مطالب بدون دسته بندی
نوشته اصلی توسط *Croon* آدمی تنها آنچه را که می دهد باز می ستاند.بازی زندگی، بازی بومرنگها است. و پندار و کردار و گفتار انسان دیر یا زود با دقتی حیرت انگیز به خود او باز می گردد. این قانون کارما است و کارما که واژه ایی است سانسکریت ، یعنی بازگشت. آنچه آدمی بکارد همان را درو خواهد کرد.
نوشته اصلی توسط *Croon* هوس کرده ام باران باشم بلغزم بر گردنت، دستانت نم نم، شبنم بشوم بر گونه هایت هوس کرده ام برگِ خشک نباشم لگدمال شده ی پاهایت هوس کرده ام پرنده ای باشم که پرهایش به هم چسبیده فرورفته در عسلِ چشمانت ... هوس کرده ام الهه باشم الهه ات باشم..
نوشته اصلی توسط *Croon* قحطی دوست می آید، نه هفت سال،هفتصد سال!!! در سیلوی قلبم ذخیره وپنهانت میکنم، بگوکنعانیان منتظر نباشند، تقسیم شدنی نیستی، حتی اگر یعقوب بیاید...!
نوشته اصلی توسط *Croon* سخت ترین گریه اون گریه ای که ندونی دلیلش چیه!ولی بدونی باعث تری چشمات خشکی چشمای یکی دیگس!و ای کاش این تری هیچ وقت تبدیلبه اشک نشه! چون اشک بدون دلیل یعنی تنهاایی!و تنهایی با اشک یعنی پایان عشق!و پایان عشق = جدایی
نوشته اصلی توسط *Croon* عمیقترین و بهترین تعریف از عشق این است که : عشق زاییده تنهایی است…. و تنهایی نیز زاییده عشق است… تنهایی بدین معنا نیست که یک فرد بیکس باشد …. کسی در پیرامونش نباشد! اگر کسی پیوندی ، کششی ، انتظاری و نیاز پیوستگی و اتصالی در درونش نداشته باشد ...