صفحه 29 از 52 نخستنخست ... 910111213141516171819202122232425262728293031323334353637383940414243444546474849 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 281 تا 290 , از مجموع 514

موضوع: بیانات مقام معظم رهبری از سال 79 تا 88

  1. #281
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 انتصاب امام جمعه مشهد مقدس توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی‏‏17/ 1/ 84

    انتصاب امام جمعه مشهد مقدس توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی‏‏
    17/ 1/ 84
    بسم الله الرحمن الرحیم
    جناب مستطاب حجت‌الاسلام و سیدالاعلام آقای حاج سید احمد علم‌الهدی؛ دامت افاضاته
    با تكریم یاد امام جمعه‌ی فقید مشهد، مرحوم حجت‌الاسلام عبادی و قدردانی از خدمات و دعا برای علو درجات آن روحانی عالیقدر، جنابعالی را كه مزین به زیور علم، و مفتخر به مجاهدت در عرصه‌ی فرهنگ و برخوردار از زبان گویا و نافذ در صحنه‌های دینی و آموزشی می‌باشید، به امامت جمعه‌ی شهر مقدس مشهد و در جوار آستان حضرت ابی‌الحسن الرضا علیه آلاف التحیه و الثنا منصوب می‌كنم. شهر شهادت با مردمی مومن و انقلابی و مهربان و پرافتخار و با حوزه‌ی علمیه‌یی كهن و غنی و ریشه‌دار و با جامعه‌ی دانشگاهی گسترده و روشنفكر و فعال و با میلیون‌ها زائر پرشور و مشتاق، و برتر از همه، با آستان بلند رضوی كه قبله‌ی دل‌های مومنان در همه‌ی اقطار است، شهری یگانه و استثنایی به شمار می‌رود و شما كه یادگار یكی از برجسته‌ترین خاندان‌های علمی این شهر مقدس می‌باشید با این انتصاب، در جایگاه شایسته‌ی خود قرار گرفته‌اید. اكنون در برابر جنابعالی عرصه‌یی وسیع از تلاش دینی و علمی و اجتماعی و سیاسی قرار دارد و امید است با توفیق و تایید الهی و در پرتو توجهات حضرت بقیه‌الله روحی فداه، هدایت‌های مخلصانه‌ی شما، منشاء بركات و مایه‌ی نشر ایمان و آگاهی و معنویت باشد.
    والسلام علیكم و رحمه الله
    سید علی خامنه‌ای

    ‌١٧/ فروردین/ ‌١٣٨٤
    :icon_pf(57):

  2. #282
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار رؤساى بانكهاى مركزى كشورهاى اسلامى17/ 1/ 84‏‏

    بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار رؤساى بانكهاى مركزى كشورهاى اسلامى‏‏
    17/ 1/ 84
    بسم الله الرحمن الرحیم
    ... نفس ايجاد بانك توسعه‏ى اسلامى يك گام بلند بود و خوشبختانه مشاهده مى‏كنيم و از شما مى‏شنويم كه اين بانك و عمليات بانكىِ اسلامى نه فقط در دنياى اسلام، بلكه حتى در كشورهاى غيراسلامى هم جايگاه برجسته‏يى پيدا كرده و مورد توجه قرار گرفته است؛ اين براى ما جامعه‏ى مسلمان، يك تجربه‏ى بزرگ است.
    بیانات مقام معظم رهبری از سال 79 تا 88
    به اسلام افتخار كنيم؛ به احكام اسلامى براى گذران صحيح زندگى افتخار كنيم؛ قدر احكام اسلامى را بدانيم و در ارائه‏ى احكام اسلامى براى زندگى انسان و اداره‏ى كشورها كوششِ هرچه روزافزونِ خود را به‏كار ببريم تا چهره‏ى واقعى اسلام كه در زير ابر تخريب‏ها و تبليغاتِ مخالف پنهان مانده، خودش را بتدريج نشان دهد.
    هر كارى امروز انجام بگيرد كه در جهت گردآورى نيروهاى اسلامى باشد و امت بزرگ اسلامى را در جهتگيرى‏هاى گوناگون زندگى متشكل كند، خدمت به اسلام، كشورهاى اسلامى و بشريت است. كار بانكى شما و بانك توسعه‏ى اسلامى و هيأت خدمات مالى، همه از اين قبيل و در اين صراط است.
    امروز اين يك واقعيت بزرگ است كه مسلمين در عالم، مجموعه‏يى تعيين‏كننده هستند؛ يا بگوييم امت اسلامى مى‏تواند يك مجموعه‏ى تعيين‏كننده در انعقاد و شكل‏دهىِ سياستهاى جهانى و حركت عمومى بشريت باشد. دورانى طولانى تلاش شده است كه مسلمانها از دايره‏ى تحرك اساسى دنيا و زندگى بشرى، از علم، از پيشرفت اقتصادى، از قدرت بين‏المللى و قدرت تأثيرگذارىِ سياسى و اقتصادى كنار بمانند و به‏صورت يك مجموعه‏ى كم خاصيت و بى‏اثر دربيايند. حداقل دو قرن براى اين كار سرمايه‏گذارى و تلاش شده و هنوز هم اين تلاش ادامه دارد. اين، ظلم بزرگى به مسلمين عالم و امت اسلامى بوده است.
    امروز امت اسلامى بيدار شده و قدر خود و اهميت خود و توانايى‏هاى خود را تا حدود زيادى شناخته است. وقت آن است كه از اين توانايى‏ها در راه بهبود زندگى امت اسلامى استفاده شود و توانايى اسلام در عمل نشان داده شود. هيچ گفتار و هيچ تبليغى بالاتر از عمل نيست. ما اگر به اسلام يا امت اسلامى علاقه‏منديم، بايد كار و تلاش كنيم.
    خداوند متعال نعمت‏هاى زيادى به امت اسلامى داده؛ ما از اين نعمت‏ها درست استفاده نمى‏كنيم؛ اينها واقعيت است. ما امروز تقريباً يك چهارم جمعيت دنيا هستيم. بخش عمده و تعيين‏كننده‏ى انرژى دنيا در دستان ما مسلمانهاست. گاز دنيا، نفت دنيا و نيروى انسانىِ عظيمِ با استعداد دنيا در اختيار ما مسلمانهاست. بخش عظيمى از حساس‏ترين مناطق استراتژيك دنيا در اختيار ماست. اين واقعيت‏ها را دنيا بايد لمس كند؛ و پيش از همه، خود ما بايد اين واقعيت‏ها را لمس كنيم.
    قدرتهاى استكبارى عالم دائماً در بلندگوهاى تبليغاتىِ خود به ما مسلمانها مى‏گويند به واقعيت‏هاى دنيا توجه كنيد. منظورشان از واقعيت‏ها اين است كه دنياى غرب از لحاظ علمى، تكنولوژى، اقتصادى و نظامى پيشرفته و تواناست. مى‏گويند اين واقعيت‏ها را ببينيد و در مقابل خواست قدرتهاى جهانى تسليم شويد. دائم به ما مى‏گويند چرا واقع‏بينى نداريد. مرادشان از واقع‏بينى اين است كه در مقابل نيروى متراكم علمى و اقتصادى و فناورى غرب تسليم شويد و كوتاه بياييد.
    در كنار آن واقعيت، واقعيت‏هاى ديگرى هم وجود دارد: اين‏كه نيمى از گاز دنيا متعلق به ماست؛ اين‏كه بخش عمده‏يى از نفت دنيا متعلق به مسلمانهاست. امروز دنيا بدون نفت و گاز چه كار مى‏تواند بكند؟ روشنايى، گرما و فناورى دنيا وابسته‏ى به نفت است؛ اين مال امت اسلامى است؛ اين هم يك واقعيت است. ما امروز يك چهارم جمعيت دنيا هستيم؛ اين هم يك واقعيت است؛ اين را هم بايد ببينيد. آنها اين واقعيت‏ها را در معادلاتِ خود حذف مى‏كنند. متأسفانه ما هم با احساس خودكم‏بينى و حقارت، اين واقعيت‏ها را نمى‏بينيم. چرا نبايد ببينيم؟
    شكى نيست كه امروز دنياى اسلام پراكنده است؛ اما مى‏توان دنياى اسلام را مجتمع كرد؛ يك تجربه‏ى كوچك آن، تأسيس بانك توسعه‏ى اسلامى است. شما توانستيد گوشه‏يى از مدنيت دنياى اسلام را - كه مسائل مالى و پولى است - در بخشى از آن متمركز كنيد. ملاحظه كنيد فوايد و منافعى كه امروز اين كار به دنياى اسلام مى‏رساند، چقدر زياد است. در همه‏ى زمينه‏ها بايد اين‏طور باشد.
    امروز نقشه‏ى اساسى استكبار براى دنياى اسلام، سيطره‏ى كامل است. طرح خاورميانه‏ى بزرگى كه امريكايى‏ها مطرح مى‏كنند، عبارةٌ اخراى ايجاد كشور بزرگى است به نام خاورميانه، با مركزيت رژيم صهيونيستى. همه‏ى دولتهايى كه در اين كشورها هستند، بايد به دولتهاى دست‏نشانده‏ى اسرائيل تبديل شوند. معناى خاورميانه‏ى بزرگ اين است كه ما يك عرصه‏ى عظيم بشرى را در اختيار اسرائيل بگذاريم تا در آن، سرمايه‏گذارى و توليد ارزان كند و بر فربهىِ خود بيفزايد؛ و اگر افسانه‏ى نيل تا فرات را با شيوه‏ى نظامى نتوانست محقق كند، با شيوه‏ى اقتصادى، سياسى، پولى و فنى آن را تأمين كند. امريكا - و به يك معنا بايد گفت غرب - اين را مى‏خواهد. دنياى اسلام چرا بايد تسليم چنين خواسته‏يى شود؟
    پيشرفت در اين ميدان‏ها احتياج دارد به فكر، عقل، تدبير و حكمت؛ احتياج دارد به اين‏كه دلهاى خود را به هم بيشتر نزديك كنيم. اكسير دور از دسترسى كه بايد سعى كنيم آن را به‏دست بياوريم، عبارت است از اتحاد و همدلىِ كشورهاى مسلمان در بخشهاى مختلف.
    كارى كه شما در قضيه‏ى مسائل بانكى و پولى داريد مى‏كنيد، بسيار باارزش است؛ اين را دنبال كنيد. همين هيأت خدمات مالىِ اسلامى كه شما تشكيل داديد، به وحدت رويه در بانكدارى اسلامىِ كشورهاى اسلامى و نظارت درست بر حركت بانكها كمك بسيار بزرگى خواهد كرد؛ منتها هر چه مى‏توانيد، بانك توسعه‏ى اسلامى را فعال كنيد.
    ... ما بايد كارى كنيم كه مبادلات بين كشورهاى اسلامى تقويت شود. امروز داد و ستد و تجارت و مبادلات پولى و بانكىِ كشورهاى اسلامى با يكديگر بمراتب كمتر و ضعيف‏تر است از تجارت و مبادلات مالى آنها با كشورهاى بيرون از جهان اسلام؛ اين واقعيتِ خوبى نيست؛ بايد اين واقعيت را تغيير داد.
    ما مى‏توانيم به هم كمك كنيم و همكارى‏ها را توسعه دهيم. براى توسعه‏ى اين همكارى‏ها، هيأت عامل بانك توسعه‏ى اسلامى مى‏تواند هدف كمّى و قابل سنجشى را تعريف كند و از هيأت مديره‏ى بانك توسعه‏ى اسلامى بخواهد كه آن را عملياتى كند و براى آن در مدت زمان معينى - مثلاً در يك سال آينده - برنامه‏ريزى كند. اين هدف حتى مى‏تواند بسيار بلندپروازانه باشد، زيرا ظرفيت كشورهاى اسلامى زياد است. مى‏توان از اين ظرفيت استفاده كرد و ارتباطات بين كشورها را هرچه بيشتر توسعه داد.
    اميدواريم خداوند متعال به همه‏ى ما و به امت اسلامى كمك كند؛ به ما عزم و نشاط كافى عنايت فرمايد تا بتوانيم طبق ايمان و باورى كه داريم، پيش برويم و حركت كنيم. قدمهايمان را محكم برداريم، زيرا خداى متعال به ما كمك خواهد كرد؛ «والّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا و انّ اللَّه لمع المحسنين». ...
    :icon_pf(57):

  3. #283
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار كارگزاران نظام و سفراى كشورهاى اسلامى‏‏‏ 6/ 2/ 84

    بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار كارگزاران نظام و سفراى كشورهاى اسلامى‏‏‏
    6/ 2/ 84
    بسم الله الرحمن الرحیم
    ميلاد مسعود حضرت خاتم‏النبيين و سيدالبشر، حضرت محمد مصطفى (صلّى ‏اللَّه‏ عليه‏ و اله) و ولادت باسعادت حضرت امام جعفر صادق (عليه‏الصّلاةوالسّلام) را به شما حضار محترم و ميهمانان گرامى و سفراى كشورهاى اسلامى و به همه‏ى ملت ايران و به امت بزرگ اسلامى در سراسر جهان تبريك عرض مى‏كنيم.
    اين نام و اين مناسبت در ميان ما معيارى براى وحدت شده است؛ لذا اسم اين هفته‏ى مبارك را كه از دوازدهم ربيع‏الاول (ولادت آن بزرگوار به قولى) تا هفدهم ربيع‏الاول (ولادت آن بزرگوار به قول ديگر) است، هفته‏ى وحدت ناميده‏ايم؛ اولاً به‏خاطر اين‏كه وحدت امت اسلامى، امروز و هميشه يكى از مهمترين نيازهاى اين امت است؛ ثانياً به خاطر اين‏كه معيار وحدت و محور اتحاد مسلمين، وجود مقدس نبى‏مكرم اسلام و ياد و نام آن بزرگوار است.
    از وحدت، زياد سخن گفته‏ايم. اگر به برخى از آنچه گفته‏ايم، عمل مى‏كرديم، امروز سرنوشت مسلمانان از آنچه هست، بهتر بود. به‏طور طبيعى برخى عوامل ضد وحدت وجود دارد - اختلافات قومى، اختلافات مذهبى و طايفه‏يى، اختلافات سياسى - كه بايد با آنها مقابله كرد. با تكيه به نام مقدس پيغمبر و ياد آن بزرگوار - كه محور وحدت امت اسلامى است - بايد بر اين اختلافات غلبه كرد؛ ليكن از اين دشوارتر، موجبات تفرقه‏يى است كه به امت اسلامى تزريق مى‏شود. در بستر همين اختلافات قومى و طايفه‏يى و مذهبى، دشمنان اسلام طبق سياست هميشگىِ خودشان، بين مسلمانان اختلاف ايجاد مى‏كنند. دست دشمن، توطئه‏ى دشمن و تدبير دشمن را در وراى اين اختلافات مى‏شود بوضوح ديد؛ اين را بايد علاج كرد. عقلاى امت از همه‏ى فرقه‏ها بايد نگذارند امواج فتنه در ميان مسلمانها - كه به‏وسيله‏ى دشمنان اسلام تحريك مى‏شود - به‏طور روزافزون آرامش و الفت و محبت را به خطر بيندازد.
    قرآن ما را به وحدت توصيه كرده است. قرآن ما را تهديد كرده است كه اگر اتحاد و همبستگى خودتان را از دست بدهيد، آبرو و هويت و قدرت شما نابود خواهد شد. امروز متأسفانه در دنياى اسلام اين نابسامانى‏ها مشاهده مى‏شود. امروز توطئه عليه دنياى اسلام، توطئه‏ى بسيار سنگينى است. اگر در اين دوران عليه اسلام توطئه‏هاى سازمان‏يافته با شدت بيشترى كار مى‏كند، بيدارى امت اسلامى است كه دشمنان را به هراس انداخته است. استكبار جهانى، طمعگاران در كشورهاى اسلامى، و مداخله‏جويان در ميان دولتها و كشورهاى اسلامى از وحدت امت اسلامى در هراسند.
    نزديك به يك‏ونيم ميليارد نفر از جمعيت دنيا مسلمانند و مسكن آنها يكى از مهمترين و ارزنده‏ترين قطعات اين زمين است. اين همه منابع طبيعى، اين ميراث عظيم فرهنگى، اين نيروى انسانىِ كارآمد و بااستعداد، اين بازار بزرگ براى محصولات غربى، اين نفت و گاز ارزشمندى كه در اين كشورها هست؛ اينها وسوسه‏كننده‏ى قدرتهاى استكبارى است؛ مى‏خواهند بر اينها تسلط كامل داشته باشند؛ اما بيدارى امت اسلامى مانع اين است. وحدت امت اسلامى بزرگترين سد در مقابل اين دشمنان است؛ لذا در شكستن اين سد، همه‏ى تلاش خود را به كار مى‏برند.
    قيام دولت اسلامى در ايران و برافراشتن پرچم توحيد در اين كشور - اين مركز حساس و منطقه‏ى مهم - امت اسلامى را به هيجان آورد و بيدار كرد؛ آنها را به سرنوشت و قدرت خودشان اميدوار كرد و به آنها اعتماد به نفس داد. اين بيدارى و اعتماد به نفس، دشمن را به توطئه‏هاى پيچيده‏يى وادار كرده است؛ اين توطئه‏ها امروز پيش روى ماست. آنها با همه‏ى دنياى اسلام مخالفند؛ با حضور اسلام مخالفند؛ با تعليمات اسلامى مخالفند. رئيس‏جمهور امريكا صريحاً سخن از جنگ صليبى به ميان آورد. دستگاه‏هاى استكبارى - امريكا و صهيونيسم - دايم با تبليغاتِ خودشان فضا را زهرآگين مى‏كنند، براى اين‏كه بين كشورهاى اسلامى و دولتهاى اسلامى اختلاف ايجاد كنند.
    دشمنان اسلام دچار فقر فكر و انديشه‏يى هستند كه بتوانند در دنياى اسلام آن را عرضه كنند؛ مكتب و تفكر والايى كه بتواند دلهاى نخبگان اسلامى را جذب كند، ندارند و نمى‏توانند ارائه كنند؛ لذا براى جذب دلهاى افراد غافل، پرچم حقوق بشر و ضديت با تروريسم را بلند كرده‏اند؛ اين در حالى است كه خود امريكا و صهيونيست‏ها و خود اين مستكبران بيشترين نقض حقوق بشر را انجام داده‏اند و دنيا را جريحه‏دار كرده‏اند.
    كدام دولت و كدام مجموعه‏يى به قدر رژيم صهيونيستى، با يك ملت و يك مجموعه‏ى انسانى اين‏طور با شقاوت رفتار كرده است؟ كدام دولت مستكبر با ملتهاى مسلمان اين‏طور متكبرانه برخورد كرده، كه امريكا امروز برخورد مى‏كند؟ امروز آنها تبليغات خود را عليه جمهورى اسلامى ايران متمركز كرده‏اند؛ چون اين‏جا رشيدترين چهره‏هاى مدافعان اسلام حضور دارند و منافع آنها در اين‏جا بيشتر از همه جا تهديد مى‏شود. ولى هدف فقط جمهورى اسلامى نيست؛ آنها سلطه بر همه‏ى دنياى اسلام را مى‏خواهند؛ سلطه بر همه‏ى خاورميانه را مى‏خواهند؛ قبضه كردن همه‏ى كشورهاى اسلامى را در دستهاى مجرم و گنهكار خود مى‏طلبند. آنها اگر مى‏توانستند به هدفهاى خودشان برسند، دولتها يكى پس از ديگرى در تهديد آنها قرار مى‏گرفتند. سوريه و مصر و عربستان و سودان و كشورهاى آفريقا و كشورهاى خاورميانه و كشورهاى اسلامىِ شرق آسيا، در صورت كوتاهى مسلمانها و ملتها، هيچكدام از تعرض اين جهانخواران مصون نخواهند بود؛ اين هشدار به دنياى اسلام است.
    امروز نخبگان و سياستمدارانِ دنياى اسلام مسؤوليت سنگينى بر عهده دارند؛ جهانخواران را در كشورها و در قلمرو نفوذ كلامِ خودشان رسوا كنند؛ تبليغات خباثت‏آلود آنها عليه اسلام را با عزم راسخ عقيم كنند؛ نگذارند نقشه‏هاى آنها به نتيجه برسد؛ اين مسؤوليت بر عهده‏ى همه است.
    تظاهر ابرقدرتها به اقتدار، بيش از اقتدار واقعى آنهاست. يك روز به بودنِ جمهورى اسلامى راضى نبودند؛ امروز عمر جمهورى اسلامى بيست و شش سال است؛ هر روز هم به لطف و به حول و قوه‏ى الهى ما از روز قبل جلوتر رفته‏ايم. آنها تظاهر به اقتدار مى‏كنند، براى اين‏كه با ابهت و چهره‏ى اخم‏آلودِ خودشان ملتها را بترسانند؛ اما اين‏طور نيست كه آنها واقعاً قدرتى داشته باشند. امروز امريكا در عراق و افغانستان هم پا در گل مانده است.
    دنياى اسلام بالقوه داراى قدرت است. علما، روشنفكران، سياستمداران، گروه‏ها و جمعيتها، صاحبان قلم، صاحبان بيان و همه‏ى كسانى كه منبرى از منبرهاى بين‏المللى يا ملى را در هر كشورى بر عهده دارند، مسؤوليت سنگينى دارند.
    دل مسلمانها را گرم كنيد؛ آنها را به نيروى خودشان مطمئن كنيد؛ آنها را با علم و عقل و تدبير به تقويت درونى خودشان وادار كنيد؛ آنها را به ايستادگى در مقابل زورگويىِ قدرتمندان عالم تشويق كنيد. خداى متعال وعده كرده است: «من كان للَّه كان اللَّه له»؛ «والّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا و انّ‏اللَّه لمع المحسنين»؛ خداوند كمك خواهد كرد، خداوند راهنمايى خواهد كرد. امام بزرگوار ما، هم قولاً و هم عملاً اين درس را به ملت ايران داد و ملت ما نتيجه‏ى آن را در مقابل چشم خود ديد، و دنيا شاهد اين معنا بود.
    شك نداريم وعده‏ى الهى كه فرمود: «وعد اللَّه الّذين امنوا منكم و عملوا الصّالحات ليستخلفنّهم فى الارض كما استخلف الّذين من قبلهم و ليمكّننّ لهم دينهم الّذى ارتضى لهم» وعده‏ى عملى است و تحقق پيدا خواهد كرد. شرط آن، ايستادگى، استقامت، راه را گم نكردن، هدف را گم نكردن، وحدت را حفظ كردن و به خداى متعال توكل كردن است.
    پروردگارا! دلها و جانها و عمل ما را طبق آنچه گفتيم، هدايت بفرما.

    والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

    :icon_pf(57):

  4. #284
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار گروهی از مخترعان و نوآوران جوان كشور‏‏ 30/ 1/ 84

    بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار گروهی از مخترعان و نوآوران جوان كشور‏‏
    30/ 1/ 84
    بسم الله الرحمن الرحیم
    هر ديدارى از اين قبيل كه با جوانهاى بااستعداد و پرشور دارم، براى من يك روز عيد محسوب مى‏شود. علت هم اين است كه آينده‏ى كشور ما و هر كشورى به جوانان آن بستگى دارد. جمع شما عزيزانى كه اين‏جا تشريف داريد، تلاش كرديد و همت و لياقت به خرج داديد و افتخارى را براى كشورتان درست كرديد؛ من از يكايك شما تشكر مى‏كنم.
    البته نوآورى و ورود جوانها به عرصه‏هاى علمى و پيشرفت آنها ابعاد مختلفى دارد. بعضى از اين ابعاد را ما بايد با مسؤولان و دست‏اندركاران در ميان بگذاريم و صحبت كنيم، كه ان‏شاءاللَّه اين كار را مى‏كنيم، و طرحش در اين‏جا فايده‏يى ندارد. بنده دائماً در مواقع لازم به مسؤولان كشور در بخشهاى مختلف تذكراتى مى‏دهم؛ آنها را به حركت در جهتى كه دوستان در بياناتشان بيان كردند، وادار مى‏كنم و سعى مى‏كنم آنها در اين كارِ بسيار مهم بيشتر تحرك نشان دهند. آنچه مربوط به جلسه‏ى امروز ماست، يك بُعد از اين قضيه است؛ و آن اين است كه شما جوانها متعلق به يك ملت و يك هويت عظيم و ريشه‏دار تاريخى هستيد. سالهاى متمادى گذشته و به اين ملت و اين هويت ملى ظلم شده؛ اين را بايد همه‏ى ما دائماً در برابر چشم داشته باشيم. در طول زمان، حقيقتاً به ملت ما ظلم شده است. توانايى و استعدادى كه امروز در شماها هست، در همه‏ى دوره‏ها در نسل جوان و مردان و زنان كشور ما وجود داشته؛ اما استعداد انسانى احتياج به تشويق، شناخت و تزريق روح اعتماد و اميد دارد تا بتواند شكوفا شود. درست عكس اين سياست در دوره‏هاى مختلف عمل شده. مقصر اصلى هم در اين زمينه، حكومت‏ها و سياست‏ها بودند؛ در اين موضوع اصلاً نبايد ترديد كرد. بعضى مى‏فهميدند دارند چه كار مى‏كنند؛ مثل اغلب مسؤولان در دوران پهلوى، كه دانسته و شناخته اين راه را رفتند؛ يعنى از بروز استعدادها جلوگيرى مى‏كردند. علت هم معلوم است؛ عقيده‏ى راسخ آنها اين بود كه ايرانى بايد وابسته بماند. دشمنى آنها با نسل بااستعداد ايرانى، يك دشمنىِ طبيعى نبود. نه اين‏كه بخواهند واقعاً با اشخاص دشمنى كنند؛ نه، سياست‏هاى قاهر و مسلط جهانى از آنها اين را خواسته بود.
    شما ببينيد حكومت پهلوى را چه كسى سركار آورد؟ رضاخان را چه كسى در اين كشور حاكم كرد؟ اين كه ديگر جزو نقاط مبهم تاريخ نيست. امروز همه مى‏دانند كه رضاخان را انگليسى‏ها در اين كشور سركار آوردند؛ همچنان‏كه وقتى احساس كردند رضاخان ديگر به دردشان نمى‏خورد، او را بركنار كردند و محمدرضا را سركار آوردند. اين جزو بخشهاى واضح تاريخ معاصر ماست. كسانى‏كه آنها را سر كار آوردند، همانها سعى مى‏كردند با انواع سياست‏هاى گوناگون، آنها را وابسته‏ى به خودشان نگه دارند. وقتى نهضت مصدق در اين كشور پيش آمد - كه يك نهضت ملى بود - جايى‏كه بيشترين احساس خطر را كرد، دستگاه حكومت و سلطنت نبود؛ انگليسى‏ها بيشترين احساس خطر را كردند. بعد هم كه انگليسى‏ها ديدند از عهده‏ى كار برنمى‏آيند، امريكايى‏ها را وارد كار كردند. آنها به يك معنا آمدند صحنه را از دست انگليسى‏ها ربودند و حاكم شدند. يك نفر بلند شد و با يك چمدان دلار به اين‏جا آمد و با ايجاد يك بحران مصنوعى، حكومت ملى را سرنگون كرد و رژيم محمدرضا پهلوى بر كشور مسلط شد. اين سياستِ اينهاست؛ اين چيز واضحى است و مدارك و اسناد و دستنوشته‏هاى آن امروز در دسترس همه قرار دارد.
    البته متأسفانه شما جوانها كمتر فرصت مى‏كنيد به اين چيزها مراجعه كنيد؛ اما لازم داريد و بايد بدانيد. امروز اسم كسى‏كه رضاخان را در ايران سركار آورد، مشخص است؛ اسم كسى‏كه محمدرضا را سر كار آورد، مشخص است؛ اسم كسى كه به ايران آمد و پول آورد، مشخص است؛ نقشه‏يى كه در امريكا طراحى شد و در اروپا اتاق عملياتش تشكيل گرديد، مشخص است؛ اينها نقشه‏هاى واضح و مشخصى است كه وزارتخانه‏هاى امورخارجه‏ى خود آنها اينها را منتشر كرده‏اند و امروز در اختيار همه‏ى ماست.
    از استقلال و خودباورى ملت ايران، سياست‏هاى زياده‏خواه و دخالت‏جوى جهانى ضرر مى‏بردند. براى يك ملت، سم بزرگ عبارت است از وابستگى؛ و پادزهر اين سم، عبارت است از خودآگاهى، استقلال فكرى، استقلال علمى، روى پاى خود ايستادن، خود را اداره كردن و خود را محتاج ديگران نديدن. بنابراين، اينها بايد اين پادزهر را از دسترس اين ملت دور نگه دارند؛ اين طبيعى است.
    امروز وقتى مى‏گوييم سياست رژيم پهلوى اين بود كه نگذارد استعدادهاى اين ملت رشد پيدا كنند، اين يك شعار نيست؛ اين يك حرف متكى به منطق و استدلال است. سالهاى متمادى اين‏طور گذشت. البته قبل از آنها قاجارها هم همين نقش را ايفا كردند؛ منتها ندانسته، از روى حماقت و جهالت و از روى آشنا نبودن با علم؛ احياناً هم رجالى در آنها وابسته بودند. اين، دوره‏ى گذشته‏ى ماست. در طول اين دوره، به ملت ايران ستم شده.
    انقلاب اسلامى آمد اين دستگاه را برچيد، منتها اين كافى نيست. موانع برچيده شده؛ اما برداشتن موانع براى تحقق آن آرزوهاى بزرگ، شرط كافى نيست. تحقق آن آرزوهاى بزرگ چند چيز لازم دارد؛ البته يكى حمايت دستگاه‏هاى حكومتى و دولتى و مسؤولان است. همين نكته‏يى كه دوستان هم در ميان گذاشتند، بلاشك شرط لازم است؛ همان بخشى است كه عرض كردم ما دنبال آن هستيم و با مسؤولان هم در ميان مى‏گذاريم، كه بايد آن را دنبال كنند.
    ... شما ببينيد از ده سال پيش تا الان همين وضعيتى كه شما در آن هستيد، چقدر تفاوت كرده. ده سال پيش ما اين پديده‏ها را نداشتيم؛ اين پيشرفتهاى المپيادى را نداشتيم؛ اين نوآورى‏ها را در محيطهاى دانشگاهى و دانشجويى نداشتيم؛ اما امروز داريم. البته اين روند با تصاعد هندسى پيش مى‏رود؛ همين‏طور خودش را مى‏زايد و توليد مى‏كند. اين روند ان‏شاءاللَّه رو به افزايش خواهد بود و مطمئناً روزى كه به اميد خدا شما جوانهاى امروز مردان ميانسالى شديد و سررشته‏هاى كار در اين كشور دست شماها قرار گرفت، ان‏شاءاللَّه كار خيلى آسان‏تر و روان‏تر خواهد بود. آن روز ماها نيستيم، ولى شماها كمربسته‏ى يك كار عظيم و بزرگ هستيد.
    من اين مطلب را داخل پرانتز بگويم؛ هفته‏ى گذشته به يك مشت جوان كه اين‏جا آمده بودند، گفتم آن‏روزى را بايد دنبال كنيم كه اگر در دنيا دانشمندى خواست يك نظريه‏ى علمى را بفهمد، بشناسد، حل كند و با يك اختراع آشنا شود، مجبور شود زبان فارسى را ياد بگيرد.
    يك بخش ديگر - كه آن هم بسيار مهم است - مربوط به شما نسل جوان است. روح جويندگى، روح اميد، روح اتكاءبه‏نفس و اين‏كه «ما مى‏توانيم» را در بين نسلِ خودتان تقويت كنيد. در بين عرب‏ها گفته مى‏شود «ادّل دليلٍ على‏امكان شى‏ء وقوعه»؛ محكم‏ترين و قاطع‏ترين دليل براى اين‏كه چيزى ممكن است، اين است كه اتفاق بيفتد. بالاترين دليل براى اين‏كه نسل جوان ايرانى مى‏تواند در عرصه‏ى فناورى و علم نوآورى كند و مرزهاى علم را بشكند و جلو برود - موضوعى كه بنده مكرر از چند سال پيش دارم مى‏گويم - اين است كه دارد اتفاق مى‏افتد.
    البته نمى‏خواهيم درباره‏ى آنچه اتفاق افتاده، مبالغه كنيم و بيش از آنچه هست، بفهميم و معرفى كنيم؛ اما اين پيشرفتها وجود دارد و الان دارد اتفاق مى‏افتد. همين كارى كه در جشنواره‏هاى خوارزمى مى‏شود، همين كارى كه در دانشگاه‏هاى ما مى‏شود، همين كارى كه در المپيادها مى‏شود، خودش قوى‏ترين دليل است براى اين‏كه اين كار ممكن است. اين اعتقادِ به امكان را در ذهن‏هاى خود راسخ كنيد. در صحنه‏ى عملى كشور هم از اين نمونه‏ها فراوان است.
    البته اغلب مردم از اين توفيقات خبر ندارند. من اصرار دارم بر اين‏كه اين پيشرفتها به گوش مردم برسد. به دولتى‏ها مى‏گويم كارهايى كه دارد انجام مى‏گيرد، به مردم بگوييد. روزى بوده يك‏صدمِ آنچه را كه امروز داريم انجام مى‏دهيم، قادر نبوديم بسازيم. آن روز خيلى دير نيست؛ همين بيست‏وپنج سال پيش است. ما تا قبل از انقلاب اميد نداشتيم بتوانيم نيروگاه بسازيم؛ بتوانيم سد بسازيم؛ بتوانيم فناورى‏هاى پيچيده را حتى بفهميم، چه برسد به اين‏كه بسازيم؛ اما امروز همه‏ى اينها وجود دارد.
    امروز ما در بخشهاى بسيار مهمى پيشرفتهاى بسيار برجسته‏يى كرده‏ايم. اينها حركت انقلاب و روح انقلاب است؛ خودباورى‏يى است كه انقلاب داده؛ فضاى بازى است براى استعدادها كه انقلاب به ما ارزانى داشته و اين امكان را به ما داده كه بتوانيم باز فكر كنيم و اميدوار باشيم. اين را در خودتان، در نسل خودتان و در مجموعه‏هاى خودتان تقويت كنيد.
    اين‏كه منفى‏بافى كنيم و بگوييم «نمى‏شود، آقا نمى‏گذارند، آقا فايده‏يى ندارد»، سم مهلك اين حركت است. يك روز آمدند اين سَم را ساختند و در آب فرهنگىِ اين ملت تزريق كردند. يك روز آمدند صريحاً گفتند «ما نمى‏توانيم». زمان جوانى من، اين حرف جزو حرفهاى رايج بود كه ايرانى حتى نمى‏تواند لولهِنگ بسازد! شايد شماها ندانيد لولهنگ چيست. لولهنگ يعنى آفتابه؛ آن هم آفتابه‏ى گِلى. اين، نگاه سياستمداران و سررشته‏داران امور دانشگاهىِ آن روز بود. خيلى از سياستمدارانِ آن روز عناصر دانشگاهى بودند؛ اسمهايشان هم مشخص است؛ آنها مى‏گفتند ايرانى نمى‏تواند! نخير، ايرانى مى‏تواند. ايرانى مى‏تواند مرز دانش را - كه امروز خيلى پيشرفته و افق بسيار بلندى است - بشكند و پيش برود و مرز جديدى درست كند؛ منتها ما توقع نداريم اين كار را در طول مثلاً پنج سال و ده سال انجام دهيم.
    من در همين اتاق به جمعى از جوانهاى مثل شما گفتم از حالا همت كنيد تا پنجاه سال ديگر اين كشور بتواند نوترين فناورى‏ها و نظريه‏هاى علمى را در همه‏ى بخشها به جامعه‏ى بشرى عرضه كند. شما با اين نيت حركت كنيد. اگر پنجاه سال ديگر بخواهيد به آن‏جا برسيد، كارهايى كه الان شما داريد مى‏كنيد، كارهاى زيادى نيست؛ قدمهايى است كه حتماً بايد برداشته شود و تسريع گردد.
    به خودتان متكى باشيد و بخواهيد كار را انجام دهيد. تجربه‏ى شماها هم تجربه‏ى خوبى است؛ خودتان همت كرديد و وارد ميدان‏هاى كارى شديد؛ و البته دستگاه‏هايى هم الحمدللَّه كمك كردند. من اصرار دارم بر اين‏كه جوانهاى ما اگر توانستند دستاوردى داشته باشند، به آن قانع نشوند و نبايد خيالشان راحت باشد كه به جايى رسيده‏اند؛ نه، اين آغاز راه است؛ اين مژده‏دهنده به شماست كه مى‏توانيد.
    شمايى كه اين‏جا نشسته‏ايد، مى‏توانيد يك روز پُر سر و صداترين و مهمترين اختراعات دنيا را به بشريت ارائه كنيد و ملتِ خود را جلو ببريد. يك ملت فقط با هاى و هوى و سر و صدا نمى‏تواند كارش را پيش ببرد. البته سر و صدا و هاى و هوى هم لازم است، اما بايد مغز و عمق داشته باشد؛ مغز و عمقش هم دو چيز بيشتر نيست؛ يكى ايمان، يكى علم؛ اين دو را بايد داشته باشد. علمِ بى‏ايمان كار را پيش نمى‏برد - يعنى مشكلات فراوان جنبى درست مى‏كند - ايمانِ بى‏علم هم همين‏طور.
    امروز خوشبختانه فضاى كشور، فضاى امنى است؛ روزگارى گذشت كه اين‏طور نبود. شما اگر مى‏خواستيد در كارگاه‏تان چراغ روشن كنيد، چنانچه از غروب نيم ساعت گذشته بود، مى‏گفتند بايد خاموش كنيد تا بمب‏افكن‏هاى دشمن نيايند بمباران كنند. همين تهران و كرج و تبريز و اصفهان را مى‏آمدند مى‏زدند؛ يعنى دشمن بر آسمان كشور ما مسلط بود. جوانهاى خود ما آن فضاى تنگ اسارت را شكستند؛ هم در عرصه‏ى علم، هم در عرصه‏ى جهاد.
    من بارها گفته‏ام؛ آن وقتى كه كشورهاى خارجى به ما سيم خاردار و آر.پى.جى نمى‏دادند، جوانهايى مثل شما توانستند يكى از پيشرفته‏ترين موشكها را - كه به ما نمى‏فروختند - در اين كشور توليد كنند، كه مورد استفاده هم قرار گرفت. جوانهاى ما در سپاه و ارتش و بخشهاى ديگر - بخصوص در سپاه - كارهاى بسيار بزرگى انجام داده‏اند و در صحنه‏هاى جهاد حاضر شده‏اند و الحمدللَّه توانسته‏اند امنيت را به اين كشور برگردانند. بنابراين محيط، محيط امنى است؛ شما مى‏توانيد در اين محيط، كار فكرىِ علمى بكنيد.
    به خدا توكل كنيد، از خدا كمك بخواهيد، ايمان دينى را در دلهاى خودتان راسخ كنيد - كه اين موفقيت‏ها خيلى مهم است؛ هم در موفقيت شخصِ خودتان، هم در موفقيت ملى - و نگذاريد عوامل بى‏ايمانى مثل خوره به جان ايمان بيفتد و آن را از بين ببرد.
    در راه تحصيل علم و افزودن بر بار علمى و توانايى‏هاى علمىِ خودتان هيچ كوتاهى نكنيد. به كارى كه كرديد، هيچ قناعت نكنيد و آن را قدم اول بدانيد. شما مثل كوهنوردى هستيد كه بايد برويد و به قله برسيد. شما الان داريد در پيچ‏وخم‏هاى اول راه حركت مى‏كنيد، كه گاهى عرق آدم هم درمى‏آيد. به موفقيت‏هاى ابتدايىِ راه قانع نشويد؛ نگاه كنيد ببينيد قله كجاست. بايد زحمت بكشيد و دشوارى‏ها را تحمل كنيد تا بتوانيد به قله برسيد.
    بدانيد كه امروز دستاوردهاى ما بر اثر جهادها، شهادت‏ها، ايمان‏ها و از خودگذشتگى‏هاى جوانهايى مثل شما و در سنين شما بوده است. خيلى از شهداى ما جزو بچه‏هاى دانشگاهى و دبيرستانىِ برجسته بودند؛ اما رفتند جان خودشان را فدا كردند. امروز ملت از دانش و استعداد علمى آنها محروم است؛ اما دستاوردى كه آنها به اين ملت دادند، صد برابر آن استعداد علمى‏يى است كه اگر زنده مى‏ماندند و به‏كار مى‏گرفتند، براى اين كشور ارزش داشت. آنها اين فضا و اين اميد و اين توانايى‏ها را ايجاد كردند.
    اميدواريم خداوند همه‏ى شماها را موفق بدارد و تأييد كند. مسؤولان هم ان‏شاءاللَّه به اين كارها كمك خواهند كرد. اميدواريم روزى فرا برسد كه شماها ان‏شاءاللَّه با موفقيت‏هاى بزرگترى در عرصه‏ى علمى كشور ظاهر شويد و بتوانيد كشورتان را هرچه بيشتر به پيش ببريد.
    :icon_pf(57):

  5. #285
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار علما و روحانيون كرمان‏11/ 2/ 84

    بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار علما و روحانيون كرمان‏
    11/ 2/ 84
    بسم الله الرحمن الرحیم
    بیانات مقام معظم رهبری از سال 79 تا 88
    خداى متعال را بسيار سپاسگزارم از اين‏كه اين توفيق دست داد تا بتوانم در جمع علماى محترم و طلاب و فضلاى عزيز شهر و استان كرمان حضور پيدا كنم و سوابقى كه من با حوزه‏ى كرمان و دوستان روحانىِ كرمانى در طول ساليان متمادى - بيش از چهل سال - داشته‏ام، در اين جمع تجديد خاطره شود.
    جلسه‏ى امروز ما هم صميمى است. اگرچه جناب آقاى جعفرى با بيان فصيح و زبان طَلِقِ خودشان شكل جلسه را قدرى رسمى كردند، ليكن جلسه، صميمى و خودمانى و دوستانه است. جلسه، متنوع هم برگزار شده؛ هم تلاوت قرآن بود، هم سرود بود، هم سخنرانى جناب آقاى جعفرى بود، و هم اشعار خوبى خوانده شد؛ منتها تنها عيبش اين بود كه درباره‏ى اين حقير بود؛ كه اگر اين عيب را نمى‏داشت، حتماً جاى تحسين داشت؛ بخصوص بعضى از ابياتش.
    قرآن هم خيلى خوب خوانده شد. در بين طلاب علوم دينى، خيلى كمياب است كه كسى با صداى خوش، قرآنِ صحيح بخواند. ايشان، هم صدايشان خوب بود و هم قرآنِ صحيح و تجويدى و با آداب تلاوت كردند. سرود هم خوب بود. البته در آن بند تكرارى حتماً كلمه‏ى «ناجى» را برداريد و به جايش «منجى» بگذاريد؛ چون در اين‏جا «ناجى» غلط است.
    به جوان‏هاى عزيز توصيه مى‏كنم كه اگر سرود مى‏خوانيد - كه خيلى هم خوب است بخوانيد؛ چون سرود وسيله‏ى تبليغىِ بسيار خوبى است و باب جوانان و نوجوانان است - سعى كنيد مفاهيم سرود را غنى و برگرفته‏ى از آيات، روايات و مفاهيم عالى‏يى كه درباره‏ى حضرت بقيةاللَّه (ارواحنافداه) وجود دارد، قرار بدهيد. البته بعضى از فقرات اين سرود همين‏طور بود و مضامين خوبى هم داشت، ليكن حتماً سعى كنيد فراتر از سرود معمولى‏يى باشد كه يك عده جوان آن را مى‏خوانند. مضامين بايد قوى و اسلامى باشد و به عدل آن حضرت اشاره كند؛ به نياز عالم بشريت - بلكه عالم وجود - به وجود آن بزرگوار اشاره كند؛ به وضعيتى كه امروز دنيا و بشر به آن گرفتار است، اشاره كند؛ كه اين اميد و انتظار و آرزو وجود دارد كه اوضاع به مسير طبيعى زندگى بشر - كه مسير عدالت و حركت به سمت توحيد است - برگردد. به هرحال جلسه‏ى بسيار خوبى است.
    آشنايى بنده با حوزه‏ى علميه‏ى كرمان خيلى قديمى است. اول بار در سال 42 به مدرسه‏ى معصوميه - كه جناب آقاى جعفرى از آن اسم آوردند - آمدم و اين مدرسه را زيارت كردم و سه روز ميهمان جناب آقاى حجتى شدم، كه ايشان آن وقت در اين‏جا مستقر بودند. ماه رمضان براى منبر به زاهدان مى‏رفتم، كه به‏خاطر آقاى حجتى و مرحوم آقاسيد كمال شيرازى سه روز در مدرسه‏ى معصوميه‏ى كرمان ماندم و اوضاع حوزه‏ى علميه و طلاب آن را از نزديك ديدم و با چهره‏هايى آشنا شدم كه بحمداللَّه بعضى از آنها هستند؛ همين آقاى دعايىِ خودمان كه تشريف دارند، و آقاى فهيم كه در قم هستند؛ آن وقت اينها طلابِ تازه‏واردِ آن حوزه بودند. حوزه‏ى علميه كانون اصلى مبارزه بود. بين حجره‏ى آقاى حجتى در مدرسه‏ى معصوميه و درِ مدرسه، جوان‏هايى تردد مى‏كردند؛ اعلاميه مى‏گرفتند، كاغذ مى‏دادند، دستور مى‏گرفتند، راه مى‏رفتند. اين رفت و آمدها قطع نمى‏شد؛ مرتب من مى‏ديدم افراد در حال تحرك دائمى هستند. حوزه هم سر و سامانى داشت. مرحوم آيت‏اللَّه آشيخ على‏اصغر صالحى (رضوان‏اللَّه‏عليه) رئيس حوزه و مورد احترام همه بودند. همين آقايانى كه الان تشريف دارند و جزو پيرمردها هستند، آن روز جوان‏هاى حوزه بودند. آقاى نيشابورى مديريت حوزه و فعاليت فراوان حوزه را بر عهده داشتند. در واقع ايشان و بعضى از دوستان ديگرى كه الان چهره‏هايشان را مى‏بينيم، همه كاره‏ى آقاى صالحى بودند. حوزه‏ى خوب و گرمى بود و صادرات خوبى هم داشت. اين حوزه چهره‏هاى باارزشى را اول به قم و بعد هم به كل كشور صادر كرد.
    امروز وظايف حوزه بمراتب از وظايف حوزه در آن روز سنگين‏تر است. البته بعد از آن سال‏ها من ديگر از حوزه‏ى كرمان خبرى نداشتم؛ اما با روحانيت كرمان آشنا بوده‏ام؛ بارها به كرمان آمدم و در همين مسجد جامع منبر رفتم. كرمان علماى محترم و روحانيون و وعاظ خوبى داشت كه مردم را هدايت مى‏كردند؛ جوان‏ها از اينها راضى بودند؛ در ميدان مبارزه وارد بودند و شخصيت‏هاى نظيف و نزيهى به‏حساب مى‏آمدند. البته از آن گذشتگان كمتر كسى باقى مانده. بعضى از دوستان را امروز زيارت كردم؛ بعضى هم شنيدم كسالت دارند و در منزل هستند؛ خداوند ان‏شاءاللَّه به آنها هم شفاى عاجل عنايت كند.
    امروز وظايف حوزه‏هاى علميه با گذشته تفاوت‏هاى زيادى كرده است. حوزه‏ى علميه فقط براى اقامه‏ى جماعت نيست. منبر رفتن به صورت سنتى هم اگر محتواى عالى و پُر مغزى نداشته باشد، كافى نيست. امروز شما ببينيد وسايل تبليغ در دنيا چقدر متنوع شده؛ اين طرفِ دنيا يك نفر جوان پاى يك دستگاه كوچك مى‏نشيند و افكار، تصورات، تخيلات، پيشنهادهاى فكرى و پيشنهادهاى عملى را از سوى هر كسى - بلكه هر ناكسى - از آن طرفِ دنيا دريافت مى‏كند. امروز اينترنت و ماهواره و وسايل ارتباطىِ بسيار متنوع وجود دارد و حرف، آسان به همه جاى دنيا مى‏رسد. ميدان افكار مردم و مؤمنين، عرصه‏ى كارزار تفكرات گوناگون است. امروز ما در يك ميدان جنگ و كارزار حقيقىِ فكرى قرار داريم. اين كارزار فكرى به‏هيچ‏وجه به زيان ما نيست؛ به سود ماست. اگر وارد اين ميدان بشويم و آنچه را كه نياز ماست - از مهمات تفكر اسلامى و انبارهاى معارف الهى و اسلامى - بيرون بكشيم و صرف كنيم، قطعاً بُرد با ماست؛ ليكن مسأله اين است كه ما بايد اين كار را بكنيم.
    امروز حوزه‏هاى علميه وظيفه‏ى هدايت قشرهاى گوناگون را در سطوح مختلف بر عهده دارند. البته من اعتقاد دارم كه تبليغ سنتى ما - كه مسجد و منبر و سخنرانىِ روبه‏روست - بديل ندارد؛ اين را بايد حفظ كنيم. اين‏كه شما بنشينيد بايك نفر روبه‏رو صحبت كنيد؛ نگاه شما به او بيفتد، نگاه او به شما بيفتد و نفس گرم شما به او برسد، اين چيز خيلى خوبى است؛ اين را بايد حفظ كنيم؛ ليكن اين كافى نيست. امروز وسايل تبليغ نوشتارى و گفتارى به‏قدرى متنوع و زياد است كه اگر روحانيت دين از اين قافله عقب بماند، قطعاً يك خسارت بزرگ تاريخى براى او پيش خواهد آمد.
    جناب آقاى جعفرى فرمودند كه مرحوم شهيد مطهرى (رضوان‏اللَّه‏عليه) در ميدان مبارزه‏ى با افكار التقاطى فعال بود؛ حقيقتاً هم پهلوانِ اين ميدان بود؛ اما شهيد مطهرى چرا موفق شد؟ چرا اين اثر عميق و گسترده را از جهت ايجابى و سلبى در جامعه‏ى فكرى ما گذاشت؟ چون براى آماده‏سازى خود، تلاش فراوان علمى كرده بود؛ بعد هم براى خرج كردنِ اين ذخيره‏ى علمى، به هيچ‏وجه سستى و كوتاهى نكرده بود. مرحوم مطهرى آرام نداشت؛ مرتب مشغول يادداشت كردن، تنظيم يادداشت، مرتب كردن سخنرانى‏هايى كه خود او انجام داده بود، به‏دست آوردن شوائب گوناگون و نوبه‏نو در زمينه‏هاى فكر و انديشه‏ى مذهبى و دينى، و پاسخگويى به انحرافات بود. در اين مرد اصلاً تنبلى وجود نداشت؛ لذا با آن ذخيره‏ى علمى و كارآمدىِ عملى توانست اثر بگذارد. امروز ما حقيقتاً ريزه‏خوار سفره‏ى انعام فكر شهيد مطهرى هستيم - در اين هيچ ترديدى نيست - و فضاى فكرى جامعه همچنان مرهون فكر او در زمينه‏هاى گوناگون، چه در زمينه‏هاى فلسفى، چه در زمينه‏هاى اجتماعىِ دينى، و چه در زمينه‏هاى سياسىِ دينى است. ما امروز به ايشان احتياج داريم؛ ولى آن هم باز كافى نيست. خيلى از حرف‏ها جديدتر و تازه‏تر است؛ خيلى از شائبه‏ها و اشكالات و شبهات بعد از حرف‏هاى شهيد مطهرى به‏وجود آمده؛ بايد براى اينها آماده‏ى پاسخ بود؛ لذا حوزه‏هاى علميه وظيفه‏ى سنگينى برعهده دارند.
    پس اولين چيزى كه در حوزه‏هاى علميه لازم است، عمق بخشيدن به تحصيل دينى است؛ بايد درس خواند، بايد كار كرد. حوزه‏هاى علميه بايد صادرات فكرى داشته باشند؛ بايد روحانىِ عالم و فرزانه تربيت كنند؛ بايد روحانىِ پاكيزه و پاكدامن پرورش دهند؛ بايد روحانيونى پرورش دهند كه با مسائل سياسىِ عالم آشنا باشند و دنيا را بشناسند. يكى از اشكالات كار ما، نشناختن وضع زمانه است. بعضى‏ها علم و تقوا هم دارند، اما در عين حال نمى‏توانند جايگاه و سنگرى را كه بايد در آن بايستند و كار كنند، بشناسند؛ مثل كسى كه در بين جبهه‏ى خودى و دشمن، سنگر و جايگاه خودش را گم مى‏كند و جهت دشمن را اشتباه مى‏كند؛ آتش هم مى‏گيرد، اما گاهى آتش را روى سر دوستان مى‏ريزد. نشناختن فضاى جغرافياى سياسى و فكرى دنيا و همچنين نقطه‏ى تمركز و خط نگاه و امتداد تير دشمن - كه از كمان حقد و كينه‏ى او پرتاب مى‏شود - ما را خيلى دچار اشكال مى‏كند. بايد در زمينه‏ى علمى كار كنيم؛ در زمينه‏ى سياسى هم براى خودمان آگاهى درست كنيم؛ خود را پاكيزه كنيم و از لحاظ شخصى هم اهل تزكيه باشيم. روحانى، مظهر پاكى و پاكيزگى است.
    امروز يكى از آماج‏هاى حملات دشمنان بلاشك روحانيت است. روحانيت را با كلّيتش مى‏خواهند از بين ببرند؛ در اين هيچ ترديد نكنيد. درست است كه در بين روحانيون كسانى را براى آماج قرار دادن، هدف قرار مى‏دهند و برايش اولويت قائل مى‏شوند؛ اما در نهايت، از نظر دشمن، كليّت روحانيت مخل و مضر و مزاحم است؛ چون روحانيت پايبند به معارف دينى است، مگر آن روحانى‏يى كه به‏طور كامل در دام شيطان غلتيده باشد؛ كه البته چنين چيزى هم خيلى كم اتفاق مى‏افتد. امروز روشنگرىِ دينى مهمترين زرهى است كه جامعه‏ى اسلامى ما مى‏تواند بر تن خودش بكند و در مقابل حملات دشمن بايستد؛ لذا با روحانيت و حضور فعال روحانى مخالفند. اگر روحانىِ مؤمن و فعال و كارآمد و هوشمند و هوشيارى باشد، با او بيشتر مخالفند و او را بيشتر آماج حملات خودشان قرار مى‏دهند. لذا امروز حفظ حوزه‏هاى علميه و تربيت طلاب فاضل و علماى بزرگ يك وظيفه‏ى اساسى است؛ اين وظيفه در كرمان هم وجود دارد، در شهرستان‏هاى اين استان هم وجود دارد، در همه جاى كشور هم وجود دارد. بايد فضلاى آگاه، عالم، فقيه، فيلسوف، متكلم، مفسر و محدث كه در عين حال با مسائل جهان و تاريخ و عملكردهاى دشمن آشنا باشند، در حوزه‏هاى علميه تربيت شوند. براى اين هدف بايد فكر كرد.
    امروز خوشبختانه برخى از حوزه‏هاى بزرگ ما از اين لحاظ پيشرفت‏هاى زيادى داشته‏اند. امروز حوزه‏ى قم، حوزه‏ى بسيار بابركت و باعظمتى شده است. امروز حوزه‏ى قم از جهت تنوع، نوآورى، آشنايى با مسائل روز و در برخى از موارد حتّى از جهت تعمق، از گذشته‏ى خود جلوتر است. حوزه‏ى قم، حوزه‏ى بسيار بابركتى شده است؛ ليكن اين كافى نيست. حوزه‏ها در همه‏ى نقاط كشور بايد رونق پيدا كنند و علماى بزرگ در حوزه‏ها مستقر شوند؛ همچنان كه بودند. در همين استان كرمانِ شما من بعضى از علما و فقهاى بزرگ را زيارت كرده بودم؛ در كرمان، مرحوم آقاى صالحى؛ در رفسنجان، مرحوم آقاى غروى و مرحوم آقاى نجفى؛ اينها مجتهدان مسلّم بودند؛ تحصيلكرده و درس‏خوانده بودند. در شهرستان‏هاى ديگر هم علماى بزرگ و محترمى بودند كه بنده آنها را از نزديك نديده بودم و نمى‏شناختم. فضلاى درس‏خوانده و برجسته‏ى حوزه‏ى قم بعد از پايان تحصيلاتشان و بعد از گرفتن توشه‏ى لازم بايد برگردند و در اين حوزه‏ها مستقر شوند و اين حوزه‏ها را بسازند.
    شما ملاحظه كرديد كه آقاى جعفرى در گزارش خود گفتند از دو هزار و پانصد مسجد استان، پانصد مسجد چون امام جماعت دارد، پس فعال است؛ يعنى دو هزار مسجد امام جماعت ندارد. اگر اين آمار را درست شنيده باشم، آمار خوبى نيست. بسيارى از جاها مسجد ندارد. يقيناً روستاها و نقاط دورافتاده‏يى وجود دارد كه مردم مؤمن و جوان‏هاى بااستعدادى در آن‏جا زندگى مى‏كنند، اما مسجد و روحانى و ملجأ ندارند؛ بايد براى آنها كار و تلاش كرد.
    امروز روحانيون در بخش‏هاى گوناگون حضور دارند، كه در گذشته امكان حضور آنها نبود - مثل اداره‏ها، كارخانه‏ها، پادگان‏ها و دانشگاه‏ها - بنابراين بايد متاع قابل عرضه‏يى آماده كرد و به اينها داد. خوشبختانه در معارف اسلامىِ ما متاع قابل عرضه‏ى ارزشمندِ داراى زايندگى از لحاظ معرفتى، فراوان است. اگر كتابهاى آقاى مطهرى مورد مطالعه و مداقه قرار بگيرد، انبوهى از معارف را به ذهن و دل هر خواننده سرازير مى‏كند؛ اينها مهم و لازم است.
    درباره‏ى مسائل عمومى كشور هم چند نكته عرض كنم. قانون اساسى ما بسيار خوب و پيشرفته است. قانون اساسى از جمله‏ى همان چيزهايى است كه دشمنان ما آن را آماج حملات خود قرار داده‏اند؛ چون اين قانون اساسى با اين خصوصيات و با اين تقسيم قدرت مى‏تواند كشور را به سامان برساند و جامعه را پيش ببرد. اين قانون اساسى مى‏تواند ضامن حفظ نظام اسلامى باشد؛ نظامى كه پاسخگوى نيازهاى مادى و معنوى انسان‏هاست. اين قانون اساسى مى‏تواند ذهن‏ها را اشباع و اقناع كند و جسم‏ها را به رفاه مادى برساند؛ مى‏تواند دنيا و آخرت مردم را آباد كند. بر اساس اين قانون اساسى، امروز كشور در حال حركت و پيشرفت است. نه اين‏كه نقص و ضعف وجود ندارد - بلاشك ضعف‏ها وجود دارد - منتها شما اگر وضعيت كشور و موقعيت استثنايىِ نظام جمهورى اسلامى را در نظر بگيريد، خواهيد ديد كه از اول انقلاب پيشرفت ما در همه‏ى زمينه‏ها، پيشرفت خوب، در بعضى جاها عالى، و در برخى از بخش‏ها قابل قبول بوده است.
    موقعيت استثنايى جمهورى اسلامى به خاطر اين است كه در مقابل دنيايى كه قدرت اساسىِ مادىِ او در دست گرايش‏مندانِ به ماديگرى است - كه به هيچ حقيقت اخلاقى و معنوى و دينى اعتقادى ندارند - سر بلند كرده است. اين قدرتمندان نام مسيحيت را مى‏آورند و بظاهر اعتقاد به مسيحيت در بين اينها ابراز مى‏شود؛ اما از مفهوم مسيحيت به معناى يك دين الهى و اخلاق الهى در دستگاه سياسىِ حاكم بر دنياى استكبارى، دنياى ظلم - دنياى استكبارِ به معناى واقعى، دنياى تعدى و تجاوز و دنيايى كه از علم براى اين‏همه جرائم، حداكثر استفاده را مى‏كند - هيچ خبرى نيست. امروز علم دست كسانى است كه از بشريت بويى نبرده‏اند. علم و فناورى در خدمت اهدافى است كه صددرصد به زيان جامعه‏ى بشرى و به نفع سرمايه‏داران و ثروت‏اندوزان و قدرتمندان است.
    اينها موفقيت‏هاى بزرگى هم به دست آورده بودند. حتّى در دنياى دو قطبى با همه‏ى اختلافاتى كه بين آنها بود، چون مبناى كارِ هر دو ماديگرى بود، در بسيارى از مسائل، جهتگيرى‏شان در نهايت، يك جهتگيرى بود. آنها هم در فكر استكبار بودند، منتها دنيا را تقسيم كرده بودند. اگر ملتى هم به فكر آزادى‏خواهى، استقلال و ايجاد يك نظام مستقل مى‏افتاد، آن‏روز دنياى ماركسيستى - و به گمان خودشان سوسياليستى - مى‏رفتند روى آنها دست مى‏گذاشتند و آنها را در پنجه‏ى اقتدار آهنين خودشان مى‏فشردند؛ كه ما ديده بوديم برخى از كشورهايى را كه ملتشان خون داده بودند، فداكارى كرده بودند، كار كرده بودند و انقلابى عليه يك طاغوت به‏وجود آورده بودند؛ اما بعد در دام ماركسيست‏ها افتاده بودند. فشارى كه بر آنها وارد مى‏آمد، از فشارى كه قبلاً بر آنها وارد مى‏آمد، اگر بيشتر نبود، كمتر نبود.
    در مقابل يك چنين دنياى مادى، در مقابل يك چنين جبهه‏ى استكبارى، در مقابل دستگاه عظيم سياسى دنيا - كه بويى از معنويت نبرده است - نظامى بر پايه‏ى معنويت شكل گرفته؛ پرچم معنويت را بلند كرده؛ مردم را به خدا و معنويت دعوت مى‏كند؛ وعده‏ى بهروزى دنيوى را از راه گرايش به دين و تمسك به احكام و معارف الهى به آنها مى‏دهد و آزادى مردم و استقلال جامعه را با تمسك به دين تأمين و تضمين مى‏كند. وجود اين نظام براى آنها قابل تحمل نيست.
    مسأله، تنها به يك كشور و يك ملت خاتمه پيدا نمى‏كند. امروز جمعيت دنياى اسلام يك پنجم جمعيت همه‏ى دنياست. مسلمانان در اكناف عالم تقريباً يك ميليارد و پانصد ميليون نفر جمعيت دارند. ده‏ها كشورِ مسلمان‏نشين [است] و ميليون‏ها نفر [مسلمان] در كشورهاى غيراسلامى زندگى مى‏كنند؛ اينها احساس كرده‏اند كه اسلام و دين و عقيده و گرايش و دلبستگى اعتقادى‏شان امروز مى‏تواند به مهمترين سؤالهاى مطرح در دنيا پاسخ دهد؛ اينها احساس هويت كرده‏اند. بدون اين‏كه ما در دنيا کاری كرده باشيم، نام انقلاب و نام امام، دنياى اسلام را فراگرفت. در هر نقطه‏يى از دنياى اسلام مسلمانى زندگى مى‏كرد، اگر كسى مى‏رفت، مى‏ديد نام امام، نام انقلاب، معارف انقلاب و شعارهاى انقلاب در آن‏جا مطرح است؛ اين، استكبار را ترساند. دشمنى‏ها با ما به‏خاطر اين است.
    عده‏يى مى‏گويند دشمن‏تراشى نكنيد. اصل وجود و هويت جمهورى اسلامى دشمن‏تراشى مى‏كند؛ اصلِ اين‏كه پرچمى به نام اسلام بلند شود و ملتى با شعار معنويت در دنيا اعلام موجوديت كند، جلب دشمنى مى‏كند. ما بيش از اين، دشمن‏تراشى نكرديم. مبارزه و كارشكنى و موذيگرى عليه نظام اسلامى را هميشه آنها عليه ما شروع كرده‏اند؛ ما دفاع كرده‏ايم؛ منتها دفاع جانانه. دفاعى كرده‏ايم كه طرف مقابل فهميده است ما اقتدار دفاع از خود را داريم و بحمداللَّه موفق هم شده‏ايم. دنياى استكبار با وجود چنين نظامى مخالف است. اين مخالفت‏ها و موذيگرى‏ها ادامه هم خواهد داشت؛ ولى تنها راه علاج عبارت است از قوى شدنِ با ايمان، قوى شدنِ با علم، قوى شدنِ با فناورى، قوى شدنِ با ارتباطات اجتماعى، پيوندهاى ملى و همبستگىِ حقيقىِ آحاد ملت با يكديگر. وقتى در شما احساس قدرت كردند، حملات هم كاهش خواهد يافت؛ موذيگرى‏ها هم به‏طور طبيعى كم خواهد شد؛ همچنان‏كه شد.
    در دنياى مادى براى اين‏كه بتوانند دشمن را از تهاجم به خود منصرف كنند، نيروى نظامى را تقويت مى‏كنند. آن روزى كه ابرقدرت‏هاى متعددى وجود داشت، آنها براى اين‏كه خود را از شر سلاح اتمىِ طرف مقابل حفظ كنند، سلاح اتمى توليد مى‏كردند؛ در حالى‏كه مى‏دانستند اين سلاح هرگز مصرف نخواهد شد؛ اما براى اين‏كه خودشان را مصون نگه دارند، سلاح اتمى را به عنوان تهديد حفظ مى‏كردند. اقتدار خود را در داخل تأمين مى‏كردند، براى اين‏كه در مقابل دشمن از خودشان صيانت و حفاظت كنند. اقتدارى كه ما مى‏توانيم در داخل به‏وجود بياوريم، با بمب اتمى و سلاح هسته‏يى و تقويت نيروى نظامى نيست. البته تقويت نيروى نظامى در حد متعارف لازم است؛ اما آنچه مى‏تواند ما را در مقابل تهاجم همه‏جانبه‏ى دشمنان در سطوح مختلف حفظ كند، همين فهرستى است كه عرض كردم: تقويت ايمان، تقويت علم، تقويت فناورى، تسلط بر فنون روز، پيشاهنگ شدن در توليد علم، شكوفايى استعدادهاى آحاد ملت و جوانان در رشته‏هاى مختلف - چه علوم انسانى، چه علوم طبيعى، چه انواع گوناگون علوم تجربى - همبستگى ملى و تقويت همدلى در ميان مردم؛ اينهاست كه مى‏تواند يك ملت را تقويت كند؛ مى‏تواند هم دنياى خودشان را آباد كند، هم آنها را از آسيب دشمنان محفوظ نگه دارد. اينها وسيله‏يى است براى حفظ و صيانت؛ ما بايد اينها را دنبال كنيم و خود را متعهد به انجام آن بدانيم.
    روحانيت مى‏تواند نقش ايفا كند؛ هم خودسازىِ درونى، خودسازىِ علمى و عملى، هم تشويق جوانان و آحاد مردم به حضور در همين ميدان‏ها، و هم بالاتر از همه تقويت ايمان مردم؛ كه اين مهمترين كارى است كه ما معممين و روحانيون مى‏توانيم انجام دهيم. تقويت ايمان هم بيش از زبان، عمل لازم دارد؛ البته زبان و شيوه‏هاى تبليغ و روش‏هاى نو و محتواى عالى هم لازم دارد.
    اميدواريم خداوند متعال همه‏ى ما را به وظيفه‏ى خود در اين زمينه موفق و مؤيد بدارد. ان‏شاءاللَّه خداوند حوزه‏ى علميه‏ى كرمان و علماى كرمان و مبلّغان كرمان و عناصر فعالِ روحانىِ كرمان را محفوظ بدارد و توفيق دهد و روزبه‏روز بر عمق و گستره‏ى اين حوزه بيفزايد.
    :icon_pf(57):

  6. #286
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم كرمان‏11/ 2/ 84

    بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم كرمان‏
    11/ 2/ 84
    بسم الله الرحمن الرحیم
    الحمدللَّه ربّ العالمين والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم‏المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما بقيّةاللَّه فى‏الأرضين.
    بیانات مقام معظم رهبری از سال 79 تا 88
    خداى متعال را بسيار سپاسگزارم كه اين توفيق را عنايت فرمود تا بار ديگر بتوانم در جمع شما مردم عزيز كرمان حضور پيدا كنم و اين شهر را - كه براى من شهر يادها و خاطره‏هاى بسيار عزيز و ارجمند است - بار ديگر ببينم و با مردم مهربان، مؤمن و وفادار آن از نزديك ديدار كنم.
    حضور ما در استان‏هاى مختلف كشور در درجه‏ى اول براى اظهار ارادت و اخلاص به مردمى است كه در طول سال‏هاى متمادىِ امتحان‏هاى دشوار، با صبر و تلاش و مجاهدت و وفادارى خود توانسته‏اند كشور را به سوى هدف‏هاى عالى‏اش پيش ببرند. اين سفر هم در درجه‏ى اول براى عرض اخلاص و ارادت من به شما مردم عزيز و مؤمن و انقلابىِ اين شهر و اين استان است. بخصوص با حوادث تلخى كه در دو سه سال اخير براى اين استان پيش آمد - زلزله‏ى بم، زلزله‏ى زرند، قبل از اينها سقوط هواپيماى سپاه و شهادت جمعى از عزيزانمان در آن ماجرا، و پيش از اينها خشكسالى طولانىِ هفت ساله‏ى اين استان - شرايط اقتضاء مى‏كرد كه از نزديك، به شما مردم استان عرض اخلاص و همدردى شود. خداى متعال را سپاسگزارم كه اين توفيق را به من داده است تا بتوانم در جمع شما حاضر شوم.
    از لحظه‏ى اولِ ورود به اين شهر، ابراز محبت شما مردم، مانند هميشه موجب شرمندگى اين خدمتگزار شده است. در خيابان‏ها، در مسير و در مجمع عظيمى كه تشريف داريد، تراكم محبت‏هاى شما مردم براى من كاملاً آشناست؛ از سال‏هاى دور، اين محبت و اين گرمى و اين مهربانى و اين وفادارى را شناخته‏ام.
    از اين فرصت استفاده مى‏كنم و مطالب اساسىِ مربوط به اين استان و مسائل كشور را به شما جمع عزيزِ مردم كرمان و كسانى كه از برخى شهرهاى ديگر كرمان در اين اجتماع عظيم شركت كرده‏ايد، عرض مى‏كنم.
    اين شهر و اين استان برخوردار از افتخارات تاريخى است. در اين استان چهره‏هاى جاودانه‏يى كه ريشه‏ى علم و هنر و معمارى و پيشرفت‏هاى علمى و ديندارىِ عميق و ايمان راسخ را نشان مى‏دهند، در طول تاريخ كشور ما چهره‏هاى بسيارى هستند. قدمت ريشه‏ى علم و هنر در اين استان را از بيش از هزار سال پيش با نام محمدبن‏عيسى‏ ماهانى، و بعد از او شخصيت‏هاى علمى، هنرى و ادبىِ بزرگى - كه رياضيدان، منجم، عالم، فقيه، شاعر و هنرمند بودند - در گذشته‏ى پُرافتخار تاريخىِ اين استان و اين شهر مى‏توان مشاهده كرد.
    اين استان و مردم نجيب آن، خاطرات تلخى از گذشته‏ها - كه چندان از ما دور نيست - دارند. پادشاهان جبار - چه قاجارها و چه قبل از آنها - با اين شهر و مردم آن چه كردند. در دوران نظام‏هاى طاغوتى و بى‏خبر از معنويت، ارزش‏هاى معنوىِ اين شهر ناديده گرفته شد. در دوران خونبار نظام پهلوى، استعدادهاى اين شهر، مردم اين شهر، واقعيت‏هاى بسيار برجسته و جذاب اين شهر و اين استان به دست غفلت و فراموشى سپرده شد. در سال 57، آن روزى هم كه مردم اين استانِ به ستوه آمده‏ى از ستم‏هاى متراكمى كه برآنها شده بود، فرياد برآوردند و اجتماع كردند، مسجد جامع اين شهر را به آتش كشيدند و مردم را به قتل رساندند. خاطره‏هاى تلخ و شيرين در فضاى اين شهر و اين استان بسيار است.
    شما مردمِ با تجربه‏يى هستيد. نسل‏هاى گوناگون كرمانى تجربه‏ها و معارف گذشته را نسل به نسل و دست به دست منتقل كرده‏اند. كرمانى، با ادب، با ظرفيت، با تحمل، با ايمان و با پختگى همراه است و مى‏تواند مسائل اساسى را خوب درك و تحليل كند. در طول دوران مبارزه،بعد از پيروزى و در طول دوران انقلاب و جنگ تحميلى، كرمان توانست شخصيت بارز خود را در ميدان‏هاى گوناگون نشان دهد. سرداران بزرگ، فدائيان راه اسلام و شهيدان عالى‏مقام و نام‏آور و پُرافتخار، برجسته‏ترين چهره‏هاى اين استان شده‏اند؛ جوان‏هايى كه از خاك برآمدند و در افلاك درخشيدند؛ نام‏هايى كه هرگز از ياد مردم ايران نخواهد رفت. در صحنه‏ى علم و تدبير و سياست، شهيد عزيزمان، مرحوم باهنر، چهره‏ى فراموش نشدنىِ اين استان است. بحمداللَّه در دوران ما هم عالم، سياستمدار، منجم، رياضيدان، شاعر، تاريخدان، نويسنده و قصه‏نويس از اين استان آنقدر در سرتاسر كشور حضور دارند و نام‏هاى شناخته‏شده‏يى از آنها در ذهن همه هست كه امكان نام آوردن آنها نيست. وضعيت استان، اين‏گونه است.
    ظرفيت‏ها و نيازمندى‏ها و ثروت‏ها و كمبودهاى اين استان، خود داستان جداگانه‏يى است كه به آنها اشاره خواهم كرد؛ ليكن در درجه‏ى اول آنچه به شما مردم مؤمن و آگاه و هوشيار و خوش‏استعداد بايد عرض كنم، اين است كه بسيارى از مسائل كنونى كشور ناشى از حساسيت موقعيت كشور ما در تسلسل پيشرفت تاريخىِ اين ملت و اين كشور است. اگر بخواهيم به زبان ساده اين مطلب را بيان كنيم، بايد عرض كنيم كه ملت و كشور ما امروز در موقعيت بسيار مهم، حساس و خطيرى قرار گرفته است. نبايد به اشتباه خيال كرد كه اين خطير بودن يا مهم و حساس بودن موقعيت، مربوط به چالش‏هاى سياست خارجى است؛ نه، اين مهم بودن، ارتباط به اين ندارد كه ملت و كشور ايران در مسائل سياسى يا مسأله‏يى خاص، از سوى ابرقدرت‏ها و زورگويان جهان مورد تهديد قرار دارد. اين تهديدها و زورگويى‏ها هميشه بوده است و ملت ايران در مقابل زورگويى‏ها، افزون‏طلبى‏ها و دخالت‏ها و تهديدهاى بيگانه هميشه با چهره‏ى مصمم، با عزم راسخ، با مشت پولادين و با عقل و تدبير ايستاده است و دشمن را به عقب‏نشينى وادار كرده و باز هم خواهد كرد. بنابراين اگر عرض مى‏كنيم كشور در موقعيت مهم و حساسى قرار دارد، مراد چالش‏هاى سياست خارجى نيست؛ اينها چيز مهمى براى اين كشور و اين ملت نيست.
    مسأله اين است كه در دوران بيست‏وچند ساله‏ى نظام جمهورى اسلامى - بخصوص بعد از جنگ تحميلى - به توفيق الهى ملت ما توانسته است به پيشرفت‏هاى بزرگى دست پيدا كند و كارهاى بسيار مهمى در اين كشور انجام دهد. ملت ايران و مديران مسؤول و با اراده‏ى كشور در طول اين سال‏ها توانسته‏اند به ميزان زيادى اين كشور را - كه ميراث يك حكومت فاسد و وابسته بود - به‏پيش ببرند؛ زيربناهاى اساسىِ اين كشور را بسازند؛ از لحاظ آب، از لحاظ انرژى، از لحاظ صنعت، از لحاظ خلاقيت و از لحاظ پيشرفت علمى و فناورى، كشور را از موقعيت بسيار خوبى برخوردار كنند.
    كشور ما در دوران طاغوت عمداً عقب نگه داشته مى‏شد و استعدادها سركوب و به زنجير كشيده مى‏شد. آن روز سياست دنياى استكبارى نسبت به كشور ما - مثل سياست هميشه‏ى استكبار نسبت به كشورها - اين بود كه گاو شيرده‏يى را براى خودشان نگه دارند؛ لذا پيشرفت كشور را نمى‏پسنديدند؛ مى‏خواستند از نفت، معادن، منابع و بازار مصرف كشور استفاده كنند. نمى‏توانستند ببينند كشورى از لحاظ علمى پيشرفت كند و رقيب آنها شود؛ آنها مصرف‏كننده و ريزه‏خوارِ خوان خود را مى‏طلبيدند؛ حكومت هم وابسته‏ى به آنها بود؛ سياست‏ها و برنامه‏ها هم همان سياست‏ها و برنامه‏ها بود.
    انقلاب اسلامى و نظام اسلامى كشور را از وابستگى نجات داد؛ اين قيدوبندها را برداشت و راه ملت را باز كرد. امروز كشور در صنعت، در توليد، در فناورى، در علم، در تهيه‏ى زيرساخت‏هاى اساسى براى بناى آينده‏ى كشور، با قبل از انقلاب قابل مقايسه نيست. وقتى آمارها و شاخص‏ها را نگاه مى‏كنيم، بعضى از موارد صدها درصد، بعضى از موارد هزار درصد، و بعضى از موارد هزارها درصد در شاخص‏هاى اساسى پيشرفت پيدا شده است.
    اما آنچه امروز براى اين كشور مهم است، اين است كه دستاوردهاى مهمِ دوران بعد از پيروزى در جنگ تحميلى تا امروز، بتواند به صورت محصول شيرينى، كام مردم را شيرين كند. با تلاشى كه تا امروز انجام گرفته است، ملت ايران و مسؤولان كشور بايد بتوانند آينده را همراه با برخوردارى مردم از عدالت اجتماعى و رفاه و ادامه‏ى پيشرفت در راه‏هاى گوناگون، بسازند. زيربناهاى كشور خوب ساخته شده است؛ اما آنچه به‏وجود آمده، بايد زندگى مردم را از فقر و محروميت نجات دهد. از آنچه انجام گرفته است، ملت بايد بتواند بهره‏بردارى كند. بى‏انصافى است اگر كسى تلاش‏هاى گذشته‏ى دولت‏هاى گوناگون و سال‏هاى متمادىِ بعد از جنگ را نديده بگيرد. كار متراكمى صورت گرفته است؛ ليكن براى اين‏كه اين كارها زندگى عامه‏ى مردم و همه‏ى مناطق كشور را از منافع و بركات خود بهره‏مند كند، يك سلسله كار ديگر هم لازم است. وضعيت خطير و مهم ما به اين مناسبت است.
    بايد حلقه‏ى سازندگى‏ها و توليدها و پيشرفت‏ها را به حلقه‏ى زندگى مردم وصل كرد؛ مثل آبى كه در پشت سدى جمع شده است و بايد با كانال‏كشى، آن را سر مزرعه‏ى مردم كشاند تا مردم بتوانند از آن استفاده كنند. بنابراين، از اين همه پيشرفتى كه صورت گرفته است، بايد كام مردم را شيرين كرد؛ اين، تلاش و برنامه‏ريزىِ بسيار مهمى لازم دارد. آنچه امروز كشور به آن احتياج دارد، اين است كه براى رفع فقر و ريشه‏كنىِ فساد و برخوردار كردن عامه‏ى مردم و مناطق گوناگون و همه‏ى زواياى كشور از منافع و بركات پيشرفت كشور بايد برنامه‏ريزى شود؛ سياست‏ها و برنامه‏ها بايد ناظر به اين هدف باشد.
    سند چشم‏انداز بيست ساله‏ى كشور - كه امسال، سال شروع آن است - يك كار اساسى و مهم است؛ افق آينده‏ى كشور را براى آحاد مردم روشن و مشخص مى‏كند. در ضمنِ اجراى چند برنامه، اين چشم‏انداز بايد تحقق پيدا كند. امسال همچنين سال شروع برنامه‏ى چهارم است، كه بايد بتواند سند چشم‏انداز را پنج سال جلو ببرد و از لحاظ زمان‏بندى، آن را به اهداف خود در طول اين پنج سال برساند. اينها اهميت اين سال‏ها را براى ما معنا مى‏كند.
    اولِ سال عرض كرديم كه امسال را «سال همبستگى ملى و مشاركت عمومى» بناميم؛ نه فقط براى اين‏كه يك نامگذارى انجام بگيرد، بلكه براى اين‏كه مشاركت عمومى تحقق پيدا كند و ملت يكپارچه‏ى ما پشت سر مسؤولانِ با تدبير و مؤمن و انقلابى بتواند گام‏هاى بلندى را به سوى اهداف متعالى نظام بردارد و خود را به آن هدف‏ها نزديك كند.
    ما نمى‏توانيم از عدالت اجتماعى فقط حرفى بگوييم و بشنويم. ما نمى‏توانيم از صلاح اجتماعى فقط سخنى بگوييم و بشنويم. باور دينى، ايمان انقلابى و باورهاى ملى بايد عمق پيدا كند. كشور ما با ملت مؤمنِ خود - كه در جهت علم و فناورى هم پيشرفت مى‏كند - بايد الگويى بشود از توانايى و اقتدار و پيشرفت، تا مسلمان‏هاى دنيا را تشويق و نام اسلام را بلند كند. شايسته‏ى ملت ايران چنين جايگاه و چنين موقعيتى است. اين مقطع تاريخى به اين جهت براى ما مهم است.
    امسال، سال تجديد انتخابات رياست جمهورى است؛ اين هم مقطع بسيار مهمى است. هر انتخاباتى براى ملت ما و فضاى عمومى كشور مثل نسيمى است كه فضا را تغيير مى‏دهد و معطر مى‏كند؛ هواى تازه‏يى در فضاى كشور به وجود مى‏آورد و اميدهاى تازه‏يى در دل‏ها برمى‏انگيزد. صحنه‏ى انتخابات - بخصوص انتخابات رياست جمهورى - يكى از جدى‏ترين و پُرشورترين و پُرجاذبه‏ترين صحنه‏هاى مشاركت عمومى مردم است.
    براى ملت ما اين انتخابات مهم است؛ همچنان كه براى دشمنان ما هم اين انتخابات مهم است. از چند ماه قبل برنامه‏هاى تبليغاتى دشمنان روى انتخابات رياست جمهورى در 27 خرداد متمركز شده. آنچه آنها درباره‏ى انتخابات مى‏خواهند، درست نقطه‏ى مقابلِ چيزى است كه منافع ملى كشور و ملت ما آن را مى‏طلبد. آنها مى‏خواهند انتخابات بى‏رونق باشد و مردم در انتخابات شركت نكنند. آنها مى‏خواهند انتخابات، اطمينان و اعتمادى را در مردم به‏وجود نياورد. امروز تبليغاتِ تبليغاتچى‏هاى خارجى روى اين نقطه‏ها متمركز است؛ مردم را نسبت به انتخابات دلسرد، بى‏اعتماد و بى‏اعتنا كنند؛ درست نقطه‏ى مقابلِ آن چيزى كه براى ملت و كشور ما مهم است.
    انتخابات مى‏تواند براى كشور و ملت ما يك وسيله‏ى مصونيت و يك نمودار اقتدار باشد و ملت و نظام اجرايى كشور را در مقابله‏ى با چالش‏هاى گوناگون جهانى، از گذشته مستحكم‏تر كند. انتخابات مى‏تواند نظام جمهورى اسلامى را جوان‏تر از آنچه هست، بكند. انتخابات پُرشور از سوى مردم مى‏تواند روز نويى را براى آنها رقم بزند. انتخابات، هم در صحنه‏ى خارجى و در مقابل چشم بيگانگان، هم در صحنه‏ى داخلى، و هم براى پيشرفت كشور، يكى از مهمترين و اساسى‏ترين رويدادهاست. دشمن مى‏خواهد انتخابات نباشد. اگر مى‏توانستند روى مردم و يا گروه‏هاى سياسى اثر بگذارند، كارى مى‏كردند كه اصلاً انتخابات برگزار نشود؛ كارى كه در انتخابات مجلس هفتم مى‏خواستند انجام دهند و مايل بودند اساساً انتخابات برگزار نشود.
    اين‏كه يك نظام اسلامى - نظامى زير پرچم توحيد و دين - مى‏تواند مردم سالارى را به شكل آشكار و واضح و با زبان گويا در مقابل چشم مردم جهان قرار دهد، درست عكس تبليغات استكبارىِ دنياى ليبرال دمكراسى است. آنها مى‏خواهند بگويند مردم سالارى منحصر در ماست. نمى‏توانند اين را تحمل كنند كه يك نظام اسلامى و دينى، با ارزش‏هاى والاى ايمانىِ خود بتواند مردم سالارى را اين‏طور نهادينه كند. در طول بيست‏وپنج سال، حداقل بيست‏وپنج انتخابات در اين كشور برگزار شده است و مردم پاى صندوق‏ها رفته‏اند و گزينه‏ها و خواست خودشان را تحقق بخشيده‏اند و مسؤولان را خودشان انتخاب كرده‏اند. بنابراين انتخابات رياست جمهورى بسيار مهم است.
    انتخابات دارد نزديك مى‏شود. مردم بايد آگاهانه پاى صندوق‏هاى رأى بروند و انتخاب كنند. همان‏طور كه عرض كرديم، انتخابات جلوه‏ى بسيار زيبا و جذاب مشاركت عمومى است؛ مؤثرترين وسيله براى اين است كه هر فردى بتواند آرمان‏ها و خواست‏ها و مطلوبِ خود را در قالب اجرايى قرار دهد و آن را به تحقق نزديك كند. اگر كسى را طبق آرمان‏ها و آرزوهاى خودتان انتخاب كرديد، اين امكان كه آن آرزوها تحقق پيدا كند، به واقعيت نزديك مى‏شود. كسى كه فكر مى‏كنيد براى تحقق خواست‏ها و آرزوها و گشودن گره‏هاى مهمى كه براى شما در زندگى مطرح است، مناسب و شايسته است، وقتى او را انتخاب كرديد، در واقع بلندترين قدم را برداشته‏ايد؛ براى اين‏كه اين مشكلات از بين برود. هر خواسته‏يى - چه مادى و چه معنوى - در اين انتخاب و در تعيين مسؤول قوه‏ى اجرايى مى‏تواند تحقق پيدا كند.
    رئيس جمهور در كشور ما نقش بسيار مهمى دارد؛ تبليغات بيگانه مى‏خواهد عكس اين را نشان دهد. آنها دشمنانه حرف مى‏زنند. رئيس جمهور يكى از مؤثرترين، و در دستگاه اجرايى مؤثرترين عنصر براى حل مسائل كشور است. در ميان مسؤولان كشور، هيچ مسؤولى به قدر رئيس جمهور در قانون اساسى ما امكانات و توانايى‏ها و عرصه‏ى عظيم خدمتگزارى ندارد. بودجه‏ى كشور و همه‏ى مسؤولان طراز اول اجرايى كشور در اختيار اوست؛ اوست كه مى‏تواند كشور را آباد كند و از لحاظ علمى و صنعتى و مسائل انسانى و يا از لحاظ امنيت، كشور را به پيش ببرد؛ كفايت و توانايى‏هاى اوست كه مى‏تواند زندگى را در كام مردم شيرين كند. آنچه مورد نياز ملت و كشور است، رئيس‏جمهورِ كارآمد و باكفايت است. مسؤوليت‏هاى حساس و تاريخىِ امروز بر دوش رئيس قوه‏ى مجريه‏ى ماست. قانون همه چيز را در اختيار رئيس قوه‏ى مجريه قرار داده است.
    انسانى كه داراى كارآمدى و كفايت باشد و به هدف‏ها و استقلال اين ملت و لزوم پيشرفت اين كشور ايمان داشته باشد، مى‏تواند بسيارى از كارها را بكند؛ همچنان‏كه بحمداللَّه دولت‏هاى متعدد در طول سال‏هاى گذشته كارهاى بزرگى انجام دادند. محصول كارهاى آنها در اختيار مسؤولان بعدى است كه بيايند و در راه خدمت به مردم و شيرين كردن كام آنها اين كارها را تكميل كنند.
    البته رهبرى در پشتيبانى از رئيس‏جمهور هيچ‏گونه درنگى نمى‏كند. كسى را كه مردم انتخاب كنند و رئيس‏جمهور قانونى كشور شود، هميشه مورد احترام و تكريم و حمايت جامع رهبرى در همه‏ى دولت‏ها بوده؛ بعد از اين هم بايد باشد.
    اما آنچه در درجه‏ى اول اهميت قرار دارد، اين است كه اهتمام همه‏ى مردم، نخبگان مردم و مسؤولان گوناگونِ بخش‏هاى مختلف اين باشد كه رئيس‏جمهورى انتخاب شود كه بتواند گره‏هاى زندگى مردم را در دوران كنونى باز كند؛ وظايف اين دوره را بشناسد و با قوت و اقتدار به آن عمل كند. ان‏شاءاللَّه مردم كارى كنند كه خداى متعال رئيس‏جمهورى با اين توانايى‏ها و با اين رويكردها براى اين كشور مقدر كند.
    هر دوره خصوصيتى دارد و هر كدام از مسؤولان در دوره‏هاى گذشته كارهايى انجام دادند. امروز ما احتياج داريم كه در كشورمان تلاش و پيشرفت و رشد علمى و فناورى، همراه با عدالت اجتماعى و مبارزه‏ى با فساد باشد. آنچه براى رئيس‏جمهور آينده بسيار مهم است، اين است كه با همه‏ى وجود در پى كار و تلاش براى مردم باشد. لذا من در اول سال عرض كردم؛ آنچه كشور احتياج دارد، رئيس‏جمهور بانشاط، مصمم، كاردان، توانا، پيگير و با حوصله است؛ رئيس‏جمهورى كه قدر مردم را بداند؛ با مردم صميمى باشد؛ براى مردم مجاهدت كند؛ براى مردم كار و تلاش كند؛ ظرفيت‏هاى كشور را آن‏چنان به‏كار بگيرد كه مردم بتوانند از اين ظرفيت‏ها در همه‏جا بهره‏مند شوند؛ رئيس‏جمهورى كه اعماق كشور و روستاهاى دورافتاده براى او با تهران تفاوتى نداشته باشد؛ حق مردم شهرهاى بزرگ و كوچك در نظر او يكسان باشد؛ بتواند براى رفع تبعيض و پُر كردن شكاف ميان ثروتمندان و فقرا تلاش و كار كند؛ رئيس‏جمهورى شجاع، با تدبير و مؤمن به هدف‏هاى انقلاب و نظام باشد.
    البته بديهى است كه رهبرى از فرد خاصى حمايت نمى‏كند؛ از معيارها حمايت مى‏كند. ما دنبال اين هستيم كه اين معيارها تحقق پيدا كند. بنده دنبال اين هستم كه شخصى سر كار بيايد و قوه‏ى مجريه را اداره كند كه خود را خدمتگزار مردم بداند و توانايى داشته باشد و به آرمان‏هاى امام و نظام اسلامى معتقد و پايبند باشد و حقيقتاً عدالت و مبارزه‏ى با فساد براى او حائز اهميت باشد. دعا مى‏كنيم خدا دل‏هاى مردم را به اين سمت هدايت كند كه بتوانند چنين كسى را - كه امروز مورد نياز لحظه‏ى تاريخىِ حساس ِ اين كشور است - انتخاب كنند.
    اگر خداى متعال توفيق دهد كه رئيس‏جمهورِ كارآمدِ باكفايتِ پُرنشاطِ شادابى كه علاقه‏ى به مردم و علاقه‏ى به عدالت و علاقه‏ى به رفع فساد و تبعيض براى او در درجه‏ى اولِ برنامه‏ها قرار داشته باشد، سر كار بيايد، من به شما عرض بكنم كه بسيارى از مشكلات اساسى اين كشور - چه مسائل داخلى و چه مسائل خارجى - حل خواهد شد.
    آنچه امروز براى استكبار جهانى يك خطر تلقى مى‏شود، اين است كه ملت‏هاى مسلمان هويت و شخصيت و اصالت و استقلال خود را جدى بگيرند. همان‏طور كه عرض كرديم، آنها دلشان مى‏خواهد كشورهاى منطقه‏ى اسلامى، كشورهاى شرق، كشورهايى كه به دلايل گوناگون از كاروان پيشرفت علم عقب مانده‏اند، هميشه در حضيض نادانى و ناتوانى بمانند. آنها با هر پيشرفتى در هر كشور عقب‏افتاده مخالفند. آنها وقتى مى‏بينند كشور عقب‏افتاده‏ى دوران رژيم طاغوت، امروز تبديل به كشورى شده است كه در زمينه‏هاى علمى و صنعتى داراى شجاعت است و در ميدان‏هايى وارد كار صنعتى و فناورى‏هاى پيچيده شده كه احساس مى‏كنند سال‏هاى متمادى پيش رفته است، احساس خطر مى‏كنند.
    آنچه امريكا و ديگر مستكبران عالم را عصبانى مى‏كند، اين است كه يك ملت خودش بخواهد بداند و تصميم بگيرد. امريكا به كشور ما و مردم ما و بسيارى از ملت‏هاى ديگر مى‏گويد شما تصميم نگيريد تا من براى شما تصميم بگيرم؛ شما انتخاب نكنيد تا من برايتان انتخاب كنم؛ شما از منابع خود بهره‏بردارى نكنيد تا من بتوانم از آن بهره‏بردارى كنم. حرف امريكا اين است كه سلطه و دخالت و حضور و پنجه‏افكندنِ ما بر كشور و منابع خودتان را قبول كنيد؛ اگر قبول نكنيد، شما را به حمايت از تروريسم و ضديت با حقوق بشر و چيزهاى ديگر متهم مى‏كنيم.
    ملت ما نشان داده است كه در مقابل چنين زورگويى و تهديدى، و در مقابل چهره‏ى وقيح زمامداران امريكا مشت‏هاى خودش را گره مى‏كند؛ مى‏گويد ما با هر كس كه استقلال و هويت و منافع ملى و حيثيت ما را تهديد كند، مقابله مى‏كنيم و بر دهان او مشت مى‏كوبيم.
    بى‏شرمى و وقاحت استكبارى تا آن‏جاست كه اظهار نظر مى‏كنند ايران به انرژى هسته‏يى احتياجى ندارد! به شما چه! شما چه حقى داريد قضاوت كنيد كه ملتى حق دارد از انرژى هسته‏يى استفاده كند يا حق ندارد؟ زمامدارانى كه جزو شريرترين چهره‏هاى دنيا هستند، زمامدارانى كه از سرانگشت آنها در نقاط مختلف دنيا خون مى‏چكد، دولت جهانخوارى كه هرجا توانسته، به ملتهاى گوناگون ستم كرده و دروغگويى و فريبگرى شعار و شيوه و رويه‏ى اوست، جمهورى اسلامى و ملت ايران را متهم به دروغگويى مى‏كند؛ وقاحت از اين بالاتر؟!
    مى‏گويند ملت ايران چرا بايد از انرژى هسته‏يى استفاده كند. چرا استفاده نكند؟ ملت ايران انرژى هسته‏يى را از شما نه وام گرفت، نه دريوزگى كرد و نه از شما درخواست كرد؛ جوانان ما، دانشمندان ما و استعدادهاى درخشان ما خودشان توانستند به آن دست پيدا كنند؛ اين يك دستاورد ملى است.
    سخنگويان استكبارى اعلام مى‏كنند كه ما منتظريم انتخابات ايران برگزار شود، آنگاه راجع به مسأله‏ى انرژى هسته‏يىِ صلح‏آميز در ايران تصميم‏گيرى كنيم! انتخابات ايران چه ربطى به شما دارد؟! انتخابات، متعلق به ملت ايران است. هر كس به وسيله‏ى اين انتخابات سر كار بيايد و رئيس‏جمهور مردم شود، نه مى‏خواهد و نه اين ملت اجازه مى‏دهند كه برخلاف منافع آنها قدمى بردارد.
    انقلاب اسلامى و نظام اسلامى مردم را بيدار كرده؛ به حقوق خودشان آشنا كرده؛ استعدادها را آزاد كرده و مى‏توانند به رتبه‏هاى بالايى برسند. امروز بخشى از شهرهاى استان شما از لحاظ استعداد، از لحاظ قبولى در دانشگاه‏ها و از لحاظ پيشرفت علمى جزو رتبه‏هاى بسيار بالاى كشور قرار دارند. در محيط خفقان نظام طاغوتى، چه كسى تصور مى‏كرد كه جوانها و بچه‏هاى شهرهاى دورافتاده‏ى اين استان بتوانند اين‏طور در ميدان‏هاى علم بدرخشند و اين‏گونه پيشرفت كنند؟ امروز اين اتفاق افتاده است؛ بعد از اين هم به فضل پروردگار روزبه‏روز بيشتر خواهد شد.
    چند جمله‏يى هم راجع به اين استان عرض كنيم. اين استان ظرفيت‏هاى بسيار بالايى دارد. ظرفيت‏هاى طبيعى و انسانىِ اين استان بسيار زياد است. اين استان بحمداللَّه صنعت پيشرفته‏يى پيدا كرده است. ظرفيت‏هاى بى‏نظير معدنى، كشاورزى و باغدارى در اين استان وجود دارد. آثار باستانى و جاذبه‏هاى گردشگرى در اين‏جا فراوان است. در صادرات غيرنفتى هم اين استان سهم بالايى دارد. در بخش‏هاى دام و اصلاح بذرهاى كشاورزى و چيزهايى از اين قبيل، امكانات منحصربه‏فردى دارد. امكان ايجاد نيروگاه خورشيدى در اين‏جا وجود دارد. بالاتر از همه، نيروى انسانىِ خوش‏استعداد و 67 درصد نيروى جوان اين استان ثروت عظيمى است. اين استان اين ثروتهاى مهم را دارد؛ اما وضعيت اقتصادى و اجتماعى استان، آن‏طورى كه اين همه ظرفيت و امكان ايجاب مى‏كند، نيست. بخشى از مناطق اين استان، بسيار محروم است. من قبل از انقلاب هم اين استان را ديده بودم و به مناطق محروم اين استان رفته بودم. من در جيرفت تبعيد بودم و آن روز كهنوج را از نزديك ديدم؛ مى‏دانم وضع مردم چگونه است. دوستان ما در شهرهاى مختلف اين استان - در بافت و شهر بابك و جاهاى ديگر - تبعيد بودند؛ لذا ماجراى اين مناطق را آن روز شنيديم. البته بعد از پيروزى انقلاب كارهاى زيادى در همين مناطق صورت گرفته، كه يك روز فقط خواب و خيال بود؛ اما آنچه انجام شده، تا آن‏جايى كه بايد انجام بگيرد، فاصله خيلى زياد است. گفته مى‏شود شمال و جنوب اين استان از نظر عدالت اجتماعى با هم سطوح مختلفى دارند. البته معناى عدالت اجتماعى اين نيست كه ما از پيشرفت‏هاى بخش پيشرفته كم كنيم؛ نه، بايد كمك‏هاى خود را به بخش عقب‏افتاده بيشتر كنيم تا بتواند پيشرفت كند.
    امروز اين استان به اشتغال و كارآفرينى احتياج دارد. قبل از آمدن من به اين استان، به رسم همه‏ى سفرهاى ديگر، دوستان ما آمدند با آحاد و قشرهاى مختلف مردم تماس گرفتند و نتيجه‏ى گزارشهاى خود را به ما منتقل كردند. از جوانها و از مردم سؤال مى‏كنند مطالبه و توقع شما از رهبرى چيست؟ آنچه بيشترين فراوانى را در پاسخ‏ها دارد، اشتغال و معيشت و مسائل جوانان است. مسائل جوانان، يعنى كار جوانان، اشتغال جوانان، تشكيل خانواده براى جوانان. اينها مسائل اساسىِ اين استان است.
    مبادا مسؤولان مثل بخشى از دوره‏هاى گذشته، سر خود را به مسائل سياسى گرم كنند؛ با شعارهاى پوچ سياسى، خود و مردم را مشغول كنند و از واقعيات زندگىِ مردم دور بمانند. هم مردم مراقب باشند، هم نخبگان مراقب باشند، هم جريان‏ها و جناح‏هاى سياسى و گروه‏ها مراقب باشند كه با حرفهاى دهان پُركن سياسىِ بى‏محتوا وقت اين ملت را تلف نكنند.
    هرچه انسان گزارشهاى مسؤولان استان و مسؤولان بخشى را قبل از سفر مطالعه مى‏كند، تكيه روى پيشرفت‏هاست - چه در زمينه‏ى كشاورزى، چه در زمينه‏ى صنعت، چه در زمينه‏ى معدن و غير اينها - و درست هم هست؛ اين پيشرفت‏ها اتفاق افتاده است؛ اما وقتى انسان به گزارشهاى برخى از معتمدان و نمايندگان مردم نگاه مى‏كند، تكيه روى مشكلات مردم و محروميت‏هاست؛ اين هم درست است. هر دو درست مى‏گويند؛ پيشرفت‏هاى خوبى در استان اتفاق افتاده است؛ اما اين پيشرفت‏ها نتوانسته است خلأهاى فراوان در زندگى همه‏ى بخشهاى مردم استان را پُر كند؛ اين معنايش اين است كه ما احتياج داريم به كار؛ بايد عرق بريزيم و تلاش و كار كنيم. اين كار بايد جهتدار باشد؛ جهت، عدالت؛ جهت، پُر كردن شكاف بين فقير و غنى؛ جهت، بالا آوردن زندگى مردم محروم؛ مردمى كه در دوران امتحان‏هاى دشوار و سخت هم در صفوف اول و در مقابل خطرهاى دشمن ايستادند و بعد از اين هم همين‏طور خواهد بود.
    ما در اين سفر، مطالعه‏ى نسبتاً جامع و وسيعى را انجام مى‏دهيم. مسؤولان دولتى كمك مى‏كنند و معمولاً در اين‏گونه سفرها، هم واقعيت‏ها را در اختيار ما مى‏گذارند تا آنها را ببينيم، و هم كمك‏هاى دولتى را در اختيار مى‏گذارند تا برخى از مشكلات مردم در حد مقدورات كشور برطرف شود. اما آنچه در اين سفر من را نگران مى‏كند، اين است كه ما امروز در پايان دوره‏ى دولت قرار داريم. مسؤولان كنونى دولت، دورانى طولانى سر كار نخواهند بود؛ مسؤولانى هم كه بعداً خواهند آمد، ممكن است از اين مسأله غافل بمانند. من قبل از آمدن به كرمان، به آقاى رئيس‏جمهور گفتم؛ الان هم به همه‏ى مسؤولان - چه مسؤولان استانى، چه مسؤولان كشورىِ بخشى كه مربوط به مسائل اين استان خواهد بود - عرض مى‏كنم؛ در دو سه ماه آينده‏يى كه از عمر دولت كنونى باقى است، تلاش كنند تصميم‏هايى كه در اين سفر گرفته مى‏شود، تبديل به دستورالعمل‏هاى اجرايى كنند. كارى كنند كه دولت آينده وقتى سر كار آمد، بداند درباره‏ى كرمان چه بايد بكند و اين تصميم‏ها را چگونه بايد اجرا كند.
    در اين‏جا به رئيس‏جمهورى آينده هم كه معلوم نيست چه كسى خواهد بود، و به وزرايى كه نمى‏دانيم چه كسانى هستند، در مقابل مردم عرض مى‏كنم؛ شما هم كه آمديد، بايد همين سررشته را دنبال كنيد؛ بتوانيد اين دستورالعمل‏ها را اجرا كنيد تا تصميم‏هايى كه در اين سفر براى وضع كرمان و مردم عزيز كرمان گرفته مى‏شود، ان‏شاءاللَّه به مرحله‏ى عمل برسد.
    ديدار امروز من با شما مردم عزيز و مهربان و خونگرم و مؤمن و وفادار كرمان، براى من جزو ديدارهاى فراموش‏نشدنى خواهد بود. اميدواريم بتوانيم به وظايف خود در قبال شما و اين همه محبتى كه ابراز مى‏كنيد، عمل كنيم. اميدواريم مسؤولان اجرايى، مسؤولان دولتى و مسؤولان همه‏ى بخش‏هاى نظام قدر شما ملت عزيز را بشناسند و به حقوقى كه بر گردن آنها داريد، ان‏شاءاللَّه عمل كنند.
    پروردگارا! خير و رحمت و بركت خودت را بر اين عزيزان نازل كن. پروردگارا! شهيدان عزيز و جانبازان و آزادگان فداكار و خانواده‏هاى ايثارگر و پُرگذشت اين استان را مشمول رحمت و لطف خود قرار بده. پروردگارا! به ما توفيق عمل به وظايف خود در قبال اين مردم عنايت بفرما. پروردگارا! از آنچه گفتيم و شنيديم و تصميم داريم و عمل خواهيم كرد، توشه‏يى براى آخرت ما قرار بده. پروردگارا! قلب مقدس ولى‏عصر (ارواحنافداه) را از ما راضى و خشنود بگردان.

    والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

    :icon_pf(57):

  7. #287
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 گزیده‌ای از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار فرهنگيان و معلمان استان كرمان‏‏12/ 2/ 84

    گزیده‌ای از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار فرهنگيان و معلمان استان كرمان‏‏
    12/ 2/ 84
    بسم الله الرحمن الرحیم
    بیانات مقام معظم رهبری از سال 79 تا 88
    اولاً به برادران و خواهران عزيز معلم سلام و خوش‏آمد عرض مى‏كنيم. جلسه‏ى امروز ما به يك معنا جلسه‏ى كارى است؛ به يك معنا جلسه‏ى نمادين است. جلسه‏ى نمادين، از اين جهت كه اصل نشستن ما با معلمان در هر سال، نماد تكريمى است كه نظام اسلامى براى قشر معلم در جامعه قائل است. جلسه‏ى كارى، از اين جهت كه امروز اين جلسه مربوط به شماست و شما بايد صحبت كنيد؛ و اين اولين جلسه از اين نوع است كه ما تشكيل مى‏دهيم. ما با اساتيد و دانشجويان جلساتى داشته‏ايم كه به جاى اين‏كه بنده صحبت كنم، افرادى از حضار جلسه صحبت مى‏كردند؛ كه تأثير بسيار خوبى هم دارد؛ چون از زبان افراد صاحب‏نظر يك قشر، مسائل مورد اهتمام آنها بيان مى‏شود. اين‏گونه جلسات از تلويزيون هم پخش مى‏شود؛ هم مسؤولان مى‏شنوند، هم مردم مى‏شنوند؛ براى بنده هم بسيار مفيد است. ما تاكنون چنين جلسه‏يى با معلمان نداشته‏ايم. شايد يكى دو هفته پيش بود كه معلمى - نمى‏دانم با نامه يا با پيغام - اعتراض كرده بود كه چرا فلانى براى معلمان چنين جلسه‏يى را تشكيل نمى‏دهد. ديديم حرف درستى است؛ و تصادفاً به اين جلسه افتاد. ما از قبل برنامه‏ريزى نكرده بوديم كه اين جلسه در كرمان برگزار شود؛ بعد كه اين سفر پيش آمد، ديدار هر ساله‏ى خودم با معلمان را - كه مصادف با هفته‏ى معلم است - در اين‏جا قرار داديم و اين جلسه تشكيل شد؛ بنابراين جلسه متعلق به شماست.
    من ابتدا چند جمله‏يى عرض مى‏كنم، بعد دوستان جلسه را اداره مى‏كنند و شما مطالبى را بيان خواهيد فرمود.
    اين‏كه جلسه‏ى ديدار ما با معلمان در كرمان برگزار شد، به نظر من تصادف عجيبى است؛ زيرا من از لحاظ تعليم و تربيت با كرمان ارتباط ويژه‏يى دارم. البته ارتباط من با كرمانى‏ها در عرصه‏هاى مختلف خيلى زياد بوده؛ خيلى از دوستان نزديك ما در دوران مبارزه و دوران طلبگى، رفقاى كرمانى بوده‏اند - مثل آقاى هاشمى رفسنجانى، آقاى حجتى كرمانى، آقاى باهنر و بعضى ديگر - دوستان كرمانى از غيرطلاب هم داشتم كه بين من و آنها خيلى محبت برقرار بود - مثل مرحوم اسلاميت و بعضى ديگر - ليكن در زمينه‏ى تعليم و تربيت، ارتباط من با كرمان از همه‏ى اينها قديمى‏تر است. دبستانى كه من در مشهد مى‏رفتم، معلم آن، مرحوم ميرزا حسين تدين كرمانى بود. تنها مدرسه‏ى دينى مشهد هم مدرسه‏ى ايشان بود، به نام «دارالتعليم ديانتى». بنده شش سال در اين مدرسه زير دست آقاى تدين درس خواندم. مرحوم تدين واقعاً يك مرد حسابى بود. نه تنها آن زمان كه من بچه بودم، اين حس را داشتم، بلكه زمان رياست جمهورى هم كه ايشان در مشهد به ديدن من آمده بود، از نو نگاهى به ايشان كردم؛ ديدم مرد سنگين، جاافتاده، محترم و باشخصيتى است. ايشان، هم معلم بود، هم ناظم. با آن وقار و هيمنه‏يى كه داشت، در حياط مدرسه راه مى‏افتاد و چوبى به دستش مى‏گرفت و البته گاهى هم بچه‏ها را فلك مى‏كرد؛ بنده را هم يك‏بار فلك كرد. ايشان مرد محبوبى بود. در همان دوره‏ى بچگى هم بنده و شايد همه‏ى بچه‏ها به ايشان علاقه‏مند بوديم. وقتى درسم در آن مدرسه تمام شد، يكى از برادرانم در آن‏جا مشغول تحصيل شد؛ ولى باز من با ايشان سلام و عليك داشتم. سر ماه وقتى مى‏رفتم شهريه‏ى برادرم را بدهم، ايشان را مى‏ديدم؛ باز هم با همان منش و چهره‏ى محترم و آقاوار و واقعاً مديريتى؛ آن هم نه مديريت يك دبستان. ايشان در مدرسه هيبت داشت...
    ...غرض، اين ارتباط نزديكِ عاطفى را من با مسأله‏ى تعليم و تربيت در كرمان و با عنصر كرمانى از اين سابقه‏ى طولانى دارم. اين هم تصادف عجيبى است كه اين جلسه‏ى تعليم و تربيتىِ معلمى، با اين سابقه، در كرمان اتفاق بيفتد.
    البته بعد از آن هم من با بعضى از معلمان كرمانى ارتباط داشتم. سال‏هاى آخر دهه 40 و شايد اوايل دهه 50 وقتى براى سخنرانى‏هاى مذهبى به كرمان مى‏آمدم، چند نفر از جوان‏هاى فعال، مبارز و مذهبى دور و بر ما بودند؛ يكى از آنها آقاى محمدرضا مشارزاده بود، كه ايشان هم معلم بود. بنابراين با معلم‏ها ارتباط خوبى داشتيم.
    البته شما جمع حاضر، نمونه‏يى از معلمان استان هستيد؛ جامعه‏ى معلمىِ استان كرمان خيلى وسيع‏تر است. چون نسل جوان و نوجوان ما در جامعه گسترده است، نقش شماها در پيشبرد مسائل عمومى و ملى در سطح استان، بسيار مهم است.
    به هر حال براى جامعه‏ى معلمان - چه زنان، چه مردان - از اعماق قلب احترام قائلم و نقش شما را حقيقتاً مهم مى‏دانم. آرزوى من اين است كه اين احساس و درك عميق تا اعماق جامعه‏ى ما و بخصوص در دستگاه‏هاى تصميم‏گيرنده وجود داشته باشد و نقش تعليم و تربيت و معلم را بدانند.
    پس از طرح نظرات و ديدگاه‏هاى گروهى از فرهنگيان و معلمانِ حاضر در جلسه، بار ديگر رهبر معظم انقلاب اسلامى بياناتى ايراد فرمودند که گزیده‌ای از آن چنین است:

    بسم‏اللَّه الرّحمن الرّحيم‏

    از نظر من جلسه‏ى بسيار خوبى بود. بعضى از دوستان گفتند اين حرفها را ما مى‏دانيم و آمده‏ايم حرفهاى شما را بشنويم. من عرض مى‏كنم نه؛ اين كه معلمان اين حرفها را بدانند، كافى نيست. اينها حرفهاى معلمان است كه دوستان دارند مى‏گويند. اين حرفها منعكس خواهد شد؛ هم براى مسؤولان و هم براى مردم. براى من هم شنيدن اين حرفها مهم است؛ اميدواريم مفيد باشد و بتوانيم اينها را منشأ اثر قرار دهيم.
    یازده نفر از دوستان معلم صحبت كردند. اين را هم در حاشيه عرض كنيم كه خيلى از برادران و خواهرانِ حاضر در جلسه حرفهايى دارند كه دوست دارند آنها را بزنند. البته ممكن است اين حرفها مهم باشد، ممكن است مهم نباشد؛ اما خودشان فكر مى‏كنند اين حرفها را بايد بزنند؛ ولى مجالى پيدا نمى‏كنند. در عين حال اگر قرار باشد همه‏ى دوستان صحبت كنند، جلسه‏ى يك ساعته و دو ساعته كافى نيست؛ يك جلسه‏ى سى‏وپنج شش ساعته‏يى بايد تشكيل دهيم و بشنويم و يادداشت كنيم؛ كه آن هم ميسر نيست. بنابراين حرفها را - اگر واقعاً حرفهاى لازمى است - بنويسيد؛ من مى‏گويم بررسى كنند.
    و اما آنچه معلمان عزيز فرمودند. تحقق برخى از اينها تدريجى است. منزلت معلمان - كه بعضى از برادران فرمودند و بسيار هم مهم است - با بخشنامه و دستور به دست نمى‏آيد؛ اينها حكمى نيست. منزلت معلمان با يك روند تدريجى به‏وجود مى‏آيد؛ به شرط اين‏كه به آن اعتقاد وجود داشته باشد. همين كارى كه ما داريم مى‏كنيم، يكى از كارهايى است كه به اين اميد انجام مى‏گيرد كه منزلت معلم و تعليم و تربيت در جامعه بالا برود. بنابراين اينها دستورى و بخشنامه‏يى نيست؛ اينها را بايد تأمين كرد. يك مقدار به خود معلم مربوط است، يك مقدار به مديران تعليم و تربيت در آموزش و پرورش مربوط است، يك مقدار هم البته به مسؤولانِ تصميم‏گير كشور ارتباط پيدا مى‏كند.
    پيشنهادهايى كه درباره‏ى بازنشستگان و معلمان و حقوق و امثال اين چيزها بيان كرديد، بايد كارشناسى شود و به دولت محول گردد...
    ... حق معلم بايد طبق قاعده و قانون و مقررات داده شود؛ منتها كارى كه ما مى‏كنيم، تسهيل و زمينه‏سازى است؛ به پيشرفت كار كمك مى‏كنيم. ما اجراكننده نيستيم؛ به آموزش و پرورش مى‏گوييم، به سازمان مديريت و برنامه‏ريزى سفارش مى‏كنيم، به خود رئيس‏جمهور محترم سفارش مى‏كنيم، به مسؤولان ذى‏ربط سفارش مى‏كنيم، به مسؤولان استانى سفارش مى‏كنيم؛ والّا دستگاه رهبرى كار اجرايى به اين معنا مطلقاً انجام نمى‏دهد؛ دولت بايد انجام دهد؛ وظيفه‏ى دولت است؛ درستش هم همين است كه اينها را دولت انجام دهد.
    البته پيشنهادهايى كه شد، عمدتاً پيشنهادهاى مهم و خوبى است؛ حاكى از خبرويت در كار آموزش و پرورش است. من اين پيشنهادها را به مجموعه‏ى خودمان مى‏دهم تا بررسى كنند و ان‏شاءاللَّه آنچه عملى و ممكن باشد، به توفيق الهى انجام خواهد گرفت.
    اما آنچه من مى‏خواهم عرض كنم. اعتقاد بنده به مسأله‏ى تعليم و تربيت و مسأله‏ى معلم، يك اعتقاد عميق و بنيانى و اصولى است؛ به تعبير فرنگى‏مآبها، يك اعتقاد ايدئولوژيك است. اين‏طور نيست كه مثلاً فكر كنيم سياست جارى اقتضاء مى‏كند ما معلم را تقويت يا تضعيف، كمك و يا ترويج كنيم؛ نه، مسأله اين است كه هيچ تحولى - چه مثبت، چه منفى - در جامعه صورت نمى‏گيرد، مگر اين‏كه معلم و دستگاه تعليم و تربيت در آن نقش اساسى دارد. اگر جامعه‏ى آموزش و پرورش، يك جامعه‏ى فعال، پُرنشاط، متعهد، داراى احساس مسؤوليت، مبتكر، عالم و پُرانگيزه باشد، در سطح كشور تأثير بنيانى خواهد گذاشت. البته احزاب و جناح‏ها و جمعيت‏هاى سياسى هميشه براى اهداف كوتاه مدت - براى فلان خواست، فلان انتخابات، فلان گزينش - به آموزش و پرورش توجه ويژه‏يى دارند؛ اينها چيزهاى بسيار كم اهميتى است؛ اينها كوچك كردن نقش آموزش و پرورش و معلم و مدرسه است.
    تشكيل هويت نسل جديد به دست معلم است؛ يعنى حتّى نقشى پُررنگ‏تر از نقش خانواده و پدر و مادر. خود شما هم فرزندان مدرسه‏يى داريد و مى‏بينيد كه گاهى اوقات فرمايش آقا معلم يا خانم معلم براى بچه وحى مُنزل است؛ به خانه مى‏آيد، كارى را انجام مى‏دهد يا كارى را انجام نمى‏دهد، يا ساعتى مى‏خوابد يا ساعتى ورزش مى‏كند، يا كار ديگرى مى‏كند؛ چون اينها را معلم گفته. پدر و مادر كه بارها اين حرفها را مى‏گويند، تأثير ندارد؛ اما حرف معلم تأثير دارد. در اكثر موارد حرف معلم بر حرف پدر و مادر در ذهن كودك و نوجوان ترجيح پيدا مى‏كند. اين است نقش معلم. اگر ما مى‏خواهيم اين هويت، خوب شكل بگيرد؛ اگر مى‏خواهيم نسلى به‏وجود بيايد كه اعتمادبه‏نفس و انضباط اجتماعى داشته باشد؛ يك نسل مسؤوليت‏پذير و باعرضه و باكفايت براى كارهاى بزرگ، يك نسل داراى ابتكار، يك نسل مهربان و بدون احساس انتقام‏گيرى در درون خانواده‏ى بزرگ جامعه، يك نسل فداكار، يك نسل پُركار، يك نسل كم اسراف و دور از اسراف؛ اگر مى‏خواهيم فرهنگ عمومى جامعه به اين سمت حركت كند، راه و كليدش آموزش و پرورش است. براى تربيت چنين نسلى، آموزش و پرورش بايد مهيا و مناسب باشد.
    البته دوستانى كه صحبت كردند، نگاه به نيروى انسانىِ آموزش و پرورش، نگاه به سازماندهى و تشكيلات آموزش و پرورش و نوع مديريت‏ها را بدرستى تبيين كردند؛ اينها بسيار مهم است؛ تأمين معيشتى و كم كردن دغدغه‏ى زندگى از معلمان هم يكى از شرايط حتمى و لازم است؛ در اين هيچ ترديدى نيست؛ همين پيشنهادهايى كه شده و همين كارهايى كه دارد انجام مى‏گيرد، اينها هم ان‏شاءاللَّه بايد دنبال شود؛ منتها من به شما معلمان عزيز - خواهران و برادران - مى‏گويم مشكلات مادى نمى‏تواند و نبايد يك معلمِ ديندار و متعهد را از پايبندى به وظايف معلمى باز بدارد. اين حرف، توجيهى براى كم گذاشتن در كفه‏ى زندگى معلمان نيست؛ بالاخره هر مقدار كه در توان دولت و مسؤولان هست، بايد انجام گيرد؛ اما از طرف شما - كه معلم هستيد - مى‏خواهم عرض كنم كه اين مشكلات نبايد بتواند در عزم و تصميم و احساس و انگيزه‏ى شما نسبت به اين شغل پُرخطورت و مهم اثر بگذارد. آنها بايد وظيفه‏شان را انجام دهند و ان‏شاءاللَّه هم انجام مى‏دهند؛ اما شما هم توجه كنيد كه آينده‏ى كشور دست شما جامعه‏ى بزرگ معلمان است. آنچه مهم است، اين است كه اين جامعه به حقيقتِ معناى معلمى - كه در واقع همان منزلت معلمى است - خودش پايبند بماند. منزلت معلمى فقط اين نيست كه يكى را تكريم و احترام كنند و دستش را ببوسند؛ منزلت معلمى يعنى تأثيرگذارى در روند تاريخى و مرزبندى فرهنگىِ يك ملت. اگر جامعه‏ى معلمان بتواند اين كار را انجام دهد، منزلت معلمى - به معناى حقيقى كلمه - حفظ شده.
    اعتقاد من اين است كه آموزش و پرورش براى حل مسائل اساسىِ اين بخش عظيم - به تعبير فرنگى‏ها - يك اتاق فكر احتياج دارد. تصميم‏ها در آموزش و پرورش نبايد سليقه‏يى گرفته شود. يك وقت بخشى از آموزش و پرورش مثلاً احساس مى‏كند كه بايد به جوانان آموزش‏هاى جنسى داد - تقليد كوركورانه‏ى از غرب - ناگهان مى‏بينيم از يك گوشه، نوشته و كتاب و جزوه در اين زمينه منتشر مى‏شود! روى اين مسأله، كجا فكر شده؟ كجا تصميم‏گيرى شده؟ كجا سنجيده شده؟ چقدر ما بايد دنباله‏رو غرب باشيم؟! چقدر بايد تجربه‏هاى شكست‏خورده و ناكام غربى‏ها را چشم بسته دنبال و تقليد كنيم؟! مگر آنها از دامن زدن به احساسات جنسى سود بردند؟ در اين مسأله، در مانده‏اند. پرده‏ى عفاف و حفاظ و معصوميتى از دين و تعليمات دينى روى زن و مرد و جوان و پير ما گسترده شده است؛ بياييم با دست خودمان اين پرده را بدريم! اين با كدام فكر و منطق تطبيق مى‏كند؟ البته اين به شماها ارتباطى ندارد؛ به اصل آموزش و پرورش ارتباط دارد؛ ليكن تذكر آن را در محضر شما عزيزان مفيد دانستم. يا ناگهان از گوشه‏يى يك نفر تشخيص داده كه بايد ما به كودكان دبستانى، از كلاس اول - يا حتّى پيش‏دبستانى - زبان انگليسى ياد بدهيم؛ چرا؟ وقتى بزرگ شدند، هر كس نياز دارد، مى‏رود زبان انگليسى را ياد مى‏گيرد. چقدر دولت انگليس و دولت امريكا بايد پول خرج كنند تا بتوانند اين‏طور آسان زبان خودشان را در ميان يك ملت بيگانه ترويج كنند؟ ما براى ترويج زبان فارسى چقدر در دنيا مشكل داريم؟ خانه‏ى فرهنگ ما را مى‏بندند، عنصر فرهنگى ما را ترور مى‏كنند، ده جور مانع در مقابل رايزنى‏هاى فرهنگى ما درست مى‏كنند؛ چرا؟ چون در آن‏جا زبان فارسى ياد مى‏دهيم. ولى ما بياييم به دست خود، مفت و مجانى، به نفع صاحبان اين زبان - كه مايه‏ى انتقال فرهنگ آنهاست - اين كار را انجام دهيم! البته بنده با فراگرفتن زبان خارجى صددرصد موافقم؛ نه يك زبان، بلكه ده زبان ياد بگيرند؛ چه اشكالى دارد؟ منتها اين كار جزو فرهنگ جامعه نشود.
    امروز كشورهايى هستند كه متأسفانه زبان ملىِ خودشان، زبان رسمى‏شان نيست. امروز زبان رسمى هند و پاكستان، زبان انگليسى است؛ زبان ديوانى‏شان، زبان انگليسى است؛ در حالى‏كه زبان هندى و زبان اردو و چند صد زبان ديگر هم دارند. در پاكستان، زبان اردو؛ و در هندوستان، زبان هندى، زبان رايج است؛ اما آنها بكلى مغفولٌ‏عنه است. چگونه زبان خارجى آمد جاى زبان ملىِ يك ملت را گرفت؟ همين‏طورى وارد مى‏شوند. انگليسى‏ها در هند سرمايه‏گذارى كردند تا توانستند وضعيت را به اين‏جا برسانند. بعضى از كشورهاى آفريقايى، زبانشان پرتغالى يا اسپانيولى است؛ به زبان رسمىِ خودشان اصلاً توجه نمى‏كنند؛ اين خوب است؟ تسلط زبان بيگانه بر يك ملت، خوب است؟ زبان، استخوان فقرات يك ملت است؛ اين را ما اين‏طور تضعيف كنيم؟ چرا؟ چون آقايى سليقه‏اش اين است و اين‏طور فهميده! مدرسه و بچه‏هاى مردم كه محل آزمون و خطا نيستند؛ آزمايشگاه نيستند كه ما اين مسأله را تجربه كنيم، بعد ببينيم تجربه غلط از آب درآمد. با بچه‏هاى مردم كه نمى‏شود اين‏طورى رفتار كرد. بنابراين اتاق فكر - يعنى يك مركز انديشمند و آگاه - لازم است. چيزهاى فراوان ديگرى هم در آموزش و پرورش وجود دارد، كه بايد به آنها هم توجه كرد.
    آنچه من بجد طرفدار آن هستم، همان چيزى است كه بعضى از دوستان هم گفتند: ارتقاء سطح تحصيلى معلمان، تا آن‏جايى كه ممكن باشد. در اين زمينه، راه‏هايى هم پيشنهاد شد - مثل كار تحقيق ميان معلمان - كه بايد بررسى و پيگيرى شود.
    از همه‏ى اينها مهمتر، مسأله‏ى ديانت است. اگر مى‏خواهيد كار معلمىِ شما مورد رضاى خدا و نسل‏هاى آينده قرار گيرد و در انجام وظيفه‏تان از شما به نيكى ياد شود، بچه‏ها را متدين بار بياوريد. متدين بارآوردن بچه فقط كار معلم تعليمات دينى نيست؛ يك معلم رياضى، يك معلم فيزيك، يك معلم فارسى و ادبيات هم با يك نكته‏گويىِ بجا و با يك تك مضراب مى‏تواند تفكر دينى را در اعماق دل شاگرد و مخاطبِ خود جا دهد تا يادش نرود. گاهى حتّى بيش از معلم دينى مى‏توانند اثر بگذارند. وقتى معلم دينى سر كلاس مى‏آيد، يك تكليف است و بچه‏ها و همه‏ى انسان‏ها نسبت به تكليف، حالت امتناع دارند. اين آقا مى‏خواهد بيايد تكليف بدهد؛ اگر خيلى خوش‏بيان و خوش‏برخورد و خوش‏اخلاق و خوش‏تدريس باشد، يك مقدار حرفش قابل قبول است؛ اگر اينها هم نباشد، كه ديگر هيچ. اما يك معلم فيزيك، يك معلم رياضى، يك معلم شيمى، يك معلم ادبيات فارسى، يك معلم تاريخ، گاهى در خلال صحبت، با يك كلمه‏ى بجا - حقيقتاً يك كلمه - مى‏تواند تأثيرى در روح كودك و نوجوان و جوان بگذارد كه او را به معناى واقعى كلمه متدين و پابند كند. شماها مى‏توانيد اين كار را بكنيد؛ هم در دبستان، هم در راهنمايى، هم در دبيرستان. بچه‏ها را متدين بار بياوريد. متدين بار آوردنِ بچه‏ها همان چيزى است كه مى‏تواند آينده‏ى اين كشور را آباد كند. اگر ما مى‏خواهيم اين كشور پيشرفت صنعتى كند، پيشرفت مادى كند، پيشرفت فرهنگى كند، رتبه‏ى اول منطقه را - همان‏طور كه در سند چشم‏انداز آمده - حائز شود، اين در سايه‏ى انگيزش دينى و ايمان امكان‏پذير است. وقتى ايمان بود، انسان دنبال ايمان حركت مى‏كند و با همه‏ى سختى‏ها هم مى‏سازد.
    بنده در دوره‏ى مبارزه، گاهى كه در سلول خيلى فشار مى‏آمد، دلم به حال بچه‏هاى كمونيست مى‏سوخت؛ مى‏گفتم چون اينها خدا ندارند. وقتى اوضاع بر ما خيلى تنگ مى‏شود و فشار مى‏آيد، با خدا درد دل مى‏كنيم؛ حرفى مى‏زنيم و قطره‏ى اشكى مى‏ريزيم و چيزى مى‏خواهيم و اميدى در دل ما مى‏درخشد؛ اما اينها آن را ندارند. انسان وقتى خدا را داشته باشد، اميد و افق روشنى دارد.

    والسّلام‏عليكم‏ورحمةاللّ َه‏وبركاته‏

    :icon_pf(57):

  8. #288
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار خانواده‏هاى شهداى استان كرمان12/ 2/ 84‏

    بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار خانواده‏هاى شهداى استان كرمان‏
    12/ 2/ 84
    بسم الله الرحمن الرحیم
    اولاً سلام عرض مى‏كنيم به همه‏ى خانواده‏هاى عزيزِ شهيدان و ايثارگران و بازماندگانِ آن نشانه‏هاى شرف و افتخار. همچنين سلام عرض مى‏كنيم به جانبازان عزيزمان، و عرض ارادت صميمى خود را به آنها تقديم مى‏كنيم - كه در واقع شهيدان زنده‏ى انقلاب و كشورند - و همچنين سلام عرض مى‏كنيم به آزادگان عزيز و خانواده‏هاى آنها كه رنج‏هاى بى‏شمارى را تحمل كرده‏اند.
    اگرچه موهبت شهادت در دوران معاصر ما به همه‏ى ملت ايران در اقصى‏ نقاط اين كشور عطا شد - هيچ نقطه‏يى از نقاط كشور نيست كه عطر شهادت، نور شهادت و خاطره‏ى حماسه‏هاى همراه با شهادت در آن‏جا وجود نداشته باشد - ولى برخى از مناطق كشور اختصاصاتى دارند؛ و كرمان يكى از اين مناطق است. استان كرمان با بيش از شش هزار شهيد و حدود بيست‏وپنج هزار ايثارگر - شهيد و جانباز و آزاده - و با داشتن شهداى عالى‏مقام و نامدار - از قبيل شهيد باهنر - و با چهره‏هاى ماندگارى در ميان آزادگان، مثل شهيد محمد شهسوارى - كه ياد و خاطره و صداى او همچنان در گوش همه‏ى ما هست - و با داشتن روستاها و بخش‏هايى كه در تقديم شهيدان، رتبه‏ى اول را در كشور احراز كرده‏اند - مثل رابر و روستاى گُنجان - يك استان ممتاز است.
    اين شهادت‏ها آسان به‏دست نيامد. شهادت، نعمت و هديه‏ى خداست؛ اين هديه را آسان به كسى نمى‏دهند. چرا هديه‏ى خداست؟ چون مرگِ ناگزيرِ همگانىِ همه‏ى انسان‏ها را به يك پديده‏ى افتخارآميزِ در دنيا و آخرت تبديل مى‏كند؛ اين هديه نيست؟ آيا ممكن است كسى از مرگ بگريزد؟ وقتى انسان به لحظه‏ى مرگ رسيد، آيا فرق مى‏كند كه پشت سرِ خودش 90 سال را گذرانده باشد يا 20 سال؟ آيا بزرگترين دغدغه‏ى هر انسانى از مرگ به خاطر اين نيست كه از بعد از آغاز سفر مرگ بى‏خبر است و نمى‏داند چه بر سر او خواهد آمد؟ اينها را در كنار هم بگذاريد و ببينيد انسانى همين مرگ و همين حادثه‏ى قطعى و ناگزير و همين آينده‏ى مبهم و نگرانى‏آور را تبديل كند به يك حادثه‏ى پُرافتخار، به يك واقعه‏ى نامدارِ در دنيا و آخرت، به يك وسيله‏ى عزتِ پيش خدا و پيش كروبيانِ ملأ اعلى، به يك اطمينان و يك سكينه‏ى قلبى و يك آرامش؛ «و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الاّ خوف عليهم و لا هم يحزنون»؛ هيچ خوف و اندوهى براى آنها نيست. آيا اين هديه‏ى الهى نيست؟ اين‏كه آدم روغنِ ريخته‏ى جانِ خودش را نذر امامزاده كند و قبول شود، نعمت خدا نيست؟ اين روغن كه ريخته شده است، اين عمر كه از دست رفته است، اين مرگ كه ناگزير است؛ آنگاه‏انسان بايد همين مرگ ناگزير را به خدا بفروشد، به قيمت بهشت و سعادت ابدى؛ «انّ اللَّه اشترى من المؤمنين انفسهم و اموالهم بأنّ لهم الجنّة يقاتلون فى سبيل اللَّه فيقتلون و يقتلون»؛ اين، وعده‏ى الهى است. اين جانِ رفتنى را - كه انسان بناچار بايد از دست بدهد - خدا از شما مى‏خرد و در مقابلش به شما بهشت مى‏دهد. اين فقط مخصوص ما مسلمان‏ها نيست؛ در اديان قبل از اسلام هم بوده؛ «وعدا عليه حقّا فى‏التوراة والانجيل والقرآن»؛ اين وعده را خدا در تورات و انجيل و قرآن هم داده است. پس شهادت يك هديه‏ى الهى است.
    بنده قبل از انقلاب در مسجدى در مشهد نماز مى‏خواندم و براى مردم صحبت مى‏كردم؛ جوان‏ها هم جمع مى‏شدند. آن وقت شهادت مثل دوران بعد از انقلاب، اين‏طور ارزان نبود؛ اما شهدايى داشتيم. به آنها مى‏گفتم: جوان‏ها! برادرها! شهادت، مرگ تاجرانه و مرگ آدم‏هاى زرنگ است. اين هديه را خدا به چه كسى مى‏دهد؟ خدا اين هديه را ارزان نمى‏دهد؛ به كسانى مى‏دهد كه در راه او مجاهدت كنند. جوان‏هاى شما، شهيدان شما، همسران شهدا! همسران شما؛ پدر و مادرها! فرزندان شماها؛ بچه‏هاى شهدا! پدران عزيز شما، اين هديه‏ى الهى را آسان و رايگان به‏دست نياوردند؛ به قيمت مجاهدت به‏دست آوردند؛ در راه خدا جهاد كردند، از خودشان گذشتند و خدا اين هديه را به آنها داد.
    شما كرمانى‏ها شهداى زيادى داريد؛ اما عمده‏ى شهداى شما متعلق به لشكر 41 ثاراللَّه است. مى‏دانيد اين لشكر يعنى چه؟ يك لشكر مقتدر، شجاع، فداكار و افتخارآفرين. بعضى از بچه‏هاى شما كه در لشكر ثاراللَّه شهيد شدند، در شب عمليات والفجر 8 كه عرض اروند متلاطم را بايد طى مى‏كردند، 1300 متر غواصى كردند و از اين طرف به آن طرفِ آب رفتند؛ براى اين‏كه خودشان را به دشمن برسانند. آب در اروندرود، هم از طرف سرچشمه پايين مى‏آيد؛ هم آب مدّ دريا از بالا داخل مى‏شود. اروند، معبر عجيبى است. جوان‏هاى شما لباس غواصى به تن كردند - طورى كه دشمن نفهميد - و نه 10 متر و 20 متر و 100 متر، بلكه 1300 متر را كه عريض‏ترين بخش اروند بود، طى كردند و خودشان را به آن طرف رساندند و توانستند ساحل مقابل را از دست دشمن بگيرند و آن فتح‏الفتوحِ عجيب را بيافرينند، كه دنيا را منقلب كرد.
    در اين عمليات، قايق‏هاى سپاه به طرف ساحل اروند منتقل شد؛ اما دشمن نفهميد. اين همه نيرو و اين همه امكانات از راه دور پاى آب اروند آمد؛ اما دشمن با آن همه تجهيزات، و با آن‏كه ماهواره‏هاى امريكا و انگليس و شوروى كمكش مى‏كردند، نتوانست حركت عظيم سپاه را - كه از لشكرهاى مختلف اين همه نيرو لب آب آورده بود - بفهمد. قايق‏ها را بايد بچه‏هاى لشكر ثاراللَّه كنار ساحل مى‏بردند.
    يكى از شهداى نامدار اين لشكر، كسى است كه در طول بيست روزى كه اين قايق‏ها را محرمانه منتقل مى‏كردند، نتوانست استراحت كند. از قول فرمانده محترمش - كه الحمدللَّه خداى متعال او را براى ما نگه داشته و جزو عزيزان ماست - نقل كردند كه گفته بود اين جوان سه شبانه‏روز چشم به هم نگذاشت و نخوابيد. بعد از سه شبانه‏روز كه رفته بود در سنگر بخوابد، مأموريتى ايجاد شد؛ رفتم صدايش كردم و او را با خودم به مأموريت بردم! اينها اين‏طورى جهاد مى‏كردند.
    خداى متعال دو اجر بزرگ به اينها داد: يكى شهادت - كه متعلق به خود آنهاست - يكى هم نجات اين كشور، حفظ آبروى ملت ايران و حفظ آبروى امام. مگر شوخى است؟ در دوران تسلط ماديگرى در دنيا، يك مرد معنوى بلند مى‏شود؛ يك ملت مؤمن و مخلص و پُرشور زير پرچم او حركت مى‏كنند؛ ميليون‏ها دل، ميليون‏ها انسان و ميليون‏ها اراده در هم تنيده مى‏شوند و نظام جمهورى اسلامى را به‏وجود مى‏آوردند - كه به تنهايى در مقابل دنياى استكبار ايستاده است - آن‏وقت دشمن حقير و حكومت خودكامه‏ى خونريزِ جلادى مثل حكومت بعثىِ صدام بيايد و امريكا و شوروى و اروپاى آن روز و مرتجعان منطقه هم به او كمك كنند تا بر اين نظام و اين ملت و اين كشور غلبه پيدا كند؛ مرزهاى او را بشكند؛ خاكش را بگيرد و آبروى اين ملت را بريزد؛ اين چيز كمى بود؟ خداى متعال نگذاشت. دست نصرت خدا از آستين بچه‏هاى شما بيرون آمد و اسلام يارى شد. هزاران هزار نفر رفتند در جبهه‏ها جنگيدند؛ از جان مايه گذاشتند؛ از خواب و خوراك گذشتند؛ از گرماى روزهاى سرد زمستان در كنار پدر و مادرشان گذشتند؛ از پاى كولر و آب خنكِ يخچال در گرماى تابستان گذشتند؛ سختى‏ها را به خودشان خريدند؛ عده‏يى از آنها جانشان را دادند؛ عده‏يى از آنها سلامتشان را دادند، كه الان داريد مى‏بينيد و جلوى چشم ما هستند - اين جانبازان عزيز - عده‏يى در دست دشمن اسير شدند. خداى متعال به اين تلاشِ جانانه و مخلصانه بركت داد؛ «و اخرى تحبّونها نصر من اللَّه و فتح قريب و بشّر المؤمنين»؛ خدا نصرت خودش را بر اين ملت نازل كرد. خدا نصرتش را به آدم‏هاى تنبل و بى‏مجاهدت نمى‏دهد. خدا از انسان‏هاى بيكاره و تنبل و بى‏خيال و لاابالى حمايت نمى‏كند؛ ولو مؤمن باشند.
    مسلمان‏ها هزار سال در خواب غفلت بودند؛ دويست سال استعمار بر سرزمين‏هاى اسلامى حاكم و مسلط بود؛ امروز هم استكبار جهانى بر بخشى از دنياى اسلام مسلط است؛ مگر اين مسلمانان مؤمن نيستند؟ چرا، آنها هم ايمان دارند و نماز مى‏خوانند؛ اما اين كافى نيست. براى پيروزى و موفقيت، مؤمن بودن و نماز و روزه به‏جا آوردن كافى نيست؛ مجاهدت لازم است. در سايه‏ى مجاهدت است كه يك ملت مى‏تواند خودش را، هويتش را، ناموسش را، افتخاراتش را، تاريخش را، فرهنگش را و استقلال و آزادى‏اش را حفظ كند. ملت ما اين كار را كرد و جوان‏هاى شما هم پيشاهنگان اين راه بودند. به اين مجاهدت‏ها افتخار كنيد.
    فرزندان شهدا! به پدران خود افتخار كنيد. اينها كسانى بودند كه مسير تاريخ را عوض كردند؛ اينها كسانى بودند كه قوى پنجه‏ترين و وحشى‏ترين مستكبران دنيا را به زانو درآوردند؛ ملت خود را سرافراز كردند و دين خدا را به پا داشتند.
    امروز در عرصه‏هاى اقتصادى، سياسى، علمى، فناورى و فعاليت‏هاى بين‏الملل، كشور ايران پيشرفت‏هاى بسيار زيادى كرده. اين را به شما عرض كنم؛ پيشرفت ما نسبت به همسانانِ ما بسيار بيشتر و جلوتر است. ما خيلى پيشرفت كرده‏ايم؛ اما اين پيشرفت‏ها مرهون آن دفاع‏ها و مجاهدت‏هاست. ملت ايران با همه‏ى وجود مرهون تلاش و مجاهدت اين ايثارگران است؛ چه ايثارگرانى كه شهيد شدند، چه ايثارگرانى كه شهيد دادند - مثل شماها - چه ايثارگرانى كه جانباز شدند، چه ايثارگرانى كه زندگى دشوار جانبازى را براى عزيزان خودشان تحمل كردند - پدران اينها، مادران اينها، همسران اينها - چه آنهايى كه در بند دشمن جبارِ جرّار اسير شدند و پدر و مادرها لحظه‏لحظه‏ى دوران اسارت را با خون دل تحمل كردند، و چه آنهايى كه از اسارت برنگشتند و در همان‏جا شهيد شدند؛ و چه آنهايى كه به جبهه‏هاى جنگ رفتند و خطر را پذيرفتند و جان خودشان را كف دست گرفتند و همه‏ى نيروى خودشان را صرف كردند، اما خداى متعال خواست اينها زنده بمانند و بركاتشان براى كشورشان و دنياى اسلام ادامه پيدا كند. سردار سليمانى هم ايثارگر است - او هم يك شهيد است - سردار رئوفى هم همين‏طور؛ سردار احمديان هم همين‏طور. اين سرداران، شهيد زنده‏اند؛ به شرطى كه اين راه را ادامه دهند. البته اين شرط و شروط براى همه است.
    تا راه خدا را ادامه مى‏دهيد، جزو صالحين‏ايد؛ اگر كج رفتيد، همه چيز تمام مى‏شود. همه‏ى ما همين‏طوريم؛ بنده هم همين‏طورم. اگر كج قدم گذاشتيم، نمى‏شود بگوييم ما كسى هستيم كه يك روز فلان كار را كرديم. كسانى كه در راه خدا جهاد كردند، جهادشان محفوظ است؛ اين ذخيره‏يى است كه خداى متعال در آن دنيا براى آنها نگه داشته است.
    يك نفر از پيغمبر(ص) شنيد كه ايشان فرموده‏اند هر كس بگويد «سبحان اللَّه و الحمدللَّه و لااله‏الّااللَّه واللَّه اكبر»، خداى متعال در بهشت براى او يك درخت مى‏روياند. گفت: يا رسول‏اللَّه! پس ما در بهشت خيلى درخت داريم؛ چون اين ذكر را خيلى تكرار كرده‏ايم. نقل مى‏كنند پيغمبر(ص) فرمود: بله، به شرط اين‏كه صاعقه‏يى نفرستاده باشى كه درخت‏ها را بسوزاند! گاهى صاعقه‏يى مى‏فرستيم، درخت‏هاى ما را مى‏سوزاند. گاهى مثل آن درويشِ خوش خيال با عصا مى‏زنيم، كوزه‏ى روغنمان مى‏شكند و روغنمان مى‏ريزد. گاهى با يك گناه سقوط مى‏كنيم. گاهى با يك انحراف، خود را از ارزش مى‏اندازيم. بايد مراقب باشيم.
    خانواده‏هاى شهدا يادآور و مظهر افتخار ملتند؛ اما يك چيز ديگر هم در كنار اين وجود دارد: خانواده‏هاى شهدا ما را هميشه به ياد دشمنى‏هايى كه با اين ملت شده، نگه مى‏دارند. دشمن را نبايد فراموش كرد. از دشمنىِ دشمن نبايد غافل شد. اميرالمؤمنين(ع) در نهج‏البلاغه فرمود: «و من نام لم ينم عنه»؛ اگر شما در جبهه‏ى نبرد خوابتان برد، معنايش اين نيست كه سرباز خط مقابل هم خوابش برده؛ نه، او بيدار است؛ منتظر است شما خوابتان ببرد تا بر سر شما بتازد. در ميدان نبرد، كارزار هميشه نظامى نيست؛ گاهى سياسى است؛ گاهى هم فرهنگى است. دشمن سعى مى‏كند رخنه ايجاد كند؛ چشم‏ها را بايد باز نگه داريم؛ نقطه‏ى رخنه را ببينيم و مراقب باشيم اين رخنه توسعه پيدا نكند. بايد جلوى رخنه‏هاى فرهنگى و سياسى را بگيريم.
    امروز سياست استكبارى، استعمار فرانو است؛ يعنى از استعمار نوينى كه در ده‏ها سالِ قرن گذشته وجود داشت، يك قدم بالاتر. استعمار فرانو يعنى چه؟ يعنى دستگاه استكبارى كارى كند كه عناصرى از ملتى كه اين مستكبر مى‏خواهد آن را قبضه و تصرف كند، بدون اين‏كه بدانند، به او كمك كنند. دشمن، ايمان شما را سد مستحكمِ خود مى‏بيند و دلش مى‏خواهد اين سد برداشته شود. حالا عناصرى از ميان خود ما بيايند و بنا كنند اين ديوار را تراشيدن يا سوراخ كردن. اينها گرچه خودى هستند، اما دارند براى دشمن كار مى‏كنند؛ دشمن هم روى اينها سرمايه‏گذارى مى‏كند. ديديد كه امريكايى‏ها حتّى در كنگره‏شان تصويب كردند كه به عناصرى در داخل كشور ما پول بدهند تا براى آنها كار كنند؛ اين‏طور علنى و صريح! اين استعمارِ فرانو است. اين، مثل اين است كه دونده‏يى نتواند بر رقيبش فائق بيايد؛ كارى كند كه رقيب، خودزنى كند؛ مثلاً وادارش كند معتاد شود. وقتى طرف معتاد شد، ديگر حال دويدن ندارد؛ به خودى خود به نفع رقيبش كار كرده است. بنابراين وقتى حال دويدن نداشت، رقيبش برنده مى‏شود. در استعمارِ فرانو اين كار را مى‏كنند؛ جوان‏ها خيلى بايد هشيار باشند؛ دخترها خيلى بايد هشيار باشند؛ معلمين و معلمات و پدر و مادرها خيلى بايد متوجه و هشيار باشند؛ بخصوص كسانى كه جايگاهى در اشاره به افكار عمومى دارند؛ گوينده‏اند، نويسنده‏اند، اهل هنر و اهل فعاليت گوناگون هستند.
    ما عرض ديگرى نداريم، جز اين‏كه براى شما دعا كنيم و از مسؤولان بنياد شهيد - كه الحمدللَّه آقاى دهقان هم اين‏جا هستند - درخواست كنيم كه تا آن‏جايى كه مى‏توانند، مشكلات و گره‏هايى را كه احياناً در كار خانواده‏هاى محترم ايثارگران - چه شهيدان، چه جانبازان و چه آزادگان - وجود دارد، ان‏شاءاللَّه در حد مقدورات و امكاناتشان حل و باز كنند.

    والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

    :icon_pf(57):

  9. #289
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در اجتماع بزرگ مردم شهرستان بم13/ 2/ 84

    بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در اجتماع بزرگ مردم شهرستان بم
    13/ 2/ 84
    بسم الله الرحمن الرحیم
    الحمدللَّه ربّ العالمين والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما بقيّةاللَّه فى‏الأرضين‏
    بیانات مقام معظم رهبری از سال 79 تا 88
    از خداوند متعال بسيار سپاسگزارم كه يك بار ديگر اين توفيق را به من ارزانى داشت كه به شهر شما و در ميان شما بيايم و جمع مردمِ باهمت و خوش روحيه‏ى بم را يك‏بار ديگر زيارت كنم.
    آنچه در نگاه اول، اين سفر را با سفرهاى قبلى متفاوت مى‏كند، اين است كه من بحمداللَّه - چه در شهر كه مقدارى حركت كرديم و ساعتى به مناطق مختلف و محل‏هاى اسكان رفتيم و چه الان كه در اين جمع شركت كرده‏ايم - چهره‏ى شما مردم عزيز و چهره‏ى جوانان و چهره‏ى شهر را برخوردار از يك نشاط و حالت اميد و اهتمام مى‏بينم. در سفرهاى قبلى چهره‏ى شهر بر اثر سنگينى حادثه و فاجعه‏يى كه اتفاق افتاده بود، افسرده و ملول بود. اين براى جنبه‏ى انسانىِ شهر بم چيز مهمى است؛ براى من هم كه از اعماق دل به شما مردم و آحاد مؤمن و صميمىِ اين منطقه و اين شهر علاقه و ارادت دارم، از اين‏كه چهره‏ها را گشاده مشاهده مى‏كنم، مژده‏ى بزرگى است.
    مطالباتى وجود دارد و اين مطالبات غالباً هم بحق است؛ هم امام جمعه‏ى محترم اينها را بيان كردند - كه از ايشان هم بخصوص بايد به‏خاطر زحماتشان تشكر كنيم - هم از مسؤولان محترم شهر و استان مواردى شنيده‏ام؛ هم در گزارش‏هاى مردمى كه پيش از سفر براى ما تهيه مى‏شود، به‏دست آورده‏ام.
    اما آنچه براى بنده به عنوان يك مسأله‏ى مهم مطرح است، اين است كه در مقابل حوادث و بلاياى طبيعى دوگونه مى‏توان موضعگيرى و حركت كرد: يك نوع عبارت است از تسليم حادثه شدن و خود را به پيامدهاى آن سپردن و در مسير حوادث رها كردن؛ اين منفى است. حادثه در اين صورت سودى براى جامعه‏ى حادثه ديده و مصيبت‏ديده نخواهد داشت و زيان‏هاى آن هم براى مردم باقى خواهد ماند. اما نوع ديگر عبارت است از برخورد فعال و مثبت؛ يعنى مصيبت را با همه‏ى عظمت و سنگينى‏اش پشت سر گذاشتن و به سمت جلو و اصلاح كارها حركت كردن. اين نوع موضعگيرى، صحيح و مثمر ثمر است. مصيبت در هر صورت واقع شده است؛ ما بايد از مصيبت درس بگيريم و با پندگيرى و عبرت‏گيرى از بلاياى گذشته، آينده‏ى خود را آن‏چنان بسازيم كه هم از حوادث آينده جلوگيرى كنيم؛ هم مشكلاتى كه بر اثر حادثه پيش آمده، تا آن‏جايى كه ممكن است، جبران كنيم؛ و هم دستاوردهاى جديدى به‏دست بياوريم. اين، نگاه مثبت و اسلامى است.
    من مى‏بينم كه مردم عزيز بم و بروات با همت و تكيه‏ى به ايمان و نجابتى كه در آنها وجود دارد، راه دوم را پيش گرفته‏اند. آنچه تاكنون انجام شده است، به‏هيچ‏وجه كافى نيست. من از زحماتى كه مسؤولان دولتى و بخش‏هاى مختلف كشيده‏اند، تقدير و تشكر مى‏كنم؛ حقيقتاً زحمات آنها درخور تقدير است. با وجود اين‏كه من از زحمات ستاد بازسازى شهر بم و روستاهاى بم متشكر هستم و كارشان را تقدير مى‏كنم، اما آنچه من از لحاظ ساخت و ساز، از لحاظ وضع شهرى، از لحاظ مسكن و از لحاظ مراكز كسب و كار مى‏بينم، برايم خشنودكننده و راضى‏كننده نيست. بعضى از دستگاه‏هاى دولتى يا نهادهاى انقلابى حقاً و انصافاً خيلى خوب كار كردند. من نه از كسانى‏كه خيلى خوب كار كرده‏اند، و نه از كسانى‏كه اشكالاتى در كارشان بوده، نام نخواهم آورد - البته به خود آنها خواهم گفت - بعضى خوب كار كردند، تحسين‏برانگيز حركت كردند؛ بعضى هم كم‏كارى كردند؛ اما آنچه در مجموع مشاهده مى‏شود، عبارت است از يك نگاه كلى و برنامه‏ريزىِ محاسبه شده و اندازه‏گيرى شده و قابل پيش‏بينى.
    البته بنده دوست مى‏داشتم كه اگر مسؤولى به بم آمده و وعده كرده كه هفته‏يى يك مدرسه درست كند، توانسته باشد آن وعده را جامه‏ى عمل بپوشاند - كه متأسفانه نپوشانده - يا اگر كسانى آمده‏اند براى بازسازى زمان معين كرده‏اند و گفته‏اند شهر بم را تا فلان مدت مى‏سازيم، توانسته باشند به اين زمان‏بندى عمل كنند؛ كه مشاهده مى‏شود كسانى‏كه چنين وعده‏هايى دادند، خودشان هم الان اعتراف دارند كه اين وعده دادن‏ها درست نبوده است؛ اينها اعتراضات و مطالبات ماست.
    ولى از مجموع مصايبى كه مى‏بينم و گزارش مى‏گيرم و از طرق مختلف مطلع مى‏شوم، آنچه استنتاج مى‏كنم، اين است كه برنامه‏ريزى براى بم، برنامه‏ريزى درستى است. اين برنامه‏ريزى بايد از سوى مسؤولان دولتى، از سوى بانك‏ها و از سوى دستگاه‏هايى كه در بازسازى، مسيرها و ايستگاه‏هاى گوناگونى به آنها مربوط است، مورد پشتيبانى قرار بگيرد.
    به من گفته شد كه بازسازى روستاهاى اطراف بم تا پايان سال 84 تمام خواهد شد؛ و گفته شد كه اميدوارند بازسازى شهر بم تا آخر سال 85 به پايان برسد. من اين را به عنوان يك وعده‏ى قطعى تلقى نمى‏كنم و به شما هم اين را عرض نمى‏كنم؛ اما اگر بتوانند به اين وعده جامه‏ى عمل بپوشانند، بايد بگوييم كار بسيار بزرگ و برجسته‏يى انجام داده‏اند؛ و من دعا مى‏كنم كه بتوانند.
    بازسازى - كه يك مسأله‏ى مهم شهر بم است - همه‏ى مسائل شهر بم نيست. موضوعاتى كه آقاى امام جمعه‏ى محترم و پُرنشاط و فهيم بيان كردند، همه‏ى اينها جزو مسائل است. امنيت جزو مسائل مهم اين شهر است، كه ربطى به بازسازى ندارد. مسأله‏ى كسبه و پيشه‏وران، يكى از مسائل است. رسيدگى به فرهنگيان و دانش‏آموزان - كه ديروز يكى از فرهنگيان محترم بم در مجتمع فرهنگيان كرمان آن را بيان مى‏كرد - يكى از مسائل مهم اين منطقه است. كارسازى و كارآفرينى براى جوانان - كه اين جزو مسائل قبلى بم هم بوده است و در حال حاضر با رويداد زلزله افزايش پيدا كرده - يكى از مسائل مربوط به بم است. نشاط و روحيه‏ى جوان با كار كردن است؛ جوان بايد بتواند كار كند. جوانى كه كار مى‏كند، هم درون خود او و روحيه‏ى او شادمان و شاداب است؛ هم مثل يك نخل بارآور، از ميوه‏ى شيرينِ كار او ديگران استفاده مى‏كنند؛ يعنى هم خودش شاداب است، هم ديگران بهره مى‏برند. جوان وقتى نتواند اشتغال لازم را به‏دست بياورد، هم شادابى خود او كم خواهد شد و يا خداى نكرده از بين خواهد رفت، و هم از ثمرات وجود او كس ديگرى استفاده نمى‏كند.
    البته مسأله‏ى ايجاد كار، مخصوص اين‏جا نيست؛ يكى از مسائل مهم ما در سطح كشور است. در دو سه سال اخير تلاش‏هاى زيادى شده و فعاليت‏هاى فشرده و متراكمى براى اين كار صورت گرفته است و بايد هم ادامه پيدا كند. در دولت آينده، هر كس سر كار بيايد و قوه‏ى مجريه به‏دست هر دولت و رئيس دولتى بيفتد، يكى از اساسى‏ترين اهتمام‏هاى او بايد ايجاد اشتغال باشد.
    شما مردم بم علاوه بر انتخاب رئيس‏جمهور، احتمالاً انتخاب نماينده هم خواهيد داشت. نگاه كنيد و كسى را كه پاسخگوى اين انتظارات است، پيدا كنيد. مدتى ما را به مسائل سياسى و جناحى و خطى و حرفهاى پوچ و بى‏محتوا - كه در زندگى واقعى مردم هيچ نقشى ندارد - سرگرم كردند. آنچه كشور ما احتياج دارد، كار و توليد و توسعه‏ى مادى و معنوى، همراه با عدالت و بدون تبعيض و فساد و افزون‏خواهى‏هاى غيرقانونى - و به قول آقايان، رانت‏خوارى - است. مهمترين همت قوه‏ى مجريه و قوه‏ى مقننه و قوه‏ى قضاييه بايد اين باشد كه بتوانند در مقابل اين بيمارى‏هاى صعب‏العلاج بايستند. اين بيمارى‏ها از بلاى زلزله هم براى كشور خطرناك‏تر است؛ چون همه‏گير است.
    يكى از مسائلى كه خوب است در بم آن را عنوان كنم، اين است: عزيزان من! مردم عزيز بم! شما البته مصيبت ديديد. زلزله حقيقتاً فاجعه بار بود. بازماندگانى كه در مقابل چشم خود، عزيزانشان، فرزندانشان، نوه‏هايشان، همسرشان و والدينشان را ديدند كه در زير خاك‏هاى زلزله دفن مى‏شوند، به چه زبانى مى‏شود تسلا داد؟ در سفرهاى گذشته به بم، من بسيارى از اين افراد را از نزديك ديدم. اين داغ‏ها در دل انسان مى‏ماند، در اين شكى نيست. اما همين فاجعه‏ى مصيبت‏بارى كه اين‏طور شماها را سوزاند و داغ بر دل‏هايى گذاشت، براى كل كشور، براى ايران عزيز و براى مسؤولان درس‏هايى داشت كه اگر به آن درس‏ها عمل كنيم، اين مصيبت بزرگ به ميزان زيادى جبران خواهد شد.
    يكى از اين درس‏ها مقاوم‏سازى است. اين كه من بعد از سفر قبلى به بم، به مسؤولان گفتم كه نگذاريد مسأله‏ى بم كهنه شود، آن را تازه نگه داريد، يك علتش اين است كه حادثه‏ى بم ممكن است در هر نقطه‏ى ديگرى از اين كشور اتفاق بيفتد. در خود اين استان و در نقاط مختلف ديگر ممكن است اين حادثه اتفاق بيفتد؛ ديديد كه در زرند هم اتفاق افتاد. استان كرمان - آن‏طور كه به من گزارش داده‏اند - روى هشت گسل زلزله قرار دارد. در محل تلاقى اين گسل‏ها امكان زلزله‏هاى بسيار شديدى مى‏رود و هر كدام از اينها ممكن است خسارات بزرگى داشته باشد؛ بايد اينها را پيش‏بينى كرد. گفتم ستاد حوادث غيرمترقبه و بحران‏هاى ناشى از بلاياى طبيعى بايد تشكيل شود؛ الان هم از بم - از كانون يكى از مهمترين بلاهاى طبيعى در زمان خودمان - به مسؤولان خطاب مى‏كنم و مى‏گويم اين كار را بيش از اين عقب نيندازيد. مسؤولان بايد آماده به كار باشند. هم مسأله‏ى مقاوم‏سازى در همه جاى كشور بسيار مهم است؛ هم آماده بودن براى مقابله‏ى با اين حوادث، مهم است؛ چون دقايق اوليه‏ى وقوع حادثه، دقايق اكسيرى و كيميايى و ارزشمندى است. رسيدن به آن دقايق، ممكن است جان عده‏ى كثيرى را نجات دهد. اينها آمادگى قبلى مى‏خواهد. ما خيلى از اينها را مى‏دانستيم، اما زلزله و مصيبت شما اين درس‏ها را زنده كرد و بسيارى از مسؤولان كشور را به فكر واداشت.
    اگر از اينها درس بگيريم، پاداش آن مصيبت و آن حادثه‏ى غم‏انگيز را گرفته‏ايم. البته حادثه‏ى بم فقط براى بمى‏ها غم‏انگيز نبود؛ همه‏ى كشور را غرق در غم كرد؛ همه‏ى آحاد مردم در سرتاسر كشور با شما احساس همدردى كردند.
    براى كسى كه به بم مى‏آيد و مى‏رود، آنچه مهم است، روح كرامت و تلاش در ميان مردم بم است. هر چه مى‏توانيد، اين روحيه را تقويت كنيد. شما مردمِ با كرامت و صابرى هستيد. اسم «دارالصابرين»ى كه امروز من چند بار شنيدم و در برخى از نوشته‏هاى مقابلِ خودم مى‏بينم، خيلى مناسب است. حقيقتاً در مصيبت به اين بزرگى، شما صبر و استقامت كرديد.
    دل مصيبت‏ها را بايد شكافت و از دل آنها بركات الهى را استخراج كرد. با ديد ديگرى به مصيبت‏ها نگاه كنيم تا بلاياى طبيعى را رحمت خدا ببينيم. اين تلفات عظيم و اين مرگ و نابودى كه در چنين حوادثى براى شهر و جامعه‏يى پيش مى‏آيد، با همه‏ى تلخى، اگر بتواند روح توكل، ارتباط با خدا، روح تلاش، عبرت‏گيرى و به فكر آينده بودن را در ما زنده كند، نعمت خواهد شد.
    بم بايد به توفيق الهى، به همت مسؤولان و با همين برنامه‏ريزى‏يى كه عرض كرديم - كه برنامه‏ريزىِ خوب و قابل قبول و به نظر ما جامع‏الاطراف است - در مدت زمانى كه برادران مسؤول ذكر كرده‏اند، ان‏شاءاللَّه به صورت يك شهرِ با استحكام و زيبا ساخته شود. شماها هم بايد تلاش كنيد. مسؤولان بايد به وعده‏هاى خودشان عمل كنند. اگر قرار بوده وام بدهند و يا تسهيلات در اختيار بگذارند، اينها را انجام دهند. آحاد مردم بايد همت كنند و با دستگاه‏ها همكارى داشته باشند؛ دستگاه‏ها هم به همه‏ى وظايف خود عمل كنند تا از دل اين ويرانه‏ها يك شهر زيبا سر برآورد و مظهر عزم و اراده و ذوق و سليقه و برآورنده‏ى نيازهاى شما باشد. البته كارهايى كه بايد انجام بگيرد و نيازهايى كه مجموعه‏ى اين شهرستان دارد، در جاى خود محفوظ است.
    ما در عرصه‏هاى مختلفى در صحنه‏ى آزمون نگاه مردم دنيا هستيم. و من به شما عرض بكنم؛ در ماجراى بم، ملت ايران و مسؤولان دلسوز از سوى مراكز جهانى تحسين شدند. ملتى كه تلفات سنگينِ وارد شده بر خود را تحمل مى‏كند و با روحيه‏ى خوب و عزم راسخ در ميدان انقلاب و عرصه‏ى حركت و تلاش در جمهورى اسلامى با استقامتِ تمام مى‏ايستد؛ هم به زبان مى‏آورد و هم در عمل آن را اثبات مى‏كند، مورد تحسين همه‏ى ناظران بين‏المللى قرار مى‏گيرد، و قرار گرفت. درست است كه بسيارى از كشورها و مراكز بين‏المللى به وعده‏هاى خود عمل نكردند - كه اين را مسؤولان دولتى گزارش كردند و گفتند اينها به بسيارى از وعده‏هاى خود عمل نكردند - ولى ما روى پاى خود ايستاديم. تحسين قلبى آنها نسبت به عزم و اراده‏ى مردم و مديريت خوبى كه در اين قضايا انجام گرفت، قطعى است.
    بنده از سابق به بم علاقه داشتم. قبل از انقلاب، وقتى مى‏خواستم از جيرفت برگردم، آمدم چند روزى در بم ماندم و با مردم بم آشنا شدم. بعد از انقلاب موفق نشدم به بم بيايم. خيلى مايل بودم بيايم و با شما مردم مواجه شوم؛ ولى متأسفانه تا قبل از زلزله اين توفيق به دست نيامد. يكى از دوستان قديمى ما در بم، بار اوّلى كه پس از وقوع زلزله به بم آمدم، جلوى من آمد و گريست؛ گفت دلمان مى‏خواست تو به بم بيايى؛ اما نه در چنين شرايط و اوضاع و احوالى. بنده هم مايل بودم وقتى به بم بيايم كه اين شهر را شاد و پُرنشاط و فارغ از حوادث طبيعى و بدون مصيبت ببينم؛ اما متأسفانه نشد. در عين حال خداى متعال را شاكرم كه در شهر شما نشاط و شادابى را در چهره‏ها مى‏بينم، كه در سفرهاى قبل نديده بودم. جوان‏ها و زن‏ها و مردها بانشاط اند. در خيابان‏هاى شهر، در اردوگاه‏ها و محل‏هاى اسكان موقت، هر جا رفتيم، احساس كرديم در چهره‏ى مردم شادابى و نشاط هست؛ خدا را از اين بابت شكر مى‏كنيم.
    از خدا مى‏خواهيم توفيق دهد تا بار ديگر بتوانيم به شهر شما بياييم و آن روز شما را در اوج نشاط و سلامت و خشنودى از پيشرفت كارهايتان ببينيم و شهر نوى بم را كه به دست شماها ساخته شده، ان‏شاءاللَّه آن روز مشاهده كنيم. از اين ديدار بسيار خوشحالم. از شما تشكر مى‏كنم و عذرخواهى هم مى‏كنم كه در آفتاب گرم مدتى منتظر بوديد و عرايض ما را شنيديد.
    پروردگارا! به محمد و آل محمد لطف و فضل و رحمت و بركت خود را بر مردم اين شهر نازل كن. پروردگارا! به مسؤولان توفيق خدمتگزارىِ كامل به اين مردم عزيز و نجيب را عنايت كن. پروردگارا! مصايبى كه بر اين مردم وارد شده است، با لطف و رحمتِ مضاعف خود جبران بفرما. خدايا! ما را قدردان اين مردم قرار بده.

    والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏
    :icon_pf(57):

  10. #290
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مردم زلزله ‏زده‏ ى روستاى داهويه‏‏13/ 2/ 84

    بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مردم زلزله ‏زده‏ ى روستاى داهويه‏‏
    13/ 2/ 84
    بسم الله الرحمن الرحیم
    الحمدللَّه رب العالمين والصّلاةوالسّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم محمّد.
    از اين‏كه در جمع شما هستم، خدا را سپاسگزارم. مصيبتى كه بر اين روستا و اين شهرك و بر منطقه‏ى زرند وارد شد، يكى از امتحانهاى الهى بود؛ هم امتحان الهى براى شما، هم امتحان الهى براى ما و براى مسؤولان.
    عزيزان زيادى از داهويه و بقيه‏ى مناطق از دست رفتند، كه داغشان بر دل كسان و دوستان آنها باقى است؛ اما آنچه مسلّم است، حوادث و ناملايمات و بلاياى بزرگ، كوچكتر از آن است كه بتواند دلهاى مرد و زن مؤمن و استوارى مثل شما را متزلزل كند. مؤمن، از هر حادثه‏ى تلخ هم وسيله‏يى مى‏سازد براى تعالى و تكامل. اين حادثه بسيار تلخ بود؛ اما اگر بتواند اولاً ما را به خدا نزديكتر كند، ثانياً نيرو و نشاط و عزم و اراده را براى از سرگيرى زندگى و سازندگى در ما تقويت كند، تبديل به نعمت مى‏شود.
    مرد و زن، جوان و پير، همتهاى خودتان را عالى كنيد. مسؤولان هم بجد در پى اين هستند كه ان‏شاءاللَّه آثار اين خسارت و اين مصيبت را هرچه ممكن است كم كنند و ان‏شاءاللَّه بار ديگر اين محل و منطقه، با همت شما و با همت مسؤولان به يك منطقه‏ى آباد تبديل بشود.
    اميدواريم خداوند متعال رفتگان اين جمعيت را، مخصوصاً كسانى‏كه در اين زلزله جان خود را از دست دادند، مشمول رحمت و مغفرت كند و به بازماندگان آنها صبر عنايت كند. همين‏قدر بدانيد اگرچه كه اين تلف‏شدگان و از دست رفتگان، كسان شما بودند؛ اما اين مصيبت مخصوص شما نيست، مصيبت ما هم هست؛ ما هم داغدار مصايب شما مردم در حوادث گوناگون هستيم.
    ما به خداى متعال پناه مى‏بريم و از خداى متعال كمك مى‏خواهيم و اميدواريم بتوانيم به وظايفى كه خداوند متعال بر دوش ما قرار داده است، عمل كنيم و اميدواريم مسؤولان كشور و مسؤولان استان اين توفيق را به‏طور كامل پيدا كنند كه به وظايف خود در قبال شما مردم به نحو احسن عمل كنند؛ ان‏شاءاللَّه.
    پروردگارا! به محمد و آل محمد، رحمت و بركت خودت را بر اين مردم نازل كن. پروردگارا! اين دلهاى شاداب، اين انگيزه‏هاى ايمانى پُرشور را، كه به‏طور واضح در آنها مشاهده مى‏شود، مشمول رحمت و عنايت خودت قرار بده. پروردگارا! قلب مقدس ولى‏عصر را از همه‏ى ما، از همه‏ى اين مردم، از همه‏ى اين جوانان عزيز، راضى و خشنود بگردان.

    والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته


    :icon_pf(57):

صفحه 29 از 52 نخستنخست ... 910111213141516171819202122232425262728293031323334353637383940414243444546474849 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •