-
مدیر بازنشسته
این کتاب بررسی تحلیلی روابط آلمان و ایران در مقطع جنگ جهانی اول است که ماموران اطلاعاتی آلمان توانستند لطمات فراوانی به امکانات و قوای روس و انگلیس در سراسر ایران وارد نمایند. بررسی جامع عملکرد و فعالیت هیئتهای اعزامی از سوی دولت آلمان به ایران میتواند زوایای تاریکی را از تحولات سیاسی ایران در آن سالها روشن نماید.
-
-
مدیر بازنشسته

یکی از چند مرد نوابغ نظامی ارتش نازی (اس اس)که بعدها متفقین وی را همطراز هاینریش هیملر قلمداد کردند.وی تلاش زیادی برای صلح با متفقین کرد ولی نتوانست وی در آخرین لحظات از برلین با لباس عادی فرار کرد و دیگر هرگز دیده نشد.آیشمان مغز اصلی نسل کشی یهودیان بلافاصله پس از شکست آلمان
با تغییر هویت به آرزانتین گریخت ! چند سال بعد دولت اسرائیل وی را
از آرژانتین به صورت بیهوش ربود و وی را در اسرائیل محاکمه و اعدام
کرد .
-
-
مدیر بازنشسته

بدون شک دومین فرد با نفوذ در ارتش نازی کسی نبود بجز رانهارد هیدریش (بعد از هاینریش هیملر) که بدنه اصلی اس اس را وی تشکیل میداد حتی هوش بیش از اندازه وی اورا جزو نبوغ نظامی قرار داده بود اما به دلیل کارهای زیر زمینی و دور از صحنه سیاسی وی را کمتر میشناختند .وی حمله به نرماندی را به پیشوا گوشزد کرده بود 9 ماه قبل از حمله متفقین.با طراحی و حمایت دولت انگلستان در چک ترور شد !
-
-
مدیر بازنشسته

فرمانده پانزرهای (تانکهای)ارتش نازی در اتریش که با حمله برق آسای وی به دره دونکرک بیش از 350000 نفر از نیروهای بریتانیا و فرانسه به تله افتادند.
یکی از نوابغ وی سرعت در پیشروی بود به طوری که عرض فرانسه را در 6 روز پیمود و ارتشهای فرانسه را به دونصف کرد.
-
-
مدیر بازنشسته
-
-
مدیر بازنشسته
کلاوس باربی

یک جاسوس تیزهوش اس اس (گشتاپو) وی در 25 اکتبر 1913 وارد اس اس شد.در ماه می 1941 به آمستردام هلند اعزام شد تا از تحرکات نظامی روسها از شمال خبر بدهد.وی در نوامبر 1942 به لیون فرانسه فرستاده شد در 6 ژوئن 1944 مادر وپدر وهمسرش بر اثر بمباران متفقین در آلمان کشته شدندوی بعد از باز پس گیری فرانسه به صورت شهروند عادی به زندگیش ادامه داد و در 2 سپتامبر 1991 در لیون درگذشت.
-
-
مدیر بازنشسته
روز دی در جنگ جهانی دوم(D-DAY)
( در اصطلاحات نظامی انگلیسی در کل به روزی که قرار است یک عملیات بزرگ حمله در جنگ آغاز شود روز دی گفته میشود. ولی بیشتر از همه یکی از روزهای مشخص در جنگ جهانی دوم به این نام شهرت یافته است. )
قبل از ماه ژوئن ژنرال آیزنهاور و مارشال مونتگمری انگلیسی برای پیاده شدن در ساحل نرماندی جلساتی تشکیل دادند. تصمیم گرفته شد که نام رمز عملیات را «اورلرد» (overlord) گذارده و مقرر شد که از ابتدای روز «جی» (J) (اول ماه ژوئن) از طریق جزیره «وایت» (Wight) کلیه کشتیهای جنگی در حالی که بالنهای دفاع هوایی بالای سر آنهاست به سمت ساحل نرماندی حرکت کنند. ضمناً ستاد قوای متفقین که با شرکت چرچیل تشکیل شده بود، مقرر داشت که برای اغفال مدافعین دیوار آتلانتیک حملات قوای آمریکایی و انگلیسی بین بندر شربورگ و سواحل منتهی به شهر کان در دو منطقه با نامهای مستعار «یوتا» (UTAH) و «اوماها» (OMAHA) بیشتر باشد زیرا آلمانیها خیال میکردند که قوای مهاجم از منطقه کاله هجوم خواهد کرد. قوای مهاجم تصمیم گرفت که تهاجم سراسری خود در جبهه نرماندی را در بامداد روز ۶ ژوئن ۱۹۴۴ که هوا تا حدی مه آلود بوده و آلمانها قدرت دیدشان بر سطح دریا بسیار اندک است انجام دهند روز حمله را با نام رمز D-Day (روز- دی) نامیدند. فرماندهی دفاع از دیوار آتلانتیک برعهده دو نفر مارشال آلمانی بود. در بخش منتهی به سواحلی که به شهر کان ختم میشد مارشال رومل (Rommel) و در منطقهای که به بندر شربورگ ختم میشد، مارشال روندشتدت (Rundstdt) دفاع از ساحل فرانسه را برعهده داشت.عملیات هجوم به نرماندی به وسیله ۱۶۰۰۰ هواپیما که ۵۰۰۰ فروند آن شکاری و سه هزار و پانصد فروند آن بمب افکن سنگین و بقیه از انواع هواپیماهای دیگر بودند، آغاز شد.همچنین ۶۰۰۰ کشتی سربازبر به غیر از تانکهای شناور (آمفی بی)، ۱۶۲۱ رزمناو و ناو جنگی و ۱۵۰۰ کشتی اژدرافکن و مین جمع کن از بامداد ۶ ژوئن عملیات جنگی بر ضد دیوار آتلانتیک و سپس پیاده شدن قوای متفق را آغاز کردند 8) 8) 8) . چرچیل در خاطرات خود مینویسد: در مرحله اول عملیات که در بامداد ۶ ژوئن انجام شد، پنج هزار و دویست تن مواد منفجره به وسیله کشتیهای متفقین روی آشیانههای بتونی ریخته شد 8) و به موازات آن ۱۴۹۰۰ بار پرواز بمب افکنهای سنگین بر فراز دیوار و پشت خطوط تدارکاتی موجود انجام گردید. دشمن (آلمان) به حدی غافلگیر شد که نتوانست بیش از یکصد بار پرواز جنگی بر فراز کشتیهای ما انجام دهد
-
-
مدیر بازنشسته
هواپیماهای آمریکایی در دستههای یکصد فروندی، خطوط دفاعی و تدارکاتی آلمان را در فرانسه و خاک اصلی آلمان به صورت مداوم بمباران کردند به نحوی که خط دفاعی آتلانتیک در چند نقطه دچار شکاف گردید و نیروهای آمریکایی و انگلیسی به پشت دیوار بتونی رخنه کردند. در جریان یکی از این حملات هوایی اتومبیل مارشال رومل مورد حمله هوایی قرار گرفت و زخمی شد ولی به سرعت او را معالجه کردند، به طوری که توانست به اتفاق مارشال روندشتدت به برلین نزد هیتلر برود و از او بخواهد که قوای آلمان قبل از آن که نابود شود با نظم و به تدریج به طرف رود سن عقب نشینی کرده، شاید در نبرد آ ینده توفیقی به دست آید. هیتلر ضمن رد پیشنهاد رومل اظهار داشت که همه سربازان باید سر جای خود بایستند و یک وجب از خاک فرانسه را از دست ندهند. ولی رومل به مارشال کایتل (Keitel) رئیس ستاد پیشوا (آدولف هیتلر) که از او پرسیده بود که آخر باید چه کرد؟ جواب داد که «صلح» احمق ها ولی بر اثر شکاف در دیوار آتلانتیک روزانه ۲۵۰۰۰ سرباز آ مریکایی و انگلیسی وارد فرانسه میشدند. در ۱۹ ژوئن شبه جزیره کوتانتین سقوط کرد و در ۲۷ ژوئن بندرگاه استراتژیک شربورگ به دست متفقین افتاد و در ۹ ژوئن ۱۹۴۴ شهرکان سقوط کرد و با این عمل دیوار آتلانتیک به دست متفقین افتاد. تلفات متفقین در حمله بامداد ۶ ژوئن بسیار زیاد بود به طوری که چرچیل مینویسد که در لحظه اول حمله به ساحل نرماندی ده هزار کشته دادیم. اگر پیروزی نبرد استالینگراد، کمر هیتلر را شکست، رخنه در دیوار آتلانتیک سر از تن او جدا کرد. هیتلر چون اصرار به مقاومت داشت، مارشال روندشتدت را برکنار و به جای او در اول ژوئیه ۱۹۴۴ مارشال فون کلوگه (Von Kluge) را که در جبهه شرق شهرتی کسب کرده بود به فرماندهی جبهه غرب انتخاب کرد غافل از آن که نیروهای متفقین یکی پس از دیگری شهرهای فرانسه را آزاد میکردند و هواپیماهای بمب افکن آمریکایی و انگلیسی علاوه بر مناطق صنعتی، شهرهای پرجمعیت را بمباران میکردند به طوری که هر روز مراکز پرجمعیت زیر باران چندین هزار تن بمب خراب میشدند و به قول ژاک پیرن در کتاب جریانهای بزرگ تاریخ معاصر، روزانه چندین هزار نفر در آلمان به هلاکت میرسیدند.
-
-
مدیر بازنشسته
هیتلر:
"من نقش سرباز را ایفا نخواهم کرد و تحت تاثیر استراتژیها قرار نخواهم نمی گیرم. این منم که جنگ را اداره خواهم کرد. این منم که لحظه ی مناسب حمله را مشخص خواهم کرد؛ این وظیفه من خواهد بود. وقتی تصمیم را اتخاذ کردم جوانان را به میادین مرگ خواهم فرستاد و این حق من است. بدین ترتیب در حد ممکن مانع مردم خواهم شد. من جنگ می خواهم و برای انجام دادن استفاده از همه راهها و امکانات خوب است. جنگ به نحوی خواهد بود که من می خواهم باشد. من خودم جنگ هستم."
منبع: _تاریخ قرن بیستم، سرژبر شتین و دیگران، ترجمه امان الله ترجمان، جلد 1، ص 24-
-
-
مدیر بازنشسته
ژنرال اروین رومل
اروین رومل در 15 نوامبر 1891 در (هیدن هیم) آلمان به دنیا آمد.
رومل دوست داشت مهندس شود اما به دلیل مخالفت پدرش وارد در سال 1910 وارد ارتش آلمان شد.
با شروع فاجعه ی جنگ جهانی اول رومل به درجه ی ستوان یکم رسید.او در خطوط مقدم غربی جنگید و موفق به دریافت مدال (صلیب آهنین) شد.
در سال 1917 رومل در خطوط مقدم ایتالیا خدمت کرد و بعد از رهبری حمله به (مونته ماتاجور) به درجه ی سروانی رسید.
مدت کوتاهی بعد از آن رومل و گروه کوچکی از مردان گروه کوچکی از مردان عرض رودخانه ی (پیاو) را شنا کردند تا یک پادگان ایتالیا را رد آن طرف رودخانه تصرف کنند.
بعد از پایان جنگ جهانی اول رومل به خدمت در ارتش آلمان ادامه داد و در سال 1929 او برای آموزش در مدرسه ی نیروهای پیاده نظام در (درسدن) منصوب شد .
در سال 1935 او درجه ی سرهنگ دوم را دریافت کرد و شروع به تدریس در دانشگاه جنگ در شهر (پاسدام) کرد.
در سال 1937 سخنرانی های رومل در یک کتاب درباره ی تاکتیک های جنگی پیاده نظام منتشر شد .
آدولف هیتلر کتاب رومل را مطالعه کرد و آن کتاب فوق العاده مورد توجه او قرار گرفت.
هیتلر که فوق العاده تحت تاثیر کتاب کتاب رومل قرار گرفته بود مقر فرماندهی خود را در اتریش و چکسلواکی برای او آماده کرد و او را به ریاست آنها منصوب کرد. سال بعد او همین وظیفه را در لهستان نیز بر عهده گرفت .
رومل فرماندهی هفتمین لشگر زرهی را که به فرانسه حمله کرد را در ماه می سال 1940 بر عهده داشت .
نیروهای تحت فرماندهی رومل سریع تر و جلوتر از تمامی نیرو های نظامی تاریخ بودند.
بعد از تصرف کانال نیروهای رومل به جنوب چرخیدند و به حرکت ادامه دادند تا زمانی که به مرزهای اسپانیا رسیدند. نتیجه ی این موفقیت ترفیع رومل به ارتشبد بود.
(بنیتو موسولینی) در آفریقای جنوبی درخواست کمک کرد , هیتلر رومل را به آنجا فرستاد تا رهبری نیروهای آلمانی مستقر در آفریقا را بر عهده بگیرد و رومل موافقت کرد.
رومل در مدت کوتاهی توانست با استفاده از تاکتیک کوبنده ی (حمله ی برق آسا) نیروهای لشگر هشتم بریتانیا را از لیبی بیرون براند سپس او و نیروهایش به سمت مصر حرکت کردند و در یکی از شهر های کوچک شمالی مصر به نام (ال الامین) شکست خورد.
زمانی که نیروهای ارتش امریکا در پایتخت مصر و همچنین در الجزایر مستقر شدند رومل مجبور شد که تونس را ترک کند .
-
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن