صفحه 49 از 52 نخستنخست ... 293031323334353637383940414243444546474849505152 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 481 تا 490 , از مجموع 514

موضوع: بیانات مقام معظم رهبری از سال 79 تا 88

  1. #481
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات در ديدار استادان و دانشجويان كردستان‏27/ 02/ 88

    بيانات در ديدار استادان و دانشجويان كردستان‏
    27/ 02/ 88
    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    اين جلسه‏اى كه در جمع شما جوانان، دانشجويان، فرزانگان، در اين محيط دانشگاهى برگزار شد، بسيار جلسه‏ى پرثمر و اميدبخشى است. جمع جوانان - بخصوص وقتى در محيط دانشگاه، در فضاى دانشگاهى و فراهم‏آمده‏ى از جمع دانشجويان و اساتيد و فرزانگان باشد - براى گوينده و شنونده و فضاى عمومى كشور، نويدبخش است. اگر چه من بخاطر آشنائى‏اى كه با مجموعه‏هاى دانشجوئى دارم و ارتباطى كه بحمداللَّه در طول ساليان همچنان باقى بوده است و ان‏شاءاللَّه باقى خواهد بود، با روحيه‏ى پيشرفت‏طلب، نوآور، پرنشاط و با طراوت دانشجويان آشنا هستم؛ ولى مشاهده‏ى اين جمع متراكم و بخصوص مطالبى كه عزيزان ما - از دانشجويان، جوانان و اساتيد - در اين جا بيان كردند، نويدهاى بيشترى را به انسان ميدهد. با اين روحيه و با اين نشاط، مطمئن هستيم و همه مطمئن باشند كه فرداى نظام جمهورى اسلامى - كه كشور در دست شما جوانها خواهد بود - به مراتب از امروز اين نظام و اين كشور پيشرفته‏تر و بهتر خواهد بود. همچنانى‏كه ما از روز اول انقلاب تا امروز بحمداللَّه هيچ لحظه‏اى توقف نكرديم و پيش رفتيم، من پيش‏بينى ميكنم در سالهاى آينده - به بركت اين بيدارى جوانانه‏ى شما و توجه به علم و توجه به آرمانها و احساس مسئوليتى كه انسان در نسل جوان مشاهده ميكند - اين شتاب مضاعف خواهد شد. من هرگز سخنان و حرفهاى منفى‏اى را كه بعضى از سر تعصبها و بعضى از سر غفلتها در گوشه و كنار ميزنند و ميخواهند نسل جوان را، نسل جوانِ روى‏گردانده‏ى از آرمانها معرفى كنند، باور نكرده‏ام و باور نخواهم كرد. جوان ما رو به جلو دارد، هدف‏دار است، اميدوار است، مبنادار است و ان‏شاءاللَّه با نيروى جوانى اين بارهاى سنگين را به پيش خواهد برد.
    قبل از آن كه به مطلبى كه در ذهن آماده كرده‏ام تا عرض بكنم، بپردازم، نگاهى بكنيم به آنچه كه دوستان در اين جا فرمودند. عموماً مطالب دل‏نشينى گفته شد و راهكارهائى هم كه ارائه شد، راهكارهاى درست و مفيدى است و غالباً ناظر به مسائل دانش، فناورى، محيط دانشگاه، آزمايشگاه، بالا بردن كيفيت و پيشنهادهاى گوناگون در تأكيد و پشتيبانى از صنايع دانش‏بنياد و از اين قبيل مطالب بود كه همه‏ى اينها مورد تأييد ماست. نكات تازه‏اى هم در اين بيانات وجود داشت كه من اميدوارم آقايانى كه در اين جا تشريف دارند - وزير محترم علوم و وزير محترم بهداشت و درمان و معاون محترم علمى رئيس جمهور - به اين نكات توجه كنند: هم در زمينه‏ى جذب نخبگان و هم در زمينه‏ى ارتباطات لازم و بقيه‏ى پيشنهادهائى كه گفته شد. به نظر من پيشنهادهاى بسيار خوبى بود و همه‏اش بايد مورد توجه قرار بگيرد. و من ان‏شاءاللَّه بعد از بازگشت از سفر، از برادران مسئول خواهم خواست كه گزارش اجرائى شدن اين پيشنهادها را - در حدى كه معقول و ممكن هست - به من بدهند.
    اين دختر عزيزمان در مورد «مجلس دانشجوئى» پيشنهاد كردند. اسم قشنگى است؛ ليكن كارهاى نمايشى، نه گره از كار دانشجو باز ميكند و نه گره از كار كشور. بايد هر چه ميتوانيم از كارهاى ظاهرى و سطحى و نمايشى و شعارى كم كنيم و توجهمان را به كارهاى بنيانى، اصلى، حقيقى و پيش‏برنده، بيشتر كنيم. حالا فرضاً مجلس دانشجوئى تشكيل شد؛ شما ببينيد انتخابات اين مجلس چقدر وقت دانشجوهاى كشور را خواهد گرفت! از كدام دانشگاه، از كدام شهر، با كدام گرايش، با كدام جهت‏گيرى فكرى يا سياسى و معارضات و غيره! ما حالا همه‏ى همتمان اين است كه هرچه بيشتر شعله‏ى علم را و تحقيق را توى محيط دانشجوئى برافروخته كنيم. وانگهى دختر عزيزمان گفتند اين مجلس دانشجوئى قدرت اجرائى هم داشته باشد. خب اگر مجلس است، قدرت اجرائى‏اش ديگر چرا؟ هم تصميم بگيرد هم خودش اجرا كند! با كشاندن اين ماجرا به داخل دانشگاه‏ها، ببينيد بر سر دانشگاه‏ها چه خواهد آمد! من با اهتمام به دانشجو، اعتناى به دانشجو، شنيدن حرف دانشجو، نوازش كردن دانشجو و كمك كردن به دانشجو صد در صد موافقم؛ اما اينها راهش نيست.
    اين دختر عزيزمان، خيلى هم قشنگ و زيبا و با هيجان صحبت كردند؛ خود ما هم كه پيرمرد هستيم وقتى كه يك جوانى با هيجان حرف ميزند، كأنّه حالت جوانى احساس ميكنيم. در كنار اين باز گفتند: اين مجلس صدا را به گوش مسئولين برساند. به نظر من بهتر از مجلس دانشجوئى، همين مجلسى است كه الان شما داريد؛ اين جور مجالس را زياد كنيد. يكى از عللى كه من توى دانشگاهها ميروم - در هر سفرى مقيدم حتماً يك برنامه‏ى دانشجوئى داشته باشم، در تهران هم احياناً به دانشگاههاى مختلف سر ميكشم - همين است كه مايلم پاى مسئولان به دانشگاهها باز بشود و با دانشجويان رو به رو بگويند و بشنوند. امروز حرفهائى را كه شما در اين جا زديد، در صدا و سيما منتشر خواهد شد و در سرتاسر كشور منعكس خواهد شد؛ به گوش بنده كه يك مسئول هستم رسيد، به گوش مسئولان دانشگاهى رسيد، به گوش ديگر مسئولان هم خواهد رسيد؛ چه وسيله‏اى بهتر از اين؟ هر چه ميتوانيد جلسات دانشجوئى را با همين شكل صميمى، باز و بدون رودربايستى برگزار كنيد. و البته با كم كردن تعارفها! من با اينكه دوستان بيايند و راجع به اين حقير كوچك، تعبيرات مبالغه‏آميز به كار ببرند، خيلى هم موافق نيستم. بگذاريم ارتباطات يك قدرى با صفاتر، صميمى‏تر و طبيعى‏تر باشد. دانشجويان حرفهاشان را بزنند، مسئولين بشنوند؛ گاهى مسئولين هم يك حرفى براى دانشجويان دارند، بگويند. به هر حال، جلسه، جلسه‏ى خيلى خوبى بود. من از يكايك كسانى كه صحبت كردند تشكر ميكنم.
    موضوعى كه من ميخواهم عرض بكنم، موضوعى است كه با طبيعت جوان و طبيعت دانشجو صد در صد موافق است و نگاه به آينده دارد. چون آينده متعلق به شماست. ما امروز هرچه راجع به آينده بگوئيم، در حقيقت نگاه كردن و گفتن و اشاره كردن به برهه‏اى از زمان است كه آن برهه متعلق به شماست؛ وجود واقعى شما در آن برهه تعيين كننده و كارگشاست. اين موضوعى كه نگاه به آينده دارد، مسئله‏ى شعار دهه‏ى چهارم است - كه شروع شده - يعنى پيشرفت و عدالت. اعلام كرده‏ايم كه اين دهه، دهه‏ى پيشرفت و عدالت باشد. البته با گفتن و با اعلام كردن، نه پيشرفت حاصل ميشود و نه عدالت؛ اما با تبيين كردن، تكرار كردن و همت‏ها و عزم‏ها را راسخ كردن، هم پيشرفت حاصل ميشود و هم عدالت. ما ميخواهيم مسئله‏ى پيشرفت و عدالت، در دهه‏ى چهارم به يك گفتمان ملى تبديل بشود. همه بايد آن را بخواهيم؛ تا نخواهيم، طراحى و برنامه‏ريزى و عمليات تحقق پيدا نخواهد كرد و به هدف هم نخواهيم رسيد؛ بايد تبيين بشود. من ميخواهم يك قدرى راجع به اين مسئله‏ى پيشرفت صحبت كنم. مسئله‏ى عدالت هم باز يك باب واسع و طولانى ديگرى است.
    ابتدا شكل كلى بحث را ميگويم و سعى ميكنم كه ان‏شاءاللَّه هرچه بتوانم، موجزتر و كوتاه‏تر بگويم. شكل كلى بحث امروز اين است: برخى از مختصات پيشرفت را عرض ميكنيم تا قواره‏ى كلى و نماى كلى‏اى كه ما براى پيشرفت در ذهن داريم، روشن بشود - عمده‏ى بحث هم همين است - بعد برخى از پيش‏نيازهاى يا نيازهاى پيشرفت را ميشماريم؛ بعد هم اگر مجالى بود، به برخى از موانعى كه در اين راه وجود دارد و آسيبهائى كه ممكن است گريبان ما را در اين راه بگيرد، اشاره ميكنيم.
    در مسئله‏ى اول - يعنى تبيين نماى كلى پيشرفت - من چند نكته را ميگويم كه مجموع اين نكات، اين نماى كلى را به ما نشان خواهد داد.
    نكته‏ى اول اين است كه ما وقتى ميگوئيم پيشرفت، نبايد توسعه‏ى به مفهوم رائج غربى تداعى بشود. امروز توسعه، در اصطلاحات سياسى و جهانى و بين المللى حرف رائجى است. ممكن است پيشرفتى كه ما ميگوئيم، با آن چه كه امروز از مفهوم توسعه در دنيا فهميده ميشود، وجوه مشتركى داشته باشد - كه حتماً دارد - اما در نظام واژگانى ما، كلمه‏ى پيشرفت معناى خاص خودش را داشته باشد كه با توسعه در نظام واژگانى امروز غرب، نبايستى اشتباه بشود. آن چه ما دنبالش هستيم، لزوماً توسعه‏ى غربى - با همان مختصات و با همان شاخصها - نيست. غربى‏ها يك تاكتيك زيركانه‏ى تبليغاتى را در طول سالهاى متمادى اجرا كردند و آن اين است كه كشورهاى جهان را تقسيم كردند به توسعه‏يافته، در حال توسعه و توسعه‏نيافته. خب، در وهله‏ى اول انسان خيال ميكند توسعه‏يافته يعنى آن كشورى كه از فناورى و دانش پيشرفته‏اى برخوردار است، توسعه‏نيافته و در حال توسعه هم به همين نسبت؛ در حالى كه قضيه اين نيست. عنوان توسعه‏يافته - و آن دو عنوان ديگرى كه پشت سرش مى‏آيد، يعنى در حال توسعه و توسعه‏نيافته - يك بارِ ارزشى و يك جنبه‏ى ارزش‏گذارى همراه خودش دارد. در حقيقت وقتى ميگويند كشور توسعه يافته، يعنى كشور غربى! با همه‏ى خصوصياتش: فرهنگش، آدابش، رفتارش و جهت‏گيرى سياسى‏اش؛ اين توسعه‏يافته است. در حال توسعه يعنى كشورى كه در حال غربى شدن است؛ توسعه‏نيافته يعنى كشورى كه غربى نشده و در حال غربى شدن هم نيست. اين جورى ميخواهند معنا كنند. در واقع در فرهنگ امروز غربى، تشويق كشورها به توسعه، تشويق كشورها به غربى شدن است! اين را بايد توجه داشته باشيد. بله، در مجموعه‏ى رفتار و كارها و شكل و قواره‏ى كشورهاى توسعه‏يافته‏ى غربى، نكات مثبتى وجود دارد - كه من ممكن است بعضى‏اش را هم اشاره كنم - كه اگر بناست ما اينها را ياد هم بگيريم، ياد ميگيريم؛ اگر بناست شاگردى هم كنيم، شاگردى ميكنيم؛ اما از نظر ما، مجموعه‏اى از چيزهاى ضد ارزش هم در آن وجود دارد. لذا ما مجموعه‏ى غربى شدن، يا توسعه‏يافته‏ى به اصطلاحِ غربى را مطلقاً قبول نميكنيم. پيشرفتى كه ما ميخواهيم چيز ديگرى است.
    مطلب دوم اين است كه پيشرفت براى همه‏ى كشورها و همه‏ى جوامع عالم، يك الگوى واحد ندارد. پيشرفت يك معناى مطلق ندارد؛ شرائط گوناگون - شرائط تاريخى، شرائط جغرافيائى، شرائط جغرافياى سياسى، شرائط طبيعى، شرائط انسانى و شرائط زمانى و مكانى - در ايجاد مدلهاى پيشرفت، اثر ميگذارد. ممكن است يك مدل پيشرفت براى فلان كشور يك مدل مطلوب باشد؛ عيناً همان مدل براى يك كشور ديگر نامطلوب باشد. بنابراين يك مدل واحدى براى پيشرفت وجود ندارد كه ما آن را پيدا كنيم، سراغ آن برويم و همه‏ى اجزاء آن الگو را در خودمان ايجاد كنيم و در كشورمان پياده كنيم؛ چنين چيزى نيست. پيشرفت در كشور ما - با شرائط تاريخى ما، با شرائط جغرافيائى ما، با اوضاع سرزمينى ما، با وضع ملت ما، با آداب ما، با فرهنگ ما و با ميراث ما - الگوى ويژه‏ى خود را دارد؛ بايد جستجو كنيم و آن الگو را پيدا كنيم. آن الگو ما را به پيشرفت خواهد رساند؛ نسخه‏هاى ديگر به درد ما نميخورد؛ چه نسخه‏ى پيشرفت آمريكائى، چه نسخه‏ى پيشرفت اروپائى از نوع اروپاى غربى، چه نسخه‏ى پيشرفت اروپائى از نوع اروپاى شمالى - كشورهاى اسكانديناوى، كه آنها يك نوع ديگرى هستند - هيچ كدام از اينها، براى پيشرفت كشور ما نميتواند مدل مطلوب باشد. ما بايد دنبال مدل بومى خودمان بگرديم. هنر ما اين خواهد بود كه بتوانيم مدل بومى پيشرفت را متناسب با شرائط خودمان پيدا كنيم. من اين بحث را در محيط دانشگاه دارم ميكنم؛ معنايش اين است كه اين تحقيق و اين پيگيرى و اين تفحص را شما دانشجو، شما استاد و شما عنصر دانشگاهى، با جديت بايد انجام بدهيد؛ و ان‏شاءاللَّه خواهيد توانست.
    نكته‏ى بعدى هم نكته‏ى مهمى است: مبانى معرفتى در نوع پيشرفت مطلوب يا نامطلوب تأثير دارد. هر جامعه و هر ملتى، مبانى معرفتى، مبانى فلسفى و مبانى اخلاقى‏اى دارد كه آن مبانى تعيين كننده است و به ما ميگويد چه نوع پيشرفتى مطلوب است، چه نوع پيشرفتى نامطلوب است. آن كسى كه ناشيانه و نابخردانه، يك روزى شعار داد و فرياد كشيد كه بايد برويم سرتاپا فرنگى بشويم و اروپائى بشويم، او توجه نكرد كه اروپا يك سابقه و فرهنگ و مبانى معرفتى‏اى دارد كه پيشرفت اروپا، بر اساس آن مبانى معرفتى است؛ ممكن است آن مبانى بعضاً مورد قبول ما نباشد و آنها را تخطئه كنيم و غلط بدانيم. ما مبانى معرفتى و اخلاقى خودمان را داريم. اروپا در دوران قرون وسطى، سابقه‏ى تاريخى مبارزات كليسا با دانش را دارد؛ انگيزه‏هاى عكس‏العملى و واكنشى رنسانس علمىِ اروپا در مقابل آن گذشته را نبايد از نظر دور داشت. تأثير مبانى معرفتى و مبانى فلسفى و مبانى اخلاقى بر نوع پيشرفتى كه او ميخواهد انتخاب كند، يك تأثير فوق العاده است. مبانى معرفتى ما به ما ميگويد اين پيشرفت مشروع است يا نامشروع؛ مطلوب است يا نامطلوب؛ عادلانه است يا غيرعادلانه.
    فرض بفرمائيد در يك جامعه‏اى تفكر سودمحور مطرح است؛ يعنى همه‏ى پديده‏هاى عالم با پول محك زده ميشوند و اندازه‏گيرى ميشوند: هر چيزى قيمت پولى‏اش و سود مادى‏اش چقدر است. امروز در يك بخش بزرگى از دنيا مسئله اين است: همه چيز با پول سنجيده ميشود! در اين جامعه ممكن است برخى از كارها ارزشى باشد - براى خاطر اينكه آنها را به پول ميرساند - اما در يك جامعه‏اى كه در آن پول و سود، محور قضاوت نيست، همان كار ممكن است ضدارزش محسوب بشود. يا در يك جامعه‏اى اصالت لذت حاكم است. آقا شما چرا اين عمل را مباح ميدانيد؟ چرا همجنس‏گرائى و همجنس بازى را مباح ميدانيد؟ ميگويد: لذت است؛ انسان از او لذت ميبرد! اين شد اصالت لذت؛ وقتى اصالت لذت بر يك جامعه و بر يك ذهنيت عمومى حاكم بود، يك چيزهائى مباح ميشود. اما وقتى شما در يك فلسفه‏اى، در يك ايدئولوژى‏اى و در يك نظام اخلاقى‏اى داريد تنفس ميكنيد كه اصالت لذت در او وجود ندارد، يك كارهائى لذت هم دارد، اما نامشروع است، ممنوع است. لذت مجوز اقدام نيست، مجوز تصميم‏گيرى نيست، مجوز مشروعيت نيست. اينجا ديگر شما نميتوانيد مانند همان جامعه‏اى كه در آن اصالت لذت حاكم است، تصميم‏گيرى كنيد؛ مبانى معرفتى فرق ميكند.
    يا در يك جامعه و در يك نظام اخلاقى‏اى، پول احترام مطلق دارد؛ از كجا آمده؟ مهم نيست. ممكن است از راه استثمار بدست آمده باشد، ممكن است از راه استعمار بدست آمده باشد، ممكن است از راه غارت بدست آمده باشد؛ فرقى نميكند، پول است. البته امروز اين چيزها اگر صريحاً گفته بشود - در آن جوامعى كه به آنها مبتلايند - ممكن است انكار بشود؛ اما تاريخشان را كه نگاه ميكنيد قضيه روشن ميشود. در آمريكا، ريشه‏ى اين مسئله‏ى آزادى فردى و اين ليبراليسمى كه به آن افتخار ميكردند و ميكنند و يكى از ارزشهاى آمريكائى بحساب مى‏آورند، عبارت است از حفظ ثروت شخصى. يعنى محيطى كه آمريكا در آن محيط بوجود آمد و با آن مردمى كه آن روز در آمريكا جمع شده بودند، حفظ فعاليت و تلاش مادى، نياز به اين داشت كه به ثروت شخصى افراد يك ارزش مطلقى داده بشود. البته اين از نگاه جامعه شناختى و با نگاه واقعى - متنى به جامعه‏ى آمريكائى، داستان خيلى مفصلى دارد. آن روزى كه منطقه‏ى آمريكا - نه نظام سياسى آمريكا - به عنوان محلى براى كسب درآمد با آن زمينه‏ى طبيعى پرسود تبديل شد، آن كسانى كه در آمريكا جمع شده بودند، بيشتر ماجراجويانى بودند كه از اروپا راه افتاده بودند، توانسته بودند عرض اقيانوس متلاطم اطلس را بپيمايند و خودشان را به سرزمين اتازونى برسانند؛ هر كسى نمى‏آمد. آن كسى كه در اروپا زندگى داشت، كار داشت، خانواده داشت، اصالت داشت، او كه نمى‏آمد؛ افرادى مى‏آمدند كه يا از لحاظ مالى استيصال داشتند، يا تحت تعقيب جزائى بودند، يا ماجراجو بودند. ميدانيد، اقيانوس اطلس، متلاطم‏ترين درياهاى دنياست؛ از عرض اين اقيانوس عبور كردن و خود را از اروپا به سرزمين آمريكا رساندن، خودش يك ماجراجوئى ميخواست. مجموعه‏اى از اين ماجراجوها، عمدتاً - نميگويم عموماً - مردم اوليه‏ى آمريكا را تشكيل دادند. اگر بنا بود اينها بتوانند با هم و در كنار هم زندگى بكنند و ثروت توليد بكنند، بايد به ثروت شخصى يك ارزش مطلق داده ميشد. و داده شد. توى اين فيلمهاى كابوئى - البته اينها نه اينكه صددرصد واقعيت داشته باشد، به هر حال فيلم است، داستان است؛ اما نشانه‏هاى واقعيت كاملاً در آنها وجود دارد - شما مى‏بينيد براى خاطر يك گاوى كه كسى از گله‏ى يك گله‏دار دزديده، قاضى مى‏نشيند قضاوت ميكند، حكم اعدام به او ميدهد، بعد هم به دارش ميزنند! اين بخاطر اين است كه ثروت شخصى و مالكيت خصوصى، يك ارزش مطلق پيدا ميكند. خب، در يك چنين جامعه‏اى ديگر مهم نيست اين پول از كجا آمده باشد.
    در جوامع غربى - تقريباً به طور عموم - از راه استعمار آمده است. ثروتى كه انگلستان در قرن هجدهم و نوزدهم بدست آورد و توانست به وسيله‏ى آن ثروت و پول نقد و طلاى نقد، سياست خودش را بر كل اروپا و مناطق ديگر سيطره بدهد، بخاطر پولى بود كه انگليسى‏ها از استعمار كشورهاى شرقى و عمدتاً شبه قاره‏ى هند بدست آورده بودند؛ شبه قاره‏ى هند و كشور سيام سابق و بقيه‏ى كشورهاى آن منطقه را غارت كردند! شما به تاريخ مراجعه كنيد، مطالعه كنيد؛ واقعاً در يكى دو كلمه نميشود گفت كه اينها با هند چه كردند؛ انگليسى‏ها ثروت هند را و ثروت آن منطقه را - كه منطقه‏ى بسيار پرثروتى بود - مثل يك انار آب‏لمبوئى فشردند و همه رفت توى خزانه‏ى دولت انگليس و كشور انگيس تبديل شد به يك ثروتمند! ديگر سؤال نميشود اين ثروت از كجا آمد. اين ثروت احترام دارد! خب پيشرفت در اين كشور يك معنا پيدا ميكند؛ اما در كشورى كه استعمار را حرام ميداند، استثمار را گناه ميداند، غارت را ممنوع ميداند، غصب را حرام ميداند، تجاوز به حقوق ديگران و گرفتن مال ديگران را ممنوع ميداند، پيشرفت يك معناى ديگرى پيدا خواهد كرد. بنابراين مبانى معرفتى، مبانى اخلاقى و تفكرات اصولى و فلسفى، در تعريف پيشرفت در يك كشور تعيين كننده است. اين هم يك مطلب.
    مطلب بعدى اين است كه ما اگر نقاط افتراق پيشرفت با منطق اسلامى را با توسعه‏ى غربى ميشماريم، نبايد از نقاط اشتراك غفلت كنيم؛ يك نقاط اشتراكى هم وجود دارد كه اينها در توسعه‏ى كشورهاى توسعه يافته‏ى غربى كاملاً وجود داشته؛ روح خطرپذيرى - كه انصافاً جزو خلقيات و خصال خوب اروپائى‏هاست - روح ابتكار، اقدام و انضباط، چيزهاى بسيار لازمى است؛ در هر جامعه‏اى كه اينها نباشد، پيشرفت حاصل نخواهد شد. اينها هم لازم است. ما اگر بايد اينها را ياد بگيريم، ياد هم ميگيريم؛ اگر هم در منابع خودمان باشد، بايد آنها را فرا بگيريم و عمل كنيم.
    نكته‏ى بعدى مسئله‏ى پسوند عدالت است. ما گفتيم پيشرفت و عدالت؛ اين خيلى معنادار است. فرض بفرمائيد يكى از شاخصهاى مهم، افزايش درآمد ناخالص ملى در كشورهاست. فلان كشور درآمد ناخالص ملى‏اش، مثلاً چندين هزار ميليارد است، فلان كشور يك دهم اوست؛ پس آن كشور اولى پيشرفته است! اين منطق، منطق درستى نيست. افزايش درآمد ناخالص ملى - يعنى درآمد عمومى يك كشور - به تنهائى نميتواند نشانه‏ى پيشرفت باشد؛ بايد ديد اين درآمد چگونه تقسيم ميشود. اگر درآمد ملى بسيار بالاست، اما توى همين كشور آدمهائى شب توى خيابان ميخوابند و با گرماى چهل و دو درجه‏ى هوا عده‏ى زياديشان ميميرند، اين پيشرفت نيست. شما ببينيد توى خبرها: در فلان شهر معروف بزرگ غربى - مثلاً در آمريكا يا جاى ديگر - حرارت هوا به چهل و دو درجه رسيد و فلان تعداد آدم مردند! چرا با چهل و دو درجه حرارت بميرند؟ اين معنايش اين است كه اينها سرپناه و جا ندارند. اگر در جامعه‏اى، انسانهائى وجود دارند كه بى سرپناه زندگى ميكنند يا بايد چهارده ساعت در روز كار كنند تا نان بخور و نمير پيدا كنند، درآمد ناخالص ملى ده برابر اينى هم كه امروز هست باشد، اين پيشرفت نيست. در منطق اسلامى اين پيشرفت نيست. بنابراين پسوند عدالت اينقدر اهميت دارد.
    البته درباره‏ى پسوند عدالت حرفهاى بيشترى هست. اساس نگاه اسلامى به پيشرفت، بر پايه‏ى اين نگاه به انسان است: اسلام انسان را يك موجود دوساحتى ميداند؛ داراى دنيا و آخرت؛ اين پايه‏ى همه‏ى مطالبى است كه در باب پيشرفت بايد در نظر گرفته بشود؛ شاخص عمده اين است؛ فارقِ عمده اين است. اگر يك تمدنى، يك فرهنگى و يك آئينى، انسان را تك ساحتى دانست و خوشبختى انسان را فقط در زندگى مادىِ دنيائى به حساب آورد، طبعاً پيشرفت در منطق او، با پيشرفت در منطق اسلام - كه انسان را دو ساحتى ميداند - بكلى متفاوت خواهد بود. كشور ما و جامعه‏ى اسلامى آن وقتى پيشرفته است كه نه فقط دنياى مردم را آباد كند، بلكه آخرت مردم را هم آباد كند. پيغمبران اين را ميخواهند: دنيا و آخرت. نه دنياى انسان بايد مغفول عنه واقع بشود به توهم دنبالگيرى از آخرت، نه آخرت بايد مغفول عنه واقع بشود بخاطر دنبالگيرى از دنيا. اين بسيار نكته‏ى مهمى است. اساس، اين است. آن پيشرفتى كه در جامعه‏ى اسلامى مورد نظر است، اينچنين پيشرفتى است.
    چند جور انحراف ممكن است در اينجا بوجود بيايد:
    يكى اين است كه كسانى دنيا را اصل بدانند و از آخرت فراموش كنند؛ يعنى همه‏ى تلاش جامعه و برنامه‏ريزان و سياست‏گذاران و حكومت، براى اين باشد كه زندگى مردم را از لحاظ دنيائى آباد كنند: مردم پول داشته باشند، ثروت داشته باشند، راحت باشند، مشكل مسكن نداشته باشند، مشكل ازدواج نداشته باشند، مشكل بيكارى نداشته باشند؛ فقط همين! اما از لحاظ معنوى در چه وضعى باشند، مطلقاً مورد توجه قرار نگيرد. اين يك انحراف است.
    يك انحراف ديگر اين است كه از دنيا غفلت كنند؛ از دنيا غفلت كردن يعنى از مواهب حيات و مواهب زندگى غفلت كردن و به آن بى‏اعتنائى كردن؛ اين هم يك انحراف ديگر است. مثل بسيارى از گرفتارى‏هائى كه در مجموعه‏ى دينداران در گذشته اتفاق افتاده: اقبال به مسائل اخروى و دينى، و بى‏توجهى به مواهب عالم حيات و استعدادهائى كه خداى متعال در اين عالم قرار داده است؛ اين هم يكى از انحرافهاست. «هو الذّى انشأكم من الارض و استعمركم فيها»؛ خدا شما را مأمور كرده است به آبادى زمين. آبادى يعنى چه؟ يعنى استعدادهاى بى‏پايانى كه در عالم ماده وجود دارد را يكى يكى كشف كردن، آنها را در معرض استفاده‏ى انسان قرار دادن و انسان را به اين وسيله به جلو بردن. اين مسئله‏ى علم و توليد علم و اين مسائلى كه ما ميگوئيم، ناظر به اين است.
    يك انحراف ديگر هم اين است كه انسان در زندگى شخصى خود، مواهب حيات و نيازهاى مادى را دست كم بگيرد و مورد بى‏اعتنائى قرار بدهد؛ اين هم در اسلام گفته نشده، خواسته نشده؛ بلكه عكسش خواسته شده: «ليس منّا من ترك اخرته لدنياه و لا من ترك دنياه لاخرته». اگر آخرت را به خاطر دنيا ترك كرديد در اين امتحان مردوديد؛ اگر دنيا را هم به خاطر آخرت ترك كرديد در اين امتحان مردويد. اين خيلى مهم است. اميرالمؤمنين به كسى برخورد كرد كه زن و زندگى و خانه و همه چيز را كنار گذاشته بود و به عبادت پرداخته بود؛ فرمود: «يا عدّى نفسه»، اى دشمن كوچك خويشتن! با خودت دارى دشمنى ميكنى؛ خدا اين را از تو نخواسته. «قل من حرّم زينة اللَّه الّتى أخرج لعباده و الطّيّبات من الرّزق».(1) اين هم اين مطلب است. بنابراين تعادل دنيا و آخرت و نگاه به دنيا و آخرت - هم در برنامه‏ريزى، هم در عمل شخصى و هم در اداره‏ى كشور - لازم است. اين هم يك شاخص عمده‏ى پيشرفت است.
    اينها يك مختصاتى از جمله‏ى مختصات پيشرفت مورد نظر ما بود كه عرض كرديم. همانطور كه گفتم با اين حرفها تمام نميشود: بايد دقت كرد، بايد تعقيب كرد، بايد تحقيق كرد. صاحبان فكر در دانشگاهها بنشينند و روى اين مسائل مطالعه كنند؛ تبيين علمى بشود؛ مدل‏سازى علمى بشود تا بتوانيم اين را به برنامه تبديل كنيم و بيندازيم در ميدان اجرا تا در پايان ده سال، ملت احساس كنند كه پيشرفت حقيقى پيدا كردند.
    يكى از الزامات ما اين است: هر الگوى پيشرفتى بايستى تضمين كننده‏ى استقلال كشور باشد؛ اين بايد بعنوان يك شاخص به حساب بيايد. هر الگوئى از الگوهاى طراحى شونده‏ى براى پيشرفت كه كشور را وابسته كند، ذليل كند و دنباله‏رو كشورهاى مقتدر و داراى قدرت سياسى و نظامى و اقتصادى بكند، مردود است. يعنى استقلال، يكى از الزامات حتمىِ مدل پيشرفت در دهه‏ى پيشرفت و توسعه است. پيشرفت ظاهرى - با وابسته شدن در سياست و اقتصاد و غيره - پيشرفت محسوب نميشود. امروز هستند كشورهائى - بخصوص در آسيا - كه از لحاظ فناورى، از لحاظ دانش، از لحاظ مصنوعات، پيشرفتهاى ظاهرى دارند؛ خيلى از جاهاى دنيا را هم تصرف كرده‏اند؛ اما وابسته‏اند، وابسته‏اند. ملت و به تبع آنها دولت، از خودشان هيچ نقشى ندارند: نه در سياستهاى جهانى، نه در سياستهاى اقتصادى عالم و نه در طراحى‏هاى مهمى كه در عرصه‏ى بين المللى مورد توجه است. دنباله‏روند؛ غالباً هم دنباله‏رو آمريكا. اين پيشرفت نيست و ارزشى ندارد.
    يك نكته‏اى را در اين جا من عرض بكنم و آن مسئله‏ى جهانى شدن است. جهانى شدن، اسم خيلى قشنگى است و هر كشورى فكر ميكند بازارهاى جهانى به رويش باز ميشود. اما جهانى شدن به معناى تبديل شدن به يك پيچ و مهره‏اى در ماشين سرمايه‏دارى غرب، نبايد مورد قبول هيچ ملت مستقلى باشد. اگر قرار است جهانى شدن به معناى درست كلمه تحقق پيدا بكند، بايد كشورها استقلال خودشان - استقلال اقتصادى و استقلال سياسى - و قدرت تصميم‏گيرى خودشان را حفظ كنند؛ والّا جهانى شدنى كه ده‏ها سال پيش از طريق بانك جهانى و صندوق بين المللى پول و سازمان تجارت جهانى و امثال اينها - كه همه ابزارهاى آمريكائى و استكبارى بودند - به وجود آمده، ارزشى ندارد. بنابراين، يك اصل مهم، مسئله‏ى استقلال است؛ كه اگر اين نباشد پيشرفت نيست، سرابِ پيشرفت است.
    يك مسئله‏ى ديگر هم كه به شدت به شما ارتباط پيدا ميكند، مسئله‏ى توليد علم است. خوشبختانه من مى‏بينم در دانشگاهها توليد علم و لزوم عبور از مرزهاى دانش به يك گفتمان عمومى تبديل شده. اين خيلى براى من خرسند كننده و نويدبخش است. بايد اجرائى كنيد. اين پيشنهادهائى كه اين عزيزان من در زمينه‏هاى دانش و تحقيق و پژوهش و ايجاد مراكز و نخبه‏پرورى و ارتباطات و غيره گفتند، همه در جهت همين مسئله‏ى توليد علم است. اين بسيار باارزش است. اين راه را بايد دنبال كرد. ما عقبيم. امروز سرعت پيشرفت ما خوب است؛ اما با توجه به عقب‏ماندگى‏هاى گذشته كه كشور ما دارد، هر چه سرعت‏مان بيشتر باشد باز هم زيادى نيست. ما بايد خيلى پيش برويم؛ از راههاى ميان‏بر استفاده كنيم؛ از شتابِ فراوان بهره ببريم؛ ما بايد در همه‏ى علوم توليد داشته باشيم.
    رابطه‏ى بين كشورها در زمينه‏ى علم بايد رابطه‏ى صادرات و واردات باشد؛ يعنى در آن تعادل و توازن وجود داشته باشد. همچنانى‏كه در باب مسائل اقتصادى و بازرگانى، اگر كشورى وارداتش بيشتر از صادراتش شد، ترازش منفى ميشود و احساس غبن ميكند، در زمينه‏ى علم هم بايد همين جور باشد. علم را وارد كنيد، عيبى ندارد؛ اما حداقل به همان اندازه كه وارد ميكنيد - يا بيشتر - صادر كنيد. بايد جريان دو طرفه باشد. والّا اگر شما دائماً ريزه‏خوار خوان علم ديگران باشيد، اين پيشرفت نيست. علم را بگيريد، طلب كنيد، از ديگران فرا بگيريد؛ اما شما هم توليد كنيد و به ديگران بدهيد. مواظب باشيد تراز بازرگانى شما در اين جا هم منفى نباشد. متأسفانه در اين يكى دو قرن شكوفائى علم در دنيا، تراز ما تراز منفى بوده. از اول انقلاب كارهاى خوبى شده؛ اما اين كارها بايستى با سرعت و شدت هرچه بيشتر ادامه پيدا كند.
    البته منظورم فقط هم علوم طبيعى نيست؛ اهميت علوم انسانى كمتر از آن نيست: جامعه‏شناسى، روانشناسى، فلسفه. نظريه‏هاى جامعه‏شناسى غرب، مثل قرآن براى بعضى‏ها معتبر است؛ از قرآن هم معتبرتر! فلان جامعه‏شناس اين جورى گفته؛ اين ديگر برو برگرد ندارد! چرا؟! بنشينيد فكر كنيد؛ نظريه‏پردازى كنيد؛ از موجودى اين دانشها در دنيا استفاده كنيم؛ بر آن چيزى بيفزاييم و نقاط غلط آن را برملا كنيم. اين از جمله‏ى كارهائى است كه جزو الزامات حتمى پيشرفت است.
    من ديگر ميخواهم بحث را تمام بكنم. يكى ديگر از الزامات هم مسئله‏ى مبارزه است؛ مبارزه. اگر ميخواهيد پيشرفت كنيد بايد مبارزه كنيد. عافيت‏طلبى، يك گوشه‏اى نشستن، دستها را به هم ماليدن و به حوادث دنيا نگاه كردن و وارد ميدانهاى بزرگ دنيا نشدن، براى هيچ كشور و هيچ ملتى پيشرفت به بار نمى‏آورد. بايد وسط ميدان برويد. اين ميدان لزوماً هم ميدان جنگ نظامى نيست. امروز مهمتر از جنگ نظامى، نبردهاى سياسى و نبردهاى اخلاقى است. امروز بسيارى از كشورها، دولتها و جوامعى كه در دنيا به عنوان پيشرفته مطرحند، اگر حساب‏كشى اخلاقى و سياسى بشود سر به زير و سر افكنده‏اند.
    شما امروز نگاه كنيد؛ فرض كنيم در غزه؛ يك جمعيتِ از اطراف محاصره‏شده‏ى در يك زمين محدود - كه اجازه‏ى ورود و خروج هيچ امكانى از امكانات زندگى به اينها داده نميشود - با هواپيما اين‏ها را بكوبند، با موشك بكوبند، با توپخانه بكوبند، نيروى زرهى‏شان را وارد كنند، در ظرف بيست و دو روز بيش از پنج هزار نفر را بكشند، آنوقت دنيا هم بنشيند و تماشا كند؛ اواسط كار، يك آخ و اوخى - بى اثر و بى نتيجه - از اين گوشه و آن گوشه‏ى دنيا بلند بشود؛ آخرش هم سازمان ملل اعلام كند - كه جناب دبير كل همين چند روز قبل از اين اعلام كرد - كه پرونده‏ى مسئله‏ى غزه بسته شد! عجب!
    امروز در دنيا ظلم وجود دارد، تبعيض وجود دارد، يك بام و دو هوا وجود دارد. يكى از مصاديقش همين مسئله‏ى هسته‏اى خود ماست. يكى از مصاديقش همين تجاوزهاى نظامى به كشورهاى مسلمان همسايه‏ى ماست. كشتن غير نظاميان و بمباران غير نظاميان يك چيز عادى شده. همين هفته‏ى قبل اعلام كردند صد و پنجاه نفر در افغانستان با بمباران هوائى نظاميان آمريكائى كشته شدند؛ آب هم از آب تكان نميخورد! بعد هم ميگويند: بله، ببخشيد اشتباه شد! اين شد حرف!
    اگر آن روزى كه صدام حسين حلبچه را بمباران شيميائى كرد، يقه‏ى او را ميگرفتند و دنيا او را به پاى ميز محاكمه ميكشاند و محاكمه ميكرد؛ اگر آن روزى كه هواپيماى مسافرى ايران به وسيله‏ى يك ژنرال آمريكائى در خليج فارس سرنگون شد و چند صد نفر ايرانى و غير ايرانى كشته شدند، گريبان اين نظامى جنايت‏كار را ميگرفتند، به دادگاه ميكشاندند - كه بجايش رئيس جمهور آن روز آمريكا به او نشان داد، مدال داد؛ انحطاط را ببينيد - و او را محاكمه ميكردند؛ اگر آن روزى كه اولين بار يك كاروان عروسى در افغانستان به وسيله‏ى نظاميان آمريكائى بمباران شد، آن افسر جنايتكار را ميگرفتند و محاكمه ميكردند؛ ديگر اين قضايا در دنيا اتفاق نمى‏افتاد يا كم ميشد. اين وضعيت زشت و ناهنجار و ضد بشرى‏اى است؛ يك ملت زنده بايد با آن مبارزه كند.
    ما افتخار ميكنيم كه ملت ما، دولت ما، مسئولين ما، جوانان ما و فرزانگان ما در همه‏ى اين سالها نسبت به اين قضايا بى‏تفاوت نبودند؛ اعلام موضع كردند، ابراز نفرت كردند. اين روحيه را ملت ايران نبايد از دست بدهد. اين روحيه را از دست ندهيد؛ بخصوص شما جوانها. يك عده‏اى ميخواهند مطلب را واژگونه نشان بدهند؛ اعتراض ميكنند آقا! چقدر ميگوئيد مرگ بر فلان، مرگ بر فلان. اعتراض ميكنند چرا جنايات آمريكا را يا صهيونيستها را يا هم‏پيمانانشان را در تريبونهاى جهانى علنى مطرح ميكنيد. بايد مطرح كرد، بايد گفت. ملتها درس ميگيرند. من به شما بگويم اين را - اگر چه نميتوانيم اين را اثبات بكنيم اما من ميدانم، اين را بالعيان مشاهده كردم - برخى از كشورهاى استقلال يافته و آزاد شده - از جمله يكى از كشورهاى معروف آفريقا - از ايران الگوگيرى كردند؛ همان روشى را كه در دوران انقلاب در ايران اعمال شده بود، آن روش را به كار بردند. اين جا بهشان گفته شد. سران انقلابيونشان آمده بودند اين جا؛ به آنها گفته شد كه امام از اين روش استفاده كرد؛ رفتند و همان روش را اعمال كردند و توانستند استقلال بگيرند و توى كشور خودشان، آپارتايد را نابود كنند.
    ملتها الهام ميگيرند، دولتها ياد ميگيرند و رهبران ملى تشجيع ميشوند، وقتى مى‏بينند يك ملت اين جور ايستاده است. چرا ما خجالت بكشيم؟ قبل از پيروزى انقلاب در دوران طاغوت، اگر توى يك جمعى - كه مثلاً داشتند با همديگر توى خيابان راه ميرفتند، يا توى فرودگاه منتظر پرواز بودند، يا مثلاً يك گوشه‏اى از دانشگاه گير افتاده بودند - يكى‏شان ميخواست نماز بخواند، اين قدر اين كار غير مأنوس بود كه آن كسانى كه همراهش بودند ميگفتند: نماز ميخوانى؟! آبروى ما رفت! نماز خواندن مايه‏ى آبرو ريزى بود! اين بود؛ شما جوانها آن روزها را نديده‏ايد؛ ما ديده‏ايم. اگر يك جوان نمازخوانى در يك منطقه‏ى جلوى چشم و يك مركز عمومى، ميايستاد نماز ميخواند، رفقايش خجالت ميكشيدند و ميگفتند آبروى ما را بردى. اگر در يك اجتماع عمومى - كه بنا بود چند نفر سخنرانى كنند - سخنران، اول سخنرانى ميگفت بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم، رفقايش خجالت ميكشيدند و سرشان را پائين مى‏انداختند!
    امروز و در دوران عظمت اسلام، سربلندى نظام اسلامى و سربلندى ملت ايران به خاطر مواضع ضد استكبارى‏اش، آدم مى‏بيند اگر كسى در تريبونهاى جهانى در مقابل آمريكا و اسرائيل و صهيونيسم و هم‏پيمانانشان بايستد و صريح حرف بزند، يك عده‏اى اين جا خجالت ميكشند! دست به دست هم ميمالند وميگويند: آقا! آبرويمان رفت! مثل همان خجالت كشيدنى كه در دوران طاغوت، از نماز خواندن يكى ميبردند. چرا خجالت بكشيم؟! مواضع صريح ملت ايران - و بخصوص جوانها - در مقابل ظلمها و ستمهاى بين المللى هرگز نبايستى متوقف بشود.
    عزيزان من! در اين ميدانهاى پيشرفت، همه بايد تلاش كنيد. اين جا دانشگاه كردستان است. اكثريت شما دانشجوها، كُرديد. من افتخار ميكنم كه در محيط كردستان و در بين دانشجويان كُرد، آنچنان شعارهاى اسلامى زنده است و آنچنان احساس دل‏بستگى به آرمانهاى ملى زنده است كه دشمنان ما به خشم مى‏آيند. اين مايه‏ى افتخار ملى ماست. اين همه اينها روى كردستان كار كردند؛ اين همه در بلندگوها و شب‏نامه‏ها و روزنامه‏ها و در سرّ و علن، جدائى بين اقوام ايرانى را تلقين كردند؛ شما نتيجه‏اش را امروز توى اين جمع مى‏بينيد، در جمع ميدان آزادى سنندج ديديد، در مريوان ديديد. ملت يكپارچه است؛ ملت داراى آرمان است. اقوام يكى‏اند. اين مطالبى كه عزيزان كُرد ما امروز در اين جا راجع به دل‏بستگى‏ها و هم‏بستگى‏ها گفتند، اينها چيزهائى است كه براى من جزو واضحات است، مثل روز روشن است. ممكن است بعضى درست ندانند، درست نفهمند؛ بايد خودشان را اصلاح كنند.
    من اين را عرض بكنم: اقوام ايرانى يك فرصتند. ما اگر اقوام ايرانى را در ميدان رقابت مسابقه‏آميزِ به سمت خيرات بيندازيم، بسيار كار خوب و درستى انجام گرفته است. هر قومى از اقوام ايرانى - چه كُرد، چه فارس، چه ترك، چه بلوچ، چه عرب، چه تركمن، چه لُر - سعى كند با همان روحيه‏ى قومى، در جهت پيشرفت ملى - نه صرفاً پيشرفت قومى - گامهاى بلندترى بردارد. اين خيلى چيز عالى‏اى است. آن روز در جمع نخبگان سنندج و كردستان - كه در يكى از سالنهاى اين جا تشكيل شد - يكى از دوستان كُرد، يك حرف خوبى زد؛ گفت همچنانى‏كه شهيد مطهرى كتاب خدمات متقابل ايران و اسلام را نوشته، چقدر خوب است كه يك نفرى بيايد خدمات متقابل كُرد و ايران را بنويسد؛ خدمات كُردها به ايران، خدمات ايران به كُردها. اين خيلى خوب است. مشخص كنيد كه اين قوم براى آرمانهاى ملى و براى آرمانهاى اسلامى، چه گام بلندى ميتواند بردارد. آنوقت مسابقه قرار بدهيد: مسابقه‏ى بين فارسها، كُردها، تركها، عربها، لُرها، تركمنها، بلوچها؛ اين بهترين مسابقه‏ى ملى است. آنوقت معلوم ميشود كه استعدادها چقدر جوشان و خروشان است. اين ميشود يك فرصت. البته دشمن ميتواند اين را تبديل به تهديد هم بكند كه خوشبختانه همه‏تان هوشياريد. دعواهاى تنگ‏نظرانه و ناسيوناليسم‏هاى قومىِ محدود، بكلى با ديدگاه اسلام و با ديدگاه بلند و بازى كه همه‏ى ما به آن احتياج داريم منافات دارد.
    اميدوارم خداوند متعال رحمت و بركت و فضل و لطف خودش را بر همه‏ى شما عزيزان نازل كند.

    :icon_pf(57):

  2. #482
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات در ديدار مردم بيجار28/ 02/ 88

    بيانات در ديدار مردم بيجار
    28/ 02/ 88
    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    والحمد للَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم المصطفى محمد و على اله الأطيبين الأطهرين و صحبه المنتجبين سيّما بقيّة اللَّه فى الأرضين‏
    بسيار خوشوقتم كه در جمع پر محبت و پر شور مردم دلاور شهرستان بيجار و گروس با آن سوابق تاريخى، با آن افتخارات بزرگ، امروز حضور پيدا كردم. مردم بيجار علاوه بر افتخارات تاريخى‏شان، در دوران معاصر در حوادث گوناگون انقلاب، در جنگ تحميلى و دفاع مقدس از مرزهاى كشور جوهر درخشان خود را نشان دادند. مرد و زنشان، پير و جوانشان، حتّى نوجوانانشان در اين ميدان آن چنان شهامتى از خود نشان دادند كه يقيناً از ياد نخواهد رفت. همين الان در گلزار شهيدان، بر سر مزار مقدس چندين شهيد دانش‏آموز كه از يك مدرسه با يكديگر به ميدان جهاد رفتند و شربت شهادت نوشيدند، بوديم و مزار اين عزيزان را زيارت كرديم. اينها نشانه‏هاى بزرگى است؛ درباره‏ى يك مردم، درباره‏ى يك قوم، درباره‏ى يك شهر. تاريخ روى اينها قضاوت ميكند. آن دوران گذشت كه سعىِ مركزنشينان و قدرتمندان بر اين بود كه شهرهاى دوردست و اقوام گوناگون كشور را نديده بگيرند. امروز در نظام جمهورى اسلامى ايران هر فرد ايرانى در هر نقطه‏ى اين كشور عظيم و پهناور به عنوان يك فرد داراى ارزش مستقلى است. مجموعه‏ى اين ارزشها، مجموعه‏ى اين شخصيتهاى مستقل، مجموعه‏ى اين اراده‏ها و محبتها، ملت بزرگ ايران را تشكيل ميدهد؛ ملتى كه در دوران معاصر توانسته است على رغم خواست قدرتهاى مستكبر جهانى، حضور خود، اراده‏ى خود، تأثير خود را بر مخالفان و بر معاندان تحميل كند. ايستادگى ملت ايران كه امروز يك ايستادگى مثال‏زدنى است و سرمشق بسيارى از ملتهاست، ناشى از ايستادگى يكايك آحاد كشور، ناشى از جوهر تابناك شخصيت در همه‏ى اقوام كشور و در همه‏ى شهرها و گوشه و كنارهاى اين كشور بزرگ است.
    آنچه در مورد شهر بيجار جلب توجه ميكند، اين است كه اين مردم با محبت اهل بيت - چه شيعه و چه سنى، بخصوص شيعيان كه پيرو مكتب اهل بيت هستند - توانسته‏اند از آزمايشهاى بزرگى سربلند بيرون بيايند. اين مردم عزيز در مرزدارى كشور اسلامى امتحان خود را بخوبى دادند؛ نمره‏ى قبولى گرفتند. مردم كردستان در همه‏ى اقطار اين استان، از جمله در شهر بيجار كه مركز تشيع است، شيعه و سنى با يكديگر و در كنار يكديگر زندگى ميكنند و يك نمونه‏اى از همبستگى اسلامى و وحدت اسلامى را نشان ميدهند. اينها در خور تقدير است. ما در مطالعات خود، در بررسى‏هاى خود، نه فقط در اين برهه، بلكه از گذشته، توجه كرديم كه در دوران طاغوت به اين منطقه با نگاه منفى نگاه شده است. مردم اين منطقه را بيگانه دانستند، مورد بى‏اعتنائى قرار دادند؛ از اول انقلاب به همين جهت به دستور امام بزرگوار (رضوان اللَّه تعالى عليه) اولين گروه عمران، به عنوان دفتر عمران كردستان، به اين منطقه آمدند تا مشغول خدمت‏رسانى شوند، تا مشكلات متراكم‏شده‏ى از دوران قبل را بر طرف كنند. البته ناامنى‏هائى كه دشمنان انقلاب در برهه‏اى از زمان به وجود آوردند، فرصتها را گرفت، عقب‏افتادگى‏هائى در اين خدمت‏رسانى‏ها به وجود آورد، اما جوانان دلير ميهن اسلامى - چه جوانان جهاد سازندگى، چه دلاوران سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، چه مردان نيرومند ارتش و نيروى انتظامى - به پشتيبانى شما مردم توانستند در اين استان و در اين منطقه كارهائى را انجام دهند. البته در عين حال عقب‏افتادگى‏ها كم نيست. امام جمعه‏ى محترم، به بعضى از درخواستها اشاره كردند. خوشبختانه دولت خدمتگزار در جلسات خود - از جمله در جلسه‏اى كه دو روز قبل در سنندج تشكيل دادند - به مسائل رسيدگى كردند و در خصوص منطقه‏ى بيجار، تصميم‏هاى خوبى گرفتند؛ به ما هم گزارش كردند؛ ما هم تأكيد كرديم آنها را دنبال‏گيرى و پيگيرى كنند و ان‏شاءاللَّه پيگيرى خواهند كرد. به همت شما مردم، با كمك شما مردم ان‏شاءاللَّه دولت خدمتگزار بتواند كارهاى بزرگى را كه براى اين مردم، براى اين منطقه، براى شما عزيزان در نظر دارد، انجام دهد.
    من يك نكته را كه درباره‏ى مسائل كلى كشور و انقلاب است، اما بخصوصِ ناظر به مسائل بيجار هم هست، عرض ميكنم. و آن اين است كه ملت ايران اين حركت عظيمى را كه موجب حيرت بينندگان جهانى شد، به كمك سه عنصر اساسى انجام داد: يكى اتحاد؛ يكى، حضور و يكى آگاهى. ملت ايران با اتحاد خود، با حضور خود، با آگاهى خود اين گام بلند را برداشت و تمدنى جديد، حركتى جديد، جريانى نو در انديشه‏ى سياسى دنيا به وجود آورد. ملتهاى مسلمان احساس هويت كردند، شخصيت پيدا كردند. احساس كردند ميتوانند عقب‏افتادگى‏هايشان را كه بر امت اسلامى تحميل شده بود، جبران كنند. لذا شما مى‏بينيد حركت ملت ايران بر روى ملتهاى مسلمان - از شمال آفريقا تا شرق آسيا - اثر گذاشت، ملتها را بيدار كرد. در قضيه‏ى فلسطين، در قضيه‏ى لبنان، در مسائل عراق و افغانستان جا به جا و قدم به قدم، تأثير نفَس شما ملت ايران محسوس است. اين كار بزرگ به بركت اين سه عنصر بود:
    اتحاد ملى. دلها به هم نزديك شد، حنجره‏ها يك فرياد را به گوش همه رساندند، مردم سراسر كشور از اقوام مختلف، با مذاهب مختلف، دنبال جمهورى اسلامى و برافراشته شدن پرچم اسلام با يكديگر هم‏دست و هم‏پيمان و هم‏سخن شدند. اين يكپارچگى در آغاز انقلاب توانست آن چنان فشارى بر دشمن وارد بياورد كه كمر رژيم طاغوت را بشكند. بعد از آن هم تا امروز در آزمونهاى گوناگون، همين وحدت ملت ايران بوده است كه سخن آخر را به گوش دشمنان رسانده است و دشمن را از اينكه بتواند در صفوف ملت ايران رخنه كند، مأيوس كرده است. اين وحدت را بايد حفظ كرد.
    اينكه من در سنندج گفتم، اين جا هم تكرار ميكنم، برادران مسلمان وحدت اسلامى را بر افتراق مذاهب شيعه و سنى ترجيح دهند و نگذارند اختلاف مذهبى به اختلاف مشى و روش و جهتگيرى منتهى شود، به خاطر اين است. وحدت اقوام ايرانى، وحدت مذاهب اسلامى، وحدت جريانهاى گوناگون سياسى، تضمين كننده‏ى ابهت كشور است. اين جا هم من به همه توصيه ميكنم. آن جائى كه اكثريت با برادران اهل سنت است، اين توصيه‏ى ما بود. اين جا هم كه اكثريت با برادران شيعه است، باز اين، توصيه‏ى ماست: با يكديگر برادر باشيد، با يكديگر هم‏راه و هم‏دست باشيد، به يكديگر كمك كنيد. اين نكته‏ى اول.
    نكته‏ى دوم، حضور. حضور مردم در صحنه‏ها توانست دشمن را مأيوس كند. اگر مردم در اين سى سال در انتخاباتها شركت نميكردند، در راهپيمائى‏هاى بيست و دو بهمن و روز قدس شركت نميكردند، در مراسم گوناگون، حضور خودشان و اين حجم عظيم ملت ايران را به رخ دشمن نميكشيدند، مسلماً هيبت ملت ايران، آنچنان كه امروز هست، نميبود. اين حضور را حفظ كنيد.
    اينكه ما در همه‏ى انتخاباتها تأكيد ميكنيم كه مردم در صحنه‏ها حاضر باشند و در صحنه‏هاى گوناگون حضور داشته باشند، به خاطر اين است. اين حضور فقط در عرصه‏ى سياست نيست، فقط در انتخابات نيست؛ در عرصه‏هاى سازندگى، در عرصه‏ى اقتصادى، مردم حضور داشته باشند. همانطور كه گفتم، اين سخن مربوط به همه‏ى ملت ايران است، اما در خصوص بيجار هم اين مسأله معنا پيدا ميكند و مصداق دارد. مردم بيجار شهر خودشان، بيابانهاى سرسبز و خرم خودشان، منطقه‏ى بسيار پر بركت خودشان را قدر بدانند. اينى كه شنيده ميشود مردم بعضاً از اين شهرستان به نقاط دوردست مهاجرت ميكنند، اين برخلاف حضور است؛ حضور اقتصادى. باشيد، بمانيد، اينجا را آباد كنيد. گذشت آن دورانى كه دولتها نميخواستند نگاه به مناطق دوردست بكنند. خوشبختانه دولت خدمتگزار نگاه به اقصى نقاط كشور ميكند و مسائل اقصى نقاط كشور را مورد توجه قرار ميدهد. من مى‏بينم، مشاهده ميكنم، از نزديك ناظر هستم، مى‏بينم نسبت به مسائل شهرستانها و استانها چطور دقت دارند. نسبت به همين بيجار، آن روز من ديدم مسئولانِ دولتى، مشكلات اين منطقه و اين شهرستان را بدرستى متوجهند؛ مسئله‏ى كمبود آب، مسئله‏ى سرازير شدن سدها به سمت استانهاى ديگر و محروم ماندن اينجا از آب را توجه دارند و اينها چيزهائى است كه مسئولين استان به اينها توجه دارند، در فكر علاج‏جوئى نسبت به اين مسائل هستند؛ دنبال اينند كه اين مسائل را حل كنند. اين خيلى مغتنم است كه مسئولين كشور به فكر مناطق گوناگون كشور - ولو آن جاهائى كه از مركز دور است، ولو آن جاهائى كه براى بسيارى از مردم كشور ناشناخته است - باشند. اين خيلى مغتنم است، خيلى خوب است. مردم خود منطقه بايد همكارى كنند. همكارى كنيد، حضور داشته باشيد. اين حضور، يكى از مهمترين مسائلى است كه براى ادامه‏ى حركت عظيم ملت ايران در سطح كشور و در اينجا و در سطح استان، مطرح است. شهر خودتان، ديار خودتان، آب و خاك پر بركت و زيبا و پر طراوت و سر سبز خودتان را قدر بدانيد، مغتنم بشماريد، از آنها بهره ببريد. مسئولين هم كمك كنند، دست به دست هم بدهيد. اين هم مسئله‏ى حضور است.
    مسئله‏ى آگاهى، يعنى آن سومين عنصر، نقش بسيار مهمى دارد. مثل نقش اتحاد و وحدت و مثل نقش حضور در صحنه. ملت ايران نشان دادند ملت آگاهى هستند. اگر آگاهى ملت ايران نبود، آن دولتهاى متزلزل و بى‏اعتقاد به انقلاب در سالهاى اول انقلاب، يقيناً سرنوشت بدى را براى اين كشور رقم ميزدند. آنهائى كه خودشان صريحاً ميگفتند به انقلاب عقيده ندارند، آنهائى كه ميگفتند از آمريكا ميترسند - صريحاً اين را ميگفتند - آنهائى كه نشان ميدادند كه متمايل به نرمش و تذلل و تواضع در مقابل قدرتهاى بزرگند، اگر بنا بود در رأس كار بمانند، امروز ملت ما مسير و وضع ديگرى داشت و از اين عزت، از اين پيشرفت، از اين ابهت جهانى براى ملت ايران خبرى نبود. امام بزرگوار ما محكم ايستاد و مردم به خاطر آگاهى، به بركت آگاهى‏شان پشت سر امام ايستادند. اين آگاهى به مردم كمك كرد.
    من ميخواهم عرض كنم عزيزان من! اين آگاهى هميشه لازم است. امروز هم لازم است، فردا هم لازم است. نسل جوان ما خوشبختانه امروز يك نسل غالب در سرتاسر كشور است. جوانها بهوش باشند، بيدار باشند. معيارها مشخص است. در انتخابات، اين آگاهى بايد اثر كند؛ در بيان خواسته‏هاى ملت اين آگاهى بايد تأثير بگذارد؛ در حضور گوناگون، در مسائل مختلف، اين آگاهى بايستى اثر بگذارد. ملت ايران در انتخابهاى خود - معيارهاى انتخابات را من آن روز عرض كردم، اين هم مكمل آنهاست - توجه كند؛ كسانى با رأى ملت سر كار نيايند كه در مقابل دشمنان بخواهند دست تسليم بالا ببرند و آبروى ملت ايران را ببرند. كسانى سر كار نيايند كه بخواهند با تملق‏گوئى به غرب، به دولتهاى غربى، به دولتهاى زورگو و مستكبر، به خيال خودشان بخواهند براى خودشان موقعيتى در سطح بين‏المللى دست و پا كنند. اينها براى ملت ايران ارزشى ندارد. كسانى سر كار نيايند كه دشمنان ملت ايران طمع بورزند كه به وسيله‏ى آنها بتوانند صفوف ملت را از هم جدا كنند، مردم را از دينشان، از اصولشان، از ارزشهاى انقلابى‏شان دور كنند. ملت بايد آگاه باشد. اگر كسانى بر سر كار بيايند كه در مراكز گوناگون سياسى يا اقتصادى به جاى اينكه به فكر ادامه‏ى راه امام و ارزشها و اصول ترسيم شده‏ى به وسيله‏ى امام باشند، به فكر به دست آوردن دل فلان قدرت غربى و فلان مستكبر بين‏المللى باشند، براى ملت ايران مصيبت خواهد بود. اين آگاهى براى ملت لازم است.
    بنابراين امروز هم، مثل اين سى سال گذشته، ملت ايران احتياج به اين سه عنصر دارد: عنصر اتحاد، عنصر حضور در عرصه‏هاى مختلف و عنصر آگاهى. اگر ملت اين سه چيز را كه همه از بركات ايمان باللَّه و از بركات تعاليم قرآن است، داشته باشد، من به شما عرض بكنم، هم دنيا خواهد داشت، هم آخرت. ملت به بركت ايمان خود، به بركت اعتقاد خود، به بركت تمسك خود به ذيل عنايت نبى مكرم و اهل بيت عصمت و تعاليم قرآن و اهل بيت خواهد توانست هم دنياى خود را از آنچه كه هست، بمراتب بهتر كند و هم رضاى الهى را كسب كند. اين، خط كلى ماست.
    من در اين سفر كردستان، خدا را شاكر هستم كه با اينكه اطلاعات زيادى از اين منطقه از پيش، به طور شنيدارى و خواندنى داشتم، اما مطالب زيادتر و حقائق بيشترى از اين مردم عزيز، از شما مردم خونگرم و با محبت و وفادار و شجاع و نجيب، پيدا كردم و حقائق بيشترى به دست آوردم. اميدوارم ان‏شاءاللَّه مسئولين كشور قدر شما مردم خوب و نجيب و مؤمن و وفادار را بدانند. شما هم قدر اين مسئولين خدمتگزار را بدانيد. با اين اتحاد و همدستى ملت و مسئولان است كه ايران عزيز ما خواهد توانست به آن اهدافى كه اسلام انقلابى و اسلام ناب ترسيم كرده است، خود را برساند.
    پروردگارا ! تو را به محمد و آل محمد سوگند ميدهيم رحمت خود، بركات خود، فضل خود، توفيق خود را بر اين مردم فرو ببار. پروردگارا ! روح مطهر اين مرجع بزرگوار،(1) اين فقيه عارف را، كه حقيقتاً رحلت او ما را داغدار كرد، با اوليائش محشور كن. پروردگارا ! به محمد و آل محمد ما را هم توفيق خودسازى و وارستگى و معرفت كامل عنايت بفرما.

    :icon_pf(57):

  3. #483
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات در ديدار مردم سقز29/ 02/ 88

    بيانات در ديدار مردم سقز
    29/ 02/ 88
    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    والحمدللَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين و صحبه المنتجبين سيّما بقية اللَّه فى الأرضين‏
    بسيار خرسندم كه در اين جمع متراكم، با شكوه و پر شور، امروز توفيق پيدا كردم كه حضور پيدا كنم. اگر چه من قبلاً به شهر زيباى شما مسافرتى نكرده بودم، اما راجع به سقز و مردم شجاع و دلاور آن و روحيه‏هاى برجسته و پر شور آن مطالب زيادى خوانده و شنيده و دانسته‏ام. مردم سقز در تجربه‏ى طولانى سى ساله‏ى انقلاب اسلامى، در حساس‏ترين نقاط و مراكز، امتحانهاى دشوارى را بخوبى از سر گذراندند و نمره‏ى قبولى گرفتند.
    شايد بسيارى از مردم كشور ما و بسيارى از جوانان نسل امروز هم ندانند كه در جنگ تحميلى، در حساس‏ترين مراكز اين جنگ و دشوارترين مراحل آن، جوانان سقز در صفوف مقدم مشغول دفاع و مشغول مبارزه بودند. در جزيره‏ى مجنون، جوانان دلاور سقز و مريوان و بقيه‏ى نقاط كردستان در كنار ديگر رزمندگان در صفوف اول، مشغول مقاومت جانانه‏اى بودند كه هر كس از عمليات خيبر و عمليات بدر در سالهاى اول جنگ تحميلى مطلع باشد، ميداند كه اين چقدر اهميت دارد.
    امروز در جمع شما برادران و خواهران عزيز سقزى، من لازم ميدانم از همه‏ى مردم اين شهر و شهرستان به خاطر اين مواضع روشن و افتخارآميز صميمانه تشكر كنم. و همين جا از فرصت استفاده كنم نسبت به مردم عزيز شهر بانه كه شخصاً توفيق پيدا نكرديم به آنجا و ديگر شهرستانهاى اين استان مسافرت كنيم و مردم آن شهرها را از نزديك ملاقات كنيم، سلام بفرستم و توفيقات الهى را براى همه‏ى آنها مسئلت ميكنم.
    مسئله‏ى حساس و مهمى كه دشمنان نظام اسلامى و دشمنان اسلام در مقابل آن درماندند و نتوانستند براى آن پاسخى پيدا كنند و علاجى به دست بياورند، اين است كه در دنياى اسلام، در ميان اين جمعيت عظيم كشورهاى اسلامى، همه‏ى متفكران، همه‏ى انديشمندان، همه‏ى برجستگان دينى و دانشگاهى، نظام جمهورى اسلامى را يك پاسخ به دعوت اسلام و پرچم برافراشته‏ى اسلام را يك افتخار براى دنياى اسلام دانستند.
    در آغاز پيروزى انقلاب، سياستگذاران و طراحان سياسى استكبار اميدوار بودند بتوانند با توجه به اختلاف مذهبى در دنياى اسلام، ميان نظام جمهورى اسلامى و ملتهاى مسلمان و كشورهاى مسلمان فاصله بيندازند. اين توطئه اگر چه نسبت به بعضى از دولتهاى وابسته‏ى به استكبار تا حدودى كارگر افتاد، اما نسبت به ملتها ابداً. متفكران دنياى اسلام از اينكه يك نظام سياسى بر اساس احكام قرآن و شريعت اسلامى، با استقلال و عزت كامل در اين نقطه از جغرافياى حساس خاورميانه شكل گرفته است، احساس افتخار كردند و اين را به خود ما در طول اين سالهاى گذشته، متفكران، صاحبان انديشه، علماى بزرگ، دانشگاهيان برجسته‏ى مؤمنى از كشورهاى عربى، از شمال آفريقا، از شبه‏قاره‏ى هند، از كشورهاى دوردست آسيا - كشورهاى مسلمان - تصريح كردند، به ما گفتند كه ما به وجود جمهورى اسلامى افتخار ميكنيم. اين در حالى است كه تفاوت مذهبى هم وجود داشت. دشمن اميد بسته بود به اينكه اين تفاوت مذهبى شكاف ايجاد كند، اما متفكران مسلمان، توده‏هاى مؤمن، با انديشه‏ى راسخ خود، با عزم راسخ خود، دشمن را مأيوس كردند.
    عين همين اتفاق در داخل كشور خود ما افتاد برادران و خواهران عزيز! در همين منطقه‏ى كردستان. امروز هشتمين روزى است كه من در ميان مردم عزيز شهرهاى كردستان و طبقات مختلف در رفت و آمدم؛ با مجموعه‏هاى عظيم مردمى ملاقات كردم، با نخبگان و فرزانگان استان ملاقات داشته‏ام، با سران عشاير و متنفذان عشاير گوناگون كردى در سرتاسر كردستان و منطقه‏ى كردى ملاقات داشتيم، با جوانان دانشجو در جمعيت انبوهِ متراكم دانشگاه ملاقات داشتيم؛ در همه‏ى اين ديدارها، اصرار من بر اين بوده است كه در آن جمعهاى صميمى - بدون حجاب، بدون واسطه - سخن دل را از زبان مجموعه‏هاى عظيم مردمى و نيز از زبان فرزانگان و زبدگان و نخبگان بشنوم. آنچه من در اين ساعات متمادى و پى در پى در سراسر اين استان شنيدم، نداى عزتمند اسلامى و وفادارى به اسلام و به نظام اسلامى و حاكى از روحيه‏ى بسيار ارزشمند مردم اين استان است. درست آن چيزى كه دشمن عكس آن را ميخواست، در مواجهه‏ى رو به رو با مردم اين استان، عكس خواسته‏ى دشمن ثابت شد. اين براى من تازگى نداشت. من سالهاست كه با جوانان كرد، با رزمندگان كرد، با مردم كرد از نزديك آشنا بوده‏ام. صميميت مردم كرد را، محبت و وفادارى مردم كرد را، شجاعت و دلاورى مردم كرد را من از نزديك شناخته بودم، دانسته بودم؛ براى من تازگى نداشت. اما اين براى من مهم است كه على رغم خواست دشمنان ملت ايران و تبليغات آنها، در صفحه‏ى تلويزيون اين احساسات پاك و پرشور، اين وفادارى عميق، اين روشن‏بينى، اين آگاهى، اين يكپارچگى، هم به همه‏ى ملت ايران و هم به دوستان و دشمنان فرامرزى ما نشان‏داده بشود، و اين كار شد.
    خدا را سپاسگزاريم كه مردم كرد و استان كردستان با عمل خود، با حركت خود، با حضور پر شرافت خود، به دشمنان ملت ايران نشان دادند كه ترفندهاى آنها در تكه تكه كردن ملت ايران و اقوام ايرانى، به وسيله‏ى مردم كرد خنثى شد؛ اين يك نكته‏ى بسيار اساسى است. من لازم ميدانم از همه‏ى گروه‏هاى مردمى در اين آخرين ساعاتى كه در اين استان هستم، صميمانه تشكر كنم، بگويم شما نقش خود را بخوبى ايفا كرديد. اين نمايش عظمت ملت ايران است. به عموم ملت ايران از اقوام گوناگون هم بگويم مبادا به اشتباه بيفتند، مبادا رفتار گروه‏هاى اندك‏شمار - كه پنجه به چهره‏ى انقلاب و جمهورى اسلامى ميزدند - به حساب اين مردم عزيز، اين جمعيت انبوه، اين دلهاى وفادار نوشته بشود. تعداد معدودى انسانهاى شرير يا فريب‏خورده كه در هر نقطه‏اى پيدا ميشوند - در كردستان و در غير كردستان - حساب اينها از حساب متن مردم عزيز اين استان بكلى جداست. همچنانى كه حساب ضد انقلابى كه در فلان استان ديگر كشور، در خراسان يا اصفهان يا فارس يا هر نقطه‏ى ديگر وجود دارد، به حساب مردم آن استان گذاشته نميشود. دشمن اين را ميخواست تلقين كند؛ اين را ميخواست به ملت ايران نشان بدهد. آنها ميخواستند اين جور وانمود كنند كه در اين استان امنيت نيست. ملت ايران مى‏بينند در مقابل چشمشان كه به بركت همت شما مردم و آگاهى شما مردم و فداكارى جوانان دلاور، امروز اين استان از امنيت كامل برخوردار است.
    من در همين جا بايد ياد جوانان دلاور پيشمرگان مسلمان كرد را گرامى بدارم. اين مردان دلاور از جوان و پير كه از روزهاى اول و سالهاى اول پيروزى انقلاب، اينجا قيام كردند و در مقابل دشمن كه نظير فداكارى آنها را ما كمتر در هر نقطه‏ى ديگرى ديده‏ايم، ايستادند. دليلش را عرض بكنم؛ چون سخن به گزاف نميخواهيم بگوئيم. حقيقت قضيه اين است كه برادر بسيجى يا پاسدار در هر نقطه‏اى، در هر استانى، در چشم مردم با يك عظمتى مورد توجه قرار ميگيرد؛ مردم در سايه‏ى امنيت او احساس امنيت ميكنند. جوان پيشمرگ مسلمان كرد در اين نقطه و بخصوص در مناطق نزديك مرز، در حالى كه خود حافظ امنيت كوچه و بازار و شهر و بيابان بود، دشمنان از او انتقام ميگرفتند؛ گروه‏هاى مسلح مزدور دشمن به انتقام رشادتهاى اين جوانان، حتّى گاهى خانواده‏هاى آنها را از دم تيغ بيرحمانه‏ى جنايت خودشان گذراندند، اما اين مردان شجاع در مقابل اين مشكلات ايستادند، صبر كردند؛ لذاست كه من از صميم قلب معتقدم كه جوانان دلاور پيشمرگان مسلمان كرد، در شمار اول و در صف مقدم دلاوران اين كشور قرار دارند.
    درباره‏ى امنيت عرض كردم، درباره‏ى آگاهى شما مردم گفتم؛ اينها حقايقى است. يعنى مردم استان كردستان و جوانان دلاور آن، خودشان زمينه‏هاى امنيت را در اين استان فراهم كردند، جوانان فداكار مناطق ديگر هم به كمك اينها آمدند و توانستند نقشه‏ى دشمنان را خنثى كنند؛ اين يك حقيقتى است. اما در عين حال من ميخواهم عرض كنم اين آگاهى را بايد مردم عزيز كرد حفظ كنند؛ هيچ غفلت نبايد كرد. اميرالمؤمنين در كتاب نهج البلاغه ميفرمايد: «من نام لم ينم عنه»؛ يعنى اگر شما غفلت كرديد، دشمن شما لزوماً غفلت نخواهد كرد؛ مراقب دشمن بايد بود. اين مخصوص اينجا هم نيست. اين توصيه‏ى ما به همه‏ى مردم كشور و همه‏ى قشرهاى فعال و آگاه و هوشيار كشور است: بايد آگاهى‏ها را حفظ كنيد. دشمن اگرچه كه امروز مثل روزهاى اول انقلاب نيست كه ديگر اميد داشته باشد به اينكه ميتواند ريشه‏ى اين انقلاب را بزند؛ نه، آن روز اميدوار بودند بتوانند انقلاب را، جمهورى اسلامى را نابود كنند، امروز مأيوسند؛ چنين اميدى امروز ندارند، مى‏بينند اين درخت تناور ريشه دوانده است؛ اما از كيد آنها غافل نبايد بود.
    من به طور قاطع اين را ميگويم: متأسفانه در پشت مرزهاى غربى ما، آمريكائى‏ها مشغول توطئه‏اند، مشغول تروريست‏پرورى هستند. پول، سلاح، سازماندهى، تشكيلات به وسيله‏ى آمريكائى‏ها به طور مستقيم در پشت مرزهاى غربى كشور ما صرف ميشود براى موذيگرى كردن و پنجه انداختن و معارضه كردن با نظام جمهورى اسلامى؛ بايد بيدار باشيم.
    ما اطلاع داريم - اينها تحليل نيست، اطلاع است - آمريكائى‏ها طرحهاى خطرناكى براى كردستان دارند؛ هدفشان دفاع از قوم كرد نيست؛ هدف پنجه انداختن و سلطه يافتن بر قوم كرد است؛ اين را ما از روى اطلاع ميدانيم؛ اينها تحليل نيست، اطلاع است. دوستان كرد ما در آن سوى مرزهاى غربى به ما اطلاع دادند و اطلاع ميدهند افسران آمريكائى پول ميبرند بالاى بلندى‏هاى «قنديل»، به قيمت خون جوانان كرد از آنها اطلاعات ميگيرند؛ پول ميدهند براى مزدورسازى. اين شأن جوان كرد نيست. به هرجا بتوانند دست ميزنند، دست مى‏اندازند، براى اينكه بتوانند پنجه‏ى ننگين و خونين خود را در پيكر مردم كرد فرو ببرند. ملت ما و كرد ايرانى، بحمداللَّه هشيار است و من اين را هم بگويم: جماعت كرد و قوم كرد حتّى در غير ايران هم غالباً خودشان را ايرانى ميدانند؛ به ايرانى بودن خودشان افتخار ميكنند. اگر كسانى از كردهاى بيرون ايران در خدمت هدفهاى آمريكا قرار ميگيرند، بدانند كه ممكن است در كوتاه‏مدت چيزى گيرشان بيايد، اما در بلندمدت نفرين و لعنت قوم كرد آنها را تعقيب خواهد كرد و رهايشان نخواهد كرد. اين هوشيارى‏ها را بايد حفظ كنيد. هشيارى فقط در اين زمينه نيست. در زمينه‏ى اختلافات درونى خودِ ما هم، همه بايد هوشيار باشند. من در سنندج هم در روز اول - سه‏شنبه‏ى گذشته - گفتم، اينجا هم باز تكرار ميكنم: مذاهب اسلامى بايد دست در دست هم، برادروار در جهت اهداف و آرمانهاى بلند اسلامى به كمك هم حركت كنند. دشمن اميد بسته است كه بتواند پيروان مذاهب گوناگون را مقابل هم قرار بدهد. هيچ كس نبايد تسليم اين نقشه‏ى خائنانه و خباثت‏آميز دشمن بشود. آنها ميخواهند شيعه در مقابل سنى، سنى در مقابل شيعه، دلها از هم چركين، نسبت به هم بدبين؛ آنها اين را ميخواهند. براى همين است كه من اعلام كردم، باز هم تأكيد ميكنم: خط قرمز از نظر نظام اسلامى و از نظر ما، عبارت است از اهانت به مقدسات يكديگر. آن كسانى كه نادانسته، از روى غفلت، گاهى از روى تعصبهاى كور و بيجا، چه سنى و چه شيعه، به مقدسات يكديگر توهين ميكنند، نميفهمند چه ميكنند. بهترين وسيله براى دشمن همينها هستند؛ بهترين ابزار در دست دشمن همينها هستند؛ اين خط قرمز است.
    سنى و شيعه هر كدام مراسم مذهبى خودشان را، آداب خودشان را، عادات خودشان را، وظائف دينى خودشان را انجام ميدهند و بايد بدهند؛ اما خط قرمز اين است كه نبايد مطلقاً بين اينها به خاطر اهانت به مقدسات - چه آنچه كه از سوى بعضى از افراد شيعه از روى غفلت صادر ميشود، چه آنچه كه از روى غفلت از بعضى از افراد سنى مثل سلفى‏ها و امثال اينها صادر ميشود كه يكديگر را نفى ميكنند - چيزى بيان شود. اين همان چيزى است كه دشمن ميخواهد. اينجا هم بايد هوشيارى باشد.
    من در اين چند روز - كه البته قبل از آن گزارشهاى زياد و اطلاعات زيادى در زمينه‏ى مسائل اين استان به دست آورده بودم - هم در ديدارها، با شنيدنها، با ديدنها، مطالب متعددى را از زبان انسانهاى دلسوز و علاقه‏مندان در مورد مسائل كردستان شنيديم يا در گزارشهاى مكتوب خوانديم يا به چشم بعضى چيزها را ديديم. نيازها در اينجا زياد است. در روز اول هم من گفتم، امروز هم به همين نتيجه ميرسم كه مهمترين نياز اين استان عبارت است از اشتغال كه با سرمايه‏گذارى‏هاى صنعتى و كشاورزى در اين استان بايستى تأمين بشود. آنچه كه ما به مردم استانهاى ديگر عرض ميكنيم، اين است كه اينجا، اين سرزمين ثروتمند و غنى، با اين مردم مؤمن و جدى، با اين همه جوان خوب، زمينه‏ى بسيار خوبى است براى سرمايه‏گذارى. اگر يك روزى فكر ميكردند در اينحا امنيت نيست، آن روز ديگر تمام شده است. امروز بحمداللَّه در اينجا امنيت مستقر است؛ امنيت خوبى اينجا وجود دارد؛ ميتوانند بيايند سرمايه‏گذارى كنند. دولت هم تسهيلات ميكند، تشويق ميكند.
    در مورد مسائل اينجا و نيازهاى اينجا، مصوبات دو سفر استانى هيئت دولت به استان كردستان به اضافه‏ى آنچه كه در اين سفر به وسيله‏ى دست‏اندركاران سفر - دولتى و غير دولتى - مطالعه شد، بررسى شد، اگر ان‏شاءاللَّه همين مصوبات اجرائى بشود و همه تحقق پيدا كند، عمده‏ى مشكلات اين استان برطرف خواهد شد. توصيه‏ى ما به مسئولين اين است كه به طور جدى تحقق اين خواسته‏ها و مصوبات را دنبال كنند. بحمداللَّه استان از مديريت دولتى خوبى برخوردار است؛ مديريت استان، مديريت باكفايت و خوبى است. هم در اينجا بايستى اين مصوبات به طور جدى دنبال بشود، هم من از همينجا به مسئولين در مركز اين را اعلام ميكنم كه بايد به طور جدى سعى كنند همان مصوباتى را كه انجام گرفته است، به مقام تحقق و عمل برسانند.
    آنچه كه به عنوان خواسته مطرح ميشود، غالباً مطالب معقول و قابل قبول و منطقى است. آنچه به عنوان خواسته‏هاى مربوط به اين استان از زبان نخبگان شنيديم، از زبان دانشجويان شنيديم، از نامه‏هاى فراوان مردمى كه در اين سفر دست ما رسيد، فهميده شد، آنچه به عنوان مطالبات مردمى مطرح است، غالباً مطالبات منطقى‏اى است؛ مطالبات درستى است و همان طور كه عرض كرديم، اگر مصوبات آن دو سفر - سفر دولت - و همچنين مصوبات اين سفر، به توفيق الهى اجرائى و عملياتى بشود، اغلب اين مطالبات برآورده خواهد شد. البته در بعضى از جاها انسان مشاهده ميكند كه سطح توقعات را به شكل نامعقولى بالا ميبرند؛ اين درست نيست. توقعات و مطالبات مطلوب، همان چيزى است كه در اظهارات مسئولين استان، ائمه‏ى محترم جمعه، در نامه‏هاى مردمى، در گفتار نخبگان كه با ما در ميان گذاشتند، ديده ميشود؛ اينها درست است. اما بعضى جاها انسان مى‏بيند فهرستى درست ميكنند از مطالبات نامعقول، غير عملى؛ اينها جز اينكه دستگاه قادر نباشد به تحقق آن و ذهن مردم را گمراه و اغواء كند، اثر ديگرى ندارد. توقعات معقول و منطقى همان چيزى است كه از زبان مردم انسان ميشنود، در نامه‏هاى مردمى انسان مى‏بيند، نخبگان هم همانها را تكرار كردند. خدا را سپاسگزارم؛ آنچه كه در اين سفر گفته شد خطاب به مسئولان و خطاب به آحاد مردم، چيزهائى است كه به اعتقاد ما از متن واقعيت برخاسته بود.
    من ميگويم زبان كردى يك ثروت ملى است، استعدادهاى علمى و هنرىِ جوانان اينجا يك ثروت ملى است، استعداد ورزشى جوانان كردستان يك ثروت ملى است؛ از اين ثروتهاى ملى بايد استفاده بشود، بهره‏بردارى بشود، به فعليت برسد.
    خدا را سپاسگزاريم كه مسئولين با دلسوزى، مسائل مردم استانهاى مختلف را دنبالگيرى ميكنند؛ من اين را مشاهده ميكنم، مى‏بينم. مسئولين دولتى چه در سفرهائى كه ميكنند - سفرهاى استانى - چه در تصميم‏گيرى‏هاى ديگر، من مى‏بينم از نزديك، با دلسوزى مسائل مردم را دنبال ميكنند. اميدواريم ان‏شاءاللَّه با همين روحيه، با همين دلسوزى مسائل كردستان دنبالگيرى بشود. ما هم البته از آنها پاسخگوئى خواهيم خواست و آنچه را كه قرار است انجام بگيرد، مطالبه ميكنيم و اميدوارم به فضل الهى آينده‏ى كردستان مانند آينده‏ى اين كشور عظيم، از امروز بسيار بهتر و سربلندتر و عزيزتر باشد. امروز بحمداللَّه با ديدار شما آخرين روز سفر ما به كردستان، روز بسيار شيرين و مطلوبى بود.
    پروردگارا ! اين جوانان برومند و عزيز را براى كردستان، براى كشور عزيز ايران حفظ كن؛ توفيقات خودت را شامل حال آنان بگردان. پروردگارا ! گره‏ها را از كار مردم ما در همه‏ى نقاط كشور و در اين نقطه باز كن. پروردگارا ! روزبه‏روز عزت ملت ايران را در مقابل ملتهاى ديگر و در مقابل زورگويان و قلدران افزايش بده. پروردگارا ! ما را بندگان صالح و شايسته‏ى خودت قرار بده؛ آنچه گفتيم و آنچه شنيديم، به كرمت از ما قبول كن؛ و توفيق عمل به ما ارزانى بدار.

    :icon_pf(57):

  4. #484
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بیانات در جمع تعدادى از خانواده‏هاى شهداء03/ 03/ 88

    بیانات در جمع تعدادى از خانواده‏هاى شهداء
    03/ 03/ 88

    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    اين جلسه از لحاظ معنوى جلسه‏ى بسيار پرعظمتى است. حقيقتاً براى يك ملت مايه‏ى افتخار است كه پدران و مادرانى، جگرگوشگان خودشان را با اين كيفيت در راه خدا به دست خودشان بفرستند و اين عزيزان به شهادت برسند و اين داغ بزرگ و سنگين به خاطر رضاى الهى به كام آنان شيرين بيايد؛ آن هم پدران و مادرانى كه بعضاً دو فرزند پسر داشتند، هر دو شهيد شدند؛ سه فرزند آنها به شهادت رسيدند؛ چهار فرزند آنها به شهادت رسيدند؛ اينها چيز كوچكى نيست، مخصوص يك بخش از كشور ما و ملت ما هم نيست. شما جمع حاضر كه اين خصوصيت بسيار باعظمت در شما هست، پدران و مادران چنين جوانانى هستيد كه از نقاط مختلف كشور، از اقوام گوناگون كشور و از شهرهاى مختلف كشور در ميان شما هستند؛ از فارس، از عرب، از ترك، از كرد، از تركمن، از بلوچ. كدام ملت يك چنين تركيب شگفت‏آورى را در خود دارد؟ من در همين سفر كردستان خانواده‏اى را زيارت كردم كه شش فرزندشان در راه خدا شهيد شده بودند. قبلاً هم البته اين خانواده را من ديده بودم. اين سفر ديدم پدر و مادر اين خانواده از دنيا رفته‏اند. ياد اين بزرگان، ياد اين مردان و زنان دلاور، يعنى پدران و مادران شهدا مثل ياد خود شهدا هميشه زنده است. اينها از خاطره‏ى يك ملت و يك تاريخ هرگز نخواهد رفت. ما در تاريخ، چيزهائى مربوط به صدر اسلام ميخوانديم كه اعماق آن را درك نميكرديم؛ مثل داستان به نظر مى‏آمد؛ اما امروز در ملت خود، در كنار خود، افرادى را مى‏بينيم كه از لحاظ فداكارى، از آن زنان و آن مردان كه ياد آنان در تاريخ اسلام هزار و چهارصد سال باقى مانده، بالاترند. اينها صبرشان از آنها بيشتر است. آنها نفس گرم رسول خدا را ميديدند، پيغمبر را به چشم ميديدند، در ركاب او ميجنگيدند، اينها با هزار و چهارصد سال فاصله، »و امنّا به و لم‏نره صدقا و عدلا« - كه در دعاى سمات است - با اين ايمان مستحكم اينجور ايستادند؛ اين چيز كمى است؟ ملت ايران اينجور پيروز شد عزيزان من!
    اين ايمانهاى محكم، اين اراده‏هاى پولادين، اين ايثار و فداكارى بزرگ پدرها و مادرها و خانواده‏ى شهدا، آنچنان پايه‏هاى اين بناى مستحكم را قوى و ماندگار كرد، كه هيچ طوفانى نتوانسته است و بعد از اين هم به اذن الهى نخواهد توانست اين بنيان رفيع را تكان بدهد؛ از جا بكند.
    پايه‏ى اين بناى مستحكم جمهورى اسلامى، همين صبر شما، همين ايمان شما، همين استقامت شماست. اين است كه جوانهاى امروز ما را با گذشت سى سال از انقلاب اين جور انقلابى بار مى‏آورد كه شما داريد نمونه‏ى جوانان مؤمن و انقلابى را مى‏بينيد. و اينها همه به بركت اسلام است، به بركت قرآن است.
    شما براى خدا فرزندانتان را به جبهه فرستاديد، براى خدا در مقابل مصيبت فقدان آنها صبر كرديد. اگر نظام اسلامى اندكى از اسلام و از راه اسلام و از هدفهاى اسلام انحراف پيدا كند، مطمئناً اين پشتوانه‏ى عظيم، ديگر براى او باقى نخواهد ماند. اينكه امام بزرگوار ما در همه‏ى اظهاراتش، در همه‏ى گفته‏هايش بر روى اسلام تكيه ميكرد، به خاطر همين حقيقت است. اسلام است كه ما را نگه داشت، اسلام است كه به ما قوت بخشيد، اسلام است كه ما را اميدوار به پيروزى كرد و وارد اين ميدانهاى سخت كرد، اسلام بود كه در حمله‏ى »بيت‏المقدس«، آن جوانان غريب، آن نيروهاى مسلحِ فاقد امكانات را آنجور در مقابل دشمن بعثى وادار به استقامت كرد كه توانستند او را مفتضح كنند، شكست بدهند، خرمشهر را پس بگيرند، از سرزمين اسلامى او را بيرون كنند. اين نظام با اسلام به وجود آمد، با اسلام هم زنده خواهد ماند.
    همه‏ى مسئولين نظام بايد به اين نكته توجه كنند و به اسلام و احكام اسلام و به ارزشهاى اسلامى افتخار كنند. درست است كه دشمنان اسلام - يعنى دشمنان ملت ايران - اين را نمى‏پسندند. بديهى است شما وقتى در مقابل يك دشمنى قرار بگيريد، اراده‏ى قوى داشته باشيد، اسلحه‏ى كارآمد داشته باشيد، دشمن اين را نمى‏پسندد؛ ميخواهد اراده‏ى شما را، از شما بگيرد و شما را تضعيف كند؛ اسلحه را از دستتان بگيرد. دشمنان ايران و ايرانى ميدانند كه مايه‏ى ايستادگى و اقتدار اين ملت و اراده‏ى مستحكم او، همين ايمان اسلامى او بود؛ ميخواهند اين را از او بگيرند. آنها تبليغات جهانى را در همين جهت سازماندهى ميكنند. ما بايد هوشيار باشيم؛ مسئولين ما بايد هوشيار باشند؛ نامزدهاى انتخابات بايد هوشيار باشند. مبادا نامزدهاى انتخابات رياست جمهورى در تبليغات خود براى دلخوشى دشمنان حرفى بر زبان جارى كنند. رضايت خدا را بايد در نظر گرفت، رضايت اولياء را بايد در نظر گرفت. آن چيزى را بايد معيار قضاوت قرار داد كه مايه‏ى ايستادگى ملت است، مايه‏ى استحكام ملت است، مايه‏ى استقامت مردم است و او پايبندىِ محكم به اسلام است.
    خدا را شكر ميكنيم كه به بركت اسلام نگذاشت خون شهيدان ما پامال و ضايع شود. خون شهيدان ما ضايع و باطل نشد. اين عزتى كه امروز شما مى‏بينيد نظام جمهورى اسلامى و ملت ايران دارند، به بركت همين خونهاست. اينكه در همه‏ى كشورهاى اسلامى، قشر عمومى مردم، ملت ايران را تحسين ميكنند، نظام جمهورى اسلامى را به چشم عظمت نگاه ميكنند، به بركت اين خونهاست. اين امنيتى كه امروز در كشور ما هست، اين حركت عظيمى كه امروز به سمت سازندگى اين كشور هست، اين كارهاى بزرگى كه انجام گرفته است، اين پيشرفت علمى و فناورى، اين افزايش تعداد عالم و دانشمند و دانشجو و محقق و پژوهشگر، اينها همه به بركت خون شهداست. اين بيدارى عمومى كه امروز كشور و ملت ما دارد، به بركت خون شهداست. خون شهداى شما مثل كيميا، مثل اكسير توانست اين ملت را، اين كشور را متحول كند، رشد بدهد و افتخارش مال شهداى شما و مال خود شماست.
    ملت ايران تا ابد مديون شهدا و خانواده‏هاى شهداست. اين را همه‏ى ملت ما بايد بدانند. هرچه ما عزت به دست بياوريم، هرچه پيشرفت به دست بياوريم، مرهون خون شهداى عزيز شما، اين جگرگوشه‏هاى شماست. اينها بودند كه به ما، به كشورشان، به ملتشان، به اسلام عزت دادند. اين را همه بايد قدر بدانند؛ مسئولين هم بايد قدر بدانند، خود شما خانواده‏ها هم بايد قدر بدانيد؛ و ميدانيد.
    كمتر خانواده‏ى شهيدى را من ديده‏ام كه به شهادت فرزند خود افتخار نكند، احساس سربلندى نكند؛ هيچ، شايد هرگز خانواده‏ى شهيدى را نديده باشيم. به شهداى خودشان افتخار ميكنند، حق هم همين است، جاى افتخار هم دارد. نه شما، همه‏ى ما، همه‏ى ملت ايران، همه‏ى مسئولين بايد به اين مردان دلاور، به اين جوانان شجاع افتخار كنند.
    و ياد حماسه‏ى دفاع مقدس بايد هميشه در كشور ما باقى بماند و جاودانه باشد. بعضى‏ها خواستند، سعى هم كردند كه ياد دوران دفاع مقدس و آن شجاعتهاى بزرگ و آن عظمتها را بتدريج كمرنگ كنند و از يادها ببرند. اينها اگر نادانسته اين كار را ميكنند، غفلت بزرگى دارند؛ اگر هم خداى نكرده دانسته است كه خيانت است.
    ياد دفاع مقدس، ياد شهيدان، بايد هميشه در بين ملت ما و جامعه‏ى ما زنده بماند. هنوز خيلى حرفها گفته نشده است. خيلى از خاطرات جوانان شما، فرزندان شما هنوز ثبت نشده. و همان مقدارى كه بيان شده، نشان دهنده‏ى يك عظمتِ غير قابل اندازه‏گيرى با اذهان معمولى انسان است؛ با فكر و مغز مادى غيرقابل اندازه گيرى است. همين چيزهائى كه راجع به فتح بيت‏المقدس، فتح فتح‏المبين و بقيه‏ى عملياتها نوشته شده است، چقدر در آن عظمت هست. اينها را همين جوانان شما انجام دادند.
    ما از خداوند متعال براى شهداى عزيزمان علو درجات مسئلت ميكنيم. از خدا ميخواهيم كه ما را با اين شهدا محشور كند. و همه را بخصوص شما پدرها و مادرها را مشمول شفاعت آنها قرار بدهد و اميدواريم كه ان‏شاءالله اين افتخار عظيم ملت ايران هميشه براى ملت ايران مايه‏ى سرافرازى و مايه‏ى پيشرفت باشد. و خداوند دلهاى شما را مشحون از فضل خود، رحمت خود، صبر و سكينه‏ى الهى قرار بدهد.

    والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
    :icon_pf(57):

  5. #485
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بیانات در بيستمين سالگرد رحلت امام خمینی (ره)14/ 03/ 88


    بیانات در بيستمين سالگرد رحلت امام خمینی (ره)
    14/ 03/ 88
    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    الحمد للَّه ربّ العالمين. و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما بقيّةاللَّه فى العالمين‏
    چهاردهم خرداد را كه يادآور مصيبت فقدان پدر عظيم‏الشأن اين ملت است، به همه‏ى شما حضار عزيز، به ملت بزرگ ايران و به همه‏ى آزادگان عالم تسليت عرض ميكنم. و اميدوارم خداوند متعال به همه‏ى ما توفيق عنايت كند كه بتوانيم با تكرار خاطره‏ى اين بزرگمرد تاريخ اسلام توشه‏هائى براى حركت خودمان، حركت ملت ايران و حركت امت اسلامى برگيريم.
    يك مطلب درباره‏ى ممشاى امام و راه آن بزرگوار و هدفهاى ايشان عرض ميكنم. و آن اين است كه در جمع‏بندىِ توصيه‏هاى امام و شعارهاى امام و مطالباتى كه ايشان از مردم، از مسئولان، از آحاد مسلمانان جهان داشته‏اند، دو پرچم برافراشته را در دست امام ملاحظه ميكنيم. در حقيقت امام بزرگوارِ ما در اين نهضت عظيمى كه در كشورمان و در جهان اسلام به وجود آوردند، دو پرچم را بلند كردند و برافراشته نگاه داشتند: يك پرچم عبارت است از پرچم احياء اسلام؛ به عرصه آوردن اين قدرت عظيم و لايتناهى‏. پرچم دوم، پرچم عزت و سربلندى ايران و ايرانى. اين دو تا پرچم برافراشته‏ى به دست قدرتمند امام بزرگوار ماست. پرچم اول كه در حقيقت يك بعد از دعوت امام و نهضت امام است، مربوط به امت بزرگ اسلامى است. پرچم دوم هم اگرچه كه مربوط به ملت ايران است، مربوط به ايران و ايرانى است، اما چون يك تجربه‏ى عملى از تحرك حيات‏بخش اسلام است، براى امت اسلامى اميدآفرين و حركت‏ساز است. چون اين نهضت بزرگ در ايران تجربه‏ى عملىِ بيدارى اسلام و تحقق اسلام بود، بنابراين اگرچه كه به طور مستقيم مربوط به ايران و ايرانى است، اما نتيجه‏ى آن باز براى امت اسلام داراى ارزش و اهميت است. من درباره‏ى هر دو بعد، مطالب كوتاهى را عرض ميكنم.
    در بعد اول كه برافراشتن پرچم اسلام بود، اين موجب شد كه مسلمانان در همه‏ى جاى دنيا احساس هويت كردند؛ احساس شخصيت كردند. بعد از آنى كه در طول سالهاى متمادى كوشش شده بود كه هويت اسلامى خرد شود، له شود، وقتى اين انقلاب به وجود آمد، وقتى قامت برافراشته‏ى امام بزرگوارِ ما در منظر مردم مسلمان عالم پديدار شد، همه احساس كردند كه يك هويتى، يك شخصيتى، يك اصالتى پيدا كرده‏اند. همين موجب شد كه در شرق و غرب دنياى اسلام نشانه‏هاى بيدارى مسلمانان پديدار بشود: ملت فلسطين بعد از ده‏ها سال ناكامى جان گرفت؛ جوانان كشورهاى عربى كه بعد از شكستِ در سه جنگ كه دولتهايشان با رژيم صهيونيستى داشتند و دلمرده و مأيوس بودند، دوباره روحيه گرفتند - اينها ديگر مربوط به دنياى اسلام است؛ مخصوص به مسائل كشور ما نيست - رژيم صهيونيستى كه غده‏ى سرطانى در دل كشورهاى اسلامى است و تا آن روز يك چهره‏ى شكست‏ناپذير از خود نشان داده بود و خيلى‏ها در دنياى اسلام باور كرده بودند كه رژيم صهيونيستى شكست‏ناپذير است، از دست جوانان مسلمان سيلى خورد؛ انتفاضه‏هاى فلسطينى شروع شد، ضربه‏هاى پياپى بر رژيم غاصب وارد شد؛ چه در انتفاضه‏ى اول، چه در انتفاضه‏ى اقصى‏، چه در شكست و عقب‏نشينىِ نه سال قبل از لبنان، چه در جنگ سى و سه روزه و چه در سال گذشته در جنگ بيست و دو روزه‏ى با مردم مظلوم غزه؛ همه‏ى اينها ضرباتى بود كه بر رژيم صهيونيستى وارد شد. اين در حالى است كه آن روزى كه انقلاب اسلامى به پيروزى رسيد، رژيم صهيونيستى از نظر دولتهاى مسلمان و ملتهاى مسلمان، بخصوص ملتهاى عرب، يك رژيم شكست‏ناپذير به حساب مى‏آمد. اين موجب شد كه رژيم صهيونيستى عجالتاً شعار از نيل تا فرات را كنار بگذارد و به دست فراموشى بسپرد. ملتهاى مسلمان - از آفريقا تا شرق آسيا - به فكر ايجاد نظام اسلامى و حكومت اسلامى افتادند با فرمولهاى گوناگون؛ نه لزوماً با همان فرمول نظام جمهورى اسلامى ما؛ اما به فكر حاكميت اسلام بر كشورشان افتادند. بعضى از كشورها موفق هم شدند؛ بعضى هم آينده‏ى نويدبخشى در انتظارشان هست از حركتهاى اسلامى.
    روشنفكران در دنياى اسلام با اميد تازه‏اى به ميدان آمدند؛ همان شاعران و هنرمندان و نويسندگانى كه با يأس حرف ميزدند، احساس شكست ميكردند، بعد از پيروزى انقلاب اسلامى، بعد از حركت عظيم امام بزرگوار و ايستادگى‏هاى اين ملت، روحيه‏ى‏شان عوض شد، لحن كلامشان و شعرشان و قلمشان تغيير پيدا كرد؛ رنگ اميد به خود گرفت. و اين رشته سر دراز دارد.
    من همين جا به ملتهاى مسلمان عرض ميكنم اگر امروز شما مى‏بينيد كه لحن دنياى غرب در برابر شما نرمتر شده است، اين در نتيجه‏ى همين بيدارى عمومى و ايستادگى در دنياى اسلام است. وعده‏ى بى‏تخلف خداوند كه پيروزى مؤمنان را وعده كرده است، تحقق پيدا نميكند، مگر در صورتى كه مؤمنان ايستادگى كنند، پافشارى كنند، جانفشانى كنند. همان مقدارى كه اين ايستادگى ديده شد، ورق برگشت؛ دنياى اسلام در مقابل غرب از آن حالت تحقيرشدگى خارج شد.
    در گذشته، دنياى سلطه و قدرتمندان سلطه‏گر نسبت به كشورهاى اسلامى به طور دلخواه تصميم‏گيرى ميكردند؛ نه نظر ملتهاى مسلمان و نه نظر دولتهاى اسلامى را حتّى سؤال هم نميكردند. اگر نفت داشتند، براى نفتشان؛ اگر بازار داشتند، براى بازارشان برنامه‏ريزى ميكردند، تصميم ميگرفتند و آن تصميم بايد عمل ميشد. با بيدارى دنياى اسلام اين وضعيت تا حد زيادى تغيير پيدا كرد. مسلمانها بايد اين تجربه را در همه‏ى دنياى اسلام به عنوان يك تجربه‏ى موفق و مغتنم قدر بدانند و راه خودشان را بر اساس او تنظيم بكنند. آنچه ملتها را عزيز ميكند، سربلند ميكند، ايستادگى آنهاست.
    امروز شما ملاحظه كنيد حتّى اين دولت جديد آمريكا، سعى ميكند چهره‏ى جديدى را از دولت ايالات متحده براى مردم اين منطقه ترسيم كند. البته حق هم دارند كه اين را بخواهند؛ چون دولت قبلىِ آمريكا يك چهره‏ى زشت و منفور و خشنى از دولت ايالات متحده در نزد ملتهاى اين منطقه به وجود آورده است. ملتهاى منطقه‏ى خاورميانه، منطقه‏ى اسلامى و شمال آفريقا از ته دل از آمريكا متنفرند؛ چون در طول سالهاى متمادى از آمريكا در اين منطقه خشونت ديدند، دخالت نظامى ديدند، حق‏كشى ديدند، تبعيض ديدند، مداخله‏هاى زورمدارانه ديدند، از دست رفتنِ حقوق خودشان را به وسيله‏ى دولتهاى زورگوى آمريكائى در طول سالهاى گذشته مشاهده كردند، لذا متنفرند. خوب، حالا دولت جديد آمريكا درصدد است اين چهره را متحول كند؛ يعنى چهره‏ى جديدى از آمريكا در اين منطقه ترسيم كند. اين چه جورى ميشود؟ من اين را به طور قاطع ميگويم: اين با حرف و نطق و شعار به دست نخواهد آمد. آنها كارهائى كرده‏اند كه عميقاً ملتهاى اين منطقه را آزرده است، رنجانده است، به آنها ضربه زده است؛ نميشود با حرف و نطق و شعار اين آزردگى را، اين رنجش را، اين نفرت عميق را برطرف كرد؛ عمل لازم است.
    آمريكا از دمكراسى حرف زد، از اعتبار رأى ملتها حرف زد؛ اما در فلسطين، آراء مردم كه يك دولتى را انتخاب كرده بودند، نديده گرفت، به هيچ گرفت، اعتنائى به آن نكرد. اين چه نتيجه‏اى در ذهن مردم ميبخشد؟ معلوم است. در مورد حقوق ملت فلسطين، يعنى يك ملتى كه ده‏ها سال است از خانه‏ى خود، از ميهن خود با يك روش خشونت‏آميز و خشن و ظالمانه رانده شده است - اين را كه همه ميدانند، اينكه تاريخ ناشناخته‏اى نيست، مربوط به شصت سال قبل است. ملت فلسطين با اين وضعيت، از حقوق خود محروم، آواره‏ى در كشورهاى مختلف - آمريكا نه فقط نسبت به حقوق اينها هيچگونه توجهى نكرد، از آنها حمايتى نكرد، بلكه بعكس، از رژيم غاصب صددرصد حمايت كرد، و اگر فلسطينى‏هاى مظلوم درصدد برآمدند اعتراضى بكنند، آن اعتراض را اخلالگرى و كارهاى شريرانه معرفى كرد. اين چه جور درست خواهد شد؟
    حق‏كشى‏هاى آمريكا در اين منطقه يكى دو تا نيست. در مورد كشور خودِ ما، در مورد همين انرژى هسته‏اى - همين مسئله‏ى متداولِ اين چند سال - شما ببينيد چقدر كتمان حقيقت كردند؛ چقدر خلاف واقع گفتند؛ چقدر دروغ گفتند؛ چقدر با خواسته‏ى يك ملت - كه حق طبيعى و مشروع خود را كه خود به دست آورده است و آن را ميخواهد - مقابله كردند. ملت ما ميگويد ما ميخواهيم به صنعت هسته‏اى دست پيدا كنيم، ما ميخواهيم بتوانيم از انرژى هسته‏اى در مسائل گوناگون زندگى صلح‏آميز استفاده كنيم، آنها ميگويند كه ملت ايران به دنبال بمب هسته‏اى است! چرا دروغ ميگويند؟ چرا ملت ايران را با اين حرفها اينجور از خودشان عميقاً متنفر ميكنند؟ اين كار را در اين سالهاى گذشته كرده‏اند. بارها ملت ايران و مسئولان اعلام كرده‏اند كه ما سلاح هسته‏اى را نميخواهيم؛ اين در سلسله‏ى نيازها و نظام تسليحاتى ما اصلاً وجود ندارد. ما اعلام كرديم كه استفاده‏ى از سلاحهاى هسته‏اى از نظر اسلام حرام و ممنوع است. و نگهداشتن او ايجاد يك خطر بزرگ و يك دردسر بزرگ است؛ ما دنبال اين نيستيم و نميخواهيم؛ پول هم بدهند بگويند آقا شما بيائيد اين كار را بكنيد، ملت ايران نميخواهد، مسئولين نميخواهند. اما در عين حال در اين تبليغات چند ساله‏ى مخالفين و غربى‏ها، مى‏بينيد براى اينكه حرف باطل خودشان، حرف زور خودشان را موجه جلوه بدهند، به جاى اينكه بگويند ايران به دنبال انرژى صلح‏آميز هسته‏اى است، ميگويند ايران به دنبال بمب هسته‏اى است! اين حق‏كشى نيست؟
    دولتهاى آمريكا در طول اين سالهاى گذشته - بخصوص رئيس جمهور نابخردِ قبلىِ آمريكا - به عنوان مبارزه‏ى با تروريسم به اشغال دو كشور اسلامى دست زد: يعنى عراق و افغانستان. بعد شما در افغانستان نگاه ميكنيد مى‏بينيد هواپيماهاى جنگىِ آمريكائى مردم را، صد نفر، صد و پنجاه نفر - نه يك بار، نه دو بار، نه ده بار - در طول اين چند سال مرتب بمباران ميكنند و به قتل ميرسانند. خوب، مگر تروريستها چه كار ميكنند؟ اين همين كارى است كه تروريستها ميكنند؛ منتها تروريستها يك نفر، دو نفر، ده نفر را ميكشند، شما صد نفر، صد و پنجاه نفر را يكجا ميكشيد. اين چه جور مبارزه‏ى با تروريسم است؟ در عراق عناصر تروريستِ بعثى را - طبق اطلاعات مسلّم ما - پشتيبانى و همراهى كردند، در حالى كه شعار مبارزه‏ى با تروريسم ميدادند! اينهاست كه ملتهاى منطقه را از آمريكا متنفر كرده است؛ چهره‏ى آمريكا را سياه كرده است، مخدوش كرده است. اگر رئيس جمهورِ تازه‏ى آمريكا ميخواهد اين چهره را عوض كند، اين كارها بايد عوض بشود؛ با نطق و با شعار و با اين چيزها حاصل نميشود. ملتهاى مسلمان هم ميدانند كه صداقت دولتمردان آمريكا آن وقتى مشخص ميشود كه در عمل به تغيير دست بزنند؛ والّا اگر در عمل به تغيير دست نزنند، صد تا نطق هم كه بكنند، حرفهاى شيرين و زيبا هم كه به امت اسلامى تحويل بدهند، اثرى نخواهد كرد؛ تغييرى به وجود نخواهد آمد. اين بيدارى اسلامى، آن وجه اول از حركت عظيم امام بزرگوار ما بود.
    وجه دوم مربوط به عزت ايران و ايرانى است. اولين كار و مهمترين كارى كه امام بزرگوار ما در اين بخش دوم انجام داد، اين بود كه احساس حقارت را از ملت ايران گرفت و از روح آنها زدود؛ اين خيلى مسئله‏ى مهمى است. ملت ما از صد و پنجاه سال پيش، صد سال پيش، بر اثر عوامل گوناگون، در خود احساس حقارت ميكرد؛ خودكم‏بينى احساس ميكرد؛ از جنگهاى دوران قاجار بگيريد و آن شكستهاى سخت و از دست دادن شهرهاى مختلف در زمان قاجار، تا بعد در دوران پهلوى، زمان رضاخان، آن ديكتاتورى و سركوب سخت ملت، كه مجال نفس كشيدن به كسى داده نميشد؛ بعد در دوران بعد از پهلوى اول، زمان محمدرضا، با حضور آمريكائيها، با ايجاد سازمان امنيت و ساواك، با آن رفتار خشنى كه با مردم ميكردند، مردم احساس ميكردند كه هيچ توانى ديگر برايشان نمانده است. در چند مسئله‏ى مهم ملت ايران احساس شكست كرد؛ از قضيه‏ى مشروطه كه ملت ايران شكست خورد بعد از اينكه پيروز شده بود، تا قضيه‏ى نهضت ملى كه باز ملت ايران با آنكه يك حركت عظيمى را كرد، متصديان و مسئولان نتوانستند اين حركت را نگه دارند و ملت ايران شكست خورد؛ بعد از آن يك ديكتاتورى سخت از سال 33 تا سال 57 - در طول بيست و چهار سال - بر مردم حاكم بود، كه مردم واقعاً روحيه‏اى ديگر نداشتند.
    از طرفى روشنفكران غرب‏زده كه خيلى از آنها در دستگاه‏هاى حكومت ظالم حضور داشتند، با حرف خودشان و با عمل خودشان به مردم اينجور تفهيم كرده بودند كه شما عرضه نداريد؛ عرضه‏ى هيچ كارى را نداريد؛ بايد تقليد كنيد. در علم تقليد كنيد، در صنعت تقليد كنيد، در فرهنگ تقليد كنيد، در لباس تقليد كنيد، در خوراك تقليد كنيد، در حرف زدن تقليد كنيد. حتّى كار را به جائى رساندند كه يك وقتى گفتند: بايد خط فارسى را تغيير بدهيم! ببينيد چقدر يك ملت بايد از استقلال و عزت نفس دور شده باشد كه جرأت كنند كسانى بگويند خطّت را تغيير بايد بدهيد. خط فارسى كه هزار سال ميراث علمى ما با آن نوشته شده است، اين را عوض كنيم، تغيير بدهيم، خط اروپائى‏ها را بياوريم و از آنها تقليد بكنيم؛ كار را به اين جا رسانده بودند. امام آمد اين روح حقارت را گرفت و در طول پانزده سال نهضت امام تا پيروزى انقلاب و از روز پيروزى انقلاب به نحو ديگرى تا ده سال عمر بابركت آن بزرگوار، دائم روح خودباورى را در اين ملت دميد: شما ميتوانيد، ما ميتوانيم، شما قادريد، شما بزرگيد، شما قدرتمنديد.
    اين خودباورى و اعتماد به نفس ملى يكى از دو ركن اساسى پيشرفت هر كشور است. يك ركن، امكانات مادى است، اما امكانات مادى كافى نيست. يك ملت ممكن است امكانات مادى زيادى هم داشته باشد، اما به رشد و ترقى و تعالى نرسد؛ نتواند يك ملت عزيز و قدرتمند بشود. خوب، ما در دوران قبل از انقلاب همين نفت را داشتيم، همين گاز را داشتيم، همين معادن عظيم فلزات ذى‏قيمت را داشتيم، همين استعدادهاى درخشان و نيروى انسانىِ بااستعداد را داشتيم؛ اما در عين حال يك ملت دست سوم، گمنام در دنيا، توسرى‏خور قدرتهاى بزرگ، زير يوغ يك حكومتى كه فاسد بود، دست‏نشانده بود، متصل به دشمنان ملت بود، زندگى ميكرديم. پس امكانات مادى كافى نيست، مؤلفه‏هاى ديگرى لازم است؛ مؤلفه‏هاى معنوى. يكى از مهمترين اين مؤلفه‏ها، همين خودباورى است، اعتماد به نفس است و اينكه يك ملت باور كند كه ميتواند. امام ملت ما را به اين باور رساند كه ميتواند بايستاد؛ ميتواند مقاومت كند؛ ميتواند كشور خود را آزاد كند؛ ميتواند نظامى را كه خود به وجود آورده است، با كمال قدرت اين نظام را حفظ كند؛ ميتواند در دنيا، در سياستهاى بين‏الملل اثر بگذارد، كه همين جور هم شد. اين همان عزت ملى است كه من بيست روز قبل از اين در سنندج در بين برادران كُردمان اين مسئله را مطرح كردم. عزت ملى خيلى براى يك كشور مهم است. اين عزت ملى فقط حرف هم نيست. اين ترجمه‏ى عملى در همه‏ى عرصه‏هاى زندگى ما دارد.
    عزت ملى در مديريت كشور به اين معناست كه يك دولت، يك نظام، به ملت خود متكى باشد، به مردم متكى باشد.
    عزت ملى در مسائل اقتصادى به اين است كه كشور به قدرت خودكفائى برسد، بتواند اگر چيزى از دنيا نياز دارد، ميگيرد، چيزى هم دنيا به او نياز داشته باشد و در مقابل از او بگيرد؛ مغلوب نباشد، مقهور نباشد.
    عزت ملى در عرصه‏ى علم به اين است كه جوان دانشجوى او، پژوهشگر او، عالمِ محقق او سعى كند مرزهاى علم را درنوردد - همين چيزى كه ما گفتيم نهضت نرم‏افزارى و توليد علم - و علم را توليد كند. آن كسانى كه دانش را به اين نقطه رساندند، انسانهائى بودند كه از لحاظ متوسط استعداد از ما اگر عقب‏تر نبودند، جلوتر نبودند. ما قرنها سابقه‏ى درخشان علمى در تاريخ داريم و امروز هم بايد بتوانيم علم را بسازيم، به وجود بياوريم، كشف كنيم و در بناى علمى دنيا سهم عمده‏اى داشته باشيم؛ اين ميشود عزت.
    عزت يك ملت در سياستهاى گوناگون و در تعاملش با كشورهاى ديگر و دولتها و قدرتها اين است كه از استقلالِ رأى برخوردار باشد. يك دولت، يك نظام در مقابل قدرتها آنچنان ظهور كند كه نتوانند در هيچ مسئله‏اى اراده‏ى خودشان را بر او تحميل كنند.
    عزت ملى در عرصه‏ى فرهنگ به اين است كه يك ملت به سنتهاى خود پايبند باشد، براى آنها ارج قائل باشد، مقلد فرهنگهاى بيگانه و مهاجم نشود. اين چيزى است كه متأسفانه كشور ما در قبل از انقلاب، در طول صد سال يا بيشتر در مقابل اين طوفان و اين موج ويران‏گر فرهنگ غرب، غرق شد كه آثارش را ما هنوز هم داريم تحمل ميكنيم؛ رنجهايش را ما هنوز هم داريم ميبريم. عزت ملى به اين است كه يك ملت به سنتهاى خود اهميت بدهد، احترام بگذارد، افتخار كند و به اينكه ديگران بگويند آقا شما مرتجعيد، اعتناء نكند. امروز بعضى از كشورهاى اروپائى كارهائى ميكنند كه اگر آنها را در مقابل يك آدم عاقلِ متعارف بگذاريد، جز خنده‏ى تمسخرآميز كارى نميكند. ميگوئيم: چرا ميكنيد؟ ميگويند: اين سنت ماست! به سنتهاى خودشان پايبندند؛ سنتهاى كهنه‏ى پوسيده. آن وقت اگر ملتهاى ديگر به سنتهاى خودشان احترام بگذارند، پايبند باشند، آنها را طعن و تمسخر ميكنند كه چرا. نه، اين خودباختگى مخالف با عزت ملى است. عزت ملى آن وقتى است كه يك ملت در مقابل فرهنگ ديگران خودباخته نباشد؛ اين عزت ملى است. در همه‏ى عرصه‏هاى زندگى عزت ملى ترجمه ميشود، معنا دارد، مصداق دارد.
    در نحوه‏ى اداره‏ى كشور و ارتباط با انسانها، عزت ملى به اين است كه تك تك انسانها در يك جامعه مورد احترام قرار بگيرند. «امّا اخ لك فى الدّين و امّا نظير لك فى الخلق»؛(1) اگر هم‏دين شماست، مورد احترام است؛ اگر هم‏دين شما هم نيست، مورد احترام است. در جامعه هركه انسان است، مورد احترام است؛ مورد تكريم است؛ اين ايجاد عزت ملى ميكند. اينها ابعاد گوناگون عزت ملى است كه رهنمود امام بود؛ انگشت اشاره‏ى امام بود.
    نظام اسلامى هم در اين سى سال با همين اعتماد به نفس پيش رفت. البته فراز و نشيب داشت، افت و خيز داشت؛ اما توقف نداشت؛ ملت توقف نكردند. اين عزت ملت ما امروز در دنيا هم منعكس است. من قبول نميكنم حرف آن كسانى را كه تصور ميكنند ملت ما به خاطر پايبندى به مبانى و اصول خود، در دنيا خوار شده است، از چشم افتاده است؛ ابداً. ما دشمن داريم. دشمنان ما يك جبهه‏ى متحدى هستند متشكل از قدرتهاى مداخله‏گر و زورگوى عالم. اينها وقتى ببينند يك كشورى از مدار آنها خارج شد - كشورهائى كه اينها به عنوان اقمار خودشان در مدار خود نگه داشته بودند - مثل كشور ايران كه با انقلاب اسلامى از مدار آنها خارج شد، سعى ميكنند با او مقابله كنند، او را بكوبند؛ تحقير ميكنند؛ وسائل تبليغاتى‏شان هم زياد است. اين معنايش اين نيست كه ما عزت خودمان را از دست داديم. نه، در اعماق دل همان كسانى كه دشمن اسلام و دشمن جمهورى اسلامى هستند، احترام امام و ملت ايران رسوخ يافته است.
    راه اين ملت بزرگ ما كه پرورده‏ى بيانات امام و هدايتهاى امام است، براى رسيدن به اوج اعتلاء و پيشرفت عبارت است از اينكه اين عزت ملى را در همه‏ى عرصه‏ها حفظ كند. اين ملت ميتواند به اوج اعتلاء برسد، كه وقتى يك ملت قوى شد، اعتلاء مادى و معنوى پيدا كرد، امنيت او هم كامل خواهد شد. يعنى آسيب‏پذيرى او از بين خواهد رفت؛ دشمنان ديگر طمع نميكنند. اگر ملت ما ميخواهد به امنيت كامل برسد، اگر ميخواهد دشمنان ديگر جرأت تهديد او را پيدا نكنند، بايد همين راه را برود. اگر پيشرفت و عدالت را ميخواهد، همين راه را بايد برود. خطر بزرگ براى كشور ما جدا شدن از مردم است؛ جدا شدن از ارزشهاى اسلامى است؛ جدا شدن از خط مبارك امام است؛ اينها براى كشور ما خطر است. اگر اين استخوان‏بندى محكم كه انقلاب به وجود آورد حفظ بشود، خيلى از مشكلات را در گوشه و كنار در طول زمان ميشود ترميم كرد. نگذاريد اين استخوان‏بندى محكم شكسته بشود، كه اگر شكسته شد، هيچ زخمى هم ديگر درمان پيدا نخواهد كرد، هيچ گوشه‏ى خرابى هم ديگر ترميم نخواهد شد. استخوان‏بندى مستحكم نظام اسلامى‏اى را كه امام آن را به ما ياد داده است، بايد حفظ كنيم. من خدا را شكر ميكنم كه در طول اين سى سال، ملت ايران و مسئولين كشور توانستند به قدر وسع خودشان اين راه را دنبال كنند، تعقيب بكنند. البته كم و زياد داشته است، افت و خيز بوده است؛ در يك دوره بهتر، در يك دوره كمتر، اما اين حركت به طور مستمر ادامه پيدا كرده است تا امروز، و به توفيق الهى به همت شما مردم، بخصوص به همت شما جوانها، اين راه همچنان تا پيروزى نهائى ادامه پيدا خواهد كرد.
    چند كلمه در باب انتخابات بگويم. مسئله‏ى حساس مهمِ سرنوشت‏ساز كشور ما انتخابات است در همه‏ى دوره‏ها؛ چه انتخابات مجلس و مجلس خبرگان و چه بخصوص انتخابات رياست جمهورى كه چند روز ديگر است. چند تا نكته را من در باب انتخابات ميگويم:
    نكته‏ى اول اين است كه از دو سه ماه قبل از اين، راديوهاى بيگانه شروع كردند به بدنام كردن و مخدوش كردن چهره‏ى انتخابات در كشورمان، براى بدبين كردن مردم. گاهى گفتند: اين انتخابات نيست، انتصابات است. گاهى گفتند: اين يك بازى كنترل شده‏ى درون حكومت است؛ گفتند: اين كانديداها خودشان دارند بازى ميكنند؛ نامزدهاى مختلف كه مى‏بينيد با هم اختلاف نظر دارند، اينها همه ظاهرسازى است، بازى است. گاهى گفتند: در انتخابات قطعاً تقلب انجام خواهد گرفت؛ هر وقتى يك چيزى گفتند. مقصود از همه‏ى اين تخريبها يك چيز است و او اينكه ميخواهند ملت در انتخابات، مشاركت قوى و نمايانى نكند؛ اين را ميخواهند. من به شما عرض ميكنم: عزيزان من! ملت عزيز ايران! ملت باهوش و بيدار ايران! ملت تجربه شده و آزموده‏ى ايران كه در طول اين سى سال از اين همه گردنه‏هاى سخت عبور كرديد! بدانيد؛ با مردم‏سالارىِ شما مخالفند. دشمن با همين حضور شما، با همين انتخاب شما مخالف است. ميخواهند پشتوانه‏ى نظام را كه مردم هستند و آراء مردم است، از نظام بگيرند؛ ميفهمند چه كار دارند ميكنند. واى به حال آن كسانى كه نادانسته، از روى غفلت، همان حرف آنها را تكرار كنند و همان مقصود آنها را در داخل تحقق ببخشند. آنها دارند اميد را از مردم ميگيرند. ملت ايران سرافراز است به اينكه توانسته در طول اين سى سال مسئولين را خودش معين كند. مسئولين بلندمرتبه‏ى نظام از صدر تا ذيل به وسيله‏ى مردم انتخاب شده‏اند؛ رهبرى هم به وسيله‏ى مردم انتخاب ميشود با واسطه‏ى انتخابات خبرگان، رياست جمهورى، مجلس شوراى اسلامى، شوراهاى گوناگون؛ اين جزو افتخارات نظام است، ميخواهند اين را از مردم بگيرند؛ چون ميدانند نظام با اين مستحكم ميشود. من به شما عرض ميكنم: هر كسى به استحكام اين نظام علاقه‏مند است، هر كه به اسلام علاقه‏مند است، هر كه به ملت ايران علاقه‏مند است، براى او عقلاً و شرعاً واجب است كه در اين انتخابات شركت كند.
    نكته‏ى دوم در باب انتخابات. عزيزان من! نامزدهاى مختلف هر كدام طرفدارانى دارند، علاقه‏مندانى دارند. علاقه‏مندان اين نامزد نميتوانند اعتراض كنند به علاقه‏مندان آن نامزد كه شما چرا به او علاقه‏مندى، به نامزد مورد علاقه‏ى من علاقه‏اى ندارى. نه، اين جزو افتخارات كشور ماست. افراد گوناگون مى‏آيند؛ با منشهاى مختلف، با سلائق مختلف، با شيوه‏هاى گوناگون كار، در مقابل مردم قرار ميگيرند. يك عده اين را مى‏پسندند، يك عده آن را مى‏پسندند، يك عده آن را مى‏پسندند؛ اين افتخار است؛ اين خوب است. هر كدام از نامزدهاى محترم هم طرفدارانى دارند. بعضى‏ها از اين طرفداران متعصب هم هستند، خيلى علاقه‏مند سرسختند به آن نامزد خودشان. خيلى خوب، باشند، حرفى نيست؛ اما مواظب باشيد، مراقب باشيد كه اين علاقه‏مندى‏ها به اصطكاك نينجامد؛ به اغتشاش نينجامد. شما داريد براى عقيده‏ى خودتان، براى ايمان خودتان تلاش ميكنيد؛ نگذاريد دشمنِ اين ايمان، دشمنِ اين آرمان از شما سوء استفاده كند.
    من شنيدم و اطلاع پيدا كردم كه در خيابانها بعضى از جوانان طرفداران نامزدها ميروند - حالا من درباره‏ى اين رفتن تو خيابانها حرفى نميزنم - اما مؤكداً ميگويم: مبادا اين خيابان‏گردى‏ها به مقابله، به مجادله، به درگيرى بينجامد؛ مواظب باشيد. اگر كسى ديديد كه اصرار بر اغتشاش و درگيرى دارد، بدانيد او يا خائن است، يا بسيار غافل است.
    نكته‏ى سوم درباره‏ى انتخابات. خودِ نامزدهاى محترم هم مراقب باشند. نمى‏پسندد انسان كه ببيند يك نامزدى، چه در نطقهاى تبليغاتى، چه در سخنرانى، چه در تلويزيون، چه در غير تلويزيون، براى اثبات خود متوسل بشود به نفى آن ديگرى، آن هم با يك استدلال‏هاى گوناگون؛ به نظر من اين درست نيست. قبلاً هم من يك توصيه‏اى در اين مورد كردم، حالا هم در اين روزهاى آخر عرض ميكنم. نامزدها همه براى يك هدف دارند كار ميكنند. هر كسى به نظر خودش يك احساس مسئوليتى، تكليفى دارد، مى‏آيد ميدان. من با مناظره و معارضه و گفتگو و انتقاد مخالفتى ندارم؛ اما سعى كنيد اين در چهارچوبهاى درست شرعى و دينى انجام بگيرد. مردم، مردم بيدارى هستند، ميفهمند، ميدانند. اين چهار نفر نامزدى كه از شوراى نگهبان تأييد شده‏اند و در اجتماعات گوناگون سخنرانى ميكنند، خودِ آن نامزدهاى محترم توجه كنند، مراقبت كنند كه در اين سخنرانى‏ها، در اين اظهارات، جورى نباشد كه منتهى بشود به ايجاد دشمنى و ايجاد نقار؛ با برادرى و با مهربانى پيش بروند. البته اختلاف نظر، اختلاف رأى، اختلاف سليقه، در مسائل گوناگون، در مسائل شخصى، در مسائل عمومى، يك امر طبيعى است؛ اشكالى هم ندارد. نگذاريد اين به اغتشاش منتهى بشود. اين را خود نامزدهاى محترم هم توجه كنند.
    مطلب چهارم. بنده در اين انتخابات يك رأى بيشتر ندارم، آن رأى را هم به نظرم ميرسد كه كسى به طور مشخص نميداند، حالا ممكن است كسانى حدس بزنند. من به كسى نميگويم، نگفته‏ام و نخواهم گفت به چه كسى رأى بدهيد، به چه كسى رأى ندهيد؛ رأى من مربوط به خود من است. اين مال ملت است. آنچه كه من از مردم ميخواهم، عبارت است از اينكه همه با همه‏ى قوا، با همه‏ى توان، با همه‏ى نشاط، در روز بيست و دوى خرداد پاى صندوقهاى رأى حاضر بشوند و رأى بدهند. خداى متعال با آن ملتى است كه مى‏انديشد، تصميم ميگيرد، انتخاب ميكند، و براى خدا و در راه خدا به آن انتخاب عمل ميكند.
    پروردگارا ! بركات خود و رحمت خود را بر اين ملت نازل كن. پروردگارا ! روح مطهر امام بزرگوارمان را با اوليائت محشور كن. پروردگارا ! روح دو فرزند جوان امام بزرگوارمان را كه از دنيا رفتند و به او پيوستند، با امام بزرگوار و با اوليائشان محشور كن. پروردگارا ! شهداى عزيز ما را كه جمع كثيرى از آنها در همسايگى اين مرقد شريف آرميده‏اند، و همه‏ى شهداى اسلام را با اوليائت محشور بفرما.

    :icon_pf(57):

  6. #486
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 مصاحبه با رهبر انقلاب پس از شركت در انتخابات22/ 03/ 88

    مصاحبه با رهبر انقلاب پس از شركت در انتخابات
    22/ 03/ 88
    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامی از جانب جمع حاضر ـ بویژه جامعه‌ی رسانه‌ای كشور ـ سلام عرض میكنم؛ صبح حضرتعالی به خیر.
    سلام علیكم و رحمت الله.
    ــ دهمین انتخابات ریاست جمهوری در واقع اولین انتخابات دهه‌ی چهارم انقلاب اسلامی است كه حضرتعالی آن را دهه‌ی پیشرفت و عدالت نامگذاری فرموده‌اید. مردم ایران مشتاقانه منتظر شنیدن فرمایشات حضرتعالی در رابطه با انتخابات امروز هستند. متشكرم.
    بسم الله الرحمن الرحیم. خداوند متعال را سپاسگزاریم كه به ملت ایران این توفیق را عنایت كرد كه یك نوبت دیگر، در یك آزمون بزرگ ملی شركت كنند. انتخابات مظهر حضور فعال و پرشور و زنده‌ی مردم در عرصه‌ی سیاسی كشور است. آنطوری كه من مشاهده میكنم و میشنوم، بحمدالله در این انتخابات شور و شوق و تحرك مردم بسیار بالاست؛ این را ما از حضور نامزدهای مختلف و از آگاهی و بیداری مردم ناشی میدانیم و خدا را سپاسگزاری میكنیم. و انتظار داریم خدای متعال توفیق بدهد مردم بتوانند با حضور متراكم خود در پای صندوقهای رأی، یك امتحان بزرگ دیگر را بخوبی پس بدهند. و ان‌شاءالله از سوی پروردگار عالم مقدر باشد كه بهترین و شایسته‌ترین فرد، برای مدت چهار سال به ریاست قوه‌ی اجرائیه منصوب بشود. مطمئناً وقتی مردم با ایمان و شور و شوق در صحنه هستند، خدای متعال هم تفضل خواهد كرد.
    من ـ طبق معمول ـ درخواستم از مردم این است كه از همین آغاز وقت و از اول صبح، پای صندوقهای رأی بروند. همه بروند، همه رأی بدهند، طبق تشخیص خودشان عمل كنند و سهم خودشان را در اداره‌ی كشور و در تعیین مدیریت عالی اجرائی كشور، به عهده بگیرند. این یك حق و در عین حال یك تكلیف است. حق آحاد مردم ماست كه نظر بدهند؛ تكلیف آنها هم همین است. به اعتقاد من، این هم تكلیف شرعی و هم تكلیف عقلی ـ یعنی عقلائی ـ است كه این كار را انجام بدهند.
    نكته‌ی دیگری كه میخواهم به مردم عزیزمان عرض كنم، این است. اولاً باید از این حضور پر شوری كه در روزهای اخیر و حتی شبها ـ آنطور كه مطلع شدم ـ مردم در خیابانها داشتند، تشكر كنم. هر گروهی طبق میل خودشان و به نظر خودشان شعار میدادند، اما رشد و آگاهی مردم نگذاشت كه یك حادثه‌ی تلخی به وجود بیاید؛ در صحنه هستند، شعارهاشان را هم میدهند، شور و شوق خودشان را هم ابراز میكنند، لكن در عین حال رشد و كمال و بلوغ عقلانی خودشان را هم نشان میدهند. امنیت انتخابات خیلی مهم است. ما سی سال است انتخابات داریم و بحمدالله همیشه در انتخاباتها، امنیت برقرار بوده است. این خیلی نعمت بزرگی است؛ این ناشی از تفضل الهی و ناشی از شعور و درك مردم ماست. امروز هم من امیدوارم و از مردم خواهش میكنم كه توجه كنند، همین امنیت، همین آرامش و همین متانت و سكینه‌ی روحی لازم، در آنها وجود داشته باشد. ممكن است بدخواهانی بخواهند در مراكز رأی تشنج ایجاد كنند؛ هرگونه تشنجی به ضرر صندوقهای رأی تمام خواهد شد؛ یعنی به ضرر آراء مردم و به ضرر مردم است؛ اگر كسانی خواستند چنین تشنجی ایجاد كنند، خود مردم نگذارند و با متانت، با صبر و با حلم و وقار خودشان، مانع بشوند از اینكه خواسته‌ی بدخواهان این ملت عملی بشود.
    به شایعات هم خیلی گوش نكنند. من دیدم دیروز و دیشب ـ در این پیامكهای فراوانی كه دست مردم هست ـ شایعاتی را از قول من نقل میكردند كه دروغ محض بود و واقعیت نداشت. آدمهای خوش‌نیت و سالم این كارها را نمیكنند؛ آدمهای ناسالم از این كارها میكنند؛ توی همه‌ی بخشها و همه‌ی گروهها هم كم و بیش ممكن است آدم ناسالم ـ كه سوءنیت داشته باشند و حسن‌نیت نداشته باشند ـ پیدا بشود. به این شایعات هم توجه نكنند. امروز هم ممكن است باز شایعاتی ـ نسبت به بخشهای مختلف انتخابات ـ بین مردم وجود داشته باشد؛ ما اعتمادمان در درجه‌ی اول ـ در اول و آخر ـ به لطف خدا و به كمك الهی است و از خدای متعال استعانت میكنیم و كمك میخواهیم، و در درجه‌ی بعد به آگاهی و رشد و هوشیاری مردم است.
    من بار دیگر از همین‌جا به همه‌ی آحاد ملت عزیزمان سلام عرض میكنم و امیدوارم كه ان‌شاءالله خدای متعال امروز را برای ملت ما روز مباركی قرار بدهد. از شما خبرنگار محترم و خبرنگاران محترمی كه در اینجا حضور دارند و از یكایك مسئولین دست‌اندركار انتخابات ـ دوستانی كه در اینجا حضور دارند ـ و كسانی كه در پشت صحنه و در داخل وزارت كشور مشغول كار هستند، صمیمانه تشكر میكنم. زنده باشید.

    والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
    :icon_pf(57):

  7. #487
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 بيانات در ديدار نمايندگان نامزدهای انتخابات26/ 03/ 88


    بيانات در ديدار نمايندگان نامزدهای انتخابات
    26/ 03/ 88
    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    من اول بايد عذرخواهى كنم از اينكه با صداى گرفته با دوستان صحبت ميكنم. دو سه روزى است كه بر اثر سرماخوردگى يا هر چيز ديگر، صداى من گرفته است. تحمل كنيد.
    مطلب اساسى و اصلى‏اى كه من ميخواهم به همه‏ى دوستانى كه در اينجا حضور دارند - چه نمايندگان ستادهاى نامزدهاى محترم و چه نمايندگان دستگاه‏هاى مسئول - عرض بكنم، اين است كه انتخابات در كشور ما برخلاف بعضى از كشورهاى ديگر، هميشه مظهر وحدت ملت و نمايشگر عزت ملى بوده؛ چون هركسى كه پاى صندوق رأى مى‏آيد و رأى به صندوق مى‏اندازد، در واقع رأى به جمهورى اسلامى و نظام اسلامى را دارد تكرار ميكند. لذا هميشه ديده‏ايد مسئولين كشور و خود بنده اصرار داشتيم بر افزايش آحاد شركت كننده‏ى در رأى دادن؛ مردم را تشويق ميكرديم، ترغيب ميكرديم، مردم هم هوشيارانه و در مواقع حساس وارد قضايا ميشدند؛ در مواقعى كه كشور احتياج داشته به اينكه يك فرياد رسا و بلندى را در مقابل مخالفان خود و بدخواهان خود در دنيا مطرح بكند، آمده‏اند پاى صندوقهاى رأى و رأى داده‏اند. بنده در چند تا از پيامهاى تبريك انتخابات، اين جمله را تكرار كردم: «مردم هوشمند و زمان شناس». اين دفعه هم اين تعبير را من آوردم، هم بعضى از دفعات قبل اين را ذكر كردم. علت اين است كه حضور مردم پاى صندوقهاى رأى هميشه نشانه‏ى حضور مردم در صحنه و آگاهى آنها و رأى آنها به نظام جمهورى اسلامى تلقى ميشده. لذا انتخابات ما از اين جهت هميشه مظهر وحدت ملى و عزت ملى بوده.
    ما بايد سعى كنيم، دقت كنيم كه انتخابات مايه‏ى انشقاق نشود؛ اين حرف اصلى من است. اينكه ما تصور كنيم كه يك گروه مثلاً بيست و چهار ميليونى يك طرفند، يك گروه چهارده ميليونى يك طرفند، اين به نظر من يك خطاى بسيار بزرگى است؛ قضيه اينجور نيست. همه در يك طرف قرار دارند. آن كسانى كه به رئيس جمهور منتخب اين دوره‏ى از انتخابات رأى دادند، همانقدر وابسته‏ى به انقلاب و كشور و نظامند، كه آن كسانى كه رأى ندادند. مجموعه‏هاى مردمى، فرزندان اين كشورند؛ فرزندان اين ملتند. اين خطاست كه ما اين دو مجموعه‏ى رأى دهنده را كه يك عده‏اى رأى به يك نامزدى دادند، يك عده‏اى رأى به آن نامزد ندادند، اينها را ما متخاصم و متقابل فرض كنيم؛ نه، در يك مسئله‏اى، در يك گزينشى، اينها سليقه‏شان يك جور نبوده، لكن در اصل قضيه، در اعتقاد به نظام، در پشتيبانى از جمهورى اسلامى، همه‏ى اينها با هم يكى هستند. ما نگاه كنيم به رأى قريب چهل ميليونى مردم در اين دوره؛ اين مهم است.
    من معتقدم همه‏ى ما وظيفه داريم اين را پاسدارى كنيم. يعنى اين اتحاد ملى را در گفتن و اعلام صريحِ حمايت از نظام اسلامى را، دست‏كم نگيريم؛ اين چيز بسيار مهمى است. امروز نظام اسلامى نشان دارد ميدهد كه مردم‏سالارىِ واقعى در او حكمفرماست. مردم مى‏آيند مى‏نشينند پاى صحبت نامزدهاى مختلف، گوش ميكنند، بعد در حدود شايد ده روز، پانزده روز در خيابانها حضور فعال دارند. اين به نظر من خيلى مسئله‏ى مهمى است. ما بايد به اين شبهاى گوناگون و متعددى كه در خيابانهاى تهران و بعضى از شهرستانهاى ديگر مردم جمع ميشدند و بعضى از اين نامزد، بعضى از آن نامزد حمايت ميكردند، شعار ميدادند و هيچگونه درگيرى بين اينها وجود نداشت، افتخار بكنيم؛ اين خيلى چيز مهمى است. مردم ما اينند؛ اختلاف سليقه هم دارند، نظرات مختلفى هم نسبت به نامزدهاى مختلف دارند، اما با همديگر هم كار ميكنند. آقاى مهندس موسوى براى من نقل ميكردند كه توى يك خيابانى كه ايشان ميرفته، ماشينى با ماشين ايشان همراه ميشوند. آنها شروع ميكنند حرفى و شعارى را كه عليه آقاى موسوى بوده، با خنده گفتن، آقاى موسوى گفت من هم خنديدم و به آنها دست تكان دادم اينجورى و عبور كردم. خوب، اين فضا خيلى فضاى خوبى است. اين فضا بعد از انتخابات نبايد تبديل بشود به فضاى خصومت و تقابل؛ عده‏اى اين را ميخواهند در جامعه تحقق ببخشند. اين خلاف واقع است.
    آن كسانى كه اجتماع ميكنند براى حمايت از يك نامزد، با آن كسانى كه اجتماع ميكنند براى حمايت از نامزد ديگر، هر دو ملت ايرانند، گروه‏هائى از مردمند؛ ما بايد با اين ديد نگاه كنيم. آرائى هم دارند؛ يك جمعى رأى به اين دادند، يك جمعى رأى به آن دادند. البته قاعده‏ى مردم‏سالارى اين است كه اكثريت بر اقليت در مقام عمل تقدم پيدا ميكند؛ يعنى آن كسى كه اكثريت به او رأى دادند، او مسئوليت را به عهده ميگيرد؛ اين قاعده‏ى مردم‏سالارى است. اما اين به معناى ايجاد تزاحم و ايجاد تعارض و دشمنى نيست. با ايجاد دشمنى همه‏تان مقابله كنيد. اين مخصوص يك نامزد يا يك ستاد يا يك مجموعه نيست؛ همه وظيفه دارند كه با ايجاد نقار و دشمنى و كدورت مقابله كنند. بله، ممكن است كسانى همانطور كه حالا آقايان هم ذكر كرديد، اشكالات و اعتراضاتى را بر مجارى گوناگون امور در انتخابات ثبت كرده باشند و اعتراض داشته باشند، كه البته، راه‏هاى قانونى وجود دارد. رسيدگى به اينها حتماً بايد انجام بگيرد. مواردى را آقايان ذكر كرديد. من درخواست ميكنم از آقايان مسئول در وزارت كشور و همچنين در شوراى نگهبان كه به اين موارد دقيقاً رسيدگى كنند. اگر چنانچه بعضى از اشكالات مقتضىِ اين هست كه پاره‏اى از صندوقها بازشمارى بشود، اشكالى ندارد. حالا مثلاً يك مورد را آقايان ذكر كردند كه آن شخص گفته كه رأى فلان نامزد اين تعداد است، بعد در شمارش تعداد ديگرى معرفى شده؛ خيلى خوب، كارى ندارد؛ صندوقهاى مورد اشكال را، يا به طور تصادفى تعدادى از صندوقها را بازشمارى كنند؛ خودِ نمايندگان ستادها هم حضور داشته باشند و ببينند، تا اطمينان كامل براى همه حاصل بشود.
    البته من خودم شخصاً در اين انتخابات هم مثل همه‏ى انتخاباتهاى گذشته - شماها همه‏تان مسئولين هستيد، بوده‏ايد، ممشاى بنده را ميدانيد - به مسئولين كشور اعتماد كردم؛ به وزارت كشور، به شوراى نگهبان؛ در حالى كه ميدانيد در موارد متعدد، مسئولين از سلائق مختلف بودند، اما من به مقام مسئولى كه ميشناسم و قاعده‏ى كار او را ميدانم، اعتماد ميكنم. در اين نوبت هم همين جور است؛ من اعتماد ميكنم، اما اين اعتماد من موجب نميشود كه اگر چنانچه شبهه‏اى در ذهن كسانى هست، اين شبهه دنبال نشود و تعقيب نشود و بررسى نشود و حقيقت قضيه آشكار نشود؛ نه، شبهات را برطرف كنيد، منتها آن چيزى كه از همه مهمتر است، اين است: همه سعى كنيد وحدت ملى و وحدت كشور را حفظ كنيد؛ هر كسى به نحوى، هر كسى وظيفه‏اى دارد.
    انتخابات مايه‏ى افتخار ماست. چهل ميليون رأى شوخى نيست. اين از بالاترين نصابى كه ما تا حالا داشته‏ايم، مبالغ قابل توجهى بيشتر است؛ اين خيلى اهميت دارد. بعد از سى سال ملت ما پابندى‏شان به نظام جمهورى اسلامى آنچنان است كه اينجور با شور و شوق وارد صحنه ميشوند كه خبرگزارى‏هاى خارجى از همان ساعات اول اعلام كردند - ما خبرها را تعقيب ميكرديم - و همه گفتند كه اين دفعه حضور مردم، حضور فوق‏العاده‏اى است. اين را همه گفتند. حالا غير از مشاهداتى كه كسانى ميرفتند رأى ميدادند و مى‏آمدند براى ما نقل ميكردند، خبرگزارى‏ها گفتند و در تعدادى از تلويزيونهاى بيگانه هم منعكس شد كه حضور مردم، حضور جدى و فعال و متراكمى است. در بعضى از تلويزيونهاى خارجى صفوف مردم را كه صف كشيده بودند، نشان دادند. اين افتخارى است براى كشور؛ ما اين را مخدوش نكنيم، اين را خراب نكنيم، اين مال مردم است. همين رأى‏دهندگان از دو طرف، هم طرف آن كسانى كه رأى دادند به نامزد منتخب، هم آن كسانى كه رأى ندادند به نامزد منتخب و به ديگرى رأى دادند - كه مجموعاً مثلاً حدود چهارده ميليون ميشوند - همه‏شان در ايجاد اين حماسه‏ى بزرگ سهيم بودند. ما اين وحدت را، اين نگاه كلان را، نگاه يكسان را فراموش نكنيم و اين را از دست ملت نگيريم. همه سهيمند؛ آن كسى كه به آقاى دكتر احمدى‏نژاد رأى داده، او هم سهيم است؛ آن كسى كه به آقاى مهندس موسوى رأى داده، يا به آقاى كروبى رأى داده، يا به آقاى رضائى رأى داده، آنها هم همه در ايجاد اين حماسه‏ى بزرگ سهيمند و كشور مديون آنهاست و نظام حقيقتاً مديون اين حضور حماسى مردم است كه آمدند از نظام خودشان كه متعلق به خودشان هست، از انقلابى كه متعلق به خودشان هست، دفاع كردند و اين اقدام را كردند؛ نگاه اصلى بايد اين باشد.
    البته هر طرفى ملاحظاتى بايد بكند؛ اين را من قبول دارم. هم آن طرفى كه توانسته اكثريت را به دست بياورد، ملاحظاتى لازم است بكند، توجهاتى بكند، مراقبتهائى در كيفيت رفتار و حركت انجام بدهد، هم آن طرفى كه اين رأى اكثريت را كسب نكرده، او هم مراقبتهائى لازم دارد. همه بايد حلم داشته باشند. حلم اسلامى كه ما در فارسى او را بردبارى معنا ميكنيم، معنايش توان تحمل و ظرفيت تحمل است. همه بايد ظرفيت تحمل داشته باشند، بتوانند تحمل كنند؛ تحمل پيروزى هم كار آسانى نيست، تحمل عدم پيروزى هم كار آسانى نيست. حلم داشتن و تحمل كردن و ظرفيت پيروزى و عدم پيروزى را داشتن، يكى از فضائل انسانى است؛ ما بايد اين را هم در نخبگان، هم در آحاد عظيم مردم ترويج بكنيم.
    البته شما شكى نداريد، من هم مثل شما، كه كسانى هستند كه اين وحدت را نميخواهند. حوادثى پيش مى‏آيد گوشه و كنار كه اين حوادث نه به آن گروه، نه به آن گروه، هيچ ارتباطى ندارد و اين مربوط به افرادى است كه اين وحدت را، اين اتفاق را، اين نمايش عظمت را نميخواهند. من حالا ان‏شاءاللَّه در روز جمعه اگر عمرى بود و مجالى بود، در اين باره بيشتر صحبت خواهم كرد. كسانى نميخواهند اين موفقيتهاى شما را ببينند. در اين قضايا همه موفق شديد، همه پيروز شديد؛ در اين جهت كه توانستيد نظام مورد علاقه‏تان را تحكيم ببخشيد. مردم همه پيروزند؛ به خاطر اينكه توانستند يك عظمتى و عزتى را از خودشان بروز بدهند. عده‏اى اين را نميخواهند و طبعاً خرابكارى ميكنند، ايجاد اختلال ميكنند، از اين به آن حرف ميبرند، از آن به اين حرف مى‏آورند؛ غالباً هم خلاف. بنده چون از اطراف مختلف، حرفها به گوش من ميرسد، مى‏بينم اين چيزهائى كه اين طرف از آن طرف ميگويد، بعضاً خلاف واقع است؛ هم آن چيزهائى كه آن طرف از اين طرف بيان ميكند، بعضاً خلاف واقع است. پيداست كسانى در وسط نميخواهند اين اتحاد و اتفاق در كشور شكل بگيرد. اين حالا آسان‏ترينش است، بدترش هم همين كارهاى خرابكارى‏اى است كه شما مى‏بينيد انجام ميدهند، كه البته همه بايد در مقابل اين خرابكارى‏ها بايستند، اعلام موضع كنند. همه بايستى بگويند.
    اين تخريبهائى كه انجام ميگيرد، اين كارهاى زشتى كه انجام ميگيرد، بعضاً جناياتى كه واقع ميشود، مربوط به هيچكدام از اين اطراف قضيه نيست؛ اين مربوط به مردم نيست، مربوط به نامزدها نيست؛ مربوط به خرابكارهاست، مربوط به اخلالگرهاست. نبادا كسى توهم كند و تصور بكند كه اين مربوط به اين است كه اينها طرفدار فلان نامزدند؛ نه، اينها مثل همان كسانى هستند كه اختلافات مذهبى را بين مسلمانها راه مى‏اندازند كه ما مكرر گفته‏ايم اينها نه سنى‏اند، نه شيعه؛ شيعه را عليه سنى، سنى را عليه شيعه تحريك ميكنند، و در وضع اتحاد جامعه‏ى عظيم ما هم همين جور است. كسانى كه يك طرف را عليه يك طرف تحريك ميكنند، كارهائى ميكنند به عنوان طرفدارى از يك جهت، در حالى كه حقيقتاً طرفدارى از او نيست؛ اينها نه از اين طرفند، نه از آن طرف. اينها كسانى هستند كه با اصل نظام مخالفند، با آرامش كشور مخالفند، طرفدار تشنجند، طرفدار اغتشاشند، ميخواهند آرامش نباشد.
    هر كس سرِ كار باشد، اگر نتائج انتخابات غير از اين هم ميشد، بنده به طور اطمينان ميتوانم عرض بكنم كه باز اينجور حوادثى ديده ميشد، باز اين حوادث پيش مى‏آمد، براى اينكه اصلاً آرامش در كشور نباشد. آنها امنيت كشور را و آرامش كشور را هدف گرفته‏اند و ميخواهند اين را از بين ببرند. هيچكس نبايد به اين تشنج‏آفرينى و اغتشاش‏آفرينى كمك كند و همه بايد در مقابل او صريح موضع بگيرند. كما اينكه مواضع حقيقى شماها هم جز اين نيست. صريح موضع بگيرند، روشن كنند كه اين خواستِ آنها نيست. و هر كارى كه تشنج‏آفرين باشد، واقعاً نكنند؛ يعنى همديگر را عصبانى نكنند. اين را هم من بد نيست در اينجا خطاب به مردمى كه خارج از اين مجموعه‏ى شما برادران عزيز هستند، توصيه بكنم، كه اگر اين صحبتها پخش شد، خطاب به مردم هم باشد. من به مردم عزيزمان هم عرض ميكنم: دو جناح و دو گروه، همديگر را عصبانى نكنند؛ نه آن كسانى كه نامزد مورد علاقه‏شان پيروز شده، جورى حرف بزنند، جورى رفتار كنند كه آن طرف مقابل را عصبانى كند، جريحه‏دار كند؛ نه آن كسانى كه نامزد مورد علاقه‏شان رأى نياورده، جورى حرف بزنند، جورى اقدام كنند كه آن طرف را عصبانى كند؛ نه، همه يك جهت مشترك داريد كه آن عبارت است از حضور در اين صحنه‏ى انتخابات و دفاع از نظام اسلامى؛ اين اساس قضيه است، اين آن چيزى است كه دل ولى‏عصر (ارواحنا فداه) را راضى ميكند و خشنود ميكند. اين آن چيزى است كه ان‏شاءاللَّه موجب رحمت الهى و جريان رحمت الهى در اين كشور ميشود. اين به نظر من درست است.
    اميدوارم كه خداى متعال كمك كند. من وظيفه‏ى خودم دانستم كه اين عرايض را به شماها بكنم. همين طور كه گفتم، من تقريباً همه‏ى شما يا اغلب شماها را از نزديك ميشناسم و سوابق كاريتان را ميدانم و به نظرم رسيد كه اينجور حرف زدن و اينجور مخاطبه‏ى با شما، ان‏شاءاللَّه خوب است و لازم است و تكليف من است كه اين را عرض بكنم. من احساس ميكنم امروز همه تكليف داريم از هويت جمعى اين كشور و اين ملت دفاع كنيم. يك مجموعه‏ى عظيم مردمى است، با اين بار امانت سنگينى كه بر دوش گرفته، با اين حركت عظيم و شجاعانه‏اى كه در طول اين سى سال اين ملت انجام داده، اين را نگذاريد شقه شقه بشود، نگذاريد افراد در مقابل هم قرار بگيرند. هر كدامى‏تان به يك كيفيتى خواهيد توانست اين كار را انجام بدهيد. ان‏شاءاللَّه خداوند كمكتان كند، راهنمائى‏تان كند، همه‏مان را راهنمائى كند كه بتوانيم اين وظيفه را به بهترين وجهى انجام بدهيم.

    والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
    :icon_pf(57):

  8. #488
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران29/ 03/ 88

    خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران
    29/ 03/ 88

    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    خطبه‏ى اول‏

    و الحمدللَّه ربّ العالمين نحمده و نستعينه و نتوكّل عليه و نستغفره و نصلّى و نسلّم على حبيبه و نجيبه و خيرته فى خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشير رحمته و نذير نقمته سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما بقيّةاللَّه فى العالمين و السّلام على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين.

    قال الحكيم فى كتابه: «هو الّذى انزل السّكينة فى قلوب المؤمنين ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم و للَّه جنود السّماوات و الأرض و كان اللَّه عليما حكيما»(1)

    همه‏ى برادران و خواهران عزيز را توصيه ميكنم و دعوت ميكنم به رعايت تقواى الهى و توجه به خداى متعال و دل دادن به رحمت و تفضل الهى در همه حال. اگر ما تقواى خدا را پيشه كنيم، اگر در همه حال دل را به خدا متوجه كنيم، حضور خود در مقابل ذات مقدس پروردگار را از ياد نبريم - كه معناى حقيقى تقوا همين است - يقيناً بركات الهى، رحمت الهى، كمك الهى شامل حال ما خواهد شد. در نماز جمعه‏ى هر هفته دلهاى نمازگزار و متوجه به خداوند متعال بايد اين حقيقت را، اين معناى شگفت‏انگيز را با خود مرور كند؛ تقوا را به خود تلقين كند.

    اين روزها از يك طرف به ايام ولادت باسعادت صديقه‏ى كبرا فاطمه‏ى زهرا (سلام اللَّه عليها) متصل و مربوط است، و از يك طرف به ايام مغتنم و ذى قيمت ماه رجب؛ وقت ذكر است، وقت دعاست، وقت توجه است. اين آيه‏اى كه من تلاوت كردم، به مؤمنان بشارت ميدهد و نزول سكينه‏ى الهى را يادآورى ميكند. سكينه يعنى آرامش در مقابل تلاطمهاى گوناگون روحى و اجتماعى. اين آيه مربوط به حديبيه است. در ماجراى حركت پيامبر اكرم از مدينه به سمت مكه با چند صد نفر از ياران و اصحاب خود به قصد عمره - در سال ششم از هجرت - حوادثى پيش آمد كه از چند جهت موجب طوفانى شدن دلهاى مؤمنان بود. از يك طرف، دشمنان با نيروى مجهزى آنها را محاصره كرده بودند؛ اينها از مدينه دور بودند - حديبيه نزديك مكه است - نيروهاى دشمن متكى به عقبه‏ى مكه بودند، نيرو داشتند، سلاح داشتند، جمعيت زياد داشتند؛ اين يك طرف قضيه بود كه موجب اضطراب ميشد، موجب تشويش براى بسيارى از مؤمنين ميشد؛ از طرف ديگر، پيغمبر اكرم بر طبق آن سياست عظيم مكتوم الهى - كه بعد براى همه آشكار شد - در مقابل كفارى كه آمده بودند در مقابل او، در مواردى كوتاه آمد؛ گفتند اسم «رحمان و رحيم» را، «بسم اللَّه»، را از اين نوشته حذف كنيد، پيغمبر قبول كرد؛ و چند مسئله از اين قبيل پبش آمد. اين هم دلهائى را مشوش كرد، مضطرب كرد، به ترديد انداخت.

    در يك چنين مواردى كه اين اضطرابهاى گوناگون - چه به لحاظ مسائل شخصى، چه به لحاظ مسائل اجتماعى - براى مؤمنينِ به اسلام پيش مى‏آيد، اينجا بايد منتظر سكينه‏ى الهى بود؛ آنوقت ميفرمايد: «هو الّذى انزل السّكينة فى قلوب المؤمنين»؛ خدا دلها را قرص كرد، آرامش به آنها داد، آنها را از تلاطمهاى روحى برحذر و بركنار داشت و مسلمانها از لحاظ روانى، به خاطر اين آرامشى كه خدا به آنها داد، آسوده شدند. آنوقت نتيجه‏ى اين سكينه‏ى الهى و آرامش روحى اين ميشود كه: «ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم»؛ آنوقت بذر ايمان در دل آنها عميقتر ميرويد، نور ايمان دل آنها را بيشتر روشن ميكند؛ ايمان آنها عميقتر ميشود. اين است كه براى يك مجموعه‏ى مسلمان، مجموعه‏ى مؤمن مهم است كه به خدا حسن ظن داشته باشد، بداند كه خدا كمك‏كار اوست، بداند كه خدا پشت سر رهپويان راه حق است. وقتى دلها قرص شد، گامها هم محكم ميشود؛ وقتى گامها استوار شد، راه به‏آسانى طى ميشود، به هدف نزديك ميشود.

    هميشه دشمنان اسلام خواسته‏اند دل مسلمانان را مشوش و مضطرب كنند. در طول تاريخ اسلام موارد زيادى پيش آمده است، قبل از اسلام هم در مورد حركتهاى عظيم جهادى پيامبران قبل از نبى مكرم، مؤمنينى كه توانستند ايمان خودشان را استوار نگه دارند، آرامش روحى پيدا كردند. اين آرامش روحى حركات آنها را در اختيار جهت ايمانى قرار داد؛ مشوش نشدند، مضطرب نشدند، راه را گم نكردند؛ چون در حال تشويش و اضطراب، پيدا كردن راه درست دشوار ميشود. انسانى كه از آرامش روحى برخوردار است، درست فكر ميكند، درست تصميم ميگيرد، درست حركت ميكند. اينها نشانه‏هاى رحمت الهى است.

    امروز جامعه‏ى انقلابى ما، مردم مؤمن ما، نياز به اين دارند كه اين آرامش را، اين سكينه را، اين طمأنينه و وقار را در خودشان هرچه بيشتر به وجود بياورند. «الا بذكر اللَّه تطمئن القلوب».(2) ياد خداست كه دلها را در ماجراهاى طوفانى دنيا و زندگى حفظ ميكند. ياد خدا را مغتنم بشماريد. ايام ماه رجب - همانطور كه گفتيم - نزديك است. دعاهاى ماه رجب يك دريائى از معرفت است. در دعا فقط اين نيست كه انسان دل را به خدا نزديك ميكند؛ اين هست، فراگيرى هم هست. در دعا هم تعليم است، هم تزكيه هست. دعا هم ذهن را - اين دعاهاى مأثور از ائمه (عليهم‏السّلام) - روشن ميكند، حقايقى را، معارفى را به ما مى‏آموزد كه در زندگى به آنها نياز داريم، و هم دل را متوجه به خدا ميكند. ذكر الهى را خيلى بايد مغتنم بشمريد. همين نماز جمعه‏ى شما مصداق ذكر الهى است. «فاسعوا الى ذكر اللَّه».(3) در اينجا آنچه بر دل شما، بر زبان شما، بر حركات شما بايد غالب باشد، ياد خداست. دل به ياد خدا، زبان متذكر به نام مقدس پروردگار، حركات دست و پا و جسم هم حركاتى در جهت ياد پروردگار و اطاعت اوامر الهى. اين چيزى كه مورد نياز يكايك ماست، همين است.

    من به شما عرض بكنم از اول انقلاب تا امروز - كه سى سال ميگذرد - در حوادث گوناگون، حوادثى كه بعضى از آنها ميتوانست يك ملت را، يك نظام را از جا بكند، ميتوانست يك كشور را دچار درياى طوفانى‏اى بكند كه ندانند چه ميكنند و چه بايد بكنند - همين طور كه مى‏بينيم در بعضى از كشورهاى همسايه‏ى‏مان - براى اين كشور پيش آمد، اما اين كشتى استوار كه متكى به ايمانهاى شما، به اراده‏ى شما، به دل نورانى شما به ذكر خدا متكى بود، در اين طوفانهاى گوناگون اندك‏اضطرابى پيدا نكرد. اين نشانه‏ى رحمت الهى است؛ اين نشانه‏ى تفضلات خداوند به شما ملت عزيز است.

    مشمول تفضلات الهى شدن يك مسئله است، حفظ تفضلات و رحمت الهى يك مسئله‏ى ديگر است. مبادا به خودمان مغرور بشويم؛ مبادا وقتى دست كمك پروردگار را كه مى‏بينيم، بگوئيم: «ما كه مورد توجه پروردگار هستيم» و از وظائفمان غفلت كنيم؛ مبادا ياد خدا از دلها برود. بخصوص به شما جوانهاى عزيز در سراسر كشور و هر جا كه هستيد عرض ميكنم: جوانها! اين دلهاى پاك را، اين دلهاى نورانى را، اين دلهاى نرم را مغتنم بشمريد؛ آنها را با ياد پروردگار سيراب كنيد؛ آنها را از ذكر خدا لبريز كنيد، كه خداى متعال توجهاتش را و رحمتش را بر اين ملت مستدام خواهد كرد. و شما بدانيد - من امروز عرض ميكنم - آنجورى كه من دارم مى‏بينم اين ملت را و آنجورى كه مطلعم از تاريخ گذشتگان خودمان در اين كشور و در ديگر كشورها، من مطمئنم و يقين دارم اين ملت به توفيق الهى، به حول و قوه‏ى الهى، به تمام اهداف بلند خود دست خواهد يافت.

    اين فضاى معنوىِ جامعه را قدر بدانيد، مبادا هيجانهاى سياسى ما را از خدا غافل كند؛ مبادا بگومگوهاى گوناگونى كه در يك كشور پيش مى‏آيد - كه در ميان يك ملت آزاد يك امر طبيعى است - ما را غافل كند، ندانيم به كجا ميخواهيم برويم، ندانيم چه جور ميخواهيم برويم. اين انقلاب از اول بر پايه‏ى ايمانهاى پاك و صادق استوار شد و ادامه‏ى اين راه هم بر همين پايه‏ى استوار قرار خواهد داشت.

    با وجود اين همه عوامل انحراف، بحمداللَّه ملت ما مؤمنند، خدادوستند، دين‏شناسند، به معنويت علاقه‏مندند. امروز جوانها در دنيائى كه ماديگرى بر آن حاكم است، غرق در حيرت و آشفتگى‏اند؛ دورى از معنويت آنها را دچار آشگفتى كرده است؛ نميدانند چه بكنند؛ متفكرانشان هم مانده‏اند؛ و بعضى از آنها فهميده‏اند كه راه اصلاح كارهايشان مراجعه به معنويت است. ولى چه جور ميتوانند معنويت از دست‏رفته را، معنويتى را كه دو قرن است در كشورهاى غربى دائماً با وسائل گوناگون كوبيده شده است، ميخواهند برگردانند؛ كار آسانى نيست. اما ملت ما اينجور نيست. ملت ما در اين مجراى عظيم معنويت حركت كرد، با معنويت توانست يك انقلابِ با اين عظمت را به پيروزى برساند، با معنويت توانست در اين دنياى مادى يك نظام اسلامى را كه متكى به معنويت است، برافرازد، پايه‏هاى آن را محكم كند و آن را در مقابل تهاجمها و طوفانهاى گوناگون حفظ كند. ملت ما يك جنگ هشت ساله‏ى تحميلى را با تكيه‏ى به همين معنويت توانست با سرافرازى و پيروزى طى كند. امروز هم جوانهاى ما اكثراً جوانهاى مؤمن و معنوى هستند. حتّى آن كسانى كه بظاهر گرايش معنوى در سيماى آنها نيست، انسان در مواقع حساس مى‏بيند دلهايشان متوجه خداست. بارها من عرض كرده‏ام كه در اين شبهاى قدر، در اين روزهاى اعتكاف، در اين مراسم نماز عيد فطر، چه افرادى، چه اشخاصى كه انسان گمان نميكند، دلهايشان را متوجه خدا ميكنند.

    پروردگارا ! تو را به قرآن سوگند ميدهيم، تو را به ائمه‏ى هدى‏ (عليهم‏السّلام) و نبى مكرم سوگند ميدهيم دلهاى ما را از معنويت بيش از پيش انباشته بفرما. پروردگارا ! دست ما را از قرآن و از اهل بيت كوتاه مكن. پروردگارا ! تقوا و ايمان و سكينه‏ى الهى را بر دلهاى اين ملت بزرگ نازل كن. پروردگارا ! اين ملت مقتدر و مظلوم را در مقابل دشمنانش به پيروزى برسان. پروردگارا ! دلهاى ما را متوجه به خود نگه دار. پروردگارا ! آنچه ميگوئيم، آنچه ميكنيم، براى خودت و در راه خودت قرار بده؛ و از ما قبول بفرما. پروردگارا ! سلام ما را به پيشگاه ولى‏ات و حجتت و عبد صالحت حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه) برسان؛ دعاى آن بزرگوار را در حق ما مستجاب بفرما.
    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    و العصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذين امنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.(4)


    خطبه‏ى دوم‏

    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    والحمدللَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما علىّ اميرالمؤمنين و حبيبته فاطمة الزّهراء و الحسن و الحسين سيّدى شباب اهل الجنّة و علىّ‏بن‏الحسين و محمّدبن‏علىّ و جعفربن‏محمّد و موسى‏بن‏جعفر و علىّ‏بن‏موسى و محمّدبن‏علىّ و علىّ‏بن‏محمّد و الحسن‏بن‏علىّ و الخلف القائم المهدىّ صلواتك عليهم اجمعين و صلّ على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين.

    اوصيكم عباد اللَّه بتقوى اللَّه.

    در اين خطبه هم من همه‏ى برادران و خواهران عزيزى را كه در نماز شركت دارند، دعوت ميكنم به تقوا، به پرهيزگارى.

    مسئله‏اى كه در اين خطبه مطرح ميكنم، مسئله‏ى انتخابات است كه فعلاً مسئله‏ى روز در كشور ماست. سه مطلب را خطاب به سه دسته عرض خواهم كرد. يك مطلب خطاب به عموم ملت عزيزمان در هر نقطه‏اى از كشور كه هستند، ميخواهم عرض بكنم. يك مطلب را خطاب به نخبگان سياسى، نامزدهاى رياست جمهورى، فعالان و دست‏اندركاران قضاياى انتخابات ميخواهم عرض بكنم. يك مطلب هم خطاب به سران استكبار، بعضى از دولتهاى غربى و سردمداران رسانه‏هائى كه آنها اداره ميكنند، خواهم گفت.

    درباره‏ى مطلب اول كه خطاب به شما مردم عزيز است، حرف من عبارت است از يك دنيا تجليل و تعظيم و تشكر. بنده دوست ندارم در سخنرانى‏ها و خطابه‏ها نسبت به مخاطبان خودم با مبالغه حرف بزنم يا تملق آنها را بگويم؛ اما در اين قضيه‏ى انتخابات، خطاب به شما مردم عزيز عرض ميكنم كه هر چه با مبالغه صحبت بكنم، زياد نيست؛ حتّى اگر بوى تملق هم بدهد، ايرادى ندارد. كار بزرگى كرديد. انتخابات 22 خرداد يك نمايش عظيمى بود از احساس مسئوليت ملت ما براى سرنوشت كشور؛ نمايش عظيمى بود از روح مشاركت‏جوى مردم در اداره‏ى كشورشان؛ نمايش عظيمى بود از دلبستگى مردم به نظامشان. حقيقتاً مشابه اين حركتى كه در كشور انجام گرفت، من امروز در دنيا و در اين دموكراسى‏هاى گوناگون - چه دموكراسى‏هاى ظاهرى و دروغين و چه دموكراسى‏هائى كه واقعاً به آراء مردم مراجعه ميكنند - نظيرش را سراغ ندارم. در جمهورى اسلامى هم جز در همه‏پرسى سال 58 - فروردين 58 - هيچ نظيرى ديگر براى اين انتخاباتى كه در جمعه‏ى گذشته شما انجام داديد، وجود ندارد؛ مشاركت حدود 85 درصد؛ چهل ميليون تقريباً جمعيت. انسان دست مبارك ولى‏عصر را پشت سر حوادثى با اين عظمت مى‏بيند. اين نشانه‏ى توجه خداست. لازم ميدانم از اعماق دل نسبت به شما مردم عزيز در سراسر كشور ابراز ادب و ابراز تواضع كنم كه واقعاً جا دارد.

    نسل جوان ما بخصوص نشان داد كه همان شور سياسى، همان شعور سياسى، همان تعهد سياسى را كه ما در نسل اول انقلاب سراغ داشتيم، دارد؛ با اين تفاوت كه در دوران انقلاب، كوره‏ى داغ انقلاب دلها را به هيجان مى‏آورد، بعد هم در دوره‏ى جنگ به نحو ديگرى؛ اما امروز اينها هم نيست، در عين حال اين تعهد، اين احساس مسئوليت، اين شور و شعور در نسل كنونى ما وجود دارد؛ اينها چيز كمى نيست. البته بين مردم اختلاف سليقه هست، اختلاف رأى هست؛ عده‏اى كسى را قبول دارند، حرفى را قبول دارند؛ عده‏ى ديگرى كس ديگرى را قبول دارند، حرف ديگرى را قبول دارند؛ اينها هست، طبيعى هم هست، ليكن يك تعهد جمعى را انسان در بين همه‏ى اين آحاد، با اختلاف آراءشان، احساس ميكند؛ يك تعهد جمعى براى حفظ كشورشان، براى حفظ نظامشان. همه وارد شدند؛ در شهرها، در روستاها، در شهرهاى بزرگ، در شهرهاى كوچك، اقوام گوناگون، مذاهب مختلف، مردها، زنها، پير، جوان، همه وارد اين ميدان شدند؛ همه در اين حركت عظيم شركت كردند.

    اين انتخابات، عزيزان من! براى دشمنان شما يك زلزله‏ى سياسى بود؛ براى دوستان شما در اكناف عالم يك جشن واقعى بود؛ يك جشن تاريخى بود. در سى سالگى انقلاب اين جور مردم بيايند نسبت به اين نظام و اين انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفادارى كنند! اين يك جنبش عمومى و مردمى بود براى تجديد پيمان با امام و با شهدا؛ و براى نظام جمهورى اسلامى يك نَفَس تازه كردن، يك حركت از نو، يك فرصت بزرگ. اين انتخابات، مردمسالارى دينى را به رخ همه‏ى مردم عالم كشيد. همه‏ى كسانى كه بدخواه نظام جمهورى اسلامى هستند، ديدند مردمسالارى دينى يعنى چه. اين يك راه سوم است. در مقابل ديكتاتورى‏ها و نظامهاى مستبد از يك طرف، و دموكراسى‏هاى دور از معنويت و دين از يك طرف ديگر، اين مردمسالارى دينى است؛ اين است كه دلهاى مردم را مجذوب ميكند و آنها را به وسط صحنه ميكشاند. اين، امتحان خودش را داد. اين يك نكته درباره‏ى اين انتخابات.

    نكته‏ى دوم در باب اين انتخابات اين است كه انتخابات 22 خرداد نشان داد كه مردم، با اعتماد و با اميد و با شادابى ملى در اين كشور زندگى ميكنند. اين جواب خيلى از حرفهائى است كه دشمنان شما در تبليغات مغرضانه‏ى خودشان بر زبان مى‏آورند. اگر مردم در كشور به آينده اميدوار نباشند، در انتخابات شركت نميكنند؛ اگر به نظام خودشان اعتماد نداشته باشند، در انتخابات شركت نميكنند؛ اگر احساس آزادى نكنند، به انتخابات روى خوش نشان نميدهند. اعتماد به نظام جمهورى اسلامى در اين انتخابات آشكار شد. و من بعد عرض خواهم كرد كه دشمنان همين اعتماد مردم را هدف گرفته‏اند؛ دشمنان ملت ايران ميخواهند همين اعتماد را در هم بشكنند. اين اعتماد بزرگترين سرمايه‏ى جمهورى اسلامى است، ميخواهند اين را از جمهورى اسلامى بگيرند؛ ميخواهند ايجاد شك كنند، ايجاد ترديد كنند درباره‏ى اين انتخابات و اين اعتمادى را كه مردم كردند، تا اين اعتماد را متزلزل كنند.

    دشمنان ملت ايران ميدانند كه وقتى اعتماد وجود نداشت، مشاركت ضعيف خواهد شد؛ وقتى مشاركت و حضور در صحنه ضعيف شد، مشروعيت نظام دچار تزلزل خواهد شد؛ آنها اين را ميخواهند؛ هدف دشمن اين است. ميخواهند اعتماد را بگيرند تا مشاركت را بگيرند، تا مشروعيت را از جمهورى اسلامى بگيرند. اين، ضررش بمراتب از آتش زدن بانك و سوزاندن اتوبوس بيشتر است. اين، آن چيزى است كه با هيچ خسارت ديگرى قابل مقايسه نيست. مردم بيايند در يك چنين حركت عظيمى اينجور مشتاقانه حضور پيدا كنند، بعد به مردم گفته بشود كه شما اشتباه كرديد به نظام اعتماد كرديد؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن اين را ميخواهد.

    اين خط را از پيش از انتخابات هم شروع كردند؛ از دو سه ماه پيش از اين. من اول فروردين در مشهد گفتم هى دارند دائماً به گوشها ميخوانند، تكرار ميكنند كه بناست در انتخابات تقلب بشود. ميخواستند زمينه را آماده كنند. من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل كشور تذكر دادم و گفتم اين حرفى را كه دشمن ميخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئيد. نظام جمهورى اسلامى مورد اعتماد مردم است. اين اعتماد آسان به دست نيامده، سى سال است كه نظام جمهورى اسلامى با مسئولانش، با عملكردش، با تلاشهاى فراوانش توانسته اين اعتماد را در دل مردم عميق كند. دشمن ميخواهد اين اعتماد را بگيرد، مردم را دچار تزلزل كند. اين هم يك نكته.

    نكته‏ى سوم، مسئله‏ى رقابتها بود. اين رقابتها كاملاً رقابتهاى آزاد، جدى و شفاف بين نامزدهاى مختلف بود؛ همه ديدند. به قدرى اين رقابتها و اين گفتگوها و اين مناظره‏ها شفاف و صريح بود، كه عده‏اى به آن معترض شدند - حالا عرض خواهم كرد - حق هم تا حدودى با آنهاست. التهاباتى هم به وجود آورد كه الان هم هنوز آثارش را داريم مشاهده ميكنيم. من به شما عرض بكنم، فرض ما اين بود و هست كه اين رقابتى كه وجود دارد بين چهار نامزد انتخابات، اين رقابت ميان افراد و جريانهاى متعلق به نظام اسلامى است. اينى كه دشمنان سعى ميكنند در رسانه‏هاى گوناگون - كه غالباً هم اين رسانه‏ها مال اين صهيونيستهاى خبيث و رذل است - اينجور وانمود كنند كه دعوا بين طرفداران نظام و مخالفان نظام است، نخير، اين جورى نبود؛ آنها غلط ميكنند اين حرف را ميزنند؛ اين واقعيت ندارد.

    اين چهار نفرى كه وارد عرصه‏ى اين انتخابات جدى شدند، همه‏شان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند. يكى از اينها رئيس جمهور كشور ماست؛ رئيس جمهور خدوم، پركار، زحمتكش، مورد اعتماد. يكى از آنها نخست‏وزيرِ هشت سال در دوران رياست جمهورى خود بنده است. يكى از آنها فرمانده‏ى سپاه در سالهاى متمادى و يكى از فرماندهان اصلى دوران دفاع مقدس بوده است. يكى از آنها دو دوره رئيس قوه‏ى مقننه‏ى كشور بوده است؛ رئيس مجلس شوراى اسلامى بوده است. اينها عناصر نظامند؛ اينها همه‏شان متعلق به نظامند. البته اختلاف‏نظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگيرى‏هاى گوناگون سياسى با هم تفاوتهاى متعددى دارند؛ اما همه‏شان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند. اين رقابت درون نظام تعريف شد؛ نه رقابت بين درون نظام و بيرون نظام، كه راديوى صهيونيستى و راديوى آمريكا و راديوى انگليسِ خبيث و ديگران هى ميخواهند اين را دامن بزنند. نخير، رقابتى بود در درون نظام و بين عناصر وابسته‏ى به نظام؛ متعلق به نظام، و همه‏شان هم با اين سوابق. همه‏شان را من از نزديك ميشناسم، افكارشان را ميدانم، سلائقشان را ميدانم، خصوصيات رفتاريشان را ميدانم، با همه‏شان از نزديك من كار كردم.

    البته بنده همه‏ى ديدگاه‏هاى اين آقايان را قبول ندارم؛ بعضى از نظرهايشان و عملكردهايشان از نظر من بدون شك قابل انتقاد است؛ بعضى را براى خدمت به كشور مناسبتر از بعضى ديگر ميدانم؛ اما انتخاب به عهده‏ى مردم بوده و هست. مردم انتخاب كردند. خواست من، تشخيص من، نه به مردم گفته شد، نه مردم لازم بود آن را مراعات كنند. مردم خودشان طبق معيارهاى خودشان تشخيص دادند، حركت كردند، عمل كردند؛ ميليونها اين طرف، ميليونها آن طرف. بنابراين، مسئله، مسئله‏ى درونى نظام است. اينى كه بخواهند صورت مسئله را تغيير بدهند، اين صد در صد مغرضانه و خباثت آلود است. دعوا بين نظام و بيرون از نظام نيست، دعوا بين انقلاب و ضد انقلاب نيست؛ اختلاف بين عناصرى در درون چهار چوب نظام است.
    آن مردمى هم كه به اين چهار نفر رأى دادند، اينها هم با اعتقاد به نظام رأى دادند، تشخيص دادند اين براى كشور بهتر است، به نظام پابندى‏اش بيشتر است، به او رأى دادند. آن كسى را كه صالحتر براى خدمت به نظام ميدانستند، به او رأى دادند؛ مردم هم در چهارچوب نظام عمل كردند.

    اما اين رقابتها و مناظرات، كه ابتكار مهمى بود؛ ابتكار جالبى بود؛ خيلى صريح بود، خيلى شفاف بود، خيلى جدى بود. اين مناظره‏ها تو دهن آن كسانى زد كه از بيرون تبليغ ميكردند كه اين رقابتها نمايشى است، واقعيت ندارد. ديدند نخير، واقعيت دارد؛ جدى در مقابل هم ايستاده‏اند، با هم بحث ميكنند، با هم استدلال ميكنند. بنابراين مناظره‏ها و گفتگوها بسيار از اين جهت مثبت بود. البته آثار مثبتى داشت، عيوبى هم داشت، كه حالا هر دو را من عرض خواهم كرد.

    آن جهت مثبت، اين بود كه در اين مناظره‏ها و در اين گفتگوها و در اين گفتارهاى تلويزيونى، همه شفاف و راحت حرف زدند، حرف دلشان را بر زبان آوردند، يك سيلابى از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه مجبور شدند پاسخگوئى كنند. به آنها انتقاد شد، آنها در مقام پاسخگوئى برآمدند و از خودشان دفاع كردند. مواضع افراد و مواضع گروه‏ها بدون ابهام، بدون پيچيده‏گوئى، عريان، در مقابل چشم مردم قرار گرفت؛ سياستهايشان چيست، برنامه‏هايشان چيست، پابندى‏هايشان كدام است، تا چه حد است؛ اينها در مقابل چشم مردم قرار گرفت و مردم توانستند قضاوت كنند. مردم احساس كردند كه در نظام اسلامى بيگانه به حساب نمى‏آيند، نظام كشور اندرونى و بيرونى ندارد. همه چيز در مقابل مردم آشكار، همه‏ى نظرات در مقابل مردم بيان شد و معلوم شد رأى مردم ناشى از همين دقتها و تأملات خواهد بود. رأى مردم زينتى نيست. حق انتخاب حقيقتاً متعلق به مردم است، مردم ميخواهند آگاهانه، هشيارانه انتخاب كنند. اين مناظره‏ها اين را نشان داد. يقيناً يكى از علل افزايش ده ميليونى آراء نسبت به آخرين حد نصابِ دوره‏هاى قبل همين بود كه ذهن مردم، فكر مردم مشاركت داده شد، به عرصه آمد و آنها تشخيص دادند، وارد ميدان شدند. اين مناظره‏ها به سطح خيابانها هم كشيده شد، داخل خانه‏ها هم رفت، كه اينها قدرت انتخاب مردم را بالا ميبرد. اينجور مباحثات و گفتگوها ذهنها را پرورش ميدهد، قدرت انتخاب را بالا ميبرد. اين از نظر جمهورى اسلامى چيز مطلوبى است.

    البته همين جا من عرض بكنم كه اين گفتگوها نبايد به جائى برسد كه تبديل بشود به كدورت و كينه. اگر اين شد، آنوقت اثر عكس خواهد داشت. اگر به همان شكلى كه آن روز بود و در همان حد باقى بود، اين خوب بود؛ اما اگر بنا باشد همين طور كش پيدا كند، ادامه پيدا كند، هى بگومگو بشود، اين تدريجاً تبديل خواهد شد به كينه. البته خيلى خوب است كه اين‏جور مناظره‏هائى در سطوح مديريتى ادامه پيدا كند - البته با حذف آن عيوبى كه بعد به آن اشاره خواهم كرد - و افراد، مسئولين، خودشان را در معرض نقد و انتقاد قرار بدهند و پاسخگو باشند و پاسخ بدهند و تبيين كنند. خيلى از اوقات اگر چنانچه يك انتقادى به كسى بشود، اين فرصتى است براى او كه بتواند ذهنها را روشن كند، تبيين كنند، حقيقت را بيان كنند؛ خيلى چيز خوبى است؛ البته با حذف آن عيوبى كه عرض خواهم كرد. اگر اين جور مناظره‏ها در طول سال و در طول چهار سال ادامه داشته باشد، ديگر وقتى در هنگام انتخابات پيش آمد، حالت انفجارى پيدا نميكند؛ همه‏ى حرفها در طول زمان گفته خواهد شد، شنيده خواهد شد؛ نقدها، پاسخها، جوابها. اينها محسنات اين مناظرات بود كه خيلى خوب بود؛ اما عيوبى هم داشت كه اين عيوب را بايد برطرف كرد. در مواردى انسان ميديد كه در اين مناظره‏ها جنبه‏ى منطقى مناظره ضعيف ميشد؛ جنبه‏ى احساساتى و عصبى پيدا ميكرد؛ جنبه‏ى تخريبى غلبه پيدا ميكرد؛ سياه‏نمائى وضع موجود به شكل افراطى در اين مناظره‏ها ديده شد؛ سياه‏نمائى دوره‏هاى گذشته هم در اين مناظره‏ها مشاهده شد؛ هر دو بد بود. اتهاماتى مطرح شد كه در جائى اثبات نشده است؛ به شايعات تكيه شد، بى‏انصافيهائى احياناً ديده شد؛ هم بى‏انصافى نسبت به اين دولت با اين همه حجم خدمت، و هم بى‏انصافى نسبت به دولتهاى گذشته و دوران سى ساله. آقايان در خلال صحبت احساساتى شدند و لابلاى حرفهاى خوب، حرفهائى هم كه خوب نبود، گفته شد.

    بنده هم مثل بقيه‏ى آحاد ملت نشستم پاى تلويزيون و اين مناظره‏ها را تماشا كردم و از آزادى بيان لذت بردم؛ از اينكه نظام جمهورى اسلامى توانسته است به كمك مردم بيايد تا بتوانند قدرت انتخاب خود را بالا ببرند، لذت بردم؛ اما اين بخش معيوب قضيه، بنده را ناخرسند كرد؛ متأثر شدم. براى طرفداران نامزدها هم آن بخشهاى معيوب، آن تعريضها، آن تصريحها، التهاب‏آور و نگران‏كننده بود، كه البته از هر دو طرف هم بود.

    بنده اينجا در منبر نماز جمعه، در خطبه‏اى كه در حكم نماز است، حقايق را بايد بيان بكنم. هر دو طرف در اين عيب متأسفانه مشترك بودند. از يك طرف صريحترين اهانتها به رئيس جمهورِ قانونى كشور شد. حتى از دو سه ماه قبل از مناظرات هم اين سخنرانى‏ها را براى من مى‏آوردند و من ميديدم يا گاهى مى‏شنيدم؛ تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛ به كى؟ به كسى كه رئيس جمهور قانونى كشور است، متكى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئيس جمهور مملكت را كه مورد اعتماد مردم است، به دروغ‏گوئى متهم كردند! اينها خوب است؟ كارنامه‏هاى جعلى براى دولت درست كردند، اينجا آنجا پخش كردند، كه ما كه در جريان امور هستيم، مى‏بينيم ميدانيم كه اينها خلاف واقع است؛ فحاشى كردند؛ رئيس جمهور را خرافاتى، رمال، از اين نسبت‏هاى خجالت‏آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زير پا گذاشتند.

    اين از آن طرف. از اين طرف هم همين جور؛ از اين طرف هم شبيه همين كارها به نحو ديگرى انجام گرفت. كارنامه‏ى درخشان سى ساله‏ى انقلاب كمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضى از اشخاص برده شد كه اينها شخصيتهاى اين نظامند؛ اينهاكسانى هستند كه عمرشان را در راه اين نظام صرف كردند. بنده در نماز جمعه هيچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بياورم؛ اما اينجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بياورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بياورم و بايد بگويم. البته اين آقايان را كسى متهم به فساد مالى نكرده؛ حالا در مورد بستگان و كسان، هر كس هر ادعائى دارد، بايستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نميشود اينها را رسانه‏اى كرد. اگر چيزى اثبات بشود، فرقى بين آحاد جامعه نيست؛ اما اثبات نشده، نميشود اينها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد. وقتى اينجور حرفها مطرح ميشود، تلقى‏هاى نادرست در جامعه به وجود مى‏آيد، جوانها چيز ديگرى خيال ميكنند، چيز ديگرى ميفهمند.

    آقاى هاشمى را همه ميشناسند. من شناختم از ايشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئوليتهاى بعد از انقلاب نيست؛ من از سال 1336 - يعنى 52 سال قبل - ايشان را از نزديك ميشناسم. آقاى هاشمى از اصلى‏ترين افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزين جدى و پيگيرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پيروزى انقلاب از مؤثرترين شخصيتهاى جمهورى اسلامى در كنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در كنار رهبرى تا امروز. اين مرد بارها تا مرز شهادت پيش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب ميكرد و به مبارزين ميداد. اينها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ايشان مسئوليتهاى زيادى داشت: هشت سال رئيس جمهور بود؛ قبلش رئيس مجلس بود؛ بعد مسئوليتهاى ديگرى داشت. در طول اين مدت هيچ موردى را سراغ نداريم كه ايشان براى خودش از انقلاب يك اندوخته‏اى درست كرده باشد. اينها يك حقايقى است؛ اينها را بايد دانست. در حساسترين مقاطع ايشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.

    من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلاف‏نظر داريم، كه طبيعى هم هست؛ ولى مردم نبايد دچار توهم بشوند، چيز ديگرى فكر كنند. البته بين ايشان و بين آقاى رئيس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلاف‏نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمينه‏ى مسائل خارجى اختلاف‏نظر دارند، هم در زمينه‏ى نحوه‏ى اجراى عدالت اجتماعى اختلاف‏نظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلاف‏نظر دارند؛ و نظر آقاى رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است.

    در مورد آقاى ناطق نورى هم همين جور. آقاى ناطق نورى هم از شخصيتهاى خدوم انقلاب است؛ ايشان هم خدمات زيادى كرده و در دلبستگى ايشان به اين نظام و انقلاب هيچ شكى نيست.

    مناظره‏هاى زنده‏ى تلويزيونى خوب است؛ اما اين آسيبها بايد برطرف بشود. من همان وقت - بعد از مناظره - به آقاى رئيس جمهور هم تذكر دادم؛ چون ميدانستم ايشان ترتيب اثر ميدهند.

    در مورد مبارزه‏ى با فساد مالى، موضع نظام يك موضع روشنى است. در زمينه‏ى مسائل مربوط به عدالت اجتماعى، موضع نظام يك موضع روشنى است. با فساد بايد در هر نقطه‏اى كه هست، مبارزه كرد. من ميخواهم اين را عرض بكنم: ما مدعى نيستيم در نظام ما فساد مالى و اقتصادى وجود ندارد؛ چرا، اگر وجود نداشت كه بنده آن نامه‏ى هشت ماده‏اى را چند سال قبل خطاب به رؤساى محترم سه قوه نمينوشتم و اينقدر روى آن تأكيد نميكردم. چرا، هست؛ اما ميخواهم اين را بگويم: نظام جمهورى اسلامى، همين امروز يكى از سالمترين نظامهاى سياسى و اجتماعى در دنياست. اينكه ما بيائيم به استناد گزارش فلان مرجع صهيونيستى، نظام را و كشور را متهم كنيم به فساد، اين مطلقاً درست نيست. اين هم كه ما اشخاص را، مسئولين را بى‏جهت در زمينه‏ى فساد زير سؤال ببريم، اين هم درست نيست. فساد مالى يكى از مسائل مهم در نظام اسلامى است و بايد با او جداً مبارزه كرد؛ هم در قوه‏ى مجريه، هم در قوه‏ى قضائيه، هم در قوه‏ى مقننه. همه موظفند با اين مسئله مبارزه كنند. اگر مبارزه نشود، مهار نشود، توسعه پيدا خواهد كرد؛ كما اينكه بسيارى از كشورهاى دنيا - همين كشورهاى غربى كه اينقدر دم از مبارزه‏ى با فساد مالى و پولشوئى و امثال اينها ميزنند - تا خرخره غرق در فسادند. قضاياى دولت انگليس و مجلس پارلمان انگليس را اين روزها شنيديد و همه‏ى دنيا دانستند. اين يك گوشه‏هائى از قضاياست؛ خيلى بيش از اينهاست.

    اين بخش مربوط به خطاب مردم را من جمع‏بندى كنم. عزيزان من! ملت ايران! 22 خرداد يك حماسه بود. اين حماسه، تاريخى شد، جهانى شد. اگرچه بعضى از دشمنان ما در اطراف دنيا خواستند اين پيروزى مطلق نظام را، اين پيروزى حتمى را، به يك پيروزى مشكوك و قابل ترديد تبديل كنند. حتّى بعضى خواستند اين را به يك شكست ملى تبديل كنند! خواستند كام شما را تلخ كنند و نگذارند بالاترين نصاب مشاركت جهانى را دنيا به نام شما ثبت كند. خواستند اين كارها را بكنند؛ اما به نام شما ثبت شد. نميشود آن را دستكارى كرد.

    رقابتها تمام شد. همه‏ى كسانى كه به اين چهار نامزد رأى دادند، مأجورند؛ ان‏شاءاللَّه اجر الهى دارند. همه‏شان در درون جبهه‏ى انقلابند، متعلق به نظامند؛ اگر با قصد قربت رأى داده باشند، عبادت هم كرده‏اند. خط انقلاب، چهل ميليون رأى دارد؛ نه بيست و چهار و نيم ميليون كه رأى به رئيس جمهور منتخب است. چهل ميليون به خط انقلاب رأى دادند.

    مردم اطمينان دارند؛ اما برخى از طرفداران نامزدها هم اطمينان داشته باشند كه جمهورى اسلامى اهل خيانت در آراء مردم نيست. ساز و كارهاى قانونى انتخابات در كشور ما اجازه‏ى تقلب نميدهد. اين را هر كسى كه دست‏اندركار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصديق ميكند؛ آن هم در حد يازده ميليون تفاوت! يك وقت اختلافِ بين دو رأى، صد هزار است، پانصد هزار است، يك ميليون است، حالا ممكن است آدم بگويد يك جورى تقلب كردند، جابه جا كردند؛ اما يازده ميليون را چه جور ميشود تقلب كرد! در عين حال بنده اين را گفتم، شوراى محترم نگهبان هم همين را قبول دارند كه اگر كسانى شبهه دارند و مستنداتى ارائه ميدهند، بايد حتماً رسيدگى بشود؛ البته از مجارى قانونى؛ رسيدگى فقط از مجارى قانونى. بنده زير بار بدعتهاى غيرقانونى نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهاى قانونى شكسته شد، در آينده هيچ انتخاباتى ديگر مصونيت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتى بعضى برنده‏اند، بعضى برنده نيستند؛ هيچ انتخاباتى ديگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونيت پيدا نخواهد كرد. بنابراين همه چيز دنبال بشود، انجام بگيرد، كارهاى درست، بر طبق قانون. اگر واقعاً شبهه‏اى هست، از راه‏هاى قانونى پيگيرى بشود. قانون در اين زمينه كامل است و هيچ اشكالى در قانون نيست. همانطور كه حق دادند كه نامزدها نظارت كنند، حق دادند كه شكايت كنند، حق دادند كه بررسى بشود. بنده از شوراى محترم نگهبان خواستم كه اگر مواردى خواستند صندوقها را بازشمارى بكنند، با حضور نمايندگان خود نامزدها اين كار را بكنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت كنند، امضاء كنند. بنابراين، هيچ مشكلى در اين جهت وجود ندارد. اين راجع به انتخابات و خطاب به شما مردم عزيز.

    اما خطاب دوم من، خطاب به سياسيون و نامزدها و گردانندگان احزاب و جريانات است. من ميخواهم عرض كنم به اين حضرات، كه امروز يك لحظه‏ى حساس تاريخى براى كشور است؛ نگاه كنيد به وضع دنيا، نگاه كنيد به وضع خاورميانه، نگاه كنيد به وضع اقتصادى عالم، نگاه كنيد به مسائل كشورهاى همسايه‏ى ما مثل عراق، مثل افغانستان، مثل پاكستان. ما در نقطه‏ى حساسى از تاريخ قرار گرفته‏ايم. همه‏ى ما وظيفه داريم كه در اين مرحله‏ى تاريخى هوشيار باشيم، دقيق باشيم، مواظب باشيم اشتباه نكنيم.

    در اين قضيه‏ى انتخابات، مردم حقاً و انصافاً به وظيفه‏ى خودشان عمل كردند. وظيفه‏شان اين بود كه بيايند پاى صندوقهاى رأى، كه به بهترين وجهى اين وظيفه اداء شد؛ اما ما و شما وظائف سنگين‏ترى داريم. آن كسانى كه به يك نحوى يك نوع مرجعيتى در افكار مردم دارند؛ از اين سياسيون و رؤساى احزاب و كارگردانان جريانات سياسى، و يك عده‏اى از اينها حرف‏شنوى دارند، اينها خيلى بايد مراقب رفتار خودشان باشند؛ خيلى بايد مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها كمى افراطى‏گرى كنند، دامنه‏ى اين افراطى‏گرى در بدنه‏ى مردم به جاهاى بسيار حساس و خطرناكى خواهد رسيد كه گاهى خود آنها ديگر نميتوانند آن را جمع كنند، كه ما نمونه‏هايش را ديده‏ايم. افراط وقتى در جامعه به وجود آمد، هر حركت افراطى به افراطى‏گرى ديگران دامن ميزند. اگر نخبگان سياسى بخواهند قانون را زير پا بگذارند، يا براى اصلاح ابرو، چشم را كور كنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرج‏ها، آنهايند. من به همه‏ى اين آقايان، اين دوستان قديمى، اين برادران توصيه ميكنم بر خودتان مسلط باشيد؛ سعه‏ى صدر داشته باشيد؛ دستهاى دشمن را ببينيد؛ گرگهاى گرسنه‏ى كمين‏كرده را كه امروز ديگر نقاب ديپلماسى را يواش يواش دارند از چهره‏هايشان برميدارند و چهره‏ى حقيقى خودشان را نشان ميدهند، ببينيد؛ از اينها غفلت نكنيد.

    امروز - حالا عرض خواهم كرد - ديپلماتهاى برجسته‏ى چند كشور غربى كه تا حالا با تعارفات ديپلماتيك با ما حرف ميزدند، نقاب از چهره برداشتند؛ چهره‏ى واقعى خودشان را دارند نشان ميدهند؛ «قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفى صدورهم اكبر».(5) دشمنى‏هاى خودشان با نظام اسلامى را دارند نشان ميدهند؛ از همه هم خبيث‏تر دولت انگليس. من به اين برادران عرض ميكنم، به مسئوليت پيش خداى متعال فكر كنيد: پيش خدا مسئوليد، از شما سؤال خواهد شد. آخرين وصاياى امام را به ياد بياوريد؛ قانون، فصل‏الخطاب است؛ قانون را فصل‏الخطاب بدانيد. انتخابات اصلاً براى چيست؟ انتخابات براى اين است كه همه‏ى اختلافها سر صندوق رأى حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاى رأى معلوم بشود كه مردم چى ميخواهند، چى نميخواهند؛ نه در كف خيابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتى آنهائى كه رأى نياوردند، اردوكشى خيابانى بكنند، طرفدارانشان را بكشند به خيابان؛ بعد آنهائى كه رأى آورده‏اند هم، در جواب آنها، اردوكشى كنند، بكشند به خيابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصير مردم چيست؟ اين مردمى كه خيابان، محل كسب و كار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگى آنهاست، اينها چه گناهى كردند؟ كه ما ميخواهيم طرفدارهاى خودمان را به رخ آنها بكشيم؛ آن طرف يك جور، اين طرف يك جور. براى نفوذىِ تروريست - آن كسى كه ميخواهد ضربه‏ى تروريستى بزند - مسئله‏ى او مسئله‏ى سياسى نيست؛ براى او چه چيزى بهتر از پنهان شدن در ميان اين مردم؛ مردمى كه ميخواهند راهپيمائى كنند يا تجمع كنند. اگر اين تجمعات پوششى براى او درست كند، آنوقت مسئوليتش با كيست؟ الان همين چند نفرى كه در اين قضايا كشته شدند؛ از مردم عادى، از بسيج، جواب اينها را كى‏ بناست بدهد؟ واكنشهائى كه به اينها نشان داده خواهد شد - تو خيابان از شلوغى استفاده كنند، بسيج را ترور كنند، عضو نيروى انتظامى را ترور كنند - كه بالاخره واكنشى به وجود خواهد آورد، واكنش احساسى خواهد بود. محاسبه‏ى اين واكنشها با كيست؟ انسان دلش خون ميشود از بعضى از اين قضايا؛ بروند توى كوى دانشگاه، جوانها را، دانشجوها را - آن هم دانشجوهاى مؤمن و حزب‏اللهى را، نه آن شلوغ‏كن‏ها را - مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبرى هم بدهند! دل انسان خون ميشود از اين حوادث. زورآزمائى خيابانى بعد از انتخابات كار درستى نيست، بلكه به چالش كشيدن اصل انتخابات و اصل مردم‏سالارى است.

    من از همه ميخواهم به اين روش خاتمه بدهند. اين روش، روش درستى نيست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئوليت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده‏ى آنهاست.

    اين تصور هم غلط است كه بعضى خيال كنند با حركات خيابانى، يك اهرم فشارى عليه نظام درست ميكنند و مسئولين نظام را مجبور ميكنند، وادار ميكنند تا به عنوان مصلحت، زير بار تحميلات آنها بروند. نه، اين هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غير قانونى، زير فشار، خود اين، شروع ديكتاتورى است. اين اشتباه محاسبه است؛ اين محاسبه‏ى غلطى است. عواقبى هم اگر پيدا كند، عواقبش مستقيماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد. اگر لازم باشد، مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت.

    من از همه‏ى اين دوستان، اين برادران، ميخواهم بنا را بر برادرى بگذاريد، بنا را بر تفاهم بگذاريد، قانون را رعايت كنيد. راه قانون باز است. راه محبت و صفا باز است، از اين راه برويد. و اميدوارم خداى متعال توفيق بدهد كه همه از اين راه بروند. خب، همه پيشرفت كشور را ميخواهند. جشن پيروزى چهل ميليونى را اين برادران گرامى بدارند و نگذارند دشمن اين جشن را خراب كند؛ همچنانى كه دشمن ميخواهد خراب كند. البته اگر كسانى بخواهند راه ديگرى را انتخاب بكنند، آنوقت بنده دوباره خواهم آمد و با مردم صريحتر از اين صحبت خواهم كرد.

    و اما خطاب سوم، خطاب به سران استكبار و سران رسانه‏هاى استكبارى است. بنده در اين دو سه هفته، رفتار و گفتار دولتمردان آمريكا و دولتمردان چند كشور اروپائى را دنبال كردم؛ در اين هفته‏هاى نزديك به انتخابات و آن روز انتخابات و شب بعد از انتخابات، بعد هم اين دو سه روزِ بعد از انتخابات. يك وضع متغير و متفاوتى داشت. اول، قبل از شروع انتخابات جهتگيرى رسانه‏هايشان، دولتمردانشان، اين بود كه در اصلِ انتخابات ايجاد ترديد كنند، شايد شركت مردم كم بشود. البته همين نتائجى كه از اين انتخابات حاصل شد، همين نتائج را آنها هم - هم اروپائى‏ها، هم آمريكائى‏ها - حدس ميزدند؛ اما اين حركت عظيم مردم را انتظار نداشتند؛ اين كارِ 85 درصدى؛ چهل ميليونى را باور نميكردند. بعد از آنكه اين حضور عظيم ديده شد، اينها شوكه شدند؛ فهميدند چه اتفاق بزرگى در ايران افتاد؛ فهميدند كه بايد خودشان را با اين شرائط جديد وفق بدهند؛ هم در امور بين الملل، هم در امور خاورميانه و جهان اسلام، هم در مسئله‏ى هسته‏اى. در مسائل ايران شوكه شدند؛ فهميدند كه سرفصل جديدى در مسائل مربوط به جمهورى اسلامى پيدا شد، كه مجبورند اين را بپذيرند. اين مال هنگامى بود كه اين حركت عظيم مردم ديده شد و از اينجا مرتب به وسيله‏ى ايادى خودشان مخابره شد و همه‏شان اظهار تعجب كردند؛ از همان صبح جمعه اين اظهارات شروع شد، آنجا هم برخى از بازخوردهاى اين اظهارات ديده شد.

    وقتى اعتراض بعضى از نامزدها را ديدند، ناگهان احساس كردند فرصتى برايشان پيش آمد. اين فرصت را مغتنم شمردند تا بتوانند موج‏سوارى كنند. لحنشان از روز شنبه و يكشنبه عوض شد و وقتى يواش يواش چشمشان افتاد به بعضى از اجتماعات مردمى كه به دعوت نامزدها مثلاً در خيابانها پيدا شدند، اميدوار شدند، يواش يواش نقابهايشان كنار رفت و حقيقت خودشان را بنا كردند نشان دادن. چند تا از وزراى خارجه و رؤساى دولتهاى چند تا كشور اروپائى و آمريكا حرفهائى زدند كه باطن آنها را به انسان نشان ميداد. از قول رئيس جمهور آمريكا نقل شد كه گفته ما منتظر چنين روزى بوديم كه مردم به خيابانها بريزند. از آن طرف نامه بنويسند، اظهار علاقه‏ى به روابط كنند، ابراز احترام به جمهورى اسلامى بكنند، از اين طرف اين حرفها را بزنند. كدام را ما باور كنيم؟

    در داخل كشور هم عوامل اين عناصر خارجى به كار افتادند و خط تخريب خيابانى شروع شد؛ خط تخريب، خط آتش‏سوزى، اموال عمومى را آتش بزنند، حريم كسب و كار مردم را ناامن كنند، شيشه‏هاى دكان مردم را بشكنند، اموال بعضى از مغازه‏ها را به غارت ببرند، امنيت مردم را از جانشان و مالشان سلب كنند؛ امنيت مردم مورد تطاول اينها قرار گرفت. اين ربطى به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، اين مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست‏نشاندگان سرويسهاى جاسوسى غربى و صهيونيست است. اين كارى كه در داخل، ناشيانه از بعضى سر زد، اينها را به طمع انداخت، خيال كردند ايران هم گرجستان است (!) يك سرمايه‏دار صهيونيست آمريكائى چند سال قبل از اين، طبق ادعاى خودش كه در رسانه‏ها و در بعضى از مطبوعات نقل شد، گفت من ده ميليون دلار خرج كردم، در گرجستان انقلاب مخملى راه انداختم؛ حكومتى را بردم، حكومتى را آوردم. احمقها خيال كردند جمهورى اسلامى، ايران و اين ملت عظيم هم مثل آنجاست. ايران را با كجا مقايسه ميكنيد؟! مشكل دشمنان ما اين است كه هنوز هم ملت ايران را نشناختند.

    آن چيزى كه در اين بين از همه بدتر و زشت‏تر به چشم من آمد، اين حرفهائى بود كه به عنوان دلسوزى از حقوق بشر و سختگيرى به مردم، از زبان اين دولتمردان آمريكائى صادر شد كه: ما از اينكه با مردم چنين رفتار بشود، مخالفيم؛ ما نگرانيم! شما نگران مردميد؟! شما چيزى به نام حقوق انسان را اصلاً قبول داريد؟! افغانستان را كى‏ به خاك و خون كشيد و هنوز هم دارد ميكشد؟ عراق را كى‏ زير چكمه‏ى نظاميان خودش تحقير كرد؟ در فلسطين چه كسى به دولت صهيونيست ظالم اين همه كمك سياسى و مادى كرد؟ در خود آمريكا - انسان واقعاً تعجب ميكند - در زمان دولت همين حزب دمكرات، در زمان رياست جمهورى شوهر همين بانوئى كه حالا اظهار نظر ميكند، هشتاد و چند نفر از وابستگان فرقه‏ى داوودى را زنده زنده در آتش سوزاندند. اين كه ديگر جاى انكار نيست. همين حضرات، همين دمكراتها اين كار را كردند. فرقه‏ى داوودى‏ها به قول خودشان ديويدى‏ها - به دليلى مورد غضب دولت آمريكا قرار گرفتند و به منزلى رفتند و در آنجا متحصن شدند. هر چه كردند، بيرون نيامدند. اينها خانه را آتش زدند و هشتاد تا مرد، زن، بچه تو اين خانه، زنده زنده سوختند. شما حقوق بشر ميفهميد يعنى چه؟! به نظر من اين مسئولان و سياستمداران اروپائى و آمريكائى قدرى بايستى شرم و حيا را هم براى خودشان وظيفه بدانند. جمهورى اسلامى، پرچم‏دار حقوق انسان است. دفاع ما از مردم مظلوم در فلسطين، در لبنان، در عراق، در افغانستان، در هر نقطه‏اى كه مردم مظلوم واقع شدند، نشانه‏ى همين است. نشانه‏ى اين است كه پرچم حقوق بشر به وسيله‏ى اعتقاد به اسلام، ايمان به اسلام در اين كشور برافراشته شده است. ما احتياج نداريم كه براى حقوق بشر كسى ما را نصيحت كند. خب، اين عرايض ما بود درباره‏ى انتخابات.

    يك خطاب آخرى هم عرض كنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه): اى سيد ما! اى مولاى ما! ما آنچه بايد بكنيم، انجام ميدهيم؛ آنچه بايد هم گفت، هم گفتيم و خواهيم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندك آبروئى هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد؛ همه‏ى اينها را من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم كرد؛ اينها هم نثار شما باشد. سيد ما، مولاى ما، دعا كن براى ما؛ صاحب ما توئى؛ صاحب اين كشور توئى؛ صاحب اين انقلاب توئى؛ پشتيبان ما شما هستيد؛ ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد؛ در اين راه ما را با دعاى خود، با حمايت خود، با توجه خود، پشتيبانى بفرما.

    والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
    :icon_pf(57):

  9. #489
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 ديدار رييس و نمايندگان مجلس شورای اسلامی با رهبر معظم انقلاب03/ 04/ 88

    ديدار رييس و نمايندگان مجلس شورای اسلامی با رهبر معظم انقلاب
    03/ 04/ 88
    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار با رئیس، هیئت رئیسه و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، با تأكید بر لزوم همخوانی قوانین با مبانی و اصول انقلاب اسلامی و همچنین نیازهای اصلی جامعه، خاطرنشان كردند: در تصویب قوانین باید تأثیرات فرهنگی و تربیتی آن نیز مورد توجه جدی قرار گیرد.

    رهبر انقلاب اسلامی، مجلس شورای اسلامی را قوه مفكره كشور دانستند و افزودند: این قوه به صورت لباس قانون تجلی می یابد و سپس این قانون نیز در سراسر كشور جاری می شود. بنابراین مهمترین مسأله رعایت نسبت این قوانین با ارزش ها و اصول انقلاب اسلامی از یك طرف و همچنین نیازهای فوری و بلندمدت جامعه از طرف دیگر است.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان كردند: اگر در قوانین كشور این دو ویژگی رعایت شود، قوانین علاوه بر اینكه صحیح و درست خواهند بود، كارآمدی نیز خواهند داشت.

    ایشان در تبیین این موضوع افزودند: اگر قوانین با اصول و مبانی انقلاب اسلامی سازگاری نداشته باشند، اصالت خود را از دست خواهند داد و اگر با نیازهای مردم همخوانی نداشته باشند، قوانین اصیل و مشروع خواهند بود ولی مقبولیت نخواهند داشت.

    رهبر انقلاب اسلامی با تأكید بر اینكه مبانی انقلاب اسلامی باید به طور دائم مد نظر باشند خاطرنشان كردند: امام خمینی (ره) انسان بزرگ و آگاهی بودند و مجموع فرمایشات و وصیتنامه ایشان، مبانی و اصول انقلاب است كه باید تصویب قوانین و موضع گیری ها همواره در این جهت باشند.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین افزودند: به هنگام تصویب قوانین باید مراقب بود تا قوانین با قانون گرایی، اخلاق، ارزش های دینی و مسائل تربیتی سازگاری داشته باشند.

    ایشان نمایندگان مجلس شورای اسلامی را به بالا بردن روحیه تحمل حرف مخالف توصیه و خاطرنشان كردند: اظهار نظرها در مجلس باید علمی، استدلالی، سالم و اخلاقی و به دور از روحیه لجاجت و زورآزمایی شخصی و جناحی باشند.

    رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به وظیفه مجلس و دولت برای اداره كشور و پیشبرد امور جامعه افزودند: مجلس باید بنا را بر مماشات، مدارا و روح همكاری با دولت بگذارد زیرا دولت در وسط میدان است و بار سنگین مسائل اجرایی كشور را به دوش می كشد.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأكید بر اینكه امور اجرایی، بسیار سخت و دشوار است خاطرنشان كردند: باید به دولت در این مسیر ناهموار و نفس گیر كمك كرد و به آن سخت نگرفت.

    ایشان تأكید كردند: البته این موضوع به معنای اغماض از خطاها نیست بلكه نوع برخوردها باید مهربانانه و صمیمی باشد.

    رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تشنج ها و اصطكاك ها در برخی دوره های قبلی مجلس شورای اسلامی افزودند: مردم به هیچ وجه از اصطكاك خوششان نمی آید و بازخورد آن كاملاً منفی است زیرا مردم خواستار همكاری صمیمانه مسئولان برای حل مشكلات كشور هستند.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با یادآوری مجدد در خصوص رعایت مصلحت كل كشور در قانون گذاری ها، خاطرنشان كردند: نمایندگان محترم باید مصلحت منطقه خود را در داخل مصلحت كشور در نظر بگیرند.

    ایشان در بخش دیگری از سخنان خود ضرورت رعایت فرهنگ، قانون مداری در كشور را یادآور شدند و تأكید كردند: من در مسائل اخیر مربوط به انتخابات ریاست جمهوری، مُصّر به اجرای قانون بوده و خواهم بود و نظام اسلامی و مردم نیز به هیچ قیمتی زیر بار زور نخواهند رفت.

    رهبر انقلاب اسلامی با تأكید بر اینكه نقطه مقابل قانون گرایی و انقیاد در مقابل قانون، دیكتاتوری است خاطرنشان كردند: اگر انقیاد به قانون نباشد، روح دیكتاتوری بروز خواهد كرد.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: قانون باید در تمام امور كشور فصل الخطاب باشد تا زندگی مردم و امور جامعه روان شود.

    ایشان بی قانونی را موجب پایمال شدن مصالح مردم دانستند و تاكید كردند: اصرار بر رعایت نكردن قانون موجب گره خوردن كارها خواهد شد بنابراین همه باید قانون را محترم بشمارند.

    رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان كردند: فرهنگ قانون گرایی همانند مسائل دیگر باید از نخبگان به بدنه جامعه سرریز شود زیرا اگر نخبگان جامعه قانون را رعایت نكنند نمی توان از مردم انتظار عمل به قانون داشت.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با قدردانی از موضع مجلس شورای اسلامی و نامه نمایندگان در خصوص مسائل اخیر تاكید كردند: یكپارچگی و صدای واحد در اعلام مواضع اساسی در شرایطی كه دشمنان مترصد نقطه ضعف و فرصت طلبی هستند، كاری بسیار خوب و مهم است.

    ایشان با تجلیل از سطح كارشناسی و معرفت مجلس هشتم، نمایندگان را به بهره گیری بیش از پیش از فرصت های معنوی و مواعظ اخلاقی در بحبوحه امور اجرایی توصیه كردند و افزودند: ایام پرفیض ماه رجب و سپس ایام گرانقدر ماههای شعبان و رمضان بهترین فرصت ها برای زدودن غفلت ها و نزدیكی بیشتر به خداوند با عمل صالح و تقویت ایمان است.

    در ابتدای این دیدار آقای لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به وظیفه مجلس در بعد نرم افزاری نظام و همچنین نظارت بر اجرای قوانین تاكید كرد: محور حركت مجلس هشتم سند چشم انداز و سیاستهای كلی نظام به ویژه سیاستهای اصل 44 است.

    وی، قوانین تجارت، مجازات اسلامی، هدفمند كردن یارانه ها، ایمنی زیستی، فضای كسب و كار و قانون جامع دامپروری را از جمله قوانین تصویب شده و یا در دست تصویب مجلس برشمرد و افزود: مجلس هشتم همزمان با توجه جدی به مسائل اقتصادی و معیشتی به مسائلی همچون خشكسالی، كنكور، و مشكلات واحدهای صنعتی، كشاورزان و دامپروران توجه داشته است.

    رئیس مجلس شورای اسلامی، رصد دقیق حوادث و مسائل بین المللی و منطقه ای را یكی از ویژگی های مجلس هشتم برشمرد و گفت: برگزاری كنفرانس فلسطین و ایستادگی در مقابل زیاده خواهی های قدرتهای زورگو از جمله در مسائل هسته ای و عراق و همچنین مسائل اخیر كشور بخشی از عملكرد مجلس در حوزه مسائل بین المللی و منطقه ای است.

    آقای لاریجانی با تاكید بر اینكه مجلس در عین اعتقاد به همگرایی با سایر قوا،در نظارت بر رعایت قانون جدی است، افزود: دیوان محاسبات در روش نوین خود، نظارت همزمان با سایر دستگاهها را پیگیری می كند تا زمینه پیشگیری از تخلف بوجود آید.

    رئیس مجلس شورای اسلامی همچنین با اشاره به مسائل اخیر كشور بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری تاكید كرد: مجلس معتقد است حل مسائل اخیر فقط از طریق قانون امكان پذیر است و نمایندگان مانع از رفتار غیرقانونی خواهند بود.

    آقای لاریجانی با تاكید بر اینكه هیچكس نباید به خود حق دهد كه از قانون فراتر رود خاطرنشان كرد: مسائل اخیر انتخابات فقط با نظر شورای نگهبان پایان می پذیرد و آقایان اطراف این مناقشه باید درك كنند كه قانون صرفا برای روزهای راحتی نیست بلكه قانونگرایی برای همه زمانهاست.

    آن چيزى كه در اين بين از همه بدتر و زشت‏تر به چشم من آمد، اين حرفهائى بود كه به عنوان دلسوزى از حقوق بشر و سختگيرى به مردم، از زبان اين دولتمردان آمريكائى صادر شد كه: ما از اينكه با مردم چنين رفتار بشود، مخالفيم؛ ما نگرانيم! شما نگران مردميد؟! شما چيزى به نام حقوق انسان را اصلاً قبول داريد؟! افغانستان را كى‏ به خاك و خون كشيد و هنوز هم دارد ميكشد؟ عراق را كى‏ زير چكمه‏ى نظاميان خودش تحقير كرد؟ در فلسطين چه كسى به دولت صهيونيست ظالم اين همه كمك سياسى و مادى كرد؟ در خود آمريكا - انسان واقعاً تعجب ميكند - در زمان دولت همين حزب دمكرات، در زمان رياست جمهورى شوهر همين بانوئى كه حالا اظهار نظر ميكند، هشتاد و چند نفر از وابستگان فرقه‏ى داوودى را زنده زنده در آتش سوزاندند. اين كه ديگر جاى انكار نيست. همين حضرات، همين دمكراتها اين كار را كردند. فرقه‏ى داوودى‏ها به قول خودشان ديويدى‏ها - به دليلى مورد غضب دولت آمريكا قرار گرفتند و به منزلى رفتند و در آنجا متحصن شدند. هر چه كردند، بيرون نيامدند. اينها خانه را آتش زدند و هشتاد تا مرد، زن، بچه تو اين خانه، زنده زنده سوختند. شما حقوق بشر ميفهميد يعنى چه؟! به نظر من اين مسئولان و سياستمداران اروپائى و آمريكائى قدرى بايستى شرم و حيا را هم براى خودشان وظيفه بدانند. جمهورى اسلامى، پرچم‏دار حقوق انسان است. دفاع ما از مردم مظلوم در فلسطين، در لبنان، در عراق، در افغانستان، در هر نقطه‏اى كه مردم مظلوم واقع شدند، نشانه‏ى همين است. نشانه‏ى اين است كه پرچم حقوق بشر به وسيله‏ى اعتقاد به اسلام، ايمان به اسلام در اين كشور برافراشته شده است. ما احتياج نداريم كه براى حقوق بشر كسى ما را نصيحت كند. خب، اين عرايض ما بود درباره‏ى انتخابات.

    يك خطاب آخرى هم عرض كنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه): اى سيد ما! اى مولاى ما! ما آنچه بايد بكنيم، انجام ميدهيم؛ آنچه بايد هم گفت، هم گفتيم و خواهيم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندك آبروئى هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد؛ همه‏ى اينها را من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم كرد؛ اينها هم نثار شما باشد. سيد ما، مولاى ما، دعا كن براى ما؛ صاحب ما توئى؛ صاحب اين كشور توئى؛ صاحب اين انقلاب توئى؛ پشتيبان ما شما هستيد؛ ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد؛ در اين راه ما را با دعاى خود، با حمايت خود، با توجه خود، پشتيبانى بفرما.

    :icon_pf(57):

  10. #490
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2009/08/26
    محل سکونت
    مریخ , شهر دوستی , خیابان معرفت , کوچه وفا , منزل عشق
    نوشته ها
    5,051

    24 ديدار رييس و نمايندگان مجلس شورای اسلامی با رهبر معظم انقلاب03/ 04/ 88

    ديدار رييس و نمايندگان مجلس شورای اسلامی با رهبر معظم انقلاب
    03/ 04/ 88
    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّ يم‏
    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار با رئیس، هیئت رئیسه و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، با تأكید بر لزوم همخوانی قوانین با مبانی و اصول انقلاب اسلامی و همچنین نیازهای اصلی جامعه، خاطرنشان كردند: در تصویب قوانین باید تأثیرات فرهنگی و تربیتی آن نیز مورد توجه جدی قرار گیرد.

    رهبر انقلاب اسلامی، مجلس شورای اسلامی را قوه مفكره كشور دانستند و افزودند: این قوه به صورت لباس قانون تجلی می یابد و سپس این قانون نیز در سراسر كشور جاری می شود. بنابراین مهمترین مسأله رعایت نسبت این قوانین با ارزش ها و اصول انقلاب اسلامی از یك طرف و همچنین نیازهای فوری و بلندمدت جامعه از طرف دیگر است.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان كردند: اگر در قوانین كشور این دو ویژگی رعایت شود، قوانین علاوه بر اینكه صحیح و درست خواهند بود، كارآمدی نیز خواهند داشت.

    ایشان در تبیین این موضوع افزودند: اگر قوانین با اصول و مبانی انقلاب اسلامی سازگاری نداشته باشند، اصالت خود را از دست خواهند داد و اگر با نیازهای مردم همخوانی نداشته باشند، قوانین اصیل و مشروع خواهند بود ولی مقبولیت نخواهند داشت.

    رهبر انقلاب اسلامی با تأكید بر اینكه مبانی انقلاب اسلامی باید به طور دائم مد نظر باشند خاطرنشان كردند: امام خمینی (ره) انسان بزرگ و آگاهی بودند و مجموع فرمایشات و وصیتنامه ایشان، مبانی و اصول انقلاب است كه باید تصویب قوانین و موضع گیری ها همواره در این جهت باشند.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین افزودند: به هنگام تصویب قوانین باید مراقب بود تا قوانین با قانون گرایی، اخلاق، ارزش های دینی و مسائل تربیتی سازگاری داشته باشند.

    ایشان نمایندگان مجلس شورای اسلامی را به بالا بردن روحیه تحمل حرف مخالف توصیه و خاطرنشان كردند: اظهار نظرها در مجلس باید علمی، استدلالی، سالم و اخلاقی و به دور از روحیه لجاجت و زورآزمایی شخصی و جناحی باشند.

    رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به وظیفه مجلس و دولت برای اداره كشور و پیشبرد امور جامعه افزودند: مجلس باید بنا را بر مماشات، مدارا و روح همكاری با دولت بگذارد زیرا دولت در وسط میدان است و بار سنگین مسائل اجرایی كشور را به دوش می كشد.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأكید بر اینكه امور اجرایی، بسیار سخت و دشوار است خاطرنشان كردند: باید به دولت در این مسیر ناهموار و نفس گیر كمك كرد و به آن سخت نگرفت.

    ایشان تأكید كردند: البته این موضوع به معنای اغماض از خطاها نیست بلكه نوع برخوردها باید مهربانانه و صمیمی باشد.

    رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تشنج ها و اصطكاك ها در برخی دوره های قبلی مجلس شورای اسلامی افزودند: مردم به هیچ وجه از اصطكاك خوششان نمی آید و بازخورد آن كاملاً منفی است زیرا مردم خواستار همكاری صمیمانه مسئولان برای حل مشكلات كشور هستند.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با یادآوری مجدد در خصوص رعایت مصلحت كل كشور در قانون گذاری ها، خاطرنشان كردند: نمایندگان محترم باید مصلحت منطقه خود را در داخل مصلحت كشور در نظر بگیرند.

    ایشان در بخش دیگری از سخنان خود ضرورت رعایت فرهنگ، قانون مداری در كشور را یادآور شدند و تأكید كردند: من در مسائل اخیر مربوط به انتخابات ریاست جمهوری، مُصّر به اجرای قانون بوده و خواهم بود و نظام اسلامی و مردم نیز به هیچ قیمتی زیر بار زور نخواهند رفت.

    رهبر انقلاب اسلامی با تأكید بر اینكه نقطه مقابل قانون گرایی و انقیاد در مقابل قانون، دیكتاتوری است خاطرنشان كردند: اگر انقیاد به قانون نباشد، روح دیكتاتوری بروز خواهد كرد.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: قانون باید در تمام امور كشور فصل الخطاب باشد تا زندگی مردم و امور جامعه روان شود.

    ایشان بی قانونی را موجب پایمال شدن مصالح مردم دانستند و تاكید كردند: اصرار بر رعایت نكردن قانون موجب گره خوردن كارها خواهد شد بنابراین همه باید قانون را محترم بشمارند.

    رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان كردند: فرهنگ قانون گرایی همانند مسائل دیگر باید از نخبگان به بدنه جامعه سرریز شود زیرا اگر نخبگان جامعه قانون را رعایت نكنند نمی توان از مردم انتظار عمل به قانون داشت.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با قدردانی از موضع مجلس شورای اسلامی و نامه نمایندگان در خصوص مسائل اخیر تاكید كردند: یكپارچگی و صدای واحد در اعلام مواضع اساسی در شرایطی كه دشمنان مترصد نقطه ضعف و فرصت طلبی هستند، كاری بسیار خوب و مهم است.

    ایشان با تجلیل از سطح كارشناسی و معرفت مجلس هشتم، نمایندگان را به بهره گیری بیش از پیش از فرصت های معنوی و مواعظ اخلاقی در بحبوحه امور اجرایی توصیه كردند و افزودند: ایام پرفیض ماه رجب و سپس ایام گرانقدر ماههای شعبان و رمضان بهترین فرصت ها برای زدودن غفلت ها و نزدیكی بیشتر به خداوند با عمل صالح و تقویت ایمان است.

    در ابتدای این دیدار آقای لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به وظیفه مجلس در بعد نرم افزاری نظام و همچنین نظارت بر اجرای قوانین تاكید كرد: محور حركت مجلس هشتم سند چشم انداز و سیاستهای كلی نظام به ویژه سیاستهای اصل 44 است.

    وی، قوانین تجارت، مجازات اسلامی، هدفمند كردن یارانه ها، ایمنی زیستی، فضای كسب و كار و قانون جامع دامپروری را از جمله قوانین تصویب شده و یا در دست تصویب مجلس برشمرد و افزود: مجلس هشتم همزمان با توجه جدی به مسائل اقتصادی و معیشتی به مسائلی همچون خشكسالی، كنكور، و مشكلات واحدهای صنعتی، كشاورزان و دامپروران توجه داشته است.

    رئیس مجلس شورای اسلامی، رصد دقیق حوادث و مسائل بین المللی و منطقه ای را یكی از ویژگی های مجلس هشتم برشمرد و گفت: برگزاری كنفرانس فلسطین و ایستادگی در مقابل زیاده خواهی های قدرتهای زورگو از جمله در مسائل هسته ای و عراق و همچنین مسائل اخیر كشور بخشی از عملكرد مجلس در حوزه مسائل بین المللی و منطقه ای است.

    آقای لاریجانی با تاكید بر اینكه مجلس در عین اعتقاد به همگرایی با سایر قوا،در نظارت بر رعایت قانون جدی است، افزود: دیوان محاسبات در روش نوین خود، نظارت همزمان با سایر دستگاهها را پیگیری می كند تا زمینه پیشگیری از تخلف بوجود آید.

    رئیس مجلس شورای اسلامی همچنین با اشاره به مسائل اخیر كشور بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری تاكید كرد: مجلس معتقد است حل مسائل اخیر فقط از طریق قانون امكان پذیر است و نمایندگان مانع از رفتار غیرقانونی خواهند بود.

    آقای لاریجانی با تاكید بر اینكه هیچكس نباید به خود حق دهد كه از قانون فراتر رود خاطرنشان كرد: مسائل اخیر انتخابات فقط با نظر شورای نگهبان پایان می پذیرد و آقایان اطراف این مناقشه باید درك كنند كه قانون صرفا برای روزهای راحتی نیست بلكه قانونگرایی برای همه زمانهاست.

    آن چيزى كه در اين بين از همه بدتر و زشت‏تر به چشم من آمد، اين حرفهائى بود كه به عنوان دلسوزى از حقوق بشر و سختگيرى به مردم، از زبان اين دولتمردان آمريكائى صادر شد كه: ما از اينكه با مردم چنين رفتار بشود، مخالفيم؛ ما نگرانيم! شما نگران مردميد؟! شما چيزى به نام حقوق انسان را اصلاً قبول داريد؟! افغانستان را كى‏ به خاك و خون كشيد و هنوز هم دارد ميكشد؟ عراق را كى‏ زير چكمه‏ى نظاميان خودش تحقير كرد؟ در فلسطين چه كسى به دولت صهيونيست ظالم اين همه كمك سياسى و مادى كرد؟ در خود آمريكا - انسان واقعاً تعجب ميكند - در زمان دولت همين حزب دمكرات، در زمان رياست جمهورى شوهر همين بانوئى كه حالا اظهار نظر ميكند، هشتاد و چند نفر از وابستگان فرقه‏ى داوودى را زنده زنده در آتش سوزاندند. اين كه ديگر جاى انكار نيست. همين حضرات، همين دمكراتها اين كار را كردند. فرقه‏ى داوودى‏ها به قول خودشان ديويدى‏ها - به دليلى مورد غضب دولت آمريكا قرار گرفتند و به منزلى رفتند و در آنجا متحصن شدند. هر چه كردند، بيرون نيامدند. اينها خانه را آتش زدند و هشتاد تا مرد، زن، بچه تو اين خانه، زنده زنده سوختند. شما حقوق بشر ميفهميد يعنى چه؟! به نظر من اين مسئولان و سياستمداران اروپائى و آمريكائى قدرى بايستى شرم و حيا را هم براى خودشان وظيفه بدانند. جمهورى اسلامى، پرچم‏دار حقوق انسان است. دفاع ما از مردم مظلوم در فلسطين، در لبنان، در عراق، در افغانستان، در هر نقطه‏اى كه مردم مظلوم واقع شدند، نشانه‏ى همين است. نشانه‏ى اين است كه پرچم حقوق بشر به وسيله‏ى اعتقاد به اسلام، ايمان به اسلام در اين كشور برافراشته شده است. ما احتياج نداريم كه براى حقوق بشر كسى ما را نصيحت كند. خب، اين عرايض ما بود درباره‏ى انتخابات.

    يك خطاب آخرى هم عرض كنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه): اى سيد ما! اى مولاى ما! ما آنچه بايد بكنيم، انجام ميدهيم؛ آنچه بايد هم گفت، هم گفتيم و خواهيم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندك آبروئى هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد؛ همه‏ى اينها را من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم كرد؛ اينها هم نثار شما باشد. سيد ما، مولاى ما، دعا كن براى ما؛ صاحب ما توئى؛ صاحب اين كشور توئى؛ صاحب اين انقلاب توئى؛ پشتيبان ما شما هستيد؛ ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد؛ در اين راه ما را با دعاى خود، با حمايت خود، با توجه خود، پشتيبانى بفرما.

    :icon_pf(57):

صفحه 49 از 52 نخستنخست ... 293031323334353637383940414243444546474849505152 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •