موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

Hybrid View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #1
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    نوشتم....این ها را به این خاطر نوشتم که قلب آتشین خود را تسکین دهم و آتشفشان درونم را آزاد سازمهنگامی که درد و رنج طاقت فرسا میشد و آتش سوزان غماز درونم زبانه می کشید دیگر نمی توانستم آتشفشان درونم را کنترل کنمآنگاه شروع به نوشتن کردم وشعله های درد و رنجم را ذره ذره از وجودم کم کردمو نوشته ها بر من منت می گذارند و درد و شکنجه ی درونم راتحمل می کنند............................

  2. کاربر روبرو از پست مفید ABOALFAZL سپاس کرده است .


  3. #2
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    امشب که سقف بی ستاره اتاقم بر سرم سنگینی میکند ماندم که...


    از چه بنویسم،

    از آنهایی که دیروز با من بودند و امروز رفته اند و یا

    از تو که همیشه حرفهای مرا می شنوی از چه بنویسم،

    از آسمانی که در حال عبور است یا از دلی که سوت و کور است،

    از زمینی بنویسم یا از زمان یا از نگاه مهربان،

    از خاطراتی که با تو در باران خیس شد یا

    از غزل هایی که هیچ وقت سروده نشدباز چه بنویسم...

    از چتری که هرگز زیر آن نیاستادم یا از حرفهایی که هرگز به زبان نیاوردم،

    من عاشق خیابانی هستم که قسمت نشد با هم در آن قدم بزنیم،

    من دلبسته درختی هستم که فرصت نشد اسممان را روی آن حک کنیم

    و باز از چه بنویسمممم؟؟؟؟؟

  4. کاربر روبرو از پست مفید ABOALFAZL سپاس کرده است .


  5. #3
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    تو عشق منی و من در قلب تو هستم

    این اولین و آخرین بار بود که عهد عشق را با یک نفر بستم

    تو نبودی ، زیر باران ، لحظه غروب همیشه و همه جا به انتظار تو نشستم

    تا تو بیایی و عشق رویاهایم را ببینم ، تا در حسرت داشتن تو نمیرم!

    مثل پرنده اسیر نکردم تو را در قفس دلم ،

    مثل همان پرنده رهایت کردم در آسمان آبی دلم

    تا پرواز کنی و من تو را ببینم ،

    هنوز هم عاشق همیم با اینکه تو در آسمانی و من بر روی زمینم!

    به داشتنت عادت نکرده ام ، میدانم تو همیشه هستی ، مثل من که مجنونم ،

    دیوانه ام هستی ، مثل من که عاشقم ، عهد عشق را با من بستی ،

    مثل من از دلتنگی ، میبینم که در گوشه ای با چشمهای خیس نشستی

    فدای اشکهایت شوم ، نبینم چشمهای خیست را که من با دیدنش از دنیا هم دلگیر میشوم!

    تو با احساستر از احساسات منی که اینک احساساتم اینهمه زیبا شده ،

    تو چه هستی که با داشتنت اینک دلم مثل یک دریا شده

    دریایی پر از احساسات عاشقانه به تو ،

    دریای بی انتهای دلم برای تو ،

    تا هر کجایش که دوستی داری برو....

    تو نفس منی و جان منی و زندگی من ، دور نشو از کنارم که بدجور میگیرد دل من

    قلبت درگیر آرزوهایم، داشتنت شبیه رویاهایم نمیخواهم تو نیزبیپوندی به خاطره هایم

    همیشه برایم حقیقت بمان ، حقیقت هم نمی مانی همان رویا باقی بمان

    تا به شوق این حقیقت و عشق این رویا زندگی کنم

  6. کاربر روبرو از پست مفید ABOALFAZL سپاس کرده است .


  7. #4
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    طاقت بيار تو اين روزاي انتظار
    طاقت بيار تو سرديه شباي تار
    طاقت بيار و قلبتو بدست تنهايي نده
    فانوس چشماتو ببخش به اين شباي غم زده
    روزاي خوبو جا نذار تو سختي هاي روزگار
    بخاطر منم شده طاقت بيار... طاقت بيار...
    زمزمه ي رسيدنه پشت سکوت جاده ها چند تا قدم مونده فقط بخاطر خدا بيا
    خسته اي کوله بارتو رو شونه هاي من بذار راه زيادي اومديم طاقت بيار...طاقت بيار...
    نگو شکستي نگو بريدي منم مثله تو دلم گرفته بايد بموني طاقت بياري تو روزگاري که غم گرفته...

  8. کاربر روبرو از پست مفید ABOALFAZL سپاس کرده است .


  9. #5
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    های بارونی نوشتم بسته به تو جونو سرنوشتم خــــــــدایا...




    میدونم تلخمو تندم
    میدونم بدیم زیاده
    اما اینو هم میدونم
    که خدا تورو یه هدیه به منه دیوونه داده
    میدونم لجبازو غدم گاهی هم بی حسو چوبی
    اما اینو هم میدونم با تمومه این بدیها که چقدر عزیزو خوبی...

  10. کاربر روبرو از پست مفید ABOALFAZL سپاس کرده است .


  11. #6
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    اگر مانده بودی تورا به عرش خدا میرساندم
    اگر مانده بودی تورا تا دل قصه ها میکشاندم
    اگر با تو بودم به شبهای غربت که تنها نبودم
    اگر مانده بودی زتو مینوشتم تورا می سرودم
    مانده بودی اگر نــــازنــــینــــم زندگی رنگ و بوی دگر داشت
    این شب سرد و غمگین غربت با وجود تو رنگ سحر داشت
    باتو این مرغک پرشکسته مانده بودی اگر بال و پر داشت
    باتو بیمی نبودش زطوفان مانده بودی اگر همسفر داشت
    هستی ام را به آتش کشیدی سوختم من ندیدی ندیدی
    مرگ دل آرزویت اگر بود مانده بودی اگر میشنیدی
    باتو و عشق تو زنده بودم بعد تو من خودم هم نبودم
    بهترین شعر هستی رو با تو مانده بودی اگر می سرودم
    مانده بودی اگر می سرودم...

  12. کاربر روبرو از پست مفید ABOALFAZL سپاس کرده است .


  13. #7
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    عزيزم تو جاده ي فدا شدن
    اونکه هرگز نميشه خسته منم
    اونيکه با صد اميد و آرزو
    دلشو بسته به تو منم
    آخه تو پاک و نجيبي
    تو يه احساس عجيبي
    نکنه فرشته اي تو

  14. کاربر روبرو از پست مفید ABOALFAZL سپاس کرده است .


  15. #8
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    دل روز و شوان له یادی تویه
    آرام گیانم آرام بو تویه
    من آرام بو توم تو آرام بو کیت
    خوزگه مو که سه آرام بو تویه
    .
    .
    .
    برقص گويا هرگز کسي تو را نمي بيند...
    دوست داشته باش گويا هرگز کسي دلت را نشکسته است...
    زندگي کن گويا بهشت اينجاست...




    حال من خيلي عجيبه دوست دارم پيشم بشيني...
    من نگاهت کنم و تو تو چشام همه چیو بخونی...
    اولش گفتم يه حسه يا يه احترام ساده...
    اما بعد ديدم که اینا نیس آخه اندازش زياده...

  16. کاربر روبرو از پست مفید ABOALFAZL سپاس کرده است .


  17. #9
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    اگه رو حصير بشينم
    اگه هيچ نداشته باشم
    با تو من مالک دنيام
    با تو در نهايتم من
    با تو انگار تو بهشتم
    با تو پر سعادتم من

  18. کاربر روبرو از پست مفید ABOALFAZL سپاس کرده است .


  19. #10
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2011/08/09
    محل سکونت
    ♥بــیرجند♥
    نوشته ها
    6,287
    سپاس ها
    955
    سپاس شده 2,042 در 1,357 پست
    نوشته های وبلاگ
    34

    پیش فرض

    اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه

  20. کاربر روبرو از پست مفید ABOALFAZL سپاس کرده است .


صفحه 164 از 324 نخستنخست ... 1464114144145146147148149150151152153154155156157158159160161162163164165166167168169170171172173174175176177178179180181182183184214264314 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •