مشاهده RSS Feed

باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…

امشب برای تو مینویسم

به این مطلب امتیاز بدهید
نقل قول نوشته اصلی توسط *Croon* نمایش پست ها
امشب برای تو مینویسم ,

برای تو که نیستی ,

حتی در لحظه هایم حضور نداری ,

همیشه در رویاهایم آرام آرام پرسه میزنی ,

هنوز از یاد نبردم که ساعتها با هم به تماشای اشکهای مرغ عشق تنها می نشستیم ,

همیشه می ترسیدم تنها شوم ,

مثل همان مرغ عشق تنها افسوس تو رفتی و من تنها شدم ,

و حالا کسی اشکهایم را به تماشا نمی نشیند , تو نگاهت را از من دریغ کردی ,

همان برایم بس بود که زنده بمانم



برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات