-
کاربر سایت
خیلی وقت است که قلبم را سپرده ام به تو
خیلی وقت است که قلبم را سپرده ام به تو
خیالم راحت است هم از بابت قلبم و هم از توبا صدای قلب تو میروم به اوج احساساتماز تو مینویسم، از چشمانت ، مینویسم که عاشقتمخیلی وقت است بسته ام چشمهایم را بر روی همهتو به من یاد دادی رسم عاشقی را ، ای عشق جاودانهیاد تو و مهرت همیشه در دلم ، تو چقدر مهربانی گلمبگیر دستانم را تا رها شویم از اینجاتا پناه ببریم به خدااینجا بمانیم نگاه ها ما را از هم دور میکنند ، دستهای آلوده چشمه ی عشقمان را گل آلود میکننداینجا بمانیم ستاره ای در آسمان نمی ماند ، ما هم بخواهیم ، عشق دیگر با ما نمیمانداینجا هوایی است که به درد همین گرگها میخوردکسی حتی در حال سقوط هم به ما رحم نمیکند!حیف عشقمان است که اینجا هدر رود ،عشق باید بی خوابی شب تا سحر شودکه تا زنده ایم لذت ببریم از وجود هم ،حالا این تو ، این عشق و این من...
-
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن