مشاهده RSS Feed

ali8057

اشتباه

به این مطلب امتیاز بدهید
اشتباه تو
افتاده بود چشم دلم در گناه تو
راهی نمانده بود به غیر از نگاه تو
تقصیر من نبود، صدایم زدی و بعد
درگیر عشق شد دلم از اشتباه تو
چشمانمان که خورد به هم زیر و رو شدیم
دلگیرم از نگاه خودم، از نگاه تو
...
یادت که هست آن شب برفی که ابرها
می خواستند محو شود روی ماه تو
آن لحظه ای که سمت تو آمد دو دست من...
با من چه کرد جمله ی"از من نخواه" تو!
...
از تو نخواستم که بمانی کنار من
آرام رد شدی و مرا کشت آه تو...
آه از امید دیدن تو... آه از این خیال
آه از همین دو چشم که دادم به راه تو
دارم عبور می کنم از خاطرات خود
یادت به خیر... رد شدم از ایستگاه تو
حسن اسحاقی- خرداد 90
برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات