مشاهده RSS Feed

باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…

در دادگاه عشق ...

به این مطلب امتیاز بدهید
نقل قول نوشته اصلی توسط *Croon* نمایش پست ها
در دادگاه عشق ...

قسمم قلبم بود وکیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان ،

قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و سپس محکوم شد

به تنهایی و مرگ کنار چوبه دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم و من گفتم :

به تو بگویند ... دوستت دارم .

برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات