مشاهده RSS Feed

ya ali

زندگی

به این مطلب امتیاز بدهید
مادر مى‌بافه

پسر مى‌جنگه

به نظر مادره این وضع خیلى طبیعیه.

- پدره چى؟ اون چیکار مى‌کنه؟

- پدره کار مى‌کنه:

زنش مى‌بافه

پسرش مى‌جنگه

خودش کار مى‌کنه

به نظر پدره این وضع خیلى طبیعیه.

- خب، پسره چى؟

پسره اوضاعو چه جور مى‌بینه؟

- پسره هیچى، هیچى که هیچى:

پسره، ننه‌اش مى‌بافه، باباش کار مى‌کنه، خودش مى‌جنگه

جنگ که تموم شد

تنگ دل باباهه مى‌چسبه به کار.

جنگ ادامه پیدا مى‌کنه و مادره‌م ادامه می‌ده: مى‌بافه

پدره‌م ادامه می‌ده: کار مى‌کنه

پسره کشته شده، دیگه ادامه نمی‌ده.

پدره و مادره می‌رن گورستون

به نظر پدره و مادره این وضع خیلى طبیعیه.

زندگى ادامه داره.

زندگى با بافتنى، جنگ، کار

با کار، جنگ، بافتنى، جنگ

با کار، کار، کار

زندگى

با گورستون.

(شعری از ژاک پره‌ور، ترجمه ی احمد شاملو)
برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات