مشاهده RSS Feed

باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…

صدای قدم هایت...

به این مطلب امتیاز بدهید
نقل قول نوشته اصلی توسط *Croon* نمایش پست ها
هنوز صدای قدم هایت

را پشت سرم می شنوم که همچون

غریبه ای مرا بی تفاوت دنبال می کنید ومن

ایــن چــنیــن پــیش خــود مــی پندارم کــه هــنوز …

بــا گــام هــایت مــسیرمرا دنــبال می کــنی ولی افــسوس …

مرگ بر دوراهی ها ، لعنت بر هرچه بیراهه است آری به اولین دوراهی

که رسیدیم دیگر صدای قدم هایت نیامدتو رفته بودی

همه گفتند که تو عابری بیش نبودی … ولی من

میگویم دوراهی ها تورا ازمن ربودند

لعنت بر دوراهی ها …

برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات