صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 52

موضوع: معماری چیست؟(همه چيز راجع به معماري)

  1. #31
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/07/27
    نوشته ها
    8,031
    سپاس ها
    311
    سپاس شده 1,281 در 886 پست

    پیش فرض

    تزیینات چوبی در بناهای غیرمذهبی دارای نقش اصلی بود و در آنها میزان بیشتری ازتذهیبكاری و نقاشیهای لاكی استفاده میشد. طرحهای آنها با هنر مینیاتور دارای رابطه نزدیكی بود. كندهكاری و خراطی به ویژه در درها و سقفها خود هنر خاصی دراین دوره بوده است. نقاشیهای دیواری (فرسك) در كاخ عالیقاپو، قصر اشرف و چهلستون و همچنین آیینهكاری به عنوان نوعی تزیین جدید دربناها، مانند آیینه خانه، مورد استفاده قرار گرفته است.
    به طور كلی قرن دهم ویازدهم قمری، به عنوان دوران شكوفایی هنرهای اسلامی ایران، و اصفهان یكی از مهمترین و زیباترین شهرهای این دوره بوده است. بناهای بزرگ شهر اغلب با كاشیكاریهای زیبا تزیین شدهاند. وقتی شاه عباس اصفهان را پایتخت خود قرار داد، نقشه جدیدی برای شهر طرح كرد: خیابان بزرگ و معروف چهارباغ را او ساخت و طرفین خیابان را دستور داد درخت بكارند. این خیابان به پل بزرگی كه روی زاینده رود است، میرسد. در میانه شهر، میدان بزرگ «نقش جهان» قرار دارد. مسجد امام (شاه) درسمت جنوب و قصر عالیقاپو در مغرب و مسجد شیخ لطفالله در مشرق و سردر بازار قیصریه در شمال آن جای گرفتهاند. این میدان جای چوگانبازی بوده و دروازههای سنگی كه برای این بازی ساخته شده، هنوز در دو سوی میدان موجود است. در چهار سوی این میدان قریب دویست باب حجرات در دو طبقه ساخته شده است.
    بنای مسجد امام (شاه) كه در جنوب میدان واقع شده، از لحاظ معماری و كاشیكاری و حجاری و عظمت گنبد و منارههای بلند آن، از شاهكارهای قرن یازدهم قمری است. كتیبه سر در اصلی مسجد بر روی كاشی معرق وبه خط ثلث علیرضا عباسی نوشته شده و تاریخ ۱۰۲۵ ق. بر آن است. معمار این مسجد «استاد علیاكبر اصفهانی» و مباشر ساختمان «محب علی بیگالله» بودهاند.
    عالیقاپو با ایوان بلند آن در مغرب میدان جای دارد. عالیقاپو دارای جلوخان و شش طبقه ساختمان است كه در هر طبقه تزیینات و گچبری و نقاشی موجود است. ایوان رفیع آن با ستونهای چوبی وسقف خاتم نیز بسیار جالب است.
    مسجد شیخ لطفالله كه در شرق میدان واقع شده، گنبد زیبایی دارد كه از كاشی پوشیده شده و طرح آن نقش تاك یا اسلیمی بزرگ است و با شكل و اندازه گنبد تناسب كاملی دارد. راهروی مسجد كه به شبستان و محراب بینظیر آن منتهی میشود، دارای كاشیكاری خشتی بسیار زیبا و پنجرههای سنگی مشبك است. كاشیكاری داخل شبستان شامل كاشیهای هفت رنگ و معرقكاریهای زیباست و كتیبههای معرق و قطار و پیچ كاشیس فیروزهای و پنجرههای مشبك كاشی است، طرح نقوش و رنگآمیزیهای متنوع و الوان نارنجی و لاجوردی، جلال و زیبایی خیرهكنندهای به این شبستان بخشیده است. كاشیكاری سقف داخلی شبستان، با طرح لوزی و ریزهكاریهای خاصی كه در آن به كار رفته اعجابانگیز است. محراب كاشی معرق و مقرنسكاری آن نیز در زمره آثار مهم هنری است از لحاظ صنعت كاشیپزی و معرقكاری، شاهكاری به شمار میرود

  2. #32
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/07/27
    نوشته ها
    8,031
    سپاس ها
    311
    سپاس شده 1,281 در 886 پست

    پیش فرض

    سردر بازار، بخش شمالی، علاوه بر كاشیكاری زیبا، مجالس نقاشی زیبایی دارد كه قسمتی از آن شامل تصاویر جنگ شاه عباس با ازبكان و مجالس بزم شاهی است.
    كاخ چهلستون، با ۲۰ ستون چوبی بلند در ایوان، و تالار آیینه با سقف منقوش و زراندود و منبتكاری وگچبری و نقاشیهای عالی، یكی از مشهورترین كاخهای این دوره است.
    قصر هشت بهشت نیز از نظر بُعد مناظر باغ به میزان وسیعتری اهمیت معماری دارد. این قصر را برای جشنهای مجلل درنظر گرفته بودند. شهرت این كاخ گذشته از جنبه معماری وزیبایی، به سبب استفاده ازسنگهای مرمر و طاق مقرنسكاری و نقاشی مناظر كاشیكاری خاص آن است. آیینهكاری این كاخ عامل دیگری در زیبایی بنا بوده است.
    تالار اشرف، شامل یك تالار بزرگ و دو اتاق در كنار آن است. اهمیت این بنا گذشته از نظر معماری وسقفهای بزرگ ضربی، به خاطر مقرنسكاری و نقاشی و تصاویر طلاكاری سقف و شاهنشین آن است.
    مدرسه چهارباغ با سردر ورودی و گنبد و دو مناره رفیع از نظر شیوه كاشیكاری و رنگآمیزی جلب نظر میكند. بنای زیبای این مدرسه و كاروانسرا، و بازار در خیابان چهارباغ احداث شده است.
    به امر شاه عباس، در سراسر ایران، كاروانسراهای بزرگی نیز اغلب از آجر و گاهی ازسنگ ساخته شده است. در این دوره به علت دو جنبه مهم مذهبی و اقتصادی، تعداد زیادی كاروانسرا ساخته شد. شیوه ساختمانی كاروانسراها بیشتر چهار ایوانی است، ولی انواع دیگری مانند مثلث، هشت ضلعی، دایره، كوهستانی و متفرقه در بین این بناها دیده میشود. از كاروانسراهای این دوره مهیار در اصفهان، كاروانسرای بیستون دركرمانشاه، كاروانسرای مادرشاه و شیخ علی خان در اصفهان و امینآباد را میتوان نام برد.
    در دوره صفویه همچنین تعداد زیادی پل ساخته شد. معماری این پلها از نظر زیبایی و شیوه پلسازی بسیار چشمگیرند. پل الله وردی خان یا ۳۳ پل در انتهای خیابان چهارباغ در اصفهان در دو طبقه بر روی رودخانه زاینده رود واقع شده و ۳۰۰ متر طول و ۱۴ متر عرض دارد. در دو سوی جاده اصلی، راهروی سرپوشیدهای برای پیادهروان ساخته شده است.
    پل خواجو كه بر روی زاینده رود ساخته شده، از نظر معماری و كاشیكاری مشهور است. طول پل ۱۳۲ متر و عرض آن ۱۲ متر است. این پل چیزی بیش از وسیله عبور از رودخانه بوده، از لحاظ تناسب و جلوه، زیبایی چشمگیری دارد. این پلها نه تنها برای عبور بلكه برای توقف نیز طراحی شده است و در آنها جاهایی برای تفریح و درنگ وجود دارد. در سراسر طول پل، غرفههای كوچك زیبایی تعبیه شده كه با كاشی و نقشهای دیواری زیبایی آراسته است

  3. #33
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/07/27
    نوشته ها
    8,031
    سپاس ها
    311
    سپاس شده 1,281 در 886 پست

    پیش فرض

    از زمان صفویه بناهای تاریخی بسیار دیگری در ایران وجود دارد، چون مجموعه بقعه شیخ صفی در اردبیل، بخشهایی ازمجموعه آستان قدس رضوی(ع) در مشهد. مجموعه بنای كنونی بقعه شیخ صفی شامل مجموعهای از گورهای شاهان شاهزادگان دوره صفوی و چند ساختمان دیگر به نام چینی خانه، مسجد و جنتسرا، حرم خانه، خانقاه چراغخانه، شهیدگاه و متعلقات دیگر است. مقبره استوانهای شكل با گنبدی كوتاه پوشانیده شده است و دور برج از خارج دارای كتیبه بزرگی آجری است و نام «الله» با كاشی روی آن تكرار شده است. آستان پرشكوه قدس رضوی(ع) طی قرنهای متوالی، زیارتگاه همه مسلمانان جهان بوده و خود شامل مجموعه متعددی است. گنبد زرین بنا دارای دو پوشش است كه پوشش خارجی آن طلاكاری است. این گنبد كتیبهای به خطر علیرضا عباسی خوشنویس دوره عباسی دارد. دو مناره طلا بر روی ایوان عباسی و ایوان جنوبی قرار دارند. طلاكاری ایوان صحنه كهنه به فرمان نادرشاه افشار انجام شده، و از این روست كه به «ایوان نادری» معروف است.
    حرم بنای چهارگوشی است كه هر ضلع آن تقریباً ده متر است و ازاره آن با كاشیهای خشتی مزین شده است. این كاشیها با نقش و نگار بدیع و طلاكاری در زمره زیباترین انواع كاشی است. به طور كلی برخی از بهترین تزیینات و آیینهكاری ونمونه كاشیكاری سه دوره تاریخی متوالی را در آن مكان مقدس میتوان دید، زیرا مسجد گوهرشاد در زمان تیموریان، صحن كهنه در زمان صفویه و صحن نو در دوره قاجاریه ساخته شده است.

  4. #34
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/07/27
    نوشته ها
    8,031
    سپاس ها
    311
    سپاس شده 1,281 در 886 پست

    پیش فرض

    با نگرشی كلی به هنرهای این دوره، باید پذیرفت كه در دوره صفوی، بار دیگر عصر نوین ودرخشانی در هنر ایران طلوع كرد. هنر بزرگ ایران، چنانكه برخی به نادرست تصور كردند، منحصر به دوره پیش از اسلام نیست، بلكه در هر دوره، هنری كه در نوع خود زیبا و كامل بوده پدیدار شده است. در قرن دهم قمری هنرمندان ایران به مزایا و نتایج تازهای دست یافتند. در آن دوره قالیهایی بافته شده كه تا آن تاریخ نظیر نداشته است. به نوشته پروفسور پوپ امریكایی: «بعضی از قالی و قالیهای این دوره با نخهای طلا و نقره بافته شده و رنگ اصلی حاشیه معمولاً با رنگ زمینه آن تباین دارد. یونانیان كه از جلال و شكوه جامههای ایرانی در شگفت بودند اگر جامههای شاهزادگان ایرانی را در زمان شاه عباس میدیدند چه میگفتند؟ زریهایی كه از زر و سیم ساخته شده بود همچون آب در حركت و نرم به نظر میآید و بر آنها چنان نقشهای زیبا به فاصلههای متناسب طرح شده كه نه فقط عالی و باشكوه جلوه میكرد بلكه جلال آنها بارز و هویدا بود».
    به راهنمایی و استادی هنرمندانی چون بهزاد، میرك، سلطان محمد و رضا عباسی نقاشی رنگی وقلمی در رنگآمیزی و زیبایی و تناسب خطوط به درجه كمال و درخشندگی رسید. لطافت در تجسم و تصور و نشاط و تابش و مهارت با هم تركیب شد و یكی از معروفترین و كهنترین هنرها را به درجات تازهای از اعتلا رساند. علاوه بر هنر نگارگری، قالیبافی، نقاشی، و منسوجات باید به ظروف سفالی و فلزی این دوره هم توجه كرد.
    گفتهاند كه شاه عباس صفوی به جمعآوری ظروف سفالین سخت علاقه داشت و دستور داده بود در عالی قاپوی اصفهان و مقبره شیخ صفیالدین در اردبیل اتاقهای مخصوصی به این منظور بسازند و جاهایی در دیوار برای نگاهداشتن ظروف آماده كنند.
    در این دوره ظروف سفالین، پیوسته ازچین به ایران آورده میشد وسفالسازان ایران ازآنها تقلید میكردند. به نوشته شاردن، سیاح فرانسوی : «ظروف ایرانی در این دوره از لحاظ صافی و شفافی و جنس ازظروف ساخت چین كمتر نیست». اختیار دو رنگ آبی وسفید در دوره صفوی، برای اغلب ظروف و نیز پرداخت نقشهای برجسته بر روی طراحیها و اندودكردنشان با لعاب سبز یشمی و آبی لاجوردی و سورمهای نمودار جنبههای اصلی این تمایلاند.
    در فلزكاری عصر صفوی، بر پایه سنتهای قدیم و مهارت فلزكاران این دوره، هنرمندان چیرهدستی مجال ظهور یافتند. مصنوعات طلاكاری، نقرهكاری و برنجسازی رونق بسیار داشت و آهن و فولاد نیز گاه طلا و نقرهكوب میشد. طراحان و نقاشان، این زمان با ابداع شیوههای جدید، موازین تازهای در سبكهای خود ایجاد كردند. در نقرهكوبی و حكاكی ظروف، پایههای شمعدان یا بخوردانها، نوشتار اشعار فارسی به خطوط خوش نستعلیق جایگزین كتیبههای عربی شد.

  5. #35
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/07/27
    نوشته ها
    8,031
    سپاس ها
    311
    سپاس شده 1,281 در 886 پست

    پیش فرض

    افشاریه و زندیه
    ظهور نادرشاه افشار به سلطنت صفویه خاتمه داد. با آنكه در عالم سیاست به او اهمیت بسیار داده شده است. امّا در این دوره در عالم هنر پیشرفت چشمگیری دیده نمیشود؛ تنها زرگری و طلا و نیز میناكاری ترقی داشته است. همچنین بعضی از قرآنهای نفیس مذهب در دست است كه به زمان نادر نسبت داده میشود، كاخ خورشید و برجهای دیدهبانی شهر كلات از هنر معماری این دوره است.
    اندكی پس از مرگ نادر، كریمخان زند در شیراز مستقر شد و در آن شهر عمارات بزرگی بنا نمود كه به نام او مشهور است. از جمله آنها، ارگ كریم خان، مسجد، حمام و یك بازار است. از ویژگیهای كاشیكاری این دوره، استفاده از نوعی رنگ گل سرخ است كه درزمان قبل دیده نمیشود. تزیینات كاشیكاری در بدنه بناها از آجرهای كاشی و زمینه سفید بود. صورت شخصیتهای رسمی، صحنههای هنرنمایی رستم پهلوان ملی، شكار و دورنماها در كاشیكاریها دیده میشوند.
    قاجاریه و معاصر
    در دوره قاجاریه شیوه جدیدی درمعماری ایجاد شد ومعماران این زمان نیز دنبالهرو معماران صفویه بودند، هنر معماری این زمان با مقایسه با دوره صفویه بسیار ضعیف شمرده میشود. تنها در زمان حكومت طولانی ناصرالدین شاه قاجار به دلیل نفوذ هنر غربی، هنر معماری همچنین صنایع ظریف مانند گچبری، آیینهكاری و كاشیكاری رونق یافت و تا اندازهای معماران ما در این زمان از هنر اروپایی تقلید میكردند. ارتباط بیشتر ایران با غرب، معماران ایرانی را بر آن داشت تا عوامل مشخص معماری ایران را با روشنبینی و توجه خاصی با عوامل معماری غرب درآمیزند و آثاری به وجود آورند كه از نظر هنری دلپسند باشد

  6. #36
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/07/27
    نوشته ها
    8,031
    سپاس ها
    311
    سپاس شده 1,281 در 886 پست

    پیش فرض

    چیست؟
    اغلب نرم‌افزارهای معماری شامل امكاناتی هستند كه از اطلاعات واندازه‌ های دوبعدی (
    2d) شما مدلی 3بعدی (3d) می‌سازند اما archicad یك bim است یعنی اطلاعات شما را تبدیل به یك virtualbuilding یا ساختمان مجازی می‌كند كه امكان آنالیز آن را به عنوان ساختمان واقعی می‌دهد.
    - bim سنتی چیست؟ (به عبارتی تفاوت ترسیم سنتی autocad و bimچیست؟)
    autocad دنیایی از خط ، كمان ، دایره و … است ، با این شیوه شما نمایش 2بعدی از ساختمان را ارائه می‌كنید كه بسیار شبیه به ترسیم دستی به وسیله تكنولوژی رایانه است.
    در استودیوی سه بعدی 3dsmax با دنیایی از احجام روبه‌رو هستیم ، مكعب ، كره و… را به عنوان دیوار، بام و… استفاده می‌كنیم. اما در building information modeling شما یك ساختمان را با عناصر ساختمانی ایجاد می‌كنید به این معنی كه دال سقف، دیوارهای داخلی و خارجی بام‌های شیبدار ، در ، پنجره ، پله ، ستون و ... كه فقط باید پارامترهای مربوط مانند پنجره نظیر اكابه ،طول، عرض و ... را وارد كرده و مكان آن را در دیوار مورد نظر مشخص نموده پنجره به صورت خودكار در دیوار قرار گرفته و حفره لازم به صورت خودكار خالی می‌شود.
    ر bim عناصر ساختمانی هوشمند هستند. به طور مثال اگر طول و عرض پنجره را بزرگتر كنید حفره‌ای كه در دیوار می‌باشد نیز منطبق بر آن بزرگ می‌شود و اگر ارتفاع دری كه در یك دیوار قرار می‌دهید از دیوار بلندتر باشد اخطار می‌دهد.
    برخی قابلیتها و مزایای archicad :
    1- شما هنگام كشیدن پلان به صورت همزمان بدون آنكه بخواهید در حال ساخت برش ، نما و پرسپكتیو (3d) نیز می‌باشید.در نتیجه بعد از اتمام پلان لازم به كشیدن برش و یا مدل سازی جدید نیست به این دلیل كه گزینه‌های ذكر شده به صورت پیش فرض آماده شده‌اند.
    2- نمایش همزمان صفحه پلان ، سه بعدی ، برش و نما كه به صورت همزمان این امكان را فراهم می‌كند كه ساختمان را در هر صفحه ا- لایه بندی آسان و كاملا پیشرفته
    4- یكی از منحصربه فردترین ویژگی‌های archicad تشخیص طبقات و تخصیص دادن فضاهای مرتبط به هر طبقه می‌باشد بدین معنی كه می‌توانید پس از ترسیم پلان هر طبقه در فضای مختص به خود از archicadبخواهید كه فرضا فقط سه‌بعدی طبقات دوم و سوم را به شما نمایش دهدیا برش منحصرا از طبقه همكف باشد.
    5-
    archicad دارای حافظه‌ای كامل(كتابخانه) از تمام عناصر تزئینی و فرعی ساختمان از جمله مصالح نما و جزئیات داخلی است مانند: میز، صندلی، مبلمان، تلوزیون، ساعت، استخر، شمشاد، درخت، انسان، ماشین، انواع نورها مثل تیرچراغ‌برق ، لوستر و … كه قابل تنظیم از طرف كاربر می باشد.
    6- نورپردازی بسیار كامل و با جزئیات.

    7- ایجاد توپوگرافی و عوارض زمین به صورت مهندسی و امكان استفاده از نقشه های توپوگرافی جهت پیاده‌كردن آن در سایت.
    8- قسمت "stairmaker " archicad كه یك پله ساز توانمند است كافی است فرم پله خود را اعم از تعداد رمپ ، مدور و یا هر فرم آزاد دیگر انتخاب كنید و سپس با ورود اطلاعات از قبیل تعداد پله ، ارتفاع پله ، آب چكان ، سنگ كف پله، نرده ، نوع سازه پله و ... و سپس پله خود را به كمك این امكان ترسیم نماییم.
    9- یكی از شاخص ترین و بارزترین ویژگیهای archicad محاسبه و متره عناصر ساختمان به صورت اتوماتیك می‌باشد.
    ی كه خواستید ویرایش كنید ك0- قابلیت آكس‌بندی پلان.
    11- امكان ویرایش پروژه بوسیله دستورات كامل ویرایشی از جمله: stretch , resize , spilet , trim , rotate , mirror , elevate , multiply به صورت تصویری و مشاهده نمایش.
    11- در archicad یك حافظه كامل از مواد و مصالح معماری به صورت آماده وجود دارد از جمله بتن، گرانیت ، سنگ مرمر، آب ، چمن و ... كه پس از ساخت هر یك از عناصر ساختمانی یكی از مواد را به آن اختصاص می‌دهید.همچنین این امكان وجود دارد كه با تنظیمات مصالح خاصی را از ابتدا و به صورت اختصاصی انتخاب كنید و به عناصر خود نسبت دهید.
    ه البته نتیجه ویرای- قابلیت اندازه‌گذاری به دو حالت دستی و اتوماتیك ، كاملا دقیق و پیشرفته و همچنین كدگذاری خودكار در پلان، نما و برش
    13- دید پرسپكتیو 1 و 2 و 3 نقطه‌ای كه شامل پرسپكتیو داخلی و خارجی می‌شود.
    14- رندر گیری با شیوه‌های مختلف از جمله:
    • عكس با زمینه آسمان و بافت مواد و عناصر
    sketch (عكسهایی به صورت اسكیس ، آبرنگ ، ماژیك ، آب‌ مركب ، سیاه قلم و ...)

    15- تصویربرداری بصورت v.r یا پاناروما.
    16- امكان نصب پلاگینهای (plug in) مختلف و وارد كردن مواد و مصالح سایر نرم افزارها.
    17- ارتباط با سایر نرم‌افزارهای معماری (export,import) توانایی تبدیل فایل dwg به archicad و استفاده از آن جهت ساختن پلان.
    18- ذخیره كردن پلان و برش و نما با فرمت dwg در محیط archicad . ذخیره كردن مدل سه بعدی با فرمت 3dsmax تبدیل فایل های مدل سه بعدی نرم افزارهای autocad , 3dsmax و ...
    تمامی موارد بالا باعث می‌شوند كه این نرم‌افزار سرعت و دقتی چندین و چند برابر نرم‌افزارهای دیگر داشته باشد به طور مثال اگر فردی با نرم‌افزار x در حال تایین محل پنجره در دیوار است شما به راحتی تمامی پنجره‌های پروژه خود را با جزئیات كامل (پروفیل، شیشه، دستگیره، مصالح و ...) اجرا كرده‌اید.
    ش یك صفحه به كل ساختمان و در نتیجه به كل صفحات نمایش اعمال می‌شود.به طور مثال اگر در برش ، محل پنجره‌ای تغییر كند و یا عرض آن افزایش یابد در پلان و سه بعدی نیز تغییرات اعمال می‌شود.

  7. #37
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/07/27
    نوشته ها
    8,031
    سپاس ها
    311
    سپاس شده 1,281 در 886 پست

    پیش فرض

    معماری سبز
    در راستای کاربرد مفاهیم پایدار و توسعه پایدار در معماری ، مبحث «معماری پایدار» یا «معماری سبز» کوششی است برای حفظ محیط زیست ، آسایش برای انسانها.ساختمانی که کمترین ناسازگاری و مغایرت را با محیط طبیعی پیرامون خود و در پهنه وسیع تر با منطقه و جهان دارد ، «ساختمان سبز» یا «پایدار» نامیده می شود که هدف از طراحی این ساختمان ها کاهش آسیب بر روی محیط ، منابع انرژی و طبیعت است و شامل قوانین ذیل می باشد:
    1. کاهش مصرف منابع غیر قابل تجدید
    2. توسعه محیط طبیعی
    3. حذف یا کاهش مصرف مواد سمی و یا آسیب رسان بر طبیعت، در صنعت ساختمان سازی
    تکنیک های ساختمان سازی تلاشی در جهت تأمین کیفیت یکپارچه، از نظر اقتصادی ، اجتماعی و محیطی است.استفاده معقول از منابع طبیعی و مدیریت مناسب ساختمان سازی به حفظ منابع طبیعی محدود و کاهش مصرف انرژی کمک نموده (محافظت از انرژی) و باعث بهبود کیفیت محیطی می شود. کیفیت اساس طراحی پایدار می باشد .کیفیت مطلوب بدون توجه به طبیعت فراهم نمی شود و همچنین استفاده از مصالح با قابلیت ماندگاری طولانی نیز باید در نظر گرفته شود . رسیدن به استانداردهای بالای کیفیت ، امنیت و آسایش که در واقع سلامت انسانها را تأمین می کند از مهمترین اهداف معماری پایدار است که رسیدن به چنین شرایطی با استفاده از مدیریت کارآمد و به کار گیری آخرین تکنولوژی ها صورت می گیرد.
    اصول معماری سبز یا پایدار
    حفاظت از انرژی واستفادۀ پایدار از آن پیشرفت های عظیم تکنولوژیِ استخراج نفت و سایر ذخایر زیرزمینی، استفاده هر چه بیشتر این منابع تجدید ناپذیر را فراهم آورده است لذا طراحی ساختمان ها باید به گونه ای باشد که مصرف سوخت فسیلی را به حداقل برساند. همچنین توجه به این مسئله که منابع بهره برداری شده در سامانه های توسعه در کجا استفاده می شوند و چگونگی پایدار نگهداشتن آنها و استفاده از منابعی که امکان جایگزینی سریعتری دارند بسیار مهم است. به عنوان مثال از چوب درختانی باید استفاده شودکه سریع تر رشد کرده و می توانند جایگزین شوند.
    کاهش استفاده از منابع جدید
    ساختمان باید طوری طراحی شود که استفاده از منابع جدید به حداقل برسد و بتوان در پایان عمر مفید ساختمان از آن به عنوان منبعی برای ایجاد سازه های دیگر بهره برد. گرچه این اصل بیشتر به ساختمان های جدید اشاره دارد ولی باید به خاطر بسپاریم که مرمت و احیاء وضعیت ساختمان های فعلی در راستای کاهش اثرات زیست محیطی به اندازه روش ساخت ساختمانهای جدید حائز اهمیت است. باید بدانیم تعداد منابع برای ایجاد محیط های مصنوع جدید در جهان محدود است ونمی توان برای بازسازی و ساخت هر نسل از ساختمان ها، مقدار جدیدی از آنها را مورد استفاده قرار داد. استفاده مجدد می تواند در مسیر استفاده از مصالح بازیافت شده یا فضاهای بازیافت شده شکل بگیرد. همچنین تغییر در ساختمان های قدیمی برای کاربرد های جدید یکی دیگر از راه های کاهش استفاده از منابع جدید است که گرچه هزینه ها و مشکلاتی به همراه دارد با این حال مزایای حاصل از استفاده مجدد از این ساختمان های بزرگ در کنار یکدیگر و درون یک محیط شهری می تواند بر این مشکلات و هزینه ها غلبه کند. نوسازی ساختمان های موجود در شهرهای بزرگ و کوچک همچنین می تواند موجب حفاظت از منابع مورد استفاده جهت بازسازی ساختمان و در نتیجه جلوگیری از تخریب جامعه شود.
    درک محیط
    طراحی ساختمان باید به گونه ای باشدکه استفاده از توانایی های محیط و منابع انرژیِ محلی امکان پذیر گردد.اگر ما به امکانات محیطی که درآن هستیم آگاه باشیم می توانیم از صدمه زدن به آنها جلو گیری کنیم.همچنین درک محیط باعث مشخص شدن مراحل طراحی از جمله جهت قرارگیری نسبت به خورشید و چگونگی قرارگیری ساختمان در سایت و حفظ محیط پیرامون و دسترسی سیستم نقلیه و پیاده می گردد. شکل و نحوه استقرار ساختمان و محل قرارگیری فضاهای داخلی می تواند موجب ارتقاء سطح آسایش درون ساختمان شود.
    ارتباط با طبیعت
    ساختمان چه در داخل محیط شهری باشدوجه در یک محیط طبیعی تر ،ارتباط دادن آن با طبیعت به محیط طراحی شده روح و جان تازه می بخشد و بازگشت به زندگی طبیعی را در خود دارد.

  8. #38
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/07/27
    نوشته ها
    8,031
    سپاس ها
    311
    سپاس شده 1,281 در 886 پست

    پیش فرض

    ريشه های معماری مدرن آنچه در پيش روست تاريخ معماری مدرن نيست، بلكه نگره‌ای نظريه پردارانه است و تلاشی را برای توصيف اينكه معماری مدرن درباره چيست به دست می دهد. آنچه ممكن است تا حدّی متظاهرانه به نظر رسد، ولی بايد اذعان داشت كه كژفهمی ها و سوء تعابيری كه در كاراست كه اين‌گونه روشنگری‌ها را به چيزی ضروری بدل می‌سازد. محض رعايت بی‌طرفی بايد آنچه را كه جنبش مدرن واقعاً خواهان آن بود يادآوری كرد و آنچه را هم كه در عمل به آن رسيد خاطر نشان ساخت.
    .
    امروزه برخی از نويسندگانی كه به اين موضوع می‌پردازند، حتی مدعی‌اند كه جنبش مدرن حكم نوعی «كلاف سردرگم» را دارد؛ آنان اظهار می‌دارند كه معماران مدرن در عالم واقع «ايديولوژی» مشتركی نداشتند و به طريق اولی معماری مدرن نمی‌توانست اصولاً وجود داشته باشد. جنبش مدرن بی‌ترديد مبنا و جهت‌گيری خاص خود را داشته است، و تنها آن دم كه اين به درستی درك گردد، امكان رسيدن به ارزيابی منصفانه‌ای از پيامدهای آن، و از جمله كوشش‌های پسامدرن اخير، فراهم می‌آيد. به اين طريق می‌توان به نقطه عزيمتی برای جست و جو و پيگيری معماری‌ای دموكراتيك در عصری كه در آن به سر می‌بريم، دست يافت.
    رويكرد اتخاذ شده، رويكردی است عينی و پديدارشناختی. ازطريق نوشتن، «پيرامون» معماری، و با اولويت اصلی را به مسائل اجتماعی و سياسی دادن، چيزی حاصل نمی‌آيد. معماری را بايد با مناسبات خود معماری درك كرد. البته اين بدين معنی نيست كه معماری را رشته‌ای «مجزا و خود مختار» برشمريم. معماری به مثابه نوعی هنر، به زندگی تعلق دارد. هدف آن نيز عبارت است از فراهم آوردن مكان‌هايی كه زندگی بتواند در آن «به وقوع پيوندد». مكان، مجموعه‌ای از منابع يا احياناً ظرفی خنثی وبی‌طرف نيست؛ بل درواقع محيطی است عينی و ملموس كه نوعی نظم و منش و ويژگی در خود دارد. بدين ترتيب چنانچه در سويی راجع به زندگی سخن رانده شود، و در سوی ديگر از مكان، چنين چيزی بی معناست. «طراحی برای زندگی» به واقع شعاری بود كه برای بيان هدف كلی جنبش مدرن به كار می‌رفت.
    تفصيل اين امر، با توصيفی از جهان نو و نياز انسان برای جهت‌گيری و تعيين هويت در آن، آغاز می‌گردد. معماری به طور كلی اين نياز را از طريق سازماندهی فضايی و بيان صوری، برآورده می‌سازد. اهميت بنيادين اين مفاهيم، مدت‌ها پيش تشخيص داده شد ليكن تا امروز هيچ‌گاه بحث شايسته و درخوری در مورد آن صورت نپذيرفت.
    واژه «ريشه‌ها» در اين مقاله اشاره به ساختارهای ماندگار (و نه زودگذر) و الگويی، و همچنين تجارب و يافته‌های دوره‌های تاريخی مربوط به آنها دارد. در برهه كنونی كه ابعاد تاريخی معماری مجددا نقشی عمده يافته‌اند، مشخصاً مباحثی از اين دست اهميت می‌يابند. برای ممكن ساختن طرح اين‌گونه مباحث، در هر فصل بخش‌هايی نظری با ماهيتی كلی گنجانده شده است. شيوه عرضه اين‌گونه مباحث، گاهشمارانه يا زمانبندی شده نيست بلكه برحسب مسائلی كه جنبش مدرن را متأثر می‌ساخت، سازماندهی شده است و به دنبال آن، مسير تكوينی كه گيديون آن را «سنّت جديد» می‌ناميد درج گرديده است. با اين حال نوعی گاهشماری و يا زمان‌بندی نيز تلويحاً به چشم می‌خورد كه با عناوينی همچون «پيش از مدرن»، «مدرن» و «پسامدرن» نشان داده شده است.
    دنيای جديد و معماری جديد
    معماری مدرن بدين‌خاطر پا به عرصه حيات نهاد كه به انسان ياری رساند كه در دنيای جديد همچون كاشانه خود احساس آسايش كند. مفهوم اين احساس آسايش، فراتر از نياز به سرپناه، پوشاك و غذاست؛ و در وهله نخست به مفهوم همانند پنداشتن خود با محيط زيست طبيعی و اجتماعی است. اين مفهوم در عين حال نوعی احساس تعلق ومشاركت را نيز دربردارد، يعنی تملك جهان آشنا و درك شده. انسان بايد احساس كند كه از جمله درمعرض چيزهای شناخته شده و با معنی قرار دارد. ما همه آگاهيم كه اين تعيين هويت در جهان مدرن مشكل‌آفرين شده است. محيط‌های بسته و امن گذشته فروپاشيده‌اند، و ساختارهای جديدی را می‌طلبند.
    معماری مدرن يكی از اين صور است. هدف كلی معماری مدرن اين است كه برای انسان سكونتگاه جديدی تدارك ببيند. اين سكونتگاه جديد بايد نياز به شناسايی را برآورده سازد و بدين ترتيب تجلی «رابطه دوستانه» جديد بين انسان و محيط زيست اوباشد. لوكوربوزيه در سال 1923 نوشت:« مسئله خانه، مسئله عصر است.»، «تعادل اجتماع به اين مسئله بستگی دارد. معماری، در اين دوره نوسازی، نخستين وظيفه‌اش تجديد نظر در ارزش‌ها و عناصر تشكيل دهنده خانه است.»
    نخستين اعلاميه مهم بين‌المللی معماری جديد، وايسنهوف در اشتوتگارت –1927- در واقع نمايشگاهی با عنوان «سكونتگاه» بود. جنبش مدرن با در نظر گرفتن سكونتگاه به عنوان نقطه عطف، سلسله مراتب سنتی كارهای ساختمانی را دگرگون كرد. كليسا و قصر، به عنوان مهم‌ترين كارهای گذشته، اهميت خود رااز دست دادند، و از آن زمان به بعد موسسات عمومی دولتی ، «توسعه» خانه را مورد توجه قرار دادند. به موجب همين امر نوعی نگرش دموكراتيك جديد، بر طبق ساختار دنيای جديد پديد آمد.
    بارها پيشگامان معماری مدرن تازگی جهان مدرن را متذكر شدند، و تأكيد ورزيدند كه اكنون معماری نمی‌تواند با فرم‌های گذشته به كار رود. در اين باره، شعار لوكوربوزيه بسيار شناخته شده است: «عصر مهمی آغاز شده است. روحيه جديدی به وجود آمده... سنت‌ها و رسوم باعث سركوب معماری شده‌اند. «سبك‌ها» دروغ اند... عصر متعلق به ما، و سبك متعلق به آن ، روز به روز معين می‌شوند.» و «ميس ون دروهه» می‌افزايد:« نه ديروز، نه فردا، بلكه فرم را تنها در همين اامروز می‌توان معين ساخت.» اين عقيده كه بيان شد بی‌توجه به عقايد سياسی بود، گرچه هر دو با نگرشی ريشه‌ای با يكديگر پيش‌می‌رفتند. هانس مه ير ماركسيست در مقاله‌ای با عنوان «دنيای جديد» نوشت: «هر عصری فرم جديد خود را می‌طلبد. رسالت ماست كه به دنيای جديد، شكلی جديد با معانی امروز بدهيم. اما دانش ما از گذشته باری است كه بردوش ما سنگينی می‌كند...» نتيجه آنكه، معماری بايد از نو دست به‌كار شود «انگار هرگز پيش از اين نبوده است»، و اين هدفی است كه پيش از اين درباره آغاز قرن مطرح نشده بود.

  9. #39
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/07/27
    نوشته ها
    8,031
    سپاس ها
    311
    سپاس شده 1,281 در 886 پست

    پیش فرض

    در زمانى نه چندان دور در تمام شهرها اغلب ساختمان ها با خشت خام، گچ و كاهگل بنا شده و اين مصالح به طرز شگفتى با زندگى ايرانى تناسب داشته و شگفتى هايى را در خود دارد. كاهگل در قالب تناسبات دلپذير تركيب با كاشى، چوب و يا سنگ و مصالحى مشابه تركيب شده و معماران ايرانى از آن ها براى تزيين ساختمان ها كمك گرفته اند.
    در مجموع شهر ايرانى براى مردم اين سرزمين با خصوصيات معينى و با يك معمارى موزون، اصيل و تناسبات زيبا بنا شده است.
    با بهره گيرى از اين مصالح و بر روى فلات ايران، در چشم انداز شهرها، بام هاى كاهگلى ميان آدميان و حرارت خورشيد حفاظ مى شده اند. بدين ترتيب بادگيرها شهر را تهويه كرده، نورگيرها به تالارها و هشتى ها سايه روشن ملايمى مى داده اند و حياط هاى گود كه اطاق ها آن ها را دور مى زده اند يك حوض سنگى و چند درخت را در ميان گرفته نيز به زندگى ايرانى لطافت مى بخشيده اند.
    هم اكنون نيز در ميان وزن حجمهاى كاهگلى بامهاى گنبدى و بادگيرهاى سر به آسمان كشيده پوشش دالان ها و تيمچه هاى بازارى، حسينيه ها و بالاخره گنبد و مناره هاى مسجد جامع و مساجد ديگر و بقعه ها به چشم مى خورد.
    با اين وصف بايد تاكيد كرد كه تاريخ شروع مصرف كاهگل را در تمدن ايران نمى توان دقيقا تعيين نمود لكن وجود آن در قديم ترين آثار معمارى فلات دليلى است بر اين كه اين ماده با زندگى اقوام سرزمين ايران از ابتدا آميخته شده و شناسايى و استفاده از آن طى قرون نسل به نسل رسيده است.
    براى آسايش قوم ايرانى معماران، شهرها را با قشرى از كاهگل پوشانيدند و از ميان اين پوشش سبزى شاخه درختان از حياط ها بيرون آمد.
    رنگ دلنشين كاهگل نه تنها زيبايى فوق العاده اى به شهر ايرانى مى داده بلكه بر زندگى مردم روشنى و رنگ بخصوصى مى پاشيده است.
    اين خمير در سرزمين ما به صورت يكى از مصالح اساسى در انواع معمارى مختلف بكار رفته و با دست آدميان و با نيت خوش به روى همه شهرهاى ايرانى كشيده شده و زندگى در شرايط اقليمى بهترى زير حمايت آن ادامه مى يافت.
    ترتيب ماده كاهگل از ابتدا تا امروز يكسان بوده و شامل دو ماه ساده است.
    ماده اول كاه است كه پس از درو گندم و خشك شدن و كوبيدن و با كمك چهار شاخ به هوا پرتاب شدن با جزئى نسيمى، از دانه هاى گندم جدا شده آرام بر روى زمين مى ريزد، سپس آن را جمع آورى نموده و براى مصرف هاى مختلفى انباشته مى كنند.
    به اين ترتيب در اغلب نقاط ايران كاه به آسانى و به ارزانى به دست مى آيد، الياف آن ماده گل را بهم مى كشد و گل را مسلح مى كند همانطور كه آهن بتون را.
    ماده دوم گل است كه حتى المقدور براى ساختن از خاك رس استفاده مى كنند، قبل از اين كه خاك را آب بدهند آن را با كاه به خوبى مخلوط مى كنند و به شكل تپه كوچكى در مى آورند، ميان آن را گود مى كنند وداخل آن به نرمى آب مى ريزند، خاك و كاه را با آب مى اندازند تا در آب گل، زردى كاه نمودار شود، سپس خمير را مالش مى دهند و به تدريج كاهگل ساخته مى شود.
    با وجودى كه ساختن اين خمير در نهايت سادگى انجام مى شود، معهذا چگونگى مخلوط و مقدار هر كدام از ماده امرى حساس است، با كمبود كاه ماده كاهگل ترك بر مى دارد با كم بود مقدار خاك الياف كاه مانع روانى آب باران مى شود.
    كاهگلى كه براى پوشش بام ها ساخته مى شود كاه كمترى دارد و در عوض به خمير آن خاك شنى، از شن چاه مى افزايند تا در مقابل باران به جاى كاه قشر كاهگل را تقويت نمايد و در مورد كاهگلى كه براى پوشش ديوار تهيه مى شود كاه بيشترى به مخلوط اضافه مى كنند تا متن كاهگل صاف تر شود و نيز ترك بر ندارد.

  10. #40
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/07/27
    نوشته ها
    8,031
    سپاس ها
    311
    سپاس شده 1,281 در 886 پست

    پیش فرض

    آموزش معماري معماري گونه اي از ايجاد هنري است كه معمار به عنوان هنرمند خالق آن ،فضايي مي سازد براي انسان تا خود را در آن بيابد. اثر معماري آن هنگام درك مي شود كه فرد به عنوان بهره بردار در فضاي محصول معماري قرار گيرد.از اين رو در عرصه زندگي اجتماعي انسان،شالوده آنچه كه شهر و توده هاي زندگي جمعي انساني ناميده مي شود، همان معماري است.
    اگر فرد و جامعه را در رابطه اي دو طرفه ،همانند جزء به كل و برعكس ،در حال تاثير و تاثر بر يكديگر بررسي كنيم؛معماري در عرصه زندگي فردي و جمعي انسان ظرف اين رابطه مي باشد.ظرفي كه مظروف آن در هر لحظه از زمان در حال تغيير و حركت است . اين حركت مي تواند در جهت رشد و يا تخريب ظرف باشد.
    عشق،آزادي،توليد احساس و انديشه،رشد صنعت،آسايش و راحتي روز افزون همه از مفاهيمي است كه انسان در جمع و فرديت خويش به جستجوي آن مي پردازد. بشر در تلاشهاي مزمن خود در طول تاريخش همواره كوشيده تا در كشمكش ميان خود و اجتماع براي جستجوهاي خويش معنايي بيابد.اين معنا كه از سويي انگيزه خاموش او و از سوي ديگر هدف ارتقاء اوست ؛ در ظرف زندگي بشر، يعني معماري بوجود مي آيد.
    با توجه به آنچه گذشت،معماري به عنوان يكي از عناصر فرهنگ ساز رابطه اي دو طرفه با فرهنگ هر جامعه اي دارد.تبيين جايگاه معماري به شكلي سيال و پويا به ميزان آگاهي و شناخت يك جامعه از معماري و تاثير آن بر فرهنگ جامعه وابسته است.
    عليرغم وجود پيشينه تاريخي و فرهنگي برجسته، معماري در كشور ما از جايگاه مناسبي برخوردار نيست.چنانكه اگر دو بعد فني و هنري معماري را در نظر بگيريم،بعد هنري آن به دليل ساختار نامناسب مديريتي در سطح خرد و كلان ، مهجور و واپس زده شده و از نظر فني نيز كشور ايران به طور كلي در صنايع و بويژه ساختمان سازي قرنها از استانداردهاي جهاني عقب مانده است.جامعه بحران زده كنوني ايران در راس همه مشكلات خود نابساماني هاي اقتصادي را پيش رو دارد همين امر در كنار عوامل ديگري چون مديريت منفي منابع انساني و وجود افراد بي اطلاع در پستهاي مهم تصميم گيري و همچنين عدم نظارت تخصصي و تبليغات كارآمد ،تيشه به ريشه هنر و جايگاه آن در جامعه زده و مي زند.متاسفانه اين بي مهري و نا آگاهي در همه عرصه ها و از جمله معماري نيز اثرات مخرب خود را بر جاي نهاده است. كه شاهد آن حضور صدها بناي باشكوه به يادگار مانده از دوران عظمت معماري ايران است كه در اين چند ساله آنچنان صدمه ديده اند كه در طول عمر هزاران ساله خود با آن مواجه نشده بودند و يا نمونه ديگر وضعيت دانشكده هاي معماري در حال حاضر است كه در چهار چوبي دست و پا گير و با نگاهي محكوم كننده به دانشجويان در حال آموزش آنان هستند!!
    آنچه بيش از همه ،دانشكده هاي معماري را تحت الشعاع خود قرار داده است ،نگرش و فهم وجودي هنرجويان تازه وارد از سويي و از ديگر سو مديريت كلان جامعه و نگرش سوء مسئولين دانشگاهها به دانشجويان معماري مي باشد..هنر جوياني كه به عنوان دانشجوي رشته معماري و ديگر رشته هاي مرتبط مشغول به تحصيل مي شوند از بطن همين جامعه برخاسته اند.افرادي كه به حيطه آموزش معماري وارد مي شوند بايستي قبل از هر چيز حداقل دركي شهودي و حضوري از هنر و زير گروههاي وابسته به آن داشته باشند.يعني جامعه اي كه در آن زندگي مي كنند مي بايست اين زمينه را در آنان بوجود مي آورد كه حال و روز اين جامعه بر انديشمندي پوشيده نيست.
    اين دانشجويان بي آنكه اطلاعي درست و دقيق از هنر داشته باشند در روند آموزش معماري قرار مي گيرند.در اين مرحله آموزشهاي معماري بي آنكه جايگاهي مطمئن و يا فهمي صحيح از خود در فرد ايجاد كنند، پياپي به فرد تحميل مي شوند .در اينجاست كه حلقه اتصال معماري به فرهنگ گم مي شود.دانشجو بي آنكه زيرساختي هنري و قوي براي پذيرش معماري پيدا كند فارغ التحصيل معماري مي شود و دوباره به همان جامعه ناآگاه باز مي گردد. در حاليكه اكنون بر مشكلاتش افزوده گرديده چه اينكه همان اندك فهم و اطلاعات آموخته در معماري كه وي مي خواهد جامعه عمل بپوشاند گريبانگيرش مي شود.چرا كه عملكرد يك معمار كه بخواهد در ساخت فضاها تركيبي از هنر – فن معماري را ارائه كند از جانب جامعه مورد پذيرش قرار نمي گيرد. اين عدم پذيرش بخصوص وقتي از جانب طبقه مديران تحصيل كرده و علي الخصوص فارغ التحصيلان گرايشهاي مختلف ساختمان صورت مي گيرد بيشتر خود را مي نماياند.
    با تمام مسائلي كه ذكر گرديد ، در يك نگاه ايده آل وظيفه اي سنگين بر دوش دانشكده هاي معماري قرار مي گيرد. به اين ترتيب كه در نخستين قدم و قبل از هر اقدام ديگري دانشكده ها مي بايست به تربيت شخصيتي هنري و آگاه به زيرساختهاي هنري بپردازند،سپس دانشجو را به تدريج با زمينه هاي ساخت و توليد هنري و از جمله معماري آشنا سازند.از سويي ديگر دانشكده ها مي بايست به ايجاد دو عرصه مختلف براي آموزش معماري بپردازد. يكي عرصه خصوصي كه مخاطبان آنرا صرفا دانشجويان و متخصصان مرتبط با رشته معماري تشكيل مي دهند و ديگري عرصه اي عمومي جهت ارائه آثار و گفتگويي هنري براي عامه تا به تدريج سطح آگاهي عمومي نسبت به اين رشته بالا رفته و جو جامعه مستعد پذيرش معماري واقعي گردد.لازم به ذكر است كه در اين عرصه كه مخاطبان خاص و عام را متفقا در بر مي گيرد،فعاليتهاي هنري از سويي و از سوي ديگر تاثير معماري و جامعه بر يكديگر مورد توجه قرار گيرد.به گونه اي كه اين عرصه علاوه بر ارائه دستاوردها و آثار معماري به ايجاد زمينه مناسب براي فعاليت دانشجويان در عرصه فعاليت واقعي نمايد به گونه اي كه از اين سو نيز دانشجويان با بازتابهاي فعاليت خود و بازار كار جامعه از نزديك آشنا شده و تجربه و آمادگي لازم را جهت حضور فعال در اين جامعه تا پايان مدت تحصيل كسب نمايند.
    مواردي كه عنوان شد در صورت انجام مطالعات كاربردي و انجام اصولي (و نه انجام نمايشي) باعث مي شوند كه جامعه و معماري به تناوب باعث رشد و ارتقاء يكديگر شده و زمينه براي بازگشت معمار و معماري به جايگاه سابق خود در ميان جامعه فراهم گردد و نقش عظيم فرهنگ سازي خود را بتواند به تمام و كمال اجرا نمايد.

    به اميد آنروز

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •