مشاهده RSS Feed

تمام مطالب وبلاگ

  1. ساز دل

    سوز دل


    بزن که سوز دل من به ساز میگوئی
    ز ساز دل چه شنیدی که باز میگوئی
    مگر چو باد وزیدی به زلف یار که باز
    به گوش دل سخنی دلنواز میگوئی
    مگر حکایت پروانه میکنی با شمع
    که شرح قصه به سوز و گداز میگوئی
    به یاد تیشه فرهاد و موکب شیرین
    گهی ز شور و گه از شاهناز ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  2. شب بی کران

    شب فراگیر است ومن ملول


    ملول از سکوت ،سکوت سنگین


    نگران به پایان شب


    در انتظار شفق


    در انتظار طلوع سپیدی


    گویی شب قصد رفتن نمی داند


    گر چه گویند شب رفتنی است


    طلوع بود یا فریب


    گویی فریبم می دهد
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  3. ققنوس

    مردمی که ققنوس خود رابه آتش می کشد
    تا دمی آسوده بیاساید


    آسوده است


    اما آسوده از دانایی


    غافلند، غافل از غفلت


    غافل از تاریکی وظلمت


    غافل از عمری با شب بودن


    با شب زیستن،وبا شب سرودن


    همراه شب نواختن وگریستن ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  4. آموزشی

    توسط در تاریخ 2012/09/14 در ساعت 18:33 (باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…)
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  1.jpg
مشاهده: 99
حجم:  12.8 کیلوبایت




    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  2.PNG
مشاهده: 102
حجم:  142.2 کیلوبایت




    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  3.PNG
مشاهده: 104
حجم:  179.1 کیلوبایت





    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  4.jpg
مشاهده: 99
حجم:  11.7 کیلوبایت




    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  5.jpg
مشاهده: 93
حجم:  11.9 کیلوبایت





    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  6.PNG
مشاهده: 95
حجم:  112.9 کیلوبایت



    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  7.jpg
مشاهده: 101
حجم:  4.9 کیلوبایت




    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  8.PNG
مشاهده: 110
حجم:  197.3 کیلوبایت




    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  9.PNG
مشاهده: 96
حجم:  224.5 کیلوبایت

    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  5. کـــــــــــ ــــاش

    توسط در تاریخ 2012/09/14 در ساعت 18:15 (باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…)
    نقل قول نوشته اصلی توسط *Croon* نمایش پست ها


    کــــــــــــــــآش

    میــــــــ شد

    آدمــــــــــــــ گــــــآهی

    به اندازه ی نـیــآز، بمیـــــرد!!!

    بعد بلند شــــــود

    آهستــــه آهستــــــــه

    خــــــــاک هایش را بتکــــــــاند

    گردھایش بماند

    اگــــــــر دلش خواست،
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده