مشاهده RSS Feed

باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…

دودوست

به این مطلب امتیاز بدهید
نقل قول نوشته اصلی توسط *Croon* نمایش پست ها
یه روز دوتا دوست که خیلی همو دوست داشتن یکیش فراری میشه میره خونه

دوستش بعده 3 ماه که وضعیت خوب میشه میره سره کوچه به یه دختر متلک میندازه

دوستاش میگن اون دختره خواهر همون دوسته که بهت جا داد پسره خیلی نارحت میشه

دوستش میگه سلامتی دوستی که 3 ماه توخونه ما بود ولی خواهرمو نشناخت...
برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات