صفحه 24 از 41 نخستنخست ... 4567891011121314151617181920212223242526272829303132333435363738394041 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 231 تا 240 , از مجموع 403

موضوع: مریم حیدرزاده

  1. #231
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    فاصله
    گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
    بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
    گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
    گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست
    پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف
    تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست
    گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت
    جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست
    فتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
    بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست

  2. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  3. #232
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    محبت
    نام تو رو آورده ام دارم عبادت میکنم
    گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت میکنم
    دستت به دست دیگری از این گذشته کار من
    اما نمی دانم چرا دارم حسادت میکنم
    گفتی دلم را بعد از این دست کس دیگر دهم
    شاید تو با خودئ گفته ای دارم اطاعت میکنم
    رفتم کنار پنجره دیدم تو را با بگذریم
    چیزی ندیدم این چنین دارم رعایت میکنم
    من عاشق چشم تو ام تو مبتلای دیگری
    دارم به تقدیر خودم چندیست عادت میکنم
    تو التماسیم می کنی جوری فراموشت کتم
    با التماس ولی تو را به خانه دعوت میکنم
    گفتی محبت کن برو باشد خداحافظ ولی
    رفتم که تو باور کنی دارم محبت میکنم

  4. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  5. #233
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود
    تو در کنار من بشینی محال بود
    هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود
    چشمان مهربان تو پک و زلال بود
    پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری
    با تو چه قدر کوچه ما بی مثال بود
    نشنید لحن عاشق من را نگاه تو
    پرواز چشم های تو محتاج بال بود
    سیب درخت بی ثمر آرزوی من
    یک عمر مانده بود ولی کال کال بود
    گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت
    گفتی مجال نیست و لیکن مجال بود
    یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود
    سهم من از عبور تو رنج و ملال بود
    چیزی شبیه جام بلور دلی غریب
    حالا شکست وای صدای وصال بود
    شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد
    اما نه با خیال تو بودم حلال بود

  6. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  7. #234
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    بیا برای پرستو ز مهر دانه بپاشیم
    بیا پناه کبوتر طیبی چلچله باشیم
    بیا که درد عطش را ز چشم غنچه بشوییم
    برای موج پریشان ز عشق قصه بگوییم
    بیا که دعوت گل را به باغ دل بپذیریم
    بیا ز هجرت مرغان خسته در س بگیریم
    بیا ز دفتر پروانه شعر شمع بخوانیم
    بیا به خاطر گل ها همیشه تاتزه بمانیم
    بیا که کشتی دل را به موج مهر سپاریم
    بروی دفتر دل ها رز امید بکاریم
    بیا زلال بمانیم مثل برکه و باران
    و حرمتی بگذاریم به صداقت یاران
    بیا حوالی یک گل ز عشق خانه بسازیم
    برای غربت گنجشک آشیانه بسازیم
    بیا سپیده که آمد صدا کنیم خدا را
    و تا افق برسانیم دست سبز دعا را

  8. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  9. #235
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    ایکاش در چشم هایت تردید را دیده بودم
    یا از همان روز اول از عشق ترسیده بودم
    ایکاش آن شب که رفتم از آسمان گل بچینم
    جای گل رز برایت پروانگی چیده بودم
    گل را به دست تو دادم حتی نگاهم نکردی
    آن شب نمی دانی اما تا صبح لرزیده بودم
    آن شب تو با خود نگفتی که بر سرمن چه آمد
    با خود نگفتی ز دستت من باز رنجیده بودم
    انگار پی برده بودی دیوانه ات گشته ام من
    تو عاشق من نبودی و دیر فهمیده بودم
    از آن شب سرد پاییز که چشم من به تو افتاد
    گفتم ایکاش شب ها هر گر نخوابیده بودم
    از کوچه که می گذشتیم حتی نگاهم نکردی
    چشمت پی دیگری بود این را نفهمیده بودم
    آن شب من و اشک و مهتاب تا صبح با هم نشستیم
    ایکاش یک خواب بد بود چیزی من دیده بودم
    تو اهل آن دوردستی من یک اسیر زمینی
    عشق زمین و افق را ایکاش سنجیده بودم
    بی تو چه شبها که تا صبح در حسرت با تو بودن
    اندوه ویرانیت را تنها پرستیده بودم
    وقتی صدا کردی از دور با عشوه ای نادرت را
    آن لهجه نقره ای را ایکاش نشنیده بودم
    انگار تقصیر من بود حق با تو و آسمان است
    وقتی که تو می گذشتی از دور خندیده بودم
    اما به پروانه سوگند تنها گناهم همین ست
    جای تو بودم اگر من صد بار بخشیده بودم
    باید برایت دعا کرد آباد باشی و سرسبز
    ایکاش هرگز نبینی چیزی که من دیده بودم
    اندوه بی اعتنای چه یادگار عجیبی ست
    اما چه شب ها که آن را از عشق بوسیده بودم
    حالا بدان تو که رفتی در حسرت بازگشت
    یک آسمان اشک آن شب در کوچه پایشده بودم
    هر گز پشیمان نگشتم از انتخاب تو هرگز
    رفتی که شاید بدانم بیهوده رنجیده بودم
    حالا تو را به شقایق دیگر بیا کوچ کافیست
    جای تو بودم اگر من این بار بخشیده بودم

  10. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  11. #236
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    شعر یعنی با افق یک دل شدن
    یا لباسی از شقایق دختن
    شعر یعنی با وجود خستگی
    بر سر پروانه دل سوختن
    شعر یعنی سری از اسرار عشق
    شعر یعنی یک ستاره داشتن
    شعر یعنی یک نگاه خسته را
    از کویر گونه ای برداشتن
    شعر یعنی داستانی نا تمام
    شعر یعنی جاده ای بی انتها
    شعر یعنی گفتن از احساس موج
    در کنار حسرت پروانه ها
    شعر یعنی آه سرخ لاله ها
    شعر یعنی حرف پنهان در نگاه
    شعر یعنی ترجمان یک نفس
    عمق سایه روشن دشت پگاه
    شعر یعنی یک زلال بی دریغ
    شعر یعنی راز قلب یک صدف
    شعر یعنی درد دلهای نسیم
    حرفی از تنهایی سبز علف
    شعر یعنی تاب خوردن روی موج
    در کنار برکه ساحل ساختن
    شعر یعنی هدیه اس از آسمان
    بهر یاسی بی نوا انداختن
    شعر یعنی فصلی از سال نگاه
    شعر یعنی عاشقانه زیستن
    شعر یعنی پولکی از عشق را
    روی دامان کویری ریختن
    شعر یعنی حس یک پرواز محض
    در میان آسمان پیدا شدن
    شعر یعنی در حصار زندگی
    غرث در گلواژه رویا شدن
    شعر یعنی قصه یک آرزو
    شعر یعنی ابتدای یک غروب
    شعر یعنی تکه ای از آسمان
    شعر یعنی وصف یک انسان خوب
    شعر یعنی قلعه ای از جنس عشق
    کم کنم از واژه و حرف و سخن
    شعر یعنی حرف قلبی سرخ و پک
    نه عبوری ساده چون اشعار من

  12. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  13. #237
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    به یادت
    توبا یک جرعه از دریای یادت
    میان باغ قلبم جا گرفتی
    تو با یک هدیه فیروزه ای رنگ
    مرا برقایق رویا نشاندی
    وبا یک لطف یک لبخند ساده
    مرا به سرزمین عشق خواندی
    تو دیوار میان قلب ها را
    به رسم آسمانی ها شکستی
    وچون حسی غریب و واجه ای سرخ
    میاندفتر روحم نشستی
    تودریایی ترین ترسیم یک موج
    تو تنها جاده دل تا خدایی
    تو مثل شوق یک کودک لطیفی
    تو مثل عطر گلدان رهایی
    تو مثل نغمه موزون باران
    به روی اطلسی ها نازنینی
    وتا وقتی که روحم مال اینجاست
    به روی صفحه دل می نشینی

  14. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  15. #238
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    آسمون دلش گرفته ، مث اخمای تو ا...ـ
    یه گره افتاده رو پیشونیشو ، وا نمیشه
    نامتم با هام لجه ، می خوام بذارمش کنار
    انقدر بد باهام ، هر چی کنم تا نمی شه
    مگه کم ناز چشاتو کشیدم دسته گلم ؟
    که دیگه یه ذره خندتم مال ما نمیشه


    ****************************
    بیشتر از تو
    نمی گم عوض شدی نه تو هنوزم مهربونی
    حدسش رو من زده بودم نمی خوای پیشم بمونی
    روزای اول این عشق اشتیاقت تازه تر بود
    حالا با صد التماسم واسه من شعر نمی خونی
    بعضی وقتا اگه حرف و خبری جایی نباشه
    نمی ری دیگه سراغ قصه های خودمونی

  16. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  17. #239
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    تا قیامت
    من میگم بهم نگاه کن
    تو میگی که جون فدا کن
    من میگم چشمات قشنگه
    تو میگی دنیا دو رنگه
    من میگم دلم اسیره
    تو میگی که خیلی دیره
    من میگم چشمات و وکن
    تو میگی من و رها کن
    من میگم قلبم رو نشکن
    تو میگی من می شکنم من ؟
    من میگم دلم رو بردی
    تو میگی به من سپردی ؟
    من میگم دلم شکسته است
    تو میگی خوب میشه خسته است
    من میگم بمون همیشه
    تو میگی ببین نمی شه
    من میگم تنهام می ذاری
    تو میگی طاقت نداری
    من میگم تنهایی سخته
    تو میگی این دست بخته
    من میگم خدا به همرات
    تو میگی چه تلخه حرفات
    من میگم که تا قیامت
    برو زیبا به سلامت
    من میگم خدا به همرات
    تو میگی چه تلخه حرفات
    من میگم که تا قیامت
    برو زیبا به سلامت

  18. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  19. #240
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    گفت و گو
    من میگم بهم نگاه کن
    تو میگی که جون فدا کن
    من میگم چشات قشنگه
    تو میگی دنیا دو رنگه
    من میگم چه قدر تو ماهی
    تو میگی اول راهی
    من میگم بمون همیشه
    تو میگی ببین نمیشه
    من می گم خیلی غریبم
    تو میگی نده فریبم
    من میگم خوابت رو دیدم
    تو میگی دیگه بریدم
    من می گم هدف وصاله
    تو ولی میگی محاله
    من میگم یه عمره سوختم
    تو میگی قلبم رو دوختم
    من میگم چشمات و وا کن
    تو میگی من و رها کن
    من میگم خیلی دیوونم
    تو میگی آره می دونم
    من میگم دلم شکسته ست
    تو میگی خوب میشه خسته ست
    من میگم بشین کنارم
    تو میگی دوستت ندارم
    من میگم بهم نظر کن
    تو ولی میگی سفر کن
    من میگم واسم دعا کن
    تو میگی نذر رضا کن
    من میگم قلبم رو نشکن
    تو میگی من می شکنم من ؟
    من میگم واست می میرم
    تو میگی نمی پذیرم
    من میگم شدم فراموش؟
    تو میگی نه ، رفتم از هوش
    من میگم که رفتم از یاد ؟
    تو میگی نه مرده فرهاد
    من میگم باز شدی حیروون ؟
    تو میگی بیچاره مجنون
    من میگم ازم بریدی ؟
    تو می پرسی نا امیدی ؟
    من میگم واسم عزیزی
    تو میگی زبون میریزی؟
    من میگم تو خیلی نازی
    تو میگی غرق نیازی
    من میگم دلم رو بردی
    تو میگی به من سپردی ؟
    من میگم کردم تعجب
    تو میگی دیگه بگو خب
    من میگم تنهایی سخته
    تو میگی این دست بخته
    من میگم دل تو رفته
    تو میگی هفت روزه هفته
    من میگم راه تو دوره
    تو میگی چاره عبوره
    من میگم می خوام بشم گم
    تو میگی حرفای مردم ؟
    من میگم نگذری ساده ؟
    تو میگی آدم زیاده
    من میگم دل به تو بستن ؟
    تو میگی اینقده هستن
    من میگم تنهام میذاری ؟
    تو میگی طاقت نداری ؟
    من میگم خدا به همرات
    تو میگی چه تلخه حرفات
    من میگم اهل بهشتی
    تو میگی چه سرنوشتی
    من میگم تو بی گناهی
    تو میگی چه اشتباهی
    من میگم که غرق دردم
    تو میگی می خوام بگردم
    من میگم چیزی می خواستی ؟
    تو میگی تشنمه راستی
    من میگم از غم آبه
    تو میگی دلم کبابه
    من می گم برو کنارش
    تو میگی رفت پیش یارش
    من میگم با تو چیکار کرد ؟
    تو میگی کشت و فرار کرد
    من میگم چیزی گذاشته ؟
    تو میگی دو خط نوشته
    من میگم بختش سیاهه
    تو میگی اون بی گناهه
    من میگم رفته که حالا
    تو می گی مونده خیالا
    من میگم می آد یه روزی
    تو میگی داری می سوزی
    من میگم رنگت چه زرده
    تو می پرسی بر میگرده ؟
    من میگم بیاد الهی
    تو میگی که خیلی ماهی
    من میگم ماهت سفر کرد
    تو میگی تو رو خبر کرد ؟
    من میگم هر کی با ماهش
    تو میگی بار گناهش؟
    من میگم تو بی وفایی
    تو میگی بریم یه جایی
    من میگم دلم اسیره
    تو میگی نه خیلی دیره
    من میگم خدا بزرگه
    تو میگی زندگی گرگه
    من میگم عاشق پرنده ست
    تو میگی معشوق برنده ست
    من میگم به روزها شک کن
    تو میگی بهم کمک کن
    من میگم خدانگهدار
    تو میگی تا چی بخواد یار
    من میگم که تا قیامت
    برو زیبا به سلامت
    پشت تو آب نمی ریزم
    که نروندت عزیزم

  20. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


صفحه 24 از 41 نخستنخست ... 4567891011121314151617181920212223242526272829303132333435363738394041 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •