یهودیان آفریقای جنوبییهودیان آفریقای جنوبی![]()
آفریقای جنوبی، در قسمت پایین قاره آفریقا، برای معادن طلا و الماسش شهرت دارد. کیپ تاون اولین شهر آفریقای جنوبی در سال 1652 میلادی توسط هلند، برای افرادی که بین اروپا و شرق در رفت و آمد بودند و به منظور تهیه گوشت و محصولات تازه برای اعضای هلندی کمپانی هند شرقی (East India) بنا نهاده شد. در سال 1806 این مستعمره در اختیار امپراتوری انگلیس قرار گرفت. معادن طلا و الماس، آفریقای جنوبی را از جامعهای متکی بر کشاورزی به کلان شهری مدرن تبدیل کرد.
از همان ابتدا، یهودیان در توسعه آفریقای جنوبی نقش داشتند. دانشمندان و طراحان یهودی پرتغالیالاصل در اکتشاف واسکو دوگامای کیپ متعلق به گود هوپ در سال 1497 نقش داشتند. حضور تعدادی از یهودیان غیرمذهبی در میان اولین ساکنان کیپ تاون در سال 1652 علیرغم محدودیت مهاجرت غیر مسیحیان، به چشم میخورد. اولین شواهد وجود یهودیان در کیپ تاون به کریسمس سال 1669 باز میگردد. در اوایل سال 1800 تنها تعداد کمی یهودی به عنوان بخشی از کمپانی هند شرقی هلند، وارد آفریقای جنوبی شدند.
در سال 1803 آزادی دینی توسط مستعمره هلند اعطا و در سال 1806 تضمین شد. در میان اولین انگلیسیهایی که به کیپ تاون وارد شدند 20 نفر یهودی وجود داشتند. اولین اجتماع یهودیان آفریقای جنوبی در سال 1841 وقتی 17 تن به منظور تشکیل مینیان (عسارا = جمع ده نفره از مردان بالغ یهودی جهت برگزاری مراسم نماز) در خانه بنجامین نوردن، جمع شده بودند، بهوجود آمد. هشت سال بعد اولین کنیسه، بهنام تیک وات ایسرائل در کیپ تاون تاسیس شد و هنوز پابرجاست. در طول سه دهه بعد، یهودیان مهاجر انگلیس کنیسهها، گورستانها و دیگر موسسات بشردوستانه را بنا کردند.
ابتدای قرن نوزدهم
مهاجران یهودی از آلمان و هلند در اوائل قرن 19 به دنبال ثروت و تجارت به کیپ تاون آمدند. برخی از آنها در این سفر عظیم ملحق شدن به بوئرها (مهاجران آفریقایی زبان هلندیالاصل) را انتخاب کردند و برخی هم به رودژیا (زامبیا و زمیباوه کنونی) سفر کردند. یهودیان شروع به ساخت زیربناهای اقتصادی برای کشاورزان بوئر کردند و در روستاها و کنار خطوط راهآهن ایستگاههای کسب راهاندازی کردند، که در اندک زمان تبدیل به مراکز تجاری شد. سیستمی مالی توسط یهودیان برای تامین هزینه پولی صنایع جدید بنا شد. در دهه 1840 یهودیان، کشتیرانی، ماهیگیری، تجارت ساحلی و کارخانههای شکر را گسترش دادند. همچنین یهودیان در تولید شراب، لباس و فولاد فعال بودند.
بارنی بارناتو
کشف الماس در سال 1867 در کیمبرلی، مدیران اقتصادی و تاجران یهودی را از سراسر جهان جذب آنجا کرد. بهدلیل شبکه گسترده تجارت یهودی، آنها به سرعت وارد صنعت الماس و سنگهای قیمتی شدند، بسیاری از آنها به سوی شمال و از کیپ تاون به ژوهانسبورگ رفتند. دو تن از تاجران سرشناس یهودی بارنی بارناتو و سمی مارکس بودند. بارناتو معادن دی بیرز را برای استخراج الماس تاسیس کرد. در سال 1897 بارناتو در سفر دریایی به انگلستان، به شکل مرموزی کشته شد.
مارکس به تجارت الماس و معدن وارد شد و بعد از جمعآوری ثروت فراوان، توجهش را بر زمینهای طلای ویت واتر استند، متمرکز کرد. بعد از آن مارکس به صنعت روی آورد و منطقه ترنسوال را توسعه داد. او مزارع میوه و جنگلکاری کرد، آجرپزی، شیشه، فولاد و محصولات چرمی را راهاندازی کرد. از زغالسنگهای ترنسوال، بروریز آفریقای جنوبی را راهاندازی کرد. او همچنین در مرز ترنسوال، شهر ویرینگینگ را بنا کرد. او در ملاعام یهودیت را آموزش داد و به عنوان میانجی بین انگلیس و بوئر، در جنگ میان این دو خدمت کرد. سرانجام در اولین مجلس به عنوان سناتور در حرکت یهودیان به ژوهانسبورگ باعث شد جمعیت یهودیان کیپ تاون به تنها چند صد خانواده کاهش پیدا کند، که اغلب با همکیشانشان رابطه داشتند و در بین خودشان ازدواج میکردند. به هر حال بین سالهای 1880 و 1910 جمعیت یهودیان از 4.000 نفر به 40.000 نفر افزایش پیدا کرد و دلیلش مهاجرت عبریزبانان لیتوانیایی بود. چنین رخدادی تجدید حیات جمعیت یهودی کیپ تاون را در پی داشت. بسیاری از مهاجران شرق اروپا آداب و رسوم قدیمی را دور ریختند و با آداب جدید انگلیسی – یهودی سازگاری پیدا کرده و بسیاری از افراد با دستفروشی کارشان را شروع کردند و در نهایت صاحب مغازه شدند.
در مدت جنگ بوئر، یهودیان در هر دو طرف خدمت کردند، ورود یهودیان انگلیسی، به انگلیس کمک کرد و برخی از بوئرها در مقابل یهودیان پناه داده شدند، در حالی که دیگران احساس خویشاوندی در برابر آنها داشتند. در سال 1902، انگلیس بر بوئرها چیره شد و در سال 1910 آنها چهار مستعمره انگلیسی آفریقای جنوبی را تشکیل دادند. انگلیس به یهودیان موقعیت برابری مانند دیگر سفیدپوستان اعطا کرد و مقامات انگلیسی به یهودیان مشروعیت دادند.
در پی فاجعه انفجار معدن، یهودیان به صنعتی شدن آفریقای جنوبی سرعت بخشیدند. آنها در صنایع غذایی، لباس، منسوجات، وسایل منزل، بیمه، مدیریت هتل، تبلیغات و سرگرمی، فعال شدند. و همچنین سوپرمارکتها، فروشگاههای بزرگ و فروشگاههای زنجیرهای حراجی را راهاندازی کردند.
جامعه یهودیان کیپ تاون موسسه جامعه خود را به نام هیئت معاونان تشکیل دادند و یک سال بعد هیئت مشابهی برای سرزمینهای ترنسوال و نیتال تشکیل شد. در سال 1912 این دو هیئت ادغام شدند و هیئت معاونان یهودی آفریقای جنوبی (SAJBD) را تشکیل دادند. امروزه SAJBD معرف تمامی موسسات جوامع یهودی و کنیسهها هستند و ارتباط با جوامع یهودیان پراکنده در سراسر دنیا را مانند دیگر موسسات سیاسی و مذهبی در آفریقای جنوبی برعهده دارند.
در سال 1903، تلاشها برای توقف مهاجرت صورت گرفت، ولی یهودیان شرقی – اروپایی مجاز به ورود بودند. بین سالهای 1920 و 1930، 20.000 یهودی مهاجر، وارد آفریقای جنوبی شدند.
در 1930 افزایش احساسات ضدیهودی و قدرت گرفتن نازیسم جرقهای برای منع ورود به آفریقای جنوبی شد، که براساس آن مهاجران یونانی، لتونی، لیتوانی، لهستان، روسیه و فلسطین از مهاجرت منع شدند. البته صراحتاً گفته نشد که قانون منع ورود برای جلوگیری از مهاجرت یهودیان بوده است. ولی منع ورود برای آلمانها استثناهایی قائل بود و تا سال 1936 تعداد 6000 یهودی آلمانی از آلمان نازی به آفریقای جنوبی فرار کردند. مهاجران جدید آلمانی در شروع جنبش اصلاحات در آفریقای جنوبی که رسماً در سال 1933 توسط خاخامی متولد شده در آمریکا، به راه افتاده بود، نقش داشتند.
همانطور که نازیسم در بین آفریقاییهای هلندیتبار ستیزهجو و ملیگرا نفوذ پیدا میکرد، موسسات ضد یهودی شروع به شکلگیری کردند. قانون دیگر ضد مهاجرت به نام ضد بیگانهها، در سال 1937 برای مهاجران یهودی که از آلمان فرار کرده بودند، به تصویب رسید.
رژیم آپارتاید
با نهادینه کردن دستور جلسه آپارتاید، دیگر ضد یهودی مسئله اساسی نبود. بسیاری از یهودیان آفریقای جنوبی، اعم از افراد و ارگانها، از حرکت ضد آپارتاید حمایت کردند. بیشتر یهودیان در حقیقت با رای به حزب مترقی و یا حزب متحد به ضد حزب ملی آپارتاید رای دادند و با راهاندازی سازمانهای خیریه و شرکت در وقایع 1956 به فعالیتهای ضد آپارتاید پرداختند. ولی هیئت معاونین یهودی از بیان نظرات بر علیه آپارتاید تا 1985 خودداری کردند و بر عقیده بودند که این مسئله یهودیان نیست.
