صفحه 48 از 52 نخستنخست ... 28293031323334353637383940414243444546474849505152 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 471 تا 480 , از مجموع 514

موضوع: بیانات مقام معظم رهبری از سال 79 تا 88

  1. #471
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع)01/ 01/ 88

    بيانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع)
    01/ 01/ 88
    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    الحمد للَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما بقيةاللَّه فى العالمين‏

    خداوند متعال را از اعماق دل شكرگزاريم كه توفيق عنايت كرد و مهلت داد تا يك بار ديگر سعادت تشرف به اين آستان مقدس و ديدار مردم عزيز مشهد و زائران اين بارگاه بلندپايگاه نصيب شود. از خداوند متعال درخواست ميكنيم كه اين عيد سعيد را و اين سال نو را بر همه‏ى ملت عزيز ايران مبارك فرمايد.

    امسال اولين سال دهه‏ى چهارم انقلاب است كه به نام «دهه‏ى پيشرفت و عدالت» ناميده شده است. به اين مناسبت عرايضى را عرض ميكنم؛ هم در زمينه‏ى برخى از مهمترين مسائل كشورمان در داخل، و همچنين اشاره‏اى به بعضى از مسائل مهم بين‏المللى و خارجى. اين دهه را ده سال پيشرفت و عدالت كشور و نظام جمهورى اسلامى ناميديم؛ در حالى كه از آغاز انقلاب، ملت ايران با حركت عظيم خود و با ايجاد و استقرار نظام جمهورى اسلامى، به سمت پيشرفت و عدالت حركت كرده است. ده سال آينده چه خصوصيتى دارد كه آن را به عنوان دهه‏ى پيشرفت و عدالت نامگذارى كرده‏ايم؟ به نظر ما تمايز ده سال آينده با سه دهه‏ى گذشته، در آمادگى‏هاى بسيار وسيع و عظيمى است كه در كشور عزيزمان براى پيشرفت و عدالت به وجود آمده است، كه اين آمادگى‏ها به ملت بزرگ و مصمم ما اجازه ميدهد كه در اين زمينه يك جهش و يك گام بلند نشان بدهد. ملت، آماده‏ى يك حركت پرشتاب و بزرگى به سمت پيشرفت و عدالت است؛ چيزى كه در دهه‏هاى قبل، اين امكان با اين گستردگى براى ملت فراهم نبود.

    اگر بخواهيم عوامل اصلى و عناصر اصلى اين آمادگى را مشخص كنيم، من عرض ميكنم چند عنصر تأثير زيادى دارد: يكى حضور نسل جوانِ تحصيلكرده‏ى ماست. امروز ميليونها جوان پرنشاط و تحصيلكرده، در ميدان علم، در ميدان تحقيق، در ميدان فعاليتهاى اجتماعى و سياسى حضور دارند. حضور اين همه جوان دانا و تحصيلكرده و آماده در كشور ما يك پديده‏ى بسيار بزرگ و قابل توجه و اهتمامى است.

    عنصر ديگر، تجربه است. نخبگان و مسئولان كشور در طول سالهاى گذشته در مواجهه‏ى با مشكلات گوناگون، تجربه‏هاى بسيار ذى‏قيمتى كسب كرده‏اند. اين تجربه‏ها امروز در اختيار مردم است.

    در زمينه‏ى اين تجربه‏ها اگر بخواهيم نمونه و مثال عرض كنيم، يكى از آثار آن، اجراى سياستهاى اصل 44 قانون اساسى است. توجه به اين سياستها، ناشى از تجربه‏ى طولانى چند ده ساله‏ى گذشته بود كه نخبگان كشور را به اين نقطه رساند.

    نمونه‏ى ديگر، همين مسئله‏ى هدفمند كردن يارانه‏هاست، كه اين ناشى از تجربه‏ى بلندمدت نخبگان كشور است كه در طول اين سالها به اين نقطه رسيده‏اند كه يارانه‏هائى كه از كيسه‏ى بيت‏المال - يعنى از جيب عموم مردم - بيرون ميرود و به عموم تعلق ميگيرد، بيشتر متوجه به قشرهائى بشود كه نياز آنها بيشتر است؛ يعنى قشرهاى محروم و طبقات متوسط به پائين جامعه، از بيت‏المال و از كيسه‏ى عمومى ملت بيشتر برخوردار شوند تا طبقات بسيار مرفه و كسانى كه در حقيقت احتياجى هم به اين يارانه‏ها ندارند. رسيدن به اين حقيقت و تصميم و عزم راسخ بر اجراى آن، ناشى از تجربه‏ى طولانى‏مدتى است كه در طول اين سالها متراكم شده است و به مرحله‏ى عمل درآمده است.

    عنصر ديگر، زيرساختهاى كشور است. امروز كشور ما مثل دهه‏ى اول يا دهه‏ى دوم انقلاب نيست كه زيرساختهاى علمى و مورد نياز را در كشور فاقد باشد. امروز جوانهاى ما و متخصصين ما و دانشمندان در هر رشته‏اى كه وارد ميشوند، ميتوانند كارهاى بزرگ انجام دهند؛ لذا امروز در كشور آن چيزهائى كه براى يك پيشرفت وسيع در زمينه‏ى ارتباطات، در زمينه‏ى مواصلات، در زمينه‏ى تحقيقات علمى، در زمينه‏ى ساخت و سازها مورد نياز است، بحمداللَّه آماده است. ما از لحاظ راه‏هاى مهم و بين‏المللى، از لحاظ ساخت فرودگاه، از لحاظ ارتباطات بيسم و باسيم، شبكه‏هاى ارتباطى، از لحاظ ساخت سدها، احتياجى به ديگران نداريم. يك روزى بود كه به خاطر كسى خطور هم نميكرد كه عناصر داخلى و متخصصين داخلى بتوانند سد بسازند، سيلو بسازند، بزرگراه بسازند، فرودگاه بسازند، كارخانه‏ى فولاد بسازند؛ در همه‏ى اين چيزها چشم ملت ما به بيگانگان بود. بعد هم كه بيگانگان دستشان قطع شد، ما از اين جهت در كشور فقير بوديم؛ اما امروز از اين جهت توانائى زيادى داريم. جوانان ما كارخانه‏هاى پيچيده را ميسازند، كارهاى پيچيده‏ى علمى و فناورى را انجام ميدهند، نياز كشور را برآورده ميكنند، به كشورهاى ديگر هم به عنوان مستشار و به عنوان كسانى كه تجارت علم و فناورى ميكنند، كمك ميرسانند. در اين جهت، كشور وضعيت شاخصى پيدا كرده است؛ اين پيشرفت كمى نيست. يك روزى جوانهاى ما حتّى گلوله‏ى آر.پى.جى را نميتوانستند پرتاب كنند و نميشناختند؛ امروز همان جوانها موشك پرتابگر ماهواره ميفرستند كه چشم دانشمندان جهان را به خود جلب ميكند، همه را متوجه ميكند. يك روزى ما براى استفاده‏ى از نيروگاه‏هائى كه در كشور داشتيم، احتياج به متخصص داشتيم؛ امروز جوانان كشور ما خودشان آنچنان در صنعت پيشرفت كردند كه پالايشگاه، نيروگاه و امكانات گوناگون را خودشان ميسازند و توليد ميكنند. يك روزى در زمينه‏ى مسائل زيست‏شناسى، كشور دچار فقر مطلق بود؛ امروز به پيشرفت در دانشهاى زيستى، از جمله همين مسئله‏ى سلولهاى بنيادى كه بسيار در دنيا چيز مهمى است، دست پيدا كرده است. امروز اين امكانات در كشور وجود دارد. اينها همه زيرساختهائى است كه پيشرفتهاى آينده براساس اين زيرساختها آسان ميشود. علاوه‏ى بر اينها - همان طورى كه عرض كردم - تجربه‏ى مديران، يك تجربه‏ى بسيار عميق و وسيعى است. كشور امروز در مقابل چشم مديران و نخبگان كشور، مثل يك صحنه‏اى است كه ميتوانند براى پيشرفت آن برنامه‏ريزى كنند. همين سركشى كردن مسئولين به گوشه و كنار اين كشور، نقاط محروم، استانهاى دوردست، در استانها به شهرهاى گوناگون رفتن، با مردم تماس گرفتن، اوضاع را از نزديك ديدن، با چشم مشكلات را مشاهده كردن، يك تجربه‏ى عظيم و گرانقدرى براى مأمورين ما و مسئولان كشور به وجود آورده است؛ اينها زمينه‏ى يك جهش است براى اينكه كشور بتواند ان‏شاءاللَّه در طريق پيشرفت و عدالت حركت كند؛ و اين ايجاب ميكند كه دهه‏ى آينده - يعنى ده سالى كه از امسال آغاز ميشود - براى كشور ما و براى نظام جمهورى اسلامى، ده سال پيشرفت و عدالت باشد؛ كه همه بايد در اين قسمت تلاش و كار كنند.

    يك جمله‏ى كوتاه در مورد مفهوم پيشرفت، يك جمله‏ى كوتاه هم در مورد مفهوم عدالت عرض ميكنم؛ تفصيل اين اجمال را بايستى مسئولان، گويندگان، كسانى كه با افكار مردم سر و كار دارند، باز كنند؛ هم تحقيق كنند، هم به مردم اطلاع‏رسانى كنند. مقصود ما از پيشرفت چيست؟ پيشرفت در يك جهتِ محض نيست. مقصود از پيشرفت، پيشرفت همه جانبه است. از همه‏ى ابعاد در كشور، اين ملت، شايسته و سزاوار پيشرفت است: پيشرفت در توليد ثروت ملى، پيشرفت در دانش و فناورى، پيشرفت در اقتدار ملى و عزت بين المللى، پيشرفت در اخلاق و در معنويت، پيشرفت در امنيت كشور - هم امنيت اجتماعى، هم امنيت اخلاقى براى مردم - پيشرفت در ارتقاى بهره‏ورى. ارتقاى بهره‏ورى معنايش اين است كه ما بتوانيم از آنچه كه داريم، بهترين استفاده را بكنيم. از نفت موجود، از گاز موجود، از كارخانه‏ى موجود، از راه موجود و از آنچه كه در اختيار هست، بيشترين و بهترين استفاده را بكنيم. همچنين پيشرفت در قانون‏گرائى و انضباط اجتماعى؛ كه اگر ملتى دچار بى‏قانونى بشود، قانون‏شكنى بر ذهن و عمل مردم حاكم بشود، هيچ پيشرفت معقول و درستى نصيب آن ملت و كشور نخواهد شد. پيشرفت در وحدت و انسجام ملى؛ چيزى كه دشمنان از اول انقلاب سعى كرده‏اند آن را به هم بزنند؛ اما خوشبختانه ملت ما اتحاد و انسجام خود را با همه‏ى زمينه‏هائى كه ممكن بود براى تفرقه مورد سوء استفاده قرار بگيرد، حفظ كرده است؛ اين را ما بايد هرچه بيشتر كنيم و ارتقاء ببخشيم. پيشرفت در رفاه عمومى؛ همه‏ى طبقات بتوانند از رفاه برخوردار شوند. پيشرفت در رشد سياسى؛ كه درك سياسى، رشد سياسى، قدرت تحليل سياسى براى جمعيت عظيمى مانند جمعيت ملت ما، مثل يك حصار پولادين در مقابل بدخواهى‏هاى دشمنان است؛ لذا ما بايد رشد سياسى خود را بالا ببريم. مردم ما از لحاظ رشد سياسى، امروز هم از بسيارى از ملتها جلويند؛ اما باز در اين جهت هم بايد پيشرفت كنيم. مسئوليت‏پذيرى، عزم و اراده‏ى ملى؛ در همه‏ى اين زمينه‏ها بايد پيشرفت بشود. البته با حرف نميشود، با الفاظ نميتوان كارى انجام داد، نوشتن اين چيزها روى كاغذ اثرى ندارد؛ تحرك و برنامه‏ريزى لازم دارد، كه بعد اشاره‏اى عرض خواهم كرد.

    اما عدالت. پيشرفت اگر با عدالت همراه نباشد، پيشرفتِ مورد نظر اسلام نيست. اينى كه ما توليد ناخالص ملى را، درآمد عمومى كشور را به يك رقم بالائى برسانيم، اما در داخل كشور تبعيض باشد، نابرابرى باشد، عده‏اى آلاف و الوف براى خودشان داشته باشند، عده‏اى در فقر و محروميت زندگى كنند، اين آن چيزى نيست كه اسلام ميخواهد؛ اين آن پيشرفتى نيست كه مورد نظر اسلام باشد. بايد عدالت تأمين بشود. عدالت هم يك واژه‏ى بسيار عميق و وسيعى است كه بايستى خطوط اصلى آن را جستجو و پيدا كرد. به نظر ما عدالت، كاهش فاصله‏هاى طبقاتى است، كاهش فاصله‏هاى جغرافيائى است. اينجور نباشد كه اگر يك مركزى، يك استانى، يك شهرى، يك كوره دهى از مركز دور است، در يك نقطه‏ى دور جغرافيائى كشور قرار گرفته است، دچار محروميت باشد؛ اما آنجائى كه نزديك است، برخوردار باشد؛ اين عدالت نيست. هم فاصله‏هاى طبقاتى بايد برداشته شود، فاصله‏هاى جغرافيائى بايد برداشته شود، هم برابرى در استفاده‏ى از امكانات و فرصتها بايد به وجود بيايد. همه‏ى آحاد كشور، آن كسانى كه استعداد دارند، آن كسانى كه امكان دارند، بتوانند از امكانات عمومى كشور استفاده كنند. اينجور نباشد كه نورچشمى‏ها مقدم باشند و افراد متقلب و خدعه‏گر جلو بيفتند. كارى كنيم كه افراد گوناگون كشور، همه بتوانند در برابر امكانات كشور، از فرصت برابر استفاده كنند. البته اينها آرزوهاى بزرگى است، ليكن دست‏يافتنى است؛ دست‏نيافتنى نيست. اگر تلاش كنيم و كار كنيم، ميتوانيم به آن برسيم. سخت است، اما شدنى است.

    يكى از مصداقهاى عدالت، مبارزه‏ى با فساد مالى و اقتصادى است كه بايستى جدى گرفته شود. من سالها پيش هم اين را گفته‏ام، بارها هم تأكيد كرده‏ام، تلاشهاى خوبى هم انجام گرفته است و دارد انجام ميگيرد؛ اما مبارزه‏ى با فساد، كار دشوارى است؛ كارى است كه انسان، مخالف پيدا ميكند. شايعه درست ميكنند، دروغ ميگويند و آن كسى كه در اين ميدان جلوتر از ديگران حركت كند، بيشتر از همه مورد تهاجم قرار ميگيرد. اين مبارزه هم لازم است و بايد انجام بگيرد. خوب، كسانى كه بخواهند اين كارهاى بزرگ را چه در زمينه‏ى پيشرفت، چه در زمينه‏ى عدالت انجام دهند، بايد مديرانى باشند كه به اين چيزها معتقد باشند؛ حقيقتاً عقيده داشته باشند كه بايد عدالت برقرار شود، بايد با فساد مبارزه شود. مديران معتقد و مؤمن به اين مبانى كه داراى شجاعت باشند، داراى اخلاص باشند، داراى تدبير و عزم راسخ باشند، قطعاً ميتوانند اين مقاصد و اين اغراض عالى الهى را تحقق ببخشند. اين مطلب اوّلى كه لازم بود عرض كنم.

    يك اقدام اساسى در زمينه‏ى همين پيشرفت و عدالت، آن مسئله‏اى است كه من در پيام نوروزى خطاب به ملت عزيز ايران عرض كردم؛ و آن مسئله‏ى مبارزه‏ى با اسراف، حركت در سمت اصلاح الگوى مصرف، جلوگيرى از ولخرجى‏ها و تضييع اموال جامعه است؛ اين بسيار مسئله‏ى مهمى است. البته بار اوّلى نيست كه ما اين مطلب را مطرح ميكنيم. من در همين ديدار اول سال، در نوبتهاى متعددى در همين جا خطاب به مردم عزيزمان درباره‏ى اسراف، درباره‏ى ولخرجى و تضييع اموال و لزوم صرفه‏جوئى مطالبى را عرض كردم؛ اما اين مسئله تمام نشده است؛ اين مقصود، آنچنان كه بايد و شايد برآورده نشده است. لازم است به عنوان يك سياست، ما مسئله‏ى صرفه‏جوئى را در خطوط اساسى برنامه‏ريزى‏هايمان در سطوح مختلف اعمال كنيم. مردم عزيزمان توجه داشته باشند كه صرفه‏جوئى به معناى مصرف نكردن نيست؛ صرفه‏جوئى به معناى درست مصرف كردن، بجا مصرف كردن، ضايع نكردن مال، مصرف را كارآمد و ثمربخش كردن است. اسراف در اموال و در اقتصاد اين است كه انسان مال را مصرف كند، بدون اينكه اين مصرف اثر و كارائى داشته باشد. مصرف بيهوده و مصرف هرز، در حقيقت هدر دادن مال است. جامعه‏ى ما بايد اين مطلب را به عنوان يك شعار هميشگى در مقابل داشته باشد؛ چون وضع جامعه‏ى ما از لحاظ مصرف، وضع خوبى نيست. اين را من عرض ميكنم؛ ما بايد اعتراف كنيم به اين مسئله. عادتهاى ما، سنتهاى ما، روشهاى غلطى كه از اين و آن ياد گرفته‏ايم، ما را سوق داده است به زياده‏روى در مصرف به نحو اسراف. يك نسبتى بايد در جامعه ميان توليد و مصرف وجود داشته باشد؛ يك نسبت شايسته‏اى به سود توليد؛ يعنى توليد جامعه هميشه بايد بر مصرف جامعه افزايش داشته باشد. جامعه از توليد موجود كشور استفاده كند؛ آنچه كه زيادى هست، صرف اعتلاى كشور شود. امروز در كشور ما اينجورى نيست. مصرف ما به نسبت، از توليدمان بيشتر است؛ اين، كشور را به عقب ميرساند؛ اين، ضررهاى مهم اقتصادى بر ما وارد ميكند؛ جامعه دچار مشكلات اقتصادى ميشود. در آيات شريفه‏ى قرآن بارها راجع به پرهيز از اسراف در امور اقتصادى تأكيد شده؛ اين به خاطر همين است. اسراف، هم لطمه‏ى اقتصادى ميزند، هم لطمه‏ى فرهنگى ميزند. وقتى جامعه‏اى دچار بيمارى اسراف شد، از لحاظ فرهنگى هم بر روى او تأثيرهاى منفى ميگذارد. بنابراين مسئله‏ى صرفه‏جوئى و اجتناب از اسراف، فقط يك مسئله‏ى اقتصادى نيست؛ هم اقتصادى است، هم اجتماعى است، هم فرهنگى است؛ آينده‏ى كشور را تهديد ميكند.

    من يكى دو تا از اين آمارهاى تكان‏دهنده را عرض بكنم؛ اسراف در قلمهاى مهم مصرفى كشور، از جمله اسراف در نان. بر حسب بررسى ميدانى‏اى كه در تهران و بعضى از مراكز استانها شده است، گفته ميشود كه 33 درصدِ نان ضايعات است. يك سوم همه‏ى نانى كه در اين شهرها توليد ميشود، دور ريخته ميشود. فكرش را بكنيد شما؛ يك سوم! آن وقت كشاورز ما با آن زحمت گندم را توليد كند و اگر يك سالى بارندگى كم بود - مثل سال گذشته كه توليد گندم در كشور كم شد - دولت از پول عمومى، از بودجه‏ى مردم گندم از خارج وارد كند، اين گندم آرد بشود، خمير بشود، نان بشود، بعد يك سوم از اين همه ثروت دور ريخته شود. چقدر تأسف‏آور است! متأسفانه اين واقعيت دارد، اين هست.

    در مورد آب بررسى‏هائى كه كرده‏اند، ميگويند تلفات آب در مصرف خانگى تا حدود 22 درصد است. كشور ما كشور پرآبى نيست. حداكثر صرفه‏جوئى را ما مردم ايران در آب بايد انجام دهيم. آن وقت اين آبى كه با اين زحمت توليد ميشود، از راه‏هاى دور آورده ميشود، با بهاى سنگين سدهائى به وجود مى‏آيد؛ اين همه دانش، تجربه و تلاش به كار ميرود تا اين آب به خانه‏ى ما بيايد؛ بعد در خانه‏ى ما 22 درصد از اين آب هدر برود! اين فقط مصرف خانگى است؛ مصرف كشت و مصرف صنعت هم يك جور ديگر اسرافهائى دارد. آنچه كه برحسب بررسى‏ها به عنوان آمار در اختيار ماست، ما مجموعاً بيش از دو برابر مصرف متوسط جهان در انرژى - چه برق، چه حاملهاى انرژى - مصرف ميكنيم؛ يعنى نفت، گاز، گازوئيل، بنزين. مصرف اين چيزها در كشور ما از دو برابر متوسط جهان بيشتر است. خوب، اين اسراف است. اسراف نيست؟

    شاخصى به نام شاخص شدت انرژى وجود دارد؛ يعنى نسبت بين انرژى‏اى كه مصرف ميشود، با كالائى كه توليد ميشود؛ كه هرچه انرژى‏اى كه مصرف ميشود، كمتر باشد، براى كشور سودمندتر است. در اين زمينه گاهى نسبت به بعضى از كشورهاى پيشرفته، مصرف شدت انرژى ما هشت برابر بيشتر است! اينها اسرافهائى است كه در جامعه دارد انجام ميگيرد.

    در مصارف گوناگون شخصى و خانوادگى، اسرافِ فردى صورت ميگيرد. تجمل‏گرائى‏ها، چشم و هم‏چشمى‏ها، هوسرانى افراد خانواده، مرد خانواده، زن خانواده، جوان خانواده، چيزهاى غير لازم خريدن؛ اينها از موارد اسراف است. وسائل تجملات، وسائل آرايش، مبلمان خانه، تزئينات داخل خانه؛ اينها چيزهائى است كه ما براى آنها پول صرف ميكنيم. پولى كه ميتواند در توليد مصرف شود، سرمايه‏گذارى شود، كشور را پيش ببرد، به فقرا كمك كند، ثروت عمومى كشور را زياد كند، اين را ما صرف ميكنيم به اين چيزهاى ناشى‏شده‏ى از هوس، چشم و هم‏چشمى، آبرودارى‏هاى خيالى. مسافرت ميروند، مى‏آيند، ميهمانى درست ميكنند - گاهى خرج آن ميهمانى، از مسافرت مكه‏اى كه رفته‏اند، بيشتر است! - عروسى ميگيرند، عزا ميگيرند؛ هزينه‏اى كه براى اين ميهمانى‏ها مصرف ميكنند، هزينه‏هاى گزافى است؛ انواع غذاها! چرا؟ چه خبر است؟ در كشور ما هنوز هستند كسانى كه از اوّليات هم محرومند. بايد كمك كنيم كشور پيش برود. نميگوئيم پول را برداريد برويد حتماً انفاق كنيد - البته اگر انسان انفاق بكند، بهترين كار است - اما حتّى اگر انفاق هم نكنند، همين پولى كه صرف اين تجملات ميشود، در توليد براى خودشان به كار بيندازند، در كارخانجات سهيم شوند و توليد كنند، باز براى كشور مفيد است. ما به جاى اين كارها ميهمانى درست ميكنيم، عزا درست ميكنيم، هى رخت و برِ روزبه‏روز دگرگون براى خودمان درست ميكنيم؛ چرا؟ چه لزومى دارد؟ عقلاى عالم اين كار را نميكنند؛ اين فقط سخن دين نيست. قرآن ميفرمايد: «و لاتسرفوا انّه لا يحبّ المسرفين»، «كلوا و اشربوا و لاتسرفوا»؛ بخوريد، بياشاميد، اما زياده‏روى نكنيد. در آيه‏ى شريفه‏ى ديگر: «كلوا من ثمره اذا اثمر و اتوا حقّه يوم حصاده و لاتسرفوا انّه لايحبّ المسرفين». خداوند اسراف‏كنندگان را دوست نميدارد. ما بندگان خدا هستيم. اينها حرف دين است و روايات فراوانى در اين زمينه وجود دارد. در روايت دارد كه كسى ميوه‏اى را خورد و نيمى از ميوه ماند، آن را دور انداخت. امام (عليه‏السّلام) به او نهيب زد كه اسراف كردى؛ چرا انداختى؟ در روايات ما هست كه از دانه‏ى خرما استفاده كنيد. تا اين حد! خرده‏هاى نان را استفاده كنيد. آن وقت در هتلها ميهمانى درست كنند و به يك عده‏اى ميهمانى بدهند؛ بعد هرچه كه غذا ماند، به بهانه‏ى اينكه بهداشتى نيست، توى سطل آشغال بريزند! اين مناسب يك جامعه‏ى اسلامى است؟ اينجورى ميشود به عدالت رسيد؟

    بايد خودمان را اصلاح كنيم. بايد الگوى مصرف جامعه و كشور اصلاح شود. ما الگوى مصرفمان غلط است. چه جورى بخوريم؟ چه بخوريم؟ چه بپوشيم؟ تلفن همراه توى جيبمان گذاشته‏ايم؛ به مجرد اينكه يك مدل بالاتر وارد بازار ميشود، اين را كأنّه دور مى‏اندازيم و آن مدل جديد را بايد بخريم؛ چرا؟! اين چه هوس‏بازى‏اى است كه ما به آن دچار هستيم.

    مسئولان موظفند. اسراف فقط در زمينه‏ى فردى نيست؛ در سطح ملى هم اسراف ميشود. همين برق و انرژى كه گفتيم اسراف ميشود، بخش مهمى از اين اسراف در اختيار مردم نيست؛ در اختيار مسئولين كشور است. اين شبكه‏هاى ارتباطاتى، شبكه‏هاى انتقال برق، سيمهاى برق، اينها وقتى فرسوده بشود، برق هدر ميرود. برق را توليد كنيم، بعد با اين شبكه‏ى فرسوده آن را هدر بدهيم، كه بخش مهمى هدر ميرود. يا شبكه‏هاى انتقال آب اگر فرسوده باشد، آب هدر ميرود. اينها اسرافهاى ملى است؛ در سطح ملى است؛ مسئولين آن، مسئولين كشورند. اسراف در سطح سازمان هم اتفاق مى‏افتد. رؤساى سازمانهاى گوناگون مصرف شخصى نميكنند، اما مصرف بى‏رويّه در مورد سازمان خودشان اتفاق مى‏افتد؛ تجملات اداره، اتاق كار، تزئيناتش، سفرهاى بيهوده، مبلمانهاى گوناگون؛ بايد با مراقبت و نظارت از اين كارها جلوگيرى كرد. هم در سطح دولت، هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمانها بايستى نگاه عيب‏جويانه‏ى به اسراف وجود داشته باشد. همان طور كه عرض كرديم، با حرف هم تمام نميشود؛ بايد برنامه‏ريزى كنند. قوه‏ى مقننه و قوه‏ى مجريه موظفند به پيگيرى. برنامه‏ريزى كنند، قانونگذارى كنند، قانون را با قاطعيتِ تمام اجراء كنند. اين پيشرفتى كه ما در اين ده سال خواهيم داشت، بخش مهمى‏اش مربوط به همين قضيه است.

    اين صرفه‏جوئى‏اى كه لازم است، از توليد تا مصرف تا بازيافت: آب را صرفه‏جوئى كنيم؛ يعنى از سدهايمان صيانت كنيم، شبكه‏هاى آبرسانى را اصلاح كنيم، آبيارى‏هاى باصرفه‏ى در كشاورزى را آموزش بدهيم كه چه جورى آبيارى بشود. البته اين كارها خوشبختانه در اين سالها به ميزان زيادى انجام گرفته، اما اين كافى نيست؛ بايد توسعه پيدا كند. زمينه‏سازى كنيم براى كاهش مصرف آب خانگى. اينكه گفته ميشود از كسانى كه مصرف زياد دارند، ماليات بيشترى گرفته شود، يارانه‏ى كمترى به آنها داده شود، حرف بسيار معقولى است، حرف خوبى است. آن كسانى كه مصرف كمى دارند، از كمكهاى دولتى، از كمكهاى عمومى بهره‏مند شوند. بعضى‏ها هستند به قدرى كم آب مصرف ميكنند كه اگر دولت از آنها پول آب را هم نگيرد، مانعى ندارد. بعضى‏ها ده برابر آنها، بيست برابر آنها آب مصرف ميكنند؛ خوب، اينها بايستى هزينه‏ى بيشترى بدهند.

    در امر نان، توليد گندم خوب، توليد آرد خوب، نگهدارى درست، پخت خوب، بعد هم مصرف درست؛ همه‏ى اينها لازم است. اين مسئله‏ى اسراف و صرفه‏جوئى بود، كه لازم بود من عرض كنم.

    موضوع ديگر در زمينه‏ى مسائل داخلى كشور، مسئله‏ى انتخاباتى است كه ما در پيش داريم؛ كه يك اشاره‏اى هم به آن مسئله بكنم. البته تا انتخابات وقت هست؛ اگر عمرى بود، عرايضى را كه لازم بدانم، با مردم عزيزمان در ميان ميگذارم - دير نيست - ليكن چند نكته را عرض ميكنم: اولاً انتخابات در كشور ما يك حركت نمايشى نيست. پايه‏ى نظام ما همين انتخابات است. يكى از پايه‏ها، انتخابات است. مردم‏سالارى دينى با حرف نميشود؛ مردم‏سالارى دينى با شركت مردم، حضور مردم، اراده‏ى مردم، ارتباط فكرى و عقلانى و عاطفى مردم با تحولات كشور صورت ميگيرد؛ اين هم جز با يك انتخابات صحيح و همگانى و مشاركت وسيع مردم ممكن نيست. اين مردم‏سالارى، عامل پايدارى ملت ايران است. اينكه شما توانسته‏ايد در طول اين سى سال از نهيب ابرقدرتها نترسيد، اينكه ابرقدرتها هم غير از نهيب نتوانستند ضربه‏ى اساسى به شما بزنند، اينكه جوانان كشور در ورود به ميدانهاى گوناگون اين شجاعت و اخلاص را نشان ميدهند، ناشى از مردم‏سالارى دينى است؛ اين را بايد خيلى قدر بدانيم. انتخابات سرمايه‏گذارى عظيم ملت ايران است؛ مثل اينكه شما سرمايه‏ى سنگين و عظيمى را در بانك ميگذاريد، بانك با آن كار ميكند و شما از سودش استفاده ميكنيد؛ انتخابات يك چنين چيزى است. ملت ايران سرمايه‏گذارى عظيمى را ميكند، سپرده‏گذارى بزرگى را انجام ميدهد و سود آن را ميبرد. آراء يكايك شما مردم سهمى است از همان سرمايه‏گذارى و سپرده‏گذارى. هر رأيى كه شما در صندوق مى‏اندازيد، مثل اين است كه يك بخشى از پول آن سپرده را داريد تأمين ميكنيد. يك رأى هم اهميت دارد. هرچه انتخابات پرشورتر باشد، عظمت ملت ايران بيشتر در چشم مخالفان و دشمنانش ديده خواهد شد؛ براى ملت ايران حرمت بيشترى خواهند گذاشت؛ دوستان شما هم در دنيا خوشحال ميشوند. عظمت ملت ايران را حضور مردم در انتخابات نشان ميدهد؛ انتخابات اين است. بنده همواره در درجه‏ى اول در انتخابات سعيم بر اين است كه به مردم عرض كنم حضور شما در اين انتخابات مهم است. اين، تصديق و تأييد و مستحكم كردن نظام جمهورى اسلامى است. مسئله فقط يك مسئله‏ى سياسى و فردى و اخلاقىِ محض نيست؛ يك مسئله‏ى همه‏جانبه است. انتخابات با سرنوشت مردم سر و كار دارد؛ بخصوص انتخابات رياست جمهورى كه سپردن قوه‏ى اجرائيه‏ى كشور به دست يك نفر و يك مجموعه است كه كشور را براى مدت چند سال اداره كنند؛ اينقدر انتخابات اهميت دارد.

    يك مطلب هم خطاب به نامزدهاى محترمى كه يا تا حالا اعلام حضور كرده‏اند يا بعد از اين اعلام حضور خواهند كرد، عرض بكنم. كسانى كه براى انتخابات خود را نامزد ميكنند، بدانند كه انتخابات يك وسيله‏اى است براى بالا بردن توان كشور، براى آبرومند كردن ملت؛ انتخابات فقط ابزارى براى قدرت‏طلبى نيست. اگر بناست اين انتخابات براى اقتدار ملت ايران باشد، پس نامزدها بايستى به اين اهميت بدهند و اين را در تبليغاتشان، در اظهاراتشان و در حضورشان رعايت كنند. مبادا نامزدها در اثناى فعاليتهاى انتخاباتىِ خودشان جورى رفتار كنند و حرفى بزنند كه دشمن را به طمع بيندازند. رقابتها را منصفانه كنند، حرفها را منصفانه كنند، از جاده‏ى انصاف خارج نشوند. خوب، به طور طبيعى هر نامزدى حرفى دارد و حرف مقابل خود را رد ميكند؛ اين رد و ايراد فى نفسه اشكالى ندارد؛ اما مشروط بر اينكه تويش بى‏انصافى نباشد، كتمان حقيقت نباشد. ميدان براى همه باز است؛ بيايند در ميدان انتخابات خود را بر مردم عرضه كنند. اختيار با مردم است؛ مردم هر جورى كه فهميدند، تشخيص دادند، هشيارى آنها به آنها كمك كرد، ان‏شاءاللَّه همان جور عمل خواهند كرد.

    انتخابات به فضل الهى و به حول و قوه‏ى الهى انتخابات سالمى است. من مى‏بينم بعضى‏ها در انتخاباتى كه دو سه ماه ديگر انجام خواهد گرفت، از حالا شروع كرده‏اند به خدشه كردن. اين چه منطقى است؟ اين چه فكرى است؟ اين چه انصافى است؟ اين همه انتخابات در طول اين سى سال انجام گرفته است - در حدود سى انتخابات - مسئولان وقت در هر دوره‏اى رسماً متعهد شده‏اند و صحت انتخابات را تضمين كرده‏اند، و انتخابات صحيح بوده است؛ چرا بيخود خدشه ميكنند، مردم را متزلزل ميكنند، ترديد ايجاد ميكنند؟ كه البته در ذهن مردم عزيز ما با اين حرفها ترديد ايجاد نخواهد شد.

    من به مسئولين انتخابات هم سفارش و تأكيد ميكنم؛ به طور حتم بايستى انتخابات را جورى برگزار كنند كه پرشور باشد؛ دست همه‏ى نامزدها باز باشد؛ مردم آزادانه بتوانند انتخاب كنند و انتخابات، سالم و با امانت كامل ان‏شاءاللَّه انجام بگيرد و انجام خواهد گرفت.

    اين را هم در باب انتخابات به شما عزيزان و همه‏ى ملت عزيزمان عرض بكنم؛ درباره‏ى موضع رهبرى در مورد انتخابات، گمانه‏زنى و شايعه و اينها همشيه بوده و خواهد بود. بنده يك رأى دارم، آن را در صندوق مى‏اندازم. به يك نفرى رأى خواهم داد، به هيچ كس ديگر هم نخواهم گفت كه به كى رأى بدهيد، به كى رأى ندهيد؛ اين تشخيص خود مردم است. بنده گاهى از دولت حمايت ميكنم، دفاع ميكنم؛ بعضى سعى ميكنند براى اين كار معناى نادرستى جعل و ابداع كنند. نه، من از دولتها هميشه دفاع ميكنم؛ منتها اگر دولتى بيشتر مورد تهاجم قرار گرفت و احساس كردم حملات غير منصفانه‏اى ميشود، بيشتر دفاع ميكنم. من طرفدار اِعمال انصافم؛ من ميگويم بايد منصف باشيم. رفتارها را نگاه كنيم؛ اين ربطى به انتخابات ندارد، بحث انصاف و بى‏انصافى است. حمايت كردن از خدمتگزاران در كشور، وظيفه‏اى است كه هم من دارم، هم همه دارند؛ اين مربوط به اعلام موضع انتخاباتى نيست. بنده از هر حركت خوبى، از هر اقدام خوبى، از هر پيشرفتى، از هر خدمتى به مردم، از هر دلجوئى‏اى از محرومين، از هر ايستادگى‏اى در مقابل ظلم و استكبار استقبال ميكنم و از آن كسى كه اين كار را كرده است، تشكر و سپاسگزارى ميكنم؛ هر دولتى باشد، هر شخصى باشد؛ اين وظيفه‏ى من است.

    در مورد مسائل بين‏المللى كشورمان من فقط به يك مسئله اشاره ميكنم و آن مسئله‏ى ما و آمريكاست. يكى از آزمونهاى مهم انقلاب از روز اول همين مسئله بوده است. از روز اوّلى كه انقلاب پيروز شد، در مواجهه و نوع تعامل با دولت ايالات متحده‏ى آمريكا، ميدانى به عنوان يك آزمون بزرگ براى ملت ايران باز شد. در طول اين سى سال، همواره اين آزمون مهم و بزرگ ادامه داشته است. دولت آمريكا از اول با اين انقلاب با روى عبوس و چهره‏ى ترش و با لحن مخالفت روبه‏رو شد. البته آنها با محاسباتِ خودشان حق هم داشتند. ايران قبل از انقلاب در مشت آمريكا بود؛ منابع حياتى‏اش در اختيار آمريكا، مراكز تصميم‏گيرى سياسى‏اش در اختيار آمريكا، عزل و نصب مراكز حساس در اختيار آمريكا؛ مرتعى بود براى چراى آمريكائيان و نظاميان آمريكائى و غير آنها. خوب، اين از دستشان گرفته شد. ميتوانستند مخالفت خود را اينجور خصمانه ابراز نكنند؛ اما از اول انقلاب دولت آمريكا - چه رؤساى جمهور جمهورى‏خواهشان، چه رؤساى جمهور دمكراتشان - با نظام جمهورى اسلامى بدرفتارى كرد؛ اين چيزى نيست كه بر كسى پوشيده باشد. اولين كارى كه از طرف امريكائى‏ها انجام گرفت، تحريك مخالفين پراكنده‏ى جمهورى اسلامى و كمك به حركتهاى تجزيه‏طلب و تروريستى در كشور بود؛ از اول اين كار را شروع كردند. در هر نقطه‏اى از نقاط كشور كه حركتهاى تجزيه‏طلب در آنجا زمينه‏اى داشت، انگشت آمريكائى‏ها را ما ديديم؛ گاهى پول آنها را، و حتّى در مواردى عناصر آمريكائى را ما در آنجا ديديم؛ اين براى مردم ما خسارت زيادى داشت. متأسفانه اين كار هنوز هم ادامه دارد. همين شرورهائى كه در مناطق مرزى ايران و پاكستان هستند، بعضى از آنها ما شنودهايشان را داريم؛ اينها با عناصر آمريكائى مرتبطند؛ يعنى با بيسيم با آنها حرف ميزنند، دستور ميگيرند. شرورِ تروريستِ آدمكش مرتبط با افسر آمريكائى در يك كشور همسايه! اين هنوز هم متأسفانه ادامه دارد. شروع كارشان از اينجا بود، بعد تصرف و حبس دارائى‏ها و اجناس ايران. رژيم گذشته پول بى‏حسابى را در اختيار آمريكائى‏ها گذاشته بود، براى اينكه از آنها هواپيما بگيرد، بالگرد بگيرد، سلاح بگيرد. بعضى از اين وسائل، آنجا تهيه هم شده بود. وقتى انقلاب شد، آن وسائل را ندادند؛ آن پولها را كه ميلياردها دلار بود، ندادند؛ و عجيب‏تر اينكه اين وسائل را در يك انبارى جمع كرده بودند، نگه داشته بودند، انباردارى براى خودشان قائل شدند، خود را طلبگار كردند و از حساب قرارداد الجزائر انباردارى برداشتند! مالى را از يك ملت غصب كنند، پيش خودشان نگه دارند، ندهند، بعد انباردارى‏اش را هم بگيرند! اين رفتارى بوده كه از آن روز شروع شده، الان هم ادامه دارد. هنوز اموال ملت ايران آنجاست؛ هم در آمريكاست، هم در بعضى از كشورهاى اروپائى است؛ كه ما در طول سالها به اينها مراجعه كرديم كه اموال ما را بدهيد، اينها پولهايش دريافت شده؛ گفتند چون زير ليسانس آمريكائى‏هاست، آمريكائى‏ها اجازه نميدهند و نميدهيم؛ نگه داشتند. هنوز هم كه هنوز است، مال ملت ايران آنجا موجود است.

    به صدام چراغ سبز دادند؛ اين يك اقدام ديگر دولت آمريكا بود براى حمله‏ى به ايران. صدام اگر چراغ سبز آمريكا را نميگرفت، بعيد بود به مرزهاى ما حمله كند. هشت سال جنگ را بر كشور ما تحميل كردند؛ قريب سيصد هزار جوانهاى ما، مردم ما در اين جنگ به شهادت رسيدند. در طول اين هشت سال - بخصوص در سالهاى آخر - هميشه آمريكائى‏ها پشت سر صدام بودند و به او كمك ميكردند - كمك مالى، كمك تسليحاتى، كمك كارشناسىِ سياسى - خبرهاى ماهواره‏اى ميدادند و امكانات خبررسانى داشتند. تحرك نيروهاى ما را در جبهه در ماهواره‏هايشان ثبت ميكردند، بعد آن را همان شبانه براى قرارگاه‏هاى صدام ميفرستادند كه از آنها عليه جوانهاى ما و نيروهاى ما استفاده كند. در مقابل جنايات صدام چشمهايشان را بستند. فاجعه‏ى حلبچه اتفاق افتاد، زدن شهرهاى متعدد كشور ما با موشك اتفاق افتاد، خانه‏ها را خراب كردند، در جبهه‏ها شيميائى به كار بردند، چشمهايشان را بستند، اصلاً و ابداً تعرضى نكردند، به صدام كمك كردند. اين هم يكى از كارهاى اين دولت بوده است در طول اين سالها با ملت ما و با كشور ما. بعد در آخر جنگ، هواپيماى مسافربرى ما را در آسمان خليج فارس افسر آمريكائى با موشكى كه از ناو جنگى شليك كرد، ساقط كرد. قريب سيصد نفر مسافر در اين هواپيما بودند، كه همه‏شان كشته شدند. بعد به جاى اينكه آن افسر توبيخ شود، رئيس جمهور وقت آمريكا به آن افسر پاداش و مدال داد. ملت ما اينها را فراموش كند؟ ميتواند فراموش كند؟ از تروريستهاى جنايتكارى كه در داخل كشور ما مرد را، زن را، جماعت را، فرد را كشتند، علماى بزرگ تا بچه‏هاى خردسال را ترور كردند و كشتند، حمايت كردند؛ به اينها اجازه دادند كه در كشورشان فعاليت كنند؛ دائماً عليه كشورمان تبليغات خصمانه كردند. رؤساى جمهور آمريكا در طول اين سالها - بخصوص در دوره‏ى هشت ساله‏ى رئيس جمهور زائل‏شده‏ى قبلى - هر وقت عليه ملت ايران، عليه كشور ما، عليه مسئولين ما، عليه نظام جمهورى اسلامى صحبتى كردند و حرف مهمل و چرندى گفتند، اهانتى به ملت ايران كردند. در طول اين سالها هميشه همين جور بوده است. امنيت منطقه‏ى ما را، امنيت خليج فارس را، افغانستان را، عراق را دچار اغتشاش و آشفتگى كردند؛ براى مقابله‏ى با جمهورى اسلامى - و البته در واقع براى پر كردن جيب كمپانى‏هاى سلاح - سيل سلاحها را به كشورهاى منطقه سرازير كردند؛ از رژيم صهيونيستى بى‏قيد و شرط حمايت كردند؛ رژيم ظالمى كه يك نمونه‏ى از ظلم آن را شما در ماجراى غزه در اين دو سه ماه پيش ملاحظه كرديد كه چه فاجعه‏اى درست كردند؛ چقدر بچه كشتند، چقدر مرد و زن كشتند؛ در ظرف بيست و دو روز، پنج هزار آدم را در غزه با بمباران، با موشك، با تير مستقيم كشتند؛ در عين حال دولت آمريكا تا آخرين لحظه از آن رژيم حمايت كرد. هر وقت شوراى امنيت خواست عليه رژيم صهيونيستى قطعنامه‏اى بگذراند، آمريكا سينه‏اش را سپر كرد، آمد جلو و دفاع كرد و نگذاشت. در هر مناسبتى و بى‏مناسبت كشور ما را تهديد كردند. دائم گفتند حمله ميكنيم، گفتند طرح نظامى روى ميز ماست، چنين ميكنيم، چنان ميكنيم. هر وقت عليه كشور ما حرف زدند، ملت ما را تهديد كردند. البته اين تهديدها در ملت ما اثر نكرد، اما آنها دشمنى خودشان را از اين راه نشان دادند. به ملت ايران، به دولت ايران، به رئيس جمهور ايران بارها اهانت كردند. يكى از آمريكائى‏ها چند سال قبل گفت ريشه‏ى ملت ايران را بايد كند! در همين سالهاى اخير يكى از مسئولين آمريكائى گفت ايرانىِ خوب و معتدل ايرانى‏اى است كه مرده باشد! به اين ملت بزرگ، به اين ملت با شرف، به اين ملتى كه فقط گناهش اين است كه از هويت و استقلال خود دفاع ميكند، اينجور اهانتها كردند. سى سال كشور ما را تحريم كردند، كه البته اين تحريم به سود ما تمام شد. ما بايد از آمريكائى‏ها از اين بخش تشكر كنيم. اگر ما را تحريم نميكردند، ما امروز به اين نقطه‏اى از علم و پيشرفت كه رسيده‏ايم، نميرسيديم. تحريم هميشه ما را وادار كرده كه به خود بيائيم، به خود فكر كنيم، از درون خود بجوشيم. ولى آنها قصدشان اين خدمت نبود، آنها ميخواستند دشمنى كنند. سى سال با ملت ايران اينجورى رفتار كردند. حالا دولت جديد آمريكا ميگويد ما مايليم با ايران مذاكره كنيم، بيائيد گذشته را فراموش كنيم. ميگويند ما به سمت ايران دست دراز كرديم. خوب، اين چه جور دستى است؟ اگر دستى دراز شده باشد كه يك دستكش مخمل رويش باشد، اما زيرش يك دست چدنى باشد، اين هيچ معناى خوبى ندارد. عيد را به ملت ايران تبريك ميگويند، اما در همان تبريك، ملت ايران را به طرفدارى از تروريسم، دنبال سلاح هسته‏اى رفتن و از اين قبيل چيزها متهم ميكنند!

    من نميدانم تصميم‏گير در آمريكا كيست؛ رئيس جمهور است؟ كنگره است؟ عناصر پشت پرده‏اند؟ ليكن من ميخواهم بگويم ما منطقى داريم. ملت ايران از روز اول تا امروز با منطق حركت كرده است. ما در زمينه‏ى مسائل مهمِ خودمان احساساتى نيستيم؛ از روى احساسات تصميم نميگيريم؛ ما با محاسبه تصميم ميگيريم. ميگويند بيائيد مذاكره كنيم، بيائيد روابط ايجاد كنيم. شعار تغيير ميدهند؛ خوب، اين تغيير كجاست؟ چه تغيير كرده؟ اين را براى ما روشن كنيد؛ چه تغيير كرده است؟ دشمنى شما با ملت ايران تغيير كرده؟ كو علامتش؟ دارائى‏هاى ملت ايران را آزاد كرديد؟ تحريمهاى ظالمانه را برداشتيد؟ از لجن‏پراكنى و اتهام‏زنى و تبليغات سوء عليه اين ملت بزرگ و مسئولين مردمى آن دست برداشتيد؟ دفاع بى‏قيد و شرط از رژيم صهيونيستى را كنار گذاشتيد؟ چه تغيير كرده؟ شعار تغيير ميدهند، اما در عمل تغييرى مشاهده نميشود. ما هيچ تغييرى نديديم. حتّى ادبيات هم عوض نشده است. رئيس جمهور جديد آمريكا از اولين لحظه‏اى كه رسماً به رياست جمهورى رسيد و نطق كرد، به ايران و دولت جمهورى اسلامى اهانت كرد؛ چرا؟ اگر راست ميگوئيد تغييرى انجام گرفته است، كو اين تغيير؟ چرا چيزى ديده نميشود؟ من اين را به همه ميگويم؛ مسئولين آمريكائى هم بدانند، ديگران هم بدانند؛ ملت ايران را نه ميشود فريب داد، نه ميشود ترساند.

    اولاً تغيير در الفاظ كافى نيست - كه حالا ما چندان تغييرى در الفاظ هم نديديم - تغيير بايد تغيير حقيقى باشد. اين را هم به مسئولين آمريكائى بگوئيم؛ اين تغييرى كه شما اسمش را مى‏آوريد، براى شما يك ضرورت است؛ چاره‏اى نداريد، بايد تغيير كنيد؛ اگر تغيير نكنيد، سنتهاى الهى شما را تغيير خواهد داد؛ دنيا شما را تغيير خواهد داد. بايد تغيير كنيد؛ اما اين تغيير نبايد فقط لفاظى باشد، نبايد با نيتهاى ناسالم باشد. يك وقت بگويند ما ميخواهيم سياست خودمان را تغيير دهيم، اما هدفها را عوض نميكنيم، تاكتيكها را عوض ميكنيم؛ اين تغيير، تغيير نيست؛ اين خدعه است. يك وقت تغيير، تغيير واقعى است؛ آن وقت بايد در عمل مشاهده شود. من نصيحت ميكنم به مسئولين آمريكائى، به هر كه در آمريكا تصميم‏گير است - چه رئيس جمهور، چه كنگره و چه ديگران - اين وضعى كه در گذشته دولت آمريكا داشته است، به ضرر ملت آمريكا و به ضرر خود دولت آمريكا هم هست. شما امروز در دنيا منفوريد؛ اگر نميدانيد، بدانيد. ملتها پرچم شما را آتش ميزنند، ملتهاى مسلمان در همه‏ى نقاط عالم «مرگ بر آمريكا» ميگويند. علت اين منفوريت چيست؟ اين را هيچ بررسى كرده‏ايد؟ تحليل كرده‏ايد؟ عبرت گرفته‏ايد؟ علت اين است كه شما با دنيا قيم‏مآبانه برخورد ميكنيد، متكبرانه حرف ميزنيد، ميخواهيد اراده‏ى خودتان را در دنيا تحميل كنيد، در امور كشورها دخالت ميكنيد، در دنيا معيارهاى دوگانه به كار ميبريد؛ يك جا يك جوان فلسطينى را كه از شدت فشار ناگزير ميشود يك حركت شهادت‏طلبانه انجام دهد، سيل تبليغات را بر سر او ميريزيد؛ اما از طرف ديگر رژيم صهيونيستى كه در ظرف بيست و دو روز آن فاجعه را در غزه به وجود مى‏آورد، جنايتهاى او را نديده ميگيريد؛ آن جوان را تروريست ميخوانيد، اين رژيم تروريست را ميگوئيد ما به امنيتش متعهديم؛ اينهاست كه شما را در دنيا منفور كرده است. اين نصيحت به شماست؛ براى خير خودتان، براى صلاح خودتان، براى آينده‏ى كشور خودتان، از لحن تكبرآميز، از روش مستكبرانه، از حركتهاى قيم‏مآبانه دست برداريد؛ در كار ملتها دخالت نكنيد؛ به حق خودتان قانع باشيد؛ براى خودتان منافعى در همه جاى دنيا تعريف نكنيد؛ خواهيد ديد چهره‏ى آمريكا در دنيا بتدريج از آن منفوريت به شكل ديگرى تبديل خواهد شد. اين حرفها را گوش كنيد. نصيحت من به مسئولين آمريكائى - چه رئيس جمهور و چه ديگران - اين است؛ روى اين حرفها با دقت فكر كنيد، بدهيد برايتان ترجمه كنند - البته به صهيونيستها ندهيد ترجمه كنند! - از انسانهاى سالم مشورت بخواهيد، نظر بخواهيد. تا وقتى دولت آمريكا روش خود را، عمل خود را، جهتگيرى خود را، سياستهاى خود را، مثل اين سى سال عليه ما ادامه دهد، ما همان آدم سى سال قبل، همان ملت اين سى سال هستيم. ملت ما از اينكه باز هم شما شعار بدهيد كه «مذاكره و فشار»، ما با ايران مذاكره ميكنيم، در عين حال فشار هم وارد مى‏آوريم - هم تهديد، هم تطميع - بدش مى‏آيد. اينجور با ملت ما نميشود حرف زد. ما سابقه‏اى از دولت جديد و رئيس جمهور جديد آمريكا نداريم؛ نگاه ميكنيم، قضاوت خواهيم كرد. شما تغيير كنيد، ما هم رفتارمان تغيير خواهد كرد. شما تغيير نكنيد، ملت ما اين سى سال را روزبه‏روز آبديده‏تر و متحمل‏تر و قوى‏تر و باتجربه‏تر شده است.

    من دو سه تا دعا كنم: پروردگارا ! به محمد و آل محمد لطف و رحمت خود را از اين ملت باز نگير. اين را هم به ملت عزيزمان عرض كنم؛ ما متأسفانه خبردار شديم كه همسر گرامى و يار ديرين امام راحلمان امروز رحلت كردند و دار دنيا را وداع گفتند. براى ملت ايران اين بانوى معظم خيلى عنصر ارزشمندى بود. ايشان ده‏ها سال در كنار امام عزيز ما - كه قبله‏ى دلهاى اين ملت بود - در همه‏ى آزمايشهاى دشوار، صبر و استقامت كرده بود، با امام همراهى كرده بود؛ خانمى برجسته و خود يك شخصيت بود. من فقدان ايشان را به ملت ايران تسليت عرض ميكنم، به بازماندگان ايشان تسليت عرض ميكنم و اميدواريم رحمت و مغفرت الهى شامل حال ايشان باشد. پروردگارا ! اين بانوى معظم را با اوليائت محشور بفرما. پروردگارا ! امام بزرگوار ما، فرزندان عزيزش و همسرش را در كنار اوليائت جاى بده. پروردگارا ! ما را همواره قدردان امام عزيزمان قرار بده. پروردگارا ! آحاد ملت ما، بخصوص جوانان عزيز ما را مشمول هدايت و دستگيرى و لطف خود قرار بده. پروردگارا ! باران رحمتت را بر سراسر اين كشور، بر زمينهاى تشنه‏ى ما و كشتهاى ما و مردم ما نازل بفرما.

    :icon_pf(57):

  2. #472
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات در مراسم دانش‏آموختگى دانشگاه امام حسين (ع)26/ 01/ 88

    بيانات در مراسم دانش‏آموختگى دانشگاه امام حسين (ع)
    26/ 01/ 88
    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    تبريك عرض ميكنم به شما جوانان عزيز و فرزندان و نورچشمان عزيزِ اين ملت، ورودتان را به عرصه‏ى پاسدارى از ارزشهاى انقلاب اسلامى.
    دانشگاه افسرى در آنِ واحد، هم كانون علم است، هم كانون جوشش جهاد است، هم جايگاه تربيت مردان مصمم و آهنين‏اراده است. علم و جهاد و ايمان و اراده‏ى مستحكم، وقتى با يكديگر توأم بشوند، انسانهائى را خلق ميكنند كه دنيا ميتواند به آينده‏ى خود، به بركت آن انسانها اميدوار باشد.

    مشكل اصلى دنياى دوران علم، دنياى متجدد و مدرن، اين بود كه علم در اين دنيا در خدمت فساد، در خدمت طغيان، در خدمت تجاوز قرار گرفت. دانش يك موهبت خدائى است. بزرگترين ناسپاسى در قبال اين موهبت بزرگ اين است كه دانش را يك نسلى، يك ملتى، يك مجموعه‏اى در برهه‏اى از زمان در خدمت ظلم و طغيان و تعدى و سركوب كردن ارزشهاى انسانى قرار بدهند. و اين اتفاق در دو سه قرن اخير بخصوص و در ده‏ها سال گذشته در دنيا افتاد.

    ملتهائى به دانش دست پيدا كردند؛ اين طبيعى است. دانش در طول تاريخ در ميان ملتها دست به دست ميگردد. يك وقتى مركز دانش، مناطق شرقى جهان بود، يك وقتى هم مركز دانش، مناطق غربى جهان شد. اين ملتها وقتى به دانش دست پيدا كردند، دانش را در خدمت استعمار به كار بردند، در خدمت سركوب ملتها به كار بردند. كشورهاى زيادى با ملتهاى بسيار انبوهى در شرق و غرب عالم - در آفريقا، در آسيا - به واسطه‏ى دانش كشورهاى غربى سركوب شدند؛ به استعمار كشيده شدند؛ نسلهاى انسانى به اسارت گرفته شدند. سياهانِ امروز آمريكا، فرزندان همان مستمندانى هستند كه به وسيله‏ى استعمارگران غربى از كشورهاى آفريقائى به اسارت گرفته شدند؛ از ميان خانه و زندگى و مزرعه و زيستگاه خودشان اينها را مثل حيوانات صيد كردند و به كار سخت گماشتند و آواره كردند. اين كار در سرتاسر دنيا، در شبه قاره‏ى هند، در منتهی‌اليه آسيا، در دورانهاى سياه هم اتفاق افتاد. با علم خود، با دانشى كه به دست آورده بودند و موهبت الهى بود، بندگان خدا و خلق خدا را به ذلت كشيدند؛ به ستم دچار كردند؛ زندگى‏هاى آنها را براى دورانهاى طولانى تباه كردند.

    بعد هم از همين دانشهائى كه در اختيار گرفتند - و هر دانشى مثل پله‏اى است از يك مجموعه‏ى پلكان. وقتى انسان يك پله بالا رفت، فرصت و امكان پيدا ميكند كه به پله‏ى بعد و پله‏هاى بعد هم دست پيدا كند؛ اين هم طبيعى است - با بالا رفتن از پلكان علم، بمب اتم ساخته شد؛ سلاحهاى شيميائى ساخته شد؛ نسلهائى نابود شدند؛ انسانهائى به ماتم عزيزان خود نشستند؛ و دنيا آن چيزى شد كه شما در جغرافياى سياسى عالم مشاهده ميكنيد: تقسيم عالم به دو جناحِ زورگو و زورپذير؛ ستمگر و ستم‏پذير؛ آن هم با فاصله‏ى بسيار زياد. اين جغرافياى سياسى عالم، جغرافياى فرهنگى عالم در دورانهاى اخيرِ اين قرنهاى سياه به اين شكل رسيد.
    عزيزان من! انقلاب اسلامى عظيمِ ملت ايران يك قيام بزرگ بشرى بر ضد اين وضعيت بود. انقلاب ما فرياد اسلام بود؛ فرياد توحيد بود؛ فرياد عدالت بود؛ فرياد كرامت انسان بود در اين دنياى سرشار از ظلم كه نعمتهاى خدا، هداياى الهى به انسانها، وسيله‏اى قرار ميگيرد براى سركوب انسانها. انقلاب در مقابل يك چنين وضيعتى به وجود آمد.
    آن كسانى كه امروز به ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى ايران توصيه ميكنند كه به نظام جهانى برگرديد، همان كسانى هستند كه از وجود يك چنين حركت عظيمى در ميان يك ملت، آن هم در يك چنين موقعيت حساسى، ناراحت و سراسيمه‏اند. برگرديد به نظام جهانى، يعنى تسليم همين نظام غير عادلانه بشويد؛ شما هم جزوى از نظام غير عادلانه بشويد. اين را از ملت ايران ميخواهند.

    ملت ايران سى سال است با قدرت، با اعتماد به نفس، با اعتقاد راستين و عميق به خواستگاه ايمانى خود، به اين درخواست جاهلانه، مجنونانه و غير منطقى پاسخ «نه» داده است. فشارهائى كه بر ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى در طول اين سى سال وارد كردند، به خاطر اين بود كه اين انقلاب را از اين جايگاه رفيع، از اين خواستگاه معنوى و ملكوتى و انسان‏ساز پائين بياورند. البته بديهى است كه نتوانستند و بديهى است كه نخواهند توانست. «يريدون ليطفئوا نور اللَّه بافواههم و اللَّه متم نوره و لو كره الكافرون».(1) نور خدا، نور توحيد، نور عدالت، نور احساس شرف به عبوديت خداوند، وقتى در دل انسانهائى، ملتى درخشيد، هيچ دستى نميتواند آن را خاموش كند.

    جوانان عزيز من! شما پاسداران يك چنين حقيقت مقدسى و هويت متعالى‏اى هستيد. به آن افتخار كنيد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامى از دل پاكترين جوانان اين كشور در نخستين روزهاى انقلاب جوشيد و سر برآورد. شما عزيزان من، آن روزها را درك نكرديد. آن جوانان، جوانانى در همين سنين شما بودند؛ جوانهاى بيست ساله، هجده ساله، بيست و دو ساله. سپاه پاسداران انقلاب اسلامى را با عزم راسخ، با اراده‏ى فولادين، با يك ايمان شامخ و دست‏نيافتنى به وجود آوردند؛ از همان روزهاى اول هم در ميدانهاى مجاهدت حضور پيدا كردند.

    جنگ تحميلى را دشمن براى خاموش كردن انقلاب به راه انداخت، اما همين جنگ تحميلى باعث شعله‏ورتر شدن نيروى انقلاب و روحيه‏ى انقلاب شد. اين جوانهاى عزيز در ميدانهاى جنگ، عظمت خودشان را بازيافتند؛ چشمه‏هاى درونى استعداد، در دلهاى پاك و منور آنها جوشيد؛ از آنها در سنين جوانى، سردارانى بزرگ، مجاهدانى نستوه، مردانى داراى تدبير و متفكر ساخت كه نظام جمهورى اسلامى تا هميشه‏ى هميشه به اين جوانان و به رفتار آنها بدهكار است.
    شما دنباله‏روان آن عزيزانيد؛ جايگزينان آن رهروان مقدميد. اين كه گفتند: «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» به معناى اين است كه زمان ميگذرد، اما حوادث جارى در زندگى بشر، حقايق آفرينش دست نخورده است. در هر دوره‏اى انسانها نقشى دارند كه اگر آن نقش را بدرستى، در لحظه‏ى مناسب، در زمان خود ايفاء كنند، همه چيز به‏سامان خواهد رسيد، ملتها رشد خواهند كرد، انسانيت گسترده خواهد شد.

    آن جوانها چنين كردند و نقش خودشان را ايفاء كردند. نتيجه اين است كه امروز بعد از گذشت چند ده سال از آن روزها، شما مى‏بينيد ملت ايران با ضرب دست آنها و با تلاشهائى كه دنباله‏ى تلاش آنهاست، با رهنمودهاى حقيقتاً پيامبرگونه‏ى امام بزرگوار، قله‏ها را يكى پس از ديگرى فتح كرده و پيش رفته. روزهاى جنگ، بخصوص سالهاى آغازين جنگ را در نظر بياوريد و آن فقر تسليحاتى، آن فقر مالى، آن فقر تجربى را در ميان همين جوانان سپاه و بسيج، مقايسه كنيد با پيشرفتهاى امروز؛ پيشرفتهاى علمى، تحقيقى و تجربى.

    شما در دانشگاه مى‏آموزيد، فرا ميگيريد، خود را از لحاظ فكر و انديشه و همچنين از لحاظ روحيه و اراده ميسازيد؛ در راه بسيار باعظمت و پرافتخارى قدم ميگذاريد. اين دانشگاه يك چنين جائى است. به حضور در اين دانشگاه و به فارغ‏التحصيلى اين دانشگاه افتخار كنيد؛ اين را نعمت بزرگ خدا بشماريد، كه هست؛ و آن را حفظ كنيد و پيش برويد.

    كشور شما به جوانان مؤمن نيازمند است. و امروز به لطف و تفضل الهى، على‏رغم تلاش پى‏درپى دشمنان - كه بيشتر هم بر روى جوانان اين تلاشها متمركز است - جوانان ما رو به سمت خدا و هدايت الهى دارند. به كورى چشم دشمن، جوان ما، جوان مؤمن است؛ جوان مؤمنِ امروز از جوان مؤمنِ صدر انقلاب - سى سال پيش و بيست و پنج سال پيش - اگر جلوتر نباشد، عقب‏تر نيست. آن كوره‏ى سوزان، آن تجربه‏ى عظيمِ جنگ تحميلى كه فرصتى براى بروز استعدادها بود، در مقابل هر نسل برجسته و پراستعدادى قرار بگيرد، معجزه خواهد كرد.

    امروز شما در عرصه‏ى ديگرى هستيد؛ در عرصه‏ى علم، در عرصه‏ى پيشرفت از لحاظ روحيه، سازندگى خود و كشور و آمادگىِ براى دفاع. دشمنان، قدرتهاى بزرگِ مستكبر جهانى - كه دشمنان ملتها، نه فقط دشمن ملت ايران، دشمنان انسانيت و فضيلت هستند - اينها غالباً با تشر زندگى ميكنند، با نشان دادن ابهت كارشان را به پيش ميبرند؛ هيبت خودشان را بر ملتها تحميل ميكنند، با هيبت خودشان آنها را از ميدان در ميبرند. از هيبت ابرقدرتها نترسيد. هيبت معنوى شما در دل آنها، بيشتر از هيبت مادى آنها در دل ملتهاست. شما وقتى به ايمان خود، به آمادگى‏هاى خود، به دانش خود، به تدبير خود، به حساب و كتاب مدبرانه و مديرانه‏ى خود تكيه ميكنيد، آن وقتى كه ارزشهاى عظيمِ برآمده‏ى از دل انقلاب را اجر مينهيد و به آنها اعتناء ميكنيد، ايمان خودتان را با آنها حفظ ميكنيد، آن چنان ابهتى در دل همه‏ى ملتها از شما حاصل ميشود كه از ابهت آنها در دل ملتهاى بى‏خبر بيشتر است. امروز دشمنان ميدانند با ملت ايران، با اين جوانان مؤمن، با اين مردان مصمم، با اين مسئولان و دولتمردانى كه به پايبندى به ارزشها افتخار ميكنند، ملت ايران با چنين سرمايه‏هاى ارزنده‏اى، از هيچ تشرى، از هيچ هيبتى واهمه نميكند. اين را ميدانند.
    شما در كسوت با شكوه و شريف پاسدارى، اين باور را در دل دشمن هر چه بيشتر كنيد. خودتان را از لحاظ معنوى بسازيد. بندگى خدا، خشوع در مقابل خدا موجب ميشود كه انسان در مقابل هيچ زورگوئى خضوع نكند. دلى كه مهابت الهى را، عزت الهى را درك كرده است، در خود احساس عزتى ميكند كه بزرگترين قدرتها در مقابل آن عزت، تاب مقاومت نمى‏آورند. عبوديت خودتان را روز به روز بيشتر كنيد.

    پروردگارا! اين جوانان عزيز را، مجموعه‏ى رزمندگان اسلام را، مجموعه‏ى نيروهاى مسلح را، ارتش و سپاه و نيروى انتظامى و بسيج و اين مجموعه‏هاى مؤمن را به خود تو ميسپارم. پروردگارا! الطاف و بركات خودت را بر آنها نازل كن.

    :icon_pf(57):

  3. #473
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات در ديدار جمعى از معلمان، پرستاران و كارگران09/ 02/ 88

    بيانات در ديدار جمعى از معلمان، پرستاران و كارگران
    09/ 02/ 88
    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    اولاً به يكايك برادران و خواهران عزيز خوشامد عرض ميكنم - اين جلسه‏ى صميمى و گرم و بسيار پرمعنى را در اين حسينيه شما عزيزان امروز تشكيل داديد - و درود ميفرستم به روح مطهر زينب كبرى (سلام اللَّه عليها) كه بهانه‏ى يكى از سه مناسبت امروز است؛ روز پرستار. و همچنين طلب علو درجات ميكنم براى شهيد بزرگوارمان، مرحوم آيةاللَّه مطهرى كه ايشان هم بهانه و عنوان يكى ديگر از مناسبتهاى امروز است.

    اين سه قشرى كه در اينجا مجتمع شديد، هر چه حساب ميكنيم، مى‏بينيم مهمترين اقشار جامعه‏ى ما را تشكيل ميدهند. يك بخش، بخش تعليم و تربيت است؛ امانتدارانِ فرزندان اين ملت در طول سالهاى متمادى؛ و كسانى كه اولين نگارشهاى نيك يا بد را ميتوانند بر لوح سفيدِ آماده‏ى اذهان ما و كودكان ما بنگارند: معلمان. شايد نقشى بالاتر از معلم - با همين اصطلاح متداول زمان ما؛ يعنى معلمِ دوران ابتدائى، معلمِ دوران راهنمائى، معلمِ دوران دبيرستان - به اين معنا ما نتوانيم پيدا كنيم در ميان همه‏ى مشاغلى كه در جامعه‏ى ما هست. معلمينِ تدريس دهنده‏ى در مراكز عالىِ علمى - چه حوزه، چه دانشگاه - البته خيلى عالى‏مقامند، تا برسد به معلمينِ والاتر؛ اما نقش معلم آموزش و پرورش يك نقش استثنائى است؛ منحصربفرد است. شاكله‏ى اصلىِ وجودِ من و شما را در واقع در كنار تربيت خانوادگى، همين معلمانى كه در اين دوازده سال با كودكان و فرزندان ما سر و كار دارند، تعيين ميكنند و به وجود مى‏آورند. هر چه فكر كنيم، مى‏بينيم اين بسيار والاست كه البته اين ايجاب ميكند هم جامعه‏ى ما، ملت ما، دولت ما، مسئولين ما قدر معلم را بدانند و بدانند كه معلمى به اين معنا يك ارزش بسيار والاست، هم خود معلمين اين نقش را بدرستى قدر بشناسند، آن را يك موهبت الهى بدانند، توجه كنند كه چه كار بزرگى در دستان آنها در حال انجام است به اراده و اذن الهى.

    قشر پرستار هم باز از يك نگاه ديگر يك قشر بسيار اثرگذار و مهم است. نقش پرستار و همچنين قابله در نظام سلامت كشور يك نقش بسيار مهمى است؛ نقش بسيار عظيمى است. اگر پرستار دلسوز و مهربانى در كنار بيمار نباشد، گمان اينكه معالجه‏ى پزشك در آن بيمار تأثيرى نبخشد، بسيار زياد است. آن عنصر و آن موجود فرشته‏گونى كه بيمار را در واقع از مسير طولانى و دشوارِ مرض و شدت آن عبور ميدهد، عبارت است از پرستار. اين را هر كدام از ما كه دچار بيمارى شده باشيم و در جريان بيماريهاى سخت و عملهاى جراحى دشوار قرار گرفته باشيم - از جمله خود من - بالعيان احساس كرديم و احساس ميكنيم. نقش پرستار، نقش احياگر است؛ زنده كننده است. اين هم اهميت اين. قابله‏ها هم همين‏جور؛ نقششان در سلامت نوزاد، در سلامت مادر، نقش حياتى و تعيين كننده است. اينجا هم من عرض ميكنم به پرستاران - چه برادران، چه خواهران پرستار - و همچنين به قابله‏هاى محترم كه قدر اين خدمت، اين نعمت بزرگ را بشناسند؛ همچنانى كه مردم به چشم تكريم به آنها بايد نگاه كنند، خودشان هم به اين شغل خود به چشم تكريم نگاه كنند، كه خودِ اين كرامت دادن به خود، قدر خود را دانستن، نقش عظيمى دارد در همه‏ى قشرهاى گوناگون در كيفيت انجام كار.

    نقش كارگر هم جزو نقشهائى است كه امروز در دنيا تقريباً شناخته شده است. اگرچه كه حق كارگران در بسيارى از مناطق عالم پايمال ميشود؛ اما كارگر در واقع آن عنصر محورى در نظام تشكيلاتىِ فعاليت در درون يك جامعه است. آنى كه با دستان خود، با چشم خود، با مغز خود، با مهارت خود و كاردانى خود كار را به سامان ميرساند، مصنوع را توليد ميكند و نياز ضرورى جامعه را برآورده ميكند، كارگر است. هرچه انسان بيشتر دقت ميكند، اهميت اين سه قشر براى انسان آشكارتر ميشود. البته مسئله كار دو طرف دارد: مسئله‏ى كارگر، مسئله مديران كار و سرمايه‏گذاران، كه همه‏ى اينها در توليد كار دخيلند و مؤثرند.

    اينى كه من عرض ميكنم خودِ اين سه قشر قدر خود را بدانند و كرامت خود را بشناسند، به نظر من نكته‏ى مهمى است. اگر اهميت كارى كه انسان سرگرم آن هست براى انسان معلوم شود، ديگر مسامحه در كار نخواهد بود؛ دلسردى و نوميدى در ميان نخواهد بود. وقتى فهميديم كارى كه ما داريم انجام ميدهيم، چقدر مهم است براى حيات جامعه و حيات كشور، آن وقت خودِ اين، نيروئى در درون ما به وجود مى‏آورد كه بر همه‏ى مزاحمهاى بيرونى فائق ميشود.

    لذا توصيه‏ى اول ما به همه اين است كه آن كارى را كه محول به آنهاست، با شوق، با علاقه - به هر دليل اجتماعى و فردى كه به سمت آن كار كشيده شده‏اند - قدر بدانند، ارج بنهند، اهميت بدهند و كار را درست انجام بدهند. مكرر اين گفته‏ى پيامبر عظيم‏الشأن را عرض كرديم كه فرمود: «رحم اللَّه إمراً عمل عملاً فاتقنه»؛ رحمت خدا بر آن انسانى كه كارى را به دست ميگيرد و آن را متقن و درست و كامل انجام ميدهد. اين در مورد من، شما، يكايك افراد كارگر، معلم، پرستار و ساير مشاغل و حرفه‏ها و مسئوليتها صادق است. كارى را كه به عهده گرفتيم، آن را متقن و كامل انجام بدهيم.

    در مورد مسئله‏ى كار آنچه كه من بر آن تأكيد كرده‏ام و امروز هم تأكيد ميكنم، اين است كه ما بايد فرهنگ كشور خودمان را به سمت ترويج توليد داخلى تنسيق و تنظيم كنيم و پيش ببريم؛ اين خيلى چيز مهمى است. در گذشته، سالهاى متمادى اين فرهنگ به ملت ما تزريق شده است كه به دنبال مصنوعات و ساخته‏هاى بيگانه و خارجى بروند. وقتى گفته ميشد اين جنس خارجى است، اين يك استدلال تام و تمامى بود براى بهتر بودن و مرغوب‏تر بودن اين جنس. اين فرهنگ بايد عوض شود. البته كيفيت توليد داخل در اين مؤثر است، تبليغ نكردن بيجا و بى‏رويه‏ى توليدات خارجى در اين مؤثر است، تشويق كارآفرين داخلى در اين مؤثر است، وجدان كارى در كننده‏ى كار - چه كارگر ساده يا كارگر مجرب يا مهندس كار - در اين مؤثر است، دولت نقش دارد، مسئولين نقش دارند، خود كارگر نقش دارد، كارآفرين نقش دارد، تاجر وارد كننده‏ى كالاى خارجى نقش دارد. همه بايد دست به دست هم بدهند تا توليد داخل رجحان پيدا كند؛ ارزش پيدا كند و فرهنگى بر جامعه‏ى ما و بر ذهنهاى ما حاكم شود كه مصرف كردن توليد داخلى را ارزش بدانيم. ما به قيمت به كار واداشتنِ يك كارگر بيگانه كه توليد او را مصرف ميكنيم، يك كارگر داخل كشور را بيكار ميكنيم. همه‏ى مسئولين كشور، سياستگذاران كشور، مسئولان تبليغات كشور، خودِ كارآفرينان، خودِ كارگران، دولت، بخشهاى مربوطه به اين نكته بايد اهميت بدهند.

    امروز خوشبختانه بسيارى از محصولات و مصنوعات داخل كشور برتر و گاهى بسيار برتر از مشابه‏هاى بيرونى و خارجى است. چرا ما بايد نسبت به مصنوعات خودمان بى‏اعتناء باشيم؟ گذشت آن روزى كه وابستگان به دستگاه قدرت به دست خودشان، با بيانات زهرآگين خودشان تلقين ميكردند كه ايرانى قادر به توليد و ساخت نيست. آنها ايران را عقب انداختند. آنها به روح ابتكار و شوق كار در كشور لطمه زدند. انقلاب آمد وضع را عوض كرد. امروز جوانان ما پيچيده‏ترين كارها را دارند انجام ميدهند. اين همه زيرساخت در كشور به وجود آمده است براى كارهاى بزرگ، اين همه كارهاى پيچيده‏ى فنى با ذهن و ابتكار جوان ايرانى دارد انجام ميگيرد. مسئولين دنبال اين كارند. امروز بايد رو بياورند همه به سمت مصنوعات و توليدات داخلى؛ اين بايد يك فرهنگ شود. البته يك بخش مهم از اين هم مربوط ميشود به امنيت شغلى كارگران، كه اين هم بايستى همه به آن توجه داشته باشند؛ كارگر فارغ‏البال باشد؛ مطمئن باشد؛ امنيت شغلى داشته باشد. و كارفرما و كارگر، سرمايه‏گذار و كارگر، مدير كارگاه و كارگر دست به دست هم بدهند برادروار، كارها را پيش ببرند. اين مربوط به مسئله‏ى كار.

    در مسئله‏ى آموزش و پرورش آنچه كه من بر او تأكيد و اصرار ميكنم، در درجه‏ى اول عبارت است از طرح تحول در نظام آموزش و پرورش؛ همين مطلبى كه وزير محترم هم به آن اشاره كردند، ما هم بارها در گذشته تأكيد كرديم. نظام آموزش و پرورش ما يك نظام تقليدى و كهنه‏است؛ دو تا خصوصيت بد در او هست. اولاً، از روز اولى كه نظام آموزش و پرورش را در دوران سياه پهلوى و اندكى پيش از آن بر كشور حاكم كردند، نيازها و سنتهاى كشور را در نظر نگرفتند. پايه سنتهاى كشور بايد باشد، از تجربيات ديگران هم بايد حداكثرِ استفاده بشود. نه اينكه ما بيائيم الگوئى را كه در فلان كشور غربى با اقتضائات خودش - با همه‏ى خطاهائى كه ممكن است داشته باشد - به كار گرفته شده، او را عيناً اينجا بياوريم. متأسفانه اين كار را كردند. تقليدى محض بود؛ اين يك. دوم اينكه همان هم كهنه است. خودِ آن كسانى كه يك روزى مرجع تقليد مسئولان وابسته‏ى كشورِ ما قرار گرفتند، امروز از اين روشها عبور كرده‏اند و روشهاى تازه‏ترى را آورده‏اند؛ اما ما چسبيده‏ايم به همان روشهاى قديم! تحول لازم است.

    امروز خوشبختانه فرصت براى اين كار فراهم است؛ كشور داراى استقرار است؛ نظام، امن و مطمئن است؛ كارهاى زيادى انجام گرفته. در اين دنياى پرتلاطم و پرآشوب، ملت ايران توانسته وزانت خود، وقار خود، سكينه و آرامش خود را حفظ كند. امروز فرصت همين است كه بپردازيم به اين كارهاى مهم. اينى كه وزير محترم گفتند كه ما روى اين مسئله فكر كرديم، كار كرديم، بسيار خوب است؛ مورد تقدير است؛ ليكن بايد اجرائى شود، بايد پيش برود، بايد به مرحله‏ى عمل برسد؛ شجاعت لازم دارد، اقدام لازم دارد، ابتكار و خوشفكرى لازم دارد. يك مسئله اين است؛ تحول عمقى در نظام آموزش و پرورش.

    و نكته‏ى بعدى كه او هم اهميت دارد، اهميت دادن به نظام پرورش در مجموعه‏ى آموزش و پرورش است. عده‏اى بر اثر بى‏توجهى به نظام پرورش، آن بنائى را كه اول انقلاب گذاشته شده بود، از مجموعه‏ى آموزش و پرورش كنار زدند، بتدريج كمرنگ كردند و تقريباً ميشود گفت حذف كردند. شما حالا به اين مسئله معتقديد. اين را اجرائى كنيد؛ عملياتى كنيد. پرورش اگر از آموزش مهمتر نباشد، كمتر نيست. آن لوح سفيد و آماده‏اى كه ذهن كودك ما و دانش‏آموز ماست، فقط با خطخط كردن و عدد و رقم روى او نوشتن، درست نميشود؛ ساختن لازم دارد. اين ساختن، پرورش است. بايد به مسئله‏ى پرورش و جريان پرورش - به هر شكلى كه آن را بتوانند انجام بدهند؛ در مورد شكلش ما اظهار نظرى نميكنيم - اهميت داده شود؛ در كتاب درسى، در انتخاب معلم، در تربيت معلم، در خود سازماندهى. و هر چه آموزش و پرورش بتواند از گسترش كمّى پرهيز كند - چه در سازمان، چه در نيروى انسانى - بهتر است؛ چون گسترش كمّى آموزش و پرورش، امروز در درجه‏ى اولِ اولويت نيست؛ گسترش كيفى مهم است. نيازها برآورده شود. آن مقدارى كه نياز به معلم و به مدرسه هست، تأمين شود. درجه‏ى اول، گسترش كيفى باشد؛ بالابردن ارتقاء رتبه‏ى معلمان از لحاظ آمادگى، تجربه، دانش، فرهنگ؛ اين چيزهائى است كه در آموزش و پرورش مهم است.

    اميدواريم ان‏شاءاللَّه خداوند توفيق دهد. خوب، بحمداللَّه مشغول كاريد، تلاش ميكنيد. بايد قدردان اين زحمات بود. اين پيشرفتهائى كه - چه در بخش سلامت، چه در بخش كارگرى، چه در بخش آموزش و پرورش - وزراى محترم بيان كردند، اينها جزو افتخارات نظام است؛ نظام است كه اين توانائى را دارد از خود نشان ميدهد. من نميدانم چرا يك عده‏اى اين حقايق را انكار ميكنند! اين پيشرفتها را حاضر نيستند تصديق كنند. هرچه اين واقعيتها بيشتر باشد، افتخار ملت ايران، افتخار نظام جمهورى اسلامى بيشتر خواهد شد.

    يك مطلبِ خارج از مسائل حرفه‏اى و صنفى هم كه مربوط به مجموعه‏ى ملت ايران و مرتبط با اين برهه‏ى زمانى ماست عرض كنيم و آن مسئله‏ى انتخابات است. عزيزان من! ملت ما در طول تاريخ چند قرنىِ خود يك عنصر بى‏تأثير در نظام مديريت كشور بود. چرا؟ چون خاصيت حكومت استبدادى اين است؛ خاصيت حكومت پادشاهى اين است. ملت، كاره‏اى نيست. حالِ ملت چگونه خواهد بود؟ بسته به انصاف آن كسى كه آن بالا نشسته است. اگر يك وقتى اقبال ملت بلند باشد، يك نفر ديكتاتورى بر سر كار بيايد كه يك مقدارى رحم در دلش باشد - مثلاً حالا در تاريخ ما كريم‏خان زند را اسم مى‏آورند - خوب، يك مقدار وضع مردم بهتر خواهد شد. اما اگر چنانچه كسانى مثل رضاخان قلدر و ناصرالدين شاه و سلاطين گوناگون ديگر - مستبدين - بر سر كار باشند، اينها كشور را ملك خودشان ميدانند، ملت را هم كه نقشى نداشتند، رعيت خودشان ميدانند. تاريخ را نگاه كنيد - نميگويم تاريخ قرنهاى متمادى را؛ تاريخ همين دوران مشروطه به اين طرف را - مشروطه اسماً در كشور به وجود آمد؛ اما از وقتى كه رژيم پهلوى بر سر كار آمد، انتخابات به معناى يك حركت نمايشىِ محض تلقى شد؛ جز در يك برهه‏ى كوتاهى در دوران نهضت ملى؛ در دوران دو ساله‏اى كه يك مقدار اوضاع بهتر بود؛ ولى آن هم اشكالات فراوانى داشت؛ مجلس را تعطيل كردند، اختيارات مجلس را به دولت دادند كه اينها در زمان مصدق انجام گرفت. در بقيه‏ى اين دوران، انتخابات نمايش محض بود. در آن برهه‏اى كه بنده و امثالى كه در سنين من هستند يادشان هست، همه ميدانستند كه انتخابات مطلقا به معناى انتخاب مردم نيست. يك كسانى را دستگاه‏هاى قدرت، دربارِ آن روزِ شاهان در نظر ميگرفتند، رقابتهائى بين خود آنها انجام ميگرفت، با همديگر زد و خورد هم ميكردند؛ اما آن كسى كه ميخواستند بياورند توى مجلس بنشانند كه مطيع باشد، سربه‏زير باشد، منافع آنها را تأمين كند، حق مالى غاصبانه‏ى آنها را بدهد، او را مى‏آوردند توى مجلس مى‏نشاندند. مردم هم براى خودشان ميرفتند. در تمام اين دوران، كمتر وقتى اتفاق افتاد كه مردم احساس كنند حالا بايد بروند در اين صندوق رأى يك رأيى بيندازند تا در مديريت كشور تأثيرى ببخشد. مطلقاً چنين چيزى نبود. ماها اسم انتخابات را تو روزنامه ها مى‏شنفتيم كه ميگويند: حالا انتخابات است. نمى‏فهميديم روز انتخابات كِى هست؛ مردم نمى‏فهميدند. در وقت انتخابات، چند تا صندوق ميگذاشتند يك جا، خودهاشان هم گفتگو و هياهوى مختصرى ميكردند و همان كارى كه ميخواستند، انجام ميدادند و تمام ميشد ميرفت. مردم نقشى نداشتند.

    انقلاب اسلامى ورق را بكلى برگرداند؛ مردم نقش پيدا كردند؛ نه فقط در انتخاب نماينده‏ى مجلس، در انتخاب رئيس جمهور، در انتخاب خبرگانى كه رهبر را بناست انتخاب كنند، در انتخاب شوراهاى شهر كه شهردارها را بايد انتخاب كنند. در همه‏ى اين مراحل حساس، نظر مردم شد تعيين كننده. قانون اساسى بر اين اساس تدوين شد و امروز هم سى سال ميگذرد. و من به شما عرض بكنم با قوت و قدرت اين كار تا امروز ادامه پيدا كرده.

    دوره‏ى قبل از انقلاب، ايران مرتعى براى چراى بيگانگان بود. نفتِ اينجا، بازار اينجا، محصولات اينجا، نيروى انسانى اينجا، هر چه بود و نبود، مورد استفاده‏ى سلطه‏گران و قدرتمندان بود؛ يك روز انگليس، يك روز آمريكا و صهيونيستها. بعد كه انقلاب شد، مردم آمدند روى كار، منافع آنها قطع شد. طبيعى بود كه با اين نظام دشمنى كنند، كه سى سال است دارند دشمنى ميكنند. يكى از دشمنى‏ها همين است كه اين پديده‏ى باارزشِ تأثير حضور مردم و نقش‏آفرينى مردم در اداره‏ى كشور و مديريت كشور را در تبليغات خودشان نفى كنند يا نديده بگيرند يا انكار كنند. بارها و بارها در اظهارات صريحشان، در اظهارات كنايه‏آميزشان، در انتخابات كشورمان خدشه كردند. نه؛ انتخابات كشور ما از انتخابات اكثر اين كشورهاى مدعى دمكراسى، هم آزادتر است، هم پرشورتر است، هم انگيزه‏ى مردم در اين انتخابات بيشتر است. انتخابات پرشور، انتخابات خوب، سالم. دشمن خدشه ميكند. از دشمن انتظارى هم جز دشمنى نيست؛ چه انتظارى هست؟ بى‏توقعى از دوستان است. بى‏توقعى از كسانى است كه جزو اين ملتند؛ واقعيات را دارند مى‏بينند؛ مى‏بينند كه اين انتخابات چگونه سالم و متقن انجام ميگيرد، در عين حال، همان حرفى را كه دشمن ميزند، اينها هم ميزنند! من انتظارم اين است: كسانى كه با ملت ايرانند، جزو ملت ايرانند، توقع دارند ملت ايران به آنها توجه كنند، اينها ديگر عليه ملت ايران حرف نزنند و انتخابات ملت ايران را زير سؤال نبرند. مرتب تكرار نكنند كه آقا اين انتخابات سالم نيست؛ انتخابات، انتخابات نيست. چرا دروغ ميگويند؟ چرا بى‏انصافى ميكنند؟ چرا خلاف واقع ميگويند؟ چرا اين همه زحماتى را كه اين ملت و مسئولين در طول اين سالهاى متمادى متحمل شدند، نديده ميگيرند؟ چرا؟ چرا ناسپاسى ميكنند؟

    انتخابات در دوره‏هاى گذشته سالم بوده. در مواردى كه شبهاتى پيش مى‏آمد، ما فرستاديم تحقيق كردند، دنبال كردند. در يكى از مجالس گذشته شايعاتى پيدا شد، بعضى‏ها دلائلى آوردند، حرفهائى زدند كه انتخابات ناسالم است؛ توقع داشتند كه در برخى از شهرهاى مهم از جمله تهران، انتخابات ابطال شود. ما افراد وارد و مطلعى را فرستاديم تحقيق كردند، مطالعه كردند؛ ديدند نه، خدشه در انتخابات نيست. در بين هزارها صندوق ممكن است در دو تا، پنج تا صندوق خدشه‏هائى به وجود بيايد. اين، انتخابات را خراب نميكند. اين هم مال بعضى از اوقات بوده است. گاهى يك گروهى، يك جناحى - از اين جناحهاى معمولى كشور كه شماها اين جناح‏بندى‏ها را ميشناسيد - كه بر سر كار بودند، نتيجه‏ى انتخابات به ضرر آنها و به نفع جناح مقابل شده؛ مكرر اين اتفاق افتاده. چطور اين انتخابات را كسى ممكن است زير سؤال ببرد؟ ...(1) خوب، اگر آماده‏ايد، پس ان‏شاءاللَّه در انتخابات همه شركت كنيد؛ همه‏ى ملت ايران به كورى چشم دشمنان در انتخابات آينده هم با شور، با علاقه، با صميميت پاى صندوقهاى رأى مى‏آيند و انتخاباتى خواهند آفريد كه دشمنان را خشمگين و عصبانى كند.

    پروردگارا! رحمت و فضل خودت را بر اين ملت عزيز نازل كن. پروردگارا! توفيقات خودت را روز به روز بيشتر به اين ملت افاضه بفرما. پروردگارا! گامهاى اين ملت را در راه كمال روز به روز استوارتر كن؛ روح مطهر امام بزرگوار و شهداى بزرگوار را روز به روز متعالى‏تر بفرما.

    :icon_pf(57):

  4. #474
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات در جمع مردم استان كردستان‏ در ميدان آزادى سنندج22/ 02/ 88‏

    بيانات در جمع مردم استان كردستان‏ در ميدان آزادى سنندج‏
    22/ 02/ 88

    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    الحمد للَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمد و على اله الطّيبين الطّاهرين و صحبه المنتجبين سيّما بقيّةاللَّه فى الأرضين.
    بسيار خرسندم و خداى متعال را سپاسگزارم كه توفيق عنايت كرد تا بار ديگر - ولو با فاصله‏اى زياد - در اين استان سرافراز و در ميان شما مردم عزيز و وفادار حضور پيدا كنم. كردستان سرزمين فداگاريهاى بزرگ است؛ سرزمين هنر و فرهنگ است؛ سرزمين صفا و وفادارى است؛ سرزمين مردمِ وفادارى است كه در حساسترين سالهاى عمر اين نظام و اين كشور با مردانگى خود و با رشادت خود، توطئه‏هاى بزرگى را خنثى كردند. سرزمين مردم با رشادت و با رشد عقلى و آگاهى است كه توطئه‏ى دشمن را در لحظات حساس تشخيص دادند و با فداكارى خود فتنه‏ى بزرگى را خاموش كردند، پيش از آنكه آن فتنه بتواند به هدفهاى شوم خود برسد. اين از ياد ملت ايران نخواهد رفت. كردستان در تاريخ انقلاب اسلامى، نشان افتخارى را با خود حمل ميكند كه در كمتر استانى نظير آن را ميشود ديد.
    عزيزان من! برادران و خواهران من! در فجر پيروزى انقلاب اسلامى كسانى به دنبال اين بودند كه در كشور جنگ داخلى درست كنند و برادركشى به راه بيندازند. ستمگران جهانى از اين كه يك قدرت مستقل و متكى به دين و ايمان مذهبى در اين منطقه سر بلند كند، وحشت ميكردند و سراسيمه بودند؛ لذا همه‏ى نيروهاى خود و همه‏ى توان سخت و نرم خود را به ميدان آوردند تا شايد بتوانند اين مولود تازه پابه‏هستى‏گذاشته را در همان اولين قدمها نابود كنند و از بين ببرند. مردم كُرد در اين استان امتحان خوبى را در اين روياروئى بزرگ از خودشان نشان دادند. من كردستان را از نزديك ديده‏ام و در روزهاى محنت و سختى، عظمت ايستادگى اين مردم را با چشم مشاهده كرده‏ام. آنچه من از كردستان ميگويم، بسيارى مربوط به دانسته‏ها و اطلاعات شخصى خود من است كه آن را از نزديك مشاهده كرده‏ام. البته آوازه‏ى مقاومت مردم استان شما - در دورانهاى مختلف: چه در آغاز انقلاب، چه در دوران جنگ تحميلى - به گوش همه‏ى ملت ايران رسيده است.
    عزيزان من! يك سياست خباثت‏آلودى از آغاز انقلاب سعى كرد اقوام ايرانى را از يكديگر جدا كند و با بهانه‏هاى مختلف، پيكره‏ى عظيم ملت ايران را تكه تكه كند. با هر قومى از اقوام متنوع ايرانى - فارس، ترك، كُرد، عرب، بلوچ، تركمن، لُر - جداگانه يك تلقين شيطانى را در ميان ميگذاشتند تا دلها را از هم چركين كنند. به تهرانى و اصفهانى چيزى ميگفتند، به بلوچِ بلوچستانى - كه من قبل از انقلاب مدتى را در ميان آنها گذراندم - حرفى ميزدند و در كردستان سخن ديگرى ميگفتند. خيلى هوشيارى لازم بود تا ملت ايران بتواند براى اداى رسالت بزرگ خود - كه به بركت برافراشتن پرچم اسلام بر دوش اين ملت قرار گرفته بود - قيام كند و رسالتش را انجام بدهد. ملت ايران در اكناف اين كشور بزرگ مجاهدات زيادى كردند و شما مردم كردستان سهم خود را در اين مجاهدت عمومى و بزرگ بخوبى انجام داديد. اين از جمله‏ى چيزهائى است كه به ياد تاريخ ايران عزيز خواهد ماند.
    استان كردستان يك استان فرهنگى است. شما به طبيعت سرسبز و زيباى اين استان نگاه كنيد، به روحيه‏ى مهربان و باصفاى مردم اين استان نگاه كنيد، به تاريخ اين استان - كه علما و شعرا و اهل فرهنگ و اهل هنر در همين تاريخ نزديكِ اين استان فراوانند - نگاه كنيد؛ همه‏ى اينها نشان ميدهد كه اين استان، يك استان فرهنگى است.
    مخالفين ايران و دشمنان اسلام، سعى كردند اين استان را در آغاز انقلاب تبديل به يك استان امنيتى كنند. علاج اين دشوارى و اين مشكل بزرگ، آسان نبود؛ اما نظام مقتدر اسلامى به همراهى شما مردم، بر اين مشكل فائق آمد. آنها سعى ميكردند اجزاء ملت ايران را از يكديگر جدا كنند و بين مردم كُرد و مردم فارس و مردم ترك فاصله بيندازند؛ اما نتوانستند. «و ما يمكرون الّا بأنفسهم و ما يشعرون»؛(1) مكرشان به خودشان برگشت. شما برادران و خواهران كُرد بدانيد، هر كسى در آن سالهاى اول - از اين جوانهائى كه از اقصاى نقاط كشور براى مجاهدت به اينجا مى‏آمدند - آمد و مدتى در اينجا ماند، نسبت به مردم استان كردستان علقه‏ى قلبى پيدا كرد. جوانان پرشور و پرحماسه‏اى كه از خراسان و از اصفهان و از فارس و از تهران و از بقيه‏ى استانهاى كشور آمدند و چند صباحى را در سنندج و سقز و مريوان و بقيه‏ى شهرهاى اين استان گذرانيدند، وقتى برگشتند حامل پيام محبت بودند؛ دلبسته‏ى مردم كُرد بودند؛ اين كه ميگوئيم اينجا يك استان فرهنگى است، به خاطر انعكاس رفتار مهربانانه‏ى مردم كُرد است. عكس قضيه هم صادق است و هنوز در استان، ياد آن جوانان سلحشورى كه از نقاط ديگر آمدند و اينجا فداكارى كردند، در دلها و ذهنها حاضر است. من اطلاع دارم، ياد شهيد كاوه، ياد شهيد صياد، ياد متوسليان، ياد ناصر كاظمى، ياد احمد كاظمى و ياد شهيد بروجردى - اين جوانانى كه عمرى را در اينجا گذراندند و جانشان را كف دست گرفتند - در ياد مردم اين استان زنده است. خدا را سپاسگزاريم كه دشمن نتوانست به مقاصد خود برسد.

    البته من به شما عرض بكنم، هرگز دشمن آرام نمى‏نشيند. يك سياست خبيثى از دوران طاغوت بر كشور حاكم بود و آن عبارت بود از بيگانه دانستن اقوام گوناگون؛ كُرد بيگانه بود، بلوچ بيگانه بود، ترك بيگانه بود، عرب و تركمن بيگانه بودند، اينها را بيگانه حساب ميكردند. در عملكرد آنها هم اين معنا مشهود بود. شما ببينيد در دوران طاغوت، در اين استان نه كار عمرانىِ درستى انجام گرفته است، نه كار فرهنگى درستى انجام گرفته است؛ رسيدگى نميكردند و كارى نداشتند. در اين استان، كارهاى عمرانى در دوران طاغوت در حد صفر بود؛ كارهاى فرهنگى هم همينجور. اگر شما امروز مشاهده ميكنيد كه در استان كردستان نزديك به پنجاه هزار دانشجو وجود دارد كه در بيست و چند مركز آموزش عالى مشغول تحصيل هستند، اين رقم در دوران طاغوت فقط 360 نفر بود! نسبت بيسوادى هم در اين استان در دوران طاغوت وحشت‏آور بود: فقط 29 درصد مردم در اين استان باسواد بودند! طاغوت نميخواست مردم كُرد - اين مردم با استعداد و اين مردم داراى هوش و ذكاوت - باسواد بشوند. فقط 29 درصد استانى با اين خصوصيات و با اين كيفيت، باسواد بود! آن كار عمرانى‏شان، اين هم كار فرهنگى‏شان! نگاهشان نسبت به اين استان، نگاه شيطنت‏آميز و غلط بود. نظام اسلامى آمد و اين نگاه را تصحيح كرد؛ نه فقط در سطح مسئولان، بلكه در سطح آحاد مردم.

    عزيزان من! اين را همه بدانند؛ نظام اسلامى تنوع اقوام را در كشور بزرگ و سرفرازمان يك فرصت ميداند. سنتهاى مختلف، آداب و عادات مختلف و استعدادهاى گوناگون و متنوع، يك فرصت است كه اجزاء گوناگون اين ملت بتوانند يكديگر را تكميل كنند: با مراودات درست و با همزيستى و اتحاد كامل. براى ملت ما اين يك افتخار است كه چنين نگاهى به مسئله‏ى تنوع اقوام دارد. علت هم اين است كه اسلام منبع الهام اين نظام است و در اين نگاه اسلامى، بين نژادهاى مختلف و زبانهاى مختلف - ولو از ملتهاى گوناگون - تفاوتى نيست، چه برسد به اقوام مختلف در ميان يك ملت. نگاه اسلام اين است و نگاه نظام اسلامى هم اين است. لذاست ما به منطقه‏ى كُردى - استان كردستان - و مناطق اقوام ديگر، با نگاه اسلامى نگاه ميكنيم؛ نگاه اسلامى، برادرى و اتحاد و همدلى و صميميت است؛ هر كسى كه با اين نگاه مخالفت كند و شيوه‏ى ديگرى را انتخاب بكند، برخلاف سياست نظام اسلامى رفتار كرده است. همه اين حقيقت را دريافته‏اند كه نظام اسلامى، مردم اين استان را مردم خود و وفاداران به انقلاب و سربازان انقلاب ميداند. لذا در همان دورانى كه در اينجا و جاهاى ديگر، يك عده ايادى بيگانه به نام مردم كُرد حرفهائى ميزدند - كه مردم كُرد روحشان از آن حرفها خبر نداشت، آن روزى كه در اين استان و استانهاى همجوار، دستهاى شيطنت‏آميز دشمنان به فكر فتنه و برادركشى بودند، خود مردم اين استان در صفوف مقدم قرار گرفتند؛ ياد مجموعه‏ى رشيد و پرافتخار پيشمرگان كُرد مسلمان هرگز از خاطره‏ى آن كسانى كه مجاهدات آنها را ديدند، نخواهد رفت. به ارواح آنها - كه پنج هزار و چهارصد شهيد از مردم اين استان به شهادت رسيدند - درود ميفرستيم و به آن كسانى كه از آنها باقى هستند و به خانواده‏هاى آنها سلام ميكنيم. از خداوند متعال براى همه‏ى آنها رحمت و مغفرت ميخواهيم.

    برادران و خواهران عزيز! جوانها ! من اين را عرض بكنم، شما جوانها بايد در جريان اين تاريخ بسيار عبرت‏آميز در اين منطقه و در مناطق ديگر قرار بگيريد. اين، چيزهائى است كه نسل جوان ما آنها را نديده است؛ بايد از آنها مطلع باشيد. كسانى خواستند در اين استان و در ميان اين مردم مؤمن و مهربان و صميمىِ با انقلاب، نقشه‏هاى دشمن را اجرا كنند و پياده كنند. اينها - همان كسانى كه ميخواستند به نام مردم كُرد حرف بزنند - به مردم كُرد ضربه زدند. امروز ما هم با خانواده‏هائى مواجه هستيم كه فرزندانشان در راه اين مبارزه‏ى مقدس شهيد شده‏اند، هم با خانواده‏هاى ديگرى مواجه هستيم كه فرزندانشان فريب دشمن را خورده‏اند؛ آنها هم داغديده‏اند و مورد ترحم و همدردى ما هستند. آن خانواده‏هائى كه دشمن توانست جوان آنها را فريب بدهد و خون او را در راه اغراض فاسد آمريكا و صهيونيسم بكار بگيرد، آن خانواده‏ها هم گناهى نكرده‏اند؛ داغ جوانانشان را هم ديده‏اند؛ خيلى‏ها هم به ياد آنها نيستند. ما نسبت به آنها دلسوزى داريم. اين هم از خسارتهائى است كه ضدانقلاب بر اين استان وارد كرده است.

    فرصت كار عمرانى را هم در يك برهه‏اى از زمان از اين استان گرفتند. استان شما از جهات مختلف، يك استان بسيار بااستعداد است. اينجا ميتوانست سرمايه‏گذارى‏هاى خوبى انجام بگيرد؛ بنا بود در همان سالهاى اول، كارهاى زيربنائى بزرگى انجام بگيرد. اولين گروه عمرانى از سوى شوراى انقلاب - قبل از تشكيل جهاد سازندگى - به كردستان آمد. آن زمان مرحوم شهيد بهشتى (رضوان اللَّه عليه) كه رئيس شوراى انقلاب بود، يك گروهى را براى عمران منطقه‏ى كردستان فرستاد؛ هنوز جهاد سازندگى هم تشكيل نشده بود. نظام ميدانست كه رژيم طاغوت با اين استانهاى دوردست و متفاوت از لحاظ زبان و لهجه و قوميت، چه كرده است؛ ميخواست جبران كند؛ اما ضدانقلاب اين فرصت را متأسفانه براى مدت چند سال از دست نظام جمهورى اسلامى گرفت. من اطلاع دارم و ميدانم كه بحمداللَّه در اين استان و در طول اين سالها، خدمات بسيار زياد و بسيار بزرگى انجام گرفته كه آن روزها در مخيّله‏ى كسى خطور نميكرد. در اين استان و در طول اين سالها، اينقدر كار عمرانى انجام گرفته است كه يك فهرست طولانى را تشكيل ميدهد: راه‏ها، سدها، كار توزيع انرژى، كار توزيع آب، مخابرات و شاخصهاى گوناگون توسعه. همين حالا در اين استان حدود نوزده سد در حال احداث است. هرگز آن روزها كسى به ذهنش هم خطور نميكرد كه اين كارها انجام بگيرد؛ اين كارها شده است. اما در عين حال آنچه ميتوانست بشود و آنچه كه بايد ميشد، از اين بسيار بيشتر است. بسيارى از كارها در اين استان انجام نشده است كه بايد همت مسئولان متوجه اين نقاط بشود.

    استان مشكلاتى دارد. آنجورى كه من احساس ميكنم و مطالعه ميكنم، در درجه‏ى اول مشكل اين استان عبارت است از اولاً مسئله‏ى اشتغال، ثانياً مسئله‏ى سرمايه‏گذارى. اشتغال مسئله‏ى مهمى است. امروز نسبت بيكارى در اين استان نسبتاً بالاست، در حالى كه جوانهاى آماده‏ى به كار حضور دارند. كارهاى خيلى خوب و كارهاى زيادى شده، اما كارهاى ديگرى و بيشترى بايد انجام بگيرد. خدا را شكر ميكنيم كه امروز برخلاف دوران طاغوت، دولتها خودشان به سراغ مردم مى‏آيند. يك روزى بود كه مردم بايد زحمت ميكشيدند، تلاش ميكردند تا به حضور دولتها برسند؛ امروز به بركت اسلام، دولتها هستند كه راه مى‏افتند و به استانهاى مختلف، شهرهاى مختلف و دورافتاده‏ترينِ نقاط كشور ميروند؛ رئيس جمهور ميرود، وزير ميرود، مسئولين گوناگون ميروند. مردم بعضى از اين جاهائى كه رئيس جمهور در آنجاها حضور پيدا ميكند، ميگويند ما در دوران گذشته يك مديركل را هم در اينجا نديده بوديم! راست هم ميگويند. اين از بركت اسلام است. اسلام حكومتها را موظف ميكند كه به دشوارترين كارها و به ضعيف‏ترين مردم بيشتر بپردازند تا به كارهاى آسان؛ و خوشبختانه امروز اين وجود دارد. خدا را سپاسگزاريم.

    اين را هم در پايان اين بخش از عرايضم عرض بكنم: جوانان عزيز بدانند، توطئه‏هاى استكبار خنثى شده، اما تمام نشده است. هوشيارى مردم مؤمن و آماده‏به‏كارىِ مسئولان كشور، تا امروز توطئه‏هاى دشمنان را نسبت به اين استان و نسبت به جريانهاى مشابه خنثى كرده؛ اما نبايد فكر كرد كه دشمن دست كشيده و ساكت نشسته و از دنبال كردن اهداف شوم خودش منصرف شده؛ نه، هشيارى بايد ادامه پيدا كند. بدانيد كه دشمنان ايران اسلامى ميخواهند ايران يكپارچه نباشد و اسلام بر اين كشور حاكم نباشد. آن قدرتمندان مستكبرى كه توانسته‏اند اغلب كشورها و دولتهاى دنيا را زير نفوذ سياستهاى خودشان قرار بدهند، تا امروز نتوانسته‏اند نظام جمهورى اسلامى را - كه متكى به اين مردم شجاع و مؤمن است - تسليم خودشان بكنند و در مقابل خودشان به زانو دربياورند؛ عصبانى‏اند. روشها را عوض ميكنند، اما هدفها همان هدفهاى پليدى است كه داشته‏اند؛ جوانها هوشيار باشند، خانواده‏ها هشيار باشند، مسئولين هشيار باشند. ما از موجوديت و تماميت كشورمان دفاع ميكنيم؛ ما با همه‏ى توان از اسلام عزيز دفاع ميكنيم؛ ما تا امروز در مقابل رعد و برق توخالى استكبار نترسيديم و عقب‏نشينى نكرده‏ايم، بعد از اين هم نخواهيم ترسيد و عقب‏نشينى نخواهيم كرد.

    يك مطلب اساسى و كلى را به اين مناسبت عرض بكنم. برادران و خواهران عزيز! اسلام براى ساخت يك جامعه‏ى سرافراز و پويا خصوصياتى را ترسيم كرده و راه رسيدن به آنها را براى ملت مسلمان و امت اسلامى در طول تاريخ تبيين كرده است. يكى از اين نشانه‏ها و خصوصيات عزت ملى است؛ عزت. همچنانى كه يك فرد مايل است ذليل نباشد و عزيز باشد، از آرزوهاى بزرگ يك ملت هم اين است كه عزيز باشد و ذليل نباشد. عزت ملى چيست؟ عزت ملى عبارت است از اينكه يك ملت در خود و از خود احساس حقارت نكند. نقطه‏ى مقابل احساس عزت، احساس حقارت است؛ يك ملت وقتى به درون خود - به سرمايه‏هاى خود، به تاريخ خود، به مواريث تاريخى خود، به موجودى انسانى و فكرى خود - نگاه ميكند، احساس عزت و غرور كند، احساس حقارت و ذلت نكند. اين يكى از چيزهائى است كه براى يك ملت لازم است. قرآن در موارد متعددى به اين معنا اشاره كرده: «يقولون لئن رجعنا الى المدينة ليخرجنّ الأعزّ منها الأذلّ و للَّه العزّة و لرسوله و للمؤمنين و لكنّ المنافقين لا يعلمون».(2) منافقان با خودشان گفتگو ميكردند كه ما عزيزيم و مسلمانها را - كه ذليلند - از مدينه خارج خواهيم كرد! خداوند به پيغمبر وحى فرستاد كه اينها اينجور ميگويند، ليكن نميفهمند و نميدانند؛ آنكه عزيز است مؤمنانند؛ عزت از آنِ خداست و از آنِ پيامبر خدا و از آنِ مؤمنان باللَّه. اين يك تابلو درخشانى است كه هميشه جلوى چشم امت اسلامى بايد قرار داشته باشد؛ «عزت ملى». اگر يك ملتى احساس عزت نكند، يعنى به داشته‏هاى خود - به آداب خود، به سنن خود، به زبان خود، به الفباى خود، به تاريخ خود، به مفاخر خود و به بزرگان خود - به چشم حقارت نگاه كند، آنها را كوچك بشمارد و احساس كند از خودش چيزى ندارد، اين ملت براحتى در چنبره‏ى سلطه‏ى بيگانگان قرار ميگيرد.

    استعمارگران از قرنهاى شانزده و هفده كه وارد سرزمينهاى شرق - از جمله سرزمينهاى اسلامى - شدند، براى اينكه بتوانند كاملاً كمند اسارت را به دست و پاى اين ملتها ببندند و آنها را اسير خود بكنند، شروع كردند آنها را نسبت به گذشته‏ى خود، نسبت به داشته‏هاى خود، نسبت به مذهب خود، نسبت به آداب خود و نسبت به لباس خود بدبين كردن. اينها عبرت‏آموز است؛ كار به جائى رسيد كه در زمان اوائل مشروطيت در اين كشور، يك روشنفكر گفت: ايرانى بايد از سر تا به پا فرنگى بشود! يعنى دينش را، اخلاقش را، لباسش را، خطش را، گذشته‏اش را و مفاخرش را كنار بگذارد و فراموش بكند، اما فرهنگ غربى، آداب غربى، رسوم غربى، تفكر غربى و روش و منش غربى را بپذيرد! اينجور اعلان كردند. اين فرياد مذلت‏بار را در كشور ما آن كسانى كه به دين پشت كرده بودند، سر دادند. معلوم است؛ وقتى يك كشورى همه چيز خود را از دست داد و از درون تهى شد، استعمار انگليس براحتى ميتواند بر همه چيز او - نفت او، ارتش او، دارائى او، دستگاه سياسى او - تسلط پيدا كند؛ كار در دوران پهلوى به جائى رسيده بود كه شاه خائن براى اينكه فلان كس را بعنوان نخست‏وزير معين بكند، مجبور بود با سفير انگليس - و بعدها با سفير آمريكا - در ميان بگذارد و در واقع از او استجازه كند و اجازه بگيرد. اين تاريخ دردبار گذشته‏ى ماست. اين ضد عزت ملى است. حكومتهاى ديكتاتورى وابسته و فاسد، ملت ايران را از اريكه‏ى عزت فرود آوردند؛ نه علم او را توسعه دادند، نه دنياى او را درست كردند، بلكه آخرتش را هم از او گرفتند و لباس اسارت بر او پوشاندند. انقلاب اسلامى در مقابل يك چنين وضعيتى قيام كرد. در مقابل يك چنين مصيبت بزرگى انقلاب اسلامى و امام بزرگوار ايستاد و ملت ايران خون خود را در اين راه نثار كرد و به پيروزى رسيد.
    وقتى يك چنين روحيه‏اى در ميان مردمى حاكم شد، دستگاه سياسى آن كشور و آن ملت هم به طور طبيعى نوكرمآب ميشود: در مقابل مردم خود مثل سگ درنده و گرگ خونخوار، اما در مقابل دشمنان مثل بره‏ى رام؛ «اسد علىّ و فى الحروب نعامة». همان رضاخانى كه بخصوص در نيمه‏ى دوم سلطنتش آنجور با مردم خود با خشونت رفتار كرده بود - كه مردم جرئت نفس كشيدن نداشتند؛ توى خانه‏هاى خودشان پدر به فرزند و فرزند به پدر اعتماد نميكرد - در مقابل يك پيغام ساده‏ى انگليسى‏ها كه گفتند «بايد از سلطنت كناره بگيرى»، مثل موشِ مرده از سلطنت كناره گرفت و از كشور خارج شد! همين طور محمد رضاى پهلوى؛ محمد رضاى پهلوى در سالهاى دهه‏ى چهل و دهه‏ى پنجاه شديدترين فشارها را بر اين ملت و بر مبارزان و بر آزاديخواهان - خشن؛ بدون اندك ملاحظه‏اى از مردم - وارد كرد؛ اما همين آدم در مقابل سفير آمريكا و سفير انگليس خشوع و خضوع ميكرد و از آنها حرف ميشنفت! ناراحت هم بود، اما مجبور بود. اين حكومت يك ملتى است كه از عزت ملى محروم است.

    يكى از اساسى‏ترين قلمهائى كه انقلاب اسلامى به ما ملت ايران عطا كرد، احساس عزت بود. امام بزرگوار ما مظهر عزت بود. آن روزى كه امام علناً فرمود «آمريكا هيچ غلطى نميتواند بكند»، اوج اقتدار سياسى و نظامى آمريكا در دنيا بود. امام احساس عزت را به اين مردم برگرداند و انقلاب احساس عزت را به ملت ايران برگرداند. امروز ايرانى به ايرانى بودن خود و به مسلمان بودن خود افتخار ميكند. امروز قدرتمندان عالم هم اعتراف ميكنند كه در مقابل ملت ايران، تهديد آنها، قدرت نظامى آنها و تبليغات سياسى آنها هيچ تأثيرى ندارد؛ ملت ايران راهى را و هدفى را كه انتخاب كرد، با قدرت تمام خواهد رفت و به آن هدف خواهيد رسيد.

    آنچه مهم است حفظ اين عزت ملى است. برادران و خواهران من! مردم عزيز كردستان و ملت بزرگ ايران! اين را همه بايد توجه كنيم، اين عزت ملى را بايد حفظ كنيم. عزت ملى فقط با زبان و با ادعا و با شعار حفظ نميشود؛ امروز اگر ملت ايران عزيز است و در سياستهاى بزرگ جهانى داراى نفوذ است، علتش در ايمان او، و در عمل و ابتكار او، و در اقدام شجاعانه‏ى او، و در وحدت و يكپارچگى اوست. هر كدام از اين عوامل را كه از دست بدهيم عزت ما دچار تهديد ميشود. اگر ما وحدت خودمان را از دست بدهيم، اگر ايمان خودمان را از دست بدهيم، اگر روحيه‏ى كار و تلاش خودمان را - كه بحمداللَّه امروز در مجموعه‏ى عظيم ملت، بخصوص در نسل جوان محسوس است - از دست بدهيم، عزتمان را از دست خواهيم داد. اين يك نقطه‏ى اساسى براى تحليل حوادث سياسى - بخصوص براى جوانها - است.

    شما نگاه كنيد ببينيد آن كسانى كه ميخواهند وحدت ملت ايران را به هم بزنند، كى‏ها هستند؟ بدانيد كه اينها عوامل دشمنند؛ يا خودشان از متن دشمن دارند حرف ميزنند، يا سرانگشت دشمنند؛ برو برگرد ندارد. آن كسى كه نداى تفرقه‏ى بين شيعه و سنى را سر ميدهد و به بهانه‏ى مذهب، ميخواهد وحدت ملى را به هم بزند، چه شيعه باشد و چه سنى، مزدور دشمن است؛ چه بداند، چه نداند. گاهى بعضيها مزدور دشمنند و خودشان نميدانند. خيلى از اين مردم بيچاره‏ى بى‏خبرِ سلفى و وهّابى كه بوسيله‏ى دلارهاى نفتى تغذيه ميشوند تا بروند در اينجا و آنجا عملهاى تروريستى انجام بدهند - در عراق يكجور، در افغانستان يكجور، در پاكستان يكجور، در نقاط ديگر يكجور - نميدانند كه مزدور دشمنند. آن مرد شيعى هم كه ميرود به مقدسات اهل سنت اهانت ميكند و دشنام ميدهد، او هم مزدور دشمن است، ولو نداند كه چه ميكند. من عرض ميكنم: عوامل اصلى دشمنانند. بعضى از اين سرانگشتان - هم در بين اهل سنت، هم در بين شيعه - غافلند، نميدانند و نميفهمند چكار ميكنند؛ نميدانند براى دشمن دارند كار ميكنند.

    چند سال قبل از اين، در منطقه‏ى كُردى، يك عالم روشن‏بين در نماز جمعه سخنرانى كرد. گمانم قسم خورد - اينجور به ذهنم است، چون سالها گذشته است - گفت واللَّه آن كسانى كه مى‏آيند پيش شيعه، بغض و كينه‏ى سنى را در دل او وارد ميكنند و ميروند پيش سنى، بغض و كينه‏ى شيعه را در دل او وارد ميكنند، اينها نه شيعه هستند، نه سنى؛ نه شيعه را دوست دارند، نه سنى را دوست دارند؛ با اسلام دشمنند. البته نميدانند؛ خيليهاشان نميفهمند و اين مايه‏ى تأسف است كه چرا نميفهمند. امروز اين جماعت وهّابى و سلفى، شيعه را كافر ميداند؛ سنى محب اهل بيت را هم كافر ميداند؛ سنىِ پيرو طريقه‏هاى عرفانى و قادرى را هم كافر ميداند! اين فكر غلط از كجا سرچشمه ميگيرد؟ همه‏ى مردم شيعه در سراسر دنيا، مردم سنى شافعى در شمال آفريقا، يا مالكى در كشورهاى آفريقائى مركزى - كه اينها محب و دوستدار اهل بيتند؛ طريقه‏هاى عرفانى اينها به اهل بيت منتهى ميشود - كافرند؛ چرا؟ چون به مرقد حسين بن على در قاهره احترام ميگذارند و مسجد رأس‏الحسين را مورد تقديس قرار ميدهند؛ به اين جهت اينها كافرند! شيعه كه كافر است؛ سنى سقّزى و سنندجى و مريوانى هم اگر با طريقه‏ى قادرى يا نقش‏بندى ارتباط داشته باشد، او هم كافر است! اين فكر، چه فكرى است؟ چرا با اين فكر غلط و شوم بين برادران مسلمان اختلاف ايجاد بشود؟ به آن شيعه‏اى هم كه از روى نادانى و غفلت، يا گاهى از روى غرض - اين را هم سراغ داريم و افرادى را هم از بين شيعيان ميشناسيم كه فقط مسئله‏شان مسئله‏ى نادانى نيست، بلكه مأموريت دارند براى اينكه ايجاد اختلاف كنند - به مقدسات اهل سنت اهانت ميكند، عرض ميكنم: رفتار هر دو گروه حرام شرعى است و خلاف قانونى است.

    عزيزان من! همه‏ى ملت ايران! وحدتتان را قدر بدانيد. اين اتحاد براى اين كشور، اتحاد بسيار پرشكوه و پربركتى است. اتحاد را قدر بدانيد، همدلى را قدر بدانيد، همكارى را قدر بدانيد، همراهى دولت با ملت را قدر بدانيد، مردم‏دوستىِ دولت را قدر بدانيد. دولت هم ايمان مردم را، حماسه‏ى مردم را، شور و شوق جوانان را و روح ابتكار و فعاليت و كارآفرينى را در نسلهاى رو به رشد اين كشور قدر بداند و از اين نيروها استفاده كند كه ان‏شاءاللَّه همين جور هم خواهد شد.

    يك جمله هم در باب مسئله‏ى انتخابات بگويم. عزيزان من! انتخابات نزديك است؛ امروز يك ماه به روز انتخابات باقى است. انتخابات يكى از آزمونهاى بزرگ ملت ايران در مقابل چشم دشمنان است؛ به همين جهت روى انتخابات ما حساسند. از حدود يك سال پيش، دستگاههاى تبليغاتى دشمنان ملت ايران، با يك شيب ملايمى شروع كردند عليه اين انتخابات حرف زدن و اقدام كردن و مطلب ساختن؛ دستگاههاى امنيتى‏شان هم مشغول شدند به خبرگيرى و گمانه‏زنى و پيشنهاد دادن. روى اين انتخابات حساسند. امروز هم شما وقتى به خبرهاى رسانه‏هاى گوناگون خارجى - كه بسيارى از اينها دل پركينه و پردشمنى‏اى نسبت به ملت ايران دارند - نگاه كنيد، خواهيد ديد نسبت به انتخابات ما بى‏تفاوت نيستند و سعى ميكنند اغراض خودشان را عمل كنند. اين اغراض چيست؟ در درجه‏ى اول، هدفشان تعطيل شدن انتخابات است كه انتخابات نباشد. در يك دوره‏اى سعى كردند انتخابات مجلس شوراى اسلامى را به انواع و اقسام حيله‏ها متوقف كنند. خداى متعال نخواست و اراده‏ى مردان مؤمن نگذاشت؛ نتوانستند. از اين مأيوسند كه انتخابات را بكلى تعطيل كنند. در درجه‏ى بعد، هدفشان اين است كه انتخابات سبك و سرد برگزار بشود. ميخواهند ملت ايران حضور فعالى در انتخابات نداشته باشد.

    ملت عزيز ايران! من به شما عرض ميكنم، درست در نقطه‏ى مقابل خواست دشمنان، همه‏ى ما بايد در انتخابات حضور فعالى داشته باشيم. انتخابات آبروى ملى ماست؛ انتخابات يكى از شاخصهاى رشد ملى ماست؛ انتخابات وسيله‏اى براى عزت ملى است. وقتى ببينند كه ملت ايران با شور و با شعور و با درك كامل و آگاهى پاى صندوقهاى رأى ميروند، معنايش چيست؟ معنايش اين است ملت براى خود حق و توان تصميم‏گيرى قائل است؛ ميخواهد در آينده‏ى كشور اثر بگذارد و مسئولان كشور و مديران اصلى كشور را انتخاب كند. انتخاب رئيس جمهور يعنى انتخاب رئيس قوه‏ى مجريه و كسى كه اغلب امكانات كشور در اختيار اوست. و مى‏بينيد اگر چنانچه رئيس جمهورى شور و نشاط و شوق و اراده داشته باشد، چه خدمات بزرگى را براى اين كشور انجام ميدهد؛ ميخواهند اين نباشد. من عرض ميكنم: همه بايد اصرار داشته باشيد كه در انتخابات شركت كنيد. به نظر من مسئله‏ى اول در انتخابات، مسئله‏ى انتخاب اين شخص يا آن شخص نيست؛ مسئله‏ى اول، مسئله‏ى حضور شماست. حضور شماست كه نظام را تحكيم ميكند، پايه‏هاى نظام را مستحكم ميكند، آبروى ملت ايران را زياد ميكند، استقامت كشور را در مقابل دشمنى‏ها زياد ميكند و دشمن را از طمع ورزيدن به كشور و از فكر ضربه زدن و توسعه و فساد و فتنه منصرف ميكند. اين يك مسئله‏ى بسيار مهم است؛ پس مسئله‏ى اول، شركت در انتخابات است.

    مسئله‏ى بعدى در انتخابات اين است كه مردم سعى كنند صالح‏ترين را انتخاب كنند. آن كسانى كه نامزد رياست جمهورى ميشوند و در شوراى نگهبان صلاحيت آنها زير ذره بين قرار ميگيرد و شوراى نگهبان صلاحيت آنها را اعلام ميكند، اينها همه‏شان صالحند. اما مهم اين است كه شما در بين اين افراد صالح، بگرديد و صالح‏ترين را پيدا كنيد. اين جا جائى نيست كه من و شما بتوانيم به حداقل اكتفاء كنيم؛ دنبال حداكثر باشيد؛ بهترين را انتخاب كنيد.

    بهترين كيست؟ من نسبت به شخص، هيچ‏گونه نظرى ابراز نميكنم؛ اما شاخصهائى وجود دارد. بهترين، آن كسى است كه درد كشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم يگانه و صميمى باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافيگرى خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافيگرى و تجمل‏پرستى است؛ فلان مسئول اگر اهل تجمل و اشرافيگرى باشد، مردم را به سمت اشرافيگرى و به سمت اسراف سوق خواهد داد. اينى كه ما گفتيم امسال، سال حركت به سوى اصلاح الگوى مصرف است، يعنى امسال سالى است كه ملت ايران تصميم بگيرد كه با اسراف مبارزه كند. نميگوئيم بكلى و يكباره و در طول يك سال، اسراف تمام بشود؛ نه، ما واقع‏بين‏تر از اين هستيم؛ ميدانيم اين كار مال ساليان پى در پى است و بايد كار بشود تا به اين فرهنگ برسيم؛ بايد اين كار را شروع كنيم.
    يكى از اساسى‏ترين كارها براى اينكه ما جلوى اسراف را بگيريم اين است كه مسئولين كشور، خودشان، كسانشان، نزديكانشان و وابستگانشان، اهل اسراف و اهل اشرافيگرى نباشند. چطور ميتوانيم اگر خودمان اهل اسراف باشيم، به مردم بگوئيم اسراف نكنيد؛ «أ تأمرون النّاس بالبرّ و تنسون انفسكم»؛(3) «يا أيّها الّذين امنوا لم تقولون ما لا تفعلون. كبر مقتا عند اللَّه ان تقولوا ما لا تفعلون».(4) اولين كار اين است كه ما مسئولين كشور را، افرادى انتخاب كنيم كه مردمى باشند، ساده‏زيست باشند، درد مردم را بدانند و خودشان از درد مردم احساس درد كنند. اين هم به نظر من شاخص مهمى است. آگاهانه بگرديد؛ برسيد؛ و به آنچه كه رسيديد و تشخيص داديد، با قصد قربت اقدام كنيد؛ با قصد قربت پاى صندوق انتخابات برويد و خداى متعال اجر خواهد داد. اين هم يك نكته.
    نكته‏ى آخر در باب انتخابات اين است كه نامزدهاى محترمى كه تاكنون نام‏نويسى كرده‏اند و مشغول تبليغات و اظهاراتى هستند - اگرچه حالا وقت قانونى هم نرسيده، اما تبليغات ميكنند؛ اشكالى ندارد - سعى كنند با انصاف عمل كنند. اثبات و نفى‏شان با توجه به حق و صدق باشد. چيزهائى را كه انسان ميشنود، باور نميكند كه از زبان نامزدها و آن كسانى كه دنبال اين مسئوليتها هستند، از روى صدق و صفا خارج شده باشد. گاهى انسان حرفهاى عجيب و نسبتهاى عجيبى ميشنود. اين حرفها مردم را نگران ميكند؛ كسى را هم به گوينده‏ى اين حرفها دلبسته و علاقه‏مند نميكند! نامزدهاى محترم توجه داشته باشند: اذهان عمومى را تخريب نكنند. اين همه نسبت خلاف دادن به اين و آن، تخريب كننده‏ى اذهان مردم است؛ واقعيت هم ندارد؛ خلاف واقع هم هست. بنده كه از همه‏ى اين آقايان اوضاع كشور را بيشتر ميدانم و بهتر خبر دارم، ميدانم كه بسيارى از اين مطالبى كه بعنوان انتقاد درباره‏ى وضع كشور و وضع اقتصاد و اينها ميگويند، خلاف واقع است؛ اشتباه ميكنند. ان‏شاءاللَّه اشتباه است. اميدواريم كه خداوند متعال براى اين ملت خير و صلاح و آبادانى كامل را مقدر فرموده باشد.

    آخرين مطلبى كه عرض ميكنم اين است: عزيزان من! همين‏قدر بدانيد ما براى حاكميت اسلام در اين كشور - كه حاكميت اسلام متضمن آبادى دنيا و آخرت مردم و اصلاح زندگى مادى و معنوى آنهاست - تا آخر ايستاده‏ايم و هيچ فشارى و هيچ قدرتى نميتواند در اراده‏ى ما كه متكى به اراده‏ى مردم است اثر بگذارد.

    پروردگارا ! رحمت و لطف خود را بر اين مردم نازل كن. پروردگارا ! به ذهن و فكر و قلب و عمل اين مردم عزيز، تفضلات خودت را اعطاء كن. من از وفادارى و محبت شما مردم عزيز - در اين اجتماع عظيمى كه در اين جا تشكيل داديد و در استقبالى كه انجام گرفت - صميمانه تشكر ميكنم. اميدوارم كه ان‏شاءاللَّه خداى متعال من و شما را موفق بدارد كه بتوانيم در راه آنچه كه وظيفه‏ى ماست، گامهاى بلندى برداريم.
    :icon_pf(57):

  5. #475
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات در ديدار خانواده‏هاى شهدا و ايثارگران كردستان‏‏22/ 02/ 88


    بيانات در ديدار خانواده‏هاى شهدا و ايثارگران كردستان‏‏
    22/ 02/ 88
    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    عطر شهادت را كه در حقيقت يك شميم بهشتى در زندگى مادى ماست، انسان در اين جلسه‌ى صميمى و سرشار از محبت و معنويت احساس ميكند. اولا تشكر ميكنم از يكايك برادران و خواهران عزيز و خانواده‌هاى شهدا كه امروز با تشريف‌فرمائى خود در اين مجمع، اين فرصت و اين امكان را به بنده دادند كه در جمع خانواده‌هاى عزيز شهيدان حضور پيدا كنم و از نفس قدسى شهداى عزيزمان كه شما بازمانده‌هاى آنها هستيد، بهره‌ى معنوى و روحى ببرم. بالخصوص از اين عزيزانى كه برنامه اجرا كردند؛ چه آن فرزندان شهيد كه مطالبى را با شعر و نثر، بسيار زيبا در اينجا بر زبان آوردند و چه از اين نوجوانان عزيز كه سرود خودشان را اجرا كردند و بهره برديم، تشكر ميكنم.
    من در همه‌ى سفرها به زيارت خانواده‌هاى شهدا مفتخر ميشوم و با آنها ملاقات ميكنم و روح معنويت را در همه‌ى استانها و شهرهائى كه اجتماعات مشابه با اين اجتماع در آن تشكيل ميشود، لمس ميكنم، حس ميكنم؛ ولى ميخواهم عرض كنم شهداى كردستان و خانواده‌هاى اين شهيدان خصوصياتى دارند كه در ديگر استانها كمتر ديده ميشود و غالباً ديده نميشود. اين خصوصيات يكى اين است كه شهيدان اين خطه مظلومانه‌تر و غريبانه‌تر به شهادت رسيدند و خانواده‌هاى آنها صبر دشوارترى كردند. چرا؟ چون عوامل دشمنان انقلاب و دشمنان كشور در اين استان وضعيت و فضائى را بخصوص در سالهاى اول براى خانواده‌هاى شهيدان به وجود مى‌آوردند كه زندگى در آن فضا براى پدران، مادران، برادران، خواهران، گاهى از اصل شهادت مشكل‌تر بود. آن ضد انقلاب و آن سرانگشتان پليدى كه قصد داشتند كردستان را به مركز جنگ داخلى و برادركشى در كشور تبديل كنند، به اين اكتفا نكردند كه بهترين جوانان اين استان و اين مردم را به خاك و خون بكشند، بلكه خانواده‌هاى آنها را هم در دورانى نسبتاً طولانى زير فشار قرار ميدادند. اين خانواده‌ها در ساير استانهاى كشور مصيبتشان فقط همين بود كه عزيزشان از دستشان رفته بود. در يك فضاى گرم و پر از شور و نشاط، مردم نام عزيزان شهيد اينها را بر سر دست ميگرفتند و به آنها افتخار ميكردند؛ اما در كردستان موارد زيادى اتفاق افتاد، ما هم مطلع شديم و مطلع بوديم كه دشمنان اين استان، دشمنان اين كشور، به خانواده‌هاى شهيد هم فشار وارد ميكردند؛ فشار روانى، فشار جسمى و فشار امنيتى. البته اين فشارها نتيجه نداشت و آنها را در چشم اين مردم رو سفيد نكرد، رو سياه‌تر كرد. مردم كردستان اگر چه به عطوفت و مهربانى و مهمان‌نوازى، به روحيه‌ى سرشار از مهر و محبت مشهور هستند - و همين جور هم هست - در عين حال به رشادت، به شهامت، به دليرى و دلاورى هم مشهورند و دشمنان اين ملت نتوانستند پشت خانواده‌هاى شهدا را خم كنند.
    من در سفر قبلى به سنندج پدر خانواده‌اى را زيارت كردم كه شش فرزندش شهيد شده بودند. من اين را در كمتر جاى كشور ديدم. شش فرزند! سه تا از اين فرزندان در ميدانهاى نبرد و سه تا در حال راهپيمائى با بمباران دشمن بعثى. شش پاره‌ى تن به شهادت برسند، اين پدر به قدرى استوار و محكم بود كه من در مقابل عظمت آن روح احساس كوچكى كردم. اين را من در كردستان ديدم. امروز دو تا از فرزندان ديگرِ آن مردِ با عظمت را - حقيقتاً اينها عظمت است - در اينجا ملاقات كردم و از پدرشان پرسيدم، گفتند آن مرد به رحمت خدا رفته.
    خانواده‌هاى سه شهيد، خانواده‌هاى دو شهيد. خانمهائى كه هم شوهرشان را از دست دادند، هم فرزندشان را از دست دادند و در مقابل فشار روانى و سياسى دشمن، بعدِ از دست دادن جگر گوشه‌يشان هم تسليم نشدند، زير فشار دشمن شانه خم نكردند. اين خيلى عظمت دارد. من اين را در كردستان ديدم.
    جوانان عزيز شما هم در جبهه‌ى ضد انقلاب جنگيدند، هم در جبهه‌ى رژيم بعثى صدام؛ در هر دو جبهه در مقابله‌ى با اين دو دسته دشمن كه ريشه‌شان هم البته به هم نزديك بود، اين جوانان ايستادگى كردند. جوانان كُرد، جوانان اهل مريوان و سقز و بانه و قروه و بيجار در عمليات فاو در كنار بقيه‌ى هم‌ميهنان خود و برادران خود جنگيدند، ايستادند و شهيد دادند. اينجا هم در مقابله‌ى با ضد انقلاب و همچنين در مقابله‌ى با دشمن بعثى مبارزه كردند. من فراموش نميكنم آن مجاهدتى را كه در مريوان و دزلى ديدم كه اين جوانها چگونه مثل آتشهاى گداخته در مقابل دشمن ايستاده بودند. عزيزان من! آن چيزى كه يك ملت را از درون محكم ميكند، همين مجاهدتهاست. ما از سست‌عنصرى به جائى نميرسيم. ما از تسليم شدن در برابر زورگوئى در مسابقه‌ى ميان ملتها هيچ رتبه‌اى را كسب نميكنيم. اينى كه در نهج البلاغه ميفرمايد: «انّ الجهاد باب من ابواب الجنّة فتحه اللَّه لخاصّة اوليائه»، اين معنايش چيست؟ جهاد، مجاهدت در راه خدا و در راه حق درى از درهاى بهشت است كه خداى متعال اين در را فقط براى خاصان اولياى خود گشوده است. يعنى جوانهاى شما، شهيدان شما، عزيزان شما جزو خاصان اولياى الهى بودند كه توانستند از اين در عبور كنند. چرا خداى متعال اينها را خاصان اولياى خود ميداند؟ زيرا اگر اين مجاهدتها نباشد، يك ملت هميشه توسرى‌خور، هميشه عقب‌مانده، هميشه ضعيف، هميشه زورشنو باقى خواهد ماند. ملت ما، ملت بزرگ ايران در مجموعه‌هاى گوناگون اين عظمت را از خودشان نشان دادند و شما در اينجا امتحان خوبى داديد؛ شما در اين امتحان بزرگ رتبه‌ى خوبى كسب كرديد.
    دو نكته مورد توجه است كه نه من بايد فراموش كنم، نه شما بايد فراموش كنيد، نه بخصوص اين جوانان و اين نوجوانان عزيز بايد هرگز اين را فراموش كنند. يك نكته اين است كه ما آن احساس افتخارى را كه نام شهيد و ياد شهيد به ما ميدهد، حفظ كنيم. همچنانيكه به دلاورى مردان بزرگ صدر اسلام افتخار ميكنيم، به دلاورى اين مردانِ بزرگ دوران خودمان افتخار كنيم. دشمن اين را نميخواهد. دشمن ميخواهد ياد شهيدان فراموش شود. دشمن ميخواهد خاطره‌ى اين مجاهدتها و بزرگ‌مردى‌ها در حافظه‌ى اين ملت نماند. درست نقطه‌ى مقابل اين، همه بايد حركت كنند. ياد شهيدان را برجسته كنيد، زنده كنيد، خاطره‌ى آنها را حفظ كنيد. اين نكته‌ى اول.
    نكته‌ى دوم اين است كه ملت ما، جوانان ما، زن و مرد ما نبايد احساس كنند كه دوران مجاهدت به پايان رسيد، خطرى ما را تهديد نميكند. ممكن است خطر نظامى ما را تهديد نكند، همين جور هم هست. امروز ملت ايران به آن رتبه‌اى از اقتدار رسيده كه خطرپذيرى دشمنان خود را بسيار بالا برده، جرئت نميكنند به اين ملت تهاجم نظامى كنند؛ ميدانند سركوب خواهند شد؛ ميدانند كه اين ملت مقاوم است. بنابراين خطر تهاجم نظامى بسيار پائين است؛ اما تهاجم فقط تهاجم نظامى نيست. دشمن به آن نقاطى متوجه ميشود كه پشتوانه‌ى استقامت ملى ماست. دشمن وحدت ملى و ايمان عميق دينى را هدف قرار ميدهد. دشمن روحيه‌ى صبر و استقامت مردان و زنان ما را هدف قرار ميدهد؛ اين تهاجم از تهاجم نظامى خطرناكتر است.
    در تهاجم نظامى شما طرفتان را ميشناسيد، دشمنتان را مى‌بينيد؛ اما در تهاجم معنوى، تهاجم فرهنگى، تهاجم نرم، شما دشمن را در مقابل چشمتان نمى‌بينيد. هوشيارى لازم است. من از همه‌ى ملت ايران بخصوص از خانواده‌هاى شهيدان و از همه‌ى شما عزيزان، بخصوص از جوانها خواهش ميكنم با هوشيارى كامل مرزهاى فكرى و روحى را حراست كنيد. نگذاريد دشمن مثل موريانه‌اى به جان پايه‌هاى فكرى و اعتقادى و ايمانى مردم بيفتد و آنها را دچار رخنه كند؛ اين مهم است. همه وظيفه داريم مرزهاى ايمانى و مرزهاى روحى خودمان را حفظ كنيم.
    امروز متأسفانه دشمنان ملت ايران توانسته‌اند حتّى تا پشت مرزهاى ما حضور پيدا كنند. در گذشته و اوائل انقلاب هم، طراحى‌ها مال دشمنان بود؛ دشمنان قدرتمند، استكبار، صهيونيست؛ اما امروز همانها با تحولاتى كه در منطقه پيش آمده، پايگاه‌ها و مراكزى را در كنار مرزهاى جغرافيائى شما به وجود آورده‌اند و از آن براى فعاليتهاى نرم و بسيار خصمانه استفاده ميكنند. همه بايد هوشيار باشند. و من بخصوص به جوانها عرض ميكنم:
    جوانان عزيز! ميهن شما امروز احتياج دارد به آگاهى، به بيدارى. حركات كسانى را كه دلها را از وحدت و صميميت ميخواهند دور كنند، رصد كنيد. امروز در ميدان شهر به همه عرض كردم، به شما هم عرض ميكنم: كسانى ميخواهند به هر وسيله‌اى، به هر بهانه‌اى، ميان آحاد ملت اختلاف و تفرقه به وجود بياورند. هر كسى كه ديديد در اين زمينه كار ميكند، درباره‌ى او داورى كنيد كه سرانگشت دشمن است؛ بداند يا نداند. ممكن است ندانند، اما سرانگشت دشمنند؛ براى دشمن كار ميكنند. نتيجه يكى است. آن كسى كه دانسته به شما ضربه ميزند، با آن كسى كه ندانسته همان ضربه را وارد ميكند، با هم فرقى در نتيجه ندارند. بايد هوشيار بود؛ بايد بيدار بود.
    خوشبختانه ملت بيدار است. در اين تجربه‌ى طولانى سالهاى گذشته، ملت ما آبديده شده است. انواع و اقسام توطئه‌ها را مردم ما توانستند بشناسند و با آن مواجهه و مقابله كنند. امروز هم همين اتفاق خواهد افتاد. ما بايد از درون خودمان را تقويت كنيم؛ تقويت علمى، تقويت اقتصادى، تقويت نوآورى و فناورى و بالاتر از همه، تقويت ايمانى. من به شما عرض ميكنم: آن روزى كه جوانان امروز ما بتوانند به توفيق الهى زمام كارهاى كشور را به دست بگيرند، آن روز چندان دور نيست و بدون ترديد كشور و ملت ما به آن مرحله و دوره در آينده‌ى نه چندان دور خواهد رسيد كه هيچ دشمنى هوس تهاجم به اين كشور را؛ نه تهاجم نظامى و نه تهاجم سياسى و اقتصادى، در سر نپروراند. آنچه امروز داريم، به بركت مجاهدتهاى سالهاى طولانى است - كه جوانان عزيز ما اين مجاهدتها را از خود نشان دادند - و به بركت خون شهيدان عزيز ماست. ما اميدواريم خداى متعال توفيق بدهد اين امانت بزرگ را پاسدارى كنيم و بر ذخيره‌ى عظيم ملت ايران هرچه ميتوانيم، بيفزائيم.
    پروردگارا! ارواح طيبه‌ى شهيدان عزيز ما را با روح مطهر پيغمبر اعظم محشور بفرما. پروردگارا! ما را دنباله‌روان حقيقى شهدا قرار بده.

    :icon_pf(57):

  6. #476
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات در ديدار روحانيون و طلاب تشيع و تسنن كردستان‏‏‏23/ 02/ 88

    بيانات در ديدار روحانيون و طلاب تشيع و تسنن كردستان‏‏‏
    23/ 02/ 88

    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    والحمدللَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم المصطفى محمّد و على اله الطّيّبين الطّاهرين و صحبه المنتجبين
    اين جلسه داراى خصوصيات استثنائى و منحصربه‏فردى است. علماى محترم و ائمه‏ى جمعه و خطباء و طلاب از شيعه و سنى در اينجا مجتمعند. خواهران طلبه و روحانى هم - چه اهل سنت، چه شيعه - در اينجا حضور دارند. از قرارى كه گفتند، خانواده‏هاى معظم شهداى روحانى كردستان در ميان اين جمع حضور دارند؛ هم معنويت، هم علم، هم روحانيت، هم شهادت، هم وحدت در اين جمع نورانى و متراكم تجلى پيدا كرده است. و اين يك چيز برجسته و ممتازى است. قدر اين مجلس را هم من بدانم، هم شما بدانيد؛ قدر اين هم‏دلى‏ها و همراهى‏ها و صميميتها را همه‏ى ما بايد بدانيم؛ چون بار سنگينى بر دوش همه‏ى ما وجود دارد. مسئوليت، مسئوليت بزرگى براى يكايك آحاد ملت ايران در اين دوران است. و بخصوص كسانى كه از علم و آگاهى و دين و شريعت بيش از ديگران مطلعند.
    آنچه در درجه‏ى اول من در اين جمع نورانى و معنوى به نظرم ميرسد كه عرض كنم، همين حكايت سنگينى مسئوليت است. علماء دين در اسلام، پيشروان اصلاح و ترقى و پيشرفت ملتند. اين مسئوليت بر عهده‏ى عالمان دين گذاشته شده است. اينكه در خطبه‏ى نهج البلاغه هست كه: «و ما اخذ اللَّه على العلماء ان لا يقارّوا على كظّة ظالم و لا سغب مظلوم»؛(1) يعنى عالم دين در مقابل ظلم، بى‏عدالتى، تجاوز انسانها به يكديگر نميتواند ساكت و بيطرف بماند. بيطرفى در اينجا معنا ندارد. فقط مسئله اين نيست كه ما حكم شريعت و مسئله‏ى دينى را براى مردم بيان كنيم. كار علماء كار انبياء است. «انّ العلماء ورثة الأنبياء».(2) انبياء كارشان مسئله‏گوئى فقط نبود. اگر انبياء فقط به اين اكتفا ميكردند كه حلال و حرامى را براى مردم بيان كنند، اين كه مشكلى وجود نداشت؛ كسى با اينها در نمى‏افتاد. در اين آيات شريفه‏اى كه اين قارى محترم با صوت خوش و با تجويد خوب در اينجا تلاوت كردند: «الّذين يبلّغون رسالات اللَّه و يخشونه و لا يخشون احدا الّا اللَّه»،(3) اين چه تبليغى است كه خشيت از مردم در او مندرج است كه انسان بايد از مردم نترسد در حال اين تبليغ. اگر فقط بيان چند حكم شرعى بود كه ترس موردى نداشت كه خداى متعال تمجيد كند كه از مردم نميترسند؛ از غير خدا نميترسند. اين تجربه‏هاى دشوارى كه انبياء الهى در طول عمر مبارك خودشان متحمل شدند، براى كى‏ بود؟ چه كار ميكردند؟ «و كأيّن من نبىّ قاتل معه ربّيّون كثير فما وهنوا لما اصابهم فى سبيل اللَّه و ما ضعفوا و ما استكانوا».(4) چى بود اين رسالتى كه بايد برايش جنگيد؟ بايد جنود اللَّه را براى او بسيج كرد، پيش برد؛ فقط گفتن چند جمله‏ى حلال و حرام و گفتن چند مسئله است؟ انبياء براى اقامه‏ى حق، براى اقامه‏ى عدل، براى مبارزه‏ى با ظلم، براى مبارزه‏ى با فساد قيام كردند، براى شكستن طاغوتها قيام كردند. طاغوت آن بتى نيست كه به فلان ديوار يا در آن زمان به كعبه آويزان ميكردند؛ او كه چيزى نيست كه طغيان بخواهد بكند. طاغوت آن انسان طغيانگرى است كه به پشتوانه‏ى آن بت، بت وجود خود را بر مردم تحميل ميكند. طاغوت، فرعون است؛ «انّ فرعون علا فى الارض و جعل اهلها شيعا يستضعف طائفة منهم».(5) اين، طاغوت است. با اينها جنگيدند، با اينها مبارزه كردند، جان خودشان را كف دست گذاشتند، در مقابل ظلم ساكت ننشستند، در مقابل زورگوئى ساكت ننشستند، در مقابل اضلال مردم سكوت نكردند. انبياء، اينند. «انّ العلماء ورثة الأنبياء».(6) ما اگر در كسوت عالم دين قرار گرفتيم - چه زنمان، چه مردمان، چه سنى‏مان، چه شيعه‏مان - ادعاى بزرگى را با خودمان داريم حمل ميكنيم. ما ميگوئيم نحن ورثة الأنبياء. اين وراثت انبياء چيست؟ مبارزه‏ى با همه‏ى آن چيزى است كه مظهر آن عبارت است از طاغوت؛ با شرك، با كفر، با الحاد، با فسق، با فتنه؛ اين وظيفه‏ى ماست. ما نميتوانيم آرام بنشينيم، دلمان را خوش كنيم كه ما چند تا مسئله گفتيم. با اين، تكليف برداشته نميشود. اين، قدم اول.
    هر دوره‏اى اقتضائى دارد. يك روز ما براى اين كه از هويت قرآنى اسلام دفاع كنيم، كتابها مينوشتيم، استدلالها ميكرديم، حرفها ميزديم، يك عده مستمع و مريد و علاقه‏مند هم وجود داشتند، اينها را از ما ميشنفتند، كار ما انجام گرفته بود. طاغوتى هم بر سر كار بود، اجازه‏ى بيشتر از اين تحرك را نميداد. بعضى‏مان كه زرنگ‏تر بودند، تلاشهاى گسترده‏ترى ميكردند؛ بعضى هم به همان حداقل اكتفا ميكردند. اما امروز چه؟ امروز دو خصوصيت وجود دارد كه بار من و شما را سنگين ميكند. يك خصوصيت پيشرفت شيوه‏هاى انتقال فكر است. شما ببينيد تلويزيون، راديو، وسائل الكترونيكى، اينترنت و ديگر وسائل ارتباطاتى، امروز در دنيا در خدمت چه اهدافى قرار دارد. امروز استكبار به اين اكتفا نميكند كه شمشير نشان بدهد؛ شمشير هم نشان ميدهد، اما در كنار او به ده‏ها شيوه‏ى ديگر متوسل ميشود براى اين كه آن فكر غلط، آن راه خطا، آن روش ستمگرانه و طغيانگر را بر ملتها تحميل كند. امروز طبق اطلاعات قطعى ثابت شده است كه مؤسسه‏ى عظيم هاليوود و شركتهاى بزرگ سينمائى با سياستهاى استكبارى آمريكا همراهى و همكارى مستمر و باب ميل دارند. اين مؤسسه‏ى بزرگ فيلم‏سازى و سينمائى كه ده‏ها كمپانى بزرگ فيلم‏ساز از هنرمند و از كارگردان و از بازيگر و از نمايش‏نامه‏نويس و فيلم‏نامه‏نويس و سرمايه‏گذار در آن گرد هم جمع شدند، در خدمت هدفى دارند حركت ميكنند. آن هدف عبارت است از اهداف سياست استكبارى‏اى كه دولت آمريكا را هم همان سياستها دارد ميچرخاند. اينها چيز كوچكى نيست. امروز شما براى اينكه اسلام را، دين را، حقيقت را، صراط مستقيم را، هم به مردم نشان بدهيد، هم مردم را در اين صراط به راه بيندازيد، با مشكلات بزرگى رو به رو هستيد. بايد با زمان، خودمان را تطبيق دهيم. شبهه‏ها از قبيل شبهه‏هاى صد سال و دويست سال قبل نيست. شبهه‏هائى كه در ذهن جوان شما، دانشجوى شما، حتّى دانش‏آموز شما القاء ميكنند، شبهه‏هائى از جنس روز است. در مقابل اين كى‏ ميخواهد بايستد؟ غير از علماى دين، غير از مرزداران عقيده چه كسى بايد در مقابل اين تيرهاى مسموم و زهرآگين بايستد و قرار بگيرد؟ اين، مطلب دوم.
    خصوصيت ديگرى كه در اين روزگار وجود دارد، وجود يك حكومت قرآنى است. امروز يك چنين حكومتى برپاست. ديروز چنين حكومتى نبود، امروز هست. ما در تاريخ اسلام، از صدر اسلام به اين طرف، از وقتى كه خلافت تبديل شد به سلطنت در دنياى اسلام، تا امروز هيچ حكومتى نداشتيم كه بر اساس شريعت حكومت كند. حتّى خلافت عثمانى كه اسمش هم خلافت بود، بسيارى از مسلمانها هم به همين عنوانِ خلافت دلشان را به آن دستگاه بسته بودند، يك دستگاه سلطنت بود؛ يعنى حاكميت در آن كشور بر اساس دين نبود، بر اساس شريعت نبود. ما حكومت دينى نداشتيم، امروز داريم.
    من ادعا نميكنم كه اين حكومت دينى يك حكومت قرآنى كامل است؛ ابدا. اولْ منتقد دستگاه خود بنده هستم. ما در اجراى شريعت اسلامى در حداقل‏ها داريم حركت ميكنيم. منتها جهت، جهت درستى است؛ به سمت حداكثر ميخواهيم حركت كنيم و پيش برويم. حكومت، حكومت دينى است؛ رسماً، قانوناً، بر طبق قانون اساسى. هر حركتى، هر قانونى كه برخلاف شريعت اسلامى باشد، منسوخ است؛ حكومت، حكومتى است بر اساس دين. اين پديده‏ى فوق‏العاده مهمى است. يعنى دستگاه سياسى در كشور به اهل دين اجازه ميدهد و بلكه از آنها ميخواهد كه در راه ترويج شريعت حركت كنند. مسئولين نظام اگر با معيارهاى دينى تطبيق نكنند، طبق قانون مشروعيت خودشان را از دست ميدهند. اين يك چيز بديعى است، اين يك چيز جديدى است؛ ما نداشتيم. از اين فرصت بايد استفاده كرد. پس اين خصوصيت دومِ وضعيت موجود. از اين خصوصيت حداكثر استفاده را براى ترويج حقايق اسلامى و معارف اسلامى و شريعت اسلامى در اين دنياى گرفتار ماديت ميشود برد.
    مرحوم سيد قطب در يكى از نوشته‏هايش حرفى دارد كه من از چهل سال قبل يا شايد بيشتر كه اين حرف را ديدم، دائماً در ذهن من هست. او ميگويد اگر طرفداران و داعيان اسلام - مضمون حرف اين است. حالا جزئيات حرف چون خيلى قديم ديدم، يادم نيست - به جاى نوشتن اين همه كتاب، به جاى اين همه تبليغات، به جاى اين همه سخنرانى، اداره‏ى اين همه مسجد، يك كار براى ترويج اسلام بكنند، آن كار از همه‏ى اين كارها تأثيرش بيشتر است. و آن اينكه در گوشه‏اى از دنيا - به ذهنم است ميگويد در يك جزيره‏اى دور افتاده‏اى - يك حكومت اسلامى تشكيل بدهند؛ نفس تشكيل يك حكومت اسلامى در گوشه‏اى از اين دنياى بزرگ اثرش از هزاران كتاب، هزاران سخنرانى، هزاران مطلب نكته‏دار در ترويج دين، بيشتر است. ما اين را امتحان كرديم. نظام اسلامى وقتى تشكيل شد، فرياد اسلام وقتى از حلقوم آن مرد بزرگ و شجاع و بى‏نظير خارج شد؛ امام بزرگوار ما - كه هيچ شخصيتى از اين شخصيتهاى مصلح اسلامى تاريخمان را با او نميتوانيم قياس كنيم. من با شرح حال بزرگانى از مصلحان از قبيل سيد جمال‏ها و ديگرانى كه بودند، آشنا هستم. هيچ كدام با اين مرد بزرگ، اين امام عزيزى كه خداوند توفيق داد ما زمان او را درك كرديم، قابل مقايسه نيستند. با آن شجاعت، با آن صراحت، با آن احساس عزت، از اسلام حرف زد - ناگهان همه‏ى دنياى اسلام قلوبشان متوجه به اسلام شد. امروز شما در هر كدام از دانشگاه‏هاى كشورهاى اسلامى برويد، بين دانشجويان و طبقه‏ى تحصيلكرده‏ى جوان، گرايش و عشق به اسلام را مى‏بينيد. اينها همانهائى بودند كه كمونيستها آنها را براحتى جذب ميكردند؛ جريانهاى گوناگون ملحد براحتى آنها را به خودشان متمايل ميكردند. امروز اين گرايشها به حداقل رسيده. نگاه، نگاه به اسلام است. اين همه كه شما مى‏بينيد از سوى دولتهاى مرتجع، دولتهاى وابسته، دولتهاى اسير و ذليل در منطقه‏ى ما عليه انقلاب كار انجام ميگيرد، به خاطر همين است؛ ميترسند؛ گرايشها را مى‏بينند؛ علاقه‏ى صميمى و قلبى بخصوص جوانهايشان و ملتشان را به اين انقلاب و به اين نظام و به اين پرچم برافراشته‏ى اسلام در اينجا مى‏بينند. اين را مى‏بينند، به وحشت مى‏افتند، بنا ميكنند فعاليت كردن. منتها فعاليتها جورواجور است. ديگر حالا بخواهيم نوع فعاليتى را كه سلاطين و رؤساى ظالمِ مسلط بر كشورهاى اسلامى دارند نسبت به انقلاب اسلامى انجام ميدهند و بى‏انصافى‏هائى كه ميكنند، بشماريم، يك فهرست طولانى است؛ يك قائمه‏ى طولانى است. از بسيارى‏اش هم شماها شايد مطلعيد. اين به خاطر همين است؛ چون اثر دارد. اگر انقلاب اسلامى اين تاثير شگرف و عميق و ماندگار و زير و رو كننده را نداشت، اين قدر با انقلاب اسلامى مبارزه نميكردند؛ آن هم كسانى كه اسمشان مسلمان است.
    عزيزان من! مسئله‏ى دعواى شيعه و سنى كه شما مى‏بينيد در يك دوره‏اى بعد از پيروزى انقلاب اسلامى داغتر از قبل شد، ناشى از اين است. در دوره‏ى حكومت اسلامى، ناگهان ديديم دعواى شيعه و سنى در ايران، در عراق و در كشورهاى ديگر داغتر شده. الان كس‏هائى را در بعضى از كشورها به اتهام اينكه دارند شيعه را ترويج ميكنند، ميگيرند! حرف بى‏محتوا و غلط و دروغ. آن هم در كشورهائى كه مردمشان محب اهل بيتند؛ اهل سنتند، ليكن اهل سنتِ محب اهل بيت، عاشق اهل بيت. اين را ما مى‏بينيم و ديديم.
    كار به جائى رسيد كه خيلى از عربها كه از روى علاقه و محبت به راديوهاى ايران در آن اوائل انقلاب گوش ميكردند، زبان فارسى را ياد گرفتند. افراد متعددى در آن سالهاى اول با بنده ملاقات ميكردند، ميگفتند ما فارسى را از روى عشق و علاقه‏ى به انقلاب ياد گرفتيم. همين طور دائم به راديوى فارسى كه نميفهميديم چه ميگويد، گوش داديم، بتدريج فارسى را ياد گرفتيم. فارسى حرف ميزدند؛ بلد بودند. نفوذ انقلاب اين است. سيد قطب درست گفت. از هزاران كتاب، اثر اين - نظامى كه بر اساس اسلام به وجود آمده - بيشتر است.
    اگر سالهاى اول ميتوانستند اين نظام را دفن كنند، به ضرر اسلام تمام ميشد. ميگفتند ببينيد اسلام نميتواند. يك انقلابى راه انداخت، يك نظامى سر كار آورد، دو سال بيشتر نتوانست عمر كند؛ پنج سال بيشتر نتوانست عمر كند. اگر نظام اسلامى ميماند اما پيشرفت نميداشت، به ضرر اسلام بود. ميگفتند بله، يك نظام اسلامى آمده، مردم را برده است به دوران ما قبل تاريخ؛ نه علمى، نه پيشرفتى، نه تكنولوژى‏اى. اما انقلاب اسلامى هم ماندگار شد، هم ريشه‏دار شد، هم پيشرفت علمى محير العقول كرد، هم نسل جوان فرزانه و نخبه‏اى را تحويل داد. اينكه شما ميشنويد كه ميگويند ايران در سلولهاى بنيادى هشتمين كشور دنياست، اين حرفِ خيلى بزرگى است؛ ايرانى كه از همه‏ى امكانات پيشرفت او را محروم كرده بودند. وقتى نظام اسلامى، اين كشور را تحويل گرفت، زيرساختها مطلقاً مناسب با اين پيشرفتهاى علمى نبود. وقتى ميگويند جمهورى اسلامى با فرستادن ماهواره به فضا - كه چشم رقبا و دشمنان جمهورى اسلامى را خيره كرد - دهمين يا نهمين كشورى است كه اين كار را انجام ميدهد، اين خيلى حرف بزرگى است. ايران؟! كى‏ كرد اين را؟ نظام اسلامى. كى‏ علم را اينجور پيش برد؟ كى‏ نهضت علمى را در كشور به وجود آورد؟ كى‏ آن هوش ذاتى ايرانى را در خدمت ابتكار و نوآورى قرار داد؟ نظام اسلامى. پس نظام اسلامى هم ماندگارى خودش را نشان داد، هم توانائى خودش را براى پيشبرد يك ملت.
    اين ميشود مايه‏ى افتخار براى مسلمين، مايه‏ى اعتزاز براى هر مسلمى در هر نقطه‏ى از عالم. آنوقت دشمنى‏ها شروع ميشود؛ يعنى شدت پيدا ميكند. شما اگر تو خيابان به يكى يك تلنگر بزنيد، حداكثر اين است كه خشمگينانه نگاهى به شما بكند؛ رد ميشود ميرود. اگر يك مشت بزنيد، برميگردد دوتا به شما حرف درشت ميزند. اما اگر يك ضربه‏ى كارى بزنيد، يقه‏ى شما را ميگيرد و رهايتان نميكند. اينكه مى‏بينيد يقه‏ى جمهورى اسلامى و نظام اسلامى را ميگيرند و رها نميكنند، نشانه‏ى اين است كه ضربه‏اى كه جمهورى اسلامى بر پيكر استكبار وارد كرده است، خيلى عميق بوده. دشمن ما فلان گروهك منزوى با چهارتا آدم كوچك يا بزرگ نيست. دشمن ما فلان دولت منطقه‏اى عاجز و ناتوان نيست كه تو ملت خودش هم پايگاهى ندارد. دشمن ما دستگاه عظيم استكبار است كه مهمترين تصميم‏گيرهايش سرمايه‏داران صهيونيست و كمپانى‏دارها و تراست‏دارها و كارتل‏دارهاى گردن‏كلفت دنيايند. اين، در مقابل نظام اسلامى ايستاده است و البته از همه‏ى شيوه‏ها هم استفاده ميكند. ضربه به او خورده است كه اين جور مى‏بينيد از همه‏ى امكانات استفاده ميكند، از همه‏ى وسائل استفاده ميكند. حالا از ايجاد واگرائى نسبت به عقايد اسلامى، سوق دادن جوان به مواد مخدر، به فساد، به استفاده‏ى از غفلت بعضى از دستگاه‏ها، جوانها را آسيب‏پذير كردن، تا اختلافات مذهبى، تا اختلاف شيعه و سنى، تا فلان گروهك؛ و اگر دستش برسد در متن مسئولين بالا و نيمه‏بالاى جمهورى اسلامى هم نفوذ بكند، اين كار را هم ميكند. همه‏ى تلاش را دارند ميكنند. با همه‏ى اين تلاشها مؤمنين ايستاده‏اند: «كالجبل الرّاسخ لا تحرّكه العواصف».(7) اين تندبادها نميتواند جمهورى اسلامى را تكان بدهد.
    ما به دل خودمان نگاه ميكنيم، به دل مردممان نگاه ميكنيم، رحمت الهى را مشاهده ميكنيم. وقتى مى‏بينيم عزممان راسخ است، وقتى مى‏بينيم تحريك دشمن ما را متحرك نميكند، اخم او ما را نميترساند، وعده‏ى او ما را به او دلخوش و خوش‏بين نميكند، ميفهميم رحمت الهى است؛ خداى متعال پشت سر همه‏ى اين عوامل ظاهرى و مادى است؛ دست قدرتمند الهى پشت اين نظام است و دارد او را به پيش ميبرد؛ دارد هدايت ميكند. «اللّهمّ انّما يكتفى المكتفون بفضل قوّتك».(8) در دعاى صحيفه‏ى سجاديه - من توصيه ميكنم همه‏ى شما را كه با صحيفه‏ى سجاديه انس پيدا كنيد؛ دعاهاى امام سجاد (سلام اللَّه عليه) - آمده: همه‏ى كسانى كه در دنيا قدرتى دارند، اكتفاء ذاتى‏اى دارند، ريزه‏خوار قدرت تو هستند؛ در مشت قدرت تو هستند. «فصلّ على محمّد و اله و اكفنا و انّما يعطى المعطون من فضل جدتك فصلّ على محمّد و اله و اعطنا و انّما يهتدى المهتدون بنور وجهك فصلّ على محمّد و اله و اهدنا».(9) اعتماد به خدا، اكتفاء به كفايت الهى، پشتگرمى به رحمت و هدايت خدا، مگر ميگذارد انسان نااميد شود. به مردم خودمان هم كه نگاه ميكنيم، عين همين را مى‏بينيم. اگر كردستان است، اگر سنى‏اند، اگر بلوچند، اگر شيعه‏اند، اگر اصفهانى‏اند، اگر شيرازى‏اند، انسان مى‏بيند در اعماق دل مردم نشانه‏ى رحمت الهى پيداست؛ دلها را خداى متعال قرص كرده است. خيلى خوب، خدا حجت را بر ما تمام كرده؛ اين امكان، اين زمينه. حركت كنيد پيش برويد. روحانىِ اين زمان از اين امكان بايد حداكثرِ استفاده را بكند، با افكار جديد آشنا شوند، راه‏ها و شيوه‏هاى دشمن را بشناسند و به زمان خودشان عالم شوند؛ «العالم بزمانه لاتهجم عليه اللّوابس».(10) درست مثل جبهه‏ى جنگ. شايد بسيارى از اين جمع حاضر جبهه‏هاى جنگ را ديده باشند - حالا جوان‏ترها آن روزها را نديده‏اند - در داخل جبهه‏ى جنگ، از اطراف گلوله‏ى توپخانه مى‏آيد، خمپاره مى‏آيد، انواع و اقسام آتش از اطراف ميبارد و از بالاى سر انسان رد ميشود؛ به طورى كه گاهى انسان جهتگيرى را گم ميكند؛ نميداند اين گلوله‏اى كه دارد مى‏آيد، از طرف دشمن دارد مى‏آيد، يا از طرف دوست دارد مواضع دشمن را ميكوبد. اين خيلى خطر بزرگى است. براى يك رزمنده بزرگترين خطر اين است كه جهتگيرى را گم كند؛ نداند دشمن كجاست، دوست كجاست. اگر ندانست دشمن كجاست و دوست كجاست، آنوقت ممكن است به طرف دوست آتش كند؛ به خيال اينكه دارد به طرف دشمن آتش ميكند. اينها خيلى خطرناك است. بعضى از ما به طرف دوستانمان آتش ميكنيم، خيال ميكنيم به طرف دشمن داريم آتش ميكنيم! بعضى از ما غفلت ميكنيم از اينكه ايجاد اختلاف مذهبى، نقشه و طرح دشمن است براى اينكه ما را مشغول به خودمان كند. غفلت ميكنيم؛ همه‏ى همت يك شيعه ميشود كوبيدن سنى، همه‏ى همت يك سنى ميشود كوبيدن شيعه. خوب، اين خيلى تأسف‏آور است. و دشمن اين را ميخواهد.
    ببينيد، در قضيه‏ى حمايت از فلسطين - اين يك مثالى است ميخواهم بزنم - هيچ كشور و هيچ دولتى به گرد جمهورى اسلامى نرسيد. اين را همه‏ى دنيا تصديق كردند. جورى شد كه بعضى از كشورهاى عربى از ناراحتى دادشان بلند شد، گفتند ايران دارد براى مقاصد خود اينجا تلاش ميكند! البته فلسطينى‏ها به اين حرف اعتنائى نكردند. از جمله در قضيه‏ى غزه - در اين جنگ بيست و دو روزه‏ى چند ماه قبل - جمهورى اسلامى در همه‏ى سطوحش؛ از رهبرى و رياست جمهورى و مسئولين گوناگون و مردم و تظاهرات و پول و كمك و سپاه و غيره، همه در خدمت برادران فلسطينىِ مظلوم و مسلمان قرار گرفتند. در بحبوحه‏ى اين حرفها، يك وقت ديديم كه ويروسى دارد تكثير مثل ميكند؛ دائم ميروند پيش بعضى از بزرگان، بعضى از علماء، بعضى از محترمين، كه آقا! شما داريد به كى‏ كمك ميكنيد؛ اهل غزه ناصبى‏اند! ناصبى يعنى دشمن اهل‏بيت. يك عده هم باور كردند! ديديم پيغام و پسغام كه آقا، ميگويند اينها ناصبى‏اند. گفتيم پناه بر خدا، لعنت خدا بر شيطان رجيمِ خبيث. در غزه مسجد الامام اميرالمؤمنين على‏بن‏ابى‏طالب هست، مسجد الامام الحسين هست، چطور اينها ناصبى‏اند؟! بله، سنى‏اند؛ اما ناصبى؟! اينجور حرف زدند، اينجور اقدام كردند، اينجور كار كردند. نقطه‏ى مقابلش هم هست: يك عده بلند شوند بروند قم، لابلاى كتابهاى شيعه را نگاه كنند، ببينند كجا اهانت به مقدسات اهل سنت است، از او عكس بگيرند، بيايند تو محافل سنى پخش كنند، ببينيد آقا! اين كتابهاى شيعه است. يا يك گوينده‏ى نادان، غافل يا مغرضى روى منبر نسبت به مقدسات اهل سنت حرف مهمل و بدى بزند؛ اين را نوار كنند، سى دى كنند، بروند اينجا آنجا پخش كنند، بگويند ببينيد آقا! اين شيعه است. اين را به او بدبين كنند، او را به اين بدبين كنند. اين معنايش چيست؟ «و تذهب ريحكم»(11) يعنى چه؟ يعنى همين ديگر. وقتى اختلاف پيدا شد، وقتى تفرقه پيدا شد، وقتى نسبت به هم سوءظن وجود داشت، وقتى يكديگر را خائن دانستيم، طبيعى است كه با هم همكارى نخواهيم كرد. همكارى هم اگر بكنيم، با هم صميمى نخواهيم بود. اين همان چيزى است كه آن دشمن دنبال اوست. هم عالم شيعه، هم عالم سنى، بايد اين را بفهمند؛ اين را درك كنند. بديهى است دو تا مذهب در برخى از اصول، در برخى از فروع با هم اختلاف دارند؛ البته در بسيارى هم با هم اتحاد دارند. اما اختلاف به معناى دشمنى نيست. فتاواى فقهاى شيعه در مواردى صد و هشتاد درجه با هم اختلاف دارد. فتاواى ائمه‏ى اهل سنت در مواردى بسيار با همديگر اختلاف دارد؛ اما لزومى ندارد وقتى اختلاف دارد، انسان به همديگر بدگوئى كنند و فحش بدهند. خيلى خوب، او مذهبش اين است، آن هم مذهبش اين است. ...(12) بله، اهل سنت همين است. يعنى هيچكس نبايد خيال كند كه اهل‏بيت پيغمبر مخصوص و متعلق به شيعه‏اند؛ نه، مال همه‏ى دنياى اسلامند. چه كسى است كه فاطمه‏ى زهرا (سلام اللَّه عليها) را قبول نداشته باشد؟ چه كسى است كه حسنين (عليهماالسّلام) سيّدا شباب اهل الجنّة را قبول نداشته باشد؟ چه كسى است كه ائمه‏ى بزرگوار شيعه را قبول نداشته باشد؟ حالا يكى او را امام و واجب‏الاطاعه و مفروض‏الطاعه ميداند، يكى نميداند؛ اما قبولشان دارند. اينها حقايقى است، بايد اينها را فهميد، بايد اينها را نهادينه كرد. بعضى البته اين را نميفهمند، متحرك به تحريك دشمن ميشوند. در حالى كه خيال ميكنند كه كار درست را انجام ميدهند. «قل هل ننبّئكم بالاخسرين اعمالا. الّذين ضلّ سعيهم فى الحياة الدّنيا و هم يحسبون انّهم يحسنون صنعا»؛(13) خيال ميكنند كار خوب ميكنند، غافل از اينكه دارند براى دشمن كار ميكنند. اين خصوصيتِ زمان ماست.
    صحبت من طولانى شد. البته حرف با شما خيلى داريم. براى علماء و بخصوص براى طلاب جوان خيلى حرف گفتنى هست؛ منتها مجال‏ها كم است. اگر مجال بيشترى بود، اگر حال بيشترى بود، حرفهاى بيشترى براى گفتن وجود دارد. اجمالاً بدانيد كه امروز دشمنىِ با اسلام از گذشته جدى‏تر است، دليل آن هم وجود حاكميت اسلام در اينجاست. از حاكميت اسلام، از پرچم برافراشته‏ى اسلام در ايران، احساس خطر ميكنند. اين پرچم را بايد محكم نگه داريد. اين حاكميت را بايد همه قدر بدانند. هر كه به اسلام علاقه‏مند است، هر كه به قرآن معتقد است، بايد اين حاكميت را قدر بداند. اين، هدف و جهت كلى است.
    از لحاظ عملى هم توجه به آن نكته‏ى اولى كه عرض كردم؛ زمان پيش رفته، تغيير زياد شده، راه‏هاى نفوذ در ذهن جوانها زياد شده. اين راه‏ها را بايد بشناسيد و بخصوص بايد مواجهه‏ى با دشمن را در حوزه‏ى تفكر و احساس جوانها اهميت بدهيد و بدانيد كه دشمن اولين نقطه‏اى را كه مورد توجه قرار ميدهد، آن نقطه‏ى فعال است كه يكى از بخشهاى آن، عبارت است از نسل جوان؛ چون اميد به نسل جوان است و سازنده‏ى آينده، نسل جوان است، لذا آنجا را دشمن هدف قرار ميدهد. البته يكى از نقاط حساس هم علماى دين هستند؛ دشمن آنجا را هم به انواع مختلف و اشكال گوناگون هدف قرار ميدهد. شاهدش هم همين فشارهائى است كه وجود دارد و جناب آقاى موسوى(14) اشاره كردند كه علماى كردستان در سالهاى اول انقلاب چه فشارهائى را متحمل شدند و شهداى زيادى دادند - هفتاد نفر - كه ديروز توفيق پيدا كرديم بر سر مزار بعضى از اين شهيدان عزيز در گلزار شهدا حاضر شديم، فاتحه‏اى برايشان قرائت كرديم. اميدواريم خداوند درجات شهدا را روزبه‏روز عالى‏تر كند.
    پروردگارا! آنچه را كه گفتيم و شنيديم، براى خودت و در راه خودت قرار بده؛ به كرمت آن را از ما قبول كن. پروردگارا! به محمد و آل محمد توفيقات خود، رحمت خود، فضل خود را بر ملت ايران، بر يكايك آحاد اين جمع نازل بفرما.
    :icon_pf(57):

  7. #477
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات در مراسم مشترك نيروهاى مسلح استان كردستان‏‏‏23/ 02/ 88

    بيانات در مراسم مشترك نيروهاى مسلح استان كردستان‏‏‏
    23/ 02/ 88
    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    پروردگار متعال را سپاسگزارم كه جمع رشيد و آماده‏به‏كارِ نيروهاى مسلح را در اين ميدان - به عنوان نمونه - و در اين خطه‏ى دلاورخيز و سرزمين جهاد ملاقات ميكنم.
    كردستان يك سرزمين استثنائى از جهت ايثار و شهادت در تاريخ معاصر ماست. دشمنان پيرو سياستهاى موذيانه عليه جمهورى اسلامى ايران، بر روى اين نقطه بالخصوص متمركز شدند؛ نيروهاى خودشان را با هر شكل و با هر شيوه به اين ميدان كشاندند. نظام جمهورى اسلامى كه متكى به ايمان و متكى به غيرت مردان مؤمن است، در اين عرصه امتحان بسيار بزرگى را با درخشندگى تمام نشان داد. در اين استان، نيروهاى مسلح از ارتش و سپاه و بسيج و نيروى انتظامى در قالبهاى گوناگون، كارهاى بزرگ و درخشانى را انجام دادند. مردم غيور كردستان در قالب پيشمرگان مسلمان كُرد و در ضمن بسيج نيروها، آنچنان ايمانى و شور و شوقى در ميدانهاى نبرد از خودشان نشان دادند كه بى‏شك يكى از يادگارهاى بزرگ حماسه‏ى ملت ايران به شمار خواهد آمد. با نيروهاى مسلح، مردم اين منطقه، صميميت و همكارى را به اوج رساندند و نيروهاى مسلح هم - جوانان گرد آمده‏ى از اطراف و اكناف اين كشور - نشان دادند كه در نظام اسلامى، نيروى دفاع از مردم و از امنيت مردم هستند. اين نكته‏ى اصلى است.
    اگر نيروهاى مسلح در جوامع مختلف و در طول تاريخ براى دفاع از قدرتها و قدرتمندها شكل ميگرفتند، اما در نظام اسلامى، نيروى مسلح در خدمت امنيت مردم و داراى مأموريت آرامش بخشيدن به زندگى عمومى مردم است. فلسفه‏ى نيروهاى مسلح اين است كه مردم در سايه‏ى اين نيروها احساس امنيت كنند. اين وظيفه از آغاز پيروزى انقلاب اسلامى در نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى بحمداللَّه بروشنى خود را نشان داد. آنچه را كه در اين منطقه، در اين استان، در غرب كشور، در نقاط ديگرى از اين قبيل، نيروهاى مسلح از خود نشان دادند، تبلور حقيقى و واقعى فلسفه‏ى نيروهاى مسلح بود.
    امروز هم همين است. من به همه‏ى شما برادران عزيز، جوانان رشيد كه در اين ميدان حضور داريد؛ چه بسيجيان دلاورى كه بومىِ اين منطقه هستند، چه نيروهاى ارتش، چه نيروهاى سپاه، چه نيروى انتظامى، اين را با قاطعيت ميگويم: نظام اسلامى، نيروى مسلح را در خدمت امنيت مردم ميخواهد. هر تلاش شما براى تكامل علمى، براى تكامل در آموزشهاى نظامى، براى بالا بردن قدرت رزمى، براى تأمين حضور سريع و فورى، يك حسنه است، يك اقدام خداپسند است؛ قصد قربت ميتوانيد بكنيد. و اين بسيار امتياز بزرگى است براى جوانان فداكار ما، نيروهاى مسلح ما، فرماندهان ما.
    عزيزان من! حضور نيروهاى مسلح در سالهاى اول انقلاب، توانست توطئه‏هاى دشمن را كه ميخواستند در اين بخش از كشور فتنه و برادركشى و ناامنى به وجود بياورند، از بين ببرد. امروز بحمداللَّه اين منطقه از آسيب دشمنان محفوظ است؛ حضور نيروهاى مسلح، حضور هوشمندانه و آگاهانه و مقتدرانه‏اى است. اما من به شما اين را تأكيد ميكنم: از كيد دشمنان نبايد غافل بود؛ نه در اين منطقه و نه در هيچ نقطه‏ى كشور. نظام اسلامى كه با استكبار و ظلم جهانى پنجه در افكنده است، هميشه منتظر توطئه‏ها و ضربه‏ها و تعدى‏ها و تجاوزهاى دشمنان بايد باشد؛ خود را آماده نگه دارد. اين دستور قرآنى است: »و اعدّوا لهم ما استطعتم من قوّة و من رباط الخيل«.(1) اين آمادگى، يك وظيفه‏ى عمومىِ ملى است، اما بالخصوص متوجه به نيروهاى مسلح است. ما ميدانيم، مى‏بينيم، اطلاعات دقيق داريم كه دشمنان نظام جمهورى اسلامى و دشمنان ملت ايران، حتّى در نزديكى مرزهاى نظام جمهورى اسلامى، مايل به توطئه و فراهم كردن زمينه‏هاى ناامنى‏اند. بايد هشيار باشيد.
    امروز متأسفانه سررشته‏ى ترورها و عمليات خشونت‏آميزِ غير انسانى در بسيارى از نقاط اين منطقه، در دست سرويسهاى امنيتى مستكبرين است. اشغالگران عراق در بسيارى از عمليات تروريستى كه جان مردم بى‏گناه را هدف قرار ميدهد، متهم درجه‏ى اولند. آن كسانى كه دم از مقابله‏ى با تروريسم ميزنند، كورترين و سياه‏ترين شيوه‏هاى تروريستى را اداره و هدايت ميكنند. نظام جمهورى اسلامى كه از جمله‏ى اصلى‏ترين هدفهاى اين توطئه‏ى خيانت‏آميز است، بايد هشيار باشد و هشيار است. ملت ما هشيارند؛ نيروهاى مسلح ما، مسئولان جمهورى اسلامى احساس سنگينىِ اين مسئوليت بزرگ را ميكنند؛ آمادگى دارند و بايد آمادگى داشته باشند.
    دشمنان جمهورى اسلامى اين را بايد به تجربه فهميده باشند كه نظام جمهورى اسلامى، اهل تعدى و تجاوز و شروع درگيرى نيست. در اين سى سال هيچ همسايه‏اى و هيچ ملت و دولتى از سوى جمهورى اسلامى تهديد نشده است، اما همين ملت بزرگ و همين نظام مقتدر در پاسخگوئى به تهديد ديگران لحظه‏اى درنگ نميكند. اين آمادگى نه فقط در نيروهاى مسلح، در آحاد مردم - با روحيه‏ى شادابى كه دارند - بحمداللَّه وجود دارد. اين آمادگى را شما عزيزان روز به روز بايد افزايش دهيد.
    بدانيد يك ملت وقتى ميتواند از كرامت خود، از عزت خود، از موجوديت خود به معناى واقعى كلمه دفاع كند كه مستقل و متكى به خود، متكى به نيروى خود و به اراده‏ى خود باشد و با توكل به خداوند متعال آمادگى را هميشه حفظ كند. روز به روز ملت ايران به توفيق الهى اين آمادگى را بيشتر خواهد كرد و يقيناً دشمنان نظام جمهورى اسلامى از تهديد خود، از توطئه‏ى خود، از بددلى و بدخواهى خود، هيچ طرفى نخواهند بست.
    پروردگارا! اين جوانان مؤمن، اين برادران دلاور، اين انسانهاى پاكباز و بااخلاص را در كنف حمايت و لطف خود و مشمول فضل و رحمت خود قرار بده.

    :icon_pf(57):

  8. #478
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات در ديدار برگزيدگان استان كردستان‏‏‏‏24/ 02/ 88

    بيانات در ديدار برگزيدگان استان كردستان‏‏‏‏
    24/ 02/ 88

    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    اين جلسه براى من بسيار جلسه‏ى شيوا و دل‏نشينى است. اگر چه دوستان و برادران بيانات خوبى - شافى و وافى - كردند و دو ساعت و اندى در خدمتتان بوديم، ليكن من هيچ خسته نيستم و آماده هستم و آماده بودم كه از ديگر حضار مجلس هم مطالبى را بشنوم. البته ظهر نزديك است و به وقت اذان و نماز نزديك ميشويم؛ محدوديتمان فقط از اين ناحيه است؛ والّا من هيچ خسته نيستم. اين را از اين باب گفتم كه تو بيان اين مجرى محترم اشاره شد كه فلانى خسته است؛ نه، من هيچ احساس خستگى نميكنم و آماده هستم كه بشنوم، ليكن وقت محدود است و قهراً تا ظهر بيشتر وقت نيست.
    آنچه كه دوستان، برادران، خواهران فرموديد، براى من از دو نظر بسيار مفيد بود. يكى از جهت خود اين مطالب كه نكاتى در آن وجود داشت؛ چه در زمينه‏ى مسائل فرهنگى، چه در زمينه‏ى مسائل اقتصادى و همچنين زمينه‏هاى متنوع ديگر كه اينها ان‏شاءاللَّه مورد استفاده‏ى ما قرار خواهد گرفت و اميدواريم در تصميم‏سازى‏ها و تصميم‏گيرى‏هاى آينده از اين نظرات خوب بهره‏بردارى كنيم. جهت دوم اين است كه من توانستم در يك نمايشگاه محدودى، ظرفيت نيروى انسانى برجسته‏ى اين استان را به چشم ببينم. اگر چه من با آثار بخشى از نخبگان كرد از ديرباز آشنائى داشته‏ام.
    به مناسبت حضور آقاى احمد قاضى كه اطلاع پيدا كرديم ايشان برادر مرحوم محمد قاضى، مترجم معروف، هستند، بگويم كه من شايد چهل سال پيش يا بيشتر، اولين ترجمه را از مرحوم محمد قاضى خواندم كه گمان ميكنم ترجمه‏ى كتاب «مهاتما گاندى» نوشته‏ى رومن رولان بود. هم كتاب، كتاب بسيار ممتازى است، هم ترجمه‏ى محمد قاضى حقاً ترجمه‏ى برجسته و ممتازى است. البته چند سال بعد هم ترجمه‏ى ديگر ايشان را از يك اثر بسيار مهم ديگرى از رومن رولان خواندم كه «جانِ شيفته» - است به نظرم سه، چهار جلد است - با نثر بسيار فاخر و حقيقتاً مرصع و مزين. البته من از جهت اينكه ترجمه چقدر با اصل مطابق است، اظهار نظرى نميتوانم بكنم؛ كسانى كه زبان اصل را ميدانند، آنها بايد اظهار نظر كنند، ليكن از نظر زبان و نثر، حقاً يك چيز برجسته‏اى است. ما با آثار مترجمين و نويسندگان فارسى آشنا هستيم و تقويم و ارزيابى اين آثار، فى الجمله در ذهن هست. با اين محاسبه، به نظر من ترجمه‏ى مرحوم قاضى ترجمه‏ى برجسته‏اى است. من البته خود ايشان را هم يك بار ديدم؛ در اواخر دوران رياست جمهورى در شيراز در كنگره‏ى حافظ با ايشان ملاقات كردم - ايشان را معرفى كردند - حنجره‏ى ايشان مشكلى پيدا كرده بود، با ميكروفون صحبت ميكرد؛ چند جمله‏اى با ايشان صحبت كرديم.
    يا نثر مرحوم عبد الرحمن شرف‏كندى (هجار) كه دوستان اشاره كردند. حقاً كار بسيار بزرگى را انجام داده؛ اين ترجمه‏ى كتاب قانون ابن سينا يك كار پيچيده و مركب و بسيار ارزشمند است. هزار سال اين كتاب كه به زبان عربى به وسيله‏ى يك ايرانى نوشته شده و در طول قرنها در دانشگاه‏هاى بزرگ پزشكى عالم مورد استفاده قرار گرفته، به فارسى ترجمه نشده بود. من اطلاع داشتم كه تا اندكى قبل، مثلاً شايد تا صد سال قبل، در مدارس پزشكى كشورهاى اروپائى، قانون به عنوان يك مرجع مطرح بوده و به زبانهاى اروپائى ترجمه شده بوده؛ اما فارسى‏زبان از دانستن قانون محروم بود! در سالهاى اواسط رياست جمهورى به اين نكته توجه كردم كه ما چرا قانون را ترجمه نكرديم. يك جمعى را صدا كردم، گفتم بيائيد همت كنيد قانون را ترجمه كنيد. يك حكمى داده شد و رفتند دنبال اين كار. خوب، اين كارها عشق لازم دارد؛ با حكم و با فرمان اين كارها انجام نميگيرد. در همين اثنا به من خبر دادند كه اين كتاب ترجمه شده و - به نظرم كتاب حدود هشت جلد است - كتاب مرحوم هجار را آوردند. من كتاب را كه خواندم - حالا ما نه از پزشكى سررشته داريم، نه نشسته‏ام اين كتاب را با متن عربى قانون تطبيق كنم - ديدم هر كسى اين كتاب را بخواند، حقاً و انصافاً در مقابل استحكام و استوارى اين نثر زيبا سر تعظيم فرود مى‏آورد. خيلى خوب اين ترجمه انجام گرفته. من البته ايشان را نميشناختم؛ پرسيدم، گفتند ايشان كرد هستند. بعد هم چند سال قبل اطلاع پيدا كردم ايشان از دنيا رفتند.
    يا با بعضى از شعراى كرد آشنا هستم كه مرحوم ستوده، سيد بزرگوار، از جمله آنهاست كه شاعر خيلى خوبى هم بود. با ايشان از اوائل انقلاب تا همين اوقاتى كه ايشان مريض شد و آمد سنندج ماند و همين جا هم ظاهراً از دنيا رفت، انس و آشنائى پيدا كرديم. يا مرحوم گلشن كردستانى كه قبل از اينكه خودش را ببينم، شعرش را من ديده بودم و خودش را هم از نزديك مشاهده كردم. اين آشنائى‏هاىِ فى‏الجمله هست و شخصيت فرهنگى مردم كرد، به عنوان يك حقيقت ثابت و روشن در ذهن بوده، اما امروز از نزديك - همان طور كه گفتم - يك نمايشگاه را در واقع من ملاحظه كردم و اين براى من بسيار مغتنم و ارزشمند بود. اى كاش اين فرصت پيدا ميشد كه تعداد بيشترى از فرزانگان اين استان مى‏آمدند اينجا و ذهن و دل و زبان و فكر خود را نشان ميدادند كه براى من يقيناً مفيدتر بود. ان‏شاءاللَّه از آنچه كه ديديم و فهميديم، اميدوارم كه بتوانيم بهره‏ى كافى در جهت پيشرفت كشور عزيزمان و اين استان غنى و پربار ببريم.
    در اين دو روزى كه از حضور من در كردستان گذشته، در صحبتهائى كه من داشتم، بيشتر غلبه با توصيف دليرى‏هاى مردم كرد بوده است؛ چه در ديدار عمومى، چه در ديدار نظامى، چه در بعضى از بخشهاى ديگر، ليكن حقاً و انصافاً من اين جور يادداشت كردم كه زيبائى‏هاى ديگر اين مجموعه‏ى انسانى و اين بخش جغرافيائى كشور، بر جنبه‏ى دليرى و شهامت و شجاعت اين مردم كه يكى از خصوصياتشان است، غلبه دارد. زيبائى‏هاى زيادى در اين استان هست: اخلاق خوش، صداى خوش، طبيعت زيبا، شعر لطيف، ادبيات والا، فكر روشن، دل باايمان؛ اينها را انسان در اينجا مشاهده ميكند و مى‏بيند و حقاً و انصافاً جاى قدردانى دارد.
    خوشبختانه در نظام جمهورى اسلامى اين بخشِ ارزشمند، مورد احترام و مورد تمجيد است. ما در نظام اسلامى، قدردانى ميكنيم و قدر ميدانيم؛ اين ارزشهاى معنوى و فرهنگى را در هر جائى كه وجود داشته باشد، مغتنم ميشماريم؛ چه در كردستان، چه در فارس، چه در اصفهان، چه در خراسان. انتظار اين است كه اين حقيقت و اين معناى واقعى را نخبگان كرد - اگر چه حالا در بيانات دوستان اين معنا منعكس بود، من هم ميدانم كه بلاشك بخشى از نخبگان كرد همين جور مى‏بينند و مى‏انديشند - منتقل و منعكس كنند. نظام جمهورى اسلامى مطلقاً با نگاه تبعيض‏آميز نگاه نميكند؛ نه به كردستان و نه به هر نقطه‏ى ويژه‏ى ديگرى در سرتاسر كشور. اينكه ما بارها تكرار كرديم كه تنوع اقوام را ما براى كشورمان يك فرصت به حساب مى‏آوريم، اين يك حقيقت است. حقيقتاً براى ما تنوع اقوام يك فرصت است. نگاه نظام جمهورى اسلامى به تنوع قومى و تنوع مذهبى مطلقاً نگاه تعصب‏آميز، قوم‏گرا، يك‏جانبه‏نگر نيست؛ اين را به طور قاطع من اعلام ميكنم. نه امروز هست، كه من از نيت خودم و دل خودم حرف ميزنم، نه در طول زمانهاى گذشته - در دهه‏ى 60، زمان حيات مبارك امام (رضوان اللَّه تعالى عليه) - چنين چيزى نبوده. نظام جمهورى اسلامى محور قضاوتش اسلام و ايرانى بودن است؛ اسلام و ايرانيت. همه‏ى مسلمانها و همه‏ى ايرانى‏ها در اين نگاه، در محدوده‏ى جغرافيائى كشور داراى ارزش هستند. اين فكر را نظام جمهورى اسلامى ميخواهد نهادينه كند.
    اين استان به نظر من يك استان فرهنگى است؛ من اين را مكرر گفته‏ام. سعى كردند اين استان را يك استان امنيتى و يك استان نظامى كنند. حقيقت را واژگون جلوه دادند. اين كار را جمهورى اسلامى كه نكرد و به طور طبيعى نميتوانست بكند. كى‏ها كردند؟ دشمنان نظام جمهورى اسلامى. آنها تبليغ كردند كه نظام جمهورى اسلامى، قوم كرد يا مذهب اهل تسنن را نمى‏پسندد يا نميپذيرد. اين دروغ بود؛ اين خلاف واقع بود. بعد هم روشن شد، ثابت شد، همه ديدند. اين نگاه، نگاه رژيم طاغوت بود. طبيعت آن رژيم، يك نگاه تبعيض‏آميز بود؛ نه فقط نسبت به قوم كرد، به اقوام گوناگون كشور با انگيزه‏هاى گوناگون و با دلائل مختلف. اين نگاه در جمهورى اسلامى منسوخ شد. خوب، دشمنها نميخواستند اين را بگذارند؛ منافعى داشتند در اينكه اين نقطه‏ى از كشور، آنچه را كه طبيعت نظام جمهورى اسلامى است، تحقق پيدا نكند.
    بخشى از اين مشكلات اقتصادى و عقب‏ماندگى‏ها كه همه‏اش واقعيت است - اينها را من تو گزارشها هم خوانده‏ام و همين چيزى را كه آقايان گفتند، اطلاع دارم. اينها واقعياتى است كه بايد قطعاً علاج شود - معلول همان خباثتها و دشمنى‏ها و خصومتهاى كور و شديدى است كه در آغاز اين اوضاع را در اين استان به وجود آورد و آنها به هدايت دشمنان بود. و من بر اين باور هستم كه جمهورى اسلامى غلبه كرده، ليكن نه به اين معنا كه اين دشمنى‏ها ريشه‏كن شده باشد. مسئوليت ما و شما همچنان باقى است. همه بايد تلاش كنند كه كردستان و منطقه‏ى كردى را با اين همه استعداد - استعداد طبيعى، استعداد انسانى - به جايگاه متناسب خودش در مجموعه‏ى ميهن بزرگ اسلامى عزيزمان برسانند. عده‏اى نميخواهند اين كار انجام بگيرد. همين حالا هم دارند تلاش ميكنند. دوست ندارم من تو اين جمع فرهنگى از نكاتى كه براى انسان دل‏آزار است، مطلبى را بگويم، اما واقعيت دارد؛ اين را سربسته و مجمل بدانيد و توجه داشته باشيد. دشمن مشغول تلاش است. الان در همين پشت مرزهاى ما - ديروز هم من يك جائى اشاره كردم - دستگاه‏هاى جاسوسى استكبار، علناً مشغول فعاليتند. يعنى ساختمان سى آى اِى به طور رسمى و علنى در منطقه‏ى كردستان عراق مشغول كار و تلاش و فعاليتند و تلاش آنها عليه جمهورى اسلامى و بر روى هدايت هر جريانى كه از او بتوانند ضد نظام جمهورى اسلامى استفاده كنند، متمركز است. اينها تحليل نيست، اينها اطلاع است؛ اينها آگاهى‏هائى است كه ما داريم. و هوشيارى را ميطلبد. حالا دستگاه‏ها بايد هشيار باشند. از مردم هم توقعاتى وجود دارد. اما از نخبگان كشور و نخبگان منطقه انتظار بيشترى هست. شما عزيزانى كه دردها را خوب ميفهميد، خوب ميشناسيد، درمانها را خوب ميدانيد، با ذهن روشن‏بين خودتان اشراف بر خيلى از مسائلى داريد كه توده‏ى مردم بر آنها اشراف ندارند، از شما انتظار هست. نظام جمهورى اسلامى يك سخن نو را به ميدان آورده؛ بر خلاف آنچه كه تبليغ ميكنند و ميگويند - كه اين تبليغ هم باز از سوى دشمنان و مخالفين نظام جمهورى اسلامى است - جمهورى اسلامى دشمن‏تراش نيست، تشنج‏آفرين نيست، دعوا درست‏كن نيست، دنبال دردسر نيست. اگر دردسرى وجود دارد، ناشى از طبيعت نظام جمهورى اسلامى است. اين طبيعت عبارت است از نگاه مستقل به مسائل عالم و تحت تأثير قدرتها قرار نگرفتن در كوچك و بزرگِ مسائل. اين از تعاليم اسلام است، اين آموزش اسلام است، اين هم دستورى است كه اسلام به ما داده است. اسلام نخواسته است كه ملت مسلمان در جهتگيرى‏اش، در حركتش، در سياستهايش، در تصميم‏گيرى‏هايش تابع مراكزى باشد كه مصالح استكبارى خودشان و نگاه منفعت‏طلبانه‏ى خودشان را دارند. بايد نگاه كند آنچه را كه منافع ملت و امت اسلام اقتضاء ميكند، مسئولان حكومت موظفند آن را رعايت كنند. ما بر اين اساس تحت تأثير سياستهاى قدرتهاى مستكبر و مسلط قرار نگرفتيم. در قضاياى گوناگون رأى آنها چيزى بود، رأى نظام جمهورى اسلامى چيز ديگرى بود. اين براى آنها قابل قبول نيست، بنابراين دشمنى را آغاز ميكنند. نظام جمهورى اسلامى ناچار است از خودش دفاع كند. طبيعت ايستادگى، طبيعت استقلال همين است؛ اصطكاك به وجود مى‏آورد. ميشد ملت ايران هم حكومتى داشته باشند كه اين حكومت زير بار زورگوئى‏هاى اين و آن برود. آنوقت اين اصطكاكها مسلماً وجود نميداشت؛ اما آنچه كه وجود نميداشت، فقط اين اصطكاكها نبود؛ چيزهاى ديگرى هم بود كه آنها هم ديگر وجود نميداشت: عزت ملى ديگر وجود نداشت، پيشرفت ملى ديگر وجود نداشت؛ همچنانى كه در دوران طاغوت ديديم.
    اين آمارى كه من آن روز در ميدان بزرگ اين شهر گفتم، آمار عبرت آموزى است. اين استان شما با اين همه امكانات، سى سال قبل، تعداد دانشجويش سيصد و شصت و پنج تاست؛ طبق آمارى كه آمار رسمى و محفوظ است. نسبت سواد در استان بيست و نه درصد است. بله، آن روز اين مشكلاتى كه امروز براى استان تصور ميشود، نبود؛ اما با اين هويت، با اين وضعيت، با اين ضعف و حقارت. اين قابل تحمل است؟ و اين را شما تعميم بدهيد به ملت ايران؛ همه جا همين جور بود. كتابها و خاطراتى را از دوران طاغوت، كسانى كه خودشان جزو آن مجموعه‏ها بودند، نوشته‏اند كه انسان وقتى ميخواند، عرق شرم بر پيشانى‏اش مى‏نشيند. بزرگان و تصميم‏گيران كشور براى انتخاب نخست وزير، براى تصميم‏گيرى در مسائل صددرصد داخلى، براى خطوط اصلى كشور، ناچار بودند سراغ سفير آمريكا و سفير انگليس بروند، استمزاج كنند ببينند آنها مخالف نباشند! اين حرفى نيست كه مخالفين آن رژيم بخواهند درست كرده باشند؛ نه، حرفهائى است كه خودِ آنها نوشته‏اند. البته تو همين اسنادى هم كه در اختيار ما قرار گرفت، اين چيزها وجود داشت و حالا هم صريحاً دارند مينويسند.
    همين روزها كتابى دست من است دارم ميخوانم كه انسان واقعاً حيرت ميكند. كو آن غرور ملى؟! كو آن عزت ملى؟! كو آن احساس افتخار به ايرانى بودن؟! كو آن تكيه‏ى به اين ملتى كه اين همه گذشته و ميراث تاريخىِ شرافتمندانه دارد؟! هيچكدام در دوران رژيم طاغوت وجود نداشت؛ پهلوى‏ها يك جور، قبل از او قاجارها يك جور ديگر؛ يكى از يكى بدتر. نظام جمهورى اسلامى اين بساطها را به هم زده. بايستى ما اين را به عنوان يك حقيقت بديع، روشن، ارزشمند در نظر داشته باشيم و محاسبات و اقدامها را بر اين اساس قرار بدهيم. من احساس ميكنم نخبگان محترم و عزيز اين استان ميتوانند نقشهاى مهمى را در اين بخش كه در واقع يك بخش فرهنگى - سياسى است، ايفاء كنند.
    البته نخبه‏پرورى هم يكى از وظائف مهم نخبگان هست. همين طور كه ملاحظه ميكنيد، جوانهاى برجسته‏اى الحمدللَّه هستند؛ نظير همين دختر خانمى كه آمدند اينجا و سخنانى را بيان كردند. انسان احساس ميكند جوانان دانشجوى ما - چه پسرها، چه دخترها - استعدادهاى برجسته‏اى هستند. البته در همه جاى كشور اين وجود دارد، در اينجا هم انسان بوضوح مى‏بيند كه بحمداللَّه وجود دارد. بخشى از اين نخبه‏پرورى البته مربوط به دستگاه‏هاى تصميم گيرنده و دستگاه‏هاى دولتى است كه بحق آنها بايد دنبال كنند و البته ان‏شاءاللَّه تأكيد خواهد شد كه دنبال شود؛ هم اين نكاتى را كه ذكر كرديد و هم همه‏ى وظائف ديگر را؛ اما بخشى هم به عهده‏ى خودِ نخبگان است؛ به عهده‏ى اساتيد، معلمان، آموزگاران دين، آموزگاران ادب و فرهنگ، آموزگاران علم در حوزه‏ى كار خودشان و در محدوده‏ى دانشجوئى و تعليم و تربيت خودشان كه روى فكر جوانها تأثير بگذاريد. و توجه كنيد كه امروز دشمن از بودن يك ايرانِ متحدِ منسجمِ پيشروِ ناظر به افتخارات بزرگ، نگران و ناراحت است و نميخواهد اين كار انجام بگيرد. اين حركت بزرگ امروز در سايه‏ى اسلام كه دين ماست، اساسى‏ترين علقه‏ى معنوىِ ملت ماست، تحقق پيدا كرده و آنها ميخواهند خرابش كنند. البته نتوانسته‏اند، باز هم به توفيق الهى نخواهند توانست، اما از توطئه‏هاشان نبايد غفلت كرد. و به نظر من، نخبگان عزيز و محترم ما، مسئوليت بزرگى دارند.
    ضمناً برخى از نكاتى كه دوستان بيان كرديد، نكات انديشيده‏شده‏اى است؛ يعنى رويش فكر شده، كار شده و تصميم گرفته شده. بعضى هم البته نكات تازه‏اى است كه بايستى به آنها توجه شود.
    راجع به آن مسائل مربوط به دانشجوها و محققين دانشگاهى كه گفته شد و اينكه توجهى به آنها نميشود، بودجه‏اى صرف نميشود، من اين نهاد تازه‏بنيادِ معاونت علمى رئيس جمهور را - كه بسيار نهاد خوبى است و مرجع همين جور چيزهاست؛ كارهاى خوب و بزرگى هم انجام داده‏اند - به شما يادآورى ميكنم كه به نظر من به آن بايد توجه كرد؛ به آن مراجعه كرد. و اميدواريم كه خداوند متعال به همه‏ى شماها توفيق بدهد.
    امروز براى من، اين جلسه جلسه‏ى بسيار مفيدى بود؛ هم با شما - بخصوص با بعضى از چهره‏هاى محترم - از نزديك آشنا شديم، هم سخنان خوب و مفيد و سازنده‏اى را شنيديم. و اميدواريم ان‏شاءاللَّه اين جلسه براى آينده‏ى كردستان و آينده‏ى كشور به توفيق الهى منافع بزرگى را به همراه داشته باشد.
    :icon_pf(57):

  9. #479
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات در ديدار سران و معتمدان عشاير كردستان24/ 02/ 88

    بيانات در ديدار سران و معتمدان عشاير كردستان24/ 02/ 88 بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏اين جلسه به بركت دلهاى باصفا و روحهاى پرطراوت عزيزان عشايرى، جلسه‏ى بسيار باصفا و سرشار از صميميت است. آنچه برادران عزيز در اينجا درباره‏ى انقلاب عزيز ما، درباره‏ى وفادارى به اصول انقلاب بر زبان جارى كردند، جزو باورهاى قلبى اين بنده‏ى حقير است. ما از آغاز انقلاب تا امروز در وفادارى عشاير غيور مؤمنِ سلحشور اين خطه‏ى پرافتخار و سرافراز، هرگز لحظه‏اى ترديد نكرده‏ايم. آنچه هم كه شما برادران عزيز و بخصوص اين مجرى محترم و خوش‏آهنگ درباره‏ى شخص اين بنده‏ى حقير گفتيد، اينها هم در حقيقت راجع به انقلاب است. شخص اين بنده‏ى حقير يك ذره‏اى هستم در درياى عظيم اين انقلاب بزرگ و اين ملت بزرگ.هرچه ملت ايران دارد و هرچه آحاد اين مردم و مسئولين كشور و فداكاران اين راه از افتخار كسب كرده‏اند، مربوط به اسلام است، مربوط به اين انقلاب بزرگ است، مربوط به آن لطف و رحمت بى‏پايانى است كه خداى متعال بر اين ملت سايه افكن كرد و به بركت آن، اين ملت توانست اين حركت عظيم را انجام دهد.خيلى خوشوقت هستم از اينكه در جمع شما حضور دارم. در بعضى از سفرهاى دوران جنگ و حتّى قبل از شروع دفاع مقدس، در اين مناطق با برخى از اين عشاير عزيز و غيور ديدارهائى داشته‏ام، لكن جمع امروز شما كه از عشاير سه استان در اينجا اجتماع كرده‏ايد - استان آذربايجان غربى، استان كردستان و استان كرمانشاه - يك جمع پرمعنائى است؛ پيام دارد؛ اين جمع با زبان فصيحى حرف ميزند.يك ملت آن وقتى جايگاه رفيع خودش را در ميان ملتهاى عالم پيدا ميكند كه با عمل خود، با حضور خود با دنيا حرف بزند. ملت ما در دوران سى سال انقلاب، بخصوص در برهه‏هاى حساس، با عمل خود، خود را اثبات كرد. مفاخر ملى چيزى نيست كه با ادعا و حرف اثبات شود؛ ملت عمل كرد. در اين عمل و در اين اقدام، شما عشاير غيور كرد در اين منطقه، جزو نقشهاى حساس و در شمار نقش‏آفرينان برجسته محسوب ميشويد.عشاير همان طورى كه امام فرمودند، ذخائر انقلابند. همه‏ى عشائر، مرزداران، سنت داران، حافظان هويت و حيثيت بومى اين كشورند؛ در اين هيچ شكى نيست، لكن بعضى از عشاير به مناسبت موقعيت جغرافيائى و سياسى و حساسيتهائى كه در طول اين تاريخ پرفراز و نشيب پيش آمد، فرصت پيدا كردند تا هويت خود را، حقيقت خود را، ذخيره بودن خود را در عمل اثبات كنند و شما عزيزان من، در اين زمره قرار داريد. امروز شما گفتيد، اما در دورانهاى گذشته، در سالهاى قبل، شما عمل كرديد. عمل شما نشان دهنده‏ى همين حقايقى است كه امروز بيان كرديد.كردستان و منطقه‏ى كردى به خاطر موقعيتهاى خاص خود، از آغاز انقلاب هدف توطئه‏ها قرار گرفت؛ قبل از اينكه جنگ تحميلى شروع شود. دشمنان انقلاب اسلامى در اين منطقه اميدها داشتند. شخصيتهائى از وابستگان رژيم طاغوتى در اين منطقه حضور پيدا كردند به اميد اينكه شايد بتوانند از حمايت مردم عشائرى غيورِ مؤمن ما برخوردار شوند و پنجه به چهره‏ى انقلاب بزنند. اينها را ما ديديم، اينها را مطلع بوديم. فرق است بين آن عشيره‏اى كه در محل استقرار خود قرار گرفته است؛ نه توطئه‏اى هست، نه تحريكى هست، نه بدخواهى‏اى هست، و البته در خدمت انقلاب و كشور قرار ميگيرد، با آن عشيره‏اى و آن طوايف و عشايرى كه هدف توطئه‏ى دشمن قرار ميگيرند و در عين حال محكم و استوار مى‏ايستند؛ ما اينها را از ياد نخواهيم برد. حافظه‏ى ملت ايران و حافظه‏ى انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى اينها را ثبت كرده است؛ اينها هست. عشاير مرزدارى كردند. شما در اين منطقه خوب مرزدارى كرديد.اينجا قبائل مختلف بودند، بعضى از اين قبائل در ميان خود، اختلافات تاريخى و سرزمينى هم داشتند. اين قبائل بعضى شيعه بودند، بعضى سنى بودند؛ اختلاف مذهبى هم داشتند. دشمن به اين واقعيات به چشم يك فرصت نگاه ميكرد و ميخواست از اين فرصت عليه انقلاب استفاده كند. عشائر اين منطقه دشمن را مأيوس كردند. شما دشمن را ناكام كرديد؛ اين خيلى ارزش دارد. عزيزان من! ملت ايران حركتى در انقلاب اسلامى انجام داد كه اين حركت نه فقط براى اين منطقه، بلكه براى جهان بشريت مبدأ يك تحول، مبدأ يك نگاه نو، مبدأ يك خط جديد در حركت فكرى بشر شده است و بعد از اين، بيشتر خواهد شد.ما از خاستگاه اسلام حرف زديم، اما آنچه كه اسلام براى بشريت و براى سعادت انسان در نظر گرفته است، سودش و فايده‏اش مخصوص معتقدين به اسلام نيست. اسلام ميگويد در مقابل زورگوئى و ظلم بايستيد؛ از مظلوم دفاع كنيد؛ از فشار قدرتمندان زورگو نهراسيد؛ در مقابل توطئه‏ى شيادانى كه راهزن زندگى بشرند، هشيار باشيد. اسلام ميگويد انسانها به فطرت خودشان برگردند. اسلام طرفدار حق است، طرفدار عدل است. اين چيزها درمانهائى براى درد بشريت است. بشريت در طول تاريخ از ظلم و بى‏عدالتى و تبعيض رنج برده است. نسلهاى بشرى از دست زورگويان تاريخ سيلى خورده‏اند. اين زورگويان يك روز در چهره‏ى فرعون‏ها و قارون‏ها بودند، يك روز در چهره‏ى ابوجهل‏ها و ابولهب‏ها بودند، يك روز در چهره‏ى قدرتمندان زورگوى زمان ما هستند. اينها خطرشان از خطر فرعون‏ها بيشتر است؛ اينها زيانشان براى بشريت از زيان همه‏ى ستمگران تاريخ بيشتر است؛ اينها مجهزند؛ مجهز به همه‏ى ابزارهاى زور و تزوير وفريب. امروز تبليغات دشمنان در سرتاسر دنيا - نه دشمنان ما، دشمنان بشريت - سعى ميكند از آنها يك چهره‏ى انسان‏دوست، طرفدار بشر، طرفدار انسان معرفى كند. اينها خيلى خطرناكند. انقلاب اسلامى در مقابل يك چنين جبهه‏ى خطرناكى قيام كرد، ايستاد و موفق شد.اين خيلى فرصت بزرگى براى ملت ايران است. ما فرزندان اين آب و خاك بايد افتخار كنيم كه خداى متعال اين شجره‏ى طيبه را در سرزمين ما، در ملت ما، در دلهاى ما با دست قدرت خود غرس كرد. اين افتخار متعلق به ما ايرانيان است كه توانستيم پرچم اسلام را بلند كنيم كه اين پرچم، پرچم عدالت، پرچم انصاف، پرچم خردورزى، پرچم پيشرفت ملى، پرچم احسان و عدل و داد است. اين پرچم را ايرانى‏ها بلند كردند، دشمنان بشريت - مستكبرين عالم - همه‏ى تلاش و توان خود را به كار بردند تا اين پرچم را به زير بكشند و اين دست را قطع كنند؛ اما نتوانستند. در اين تلاش مقدس، سهم عشاير عزيز ما در اين منطقه، سهم بسيار مهمى است.آنچه من به شما امروز توصيه ميكنم - اگرچه مى‏بينم كه بحمداللَّه هوشيارى شما آنچنان هست كه شايد به اين توصيه‏ها نياز هم نباشد، اما تأكيد ميكنم - مسئله‏ى امروز اين منطقه، مسئله‏ى امنيت است. شماها توانسته‏ايد حافظ امنيت باشيد؛ اين توان را بايد در خودتان تقويت كنيد؛ اين مسئوليت سنگين را بر دوش خودتان هميشه احساس كنيد. و من ميگويم اين احساس مسئوليت را به فرزندان و جوانانتان منتقل كنيد. اين كشور و اين ملت بايد اين حركت را ادامه دهد؛ دشمنى‏ها استمرار خواهد داشت. بايد روزبه‏روز هشيارتر شويم. البته دشمن با همه‏ى توش و توان خود به ميدان آمد، كارى از پيش نبرد، بعد از اين هم به فضل الهى و به اذن الهى، دشمن كارى نخواهد كرد و نخواهد توانست بكند؛ اما اين در صورتى است كه ما هوشيار باشيم؛ ما بيدار باشيم. اگر دچار غفلت شديم، اگر سرگرم مسائل كوچك شديم، اگر در كنار مسائل روزمره‏ى خود از مسئله‏ى اصلى كه حفظ كيان اين ملت و حفظ كيان اين نظام مقدس است، غافل شديم، دشمن ممكن است ضربه بزند. اميرالمؤمنين در نهج البلاغه فرمود: «و من نام لم‏ينم عنه»؛ اگر شما در سنگر خوابت ببرد، معناش اين نيست كه دشمن تو هم در سنگر خوابش برده. ممكن است او بيدار باشد و از خواب و غفلت تو استفاده كند.امروز ما اطلاع داريم دشمنان نظام جمهورى اسلامى در پشت مرزهاى ما در حال توطئه‏اند. ما ميدانيم كردها در آن سوى مرز هم خودشان را ايرانى ميدانند. ما ميدانيم در بين برادران كرد ما در آن سوى مرز هم، دوستان نظام اسلامى و انقلاب اسلامى كم نيستند؛ شايد بشود گفت اكثريتند. جوانان مؤمن ما در دوران جنگ تحميلى از توان و هوشيارى برادران كرد ما در آن سوى مرز بهره‏هاى فراوان بردند. امروز هم كه آنها مى‏آيند به ايران - مسافرت ميكنند و هميشه گفتگو ميكنند - از عظمت قيام ايرانى و اعتمادى كه آنها هميشه داشتند، ياد ميكنند. اين را ما ميدانيم؛ اما معناى اين سخن اين نيست كه دشمن از نفوذ، از توطئه، از رخنه غافل باشد. آنجا مشغول كارند، مشغول تلاشند؛ با توطئه، با ايجاد اختلاف، با به كار گرفتن شيوه‏هاى نامردانه، سعيشان اين است كه هر وقت توانستند، ضربه بزنند. اين هوشيارى ميطلبد. اين هوشيارى و آمادگى كه من با شما مطرح ميكنم، صرفاً آمادگى نظامى نيست؛ آمادگى روحى. دشمن ممكن است از لحاظ نظامى هم نتواند كار كند، اميدى هم نداشته باشد، اما از لحاظ فرهنگى، از لحاظ سياسى، از لحاظ امنيتى، از جاسوس‏پرورى، از رخنه در اعتقادات و ايمان راسخ مردان و زنان مؤمن اين مرز و بوم ممكن است بخواهد وسيله‏اى براى رسيدن به اهداف شوم خودش پيدا كند. اين، امنيت ما را تهديد ميكند. امنيت در كشور و در هر منطقه، اساس پيشرفت است. برخى از فرصتهاى كار در اين استان و استانهاى همجوار - در مناطق غرب و شمال غرب كشور - به خاطر ناامنى‏اى كه عوامل و ايادى مزدور دشمن در طول سالهاى اول بر اين منطقه حاكم كردند، از دست رفت. درست است كه مردم كرد جانانه دفاع كردند، ليكن اين نيروئى كه صرف دفاع نظامى در اين منطقه شد، ميتوانست صرف تلاش عمرانى شود. اگر اين ميبود، منطقه امروز جلوتر از اين بود كه هست.البته كار، زياد شده. اين را ما هم ميدانيم، مردم منطقه هم كه از نزديك شاهد هستند و ميدانند؛ ليكن آنچه كه بايد انجام بگيرد و آنچه كه ميتوانست انجام بگيرد، خيلى بيشتر از حجم كارى بود كه تا امروز انجام گرفته. بعد از اين هم همين جور است؛ هرچه امنيت بيشتر باشد، امكان كار، امكان توليد، امكان عمران، امكان پيشرفت، امكان ارائه‏ى خدمات بيشتر خواهد بود. اين منطقه شايسته‏ى بيش از اينهاست. امكان طبيعىِ اين منطقه، منابع غنى و عظيمى كه در اين منطقه هست - هم منابع طبيعى، هم منابع انسانى - خيلى ارزشمند است. اين عشاير عزيز - در اين منطقه هم همين جور است، در جاهاى ديگر هم ما همين را بِعينه مشاهده كرديم - مركز استعدادهاى درخشانند؛ استعدادهاى برجسته. اين جوانهاى شما استعدادهائى هستند كه انسان ميتواند اميدوار باشد كه كشور به اين استعدادها در آينده ببالد و افتخار كند. اين استعدادها بايد شكوفا شود. توسعه‏ى خدمات، توسعه‏ى كارهاى آموزشى، توسعه‏ى سواد و معلومات در بين آحاد مردم، در بين عشاير، در شهرهاى گوناگون، اين امكان را براى آينده‏ى اين منطقه در اختيار ما و شما قرار ميدهد.اميد ما زياد است عزيزانم! تجربه‏ها به ما ميگويد كه ما بايد اميدوار باشيم و به آينده يقين داشته باشيم؛ تجربه‏ى ما اين را براى ما مسلم و مبرم ميكند. يك روزى بود كه دشمنان هم خيال ميكردند كه اين نظام را خواهند توانست ريشه‏كن كنند. دوستان ما هم در سرتاسر دنيا دلشان ميلرزيد. مؤمنين كشورهاى اسلامى، جوانان مؤمن كه اميد بسته بودند به اين انقلاب، دلشان ميلرزيد كه عاقبت اين نظام نوپا و جوان چه خواهد شد. اين دشمنِ همسايه‏ى ابله ما هم - صدام عفلقى و بعثى - با همين گمان باطل وارد اين جنگ شد؛ به خيال اينكه همه چيز را تمام خواهند كرد. انقلاب تو دهنى زد به آنها؛ آن چنانى كه عاقبتشان را شما ديديد. دشمنان بزرگتر از صدام هم در طول اين سالهاى متمادى اميدها بستند، فكرها كردند، توطئه‏ها كردند، براى خودشان افسانه‏سرائى‏ها كردند، اميدها بستند؛ اما همه‏ى گمانها باطل در آمد. آنها فكر ميكردند انقلاب اسلامى يا نميماند، يا اگر بماند، توان اين را نخواهد داشت كه كشور را پيش ببرد. انقلاب اسلامى به كورى چشم دشمنان هم ماند، هم ريشه‏دارتر شد، هم در علم و تكنولوژى و پيشرفتهاى گوناگون اجتماعى و سياسى، چشم همه را خيره كرد.امروز در اين منطقه، در ميان نظامهاى گوناگونى كه بعضى با ديكتاتورى‏هاى نظامى سركار آمده‏اند، بعضى با ديكتاتورى‏هاى ميراثى بر مردم حكومت ميكنند، نظام جمهورى اسلامى با مردم‏سالارى دينى، با حضور حقيقى مردم در انتخاب رده‏هاى مختلف مسئولين اجرائى و تقنينى، با حضور مردم در ميدانهاى گوناگون، با انس ميان مسئولان و مردم - اين را شما بدانيد كه جلسه‏اى مثل جلسه‏ى امروز ما كه دو طرف نسبت به يكديگر محبت ميورزند و دلهايشان از محبت يكديگر لبالب و سرشار هست، لااقل در هيچ يك از كشورهائى كه ما در نزديكى خودمان ميشناسيم، نظير و شبيه اين وجود ندارد. البته راههاى دور را خبر نداريم و گمان هم نميكنم. قشرهاى مختلف مردم نسبت به مسئولين كشور، نسبت به مديران طراز اول كشور احساس نزديكى و خويشاوندى ميكنند. مسئولين كشور نسبت به قشرهاى مردم عشق ميورزند. اين يك محبت صادقانه است. چنين چيزى در جاى ديگر وجود ندارد - اميد جديدى را در اين منطقه به وجود آورده. اگر مى‏بينيد فلان دولت وابسته‏ى به آمريكا، فلان دولت بظاهر مسلمان و در باطن همدست صهيونيستها، فلان دولت مستبد و مستكبر نسبت به نظام جمهورى اسلامى لحظه‏اى از بدخواهى و بددلى فروگزار نميكنند، به خاطر همين خصوصيت اين نظام است كه توانسته در دل ملتهاى آنها جاى خود را باز كند.امروز شما اگر به اين كشورهاى مسلمان عرب زبان مراجعه كنيد، با مردم آن جا انس بگيريد، تو بازارهاى آن جا برويد، وقتى بفهمند شما ايرانى هستيد، نسبت به شما اظهار محبت ميكنند، به شما علاقه نشان ميدهند. مسئولين شما وقتى به اين كشورها بروند - آن جائى كه مردم را آزاد بگذارند - مردم نسبت به اينها ابراز احساسات ميكنند. نظير اين در هيچ جاى دنيا، ديگر وجود ندارد. رؤساى ما به كشورهاى مسلمان ميروند، جوان، دانشجو، دانشگاهى، مردم كوچه و بازار، طبقات مختلف، مثل مردم شهرى از شهرهاى ايران براى آنها شعار ميدهند، اظهار ارادت ميكنند، اظهار علاقه ميكنند، دورشان جمع ميشوند، سلام ميفرستند. اين نشان‏دهنده‏ى نفوذ اين انقلاب در دلهاى ملتهاى مسلمان است. اين است كه دولتهاى مخالف اسلام و مخالف نظام جمهورى اسلامى را خشمگين ميكند؛ سراسيمه ميكند.آنچه كه داريم، لطف خداست. بايد از اسلام بياموزيم و به خودمان مغرور نشويم. مغرور شدن به خود، مقدمه‏ى لغزيدن، مقدمه‏ى شكست خوردن است. آنچه كه هست، از لطف و فضل خدا بدانيم: «ما اصابك من حسنة فمن اللَّه و ما اصابك من سيّئة فمن نفسك»؛ هرچه پيشرفت هست، هرچه توفيق هست، هرچه امكان خوب هست، از لطف خداست. هرچه نواقص اين جا و آن جا هست، ناشى از عملكرد ماست. مواظب عملكردمان باشيم؛ ما مسئولين بيشتر، و طبقات مردم هم هر كدام به نوبه‏ى خود و شما بزرگان عشاير كرد، متنفذين شهرهاى كردى، شما هم مسئوليتهايتان به نسبت موقعيتتان، مسئوليتهاى سنگينى است. همچنان كه تا امروز بحمداللَّه خوب عمل كرديد، از خدا كمك بخواهيد و در آينده هم با همين ممشا حركت كنيد؛ اتحاد خودتان را حفظ كنيد، صميميت را بين خودتان زياد كنيد؛ انقلاب مال شماست، كشور مال شماست، مسئولين فرزندان و خدمتگزاران شما هستند؛ از خودتان بدانيد، خودتان را از آنها بدانيد. هرچه ميتوانيد هشيارى و بيدارى را حفظ كنيد و بدانيد به فضل پروردگار آينده متعلق به شما و متعلق به ملت ايران است.از خداوند متعال، توفيقات، لطف و رحمت او را براى همه‏ى شما عزيزان مسئلت ميكنم.
    :icon_pf(57):

  10. #480
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات در ديدار مردم مريوان26/ 02/ 88

    بيانات در ديدار مردم مريوان
    26/ 02/ 88
    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    و الحمد للَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى القاسم المصطفى محمّد و على اله الطّيّبين الطّاهرين و صحبه المنتجبين سيّما بقيّةاللَّه فى العالمين.‏
    منطقه‏ى مريوان - اين شهر و اين مردم و اين مناظر و اين مناطق حساس - براى من يكى از خاطره‏انگيزترين مناطق كردستان و غرب كشور است. خداوند متعال را سپاسگزارم كه بار ديگر توفيق پيدا كردم به اين سرزمين سرشار از شكوه دلاورى و زيبائى طبيعى و مالامال از احساس محبت و وفادارى كه در گذشته هم من اينها را در اين منطقه تجربه كرده‏ام، بار ديگر سفر كنم.
    جمع عزيزان مريوانى كه در اين ميدان حضور متراكم و صميمى را به وجود آورده‏ايد، بدانيد كه من اين شهر، اين منطقه و اين مجموعه‏ى عظيم مردمى را جزو نعمتهاى الهى و بركات الهى بر كشورمان و بر انقلابمان به حساب مى‏آورم.
    از همان روزهاى دشوار سالهاى اول انقلاب كه دست بدخواه دشمنان، اين منطقه‏ى سرسبز و زيبا را تبديل به ميدان جنگ كرده بود و اين مردم مهربان و خونگرم و صميمى و مؤمن را درگير مشكلات روزمره‏ى درگيرى و نبرد و كمبود و بقيه‏ى مشكلات دوران جنگ قرار داده بود، خداى متعال اينجور مقدر كرد كه ما با اين منطقه رفت و آمد پيدا كنيم و از نزديك با آن آشنا شويم. غير از آنچه كه برادران مؤمن ما كه از نقاط ديگر كشور به اينجا آمده بودند درباره‏ى شما مردم عزيز، مهربان، وفادار و صميمى بيان ميكردند، خودِ ما هم از نزديك نمونه‏هائى را ديديم.
    من فراموش نميكنم در سال 59 در اين شهر مريوان، با جمع مردم صميمىِ اينجا مواجه شدم و به يك واحد آموزش و پرورش - فكر ميكنم يك دبستان بود - رفتيم و با نوجوانان آنجا حرف زديم. آن نوجوانان امروز يقيناً مردان ميانسالى هستند. از اينجا با بعضى از افراد خودِ مريوان به مناطق دزلى و دركى - اگر درست يادم مانده باشد - رفتيم؛ مناطق بسيار حساس، بسيار مهم؛ از لحاظ طبيعت، بسيار زيبا؛ از لحاظ مردم، بسيار خونگرم؛ اما متأسفانه بر اثر جفاى دشمنان ملت ايران و دشمنان انقلاب اسلامى، همين مردم خوب، همين منطقه‏ى خوب، همين كوه‏هاى سر به فلك كشيده و سرسبز، همين دشتهاى خرم تبديل شده بود به جهنم درگيرى‏ها و دشمن توانسته بود از برخى مزدوران خود سوء استفاده كند و آنها را وسيله‏اى قرار دهد براى كوبيدن مردم و به طور بالواسطه و غير مستقيم، كوبيدن نظام اسلامى و تحقير ملت ايران.
    من فراموش نميكنم در دزلى مردم با چهره‏ى باز از ما استقبال كردند. از دزلى با برادرها خارج شديم برويم به سمت ارتفاعات مشرف بر سرزمينهاى عراق - ارتفاعات «تته» - كه مزدوران بدخواهِ حقيرى در بين آن مردم نفوذ كرده بودند و حضور هيئت ما را به دشمن اطلاع دادند و دشمن هواپيماهايش را فرستاد. ما در بين راه كه طرف ارتفاعات ميرفتيم، ديديم هواپيماى دشمن عبور كرد؛ فهميديم حادثه‏اى براى دزلى پيش خواهند آورد. برگشتيم ديديم متأسفانه مردم غير نظامى، مردم كوچه و بازار را بمباران كردند؛ عده‏اى را زخمى كردند، عده‏اى را به قتل رساندند. و ما جنازه‏ى شهدا و بعضى از مجروحين را برداشتيم، آمديم مريوان.
    اين خاطرات عبرت‏آموز است. آن روز همين نظامهاى جهانىِ مدعى حقوق بشر از همين صدام حسين دفاع ميكردند؛ از همين حركات وحشيانه دفاع ميكردند. نسل جوان امروز در كشور ما ميداند و بداند، آزمايشگاه دروغ و فريب، آزمايشگاه خطاهاى بزرگ و جبران‏ناپذيرِ دستگاه‏هاى مدعى حقوق بشر، همين كشور عزيز ما و همين مرزهاى غربى اين كشور از جمله منطقه‏ى كردستان بوده است.
    در عمليات والفجر 4 كه جوانان رزمنده‏ى كرد و فارس و بقيه‏ى جوانان رزمنده رفتند براى اينكه آتش دشمن را خاموش كنند و مريوان را از زير آتش توپخانه‏ى دشمن بيرون بياورند، و اين كار را هم كردند، دشمن بعثى شهر مريوان را با توپخانه‏ى دوربرد خودش مرتب زير آتش قرار ميداد. اين جوانان مبارز، رزمندگان سپاه پاسداران و بسيج، متشكل از مردم مناطق مختلف از جمله دلاوران و جوانهاى كرد، عمليات والفجر 4 را سازماندهى كردند و آتش دشمن را خاموش كردند و دشمن را عقب راندند؛ حتّى شهر حلبچه‏ى عراق را هم توانستند از تصرف دشمن خارج كنند. دشمن به انتقام اين كار ميدانيد چه كرد؟ نميتوانست به اينجا نفوذ كند؛ چون دلاوران ما ضرب شصت به او نشان داده بودند. دشمن بعثى بى‏رحم دور از انسانيت، شهر حلبچه را بمباران شيميائى كرد، صدها و شايد هزارها نفر در آن بمباران شيميائى از مردم كرد حلبچه و آن مناطق از بين رفتند، به خاطر اينكه صدام حسين ميخواست از مردم كردى كه در مقابله‏ى با نيروهاى مؤمن جمهورى اسلامى مقاومت نكرده بودند و با آغوش باز آنها را پذيرفته بودند، انتقام بگيرد.
    اين منطقه اين آزمايشهاى بزرگ را ديده است. من قصد ندارم از تاريخ بگويم. اينها را البته شما، بخصوص نسل جوان بايد بدانيد. بايد آزمونهاى بزرگى را كه جمهورى اسلامى گذرانده است، اين حركت عظيمى كه ملت ايران انجام داد و به اتكاء آحاد ملت ايران اين پيروزى بزرگ نصيبشان شد، اينها را بايد به صورت عبرتهاى بزرگ تاريخ، درسهاى آموزنده‏ى تاريخ، شما جوانها بدانيد، تا بفهميد وزن و مقدار تبليغاتى كه امروز ايادى استكبار در دنيا ميكنند، چقدر است. من نميخواهم تاريخ بگويم، من ميخواهم اين را بگويم: در سنندج در روز سه‏شنبه، من راجع به عزت ملى حرف زدم. يك ملت بايد خود را عزيز بداند و عزيز قرار دهد. بايد يك ملت از خوارى، از ذلت، به هر وسيله‏اى از سوى هر كسى مبارزه كند و خود را به نقطه‏ى عزت برساند. اين عزتى كه براى ملت ايران يك ضرورت است و به فضل الهى به وسيله‏ى انقلاب اسلامى زمينه‏ى كامل اين احساسِ عزت در ما مردم به وجود آمده است، يكى از عناصرش عبارت است از دلبسته و وابسته نبودن به بيگانگان، به دشمنان، به كسانى كه در سرنوشت پرشكوه يك ملت مثل ملت ما، آنها هيچگونه احساس سود نميكنند. بنابراين دنبال منافع خودشان هستند و اين منافع را در ذليل كردن، خوار كردن، به استضعاف كشاندن ملتها ميدانند. بايد به اينها دلبسته نشد.
    شما جوانها، اداره كنندگان آينده‏ى اين كشوريد. اين كشور مال شماست، آينده متعلق به شماست. جوانان ما اين را بايد به صورت يك اصل كلى در ذهن داشته باشند كه براى اداره‏ى كشور، براى آينده‏ى كشور، نسخه‏هاى بيگانه‏نوشته را انتخاب نكنند. نسخه‏هاى اسلامى، نسخه‏هاى ملى، نسخه‏هاى بومى را انتخاب كنند. امروز و از سالها قبل، همه‏ى تلاش دولتهاى غربى و فعالان تمدن غربى، متوجه اين نقطه است كه فرهنگ خودشان، دانسته‏هاى خودشان، بافته‏ها و يافته‏هاى خودشان را بر ملتها، بر ذهنها تحميل كنند. ملت عزت‏طلب، ملتى كه ميخواهد مستقل باشد، بايد در مقابل اين حركت مقاومت كند.
    امروز همه‏ى دنيا شاهدند كه سيستم سرمايه‏دارى غرب، چقدر در مقابله‏ى با حوادث و بحرانها توخالى و ناتوان است. خودِ اين سيستم بحران‏آفرين است و وقتى بحران به وجود مى‏آيد، از خودش نميتواند دفاع كند. اين سيستمِ اقتصادى غرب است كه همه‏ى افتخارشان به اين سيستم اقتصادى بوده است؛ اقتصاد سرمايه‏دارى. و سعى داشته‏اند اين سيستم را به هزار شيوه و هزار زبان، به عنوان نسخه‏ى منحصربه‏فردِ اقتصاد، به ملتها تحميل كنند.
    من ميگويم ملت ما، جوانان ما، انديشمندان ما، دانشجويان ما، آينده‏سازان ما، ناتوانى شيوه‏هاى مديريت كشورهاى غربى را ببينند و ناتوانى آنها را در اداره‏ى اين مهمترين بخش مديريتشان يعنى اقتصاد را ببينند - فرهنگ به جاى خود، آداب انسانى به جاى خود، بى‏اعتنائى به حرمت بشر به جاى خود، تبعيض‏هائى كه در قلمرو قدرت خودشان انجام ميدهند به جاى خود؛ در همه‏ى اين موارد، تمدن غربى امتحان بدى پس داده است - و آنگاه ملت ما، مسئولين ما، جوانان ما بالخصوص، اين را محور فكر خودشان قرار بدهند و بر اساسِ اين تأمل كنند كه براى مديريت كشور، براى روشهاى گوناگون اداره‏ى اين ملت بزرگ، به فكر نسخه‏هاى خودى، به فكر نسخه‏هاى بومى باشيد. اين ايجاب ميكند به اسلام توجه دقيق‏ترى كنيد. اسلام نگاه روشن و روشنگرى به انسان و انسانيت و شيوه‏هاى انسانى دارد. از اسلام متحجر دفاع نميكنيم؛ از اسلامى كه با كمال تنگ‏نظرى به همه‏ى مسائل نگاه كند، مثل آنچه كه بعضى از مدعيان اسلام ميگويند، ما به او دعوت نميكنيم؛ اسلام ناب، اسلام هشدار دهنده‏ى انسان و توجه دهنده‏ى انسان به تعقل و تفكر و تدبر؛ اسلامِ قرآن، اسلامِ سنت، اسلامِ اهل‏بيت؛ اسلامى كه يك نمونه‏اش در كشور بزرگ ما با اين گرفتارى‏هاى فراوانِ چندين ده ساله‏ى دوران تسلط دشمن، توانست يك چنين حركتى را ساماندهى كند و اين آزادى و اين استقلال را از خود نشان دهد؛ ما به اين اسلام دعوت ميكنيم.
    جوانهاى ما، اهل فكر ما، اهل فرهنگ ما تأمل كنند؛ مسئولين كشور به سمت سياستهاى اسلامى حركت كنند. اينى كه يا مسئولان ما، يا در دوره‏هاى انتخابات مثل وضع كنونى، نامزدهاى انتخاباتى ما براى جلب توجه ديگران حرفهاى غربى‏ها را تكرار كنند، اين هيچ امتيازى محسوب نميشود. امتياز اين نيست كه ما آن چيزى را بگوئيم كه غرب مى‏پسندد. اينها كسانى‏اند كه با فكر ايرانى، فكر اسلامى، هويت اسلامى و ايرانى مخالفند. خدا را سپاس ميگوئيم كه ملت ايران آن رشد و آگاهى لازم را به دست آورد تا توانست بر اين همه موانع فائق بيايد.
    منطقه‏ى شما - منطقه‏ى كردستان - اين استان سرسبز، خرم، پراستعداد؛ چه استعداد انسانى، چه استعداد طبيعى، يكى از نقاط حساس كشور ماست. دشمنان از جمله‏ى كارهائى كه كردند، اين بود كه شايد بتوانند اين منطقه و بعضى از مناطق مشابه را با يك دره‏ى عميقى از بى‏اعتمادى و سوءتفاهم، از بقيه‏ى بخشهاى اين كشور بزرگ اسلامى جدا كنند يا فاصله بيندازند؛ اما موفق نشدند و نتوانستند. با ناامنى، با تبليغات سوء قادر نشدند كه اين ملت مؤمن و مسلمان را تكه تكه كنند و برادران و خواهران عزيز كرد ما در همه‏ى مناطق كردستان، وفادارى خودشان، ايستادگى خودشان، رشد خودشان، رشادت خودشان را در عرصه‏هاى گوناگون اين سالهاى متمادى نشان دادند؛ بخصوص شهر مريوان كه از همان دوران اول معروف بود به پايبندى به اصول و مبانى اسلام و مردم مؤمن و متعهد و مقيد؛ اين را بارها ميشنفتيم. خود برادران كرد ما ميگفتند مريوان، قمِ كردستان است؛ يعنى مركز دانش و مركز دين. مردمى با گرايش دينى و با علاقه‏ى به علم در اين منطقه جمع شده‏اند. خوشبختانه تجربيات سالهاى متمادى هم همين را نشان داد و تأكيد كرد.
    امروز بحمداللَّه نظام اسلامى بر كار خود كاملاً مسلط است. نظام اسلامى، نظام جمهورى اسلامى نه فقط در داخل كشور، بلكه در منطقه و در سطح بين‏المللى خود را در نظر سياستها و سياست‏سازان و سياست‏مداران عالم تثبيت كرده است. دشمنان مجبور شده‏اند به ثبات جمهورى اسلامى و به اقتدار روزافزون جمهورى اسلامى اعتراف كنند و در مقابل آن تسليم شوند.
    امروز بحمداللَّه جمهورى اسلامى اين فرصت را پيدا كرده است كه بر روى طرحهاى بلندمدت براى رفع كمبودها و نقيصه‏ها و تخريبهاى دورانهاى گذشته برنامه‏ريزى كند. چشم‏انداز بيست ساله يك سند بسيار معتبر و مهم است كه مسئولان كشور - چه در قوه‏ى مجريه، چه در قوه‏ى مقننه - و در بخشهاى مختلف موظف شده‏اند گام به گام اين سند چشم‏انداز را تعقيب كنند و به آن اهداف نزديك شوند. مردم هوشمند و جوانان بااستعداد در هر نقطه‏ى كشور مسئوليت بزرگى در اين زمينه بر دوش دارند. من به شما مردم عزيز و بخصوص به جوانان عرض ميكنم كه ساختن كشور، پيش بردن كشور يك وظيفه‏ى مشترك است؛ مشترك بين مسئولان و مردم؛ مردم هم داراى مسئوليتند. خيلى بايد مراقب باشيم كه دشمنان پيشرفت كشور نتوانند ذهن و حواس ما را به نقاط فرعى و درجه‏ى دوم منعطف كنند، تا همه با وحدت كامل بتوانيم به سمت اين هدفها حركت كنيم.
    امروز من ميتوانم با قاطعيت بگويم مسئولين كشور، همه‏ى همت خودشان را به كار ميبندند براى اينكه بتوانند كمبودها را در همه‏ى مناطق جبران كنند. در اين سفر كردستان هم مسئولين، اعضاى هيئت وزيران در سنندج اجتماع كردند؛ مسائلى را كه بايد با اولويت، آنها را دنبال كنند، بررسى كردند؛ گزارش آن را به ما هم دادند. من از مسئولين دولت كه اين همت را كردند آمدند، تشكر ميكنم. مسائلى كه مورد توجه آنهاست، براى همه‏ى مناطق كردستان از جمله منطقه‏ى مريوان - همين منطقه‏ى شما - است و مسائلى كه مورد توجه آنها قرار گرفته است، مسائل دقيق و اساسى و حقيقى است. تصميم‏هاى خوبى هم گرفتند، اميدواريم كه اين تصميم‏ها عملى شود.
    آنچه كه پشتوانه‏ى اين حركت است، ايستادگى ملت ايران و پايبندى به شعارهاى انقلاب است. شعارهاى انقلاب اسلامى است كه ميتواند پشتوانه‏ى قدرت ملت ايران و بزرگترين پشتيبان دولت براى پيشرفتها در ميدانهاى مختلف باشد.
    در خصوص اين منطقه، يكى از چيزهائى كه بسيار مهم است، مسئله‏ى سرمايه‏گذارى است؛ سرمايه‏گذارى‏هاى صنعتى و سرمايه‏گذارى‏هاى كشاورزى كه ايجاد اشتغال كند. وقتى اشتغال به قدر كافى وجود نداشته باشد، راه‏هاى صحيح باز نباشد، آن وقت جوانان ما متأسفانه متوسل ميشوند به راه‏هاى غير صحيح؛ به قاچاق و امثال اينها. قاچاق يك بليه براى كشور و براى اقتصاد كشور يك درد است؛ يك ويروسِ بشدت فلج كننده است. جوانان ما نبايد در وضعى قرار بگيرند كه احساس كنند ناچار بايد به اين راه غير منطقى، غير قانونى و غير مشروع متوسل شوند. اين جزو همتهاى اصلى دولت است و دولت به اين همت گماشته است. شما هم بايد كمك كنيد؛ بايد در اين مسئله همكارى كنيد. قاچاقى كه انجام ميگيرد، درست است كه براى عامل آن، سود به همراه دارد، اما سود اصلى را كسانى ميبرند كه در پشت پرده‏ى اين حركتِ ظاهرى قرار دارند؛ افراد سوءاستفاده‏چى و فرصت‏طلبان بدون اينكه زحمتى متحمل شوند، بدون اينكه خطرى آنها را تهديد كند، بيشترين سود را ميبرند، آن وقت جوان مؤمن ما به خاطر استيصال يا به هر جهت ديگر خودش را در معرض خطر قرار ميدهد. اين باب بايستى مسدود شود و اين با سرمايه‏گذارى‏هاى درست و ايجاد اشتغال در همه‏ى مناطق كردستان، در همه‏ى بخشهاى شهرستانهاى كردستان، بخصوص شهرستانهائى كه نزديك مرزند مثل مريوان، اين معنا امكان‏پذير است و من ديدم مسئولين كشور، خوشبختانه به اين نكته توجه دارند، رو اين مسئله فكر كردند. بايد زمينه‏اى فراهم شود كه سرمايه‏گذارى‏هاى خوبى انجام بگيرد تا اشتغال ايجاد شود، تا جوان بتواند معيشت خود را از راه صحيح، از راه قانونى، از راه حلال تأمين كند.
    البته شما بدانيد، چون دشمن ميداند كه شرط سرمايه‏گذارى و ايجاد ثروت، امنيت است و نميخواهند سرمايه‏گذارى و ايجاد ثروت در اين منطقه انجام بگيرد، لذا سعى خواهند كرد با امنيت مقابله كنند. سعى ميكنند امنيت را به هم بزنند. البته اين را هم با اطمينان كامل به شما بگويم كه نيروهاى مؤمن و وفادار جمهورى اسلامى به كمك همين مردم و همين جوانها با عوامل ناامنى بشدت برخورد خواهند كرد و هرگونه مجال ناامنى را به لطف الهى از آنها خواهند گرفت.
    خدا را سپاسگزارم كه اين توفيق را به من داد كه بار ديگر شهر عزيز مريوان و شما مردم عزيز و مهربان و وفادار و مؤمن را از نزديك زيارت كنم. ما از ياد شما بيرون نميرويم؛ دلهاى مسئولين از محبت به شما مردم ميتپد و از عشق به مردم، مالامال و سرشار است؛ اين را بدانيد. و تلاشى كه مسئولين كشور دنبال آن هستند، تلاش براى پيشرفت مسائل عمده‏ى كشور و از جمله مسئله‏ى اقتصاد كشور است. خوشبختانه توفيقات هم زياد بوده است، كار هم زياد شده است، كارهاى زياد ديگرى هم بايد انجام بگيرد. اين سفر ما يكى از اهدافش اين است كه توجه مردم را از ساير نقاط كشور به اين منطقه جلب كند، تا ارتباطات عاطفى بين دلها روز به روز مستحكم‏تر شود. هم مردم كرد اين منطقه، هم مردم فارس يا ترك يا بلوچ يا ساير اقوام ايرانى در مناطق ديگر بوضوح احساس كنند كه همه، اندامهاى يك پيكره‏ى عظيم و پر شكوهى هستند به نام پيكره‏ى ملت ايران. و اين بحمداللَّه حاصل است.
    من از محبت شما مردم، از استقبال شما، از اظهارات گرم و صميمانه‏ى شما مردم عزيز، صميمانه تشكر ميكنم و از خداوند ميخواهم الطاف و تفضلات خود را بر شما مردم عزيز نازل فرمايد و از خدا ميخواهم به مسئولين ما توفيق دهد و كمك كند كه وظائف خود را به نحو اتم و اكمل در قبال اين مردم عزيز انجام دهند. همه‏ى شما را به خداى بزرگ ميسپارم.

    :icon_pf(57):

صفحه 48 از 52 نخستنخست ... 28293031323334353637383940414243444546474849505152 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •