صفحه 19 از 41 نخستنخست 123456789101112131415161718192021222324252627282930313233343536373839 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 181 تا 190 , از مجموع 403

موضوع: مریم حیدرزاده

  1. #181
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
    آره باز منم همون دیوونه ی همیشگی
    فدای مهربونیات چه مکنی با سرنوشت
    دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت
    حال من رو اگه بخوای رنگ گلای قالیه
    جای نگاهت بد جوری تو صحن چشمام خالیه
    ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه
    از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه
    دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون
    فریاد زدم یا تو بیا یا من و پیشت برسون
    فدای تو! نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم
    حقیقت رو واست بگم به آخر خط رسیدم
    رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی
    قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی
    نمی دونی چه قدر دلم تنگه برای دیدنت
    برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت
    به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته
    یه قلب تنها و کبود هلک یه نگاهته
    من می دونم همین روزا عشق من از یادت میره
    بعدش خبر میدن بیا که داره دوستت میمیره
    روزات بلنده یا کوتاه دوست شدی اونجا با کسی
    بیشتر از این من و نذار تو غصه و دلواپسی
    یه وقت من و گم نکنی تو دود اون شهر غریب
    یه سرزمین غربته با صد نیرنگ و فریب
    فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خستت نکنه

  2. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  3. #182
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    غم غریبی عزیزم زرد و شکستت نکنه
    چادر شب لطیف تو از روت شبا پس نزنی
    تنگ بلور آب تو یه وقت ناغافل نشکنی
    اگه واست زحمتی نیست بر سر عهد مون بمون
    منم تو رو سپردم دست خدای مهربون
    راستی دیروز بارون اومد من و خیالت تر شدیم
    رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شدیم
    از وقتی رفتی آسمونمون پر کبوتره
    زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بد تره
    غصه نخور تا تو بیای حال منم این جوریه
    سرفه های مکررم مال هوای دوریه
    گلدون شمعدونی مونم عجیب واست دلواپسه
    مثه یه بچه که بار اوله میره مدرسه
    تو از خودت برام بگو بدون من خوش میگذره ؟
    دلت می خواد می اومدم یا تنها رفتی بهتره
    از وقتی رفتی تو چشام فقط شده کاسه خون
    همش یه چشمم به دره چشم دیگم به آسمون
    یادت می آد گریه هامو ریختم کنار پنجره
    داد کشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره
    یادت میآد خندیدی و گفتی حالا بذار برم
    تو رفتی و من تا حالا کنار در منتظرم

  4. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  5. #183
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    امروز دیدم دیگه داری من رو فراموش می کنی
    فانوس آرزوهامونو داری خاموش میکنی
    گفتم واست نامه بدم نگی عجب چه بی وفاست
    با این که من خوب می دونم جواب نامه با خداست
    عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه
    یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه
    تنها دلیل زندگی با یه غمی دوست دارم
    داغ دلم تازه میشه اسمت و وقتی می آرم
    وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر
    مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هیچ وقت نگیر
    حرف منو به دل نگیر همش مال غریبیه
    تو رفتی و من غریب شدم چه دنیای عجیبیه
    زودتر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه
    دیوار خونمون پر از سایه ی غصه و غمه
    تحملی که تو دادی دیگه داره تموم میشه
    مگه نگفتی همه جا ماله منی تا همیشه
    دلم واست شور می زنه این دل و بی خبر نذار
    تو رو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نذار
    فکر نکنی از راه دور دارم سفارش میکنم
    به جون تو فقط دارم یه قدری خواهش میکنم
    اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا کتاب

  6. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  7. #184
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    می خوام یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه
    من باشم و تو باشی یک شب مهتابی باشه
    می خوام یه کاری بکنم شاید بگی دوسم داری
    می خوام یه حرفی بزنم که دیگه تنهام نذاری
    می خوام برات از آسمون یاسای خوشبو بچینم
    می خوام شبا عکس تو رو تو خواب گل ها ببینم
    می خوام که جادوت بکنم همیشه پیشم بمونی
    از تو کتاب زندگیم یه حرف رنگی بخونی
    امشب می خوام برای تو یه فال حافظ بگیرم
    اگر که خوب در نیومد به احترامت بمیرم
    امشب می خوام تا خود صبح فقط برات دعا کنم
    برای خوشبخت شدنت خدا خدا خدا کنم
    امشب می خوام رو آسمون عکس چشات رو بکشم
    اگه نگاهم نکنی ناز نگاتو بکشم
    می خوام تو رو قسم بدم به جون هر چی عاشقه
    به جون هر چی قلب صاف رنگ گل شقایقه
    یه وقتی که من نبودم بی خبر از اینجا نری
    بدون یه خداحافظی پر نزنی تنها نری
    یه موقعی فکر نکنی دلم واست تنگ نمیشه
    فکر نکنی اگه بری زندگی کمرنگ نمیشه
    اگه بری شبا چشام یه لحظه هم خواب ندارن
    آسمونای آرزو یه قطره مهتاب ندارن
    راستی دلت میآد بری بدون من بری سفر

  8. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  9. #185
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    بعدش فراموشم کنی برات بشم یه رهگذر
    اصلا بگو که دوست داری اینجور دوست داشته باشم
    اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا کاشته باشم
    حتی اگه دلت نخواد اسم تو تو قلب منه
    چهره تو یادم می آد وقتی که بارون می زنه
    ای کاش منم تو آسمون یه مرغ دریایی بودم
    شاید دوسم داشتی اگه آهوی صحرایی بودم
    ای کاش بدونی چشمات و به صد تا دنیا نمی دم
    یه موج گیسوی تو رو به صد تا دریا نمی دم
    به آرزوهام می رسم اگر که تو پیشم باشی
    اونوقت خوشبخت میشم مثل فرشته ها تو نقاشی
    تا وقتی اینجا بمونی بارون قشنگ و نم نمه
    هوای رفتن که کنی مرگ گلهای مریمه
    نگام کن و برام بگو بگوی می ری یا می مونی
    بگو دوسم داری یا نه مرگ گلهای شمعدونی
    نامه داره تموم میشه مثل تموم نامه ها
    اما تو مثل آسمون عاشقی و بی انته
    ا

  10. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  11. #186
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض


    دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود
    تو در کنار من بشینی محال بود
    هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود
    چشمان مهربان تو پاک و زلال بود
    پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری
    با تو چه قدر کوچه ما بی مثال بود
    نشنید لحن عاشق من را نگاه تو
    پرواز چشم های تو محتاج بال بود
    سیب درخت بی ثمر آرزوی من
    یک عمر مانده بود ولی کال کال بود
    گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت
    گفتی مجال نیست و لیکن مجال بود
    یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود
    سهم من از عبور تو رنج و ملال بود
    چیزی شبیه جام بلور دلی غریب
    حالا شکست وای صدای وصال بود
    شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد
    اما نه با خیال تو بودم حلال بود

  12. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  13. #187
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    نام تو رو آورده ام دارم عبادت میکنم
    گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت میکنم
    دستت به دست دیگری از این گذشته کار من
    اما نمی دانم چرا دارم حسادت میکنم
    گفتی دلم را بعد از این دست کس دیگر دهم
    شاید تو با خودئ گفته ای دارم اطاعت میکنم
    رفتم کنار پنجره دیدم تو را با بگذریم
    چیزی ندیدم این چنین دارم رعایت میکنم
    من عاشق چشم تو ام تو مبتلای دیگری
    دارم به تقدیر خودم چندیست عادت میکنم
    تو التماسیم می کنی جوری فراموشت کتم
    با التماس ولی تو را به خانه دعوت میکنم
    گفتی محبت کن برو باشد خداحافظ ولی
    رفتم که تو باور کنی دارم محبت میکنم

  14. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  15. #188
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض


    گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
    بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
    گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
    گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست
    پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف
    تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست
    گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت
    جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست
    رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
    بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست

  16. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  17. #189
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض


    اگه تو از پیشم بری سر به بیابون می ذارم
    هر چی گل شقایقه رو خاک مجنون می ذارم
    اگه تو از پیشم بری من خودم و گم می کنم
    به عمر تو رو شرمنده حرفای مردم می کنم
    اگه تو از پیشم بری دل رو به دریا می زنم
    غرور خورشید و با برف آرزوها می شکنم
    اگه تو از پیشم بری کار من آوارگیه
    خلاصه شو واست بگم که آخر زندگیه
    اگه بری شکایت تو رو به دریا میکنم
    شقایقای عالم و من بی تو رسوا میکنم
    اگه تو از پیشم بری زندگی خاکستریه
    فرداش یکی خبر می ده دلت پیش دیگریه
    اگه تو از پیشم بری شمعدونیا دق میکنن
    شکایت چشم تو رو به مررغ عاشق میکنن
    اگه بری پرستوها از زندگیشون سیر میشن
    آهوا توی دام صیادای پیر اسیر می شن
    اگه بری دریا پر از اشک و نیاز ماهیاس
    شبای شهرمون مثه چشمای عاشقت سیاس
    اگه بری یه شب تو خواب دریا رو آتیش می زنم
    نردبون آسمون و با هر چی نوره می شکنم
    اگه بری پروانه ها شمعا رو خاموشن میکنن
    قنریای قفسی دل و فراموش میکنن
    اگه بری پلک گلا از غم عشق تو تره

  18. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  19. #190
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    یکی مثه من دلش از چشمای تو بی خبره
    اگه تو از پیشم بری پنجرمون بسته میشه
    یه دل با صد تا آرزو از زندگی خسته میشه
    اگه بری مجنون دیگه از من و تو نمیگذره
    نرو بذار ببینمت باز از کنار پنجره
    اگه بری من می مونم با بازی های سرنوشت
    که من رو تو دوزخ گذاشت ترو فرستاد به بهشت
    اگه بری به آسمون شب شکایت میکنم
    یه شب می شینم با خدا تا صبح خلوت میکنم
    اگه بری پرنده ها بر نمی گردن به لونه
    بی تو کدوم پرنده ای راه خودش رو می دونه
    اگه تو از پشم بری تو ابرا غوغا میکنم
    برای مردن گلا بهونه پیدا میکنم
    اگه تو از پیشم بری یاسا ترک بر میدارن
    شبنما رو گل رز مگه حتی طاقت میارن
    اگه بری مردم منو به هم دیگه نشون می دن
    می پرسن از همدیگه که چی راجع من شنیدن
    اگه بری همه میگن عشق من و تو هوسه
    بمون با هم نشون بدیم که عشق ما مقدسه
    اگه بری می لرزه فرهاد و ستون بیستون
    به خاطر اونم شده تو تا ابد پیشم بمون
    اگه بری می گن دیدی این آخر و عاقبتش
    ما هیچ کدوم و نمی خوایم نه رنج و ئنه محبتش
    اگه بری نمی دونن شاید واست خوشبختیه
    نمی دونن لذتت بعضی خوشیا تو سختیه
    اگر چه وقتی تو بری دیگه من و نمی بینی
    اگه بخوای هم می باید تا فصل محشر بشینی
    اما تورو جوون خودت که از همه عزیزتری
    با یک نگاهت منو تا اوون ور دنیا می بری
    اگه میشه بری یه جا به آرزوهات برسی
    یا که دور از چشمای من قلب تو دادی به کسی
    برو منم با ید تو زندگی رو سر میکنم
    گاهی به اشتیاق تو قلبم و پر پر میکنم
    عیدا که شد عشق تو رو تو قلب هفت سین می چینم
    با اینکه رفتی باز تو رو کنار هفت سین می بینم
    غصه نخور دنیای ما سمبل بی وفاییه
    هر چی من و تو می کشیم تقصیر آشناییه
    راستی اگه بخوای بری این جوری طاقت می یارم
    خودم باید دست تو رو دست غربت بذارم
    اگه بری دنبال تو میام تا اوج آسمون
    اون وقت می بینم همه رو پس تو نرو پیشم بمون
    دلت می خواد اگه یه روز بدون من می رفتی یه جا
    دنبال مهربونیات آواره شم تو کوچه ها
    اگه بری یه وقت می ای می بینی مریم نداری
    اون وقت باید دسته گل و رو خاک مریم بذاری
    اگه بری بیدای مجنون و پریشون می کنم
    سقف دل و بر سر آرزوها ویرون میکنم
    اگه بری اینجا یه دل بمون که صاحب اون مریمه
    اگه بری دعای من بازم می یاد پشت سرت
    من به فدای تو و عشق تو و فکر سفرت

  20. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


صفحه 19 از 41 نخستنخست 123456789101112131415161718192021222324252627282930313233343536373839 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •