نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: قیصر امین پور

  1. #1
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    Eh قیصر امین پور

    میخواستم ، ولی...
    میخواستم که ولوله بر پا کنم ولی ...
    با شور شعر محشر کبرا کنم ولی..

    با نی به هفت بند غزل ناله سر دهم
    با مثنوی رهی به نوا کنم ولی...

    تا باز روح قدسی حافظ مدد کند
    دم میزنم که کار مسیحا کنم ولی...

    فریاد را بکوبم پا بر سر سکوت
    یا دست کم به زمزمه نجوا کنم ولی...

    دل بر کنم از این دل مرداب وار تنگ
    با رود رو به جانب دریا کنم ولی...

    این بی کرانه آبی آیینه ی تو را
    با چشم تشنه سیر تماشا کنم ولی...

    باید به جای شاید و آیا بیاورم
    فکری به حال گرچه و اما کنم ولی..

    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

  2. #2
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    2013/01/19
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    30
    نوشته ها
    1,568
    سپاس ها
    7,737
    سپاس شده 2,970 در 1,289 پست
    نوشته های وبلاگ
    55

    پیش فرض

    به که باید گفت؟

    کشت تقدیر تو ما را به که باید گفت؟
    مردم از درد خدا را به که باید گفت؟

    سرنوشتم اگر این است که میبینم
    حکم تغیر قضا را به که باید گفت؟

    آی خط خوردگی صفحه پیشانی !
    این همه خط خطا را به که باید گفت؟

    مو به مو حادثه بارید به هر بندم
    تیر باران بلا را به که باید گفت؟

    هر نفس آهی و هر آیینه اشکی شد
    وضع این آب و هوا را به که باید گفت؟

    هر دمی دردی و هر ثانیه سالی بود
    شرح این ثانیه ها را به که باید گفت؟

    هذیان بود و شب تاب و تب و تردید :
    درد و درمان و دوا را به که باید گفت؟

    چه کنم این همه اما و اگر ها را
    این همه چون و چرا را به که باید گفت؟

    آفرین بر تو و نفرین به خودم گفتم
    جز تو نفرین و دعا را به که باید گفت؟

    شکوه از هر چه و هر کس به خدا کردم
    گله از کار خدا را به که باید گفت؟

    ز که یاری ، ز که یاری ، ز که باید خواست؟
    به که یارا ، به که یارا، به که باید گفت؟

    شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
    چندشم می شود از لک انگشت دروغ
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد
    کو کجا رفت ؟که احساس مرا خوب فروخت

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •