موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #3311
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    باز یک غزل حکایت کسی که عاشق است

    باز ما و کشف خلوت کسی که عاشق است

    در سکوت چشم دوختن به جاده های دور

    باز انتظار عادت کسی که عاشق است

    دستهای التماس ما گشوده پس کجاست؟

    دستهای با محبّت کسی که عاشق است

    باز هم سخن بگو سخن بگو شنیدنی ست

    از زبان تو حکایت کسی که عاشق است

    من اگر بخواهمت نخواهمت تو خوب باش

    مثل حسن بی نهایت کسی که عاشق است

    بغض های شب همیشه سهم نا امید هاست

    خنده های صبح قسمت کسی که عاشق است

    شاخه ها خدا کند به دست باد نشکند

    عشق یعنی استقامت کسی که عاشق است

    منتظر نایستید٬نوبت شما که نیست

    نوبت من است٬نوبت کسی که عاشق است

  2. 2 کاربر از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده اند .


  3. #3312
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    میشود در پس دیوار نگاه
    آسمانت را دید
    میشود با دل لبریز ز شوق خنده هایت را چید
    میشود با دل پر خون و خموش
    شوق بازآمدنت را به ویرانه دلهای کبوتر ها برد یا
    میشود با گذر از مستی ها
    باز آرام گرفت
    میشود با گذر از تو و عبور از همه هستی ها
    شمعی روشن کرد... و به پروانه ی دیوانه بیاموخت که او
    نیست آن عاشق وابسته به هیچ
    منم آن عاشق وابسته به هیچ
    آری من


  4. 3 کاربر از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده اند .


  5. #3313
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض دریا

    به دريا شكوه بردم از شب دشت وز اين عمري كه تلخ تلخ بگذشت
    به هر موجي كه مي گفتم غم خويش
    سري ميزد به سنگ و باز مي گشت .!

  6. 3 کاربر از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده اند .


  7. #3314
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    ا سزاواریم اگر گریانیم

    این چنین خسته و سرگردانیم

    ما که دانسته به دام عشق افتادیم

    چرا از عاشقی رو گردانیم

    وقتی پیمان دلو میبستیم

    گفته بودیم فقط عاشق هستیم

    ولی با عشق نگفتیم هرگز

    از دو ایل نا برابر هستیم

    از دو ایل نا برابر هستیم

    نه گناه کاریم نه بی تقصیریم

    منو تو بازیچه ی تقدیریم

    هر دو در بیراهه ی بی رحم عشق

    با دلو احساس خود درگیریم

    بیشتر از همیشه دوست دارم

    گر چه از عاشقی وعاشق شدن بی زارم

    زیر آوار فرو ریخته ی عشق

    از دلم چیزی نمانده که به تو بسپارم

    تو که همدردی مرا یاری بده

    به منه عاشق امیدواری بده

    اگر عشق با ما سر یاری نداشت

    تو به من قول وفا داری بده

    تو به من قول وفا داری بده

  8. 2 کاربر از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده اند .


  9. #3315
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    امشب از آسمان دیده ی من
    روی شعرم ستاره می بارد
    در سکوت سپید کاغذ ها
    پنجه هایم جرقه می کارد
    آری،آغاز دوست داشتن است
    گرچه پایان راه ناپیداست
    من به پایان دگر نیندیشم
    که همین دوست داشتن زیباست
    از سیاهی چرا حذر کردن
    شب پر از قطره های الماس است
    آنچه از شب به یاد می ماند
    عطر سکر آور گل یاس است
    آه!بگذار گم شوم در تو
    کس نیابد ز من نشنه ی من
    روح سوزان آه مرطوبت
    بوزد بر تن ترانه ی من
    دانی از زندگی چه می خواهم ؟
    من تو باشم ،پای تا سر تو
    زندگی گر هزار باره بود
    بار دیگر تو،بار دیگر تو
    آنچه در من نهفته دریاییست
    کی تونا نهفتنم باشد
    با تو زین سهمگین توفان
    کاش یارای گفتنم باشد
    بس که لبریزم ارز تو می خواهم
    بروم در میان صحرا ها
    سر بکوبم به سنگ کوهستان
    تن بکوبم به موج دریاها
    بس که لبریزم از تو می خواهم
    چون غباری ز خود فرو ریزم
    زیر پای تو سر نهم آرام
    به سبک سایه ی تو آویزم
    آری!آغاز دوست داشتن است
    گرچه پایان ره ناپیداست
    من به پایان دگر نیندیشم
    که همین دوست داشتن زیباست

  10. 3 کاربر از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده اند .


  11. #3316
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    رفتم ،مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
    راهی به جز گریز برایم نمانده بود
    این عشق آتشین پر از درد بی امید
    در وادی گناه و جنونم کشانده بود
    رفتم که داغ بوسه ی پر حسرت تو را
    با اشک های دیده ز لب شستشو دهم
    رفتم که نا تمام بمانم در این سرود
    رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم
    رفتم ،مگو،مگوکه چرا رفت؟،ننگ بود
    عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما
    از پرده ی خموشی و ظلمت چو نور صبح
    بیرون فتاده بود به یک باره راز ما
    من از دو چشم روشن گریان گریختم
    از خنده های وحشی طوفان گریختم
    از بستر وصال به آغوش سرد هجر
    آزرده از ملامت وجدان گریختم
    ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز
    دیگر سرغ شعله ی آتش ز من مگیر
    میخواستم که شعله شوم سرکشی کنم
    مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر
    روحی مشوشم که شبی بیخبر ز خویش
    در دامن سکوت به تلخی گریستم
    نالان ز کرده ها و پریشان ز گفته ها
    دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم

  12. 3 کاربر از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده اند .


  13. #3317
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    وقتی یک زنی و هزار تا فکر تو سرتو پر غرور
    وقتی دنیا یه جوری شده واست که میخوای کنارش باشی اما نمی تونی اما یه سری فکرا نمی ذاره وقتی به قول اون خوانندهه قضیت شده «دلی که می خواد بمونه ....تنی که باید بره»
    وقتی عاشق اون مردی ولی نباید به خاطر اون جیزا که واست مهمن بمونی باهش. خوندن این شعر واسه یک زن پر معناااااااا میشه:
    تا نهان سازم از تو بار دگر
    راز این خاطر پریشان را
    میکشم بر نگاه راز آلود
    نرم و آهسته م‍ژگان را
    دل گرفتار خواهشی جانسوز
    از خدا راه چاره می جویم
    پارسا وار در برابر تو
    سخن از زهد و توبه می گویم
    آه هرگز گمان مبر که دلم
    با زبانم رفیق و همراهست
    هر چه گفتم دروغ بود ...دروغ
    کی ترا گفتم آنچه دل خواهست؟؟؟
    تو برایم ترانه می خوانی
    سخت جذبه ای نهان دارد
    گوییا خوابم و ترانه ی تو
    از جهانی دگر نشان دارد
    شاید این را شنیده ای که زنان
    در دل «آری»و «نه » به لب دارند
    ضعف خود را عیان نمی سازند
    راز دار و خموش و مکارند
    آه من هم زنم،زنی که دلش
    در هوای تو می زند پر و بال
    دوستت دارم ای خیال لطیف
    دوستت دارم ای امید محال

  14. 3 کاربر از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده اند .


  15. #3318
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    نگه دگر بسوی من چه می کنی؟
    چو در بر رقیب من نشسته ای
    به حیرتم که بعد از آن فریب ها
    تو هم پی فریب من نشسته ای


    به چشم خویش دیدم آن شب ای خدا
    که جام خود به جام دیگری زدی
    چو فال حافظ آن میانه باز شد
    تو فال خود به نام دیگری زدی


    برو ... برو ... بسوی او، مرا چه غم
    تو آفتابی ... او زمین ... من آسمان
    بر او بتاب زآنکه من نشسته ام
    به ناز روی شانه ستارگان


    بر او بتاب زآنکه گریه می کند
    در این میانه قلب من به حال او
    کمال عشق باشد این گذشت ها
    دل تو مال من، تن تو مال او

  16. 3 کاربر از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده اند .


  17. #3319
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض

    تو که مرا به پرده ها کشیده ای
    چگونه ره نبرده ای به راز من؟
    گذشتم از تن تو زانکه در جهان
    تنی نبود مقصد نیاز من


    اگر بسویت این چنین دویده ام
    به عشق عاشقم نه بر وصال تو
    به ظلمت شبان بی فروغ من
    خیال عشق خوشتر از خیال تو


    کنون که در کنار او نشسته ای
    تو و شراب و دولت وصال او!
    گذشته رفت و آن فسانه کهنه شد
    تن تو ماند و عشق بی زوال او!

  18. 3 کاربر از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده اند .


  19. #3320
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2011/08/29
    محل سکونت
    Tehran_ParS
    نوشته ها
    8,503
    سپاس ها
    1,389
    سپاس شده 2,854 در 2,129 پست
    نوشته های وبلاگ
    21

    پیش فرض


    لب های تشنه اش به لبت داغ بوسه زد
    افسانه های شوق ترا گفت با نگاه
    پیچید همچو شاخه پیچک به پیکرت
    آن بازوان سوخته در باغ زرد ماه
    هر قصه ئی ز عشق که خواندی به گوش او
    در دل سپرد و هیچ ز خاطر نبرده است
    دردا دگر چه مانده از آن شب، شب شگفت
    آن شاخه خشک گشته و آن باغ مرده است
    با آنکه رفته ای و مرا برده ای ز یاد
    می خواهمت هنوز و به جان دوست دارمت
    ای مرد، ای فریب مجسم بیا که باز
    بر سینه ی پر آتش خود می فشارمت!!!

  20. 3 کاربر از پست مفید . : : H@med : : . سپاس کرده اند .


صفحه 332 از 555 نخستنخست ... 182232282312313314315316317318319320321322323324325326327328329330331332333334335336337338339340341342343344345346347348349350351352382432482 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •