شعر
توسط در تاریخ 2011/11/15 در ساعت 17:06 (1095 نمایش ها)
دنیا عقب کشیدآدم که در میانه ی دعوا عقب کشیدافتاد سیب سرخی و حوا عقب کشیدمن ماندم و تو ماندی و این سیب ناتماممن ماندم و تو ماندی و دنیا عقب کشیدامشب به یاد لحظه ی اول که دیدمتقلبم دوباره ساعت خود را عقب کشید:یادش به خیر، نور تو چشم مرا که زد-خورشید هم برای تماشا عقب کشیدپایت به سمتم آمد و دستت به دست من...قلبت میان همهمه اما عقب کشیدشاید که از نگاه خیابان دلت گرفتشاید برای زخم زبانها عقب کشیدمردم چه زود خلوت ما را به هم زدندمن ماندم و تو رفتی و دنیا عقب کشید





