-
کاربر سایت
می بینی سکوتم را؟
می بینی سکوتم را؟
می بینی درماندگی ام را؟
می بینی نداشتنت چه بر سر فریاد خاموشم آورده است؟
می بینی دیگر رویای داشتنت هم
نمی تواند تن لرزه های شبانه ام را آرام کند؟
می بینی هِق هِق ِ نگاهم
چه سرد بر دیواره ی همیشه جاودانه ی نبودنت مُشت می زند؟
می بینی؟
دیگر شانه هایم تابِ تحمل خستگی هایم را ندارد!
دیگر حتَی حسرت باران هم نمی تواند حسرت نداشتن تورا کم کند.
دیگر آن قـــــدر بغضــــم سنگیـــــــن است که تـــــوان گریستـــــن نیست....
-
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن