ يَقفِ فشار امريكا كجاست؛ آن را مشخص كنيد، كه اگر به آن‏جا رسيديم، ديگر بعد از آن هيچ فشارى عليه ما نخواهد بود. من عرض بكنم حدّ يقف كجاست؟ آن‏جايى است كه شما - كه چنين حقّى را نه شما داريد، نه من - از طرف ملت ايران اعلام كنيد كه ما اسلام، جمهورى اسلامى و حكومت مردمى را نمى‏خواهيم؛ هر كسى كه شما مصلحت مى‏دانيد، بيايد در اين مملكت حكومت كند! اين حدّ يَقِف است؛ اولِ اسارت مملكت. مگر مى‏توانيم؟ من و شما مگر مى‏توانيم مملكت را به دست دشمن بدهيم؟ مگر مإ؛ّّح چنين حقى داريم؟ اين ملت ما را براى اين سرِ كار نياوردند.
    به نظر من در امكانات و اقتدار دشمن مبالغه مى‏شود. نه اين‏كه بنده خبر ندارم؛ نه، من از اغلب شماها از امكاناتى كه دارند و وسايلى كه مى‏سازند، بيشتر اطلاع دارم، چون اين‏جا مركز سيل اطلاعات گوناگون از جاهاى ديگر است و ما مى‏دانيم در دنيا چه خبر است. سلاح و تجهيزات و ابزارهاى جاسوسى و ابزارهاى اطلاعاتى و ... براى ايجاد سيطره يك قدرت بر ملتى كه بخواهد بايستد، كافى نيست. لذا مى‏بينيد كه امروز در حرفهايشان مى‏گويند كه بايستى از درون با ايران برخورد كرد؛ بايد اراده‏ ها؛ اراده‏ى بر ايستادگى را سُست كرد. اگر اراده‏ يك ملت - كه در اراده‏ى مسؤولينش تجسم و تجسد پيدا مى‏كند - سُست نشود، هيچ كارى نمى‏توانند بكنند.
    دشمنان فشار مى‏آورند؛ سختى هست. براى استقلال و حفظ هويت يك ملت و شرمنده نشدن در مقابل تاريخ، تحمل اين سختيها لازم است. شما تصور كنيد كه اگر شاه سلطان حسين صفوى به‏ جاى اين‏كه دروازه‏ هاى اصفهان را بر روى مهاجمان باز مى‏كرد و بعد از ورود مهاجمان هم به دست خودش تاج شاهى را روى سرشان مى‏گذاشت، فكر مى‏كرد كه اگر به فكر خودم هستم، كه يك جان بيشتر ندارم و اين قدر هم عمر كرده‏ ام، مگر ديگر چقدر عمر خواهم كرد؟ اگر به فكر مردم هستم، كه در صورت تسليم كردن شهر اصفهان، بلايى بر سر مردم خواهد آمد كه از بلايى كه در صورت جنگيدنِ با مهاجمان بر سرشان مى‏آيد، كمتر نيست، هرگز شهر را تسليم نمى‏كرد. تاريخ اصفهان را نگاه كنيد و ببينيد كه بعد از آن كه مهاجمان وارد اصفهان، كاشان، مناطق مركزى ايران، فارس و مناطق ديگر شدند، چه بلايى بر سر اين مردم آوردند و چه كشتارى بعد از تسليم شدن مردم كردند! مهاجمان نگفتند كه چون خودتان تسليم شديد، پاداش‏تان اين است كه همه ‏تان در امن و امان زندگى كنيد. امروز هم همين‏طور است. امروز هم شما ببينيد در عراق با مردم چه مى‏كنند. هرجايى كه اينها سيطره پيدا كنند، كارشان همين است. اگر شاه سلطان حسين اين گونه فكر كرده بود كه يك جان كه ارزشى ندارد، هزار جان را انسان براى حاكميت اسلام، رضاى خدا و سربلندى مردم فدا مى‏كند و آن بلايى كه قرار است در صورت تسليم من بر سر مردم بيايد، سخت ‏تر و توأم با ذلت است؛ اما آن بلايى كه در صورت مقاومت پيش مى‏آيد، دستِ‏كم بدون ذلت است، وارد ميدان جنگ مى‏شد و مى‏جنگيد. بنده به دليل اراده‏ى ايستادگى در مردم، احتمال قوى‏ام اين است كه اصفهان به دست مهاجمان نمى‏افتاد. البته خيلى از سرداران و مسؤولان خائن و ضعيف بودند؛ اما مردم آماده. او بايد به ميان مردم مى‏رفت و مبارزه مى‏كرد. مسأله‏ تاريخ و مسؤوليت مسؤولان حكومتى و دولتى، اعم از قوه‏ مقننه، قضائيه و مجريه كه همه جزو اين مجموعه هستند و اين بار سنگين بر دوش آنهاست، اين است.
    امروز مسؤوليت من و شما خيلى خطير است. بايستى با عقل، تدبير و همراه با توكل به خدا و شجاعت، نه با جُبن، راه را طى كرد. اولين كار، استحكام داخلى است. نبايد بگذاريد اين مباحثات و بگومگوها به مقابله و مواجهه و تخاصم تبديل شود؛ اين تنها توصيه‏ من به شماست. گفتن و شنودن و اعتراض كردن، هيچ اشكالى ندارد. افرادى از اعتراض كردن بدشان مى‏آيد كه يا متكبرند يا پشتوانه‏ مردمى ندارند؛ مى‏ترسند؛ دلشان مى‏لرزد. اگر كسى اهل تكبر نباشد - كه خداى متعال را شكر مى‏كنيم كه اين آلودگى را در ما قرار نداده - و متكى به حمايت مردم باشد، به هيچ وجه از اين گفتنها و شنيدنها ناراحت نمى‏شود؛ اما مراقب باشيد كه از اين گفت و شنودها، دشمن همان موضوعى را كه مى‏خواهد وانمود كند، به دست نياورد. امروز يكى از مهمترين شگردهاى دشمن اين است كه بگويد در داخل نظام جمهورى اسلامى دو دستگى است و اين دو دسته با هم بدند. دو صدايى و چند صدايى كه شماها مى‏گوييد و بنده هم معتقدم، نمى‏گويد. بحث چند صدايى نيست؛ چند صدايى همه‏ جا هست. مى‏گويد مخاصمه و دشمنى؛ يعنى فرض مى‏كند يك گروه، گروه ديگر را مى‏خواهد نابود كند؛ اين جورى تصوير مى‏كند. نگذاريد اين تصوير سازىِ مطلوب دشمن تحقق پيدا كند؛ اين را مراقب باشيد. بحث و مجادله و مباحثه و گفتگو را طلبگى انجام بدهيد. امام هم مكرر به ما مى‏گفتند. واقعيت هم همين است كه در محيطهاى طلبگى، گاهى دو طلبه دعوا و جنجال مى‏كنند؛ عصبانى مى‏شوند، اما وقتى مباحثه تمام مى‏شود، با يكديگر ناهار و چايى مى‏خورند و "كان لم يكن شيئا مذكورا"! حرفهايشان را مى‏زنند، اما بين‏شان دشمنى و شكاف ايجاد نمى‏شود. در بحث، منطق و استدلال باشد، چهارچوب هم چهارچوب قانون است. قانون هم در درجه‏ى اول، قانون اساسى است. اين چهارچوب را رعايت كنيد. بنده آن روز هم به جوانه اى دانشجو گفتم كه قانون آمده تا جاى صداى كلفت را بگيرد؛ كسى با صداى كلفت در هر موضعى كه هست، بگويد اين‏طور بايد بشود! خيال هم نكنيد كه استبداد و ديكتاتورى و صداى كلفت و افزون‏طلبى، مخصوص كسانى است كه در رأس نظامند؛ نخير، در بدنه‏ نظام هم چنين چيزهايى وجود دارد و همه جايش هم بد است. خوى پادشاهى، خوى استبداد در همه جا بد است؛ در هر جا زشت است؛ به هر شكلى كه باشد، بد است. قانون آمده جلوى اين مسائل را بگيرد. بر طبق قانون و در چهارچوب آن بايد حرف زده و عمل و رفتار شود و حل و فصل هم به وسيله‏ قانون صورت بگيرد؛ اين بهترين معيار وحدت است؛ انگيزه‏هاى ديگر را كنار بگذارند. امروز روزى نيست كه اگر از اين وظيفه‏ حفظ استحكام داخلى عدول كنيم و آن را پشت سر بيندازيم، خداى متعال و مردم و تاريخ بر ما ببخشايند؛ امروز روزى نيست كه بشود اين وظيفه را نديده گرفت؛ بايد هوشيار بود. نبايد در نيروى دشمن مبالغه كرد و نبايد هم دشمنى و كيد او را ناديده گرفت؛ بايد مراقب بود. اميرالمؤمنين فرمود: "واللّه لا اكون كالضّبع تنام على طول اللبد". معروف است بين عربها كه كفتار را وقتى مى‏خواهند صيد كنند، آهنگى مى‏خوانند كه خواب‏آور است. "طول اللبد" يعنى آهنگ خواندن كه با آن يواش يواش بچه را مى‏خوابانند. مادر آهسته، آهسته دست روى گوشش مى‏زند، اين را مى‏گويند "لبد". كفتار را با آهنگى توى لانه‏اش مى‏خوابانند، وقتى خوابيد، به سراغش مى‏روند. حضرت اميرالمؤمنين مى‏فرمايند كه: "واللّه لا اكون كالضّبع"؛ من آن كفتارى نيستم كه من را با آهنگ و آوازه خوانى بخوابانند و هر كار مى‏خواهند، بكنند.
    ان‏شاءاللّه موفق و مؤيد باشيد. اميدواريم كه خداى متعال از ما و شما راضى باشد و شما هم در همين يك سالى كه جناب آقاى كروبى گفتند اين آخرين ديدار ماست - البته آخرين ديدار ما با مجلس ششم، اما ان‏شاءاللّه آخرين ديدار ما با شماها نخواهد بود - همه‏ تان موفق باشيد. اين يك سال را هم قدر بدانيد. در اين يك سال هم خيلى كار مى‏شود كرد و آن مسأله‏ اى كه امروز در زمينه‏ مسائل مردمى و به مناسبت خدمت ‏رسانى خوب است دوباره عرض كنم، مسأله‏ گرانى است. چون بالاخره مسؤوليت هايمان را بايد بشناسيم و چون بودجه‏ چندين هزار ميلياردى كشور را شما مى‏بنديد، دولت هم مصرف مى‏كند و نظارت بر دولت هم به عهده‏ى شماست، مراقب باشيد و واقعاً در همين كميسيونهايى كه جناب آقاى كروبى اشاره كردند، بنشينيد و راهى را پيدا كنيد تا بلكه فرجى براى مردم در اين زمينه به‏ وجود بيايد.


صفحه 16 از 52 نخستنخست 123456789101112131415161718192021222324252627282930313233343536 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •