انقدر از تنهایی نترس ، تو تنهایی وارد این دنیا شدی . . ..
..دنیا ! نخواستیم یار بی وفا ، تنهایی بهتردرد تنهایی نخواستیم شفا ، تنهایی بهتریک عمر در پی یار باوفا ، با وفا بودیماما ندیدیم به غیر از جفا ، تنهایی بهتر . . ....تو تنها باش و من تنهای تنها / که دارم وقت تنهایی سخن هانگاه عاشقم تا آسمانهاست / مرا تا عرش اعلا نردبان هاستنماز خلوتم را صد قنوت است / کلام شعر تنهایی سکوت است . . ....تنهایی را باید با خط بریل می نوشتندشنیدنش کافی نیست ، باید لمسش کرد . . ....تاکنون دوستی را پیدا نکرده ام که به اندازه ” تنهایی ” شایسته رفاقت باشد . . .(تورو)...تنهایی … دیوار … قهوه های سر رفته از حوصله اماتاقی که چهار تاق باز ، روی من خوابیدهچشم هایی که از ساعت ، کار افتاده ترندو شانه های تو ، که زیر بار ِ باران نمی روندباید گریه ام را روی بی کسی هایم تنظیم کنمو این یعنی تنهایی...با من تنها بگو این قصه را / با من تنها خدا ، این بنده راای خدا تنها تویی تنها منم / من به تنهایی تو سر میزم . . ....آنقدر با تنهایی انس گرفتم که دیگر زبانش را می فهمم !و فهمیدم…تنهایی هم می تواند عشق خوبی باشد به شرط اینکهدرکش کنم...بیچاره تنهاییاین عروس نگون بختآه و اشک را دوست ندارداما همنشین همیشگی اشچشم امیدش به دلی ناامیدو شکستن سکوتشمیداند عادت ، دشمن استاما عقل کجا و دلتنگی کجا !دل ناامید امیدوار میرودو باز تنهایی میماند و تنهایی . . ....وقتی بهت خیانت میکنن تنهایی از همه چی بهتره . . ....دیواری ساخته ام از جنس غرور با بافته ای از باورهایمتا در روزهای تنهایی و دلتنگی به آن تکیه کنم . . ....بدونت روز و شب افتاده ام در دام تنهایی/ و تن خسته تر از پاییزم از انجام تنهاییدلم با یاد عشقت می تپد هر دم دراین سینه / اگر در سر پرم هر لحظه از ابهام تنهایی...یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم . . ....بهاری کن مرا جانا، که من پابند پاییزیمو آهنگ غزلهای جوانم گریه می خواهدچنان دق کرده احساسم میان شعر تنهاییکه حتی گریه های بی امانم، گریه می خواهد . . ....در نهان، به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارندو در آشکارااز آنانی که دوستمان دارند غافلیمشاید این است دلیل تنهایی ما“دکتر علی شریعتی”



پاسخ با نقل قول
