نمایش نتایج: از شماره 201 تا 210 , از مجموع 238

موضوع: خطبه های حضرت علی (ع)

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #1
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2008/09/21
    سن
    43
    نوشته ها
    5,692
    سپاس ها
    688
    سپاس شده 516 در 357 پست

    Smile خطبه های حضرت علی (ع)

    خطبه 1
    از سخنان امام ( ع ) در مورد آفرينش آسمان و زمين و آدم که در آن
    ذکر حج نيز آمده است . در اين خطبه از ستايش خداوند آفرينش جهان
    فرشتگان و گزينش انبياء بعثت پيامبر ( ص ) و از قرآن و احکام شرع
    سخن به ميان آمده است . هرگز کنه ذاتش درک نشود : [1] ستايش
    مخصوص خداوندی است که ستايشگران از مدحش عاجزند و حسابگران
    زبردست نعمتهايش را احصاء نتوانند کرد [2] و کوشش کنندگان هر چند خويش
    را خسته کنند حقش را ادا نتوانند نمود هم او است که افکار بلند
    ژرف انديش کنه ذاتش را درک نکنند [3] و غواصان دريای علوم و دانشها
    دستشان از پي بردن به کمال هستيش کوتاه است يعنی آنکس که برای
    صفاتش حدی نيست و اوصاف کمالش را توصيف نتوان کرد [4] و برای ذاتش
    وقتی معين و سرآمدی مشخص نتوان تعيين نمود مخلوقات را با قدرتش
    آفريد[5] بادها را با رحمتش به حرکت آورد و اضطراب و لرزش زمين را به
    وسيله کوهها آرامش بخشيد . ونخست شناسائی خدا : [6] سرآغاز دين
    معرفت او است و کمال معرفتش تصديق ذات او و کمال تصديق ذاتش
    توحيد و شهادت بر يگانگی او است [7] و کمال توحيد و شهادت بر يگانگيش
    اخلاص است و کمال اخلاصش آن است که وی را از صفات ممکنات پيراسته
    دارند [8] چه اينکه هر صفتی گواهی مي دهد که غير از موصوف است [9] و هر
    موصوفی شهادت مي دهد که غير از صفت است آنکس که خدای را [ به صفات
    ممکنات ] توصيف کند وی را به چيزی مقرون دانسته [10] و آن کس که وی را
    مقرون به چيزی قرار دهد تعدد در ذات او قائل شده و هر کس تعدد در
    ذات او قائل شود اجزائی برای او تصور کرده و هر کس اجزائی برای او
    قائل شود وی را نشناخته است . [1] و کسی که او را نشناسد به سوی او
    اشاره مي کند و هر کس به سويش اشاره کند برايش حدی تعيين کرده و آن
    که او را محدود بداند وی را به شمارش آورده [2] و آن کس که بگويد خدا در
    کجا است ؟ وی را در ضمن چيزی تصور کرده و هر کس بپرسد بر روی چه
    قرار دارد ؟ جائی را از او خالی دانسته [3] همواره بوده است و از چيزی به
    وجود نيامده و وجودی است که سابقه عدم برای او نيست با همه چيز هست
    اما نه اينکه قرين آن باشد [4] و مغاير با همه چيز است اما نه اينکه از
    آن بيگانه و جدا باشد انجام دهنده است اما نه به آن معنی که حرکات و
    ابزاری داشته باشد [5] بينا است حتی در آن زمانی که موجود قابل رؤيتی
    وجود نداشت تنها است زيرا کسی وجود نداشته تا به او انس گيرد[6] و از
    فقدانش ترسان و ناراحت شود .[7] آفرينش جهان : [8] خلق را ايجاد نمود و
    بدون نياز به انديشه و فکر و استفاده از تجربه آفرينش را آغاز کرد [9] و
    بي آنکه حرکتی ايجاد کند و تصميم آميخته با اضطرابی در او راه داشته
    باشد جهان را ايجاد نمود [10] پديدآمدن هر يک از موجودات را به وقت
    مناسب خود موکول ساخت و در ميان موجودات با طبايع متضاد هماهنگی
    برقرار نمود و در هر کدام طبيعت و غريزه مخصوص به خودشان آفريد و
    آن غرائز را ملازم و همراه آنها گردانيد [11] او پيش از آنکه آنها را
    بيافريند از تمام جزئيات و جوانب آنها آگاه بود و به حدود و پايان
    آنها احاطه داشت [12] و به اسرار درون و برون آنها آشنا بود . پس از آن
    خداوند طبقات جو را از هم گشود [13] و اطراف آن را باز کرد و فضاهای
