[QUOTE=! asal !;123570][CENTER][COLOR=#0000ff][B][IMG]http://mojdeh.persiangig.com/sheklak/LOVE/be_my_valentine-64x64.png[/IMG] [/B][/COLOR] [COLOR=#0000ff][B]یه روز خودم و دلم،عاشق یکی و دلش شدیم ولی اون خودم ودلم رو از خودش و دلش روند دیروز با یه دسته گل اومد دیدنم با یه نگاه مهربون نگاهی که سال ها از من دریغ میکرد گریه کرد ...
هر شعر گریز از یک گناه بود هر فریاد گریز از یک درد و هر عشق گریز از یک تنهایی عمیق افسوس که تو هیچ گریزگاهی نداشتی...!
[COLOR=#0000ff]مادر من فقط یك چشم داشت. من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود .[/COLOR][COLOR=#0000ff]اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت.[/COLOR][COLOR=#0000ff]یك روز اون اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره[/COLOR][COLOR=#0000ff]خیلی خجالت كشیدم. ...
[COLOR=#0000ff] پسرک از پدربزرگ پرسید: پدربزرگ در باره چه می نویسی؟ پدربزرگ پاسخ داد: درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نويسم، مدادی است که با آن می نويسم! می خواهم وقتی بزرگ شدي، مثل اين مداد بشوی. پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چيز خاصی در آن نديد: - اما اين هم مثل بقيه مداد ...
[COLOR=#0000ff][SIZE=1][/SIZE][/COLOR][COLOR=#0000ff][SIZE=1][B][FONT=Tahoma]به هنگام بازديد از يک بيمارستان روانى، از روان پزشک پرسيدم شما چطور ميفهميد که يک بيمار روانى به بسترى شدن در بيمارستان نياز دارد يا نه؟[/FONT][FONT=Tahoma] [/FONT][FONT=Tahoma]روانپزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب ميکنيم و يک قاشق چايخورى، يک ...