صفحه 33 از 41 نخستنخست ... 1314151617181920212223242526272829303132333435363738394041 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 321 تا 330 , از مجموع 403

موضوع: مریم حیدرزاده

  1. #321
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض



    این حرف را به جان تو با ترس می زنم

    با عبرت و گرفتن صد درس می زنم

    تو که عاشق کسی شدی و من بی اطلاع

    از چشمهای خسته ی تو حدس می زنم

  2. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  3. #322
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    پیش فرض

    مثل هيچ كس

    مث اون موج صبوري كه وفاداره به دريا
    تو مهي مثل حقيقت مهربوني مث رويا
    چه قدر تازه و پاكي مث ياساي تو باغچه
    مث اون ديوان حافظ كه نشسته لب طاقچه
    تو مث اون گل سرخي كه گذاشتم لاي دفتر
    مث اون حرفي كه ناگفته مي مونه دم آخر
    تو مث بارون عشقي روي تنهايي شاعر
    تو همون آبي كه رسمه بريزن پشت مسافر
    مث برق دو تا چشمي توي يك قاب شكسته
    مث پرواز واسه قلبي كه يكي بالاشو بسته
    مث اون مهمون خوبي كه ميآد آخر هفته
    مث اون حرفي كه از ياد دل و پنجره رفته
    مث پاييزي وليكن پري از گل هاي پونه
    مث اون قولي كه دادي گفتي يادش نمي مونه
    تو مث چشمه آبي واسه تشنه تو بيابون
    تو مث يه آشنا تو غربت واسه يه عاشق مجنون
    تو مث يه سرپناهي واسه عابر غريبه
    مث چشماي قشنگي كه تو حسرت يه سيبه
    چشمه ي چشماي نازت مث اشك من زلاله
    مث زندگي رو ابرا بودنت با من محاله
    يك روزي بيا تو خوابم بشو شكل يك ستاره
    توي خواب دختري كه هيچ كس و جز تو نداره
    تو يه عمر مي درخشي تو يه قاب عكس خالي
    اما من چشمام رو دوختم به گلاي سرخ قالي
    تو مث بادبادك من كه يه روز رفت پيش ابرا
    بي خبر رفتي و خواستي بمونم تنهاي تنها
    تو مث دفتر مشقم پر خطاي عجيبي
    مث شاگرداي اول كمي مغرور و نجيبي
    دل تو يه آسمونه دل تنگ من زميني
    مي دونم عوض نمي شي تو خودت گفتي هميني
    تو مث اون كسي هستي كه ميره واسه هميشه
    التماسش مي كني كه بمون اون ميگشه نميشه
    مث يه تولدي تو مث تقدير مث قسمت
    مث الماسي كه هيچ كس واسه اون نذاشته قيمت
    مث نذر بچه هايي مث التماس گلدون
    مث ابتداي راهي مث آينه مث شمعدون
    مث قصه هاي زيبا پري از خواباي رنگي
    حيفه كه پيشم نمونن چشاي به اين قشنگي
    پر نازي مث ليلي پر شعري مث نيما
    ديدن تو رنگ مهره رفتن تو رنگ يلدا
    بيا مثل اون كسي شو كه يه شب قصد سفر كرد
    ديد يارش داره ميميره موند ش و صرف نظر كرد

  4. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  5. #323
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    خلوت يك شاعر

    كاش در دهكده عشق فراواني بود
    توي بازار صداقت كمي ارزاني يود
    كاش اگر گاه كمي لطف به هم ميكرديم
    مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود
    كاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب
    روي شفاف تزين خاطره مهماني بود
    كاش دريا كمي از درد خودش كم مي كرد
    قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود
    كاش به تشنگي پونه كه پاسخ داديم
    رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود
    مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست
    كاش رنگ شب ما هم كمي عرفاني بود
    چه قدر شعر نوشتيم براي باران
    غافل از آن دل ديوانه كه باراني بود
    كاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها
    دل پر از صحبت اين شاعر كاشاني بود
    كاش دل ها پر افسانه ي نيما مي شد
    و به يادش همه شب ماه چراغاني بود
    كاش اسم همه دختركان اينجا
    نام گلهاي پر از شبنم ايراني بود
    كاش چشمان پر از پرسش مردم كمتر
    غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود
    كاش دنياي دل ما شبي از اين شبها
    غرق هر چيز كه مي خواهي و مي داني بود
    دل اگر رفت شبي كاش دعايي بكنيم
    راز اين شعر همين مصرع پاياني بود

  6. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  7. #324
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض


    اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه
    درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه
    اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه
    گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه
    اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
    مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه
    اين روزا كار گلدونا از شبنمي تر شدنه
    آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه
    اين روا آسمونمون پر از شكسته باليه
    جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه
    اين روزا كار آدما دلهاي پاك رو بردنه
    بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه
    اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه
    ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه
    اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفاييه
    جرم تمومشون فقط لذت آشناييه
    اين روزا توي هر قفس يكي دو تا قناريه
    شبها غم قناريها تو خواب خونه جاريه
    اين روزا چشماي همه غرق نياز شبنمه
    رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه
    اين روزا ورد بچه ها بازي چرخ و فلكه
    قلباي مثل دريامون پر از خراش و تركه
    اين روزا عادت گلها مرگ و بهونه كردنه
    كار چشماي آدما دل رو ديونه كردنه
    اين روزا كار رويامون از پونه خونه ساختنه
    نشونه پروانگي زندگي ها رو باختنه
    اين روزا تنها چارمون شايد پرنده مردنه
    رو بام پاك آسمون ستاره رو شمردنه
    اين روزا آدما ديگه تو قلب هم جا ندارن
    مردم ديگه تو دلهاشون يه قطره دريا ندارن
    اين روزا فرش كوچه ها تو حسرت يه عابره
    هر جا يكي منتظر ورود يه مسافره
    اين روزا هيچ مسافري بر نمي گرده به خونه
    چشاي خسته تا ابد به در بسته مي مونه
    اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
    خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه
    اين روزا درد آدما فقط غم بي كسيه
    زندگيشون حاصلي از حسرت و دلواپسيه
    اين روزا خوشبختي ما پشت مه نبودنه
    كار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه
    اين روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
    چشماي خيس و ابريشون همپاي رود كارونه
    اين روزا دوستا هم ديگه با هم صداقت ندارن
    يه وقتا توي زندگي همديگر و جا مي ذارن
    جنس دلاي آدما اين روزا سخت و سنگيه
    فقط توي نقاشيا دنيا قشنگ و رنگيه
    اين روزا جرم عاشقي شهر دل و فروختنه
    چاره فقط نشستن و به پاي چشمي سوختنه
    اسم گلا رو اين روزا ديگه كسي نمي دونه
    اما تو تا دلت بخواد اينجا غريب فراوونه
    اين روزا فرصت دلا براي عاشقي كمه
    زخماي بي ستاره ها تشنه ياس مرهمه
    اين روزا اشك مون فقط چاره ي بي قراريه
    تنها پناه آدما عكساي يادگاريه
    اين روزا فصل غربت عشق و يبدهاي مجنونه
    بغضاي كال باغچه منتظر يه بارونه
    اين روزا دوستاي خوبم همديگر رو گم ميكنن
    دلاي پاك و ساده رو فداي مردم ميكنن
    اين روزا آدما كمن پشت نقاب پنجره
    كمتر ميبيني كسي رو كه تا ابد منتظره
    مردم ما به همديگه فقط زود عادت مي كنن
    حقا كه بي وفايي رو خوب هم رعايت ميكنن
    درسته كه اينجا همه پاييزا رو دوست ندارن
    پاييز كه از راه ميرسه پا روي برگاش مي ذارن
    اما شايد تو زندگي يه بغض خيس و كال دارن
    چند تا غم و يه غصه و آرزوي محال دارن
    اين روزا بايد هممون براي هم سايه باشيم
    شبا يه كم دلواپس كودك همسايه باشيم
    اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل ميكنن
    درداي ارغواني رو با هم تحمل مي كنن
    اگه به هم كمك كنيم زندگي ديدني ميشه
    بر سر پيمان مي مونن دوستاي خوب تا هميشه
    اما نه فكر كه ميكنم اين كار يه كار ساده نيست
    انگار براي گل شدن هنوز هوا آماده نيست

  8. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  9. #325
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    نامه بي جواب

    سلام بهونه قشنگ من براي زندگي
    آره باز منم همون ديوونه ي هميشگي
    فداي مهربونيات چه مكني با سرنوشت
    دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت
    حال من رو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه
    جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه
    ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه
    از غصه هام هر چي بگم جون خودت بازم كمه
    ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون
    فرياد زدم يا تو بيا يا من و پيشت برسون
    فداي تو! نمي دوني بي تو چه دردي كشيدم
    حقيقت رو واست بگم به آخر خط رسيدم
    رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي
    قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي
    نمي دوني چه قدر دلم تنگه براي ديدنت
    براي مهربونيات نوازشات بوسيدنت
    به خاطرت مونده يكي هميشه چشم به راهته
    يه قلب تنها و كبود هلاك يه نگاهته
    من مي دونم همين روزا عشق من از يادت ميره
    بعدش خبر ميدن بيا كه داره دوستت ميميره
    روزات بلنده يا كوتاه دوست شدي اونجا با كسي
    بيشتر از اين من و نذار تو غصه و دلواپسي
    يه وقت من و گم نكني تو دود اون شهر غريب
    يه سرزمين غربته با صد نيرنگ و فريب
    فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نكنه
    غم غريبي عزيزم زرد و شكستت نكنه
    چادر شب لطيف تو از روت شبا پس نزني
    تنگ بلور آب تو يه وقت ناغافل نشكني
    اگه واست زحمتي نيست بر سر عهد مون بمون
    منم تو رو سپردم دست خداي مهربون
    راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم
    رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم
    از وقتي رفتي آسمونمون پر كبوتره
    زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره
    غصه نخور تا تو بياي حال منم اين جوريه
    سرفه هاي مكررم مال هواي دوريه
    گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه
    مثه يه بچه كه بار اوله ميره مدرسه
    تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره ؟
    دلت مي خواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره
    از وقتي رفتي تو چشام فقط شده كاسه خون
    همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون
    يادت مي آد گريه هامو ريختم كنار پنجره
    داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره
    يادت ميآد خنديدي و گفتي حالا بذار برم
    تو رفتي و من تا حالا كنار در منتظرم
    امروز ديدم ديگه داري من رو فراموش مي كني
    فانوس آرزوهامونو داري خاموش ميكني
    گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست
    با اين كه من خوب مي دونم جواب نامه با خداست
    عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه
    يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه
    تنها دليل زندگي با يه غمي دوست دارم
    داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي مي آرم
    وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير
    مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هيچ وقت نگير
    حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه
    تو رفتي و من غريب شدم چه دنياي عجيبيه
    زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه
    ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه
    تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه
    مگه نگفتي همه جا ماله مني تا هميشه
    دلم واست شور مي زنه اين دل و بي خبر نذار
    تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار
    فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم
    به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم
    اگه بخوام برات بگم شايد بشه صد تا كتاب
    كه هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب
    مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات كنن
    نورشونو بدرقه پاكي خنده هات كنن
    يه شب تو پاييز كه غمت سر به سر دل مي ذاره
    مريم همون كسي كه بيشتر از همه دوست داره

  10. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  11. #326
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    خيال

    ديشب دوباره ديدمت اما خيال بود
    تو در كنار من بشيني محال بود
    هر چه نگاه عاشق من بي نصيب بود
    چشمان مهربان تو پاك و زلال بود
    پاييز بود و كوچه اي و تك مسافري
    با تو چه قدر كوچه ما بي مثال بود
    نشنيد لحن عاشق من را نگاه تو
    پرواز چشم هاي تو محتاج بال بود
    سيب درخت بي ثمر آرزوي من
    يك عمر مانده بود ولي كال كال بود
    گفتم كمي بمان به خدا دوست دارمت
    گفتي مجال نيست و ليكن مجال بود
    يك عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود
    سهم من از عبور تو رنج و ملال بود
    چيزي شبيه جام بلور دلي غريب
    حالا شكست واي صداي وصال بود
    شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد
    اما نه با خيال تو بودم حلال بود

  12. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  13. #327
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    محبت

    نام تو رو آورده ام دارم عبادت ميكنم
    گرد نگاهت گشته ام دارم زيارت ميكنم
    دستت به دست ديگري از اين گذشته كار من
    اما نمي دانم چرا دارم حسادت ميكنم
    گفتي دلم را بعد از اين دست كس ديگر دهم
    شايد تو با خودئ گفته اي دارم اطاعت ميكنم
    رفتم كنار پنجره ديدم تو را با بگذريم
    چيزي نديدم اين چنين دارم رعايت ميكنم
    من عاشق چشم تو ام تو مبتلاي ديگري
    دارم به تقدير خودم چنديست عادت ميكنم
    تو التماسيم مي كني جوري فراموشت كتم
    با التماس ولي تو را به خانه دعوت ميكنم
    گفتي محبت كن برو باشد خداحافظ ولي
    رفتم كه تو باور كني دارم محبت ميكنم

  14. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  15. #328
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    فاصله

    گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست
    بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست
    گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن
    گفتي كه نه بايد بروم حوصله اي نيست
    پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف
    تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست
    گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت
    جز عشق تو در خاطر من مشغلهاي نيست
    فتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت
    بگذار بسوزند دل من مساله اي نيست

  16. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  17. #329
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    و حدس مي زنم شبي مرا جواب ميكني
    و قصر كوچك دل مرا خراب ميكني
    سر قرار عاشقي هميشه دير كرده اي
    ولي براي رفتنت عجب شتاب ميكني
    من از كنار پنجره تو را نگاه ميكنم
    و تو به نامديگري مرا خطاب مي كني
    چه ساده در ازاي يك نگاه پاك و ماندني
    هزار مرتبه مرا ز خجلت آب ميكني
    به خاطر تو من هميشه با همه غريبه ام
    تو كمتر از غريبه اي مرا حساب ميكني
    و كاش گفته بودي از همان نگاه اولت
    كه بعد من دوباره دوست انتخاب مي كني

  18. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


  19. #330
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    رفع زحمت

    حافظ كنار عكس تو من باز نيت ميكنم
    انگار حافظ با من و من با تو صحبت ميكنم
    وقت قرار ما گذشت و تو نمي دانم چرا
    دارم به اين بد قوليت ديريست عادت ميكنم
    چه ارتباط ساده اي بين من و تقدير هست
    تقدير و ويران ميكند من هم مرمت مي كنم
    در اشتباهي نازنين تو فكر كردي اين چنين
    من دارم از چشمان زيبايت شكايت مي كنم
    نه مهربان من بدان بي لطف چشم عاشقت
    هر جاي دنيا كه روم احساس غربت مي كنم
    بر روي باغ شانه ات هر وقت اندوهي نشست
    در حمل بار غصه ات با شوق شركت ميكنم
    يك شادي كوچك اگر از روي بام دل گذشت
    هر چند اندك باشد آن را با تو قسمت ميكنم
    خسته شدي از شعر من زيبا اگر بد شد ببخش
    دلتنگ و عاشق هستم اما رفع زحمت ميكنم

  20. کاربر روبرو از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده است .


صفحه 33 از 41 نخستنخست ... 1314151617181920212223242526272829303132333435363738394041 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •