-
کاربر سایت
وقتی کنارم هستی دردی را احساس نمی کنم .دیگر از ترس نمی ترسم .دیگر از مرگ نمی گریزم .به ماه و ستاره ها چشم نمی دوزم و از روزهای سفید عطری به یادگار نمی خواهم .با تو من از درخت سیب نمی پرسم چرا مهتاب زیباست و از شقایق ها سوال نمی کنم عشق چیست .به او بگو چرا مهتاب زیباست بگو عشق چیست و عاشق کیست .ماه را در دستانت بگیر و برایم حرف بزن .
-
8 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .
-
کاربر سایت
مي دانم كه از هم دوريم و ميانمان فاصله است .مي دانم بين من و تو ديواريست به بلنداي آسمان اما براي با هم بودن نيازي در كنار هم بودن نيست .تو يادم كني و نكني من به يادت هستم .همانقدر كه دلهايمان پيش هم باشد كافيست .بگذار فاصله ها خود را به اين جدايي ها دلخوش كنند وقتي دلهايمان با هم است خيالي نيست .
-
8 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .
-
کاربر سایت
کـــو ر بــاش بانـــو
نـگاه کـه مـی کنـی، مـی گوینــد: نـخ داد!
عـبوس بــاش بانــــو
لبــخند کـه مـیزنـی، مـی گـوینــد: پـا داد!
لال بــاش بانــــو
حـرف کـه مـی زنـی، مـی گوینــد: جـلوه فـروخـت!
شـاید دسـت از سـرمان بردارنـد ،
شاید...!!!!!!!!!
-
8 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .
-
کاربر سایت
خدایا باهات قهرم...
کی گفته همیشه باهامی؟
مگه میشه باهام باشی و حالمو ببینی و کاری نکنی؟
مگه میشه هرچی رو که دوست دارم ازم بگیری؟
مگه میشه...
که چی؟ که خدایی تو ثابت کنی؟
این روزا شیطونو بیشتر از تو حس میکنم!
پس کجایی؟ مگه میشه حواست به بقیه باشه جز من؟
مگه میشه هرکی هرچی میخواد بهش بدی جز من؟
اصلا تو که واسه من وقت نداری چرا خلقم کردی؟
خدایا نگام کن ... اشکامو میبینی؟
نگو تاحالا اشکامو دیده بودی و کاری نکرده بودی...
نگو که واسه توام بی ارزش شدم....
خدایا خسته شدم...
بغلم کن ، دستامو بگیر...فقط تورو کم دارم...
-
8 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .
-
کاربر سایت
تا به حال شده دوست داشتنت رو قورت بدی
لبخند بزنی و ... بی تفاوت باشی؟!
شده دلتنگي بپيچه به دلت و راه نفست رو ببنده، خفه ات کنه ...
شده يه آهنگ برات بشه روحِ يه لحظه ...
بشه خاطره ...
و هر چی تکرار بشه ديوونه ترت کنه؟!
شده بری همون خيابوني که با اون رفتي
چند مترجا رو هي بالا و پايين کني...
بغض کنی و ... لذت ببري ...
همون قدر که اون روز لذت بردي؟!
شده تمام روز رو در انتظار يه جواب بيقرار باشي؟!
شده بشکنی...
و باز بشکنی ...
و باز بشکنی ...
و هزار بار ديگه هم بشکني
اما باز با دست و دلِ شکسته، دوستش داشته باشي؟!
اصلا ببینم شده اين همه عاشق باشي؟!
-
8 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .
-
کاربر سایت
امروز
به طرز عجیب و احمقانه ای دلم تنگ است!
دلخوشیها کم نیست
آدم های دوروبرم هم کم نیستند...
مي آيند لبخندي روي لبم مي نشانند و مي روند!
ولي دلتنگي عجيبي هميشه و همه جا همراه من است
و تو نمي داني که چقدر اين دلتنگي برايم خلسه آور است!
آنها که کمتر مرا مي شناسند هنوز هم مي گويند
" خوش بحالت "
چه روحيه اي داري، کاش بلد بوديم مثل تو ساده بگيريم و بخنديم...!
اما آنها که بيشتر مرا مي شناسند مي گويند:
نفس هايت غبار دارد، چشمانت تار است... چرا...؟!
برایشان از کجا بگويم؟!
از آغوش هايي که اندازه ام نمي شوند؟
لبخند هايي که شادم نمي کنند؟!
از آدم هايي که نمي خواهم بشتر بشناسمشان؟!
نمي دانم اين روزهاي تو چطور مي گذرد...
نمي دانم که هنوز هم مي خواني یا نه؟!
ولی این حرفهایم را هم " مثل همیشه " جدی نگیر
اینها را هم بگذار به حساب به سيم آخر زدن
خدا را چه ديده اي؟
شايد آنقدر باران بنفشه باريد
که قليلي شاعر از پي گل ني آمدند... رفتند...
دنبال چراغ... آينه ... شمعداني...
و قرآن کريم ...
حيرت آور است، نه؟!
شاید امروز مسافر ما هم به خانه برگردد...
-
8 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .
-
کاربر سایت
سلام روزگار ...چه میکنی با نامردمی مردمان ؟!
من ؟!
هی ... خوبم ... اگر بگذارند !
دارم خرده های دلم را چسب میزنم ...
راستی این دل ،
باز هم دل میشود ؟!
-
8 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .
-
کاربر سایت
حالا که فکرش را می کنم میبینم که ...
یک اتفاق هایی باید می افتاد تا من خیلی چیزها را یاد بگیرم!
بالاخره بايد ياد ميگرفتم،
مي توان هر روز دم از عاشقي زد وقتي عاشق نيستي ...
بايد ياد ميگرفتم
ديگر براي هيـــــــــچکس غرورم را زير پا نگذارم ...
به هيـــــــچکـس وابســـته نشوم ...
قلبـــــم را نبخــشم بـه هـر آدمِ بـي ارزشـي ...
به چشم اعتمـــــاد کنم نه به زبان ...
من " بــــايـــد " ياد ميگرفتم که :
" همه آدمها خوب نيستند "
" همه حرفها راست نيستند "
-
8 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .
-
کاربر سایت
به قول گروس عبدالملکیان:
دوسال است که می دانم بی قراری چیست
درد چیست
مهربانی چیست
دو سال است که می دانم آوازچیست
راز چیست
چشم های " تو " شناسنامه مرا عوض کردند
امروز من دو ساله می شوم.
-
6 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .
-
کاربر سایت
یه زمانی بود که ...
فكر ميكردم ديگر كسي زيبا نيست... كه ديگر كسي پاك نيست!
كه با هم بودن هايشان از سر دلتنگي نيست و از روي نياز است!
كه حرف هايشان حرف نيست... قولهايشان قول نيست...
دوستت دارم هايشان بيخوديست... و حافظه شان كوتاه مدت است...!
عشق هايشان پوچ است و
در يك لحظه ي كوتاه به فراموشي سپرده خواهد شد!
شيطنت هايشان از روي سادگي نيست...
اشك چشم هايشان واقعي نيست...
تمساحي كه اشك ميريزد قابل اعتماد نيست!!!
گرماي دستت را نميخواهند... پاكي نگاهت را نميخوانند!
تفاوتت را با بقيه نميدانند!!!
تا اينكه " تو " آمدي و كاري كردي كه به تو اعتماد كنم ...
.
.
.
و در آخر مُهر تاءييدي زدي بر تمامي افكاري كه داشتم و رفتي...
و من تنها به اين دلخوشم كه اشتباه نميكردم!!!
-
6 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن