موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #1831
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    1000 مرتبه در 900 جمله عاشقانه 800 زبان در 700 جای مختلف و در بیش از 600 نفر
    مطرح کردم 500 نفر آن ها به 400 جمله در300 زبان در200 بخش ترجمه کردند و100
    مرتبه برای تو در 90 روز.روزی 80 دقیقه خواندند 70 جمله به تو 60 بار در 50 روز گفتم.
    روزی 40 بار برای خودت تکرار کردی 30 تای آن را آموختی و بیش از 20
    روز در 10ساعت از تو 9 سوال کردم 8 مرتبه به 7سوال من 6جواب در فاصله ی5 روز
    دادی . 4 مرتبه تو را در3جای دعوت کردم 2ساعت از تو خواهش کرئم تا بالا خره 1 مرتبه
    گفتی :
    دوستت دارم عشقم

  2. #1832
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    من خالي از عاطفه و خشم
    خالي از خويشي و غربت
    گيج ومبهوت بين بودن و نبودن
    عشق اخرين همسفر من
    مثل تو منو رها كرد حالا دست من مونده و تنهايي من
    اي دريغ از من كه بيخود مثل تو
    گ شدم تو ظلمت تن
    اي دريغاز تو كهمثل عكس عشق
    هنوزم داد ميزني تو اينه من
    اه خنمون هيچ گريه ون هيچ
    با خته و برنده مون هيچ
    تنها اغوش تو ونده غير از اون هيچ
    اي مثل من تك و تنها
    دستمو بگير كه عمرم همه هيچ
    تويي زمين و اسمون هيچ

  3. #1833
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    متن ترانه (گریز)

    به تو از تو می نويسم
    به تو ای هميشه در ياد
    ای هميشه از تو زنده
    لحظه های رفته بر باد

    وقتی که بن بست غربت
    سايه سار قفسم بود
    زير رگبار مصيبت
    بی کسی تنها کسم بود

    وقتی از آزار پاييز
    برگ و باغم گريه می کرد
    قاصد چشم تو آمد
    مژده ی روييدن آورد

    به تو نامه می نويسم
    ای عزيز رفته از دست
    ای که خوشبختی پس از تو
    گم شد و به قصه پيوست

    ای هميشگی ترين عشق
    در حضور حضرت تو
    ای که می سوزم سراپا
    تا ابد در حسرت تو

    به تو نامه می نويسم
    نامه ای نوشته بر باد
    که به اسم تو رسيدم
    قلمم به گريه افتاد

    ای تو يارم روزگارم
    گفتنی ها با تو دارم
    ای تو يارم
    از گذشته يادگارم

    به تو نامه می نويسم
    ای عزيز رفته از دست
    ای که خوشبختی پس از تو
    گم شد و به قصه پيوست

    در گريز ناگزيرم
    گريه شد معنای لبخند
    ما گذشتيم و شکستيم
    پشت سر پلهای پيوند

    در عبور از مسلخ تن
    عشق ما از ما فنا بود
    بايد از هم می گذشتيم
    برتر از ما عشق ما بود

  4. #1834
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    ما به هم محتاجیم
    مثل دیوونه به خواب
    مثل گندم به زمین
    مثل شوره زار به آب
    ما به هم محتاجیم
    مثل ما به آدما
    مثل ماهیا به آب
    مثل آدم به هوا

    دستامون از هم اگه دور بمونه
    شب شیشه ای دیگه نمی شکنه
    از تو این شیشه ای همیشگی
    خورشید مقوایی سر می زنه
    به عزای دوری دستای ما
    کوچه ها ، ساکت و بی صدا می شن
    بوی رخوت همه جا رو می گیره
    همه ی درها ، به غربت وا می شن
    جاده هامون که به خورشید می رسن
    مثل تاریکی ، بی انتها می شن
    ما به هم محتاجیم

  5. #1835
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    باور کن
    صدامو باور کن
    صدایی که تلخ و خسته س
    باور کن ، قلبمو باور کن
    قلبی که کوهه اما شکسته س
    باور کن ، دستامو باور کن
    که ساقه ی نوازشه
    باور کن ، چشم منو باور کن
    که یک قصیده خواهشه .
    وسوسه ی عاشق شدن
    التهاب لحظه هامه
    حسرت فریاد کردن اسم کسی با صدامه
    اسم تو ، هر اسمی که هس
    مثل غزل چه عاشقانه س
    پر وسوسه ، مثل سفر
    مثل غربت صادقانه س
    باور کن ، اسممو باور کن
    من فصل بارون برگم
    مطرود باغ و گل و شبنم
    درختم ، درخت خشکی تو دست تگرگم
    باور کن ، همیشه باور کن
    که من به عشق صادقم
    باور کن ، حرف منو باور کن
    که من همیشه عاشقم

  6. #1836
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    برای خواب معصومانه ی عشق
    کمک کن بستری از گل بسازیم
    برای کوچ شبهنگام وحشت
    کمک کن با تن هم پل بسازیم
    کمک کن سایبونی از ترانه برای خواب ابریشم بسازیم
    کمک کن با کلام عاشقانه برای زخم شب مرهم بسازیم
    بذار قسمت کنیم تنهاییمونو
    میون سفره ی شب تو با من
    بذار بین من و تو دستای ما
    پلی باشه واسه از خود گذشتن

    تو رو می شناسم ای سر در گریبون
    غریبگی نکن با هق هق من
    تن شکسته تو بسپار به دست نوازشهای دست عاشق من
    به دنبال کدوم حرف و کلامی
    سکوتت گفتن تمام حرفاست
    تو رو از تپش قلبت شناختم
    تو قلبت ، قلب عاشقهای دنیاست
    کسی به فکر مریم های پرپر
    کسی به فکر کوچ کفترا نیست
    به فکر عاشقای در به در باش
    که غیر از ما کسی به فکر ما نیست
    تو با تنپوشی از گلبرگ و بوسه
    منو به جشن نور و آینه بردی
    چرا از سایه های شب بترسم
    تو خورشید و به دست من سپردی

    کمک کن جاده های مه گرفته
    من مسافرو از تو نگیرن
    کمک کن تا کبوترهای خسته
    رو یخبستگی شاخه نمیرن
    کمک کن از مسافرهای عاشق
    سراغ مهربونی رو بگیریم
    کمک کن تا برای هم بمونیم
    کمک کن تا برای هم بمیریم
    بذار قسمت کنیم تنهاییمونو
    میون سفره ی شب تو با من
    بذار بین من و تو دستای ما
    پلی باشه واسه از خود گذشتن

  7. #1837
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته
    نبودنت فاجعه ، بودنت امنیته
    تو از کدوم سرزمین ، تو از کدوم هوایی
    که از قبیله ی من ، یه آسمون جدایی
    اهل هرجا که باشی
    قاصد شکفتنی
    توی بهت و دغدغه
    ناجی قلب منی
    پاکی آبی یا ابر
    نه خدایا شبنمی
    قد آغوش منی
    نه زیادی نه کمی
    منو با خودت ببر
    من حریص رفتنم
    عاشق فتح افق
    دشمن برگشتنم
    منو با خودت ببر
    ای بوی تو گرفته تنپوش کهنه ی من
    چه خوبه با تو رفتن ، رفتن همیشه رفتن
    چه خوبه مثل سایه همسفر تو بودن
    همقدم جاده ها ، تن به سفر سپردن
    چی می شد شعر سفر بیت آخرین نداشت
    عمر کوچ من و تو دم واپسین نداشت
    آخر شعر سفر ، آخر عمر منه
    لحظه ی مردن من ، لحظه ی رسیدنه
    منو با خودت ببر..

  8. #1838
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    کمکم کن ، کمکم کن
    نذار اینجا بمونم تا بپوسم
    کمکم کن ، کمکم کن
    نذار اینجا لب مرگو ببوسم
    کمکم کن ، کمکم کن
    عشق نفرینی بی پروایی می خواد
    ماهی چشمه ی کهنه
    هوای تازه ی دریایی می خواد
    دل من دریاییه
    چشمه زندونه برام
    چکه چکه های آب
    مرثیه خونه برام
    تو رگام به جای خون
    شعر سرخ رفتنه
    تن به موندن نمی دم
    موندنم مرگ منه
    عاشقم ، مثل مسافر عاشقم
    عاشق رسیدن به انتها
    عاشق بوی غریبانه ی کوچ
    تو سپیده ی غریب جاده ها
    من پر از وسوسه های رفتنم
    رفتن و رسیدن و تازه شدن
    توی یک سپیده ی طوسی سرد
    مسخ یک عشق پر آوازه شدن
    کمکم کن ،کمکم کن ، نذار این گمشده از پا در بیاد
    کمکم کن ، کمکم کن ، خرمن رخوت من شعله می خواد
    کمکم کن ، کمکم کن ، من و تو باید به فردا برسیم
    چشمه کوچیکه برامون ، ما باید بریم به دریا برسیم
    دل ما دریاییه ، چشمه زندون مونه
    چکه چکه های آب ، مرثیه خونمونه
    تو رگ بودن ما ، شعر سرخ رفتنه
    کمکم کن که دیگه ، وقت راهی شدنه
    کمکم کن..

  9. #1839
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    خوابم یا بیدارم
    تو با منی با من
    همراه و همسایه
    نزدیکتر از پیرهن

    باور کنم یا نه
    هرم نفساتو ،
    ایثار تنسوز نجیب دستاتو
    خوابم یا بیدارم
    لمس تنت خواب نیست
    این روشنی از توست
    بگو که از آفتاب نیست
    بگو که بیدارم ،
    بگو که رویا نیست
    بگو که بعد از این ، جدایی با ما نیست
    اگه این فقط یه خوابه
    تا ابد بذار بخوابم
    بذار آفتاب شب و تو خواب
    از تو چشم تو بتابم
    بذار اون پرنده باشم
    که با تنزخمی اسیره
    عاشق مرگه که شاید
    توی دست تو بمیره

    خوابم یا بیدارم ، ای اومده از خواب
    آغوشتو واکن ، قلب منو دریاب
    برای خواب من ، ای بهترین تعبیر
    با من مدارا کن ای عشق دامنگیر
    من بی تو اندوه سرد زمستونم
    پرنده یی زخمی ، اسیر بارونم
    ای مثل من عاشق
    همتای من محبوب
    بمون بمون با من
    ای بهترین ، ای خوب

  10. #1840
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    وقتشه ، وقتشه رفتن ، وقتشه
    وقتشه ،از تو گذشتن وقتشه
    مهلت تولد دوباره نیست
    مردن دوباره ی من وقتشه
    دیگه دیره واسه گفتن ، این کلام آخرینه
    فرصت ضجه نمونده ، لحظه های واپسینه
    دیگه با عاطفه دشمن ، واسه دلتنگی رفیقم
    توی شط رخ نفرت
    بی صداترین غریقم
    من عروسک کدوم بازی وحشت
    من صدای قحطی کدوم تبارم
    که مثل تولد فاجعه سردم
    که مثل حادثه ، آرامش ندارم
    سرد و ساده و شکسته
    آینه ی قدیمی ام من
    با چراغ و گل غریبه
    با غبار صمیمی ام من
    می مونم زیر هجوم سنگی آوار کینه
    واسه بازیچه نبودن
    آخرین بازی همینه

صفحه 184 از 555 نخستنخست ... 3484134164165166167168169170171172173174175176177178179180181182183184185186187188189190191192193194195196197198199200201202203204234284334 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •