مشاهده RSS Feed

ya ali

سوگند

به این مطلب امتیاز بدهید
سوگند


لاله رویی بر گل سرخی نگاشت


کز سیه چشمان نگیرم دلبری


از لب من کس نیابد بوسه ای


وز کف من کس ننوشد ساغری


تانیفتد پایش اندر بند ها


یاد کرد آن تازه گل سوگند ها


ناگهان باد صبا دامن کشان


سوی سرو و لاله شمشاد رفت


فارغ از پیمان نگشته نازنین


کز نسیمی برگ گل بر باد رفت


خنده زد گل بر رخ دلبند او


کآن چنان بر باد شد سوگند او
برچسب ها: هیچ یک ویرایش برچسب ها
دسته بندی ها
دسته بندی نشده

نظرات