چقدر دردناکه …
آچار فرانسه همه باشی
و خودت گره های کور زندگیت رو با زور دندونات باز کنی ...
مدیر بازنشسته
چقدر دردناکه …
آچار فرانسه همه باشی
و خودت گره های کور زندگیت رو با زور دندونات باز کنی ...
مدیر بازنشسته
نوشته هایم را می خوانی..
و می گویی چه زیبا!
راستی..!
دردهای آدم ها زیبایی دارد...؟
مدیر بازنشسته
می گویند :
خوش به حالتـــــــــ !
از وقتی که رفته حتی خم به ابـــرو نیاوردی . . . !
نمی دانند بعضــــی دردها کمـــــــــــــر خم می کنند ، نه ابرو . . . !
مدیر بازنشسته
برای با تــــــــــو بودن،
نه مهلت می خواهم...
و نه بهانه ای...
بودنت نیـــــاز مــــــن است...
مدیر بازنشسته
درد دارد ..
" امـروز " حـرفـي بـراي گـفـتـن نـداشـتـه بـاشـي ..
بـا کـسـي کـه
تـا " ديـروز " تـمـام حـرف هـايـت را فـقـط بـه او مـي گـفـتـي . . !
مدیر بازنشسته
من دلم گرفته
هر چه می روم نمی رسم
رد پای دوست
کوچه باغ عشق
سایبان زندگی کجاست ؟
مدیر بازنشسته
تو برو ،
من هم برای اینکه راحت بروی میگویم :
باشد ، برو خیالی نیست …
اما کیست که نداند بی تو تنها چیزی که هست خیال توست !
مدیر بازنشسته
روزها رفتند و من دیگر ، خود نمیدانم کدامینم
آن من سرسخت مغرورم یا من مغلوب دیرینم ؟
بگذرم گر از سر پیمان ، میکشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید ، عاقبت روزی به دیدارم
مدیر بازنشسته
صدا بزن مرا،
مهم نیست به چه نامی
فقط میم مالکیت را آخرش بگذار
میخواهم باور کنم مال تو هستم"""
مدیر بازنشسته
این شهــــر
همین "نبــــودت" را کـــم داشت
که کامــــل شد ! ---