صفحه 9 از 16 نخستنخست 12345678910111213141516 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 160

موضوع: سناتور عشق

  1. #81
    مدیر انجمن پزشکی
    تاریخ عضویت
    2011/12/10
    نوشته ها
    1,508
    سپاس ها
    927
    سپاس شده 3,516 در 1,474 پست
    نوشته های وبلاگ
    57

    پیش فرض

    خبر از من داری؟…

    خبر از دلتنگی های من چطور؟

    و آن پروانه های شادی که در نگاهم بودند…

    خبرش رسیده که مرده اند؟

    هیچ سراغ دلم را میگیری؟

    کسی خبر داده که آب رفته ام از خستگی؟

    مچاله ام از دلتنگی؟

    آه… که هیچ کلاغی نساختیم میان هم

    وجدانت راحت…

    خبرهای من به تو نمی رسد…

  2. 3 کاربر از پست مفید saynaz سپاس کرده اند .


  3. #82
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    پیش فرض

    با یکی بود و یکی نبود شروع میشود این قصه...
    با یکی ماند و یکی نماند تمام
    یکی من بودم یا تو ، مهم نیست...
    مهم قصه ایست که تمام میشود
    *
    *
    درد دارد ! وقتی چیزی را کسر میکنی که با تمام وجودت جمع زده ای.!
    *
    *
    کاشکی تلخی زندگی کمی الکل داشت
    شاید مستمان میکرد و درد را نمیفهمیدیم.

    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

  4. 5 کاربر از پست مفید !.behnoosh.! سپاس کرده اند .


  5. #83
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    پیش فرض

    میان دستان من و تو هزار فرسنگ است
    غریب مانده دلم بی وفا و دل تنگ
    سراغ چشم ترم را چرا نمیگیری
    مگر جنس دل نازک تو از سنگ است.

    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

  6. 4 کاربر از پست مفید !.behnoosh.! سپاس کرده اند .


  7. #84
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    پیش فرض

    دو خط موازی هستیم ،
    من و تو
    تا انتهای زمین
    شانه به شانه هم
    راه میرویم
    و
    هرگز
    به هم نمیرسیم.
    *
    *
    زخمی بود....
    درمانش که کردم ، زخمیم کرد و رفت
    *
    *
    *
    نترس حوا ... سیب را با عشق گاز بزن!
    آدم بی عشق ، لیاقت بهشت را ندارد....

    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

  8. 5 کاربر از پست مفید !.behnoosh.! سپاس کرده اند .


  9. #85
    مدیر انجمن پزشکی
    تاریخ عضویت
    2011/12/10
    نوشته ها
    1,508
    سپاس ها
    927
    سپاس شده 3,516 در 1,474 پست
    نوشته های وبلاگ
    57

    پیش فرض

    من از خدا خواستم، نغمه های عشق مرا به گوشت برساند

    تا لبخند مرا هرگز فراموش نکنی و ببینی که سایه ام به دنبالت است

    تا هرگز نپنداری تنهایی. ولی اکنون تو رفته ای ،من هم خواهم رفت

    فرق رفتن تو با من این است که من شاهد رفتن تو هستم

  10. 2 کاربر از پست مفید saynaz سپاس کرده اند .


  11. #86
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    پیش فرض

    غزل غزل به یاد تو
    قدم قدم فدای تو
    نفس نفس برای تو
    منم همش به یاد تو
    *
    چه درونم تنهاست و در این تنهایی
    شاخه ی خشک نگاهم گل چشمان
    تو را میجوید.
    *
    گفتم بیا .. گفت : پایم یخ زده !
    و من به پایش سوختم !!
    گرم شد..
    رفت به سوی دیگری !
    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

  12. 2 کاربر از پست مفید !.behnoosh.! سپاس کرده اند .


  13. #87
    مدیر انجمن پزشکی
    تاریخ عضویت
    2011/12/10
    نوشته ها
    1,508
    سپاس ها
    927
    سپاس شده 3,516 در 1,474 پست
    نوشته های وبلاگ
    57

    پیش فرض

    عزیزم دوست دارم ...!

    واقعا نمی دانم که با چه بیانی زیبایی عشق تو را بسرایم.



    تمام غم های من با لبخندی که بر لبهای شیرینت نقش می بندد از بین می رود.



    تمام شیرینی زندگی ام با کوچکترین غمی که بر چهره تو می نشیند محو می شود.



    عشق من لحظه ای نیست که در یاد تو و غرق در خیالت نباشم.


  14. کاربر روبرو از پست مفید saynaz سپاس کرده است .


  15. #88
    مدیر انجمن پزشکی
    تاریخ عضویت
    2011/12/10
    نوشته ها
    1,508
    سپاس ها
    927
    سپاس شده 3,516 در 1,474 پست
    نوشته های وبلاگ
    57

    پیش فرض

    یادمه وقتی کنارم نبودی بهت می گفتم ای کاش کنارم بودی

    بهم میگفتی من کنارتم ولی تو منو نمیبینی

    بهم میگفتی دستام توی دستت هست

    بهم میگفتی دستات چرا اینقدر سرده؟

    میگفتی باگرمای دستم سردی دست تو از بین میره

    اون موقع خوب با این حرفات یادم میرفت که ازم دوری

    فکر میکردم واقعا کنارمی

    ولی

    الان که تو نیستی و من روی زمین تنها

    واقعا احساس میکنم که ازم دوری

    واقعا احساس میکنم که تنهام

    چون دیگه نیستی که با حرفات ارومم کنی


  16. 2 کاربر از پست مفید saynaz سپاس کرده اند .


  17. #89
    مدیر انجمن پزشکی
    تاریخ عضویت
    2011/12/10
    نوشته ها
    1,508
    سپاس ها
    927
    سپاس شده 3,516 در 1,474 پست
    نوشته های وبلاگ
    57

    پیش فرض

    براش بنویس دوستت دارم آخه می دونی آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفاشونو از یاد



    می برن ولی یه نوشته , به این سادگیا پاک شدنی نیست . گرچه پاره کردن یک کاغذ از



    شکستن یک قلب هم ساده تره ولی تو بنویس .. تو ... بنویس



    I lOvE yOu

  18. 2 کاربر از پست مفید saynaz سپاس کرده اند .


  19. #90
    مدیر انجمن پزشکی
    تاریخ عضویت
    2011/12/10
    نوشته ها
    1,508
    سپاس ها
    927
    سپاس شده 3,516 در 1,474 پست
    نوشته های وبلاگ
    57

    پیش فرض

    بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده

    فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده...

    اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم

    باور نمیکنم اینک بی توام

    کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری

    کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی

    تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ،

    تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم...

    کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم

    در حسرت چشمهایت هستم ،

    چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد

    بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده

    در حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به عکسهایت ،

    هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت...


  20. 2 کاربر از پست مفید saynaz سپاس کرده اند .


صفحه 9 از 16 نخستنخست 12345678910111213141516 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •