مطالب بدون دسته بندی
نوشته اصلی توسط *Croon* باز هم یک سلام دیگه به تو تنها عشق زندگیم... من هیچوقت تو رو فراموش نمیکنم باور کن... از همون لحظه ی اول که تو رو دیدم عاشق و دلباختت شدم... من بزرگترین آرزوم اینه که عشق تو باشم و با تو زندگی کنم... من یک سبد گل بوسه برات هدیه اوردم... من تو رو تا جون در ...
نوشته اصلی توسط *Croon* دیدم شتابان میروی ، گفتم کجا؟ یکدم بمان گفتی نمی خواهم تو را ، تنها بمان با مردمان گفتم نشاید اینچنین با این دلم بازی کنی گفتی که نتوانی مرا با گریه ات راضی کنی گفتم در این شهر خشن ، در خانه ماندن بهتر است ...
نوشته اصلی توسط *Croon* مـَرد بـآیَد وَقتـے مـُخـآطِبِشـ عـَصَبیـﮧ ، نـآرـآحـَتـﮧ ، مـےـخـواد دـآد بـِزَنـﮧ وـآیسـﮧ روبـروشـ بگـﮧ تـو چـِشـآمـ نیگـآ کـُטּ...بـِتـ مـے گـَمـ تـو چـِشـآمـ نیگـآ کـُטּ... حـآلـآ دـآد بِزَטּ...بگـو اَز چـے نـآرـآحـتـے؟ بَعـد مُخـآطبـ ...
نوشته اصلی توسط *Croon* دَستـَـ ـم رآ بآلآ مــ ـے بـَ ـرَمـ و آسمآن رآ پآيين مــ ـے کِشـَــ ـمـ مــ ـے خوآهـَـــــ ـم بُزُرگــــــ ـے زَمين رآ نِشآن آسمآن دَهــَـــــ ـم ! تـ ـآ بدآنـ ـد گُمشُده ے مَـ ـن نَه دَر آغــــ ـوش او . . . کِه دَر هَمين خآک بـــــــ ـے اِنتهآست ...
نوشته اصلی توسط *Croon* اگر عمر دوباره داشتم مى كوشيدم اشتباهات بيشترى مرتكب شوم. همه چيز را آسان مى گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر مى شدم. فقط شمارى اندك از رويدادهاى جهان را جدى م ىگرفتم. اهميت كمترى به بهداشت مى دادم. به مسافرت بيشتر مى رفتم. از كوههاى بيشترى بالا مى رفتم و در رودخانه ...