مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
عجيب ترين خطاي چشم
هر مدل خطاي چشمي رو ديده بودم الا اين شكلي. اين دفعه بجاي خط هاي كج و معوج رنگ هاي سياه و سفيده كه چشم آدم رو به اشتباه ميندازه
خوب به عكس زير نگاه كنين
يك سوال : مربع A و مربع B چه رنگي هستند؟
جواب صحيح : همرنگ
بله حقيقت داره و خود من هم شگفت زده شدم
ميتونين براي اطمينان اين عكس رو Save كنين بعد اگه فتوشاپ يا هر نرم افزار گرافيكي دارين و بلدين با رنگ ها كار كنين ، برين كد رنگ اين دو مربع رو نگاه كنين و متوجه ميشين كه كد رنگ هر دو منطقه يكسان و برابر 787878 هست ....
يا اگه تو همون فتوشاپ يا حتي Paint خود ويندوز بازش كنين و همه قسمت ها رو تا جائي كه لازمه پاك كنين غير از خود مربع A و مربع B . اونوقت به اين نتيجه ميرسين ....كه خيلي هم به چشماتون مطمئن نباشين ....
شايد اون چيزي كه دارين سفيد ميبينيدش خاكستري باشه ... يا برعكس ....
مدیر بازنشسته
عبارت زير را بخوانيد:H-M-B-A-A4-B-R
-1از ميان تعدادي زن و مرد برهنه، چگونه مي توان آدم و حوا را شناخت؟
-2مي دانيم كه در بهشت هر چه بخورند دفع نمي شود، در جهان مادي كداميك از مثالها و شواهد را مي توان يافت كه با آن امر همسان باشد؟
-3شخصي براي نخستين بار سوار يك خودروي «فولكس واگون» شد و بسوي شهري حركت كرد، درميان راه خودروي او خراب شد ناچار ماشين را به كنار جاده هدايت كردو كاپوت ماشين را بالا زد، ولي با كمال تعجب ديد نه ازموتور خبري هست، نه از سيلندر و نه چيز ديگر چطور چنين چيزي ممكن است؟
-4اچراغ راهنمايي و رانندگي كه روبروي خيابان است قرمز است، افسر راهنمايي هم در آنجا ايستاده است، با اينحال راننده اي از چراغ قرمز مي گذرد و كسي مزاحم او نمي شود. چطور چنين چيزي ممكن است؟
-5آمد و رفت، آمد و نرفت، زائيد و نمرد، نزائيد و مرد
-6
شخصي در حين خواندن نماز ميت، به هنگام سجده، ناگهان سرش به لبه تابوت مي خورد پيشانيش مي شكند و خون پيشاني او به كفن مرده غسل داده شده مي خورد و آنرا نجس مي كند. حالا اين سوال پيش مي آيد كه آيا بايد مرده را دوباره غسل داد يا بايد كفنش را عوض كرد يا چاره ديگري انديشيد؟-7
آن چيست كه پر وخاليش يك وزن دارد؟-8
رضا از طبقه دهم ساختماني به زمين افتاد ولي نمرد. چطور چنين چيزي ممكن است؟-9
در يك انبار، تعدادي كيسه حبوبات هست كه در درون آنها نخود، لوبيا، عدس، ماش، باقلا و ... وجود دارد. در صورتي كه نام هيچيك از حبوبات روي كيسه ها نوشته نشده باشد، و علامت مشخصّه يا نمونه آنها هم روي كيسه هانباشد، دَرِ كيسه ها نيز باز نباشد تا بدانيم در داخل آنها چيست. و از سوي هيچكدام را در جاي مشخصي نگذاشته باشيم تا جاي آنها پيدا باشد. اما هرگاه اراده كنيم، مي توانيم كيسه محتوي حبوبات مورد نظر خود را از ميان كيسه هاي ديگر جدا كنيم. چطور چنين چيزي ممكن است؟-10
خري با بار از روي پلي مي گذشت. ناگهان پل خراب شد و خر با بارش به درون رودخانه سقوط كرد، بطوريكه علاوه بر خر بارش نيز خيس شد. پس از چند دقيقه، پشت خر شروع به سوختن كرد. بار او چه بود كه اينچنين شد؟-11دو برادر را به دادگاه احضار كردند. رئيس دادگاه از آنان پرسيد: شما برادر هستيد؟ گفتند: آري، گفت: پدر شما يكي است؟ گفتند: بلي، گفت: مادرتان هم يكي است؟ گفتند: آري بعد كه به شناسنامة آنان نگاه كرد گفت: شما هر دو در دوازدهم تير 1340 خورشيدي متولد شده ايد، پس حتماً دوقلو هستيد؟ گفتند: خير! چطور چنين چيزي ممكن است. در حاليكه آنان دروغ نگفته اند؟
-12
باغي باغبان سختگيري دارد كه هر كس مي خواهد وارد باغش شود با گفتن واژه «نه»، مانع ورود او به باغ مي شود. اما مردي زرنگ و هوشيار، باگفتن جمله اي، از باغبان اجازه ورود به باغ را مي گيرد. او چه مي پرسد كه باغبان با وجود گفتن واژه نه به او اجازه ورود به باغ را مي دهد؟-13نام شهر است، كه اگر حرفِ اولش را بردارند، نام شخصي مي شود. اگر دو حرفِ اولش را بردارند. لقب يكي از پيامبران مي گردد. و اگر سه حرفِ اولش را بردارند، يك وسيله جنگي است، و اگر چهار حرفِ اولش را بردارند، واحد پول يكي از كشورهاست؟
-14يك نفر با تفنگ به سوي پرنده اي تيري انداخت و او را نقش بر زمين ساخت. پرنده بلافاصله درگذشت. حالا از كجا بدانيم بچه اي كه در پرنده در شكم دارد حلال است يا حرام؟
-15سخت است سنگ نيست، چهار پا دارد شتر نيست، تخم مي گذارد پرنده نيست
-16از دختري پرسيدند: اسمت چيست؟ گفت: دو سال و شش ماه. اسم او چه بوده است؟
-17پدراحمد مي تواند يك اتوبوس پر از مسافر، يا يك كاميون پر از بار را با يك دست نگهدارد، چگونه؟
مدیر بازنشسته
زردم زري مي كُنِه، كركم نمدي مي كُنِه، دست زارم ده، خورد پادشاهم ده
-19نه پا داره، نه پر داره، از همه جا خبر داره
-20يه شيكم پاره داره دَس داره، پا نداره
-21آن كه ندانست، نيست چيست؟ پيست
-22صداش نعره يِ شيره خودش دسته يِ بيله
-23مكان و منزلش زير زمينه اگر بر سر زند تاجِ مرصّع
-24يك بشقاب پلوست، همه جا ولوست
-25
ديگي در شكم دارِه دَم دارِه و نَم دارِه-26و ميل به پول دارِه تو ميل به او داري
آقا خوابيده دراز و باريك دالون دراز تنگ و باريك
-27قلندر تو حياط جَسته در بسته و بوم بسته
-28همه چادر سفيد قومِ كَلونتر از او بالا مياد يِه گلّه دختر
-29در بَسه (بسته)، دالون بَسه، صد عروس رو بسه
-30سرش تنگ و تَهِش فيل آقا قيل و ماقا قيل
-31
درخت پيچ پيچال خودم يخ خودم، يخچال خودم-32نمك به من نپاشيدن اونجا كه يخ تراشيدن
والله بالله نه شتر بزرگِ بزرگه چو شتر والله بالله نه گردو كوچيكِ كوچيكه چو گردو والله بالله نه پسته سبزِ سبزه چو پسته والله بالله نه ليمو زردِ زردِ چو ليمو والله بالله نه چاهي قهوه قهوه چو چاهي (چايي) والله بالله نه بادام سفيد سفيد چو بادام -33![]()
مدیر بازنشسته
مي دانيم اگر ته هر چيزي را بكَنند كوتاه مي شود و هر چه را از اطرافش بكَنند باريك مي شود. آن چه چيزي است كه هر چه تَهَش را بكَنند بلندتر و هر چه اطرافش را بكنند كلفت تر مي شود؟
-19آن چيست كه چهار در دارد و هر درش سه در و هر يك از اين درها سي در؟
-20آن چيست كه وقتي نشسته است سه پا دارد، وقتي برمي خيزد دو پا؟
-21آن كدام درختي است كه كاشته نشده است؟
-22آن كدام جانوري است كه هرگز آب نمي نوشد؟
-23آن نيستي چيست كه در لباس هستي جلوه مي كند؟
-24آن چيست كه بي علم و دانش، همه چيز را همانگونه كه هست آشكار مي سازد؟
-25آن چيست كه روزها كُلفَت است و شبها خانم؟
-26آن چيست كه وجودش موجب فراواني و آباداني است، اما عكسش سبب ضعف و ناتواني و ويراني است؟
-27آن چه روديست كه در آن دريا وجوددارد؟
-28آن چيست كه هم نام شهري است، هم وسيله اي است در چرخ خياطي و ماشين نساجي؟
-29آن كدام واژه است كه باسوادترين و دانشمندترين مردم دنيا نيز آنرا غلط تلفّظ مي كنند؟
-30چه وقت همه برايمان شادي مي كنند، و چه وقت همه برايمان مي گريند؟
-31آن چيست كه كم مي شود ولي زياد نمي شود، و آن چيست كه زياد مي شود اما كم نمي شود؟
-32آن چيست كه بالاي سرماست، اما اگر برعكسش كنيم تبديل به «فلز» مي شود؟
-33آن چيست كه روبه بالا و پايين درست و چپ مي رود، اما هرگز حركت نمي كند؟
-34آن چيست كه هم ورزشگاه است، هم در ميدان جنگ و هم در بازار بزازها؟
-35آن چيست كه اولش عبادتست و آخرش آشاميدني است؟
-36آن چيست كه درميان «گربه» ، «ماهي» است؟
-37
مدیر بازنشسته
بي هدف ره مي برد با قلب خون چيست آن، كز چشمه اي آيد برون
-21مي شود از سنگ سختي سرنگون مدتي بر دشت خشكي چون برفت
كه رسته است شاداب با فرهي بگو چيست آن ده دو سرو سهي
-22نگردد كم و بيش بر پارسي از آن برزده هر يكي شاخه سي
گر آب تني كني، تنش آب شود آن چيست كه در سه وقت كمياب شود
-23گر سرد شود، زندگي از سر گيرد گر گرم شود گريه كند تا ميرد
بيرون و درون شهر جايي دارد آن چيست ك ارغوان قبايي دارد
-24مانند ك دم موش پايي دارد گرد است و مدور است و تاجش بر سر
گاهي حلال و طيب، گاهي حرام مطلق آن چيست گرد و كوچك، آويزه و معلق
-25از خمي هر دو سر به هم دارد اين چه باشد كه پشت خم دارد
-26صد مني را به پشت بر دارد وزن او نيست خود به صد مثقال
چون عاج، به زير شعر عنابي آن چيست كز آن طبق همي تابد
-27دستش به مثال پاي مرغابي ساقش به مثل چو ساعد حورا
كهربا پيكر و آهن دم و فولاد سر است آن چه چيز است كه بر سينه خصمان گذرد
-28به شباهت مثال يكديگر است چيست آن زردكي كه همچو زر است
-29معدنش در ميان بام و در است قيمت آن بسي گران نبود
پرنيان پيكر و آهن دل و فولاد پر است آن چه مرغي است كه تا اوج هوا رهسپر است
-30گه پرده ماه است و گهي حاجب شيداست اين جسم عجيب چيست كه بر چرخ پديد است
-31جفتند ولی از هم جدایند یک جفت کبوتر ابلق
-32از کالبدشان برون نیایند پرواز کنند گرد عالم
نزاييده مادر، نديده پدر چه چيز است، مرغي است بي بال و پر
-33فصيح است و دانا و گنگ است و كر نه در آسمان است و نه در زمين
كه به لولوي تر بود مشحون چيست آن لعبت مدور گون
-34سر او گه به دار در هامون تن او گه به نيزه در بازار
هم سرش تيغ تيغ چون مجنون هم دلش چاك چاك چون ليلي
عجايب تر از آن ديدم، كه اندر پشت دم دارد عجايب خلقتي ديدم كه شش پا و دو سم دارد
-35کاندرین صحرا بدیدم یک عجایب جانور یک معما از تو پرسم ای حکیم با هنر
-36شیر سینه ،گاو گردن ،ناقه پا و اسب سر خوک چشم و مار دم ،کرکس پر و عقرب شکمدو سر دارد او ،هر دو از بالا هشت پا دارد او به اعضایش
-37هیچ اعضای او ندارد مو استخوان از برون و گوشت از تو
در حوض يكي كشتي قير اندوده حوض است دراو آب خوش و آسوده
-38بر جاي نشسته و جهان پيموده كشتيباني در او به رنگ دوده
خانه زبيم دزد زروزن برون شود دزدي چه باشد آنكه به خانه درون شود
-39افكنده به بستر سحر صد دختر ديدم صنمي به بستري بي شوهر
-40شد زنده در آن دم كه بريدندش سر مي مرد درآندم كه نشاندندش پاي
مدیر بازنشسته
آن چيست كه پس از جير جير كردن بسيار، تخمي درشت و پنبه اي مي گذارد؟
-1آن چيست كه اگر از ارتفاع زياد به زمين افتد نمي شكند، اما اگر در دخمه اي افتد مي شكند؟
-2آن چيست كه روز مي دود و شب پاسبانِ اتاق است؟
-3آن چيست كه پاي كوه نشسته و عمامه به سر دارد؟
-4آن كدام دو برادر هستند كه هميشه خاك بر سر هم ميكنند؟
-5
كدام جمله معروف است كه ميليونها نفر آنرا مي دانند وبه زبان مي رانند ولي هنگام گفتن آن لب بر هم نمي زنند؟-6آن چيست كه از لذيذترين چيزهاست، ولي نمي شود آنرا خورد؟
-7آن چيست كه روز و شب دستش را به كمرش زده و ايستاده است؟
-8آن چيست كه من يكي دارم، تو دوتا داري، شاه سه تا و پسر پادشاه نه تا؟
-9كدام برادرها هستند كه ديواري ميانشان هست و همديگر را نمي بينند؟
-10آن چيست كه در دنياست، دنيا هم در اوست؟
-11آن كدام بچه ايست كه به مادرش شير مي دهد؟
-12آن چيست كه سرش را مي بُريم و برايش گريه مي كنيم؟
-13آن چيست كه ما تصور مي كنيم او را مي خوريم، اما در حقيقت او ما رامي خورد؟
-14آن چيست كه همه دارند؟
-15آن چيست كه رفتنش كار دارد، آمدنش بار دارد؟
-16آن چيست كه شيرين است و طعم ندارد، سنگين است و وزن ندارد؟
-17
آن چيست كه گوشتش در رو قرار گرفته و پوستش در زير؟
مدیر بازنشسته
گنبد سبزِ چمني، توش گلِ سرخِ يمني، چشمه آبش را ببين، شطِّ فراتش را ببين
-1لِنگِشو بگير، بزن به ديوار دو دكان پنج خريدار
-2رو آتش ميذاري، يَخِش مي بندِه كاسه چيني، آبش دو رنگه
-3
نه سر دارد و نه پا مادر بزايد دختري-4هم سر دارد و هم پا دختر بزايد مادري
هِي قُر بزن، هِي قُل بزن لبم به لبت، دستم به گردنت
-5شب مي گرده گر دلك، روز مي گرده گر دلك، خستگي نداره گرد لك
-6اين ور كوه اره، اون ور كوه اره، وسط كوه بره
-7نه دس داره نه پا، آب مي خوره مثل شما
-8زردم، زبرم، زير زمين معتبرم، كلاه سبزي به سرم
-9صندوق چوبي، پر از روغن كوهي
-10بافتم و بافتم، پشت كو انداختم
-11يوز پلنگ بي دُم، نه جو خورده نه گندم، گشت زند بيابان، نفع دهد به مردم
-12همه ش خونِ كبوتر از اينجا تا به شوشتر
-13
از دل كشيدم آه را از دور ديدم ماه را -14برهم زده شيراز را آن ترك تير انداز را
اطلس سبز وسرخ پوشيده، درميان دو كاسه چوبين، نو عروسي به ناز خوابيده
-15كه زيبا وقتِ جنگ است اولم آخر پلنگ است كه بر جنگل امير است دومم آخر شير است چو توفان و چو ابر است سومم ميان ببر است ولي مايه خنده است آخرم آخر گربه است چه نازيَم، چه نازيَم با بچه ها همبازيم كه خيلي شوخ و شنگم مَشَشنگَم و قشنگم-16![]()
دومم اول ساز است ا اولم اول پياز است
توي صندوقچه بسته چهارمم آخر هسته-17
دومم رفته زبستان، آمده ميان باغا اولم اول زمستان، آخرم آخر باغ-18
مدیر بازنشسته
پوست در پوست گرد يكديگر چيست آن گرد گنبد بي در
-1رخش از آب ديده گردد تر هر كه بگشايد اين معما را
گرد است و دراز و در ندارد آن چيست كه پا و سر ندارد
-2جز نام دو جانور ندارد اندر شكمش ستارگانند
كليد آهنين قفلش گشايد كدام است گنبدي كه درندارد
-3زهر بچه دو صد مادر بزايد هزاران بچه دارد در شكم بيش
هر چه افتاده ريزريز كند چيست كاندر دهان بي دندان
-4در زمكان هر دو گوش تيز كند چون زني در دو چشم او انگشت
از دو سوراخ سر بدر دارد چيست اين جانور دو سر دارد
-5دانم از عاشقي خبر دارد هر كه بگشايد اين معما را
روز وشب رفته و قدم نزده چيست آن لعبت شتابزده
-6برف باريده و نمش نزده وقت غريدنش چو ابر بهار
قطره ژاله اي چكيده بر او چيست آن گل كه رسته بر لب جو
-7مظهر عشق و رونق بستان؟ صورتش شكل صورت انسان
مشاطه زلف دلبرا است آن چيست كه پيك عاشقان است
-8رقص چمن از نواي آنست خنديدن گل زبوسه اوست
با هزاران سوار مي گرديد چيست آن پادشاه هفت اقليم
-9آمد و فوج شاه در پيچيد ناگهان يك سوار زرد نقاب
هر چه خواهي مي نهي در دامنش چيست نه شلوار ونه پيراهنش
-10اژدهايي، عقربي در دامنش راست گويد هر چه گويد بي زبان
كه به آبي است در جهان خورسند لعبتي چيست، نغز و خاك مزاج
-11به سر خويش مي خورد سوگند دست بر سر نهاده، پنداري
همه عالم فداي ديدارش چيست آن ماهروي محبوبي
-12شود آماده مقصد و كارش هر كه را وصل او نصيب شود
كه ندارد به آشيانه قرار چيست آن مرغ آتشين منقار
-13«وقنا ربنا عذاب النار » شب و روز اندر آب مي گويد
صد پاره تنش، ولي ريك پاره نگون آن چيست كه روز مي نمايد شبگون
-14همچون دل عاشقان فروريزد خون چون دست باو نهي زاندازه فزون
جا در كف مهوشان رعنا دارد آن چيست كه يك جناح و يك پا دارد
-15چون سرد شود مقام عنقا دارد چون گرم شود مدام در پر زدن است
بر فرق سر جانوران جا دارد آن چيست كه در باديه ماوا دارد
-16سيصد سروده شكم، دو صد پا دارد بس جانور بوالعجبي مي باشد
سرش تا نبري نگويد خبر چه چيز است، مرغي است بي بال و پر
-17سرخ و سبز و سپيد پوشيده چيست آن لعبت پسنديده
-18با دو صد احترام خوابيده در ميان دو كاسه چوبين
اندر كف مهوشان موزون گردد آن چيست كزو حسن بت افزون گردد
-19چون آن بدو رسد همه خون گردد سبز است تنش، ولي عجيب است
رخت سيه و سبز كلاهي دارد آن چيست كه در برگ پناهي دارد
-20من در عجبم كاين چه گناهي دارد پوستين بكنند و سينه اش چاك كنند
مدیر بازنشسته
1-آن کدام حيوان است که بر عکسش رام ميشود؟
(مخصوص کلاس دومي ها چون خيلي راحته)
2-آن چيست که خودش مي نويسد اما نميتواند بخواند.
3-آن چيست که نه در دارد نه دروازه درونش پر است از ستاره.
4-آن چيست که به شيشه مي خورد،اما شيشه را نميشکند.
حالا اگه مي خواي بدوني درست جواب دادي يا نه برو تو (جوابشو بگو)