آخرين برگ سفر نامه باران
اين است
كه زمين چركين است!
آخرين برگ سفر نامه باران
اين است
كه زمين چركين است!
زندانيم در زنداندان تنم،روزى قفس تن را خواهم شکست و پرواز خواهم کرد به دوردست ترين نزديکى که در اين حواليست،شايدنزديکتر از رگ گردن و شايد دورتر از خورشيد،ولى خواهم رفت با پايانم به نقطه آغازم...
گفتم که خدا مرادی بفرست
طوفان زده ام راه نجاتی بفرست
فرمود که با زمزمه یا مهدی
نذر گل نرگس صلواتی بفرست
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دو چیز هیچ وقت از یاد انسانها نمی رود:
دوست های خوب و روزهای خوب
یک چیز هم هیچ وقت از دل انسانها نمی رود:
روزهای خوبی که با دوست های خوب گذشت.
یادش به خیر اون روزها......
شریف ترین دلها دلی است که اندیشه آزار دیگران در آن نباشد
آن رفت و برفت آن و مرا آنی کرد، بی آن،آن...
این شد دل بی تاب من و اینم نشد آن،آن...
آن کس که شود آن من و من شوم آن،آن...
این شد که رود در دل و دل شد آن،آن...
خدایش نخندیدا....
از این شعراست که در یه دقیقه نوشته شده البته با عرض پوزش از شاعران محترم چون اسم این کلمات سر هم بندی شده شعر نیست....
زندگی شطرنج دنیا و دل است!
قصه پررنج صدها مشکل است!
شاه دل کیش هوسها میشود!
پای اسب ارزوها در گل است!
فیل بخت ما عجب کج میرود!
در سر ما بس خیال باطل است!
مهره های عمر من نیمش برفت!
مهره های او تمامش کامل است!ما نسنجیده پی فرزین او!
غافل از اینکه حرف ما حریف قابل است!
خدایا به فرشتگانت بسپار در لحظه لحظه نیایش خویش
“دوستان مرا از یاد نبرند . . .”
.
.
.
نکس که بداند وبداند که نداند اسب طرب از گنبد گردون بجهاند
آنکس که نداند وبداند که نداند هم خویشتن از بند جهالت برهاند
آنکس که نداند ونداند که نداند بر مرکب جهل ابد الدهر بماند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !