صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 32

موضوع: ضرب المثل های پارسی از الف تا ي

  1. #11
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398

    پیش فرض

    راستي هيبت اللهي يا ميخواهي منو بترسوني ؟!
    راه دزد زده تا چهل روز امنه !
    راه دويده، كفش دريده !
    رحمت بكفن دزد اولي !
    رخت دو جاري را در يك طشت نميشه شست !
    رستم است و يكدست اسلحه !
    رستم در حمام است !
    رستم صولت و افندي پيزي !
    رسيده بود بلايي ولي به خير گذشت . (( نريخت درد مي و محتسبز دير گذشت ... )) (( آصفي هروي ))
    رطب خورده كي منع رطب چون كند !
    رفت زير ابروش را برداره چشمش را هم كور كرد !
    رفت به نان برسه بجان رسيد !
    رفتم ثواب كنم كباب شدم !
    رفتم خونه خاله دلم واشه ، خاله خسبيد دلم پوسيد !
    رفتم شهر كورها ، ديدم همه كور، منهم كور !
    رقاصه نميتونست برقصه ميگفت زمين كجه !
    رند را بند و قحبه را پند سود نكند !
    رنگم ببين و حالمو نپرس !
    روبرو خاله و پشت سر چاله !
    روده بزرگه روده كوچيكه رو خورد !
    روز از نو، روزي از نو !
    روز گار آئينه را محتاج خاكستر كند !
    روزگار است اينكه گه عزت دهد و گه خوار دارد --- چرخ بازيگر از اين بازيچه ها بسيار دارد .(( قائم مقام فراهاني ))
    روزه خوردنشو ديدم، ولي نماز كردنش را نديده ام !
    روزي به قدمه !
    روزي گريه دست زن شلخته است !
    روضه خوان پشمه چال است !
    روغن چراغ ريخته وقف امامزاده !
    روغن روي روغن ميره ، بلغور، خشك ميمونه !
    رو مسخرگي پيشه كن و مطربي آموز --- تا داد خود از كهتر و مهتر بستاني . (( عبيد زاكاني ))
    روي گدا سياهه ولي كيسه اش پره !
    ريسمان سوخت و كجيش بيرون نرفت !
    ريش و قيچي هر دو در دست شماست !

  2. #12
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398

    Eh

    ز آب خرد، ماهي خرد خيزد --- نهنگ آن به كه از دريا گريزد !
    زاغم زد و زو غم زد، پس مانده كلاغ كورم زد !
    زبان بريده بكنجي نشسته صم بكم --- به از كسي كه نباشد زبانش اندر حكم . (( سعدي ))
    زبان خر را خلج ميدونه !
    زبان خوش، مار را از سوراخ بيرون ميآورد !
    زبان سرخ سر سبز ميدهد بر باد --- بهوش باش كه سر در سر زبان نكني .
    زبان گوشت است بهر طرف كه بچرخاني ميچرخه !
    زخم زبان از زخم شمشير بدتره !
    زدي ضربتي ضربتي نوش كن !
    زرد آلو را ميخورند براي هسته اش !
    زرنگي زياد فقر ميآره !
    زرنگي زياد مايه جوانمرگيست !
    ز عشق تا بصبوري هزار فرسنگ است ! (( دلي كه عاشق و صابر بود مگر سنگ است ؟ )) (( سعدي ))
    زعفران كه زياد شد بخورد خر ميدهند !
    زكوة تخم مرغ يك دانه پنبه دونه است !
    زمانه ايست كه هر كس بخود گرفتار است ! (( تو هم در آينه حيران حسن خويشي ... )) (( آصفي هروي ))
    زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز!
    زمستان رفت و رو سياهي به زغال موند !
    زن آبستن گل ميخوره اما گل داغستان !
    زن ازغازه سرخ رو شود و مرد از غزا !
    زن بد را اگر در شيشه هم بكنند كار خودشو ميكنه !
    زن بلاست ، اما الهي هيچ خانه اي بي بلا نباشه !
    زن بيوه را ميوه اش ميخواهند !
    زن تا نزائيده دلبره، وقتيكه زائيد مادره !
    زن جوان را تيري به پهلو نشيند به كه پيري !
    زن راضي، مرد راضي، گور پدر قاضي !
    زن سليطه سگ بي قلاده است !
    زن كه رسيد به بيست، بايد بحالش گريست !
    زنگوله پاي تابوت !
    زن نجيب گرفتن آسونه، ولي نگهداريش مشكله !
    زن و شوهر جنگ كنند، ابلهان باور كنند !
    زني كه جهاز نداره، اينهمه ناز نداره !
    زورش بخر نميرسه پالون خر را بر ميداره !
    زور داري، حرفت پيشه !
    زور دار پول نميخواد، بي زور هم پول نميخواد !
    زهر طرف كه كشته شود اسلام است !
    زير اندزش زمين است و رواندازش آسمون !
    زير پاي كسي پوست خربزه گذاشتن !
    زير دمش سست است !
    زير ديگ اتش است و زير آدم آدم !
    زير سرش بلنده !
    زير شالش قرصه !
    زير كاسه نيم كاسه ايست .
    زيره به كرمان ميبره !

  3. #13
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398

    پیش فرض

    سال به دوازده ماه ما مي بينيم يكدفعه هم تو ببين !
    سال به سال دريغ از پارسال !
    سالها ميگذاره تا شنبه به نوروز بيفته !
    سالي كه نكوست از بهارش پيداست !
    سبوي خالي را بسبوي پر مزن !
    سبوي نو آب خنك دارد !
    سبيلش آويزان شد !
    سبيلش را بايد چرب كرد !
    سپلشت آيد و زن زايد و مهمان عزيزت برسد !
    سخن خود تو كجا شنيدي، اونجا كه حرف مردمو شنيدي !
    سر بريده سخن نگويد !
    سر بزرگ بلاي بزرگ داره !
    سر بشكنه در كلاه، دست بشكنه در آستين !
    سر بي صاحب ميتراشه !
    سر بيگناه، پاي دار ميره اما بالاي دار نميره !
    سر پيري و معركه گيري !
    سر تراشي را از سر كچل ما ميخواد ياد بگيره !
    سر حليم روغن ميرود !
    سر خر باش، صاحب زر باش !
    سر را با پنبه ميبرد !
    سر را قمي مي شكنه تاوانش را كاشي ميده !
    سر زلف تو نباشد سر زلف دگري !
    سرش از خودش نيست .
    سرش به تنش زيادي ميكنه !
    سرش به كلاش ميارزه !
    سرش بوي قرمه سبزي ميده !
    سرش توي حسابه !
    سرش توي لاك خودشه !
    سرش جنگه اما دلش تنگه !
    سرش را پيراهن هم نميدونه !
    سر قبري گريه كن كه مرده توش باشه !
    سر قبرم كثافت نكن از فاتحه خواندنت گذشتم !
    سر كچل را سنگي و ديوانه را دنگي !
    سر كچل و عرقچين !
    سركه مفت از عسل شيرين تره !
    سركه نقد بهتر از حلواي نسيه است !
    سركه نه در راه عزيزان بود --- بار گرانيست كشيدن بدوش ! (( سعدي ))
    سر گاو توي خمره گير كرده !
    سر گنجشكي خورده !
    سر گنده زير لحافه !
    سرم را ميشكنه نخودچي جيبم ميكنه !
    سرم را سرسري متراش اي استاد سلماني --- كه ما هم در ديار خود سري داريم و ساماني .
    سرنا را از سر گشادش ميزنه !
    سرناچي كم بود يكي هم از غوغه اومد !
    سري را مه درد نيمكند دستمال مبند !
    سري كه عشق ندارد كدوي بي بار است . (( لبي كه خنده ندارد شكاف ديوار است ... ))
    سري كه عشق ندارد كدوي بي بار است . (( لبي كه خنده ندارد شكاف ديوار است ... ))
    سزاي گرانفروش نخريدنه !
    سسك هفت تا بچه ميآره يكيش بلبله !
    سفره بي نان جله، كوزه بي آب گله !
    سفره نيفتاده ( نينداخته ) بوي مشك ميده !
    سفره نيفتاده يك عيب داره ! سفره افتاده هزار عيب !
    سفيد سفيد صد تومن، سرخ و سفيد سيصد تومن، حالا كه رسيد به سبزه هر چي بگي ميارزه !
    سقش سياه است !
    سگ بادمش زير پاشو جارو ميكنه !
    سگ باش، كوچك خونه نباش !
    سگ پاچه صاحبش را نميگيره !
    سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو ميگرفت !
    سگ چيه كه پشمش باشه !
    سگ درحضور به از برادر دور !
    سگ در خانه صاحبش شيره !
    سگ داد و سگ توله گرفت !
    سگ دستش نميشه داد كه اخته كنه !
    سگ را كه چاق كنند هار ميشه !
    سگ زرد برادر شغاله !
    سگست آنكه با سگ رود در جوال !
    سگ سفيد ضرر پنبه فروشه !
    سگ سير دنبال كسي نميره !
    سگش بهتر از خودشه !
    سگ كه چاق سد گوشتش خوراكي نميشه !
    سگ گر و قلاده زر ؟!
    سگ ماده در لانه، شير است !
    سگ نازي آباده، نه خودي ميشناسه نه غريبه !
    سگ نمك شناس به از آدم ناسپاس !
    سگي به بامي جسته گردش به ما نشسه !
    سگي كه براي خودش پشم نميكند براي ديگران كشك نخواهد كرد !
    سگي كه پارس كنه ، نميگيره !
    سلام روستائي بي طمع نيست !
    سنده را انبر دم دماغش نميشه برد !
    سنگ به در بسته ميخوره !
    سنگ بزرگ علامت نزدنه !
    سنگ بنداز بغلت واشه !
    سنگ خاله قورباغه را گرو ميكشه !
    سنگ كوچك سر بزرگ را ميشكنه !
    سنگ مفت، گنجشك مفت !
    سنگي را كه نتوان برداشت بايد بوسد و گذاشت !
    سواره از پياده خبر نداره، سير از گرسنه !
    سودا، به رضا، خويشي بخوشي .
    سودا چنان خوشست كه يكجا كند كسي ! (( دنيا و آخرت به نگاهي فروختيم )) (( قصاب كاشاني ))
    سودا گر پنير از شيشه ميخوره !
    سوداي نقد بوي مشك ميده !
    سوراخ دعا را گم كرده !
    سوزن، همه را ميپوشونه اما خودش لخته !
    سوسكه از ديوار بالا ميرفت مادرش ميگفت : قربون دست و پاي بلوريت !
    سهره ( سيره ) رنگ كرده را جاي بلبل ميفروشه !
    سيب سرخ براي دست چلاق خوبه ؟!
    سيب مرا خوردي تا قيامت ابريشم پس بده !
    سيبي كه بالا ميره تا پائين بياد هزار چرخ ميخوره !
    سيبي كه سهيلش نزند رنگ ندارد ! (( تعليم معلم بكسي ننگ ندارد ))
    سيلي نقد به از حلواي نسيه !


  4. #14
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398

    پیش فرض

    شاگرد اتو گرم، سرد ميارم حرفه، گرم ميارم حرفه !
    شاه خانم ميزاد، ماه خانم درد ميكشه !
    شاه مي بخشه شيخ عليخان نمي بخشه !
    شاهنامه آخرش خوشه !
    شب دراز است و قلندر بيكار !
    شب سمور گذشت و لب تنور گذشت !
    شب عيد است و يار از من چغندر پخته ميخواهد --- گمانش ميرسد من گنج قارون زير سر دارم !
    شبهاي چهارشنبه هم غش ميكنه !
    شپش توي جيبش سه قاب بازي ميكنه !
    شپش توي جيبش منيژه خانومه !
    شتر اگر مرده هم باشد پوستش بار خره !
    شتر بزرگه زحمتش هم بزرگه !
    شتر پير شد و شاشيدن نياموخت !
    شتر خوابيده شم بلندتر از خر ايستاده است !
    شتر در خواب بيند پنبه دانه --- گهي لف لف خورد گه دانه دانه !
    شتر ديدي نديدي ؟!
    شتر را چه به علاقه بندي ؟
    شتر را گفتند : چرا شاشت از پسه ؟ گفت : چه چيزم مثل همه كسه !
    شتر را گفتند : چرا گردنت كجه ؟ گفت : كجام راسته !
    شتر را گفتند : چكاره اي ؟ گفت : علاقه بندم . گفتند : از دست و پنجه نرم و نازكت پيداست !
    آن يكي مي گفت استر را كه هي --- از كجا مي آيي اي فرخنده پي
    گفت : از حمام گرم كوي تو --- گفت : خود پيداست از زانوي تو !
    شتر را گم كرده پي افسارش ميگرده !
    شتر سواري دولا دولا نميشه !
    شتر كه نواله ميخواد گردن دراز ميكنه !
    شتر كجاش خوبه كه لبش بده ؟!
    شتر گاو پلنگ !
    شتر مرد و حاجي خلاص !
    شتر مرغ را گفتند : بار بردار . گفت : من مرغم . گفتند : پرواز كن . گفت : من شترم !
    شترها را نعل ميكردند، كك هم پايش را بلند كرد !
    شراب مفت را قاضي هم ميخوره !
    شريك اگر خوب بود خدا هم شريك ميگرفت !
    شريك دزد و رفيق قافله !
    شست پات توي چشمت نره !
    شش ماهه به دنيا اومده !
    شعر چرا ميگي كه توي قافيه اش بموني ؟!
    شغال، پوزش بانگور نميرسه ميگه ترشه !
    شغال ترسو انگور خوب نميخوره !
    شغال كه از باغ قهر كنه منفعت باغبونه !
    شغالي كه مرغ ميگيره بيخ گوشش زرده !
    شكمت گوشت نو بالا آورده !
    شكم گشنه، گوز فندقي !
    شلوار نداره، بند شلوارش را مي بنده !
    شمر جلودارش نميشه !
    شنا بلد نيست زير آبكي هم ميره !
    شنا بلد نيست زير آبكي هم ميره !
    شنونده بايد عاقل باشه !
    شنيدي كه زن آبستن گل ميخوره اما نميدوني چه گلي !
    شوهر كردم وسمه كنم نه وصله كنم !
    شوهر برود كاروانسرا، نونش بياد حرمسرا !
    شوهرم شغال باشد، نونم در تغار باشد !
    شير بي يال و اشكم كه ديد --- اينچنين شيري خدا هم نافريد . (( مولوي ))


  5. #15
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398

    پیش فرض

    ابونش به جامه ما خورده !
    صبر كوتاه خدا سي ساله !
    صداش صبح در مياد !
    صد پتك زرگر، يك پتك آهنگر !
    صد تا گنجشك با زاق و زوقش نيم منه !
    صد تا چاقو بسازه، يكيش دسته نداره !
    صد تومن ميدم كه بچه ام يكشب بيرون نخوابه وقتي خوابيد ، چه يكشب چه هزار شب !
    صد رحمت به كفن دزد اولي !
    صد سال گدائي ميكنه هنوز شب جمعه را نميدونه !
    صد سر را كلاه است و صد كور را عصا !
    صد من پرقو يكمشت نيست !
    صد من گوشت شكار به يك چس تازي نميارزه !
    صد موش را يك گربه كافيه !
    صفراش به يك ليمو مي شكنه !
    صنار جيگرك سفره قلمگار نمي خواد !
    صنار ميگيرم سگ اخته ميكنم، يه عباسي ميدم غسل ميكنم !

  6. #16
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398

    Eh

    ضرب خورده جراحه !
    ضرر را از هر جا جلوشو بگيري منفعته !
    ضامن روزي بود روزي رسان !
    ضرر بموقع بهتر از منفعت بيموقعه !
    ضرر كار كن، كار نكردنه !

  7. #17
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398

    پیش فرض

    طاس اگر نيك نشيند همه كس نراد است !
    طالع اگر اري برو دمر بخواب !
    طاووس را به نقش و نگاري كه هست خلق --- تحسين كنند و او خجل از پاي زشت خويش !(( سعدي ))
    طبل تو خاليست !
    طبيب بيمروت، خلق را رنجور ميخواهد !
    طشت طلا رو سرت بگير و برو !
    طعمه هر مرغكي انجير نيست !
    طمع آرد بمردان رنگ زردي !
    طمع پيشه را رنگ و رو زرده !
    طمع را نبايد كه چندان كني --- كه صاحب كرم را پشيمان كني !
    طمع زياد مايه جونم مرگي ( جوانمرگي ) است !
    طمعش از كرم مرتضي علي بيشتره

  8. #18
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398

    Eh

    ظالم پاي ديوارِ خودشو، ميكنه !
    ظالم دست كوتاه !
    ظالم هميشه خانه خرابه !
    ظاهرش چون گور كافر پر حلل --- باطنش قهر خدا عزوجل !

  9. #19
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398

    پیش فرض

    عاشقان را همه گر آب برد --- خوبرويان همه را خواب برد . (( ايرج ميرزا ))
    عاشق بي پول بايد شبدر بچينه !
    عاشقم پول ندارم كوزه بده آب بيارم !
    عاشقي پيداست از زاري دل --- نيست بيماري چو بيماري دل . (( مولوي ))
    عاشقي شيوه رندان بلا كش باشد ! (( حافظ ))
    عاشقي كار سري نيست كه بر بالين است ! (( سعدي ))
    عاقبت جوينده بابنده بود ! (( مولوي))
    عاقبت گرگ زاده گرگ شود --- گر چه باآدمي بزرگ شود . (( سعدي ))
    عاقل بكنار آب تا پل ميجست --- ديوانه پا برهنه از آب گذشت !
    عاقل گوشت ميخوره، بي عقل بادمجان !
    عالم بي عمل، زنبور بي عسله !
    عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشكل !
    عالم ناپرهيزكار، كوريست مشعله دار !
    عبادت بجز خدمت خلق نيست --- به تسبيح و سجاده و دلق نيست ! (( سعدي ))
    عجب كشگي سابيديم كه همش دوغ پتي بود !
    عجله، كار شيطونه !
    عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد !
    عذر بدر از گناه !
    عروس بي جهاز، روزه بي نماز، دعاي بي نياز، قرمه بي پياز !
    عروس تعريفي عاقبت شلخته در آمد !
    عروس كه بما رسيد شب كوتاه شد !
    عروس مردني را گردن مادر شوهر نگذاريد !
    عروس مياد وسمه بكشه نه وصله بكنه !
    عروس نميتونست برقصه ميگفت : زمين كجه !
    عروس را كه مادرش تعريف كنه براي آقا دائيش خوبه !
    عروس كه مادر شوهر نداره اهل محل مادر شوهرشند !
    عزيز كرده خدا را نميشه ذليل كرد !
    عزيز پدر و مادر !
    عسس بيا منو بگير !
    عسل در باغ هست و غوره هم هست !
    عسل نيستي كه انگشتت بزنند !
    عشق پيري گر بجنبد سر به رسوائي زند !
    عقد پسر عمو و دختر عمو را در آسمان بسته اند !
    عقلش پاره سنگ بر ميداره !
    عقل كه نيست جون در عذابه !
    عقل مردم به چشمشونه !
    عقل و گهش قاطي شده !
    علاج واقعه پيش از وقوع بايد كرد . ((‌ ... دريغ سود ندارد چو رفت كار از دست )) (( سعدي ))
    علاج بكن كز دلم خون نيايد . (( سرشك از رخم پاك كردن چه حاصل ... )) (( مير والهي))
    علف بدهان بزي بايد شيرين بياد !

  10. #20
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398

    Eh

    غاز ميچرونه !
    غربال را جلوي كولي گرفت و گفت : منو چطور مي بيني ؟ گفت : هر طور كه تو منو ميبيني !
    غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو !
    غليان بكشيم يا خجالت ! (( مائيم ميان اين دو حالت ... ))
    غم مرگ برادر را برادر مرده ميداند !
    غوره نشده مويز شده است !

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •