صفحه 485 از 555 نخستنخست ... 335385435465466467468469470471472473474475476477478479480481482483484485486487488489490491492493494495496497498499500501502503504505535 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 4,841 تا 4,850 , از مجموع 5547

موضوع: ♥●•٠·˙بــــهترین اشعارونثـــــــرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. #4841
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض



    آن پیک نامور که رسید از دیار دوست

    آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست


    خوش می‌دهد نشان جلال و جمال یار

    خوش می‌کند حکایت عز و وقار دوست


    دل دادمش به مژده و خجلت همی‌برم

    زین نقد قلب خویش که کردم نثار دوست


    شکر خدا که از مدد بخت کارساز

    بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست


    سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار

    در گردشند بر حسب اختیار دوست


    گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند

    ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست



    کحل الجواهری به من آر ای نسیم صبح

    زان خاک نیکبخت که شد رهگذار دوست


    ماییم و آستانه عشق و سر نیاز

    تا خواب خوش که را برد اندر کنار دوست


    دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باک

    منت خدای را که نیم شرمسار دوست


  2. #4842
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست


    بیار نفحه‌ای از گیسوی معنبر دوست



    به جان او که به شکرانه جان برافشانم

    اگر به سوی من آری پیامی از بر دوست


    و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار

    برای دیده بیاور غباری از در دوست


    من گدا و تمنای وصل او هیهات

    مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست


    دل صنوبریم همچو بید لرزان است

    ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست


    اگر چه دوست به چیزی نمی‌خرد ما را

    به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست


    چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد

    چو هست حافظ مسکین غلام و چاکر دوست


  3. #4843
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست


    تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست


    واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس

    طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست


    زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من

    بر امید دانه‌ای افتاده‌ام در دام دوست


    سر ز مستی برنگیرد تا به صبح روز حشر

    هر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جام دوست


    بس نگویم شمه‌ای از شرح شوق خود از آنک

    دردسر باشد نمودن بیش از این ابرام دوست



    گر دهد دستم کشم در دیده همچون توتیا

    خاک راهی کان مشرف گردد از اقدام دوست


    میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق

    ترک کام خود گرفتم تا برآید کام دوست


    حافظ اندر درد او می‌سوز و بی‌درمان بساز

    زان که درمانی ندارد درد بی‌آرام دوست


  4. #4844
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست


    در غنچه‌ای هنوز و صدت عندلیب هست


    گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست

    چون من در آن دیار هزاران غریب هست


    در عشق خانقاه و خرابات فرق نیست

    هر جا که هست پرتو روی حبیب هست


    آن جا که کار صومعه را جلوه می‌دهند

    ناقوس دیر راهب و نام صلیب هست



    عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد

    ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست


    فریاد حافظ این همه آخر به هرزه نیست

    هم قصه‌ای غریب و حدیثی عجیب هست


  5. #4845
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبیست


    زبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست


    پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن

    بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبیست


    در این چمن گل بی خار کس نچید آری

    چراغ مصطفوی با شرار بولهبیست


    سبب مپرس که چرخ از چه سفله پرور شد

    که کام بخشی او را بهانه بی سببیست


    به نیم جو نخرم طاق خانقاه و رباط

    مرا که مصطبه ایوان و پای خم طنبیست


    جمال دختر رز نور چشم ماست مگر

    که در نقاب زجاجی و پرده عنبیست


    هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه

    کنون که مست خرابم صلاح بی‌ادبیست


    بیار می که چو حافظ هزارم استظهار

    به گریه سحری و نیاز نیم شبیست


  6. #4846
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست


    ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست


    هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار

    کس را وقوف نیست که انجام کار چیست


    پیوند عمر بسته به موییست هوش دار

    غمخوار خویش باش غم روزگار چیست


    معنی آب زندگی و روضه ارم

    جز طرف جویبار و می خوشگوار چیست


    مستور و مست هر دو چو از یک قبیله‌اند

    ما دل به عشوه که دهیم اختیار چیست


    راز درون پرده چه داند فلک خموش


    ای مدعی نزاع تو با پرده دار چیست


    سهو و خطای بنده گرش اعتبار نیست

    معنی عفو و رحمت آمرزگار چیست


    زاهد شراب کوثر و حافظ پیاله خواست

    تا در میانه خواسته کردگار چیست


  7. #4847
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    بنال بلبل اگر با منت سر یاریست


    که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست


    در آن زمین که نسیمی وزد ز طره دوست

    چه جای دم زدن نافه‌های تاتاریست


    بیار باده که رنگین کنیم جامه زرق

    که مست جام غروریم و نام هشیاریست


    خیال زلف تو پختن نه کار هر خامیست

    که زیر سلسله رفتن طریق عیاریست


    لطیفه‌ایست نهانی که عشق از او خیزد

    که نام آن نه لب لعل و خط زنگاریست


    جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال

    هزار نکته در این کار و بار دلداریست


    قلندران حقیقت به نیم جو نخرند

    قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست


    بر آستان تو مشکل توان رسید آری


    عروج بر فلک سروری به دشواریست


    سحر کرشمه چشمت به خواب می‌دیدم

    زهی مراتب خوابی که به ز بیداریست


    دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ

    که رستگاری جاوید در کم آزاریست


  8. #4848
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست


    جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست


    حالیا خانه برانداز دل و دین من است

    تا در آغوش که می‌خسبد و همخانه کیست


    باده لعل لبش کز لب من دور مباد

    راح روح که و پیمان ده پیمانه کیست


    دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو

    بازپرسید خدا را که به پروانه کیست



    می‌دهد هر کسش افسونی و معلوم نشد

    که دل نازک او مایل افسانه کیست


    یا رب آن شاهوش ماه رخ زهره جبین

    در یکتای که و گوهر یک دانه کیست


    گفتم آه از دل دیوانه حافظ بی تو

    زیر لب خنده زنان گفت که دیوانه کیست


  9. #4849
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست


    در رهگذر کیست که دامی ز بلا نیست


    چون چشم تو دل می‌برد از گوشه نشینان

    همراه تو بودن گنه از جانب ما نیست


    روی تو مگر آینه لطف الهیست

    حقا که چنین است و در این روی و ریا نیست


    نرگس طلبد شیوه چشم تو زهی چشم

    مسکین خبرش از سر و در دیده حیا نیست


    از بهر خدا زلف مپیرای که ما را

    شب نیست که صد عربده با باد صبا نیست


    بازآی که بی روی تو ای شمع دل افروز

    در بزم حریفان اثر نور و صفا نیست


    تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است

    جانا مگر این قاعده در شهر شما نیست


    دی می‌شد و گفتم صنما عهد به جای آر

    گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست


    گر پیر مغان مرشد من شد چه تفاوت


    در هیچ سری نیست که سری ز خدا نیست


    عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت

    با هیچ دلاور سپر تیر قضا نیست


    در صومعه زاهد و در خلوت صوفی

    جز گوشه ابروی تو محراب دعا نیست


    ای چنگ فروبرده به خون دل حافظ

    فکرت مگر از غیرت قرآن و خدا نیست


  10. #4850
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست


    دل سرگشته ما غیر تو را ذاکر نیست


    اشکم احرام طواف حرمت می‌بندد

    گر چه از خون دل ریش دمی طاهر نیست


    بسته دام و قفس باد چو مرغ وحشی

    طایر سدره اگر در طلبت طایر نیست


    عاشق مفلس اگر قلب دلش کرد نثار

    مکنش عیب که بر نقد روان قادر نیست


    عاقبت دست بدان سرو بلندش برسد

    هر که را در طلبت همت او قاصر نیست


    از روان بخشی عیسی نزنم دم هرگز

    زان که در روح فزایی چو لبت ماهر نیست



    من که در آتش سودای تو آهی نزنم

    کی توان گفت که بر داغ دلم صابر نیست


    روز اول که سر زلف تو دیدم گفتم

    که پریشانی این سلسله را آخر نیست


    سر پیوند تو تنها نه دل حافظ راست

    کیست آن کش سر پیوند تو در خاطر نیست


صفحه 485 از 555 نخستنخست ... 335385435465466467468469470471472473474475476477478479480481482483484485486487488489490491492493494495496497498499500501502503504505535 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •