صفحه 5 از 16 نخستنخست 12345678910111213141516 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 160

موضوع: سناتور عشق

  1. #41
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/03/06
    محل سکونت
    سناتورها
    سن
    36
    نوشته ها
    1,014
    سپاس ها
    4,867
    سپاس شده 3,942 در 1,080 پست
    نوشته های وبلاگ
    47

    پیش فرض

    غصه های دلم بی اندازه شد
    حالا دیگر این دل کافر شد
    بیبین این سرنوشت مرا
    دیگر دلم به حال خودم کباب شد
    ای سرنوشت کاش می شد تو سر برید
    به این چهره ننگین تو رنگ نابودی پاشید
    هر روز تو دارد بدتر از دیروز می شود
    انکار همه چیز به جای خوب شدن بد می شود
    بیبن چشم قلم سرخ را خون گرفت
    شانس اوردی که نیستی وگرنه بلا جان تو را می گرفت
    دیگر خسته شدم از بس جنگیدن بیهوده
    ای سرنوشت لعنت به تو که غم من را با خون نوشت.
    حالا دیدی دهانم باز شد ای سرنوشت
    دیدی به حال خیلی ها رحم نداشتی ای بی سرشت
    قصه های خوب در طول تاریخ هست
    به قدر انگشتان دو دست کمتر هست
    ارابهای خود را روی ارزوی های مردم می بری
    وای سمتگر لعنت به تو چه ظلمانه می بری
    قلم سرخ امروز تو لعنت کند
    فردا چه قلم ها تو را نگوهش میکنند.



    ویرایش توسط !Behrooz1990! : 2013/05/05 در ساعت 00:43

  2. 6 کاربر از پست مفید !Behrooz1990! سپاس کرده اند .


  3. #42
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/01/07
    نوشته ها
    37
    سپاس ها
    84
    سپاس شده 45 در 17 پست
    نوشته های وبلاگ
    1

    پیش فرض

    حوا که بغض کند…
    حتی خدا هم اگر سیب بیاورد چیزی بجز آغوش آدم آرامش نمیکند!

  4. 6 کاربر از پست مفید ziiziico71 سپاس کرده اند .


  5. #43
    معاونت سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/05
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    14,398
    سپاس ها
    6,794
    سپاس شده 16,762 در 8,741 پست
    نوشته های وبلاگ
    27

    پیش فرض

    حس عاشقی
    سخت ترین دیدار......دیدار اونی که به جای همه عشقی که بهش دادی یه قلب زخمی برات
    یادگار بذاره و تو نگاهش کنی و باز مثل روز اول دلت بلرزه و حس کنی که هنوز هم دوستش
    داری و بخوای همه تنهایی رو که به امید برگشت دوباره اش تحمل کردی فریاد بزنی.
    تو گوشش فریاد بزنی اما......نتونی......نتونی حتی یه لحظه تو چشماش نگاه کنی که بفهمه
    با همه بی وفایی هاش هنوز هم با همه وجودت دوستش داری.
    تو چشماش نگاه کنم و بهش بگم:هنوزم مثل همون روز اول که وقتی دیدمش دلم لرزید
    وقتی می بینمش یا صداش و میشنوم دلم میلرزه و یاد چشماش و تن صداش می افتم.
    هر روز که می گذره از روز پیش عاشق تر و بیشتر دلتنگش میشم و هر روز با خدای خودم
    میگم:خدایا!این چه حسیه که من دارم ؟ انگار که هیچ کس و غیر از اون نمیشناسم و نمیبینم
    انگار فقط اون روی این کره ی خاکی افریده شده که نمیخوام غیر از اون صورت کس دیگری و
    ببینم و هیچ صدایی به قشنگی صدای اون نمیخوام بشنوم .
    هی با خدای خودم حرف میزنم:هی میگم: ای خدا لطفی کن و همین حال و روز و نصیب اونم
    کن .کاش همین حسی که من دارم اونم داشته باشه شاید هم داره ولی به روی خودش
    نمیاره.
    دوست دارم تو چشماش نگاه کنم و بگم : عشق من تا نفس دارم و زندگی می کنم دوستت
    دارم و به هیچ کس و هیچ چیز هم اجازه نمیدم که ما رو از هم جدا کنه.
    بهش بگم که بدون تو نمیتونم توی این دنیا زندگی کنم. زندگی بدون تو برام غیر ممکنه.
    یه روز نبینمت دلم میگیره،بیا تا دلم اروم بگیره ، هرجا رو که میرم و به هر گوشه که نگاه
    میکنم فقط تو رو میبینم اگه یه روز تو نباشی دلم میمیره.
    من میخوام فقط با تو بمونم تو رو خدا نگیر از من اون نگاتو.
    عشق من ، من تک پر توام تو هم تک پر من باش.

  6. 5 کاربر از پست مفید !MAHSA! سپاس کرده اند .


  7. #44
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    Eh

    _دوست مجازی_
    اسمش را میگذاریم دوست مجازی اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته است
    خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند
    وقتی دلتنگی ها
    و آشفتگی هایش را مینویسد
    وقت میگذارد برایم
    ، وقت میگذارم برایش
    ، نگرانش میشوم
    دلتنگش میشوم
    وقتی در صحبت هایم به عنوان *
    دوست*
    یاد میشود
    مطمعن میشوم که حقیقی ست هر چند کنار هم نباشیم
    هر چند صدای هم را نشنیده باشیم
    من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم هر کجا که باشد
    ویرایش توسط !.behnoosh.! : 2013/06/11 در ساعت 01:06
    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

  8. 3 کاربر از پست مفید !.behnoosh.! سپاس کرده اند .


  9. #45
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    Eh

    خبر میدادی که می آیی
    ..... آمدنت هم مثل
    رفتنت ناگهانی بود ،
    چه سر زده به
    خوابم آمدی ..
    . و من چه
    سر به هوا از خواب پریدم. ::::::::::::::



    مست شد ...
    خواست که ساغر شکند!
    عهد شکست .
    .
    فرقه پیمانه و پیمان ز کجا داند مست:::::::::::::
    ویرایش توسط !.behnoosh.! : 2013/06/11 در ساعت 01:09
    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

  10. 4 کاربر از پست مفید !.behnoosh.! سپاس کرده اند .


  11. #46
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    پیش فرض

    کاش میشد خالی از تشویش بود
    ،
    برگ سبزی تحفه ی درویش بود
    ،
    کاش تا دل میگرفت و میشکست
    ،
    عشق می آمد کنارش مینشست ،
    کاش با هر دل دلی پیوند داشت
    ،
    هر نگاهی یک سبد لبخند داشت
    ..............................................
    کاش لبخند ها پایان نداشت .!
    ویرایش توسط !.behnoosh.! : 2013/06/11 در ساعت 01:17
    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

  12. 3 کاربر از پست مفید !.behnoosh.! سپاس کرده اند .


  13. #47
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    پیش فرض

    عمه سایناز پستت عالیه گلم ، یه سوال چرا اسم این پستو گذاشتی سناتور عشق؟ چرا واقعا؟
    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

  14. 3 کاربر از پست مفید !.behnoosh.! سپاس کرده اند .


  15. #48
    مدیر انجمن پزشکی
    تاریخ عضویت
    2011/12/10
    نوشته ها
    1,508
    سپاس ها
    927
    سپاس شده 3,516 در 1,474 پست
    نوشته های وبلاگ
    57

    پیش فرض

    n
    دلیل خاصی ندازد.سناتور یعنی بزرگ با شکوه و برای بهترین آنسان وبزرگ به کار میبرن
    اینم واسه سناتور عشقم هست که وقتی دلتنگم میام اینجا از دلتنگیام مینویسم
    ممنون که شما هم یاریم میکنید

  16. 3 کاربر از پست مفید saynaz سپاس کرده اند .


  17. #49
    مدیر انجمن پزشکی
    تاریخ عضویت
    2011/12/10
    نوشته ها
    1,508
    سپاس ها
    927
    سپاس شده 3,516 در 1,474 پست
    نوشته های وبلاگ
    57

    پیش فرض

    n
    دلیل خاصی ندازد.سناتور یعنی بزرگ با شکوه و برای بهترین آنسان وبزرگ به کار میبرن
    اینم واسه سناتور عشقم هست که وقتی دلتنگم میام اینجا از دلتنگیام مینویسم
    ممنون که شما هم یاریم میکنید

  18. 2 کاربر از پست مفید saynaz سپاس کرده اند .


  19. #50
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    2012/06/15
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,088
    سپاس ها
    4,171
    سپاس شده 8,090 در 2,412 پست
    نوشته های وبلاگ
    360

    پیش فرض

    خداحافظ گل لادن ، تموم عاشقا باختن
    ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن
    خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه
    لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه
    یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند
    یکی با دست ناپاکش گلای باغچمو سوزوند
    تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو
    هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو
    خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم
    نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم
    نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
    از این فصل سکوت و شب غم بارونو بردارم
    نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی
    تو که بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی
    تو این رویای سر دم گم .خداحافظ گل گندم
    تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم
    خداحافظ گل پونه . که بارونی نمی تونی
    طلسم بغضو برداره .از این پاییز دیوونه خداحافظ …..!
    خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام
    خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
    خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید
    به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید
    اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس
    نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
    خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها
    بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا

  20. 2 کاربر از پست مفید !ALIPOUR! سپاس کرده اند .


صفحه 5 از 16 نخستنخست 12345678910111213141516 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •