نوشته اصلی توسط *Croon* هر از گاهی به حال ِ من ، ترحم می کند ، باران مرا می شوید و همرنگ ِ مردم می کند ، باران چه آرام اشک می ریزد مرا ، شاید که در ذهنش سکوت ِ گریه هایم را تجسم می کند باران .. چه حالی می کنم با قطره های ِ کوچش ، وقتی که دریای ِ دلم را پر تلاطم می کند باران همه سطح ِ زمین را چکه چکه ضرب می گیرد و ذهن ِ آسمان را پرترنم می کند ، باران دوباره قطره قطره شسته خط های ِ خیابان را و با من باز راه ِ خانه را گم می کند باران ..