یهودیان آفریقای جنوبی بیش از هر مسأله آپارتاید را درک میکردند به طوری که نلسون ماندلا یکی از رهبران بزرگ ضد آپارتاید، درباره یهودیان در آفریقای جنوبی نوشته است: «من فهمیدهام یهودیان در بسیاری از مسائل مربوط به سیاست و نژادی ذهن بازتری دارند، شاید به این خاطر که خود آنها در تاریخ قربانی تبعیض بودهاند.» وکیل مدافع ماندلا به اسم ایزی میزلز، یهودی بود.
به خصوص، دانشجویان یهودی شدیداً ضد جنبشهای آپارتاید بودند. در حقیقت یهودیان بهطور وسیعی در بین شهروندان معترض و بازداشت شده سفید ضد آپارتاید جای داشتند. تعداد زیادی از یهودیان هم در سازمانهایی از قبیل لژیون اسپرینگ بروک، تکاور مشعل و کمربند مشکی بودند. این سازمانهای ضد آپارتاید، معترضان را که فعال (با مشعل در خیابانها رژه میرفتند) و غیرفعال (به آرامی و سیاهپوش در گوشهای میایستادند) بودند، رهبری میکردند. دیگر یهودیان به دنبال آموزش، تعلیم و وارد کردن شهروندان سیاه در جامعه آفریقای جنوبی بودند. یان برهاردت در ژوهانسبورگ زندگی میکرد و اتحاد هنرمندان آفریقای جنوبی که در آن هنرمندان سیاه را آموزش و محافظت میکردند رهبری میکرد. در سراسر رژیم آپارتاید، میتوان یهودیان را در اکثر سازمانهای معترض دید.
خشونت در آفریقای جنوبی طی دهه 1970 به مهاجرت دستهجمعی شهروندان سفیدپوست انجامید. یهودیان نیز در این دسته بودند که از آینده خود در این کشور بیم داشتند. بسیاری از کودکان به خارج برای تحصیل فرستاده شدند و در همان کشور میزبان ماندند.
دو سازمان یهودی در سال 1985 شکل گرفتند، با ایجاد پلی بین جامعه سفید و سیاه سعی در اصلاحات جامعهی آفریقای جنوبی داشتند. همچنین در سال 1985 هیئت یهودیان آفریقای جنوبی مصوبهای در رد آپارتاید تصویب کردند.
درصد بالایی از یهودیان طی دوره آپارتاید موفق به کسب مدارج عالی تحصیلی شدند. مانند بسیاری از شهروندان غیریهودی سفید پوست، - در مقایسه با مجموع جمعیت 23% سفیدپوست - بیش از 50% از یهودیان در دانشگاه قبول شدند. ده درصد از جمعیت یهودی مدرک دانشگاهی داشتند و در این مقایسه با مجموع جمعیت، 4% سفیدپوستان را تشکیل میدادند. و در بخشهای مالی و تجاری حضور داشتند. جمعیت یهودیان در دهه 1970 به 119.000 نفر میرسید.
بین سالهای 1970 تا 1992 بیش از 39.000 نفر آفریقای جنوبی را ترک کردند و طی همین دوره تقریباً 10.000 یهودی به این کشور وارد شدند.
رژیم بعد از آپارتاید
در سال 1990 با قدرت گرفتن رئیسجمهور دی کلرک و تصمیمات او برای کنار گذاشتن آپارتاید، فصل تازهای برای یهودیان رقم خورد. آنها از فرآیند گفتگو و اولین انتخابات مردمی در سال 1994 حمایت کامل کردند. اعلامیه جدید حقوق این کشور، آزادی کامل دینی را در این کشور فراهم ساخت. اگرچه یهودیها از رژیم جدید حمایت میکردند ولی، بسیاری از آنان درباره آینده جامعهشان در آفریقای جنوبی نگران بودند. این نگرانیها شامل آزادی برای اجرائی کردن زندگی یهودی به طور شخصی یا عمومی بود.
در سال 1995، کمیسیون حقیقت و اصلاح به منظور تحقیق در مورد جنایاتی که زیر پرچم آپارتاید انجام شده بود، تشکیل شد و اولین سازمان یهودی با نام گشر گروه فعالیتهای اجتماعی یهودی در ژوهانسبورگ شروع به همکاری کرد.
پیش از شروع نیمه دوم سال 2003 میلادی، جامعه یهودی آفریقا در حال تحول بود و تقریباً 1800 یهودی هر ساله این کشور را ترک میکردند، عمدتاً این امر به علت نگرانیهای آنان از جنایات و اوضاع اقتصادی بود. آفریقای جنوبی بیشترین نرخ جنایت در دنیا را داشت، (ده برابر آمریکا) ساکنین شهرها توسط محوطه الکتریکی با ارتفاع 10 فوت که بالای سیمهای خاردار نصب شده بود، محاصره شده بودند. گسترش جنایت و در پی آن مشکلات اقتصادی، به تخلیه مناطق یهودینشین انجامید، بالغین جوان و میانسال که نگهداری از این جامعه را برعهده داشتند و بسیاری از اعضای سالخورده جامعه که فرزندانشان آنها را ترک کرده بودند، با افزایش بیماریها و کاهش یارانههای خدمات اجتماعی به مشکل برخوردند.
به هر حال با توجه به پریشانیهای جمعیتی و اقتصادی جوامع موجود در آفریقا، آنها همچنان به ادامه حیات خود خوشبین بودند.
جامعه ارتودوکس یهودیان آفریقای جنوبی از اواخر نیمه سال 2003میلادی، جمعیت 75.000 تا 80.000 نفره خود را ثابت نگهداشتهاند.
سازمانها
جمعیت یهودی آفریقای جنوبی به طور عمده در پنج منطقه شهری دیده میشود. ژوهانسبورگ، کیپتاون، پرتوریا، دوربان و پورت الیزابت. این جامعه توسط تعدادی از سازمانها اداره میشود. هیئت معاونین یهودیان آفریقای جنوبی در زمینههای سیاسی نیز فعال است. اتحادیه کنیسههای ارتودوکس (UOS) به عنوان چتری برای تمامی ارتودوکسهای سراسر کشور عمل میکند. دیگر بدنه سازمانی، این جامعه اتحادیه یهودیت مترقی است که وقایع اصلاحاتی گروه در آفریقای جنوبی را سازماندهی میکند. نظام آموزشی یهودیان توسط هیئت آموزش یهودیان (SABJE) اداره میشود و بیش از 80% کودکان یهودی در این مدارس آموزش میبینند..
این جامعه شخصیتهای یهودی معروفی را برای آفریقای جنوبی تربیت کرده است. هنری گلاکمن به عنوان تنها عضو یهودی کابینه در سال 1945 خدمت کرد. هری شوآرتز اولین سفیر یهودی آفریقای جنوبی در آمریکا بود. هلن سوزمن تنها زن حاضر در مجلس برای چندین سال، همچنین تنها نماینده حزب مترقی آزادیخواه و مخالف سرسخت آپارتاید بود.
جامعه کیپ تاون
یهودیان از ابتدای ساخت کیپ تاون در این شهر زندگی کردهاند و جمعیت آنها از 20 نفر در سال 1820 امروزه به بیش از 17.000 نفر یعنی بیش از 25% جمعیت یهودیان در آفریقا رسیده است. در سال 1841، جمعیت عبری کیپ تاون یک هفته پس از بنیانگذاری اولین سرویس ارتودوکس آفریقای جنوبی، توسط 17 تن بنیانگذاری شد. خدمات در خانهی شخصی (هلمزلی) ارائه میشد که امروزه بخشی از مجموعه هتل ماندلا است. هشت سال بعد، اولین کنیسه در کنار مجلس ساخته شد و خاخام ایساک پالور اولین رهبر روحانی آن شد. در سال 1863 جمعیت بهحدی رشد کرد که ساختمان جدیدی لازم داشتند و در جایی بنا شد که امروزه مجموعه موزه یهودیان نامیده میشود. در 1905 هنوز ساختمان بزرگتری لازم بود و کنیسه بزرگ حالحاضر (گاردنز شول) در کنار کنیسه قدیمی (شول) ساخته شد. در آن سال کیپ تاون اولین شهردار یهودی بهنام هیمن لیبرمن را داشت که رئیس جمعیت هم بود. خاخام آلفرد بندر در سال 1895 به رهبری کنیسه شول درآمد و به مدت 42 سال به عنوان خاخام خدمت کرد.
جمعیتGreen and Sea Point کیپ تاون
جمعیت یهودی کیپ تاون بهگونهای محکم همگن است. تقریباً 80% از جمعیت یهودیان از نوادههای لیتوانیایی هستند. درصد مشابهی ارتدکس هستند در صورتی که مابقی اصلاحاتی هستند. 12 کنیسه ارتدکس و دو کنیسه بهسازی شده، در کیپ تاون وجود دارد. کنیسه بزرگ، گاردن شول، یا مجمع یهودی کیپ تاون که در سال 1905 وقف شده بود، قدیمیترین جمعیت فعال در آفریقای جنوبی است و درست در کنار اولین کنیسه واقع شده و در حال حاضر موزه یهودیان است. گاردن شول با شیوه مصری ساخته شده و در حال حاضر بیش از 1400 صندلی دارد. در مجموع با گاردن شول کنیسه دیگر ارتدکس که شامل مجمعهایGreen and Sea Point است، بیش از 2000 نفر عضو دارد و بزرگترین کنیسه در کل آفریقا به حساب میآید، کنیسه دیگر، کلارمونت است. از کنیسههای کوچک دیگر میتوان به لوباویچ و سفارادیک اشاره کرد.
حدود 80% از کودکان یهودی در مدارس روزانه ثبتنام شدهاند که از دبستان تا دبیرستان فعالیت دارد. مدرسه هرتصلیا نیز در این شهر وجود دارد، که 12 رده سنی و سه دبستان دارد و بیشتر ارتودکس هستند.








پاسخ با نقل قول
یهودیان قرنها در آذربایجان زندگی کردهاند که میتوان آنها را به دو گروه تقسیم کرد. اشکنازیها و یهودیانی که منشاء ایرانی (سفارادی) دارند. اشکنازیها از قرن 19 در آذربایجان اقامت کردند، در آن زمان سزارهای روسیه تلاش میکردند که از ورود فرهنگ روسیه به آن منطقه جلوگیری کنند. دیگر اشکنازیها در طول جنگ جهانی دوم برای فرار از نازیها به آذربایجان واردشدند. یهودیان ایرانی همچنین به عنوان یهودیان کوهستان (Cacusasian) معروف بودند و ورود آنها به آذربایجان را قبل از قرن پنجم میتوان در آذربایجان دنبال کرد. 

در بارهی یهودیان کوبا تا اواخر قرن نوزدهم، مقارن با زمانی که جامعه بزرگتری از یهودیان تشکیل شد، اطلاعات کمی در دست است.
تعداد کثیری از یهودیان، طی سالهای 1910 تا 1920 م از جمله یهودیان سفارادی از ترکیه به کوبا مهاجرت کردند. بسیاری از آنان از اروپای شرقی به قصد مهاجرت به آمریکا در کوبا توقف میکردند در این بین برخی تصمیم به ماندن گرفتند زیرا تعداد افراد نژادپرست در کوبا کم و آب و هوای کوبا هم برای آنان مساعد بود. بسیاری از مهاجران جدید جذب صنعت کشاورزی کوبا شدند. این روند تا سال 1924 م ادامه داشت و جمعیت یهودی ساکن در کوبا به 24000 نفر رسید.
هاوانا بیشترین جمعیت یهودیان را در کوبا دارد. در طی دوران شکوفاییش 75 درصد از 12000 یهودی ساکن در کوبا، در هاوانا زندگی میکردند. هاوانا 5 کنیسه داشت. از آن جمله به کنیسای Sephardic (سفارادیها) که در سال 1914 ساخته شد. و یک رستوران با غذاهای کاشر و یک دبیرستان و 5 دبستان یهودی اشاره کرد. 

فرضیه های مختلفی در مورد ورود یهودیان به یمن وجود دارد . برخی سکونت نخستین گروه های یهودی در یمن را به زمان حضرت سلیمان نسبت می دهند . طبق این فرضیه نخستین ساکنان یهودی یمن ، کسانی هستند که توسط حضرت سلیمان جهت تهیه طلا و نقره برای ساخت معبد مقدس به آن سرزمین فرستاده شده بودند . تاریخدان عرب ابوافدا (1881 ) قدمت زیست یهودیان در یمن را به سال 1451 قبل از میلاد نسبت می دهد . افسانه ای نیز یهودیان یمن را حاصل ازدواج "بلقیس" ملکه سبا با حضرت سلیمان می داند . بلقیس در آن زمان اریتره ، اتیوپی و یمن را تحت تسلط خود داشته است . 
یهودیـــان یمن در طول تاریخ زیست در این سرزمین سختی های بسیاری را تحمل نموده اند . در سال 1922 امام یحیی ، حاکم یمن قانونی را تصویب نمود که به موجب آن کودکان یهودی زیر 12 سال که به هر دلیل پدر خود را از دست می دادند ، می بایستی تحت سرپرستی یک خانواده مسلمان قرار گرفته و با اقوام یهودی خود قطع رابطه نمایند . تاریخ یهودیان یمن ، افراد بسیاری را سراغ دارد که دارای ریشه ای یهودی بوده ولی طبق این قانون اسلام آورده اند . ابولرحمان الحریانی یکی از این افراد است که مدت کوتاهی نیز یک مسئولیت کلیدی را در یمن بر عهده داشته است .
اين كشور با مساحت 49034 کیلومترمربع داراي مرز مشترك با اتريش، جمهوري چک، مجارستان، لهستان و اوكراين است. پايتخت آن «براتيسلاوا» (پرسبورگ) با جمعيتي بالغ بر پانصد هزار نفر ميباشد.
هاي مذهبي طرفداران زيادي وجود ندارد. رئيس انجمن كليميان براتيسلاوا كه نزديك به يك دهه است كه در اين سمت فعاليت دارد، ميگويد : «اكثر اعضاي جامعهی ما، افراد به جاي مانده از كشتار يهوديان (هولوكاست) هستند كه به جهت رنجي كه متحمل شدهاند تمايلي به مذهب ندارند. فرزندان آنان نيز كه در حكومت كمونيستي بزرگ شدهاند، كم و بيش از طرز فكر مشابهي پيروي ميكنند. او معتقد است هدف اصلي انجمن، تامين زندگي اعضای جامعه به ويژه سالمنداني است كه هستهی مرکزی جامعه محسوب مي شوند. در سال 1996 همزمان با آغاز به كار رئيس انجمن، روزانه براي 25 عضو از اعضای سالمند، خوراك گرم ارسال ميشود. آمار اين افراد هماكنون به 100 عضو افزايش يافته است. علاوه بر آن در سال 2001 سالن مركز اجتماعات و آشپزخانهی انجمن كه روزانه خوراك گرم سرو میکند، افتتاح شده است. وجود امكان پذيرايي باعث ميشود ميهماناني كه براي ملاقات يكديگر آمدهاند مدت زماني بيشتري را در سالن سپري كنند.
اسلواكي به عنوان عضو جديد اتحاديهی اروپا، سعي در محترم شمردن عقايد ديگر كشورهاي عضو اين اتحاديه دارد. رئيس اتحاديه انجمنهاي يهودي اسلواكي در تاييد اين مطلب اظهار نمود : «دولت در نظر داشت در چند ماه گذشته به علت پايين بودن ميزان اجاره بهای پرداختي به دولت براي مراكز فرهنگی يهود، اين مركز را به فروش برساند. اما تمام كشورهاي عضو اتحاديه با اين امر مخالفت نمودند و به همين جهت ما كماكان در اين مركز مستقر هستيم.»
تا قبل از سال 1667 میلادی «سورینام» به انگلستان تعلق داشت. اما این کشور در سال 1667 طی معاوضهای سورینام را به هلند منتقل نمود و نیویورک فعلی را در اختیار گرفت.
در گذشتهای نه چندان دور در پایتخت این جمهوری به نام پاراماریبو، دو کنیسای بسیار قدیمی وجود داشت که به واسطهی معماری ویژه و کف شنی خود، از شهرت خاصی برخوردار بودهاند. اما چند سالی است که به علت سیر نزولی جامعهی یهود، کنیسای کوچک سفارادی به نام «صدق و شالوم»، اجاره داده شده است. پس از انتقال کلیهی اشیاء مقدسه از ساختمان، کنیسای مذکور به اجارهی یک شرکت کامپیوتری درآمد. از آن پس در این ساختمان، یک کافی نت فعالیت دارد.
كشور آرژانتين با مساحتي حدود 2/78 كيلومترمربع در آمريكاي جنوبي واقع شده است. بيش از نود درصد از جمعيت 36 ميليوني اين كشور كاتوليك هستند. پايتخت اين كشور بوينس آيرس و زبان رسمي آن اسپانيايي است.
در اين ميان طي چند سال اخير موسساتي تاسيس شدند تا شايد بتوانند مبالغي براي حل اين بحران جمعآوري نمايند. در اين راستا يكي از موسسات خيريه يك ميليون دلار جهت امور خيريه به انجمن آرژانتين اهدا نمود. با بهرهگيري از اين وجه برنامهاي تنظيم شد كه براساس آن روزانه چند وعده خواركي به افراد مستمند يهود داده شود. عدهاي از اعضاء متمكن انجمن موسسه خيريهاي براي جمعآوري صدقه تاسيس نمودند كه ارايه كمك به سالمندان يهودي از نظر دارويي و خوراكي از جمله برنامههاي آنها محسوب ميشود. اين موسسه اخيراً نيز 12 آپارتمان براي خانوادههاي مستمند و بي سرپناه ارايه داده است. علاوه بر آن مركزي جهت كاريابي و شركت در دورههاي آموزشي تاسيس شد. اين موسسه توانسته است تاكنون سالانه حدود يك هزار امكان شغلي فراهم كند. اما متاسفانه كماكان هر ماهه بر تعداد جويندگان كار افزوده ميشود. اخيرا در بوينس آيرس قرارداد همكاري ميان يك بانك امريكايي و يك بانك محلي يهودي براي سرمايهگذاري به ميزان 7/3 ميليون دلار به امضاء رسيده است كه براساس آن طي سه سال آينده فعاليتهاي انجمن در كل آرژانتين گسترش خواهد يافت. براساس اين طرح دستيابي سالانه به ده هزار امكان شغلي نيز ميسر ميشود.
«من خود را يك عرب يهودي بحريني ميدانم و به آن افتخار ميكنم». ديداركنندگان از بحرين هميشه غافلگير ميشوند از اين كه ميبينند يهوديان و عربها در اينجا با يكديگر زندگي و كار ميكنند اما براي بحرينيها عجيب است كه مردم اين شرايط را، غيرطبيعي ميبينند. روبن دي روبن 46 ساله، يهودي بحريني ميگويد: «من هيچ جا را به جز بحرين نميشناسم. من اينجا به دنيا آمدم و دوستانم اينجا هستند. شبها و روزهايم را با آنان گذرانده و كارم را نيز با آنها انجام ميدهم. تفاوت مذهب مسئلهاي نيست. وقتي دوستانم به خانه من ميآيند در موقع نماز به اتاقي رفته و نماز ميخوانند. آنها نميگويند: «اينجا خانه يك يهودي است و من در آن نماز نميخوانم». تازه اين يك نمونه است. مردم اين را موضوع بزرگي ميبينند اما براي ما مسئله بزرگي نيست. اين جامعه يهودي در اوايل 1900 در بحرين ساكن شدند، اكثر آنها از عراق، ايران و هند آمدند، بازرگاناني كه بحرين را مكاني ايدهآل براي زندگي يافتند. روبن ميگويد: «خانواده من در سال 1914 به طرف بحرين حركت كردند. هنگام ترك عراق هيچ اتفاقي برايمان نيفتاد. پدربزرگم يك بازرگان بود و وقتي به اين جا آمد تصميم گرفت در اينجا زندگي كند» پيش از تشكيل كشور اسرائيل در سال 1948، 600 يهودي در بحرين زندگي ميكردند، اما پس از هر جنگي در خاورميانه، يهوديان بحريني اين كشور را ترك نموده، اكثرشان به امريكا يا انگلستان رفتند. امروز تنها 30 يهودي در بحرين زندگي ميكند اما تعداد آنان روبه افزايش است. روبن ميگويد: «برادرم 5 فرزند دارد و بسياري ديگر كه اينجا زندگي ميكنند همه يك جفت بچه دارند. بنابراين ما در حال افزايش هستيم نه كاهش». مئير نانو 58 ساله اظهار ميكند: «هيچ كس تاكنون هيچ حرف نامطلوبي به من نزده و من اينجا احساس راحتي ميكنم. اينجا خانه ماست. واقعاً احساس ميكنيم بحريني هستيم. ما خدماتي را براي مردم كشورمان فراهم ميكنيم». روبن ادامه ميدهد: «و در سال 1948 اين خارجيها بودند كه كنيسا را مورد حمله قرار دادند و فكر ميكنم يك خانه آتش گرفت، اما كسي آسيب نديد. برخي تصميم به رفتن گرفتند اما نه به اين خاطر كه شخصاً اتفاقي برايشان به وجود آمد. من سال 1967 را خيلي خوب به ياد دارم. تظاهراتي در خيابانها برپا بود. 10 يا 12 ساله بودم و در مغازهمان ايستاده بودم. برادرم خواست كه كركرهها را بكشد، پليسي به او گفت اين كار را نكن ما اينجا هستيم، هيچ نگراني از اين بابت نداشته باشيد. تظاهرات خشونتآميز نبود. آنان فقط بر ضد اسرائيل فرياد ميزدند. دست به هيچ يك از مغازهها يا خانهها نزدند و من فكر نميكنم حتي اگر پليسي آنجا نبود كاري ميكردند». روبن ميگويد: «براي من اسرائيل يك مليت است نه يك مذهب. مذهب يهوديت است اما آنها اين دو را با هم ميآميزند. اسرائيل يهوديت نيست».
همه بحرينيها حقوق برابر دارند و دولت از ما حمايت ميكند. برادرم اينجا رئيس شركتهايي است كه در بحرين بورس هستند و برادر ديگرم كه به تازگي درگذشته است رئيس هيئت مديره شركت سينمايي بحرين بود. دولت بحرين به خوبي از ما مراقبت مينمايد. وقتي امير قبلي «شيخ عيسي بن سلمان آل خليفه» سال گذشته درگذشت، امير فعلي «شيخ حاد بن عيسي آل خليفه» جامعه يهودي را خواست و به ما گفت: «چيزي براي نگراني وجود ندارد، دولت به همان سياست قبلي ادامه ميدهد. او به ما اطمينان داد كه چيزي تغيير نخواهد كرد». هر كدام از ما به تنهايي به ملاقات او رفتيم. نانو اضافه ميكند: «شيخ حامد به ما گفت هر بحريني متولد شده در بحرين كه به جاي ديگري مهاجرت نموده، حق دارد كه به بحرين برگردد و هر زماني كه ميخواهد يك گذرنامه بحريني بگيرد، و نظر به اين كه ما كنيساي قديمي را تجديد بنا نكرديم و حالا اين كنيسا در قسمت خوبي از شهر قرار نگرفته، وليعهد همچنين به ما گفت كه دولت زميني تهيه ميكند تا كنيساي جديدي بسازيم. او ميگويد: «يهوديان بحريني مانند عربها مسائلي را احساس ميكنند كه بستگي به خبرهاي نادرست در تبليغات دارد. مردم فكر ميكنند عجيب است كه در بحرين يهودي زندگي ميكند. من افتخار ميكنم كه در بحرين هستم. اهميتي به اين موضوع نميدهم اما به نظر ميرسد مردم از اين كه يهوديان اينجا زندگي ميكنند غافلگير ميشوند. به محض اين كه جامعه محلي را شناختند، عقيده متفاوتي پيدا ميكنند. آنان به خاطر تبليغات در مسايل مبالغه به خرج ميدهند. مئير نانو اضافه ميكند: «مردم فرض ميكنند كه افراد يهودي كه با مسلمانان زندگي ميكنند احساس راحتي نميكنند اما آنان هيچ چيز را نميدانند». پسر برادر مئير، ابراهام نانو 31 ساله مدير شركت دارايي بحرين ميگويد: «يهوديان غربي چيزي درك نميكنند. ما در اينجا مشكلي بين يهوديان و عربها نداريم و مشكل اعراب و اسرائيل وجود دارد نه مشكل عرب و يهودي. ابراهام عقيده دارد تعميم دادن اين موضوع بدون تفكر دقيق خيلي راحت است». مئير ادامه ميدهد : «وقتي من مٌردم، اميدوارم همين جا دفن شوم. گورستان ما يهوديان به خوبي نگه داشته شده و براي بيش از صد سال اينجا بوده است. درست پهلوي گورستان مسيحيان و قبرستان شيث قرار دارد. ما با هم زندگي ميكنيم و در صلح به سر ميبريم، راهي كه بايد اين گونه باشد».
جمهوري اوروگوئه با وسعت 177414 كيلومترمربع و جمعيتي بالغ بر 3/3 ميليون نفر در آمريكاي جنوبي واقع شده است. پايتخت آن مونتهويدئو و زبان رسمي آن اسپانيايي است.
در حال حاضر بالغ بر سي هزار يهودي در جمهوري اوروگوئه سكونت دارند. اما اوروگوئه براي يهوديان بيشتر جنبه يك كشور مهاجرپذير را دارد زيرا اكثر يهوديان در دهه سي ميلادي و به دنبال وقوع جنگ جهاني دوم در اروپا از آلمان و اطريش به اين كشور پناهنده شدند. مشكلات اقتصادي حاكم در امريكاي لاتين ابتدا در كشورهاي ونزوئلا ، پرو، برزيل و آرژانتين بروز نمود و هم اكنون به نوع شديدتري در اوروگوئه مشهود است. اين كشور در گذشته به جهت وضعيت مالي مناسب خود، آرامش در امور بانكي، مالي و دولتي و نيز اشتغال كامل بدون بيكاري لقب «سوئيس امريكاي لاتين» را به خود گرفته بود. اما چهره اين كشور كه در مجاورت شهر «ريودلاپلاتا – آرژانتين» قرارگرفته با جمعيتي بالغ بر 3/3 ميليون نفر دستخوش تغيير شد. همزمان با افزايش قيمت كالاها و اجناس به ميزان 26% توليد خالص داخلي 11% كاهش يافت. 
اين جمهوري در هند غربي1 در منطقه شرقي جزيره هيسپانيولا قرار دارد و دو سوم اين جزيره از آن اين كشور است و بقيه از آن هائيتي است. زماني كه كريستف كلمب جمهوري دومينيكن را كشف كرد آن را «لااسپانيولا» نام نهاد و پسرش را در سال 1492 ميلادي نايب السطنه آن نمود. در سال 1496 پايتخت دومينيكن «دومينگو» به عنوان قديميترين اقامتگاه اروپائيان تاسيس گرديد. در سال 1795 اسپانيا اين كولوني را به فرانسه واگذاشت و سپاهيان هائيتي در سال 1801 دومينيكن را فتح كردند. در سال 1821 مردم اين سرزمين سلطه حكومت اسپانيا را برانداختند، اما اسپانياييها دومينيكن را در سال 1822 به وسيله سپاهيان هائيتي مجددا به چنگ آوردند. و بالاخره در 26 فوريه 1844 آنها مجددا استقلال خود را بازيافتند. در 28 نوامبر 1966 قانون اساسي تدوين شد. 
هائيتي در هند غربي و در يك سوم غربي جزيره هيسپانيولا و هم مرز جمهوري دومينيكن قرار گرفته است. پس از كشف هائيتي در سال 1492 ميلادي ، فرانسه در سال 1697 آن را تصرف كرد و از آن پس هائيتي معروف به سن دومينگو شد. درسال 1791 به دنبال قيام 500000 برده ، هائيتي استقلال يافت. 