    خالی ايجاد نمود و درآن آبی که امواج متلاطم آن روی هم مي غلطيد جاري ساخت
    [14] و آن را بر پشت بادی شديد و طوفانی کوبنده حمل نمود [15] پس از آن
    باد را به بازگرداندن آن فرمان داد و بر نگهداريش آن را مسلط ساخت و
    به حدی که بايد مقرون نمود فضای خالی در زير آن گشوده [16] و آب در بالای
    آن در حرکت بود سپس خداوند طوفانی برانگيخت که جز متلاطم ساختن آن
    آب کار ديگری نداشت [17] و بطور مداوم امواج آب را در هم ميکوبيد طوفان
    به شدت مي وزيد و از نقطه ای دور سرچشمه ميگرفت [18] بعداز آن به آن فرمان
    داد تا آبهای متراکم و امواج عظيم آب را بر هم زند و امواج اين
    درياها را به هر سو بفرستد پس آن را همانند مشکی به هم زد . [1] و با
    همان شدت که در فضا مي وزيد بر امواج آب نيز حمله ور شد از اولش بر
    می داشت و به آخرش فرو مي ريخت [2] و قسمتهای ساکن آب را به امواج
    متحرک مي پيوست آبها روی هم انباشته شدند و همچون قله کوه بالا آمدند
    و امواج روی آب کفهائی بيرون فرستاد[3] و آن را در هوای باز و جوی وسيع
    بالا برد و از آن هفت آسمان را پديد آورد [4] آسمان پائين را همچون موج
    مهارشده و آسمان برترين را همچون سقفی محفوخ و بلند قرار داد [5] بدون
    اينکه نياز به ستونی برای نگهداری آن باشد و نه ميخهائی که آن را
    ببندد سپس آسمان پائين را به وسيله کواکب و نور ستارگان درخشان
    زينت بخشيد [6] و در آن چراغی روشني بخش و ماهی نورافشان به جريان
    انداخت [7] که در مداری متحرک و صفحه ای جنبنده بگردند . [8] آفرينش
    فرشتگان : [9] پس آنگاه آسمانهای بالا را از هم گشود و مملو از فرشتگان
    مختلف ساخت [10] گروهی از آنان هميشه به سجده اند و رکوع ندارند و يا به
    رکوعند و قيام نمي کنند و يا در صفوفی که هرگز از هم پراکنده نمي گردد
    قرار دارند [11] و يا همواره تسبيح می گويند و هرگز خسته نمي شوند هيچگاه
    خواب چشمان آنها را نمي پوشاند [12] و عقول آنها گرفتار نسيان و سهو
    نمي گردد بدن آنها به سستی نمي گرايد و غفلت و نسيان بر آنان عارض
    نمي شود .و گروهی ديگر امينان وحی او [13] و زبان او به سوی پيامبرانند و
    پيوسته برای رساندن حکم و فرمانش در رفت و آمدند .و جمعی ديگر
    حافظان بندگان اويند [14] و دربانان بهشت او بعضی از آنها پايشان در
    طبقات پائين زمين ثابت [15] و گردنهاشان از آسمان بالا گذشته و ارکان
    وجودشان از اقطار جهان بيرون رفته [16] و کتفهای آنها برای حفظ پايه های
    عرش خدا آماده است و در برابر عرش او سر را پائين افکنده اند[17] ودر
    زير آن بالها را به خود پيچيده اند در ميان آنها با کسانی که در مراتب
    پائينتر قرار دارند حجاب عزت [18] و پرده های قدرت فاصله انداخته هرگز
    پروردگار خودرا با نيروی وهم تصوير نکنند[1] وصفات مخلوقان را برای او
    قائل نشوند هرگز وی را در مکانی محدود نمي سازند[2] و با چشم به او اشاره
    نمي کنند.[3] آفرينش آدم :[4] سپس خداوند مقداری خاک از قسمتهای سخت و
    نرم زمين و خاکهای مستعد شيرين و شوره زار آن گرد آورد [5] و آب بر آن
    افزود تا گلی خالص و آماده شد و با رطوبت آن را به هم آميخت تا به
    صورت موجودی چسبناک در آمد [6] و از آن صورتی دارای اعضاء و جوارح
    پيوستگيها و گسستگيها آفريد[7] آن را جامد کرد تا محکم شود و صاف و محکم
    و خشک ساخت [8] تا وقتی معلوم و سرانجامی معين .و آنگاه از روح خود در
    او دميد پس به صورت انسانی در آمد [9] دارای نيروی عقل که وی را به تکاپو
    مي اندازد در آمد و دارای افکاری که به وسيله آن در موجودات تصرف
    نمايد. به او جوارحی بخشيد که به خدمتش پردازد[10] و ابزاری عنايت کرد
    که وی را به حرکت آورد نيروی انديشه به او بخشيد که حق را از باطل
    بشناسد و همچنين ذائقه شامه [11] و وسيله تشخيص رنگها و اجناس مختلف را
    در اختيار او قرار داد او را معجونی از رنگهای گوناگون و مواد موافق [12]
    و نيروهای متضاد و اخلاط مختلف : حرارت و برودت [13] رطوبت و يبوست و
    ناراحتی و شادمانی ساخت . سپس خداوند از فرشتگان خواست که وديعه
    الهي [14] و عمل به پيمانی را که با او داشتند درمورد سجود دربرابر آدم و
    خضوع به عنوان بزرگداشت او اداء نمايند[15] آنجا که فرموده است : برای
    آدم سجده کنيد پس آنها همه سجده کردند مگر ابليس [16] و
    همدستانش که کبر و نخوت آنان را فراگرفت و شقاوت و بدبختی بر آنان
    غلبه نمود به آفرينش خود از آتش افتخار نمودند و به خلقت آدم از گل
    و خاک توهين کردند[17] پس خداوند برای اينکه آزمايشش کامل شود و وعده ای
    که به وی داده منجز گردد به او مهلت عطا کرد [18] و فرمود : تا روز
    معلوم مهلت داده شدی [1] سپس خداوند آدم را در
    خانه ای سکنی بخشيد که زندگيش را در آن گوا را و پر برکت قرار داد و
    جايگاه او را امن و امان کرد [2] و او را از ابليس و عداوت وی برحذر
    داشت اما دشمن بالاخره او را فريب داد به خاطر اينکه بر او حسادت
    مي ورزيد و از اينکه او در سرای پايدار [3] و همنشين نيکان است ناراحت
    بود آدم يقين خود را به شک و وسوسه او فروخت و تصميم راسخ را با
    گفته سست او مبادله کرد [4] و به خاطر همين موضوع شادی خود را مبدل به
    ترس و وحشت ساخت و فريب برايش پشيمانی به بار آورد . پس از آن
    خداوند دامنه توبه را برايش گسترد[5] کلمات رحمتش را به او القاء نمود
    بازگشت به بهشت را به وی وعده داد[6] و او را به سرای آزمايش و جايگاه
    توالد و تناسل فرو فرستاد.[7] بعثت انبياء[8] از ميان فرزندان او پيامبرانی
    برگزيد و پيمان وحی را از آنان گرفت [9] و از آنها خواست که امانت
    رسالتش را به مردم برسانند در زمانی که اکثر مردم پيمان خدا را تبديل
    کرده بودند و حق او را نمي شناختند .[10] و همتا و شريکانی برای او قرار
    داده بودند و شياطين آنها را از معرفت خدا بازداشته [11] و از عبادت و
    اطاعتش آنها را جدا نموده بودند پيامبرانش در ميان آنها مبعوث
    ساخت [12] و پي درپی رسولان خودرا به سوي آنان فرستاد تا پيمان فطرت را از
    آنان مطالبه نمايند و نعمتهای فراموش شده را به ياد آنها آورند[13] و با
    ابلاغ دستورات خدا حجت را بر آنها تمام کنند گنجهای پنهانی عقلها را
    آشکار سازند[14] و آيات قدرت خدای را به آنان نشان دهند : آن سقف
    بلندپايه آسمان که بر فراز آنها قرار گرفته و اين گاهواره
    زمين که در زير پای آنها گسترده [15] و وسائل معيشتی که آنها را زنده
    نگهميدارد و اجلهائی که آنها را فانی مي سازد و مشکلات و رنجهائی که
    آنها را پير مي کند و حوادثی که پي درپی بر آنان وارد مي گردد [ همه
    اينها را به آنها گوشزد کنند ] .[16] خداوند هرگز بندگان خود را از
    پيامبران مرسل و کتب آسماني [17] و يا دليلی قاطع و يا راهی صاف و مستقيم
    خالی نگذارده پيامبرانی که با کمی نفراتشان [18] و فراوانی دشمنان و
    تکذيب کنندگان هرگز در انجام وظائف خود کوتاهی نمي کردند پيامبرانی که
    بعضی بشارت به ظهور پيغمبر آينده دادند[1] و بعضی به خاطر پيامبر پيشين
    شناخته شده بودند . عصر بعثت محمد ( ص ) : به همين حال قرنها گذشت و
    روزگاران سپری شد[2] پدران درگذشتند و فرزندان جانشين آنها گرديدند[3] تا
    اينکه خداوند سبحان برای وفای به وعده خود و کامل گردانيدن نبوت محمد
    ( ص ) رسول خويش را مبعوث ساخت [4] کسی که از همه پيامبران برای بشارت
    به آمدنش پيمان گرفته شده بود [5] نشانه هايش مشهور و ميلادش پسنديده بود
    در آن روز [ که او قدم به جهان گذارد ] مردم زمين دارای مذاهب
    پراکنده [6] و خواسته های ضد و نقيض و جمعيتهائی متشتت بودند عده ای خدای
    را به مخلوقش تشبيه مي کردند گروهی ملحد بودند [7] و جمعی معبودهای ديگری
    غير از خدای يگانه داشتند اما او آنها را از گمراهی نجات داد و
    هدايت نمود و با موقعيت خود آنان را از جهالت نجات بخشيد . [8] سپس
    خدای سبحان لقای خويش را برای محمد ( ص ) اختيار کرد [9] و آنچه را نزد
    خود داشت برای او پسنديد او را با انتقال از دنيا گرامی داشت و از
    گرفتاری با مشکلات نجات داد [10] وی را در نهايت احترام قبض روح کرد و
    به سوی خويش فراخواند او هم آنچه را که انبيای پيشين برای امت خود
    گذارده بودند در ميان امت خويش به جای گذاشت [کتاب خدا و اوصيای
    خويش را ميان آنان قرار داد ] [11] زيرا آنها هرگز امت خود را مهمل و
    بي سرپرست رها نساختند و بدون اينکه راهی روشن و دانشی پايدار به
    آنها بدهند از ميان آنان بيرون نرفتند.[12] قرآن و احکام دينی : [13] هم اکنون
    کتاب پروردگار شما در ميان شما است حلال و حرامش آشکار و فريضه ها و
    مستحبات [14] و ناسخ و منسوخ و مباح و ممنوع خاص و عام [15] پندها و مثلها
    مطلقها و محدودها محکمات و متشابهاتش همه معلوم است [16] مجملات آن به
    برکت محکمات و آيات روشن تفسير شده نکات پيچيده آن [ در پرتو
    آيات ديگر ] واضح است و آنچه را که پيمان معرفت آن از همه گرفته
    شده معلوم است . [1] و نيز آنچه بندگان موظف به آگاهی از آن نيستند [
    مانند کنه ذات خدا ] آشکار است قسمتی از احکام در کتاب خدا [ برای
    مدتی محدود ] الزام شده و ناسخ آن در سنت پيامبر آمده [2] و بعضی در سنت
    واجب شده در حاليکه قبلا در کتاب خدا [ برای مدت محدودی ] ترک آن
    مجاز بوده [3] و بعضی در اوقات معينی واجب است و بعضی وجوب آن در
    آينده از بين رفته است محرمات آن از هم جدا است : [4] يک قسمت گناهان
    کبيره است که کيفرش را آتش قرار داده و قسمتی صغيره است که
    غفرانش را برای آن مهيا ساخته [5] و برخی انجام کمش مقبول و مراحل
    بيشترش در وسعت . [6] قسمتی از اين
    خطبه است که در مورد حج بيان فرموده : [7] حج بيت الحرام را بر شما
    واجب کرده و همان خانه ای که آن را قبله مردم قرار داده است : [8] که
    همچون تشنه کامانی که به آبگاه مي روند به سوی آن رو مي آورند و همانند
    کبوتران به آن پناه مي برند : [9] خداوند آن را مظهر تواضع مردم در برابر
    عظمتش و تسليم آنان در مقابل عزتش قرار داده و از ميان مخلوقاتش
    شنوندگانی را برگزيده [10] که دعوت او را به سوی اين خانه اجابت کنند و
    سخنش را تصديق نمايند و در مواقف پيامبران قرار گيرند [11] همچون
    فرشتگان که به گرد عرش مي گردند به گرد آن طواف کنند و سودهای
    فراوان در اين تجارتخانه ی عبادت بدست آورند [12] و به سوی ميعادگاه
    آمرزشش بشتابند خداوند متعال اين خانه ی خود را پرچمی برای اسلام قرار
    داد [13] و حرم امنی برای پناهندگان به آن بجاآوردن حج آن را از فرائض
    شمرده و ادای حق آن را واجب کرد و بر همه شما مقرر داشت که به
    زيارت آن برويد [14] و فرمود : آن کس که استطاعت رفتن به خانه خدا
    داشته باشد حج بر او فرض است [15] و آن کس که کفر ورزد خداوند از همه
    جهانيان بي نياز است

  2. کاربر روبرو از پست مفید soheil_g سپاس کرده است .


کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •