-
کاربر سایت
خدایا کمکم کن خدا بخدا خسته ام خسسته ام خسنه خسته ام
کمری دیگه برام نمونده
اشک های ام خشک شده
بسه غم بسه غمه دوری
بسه بیقراری بسه نگرانی
اخ خدا بسه
بسه...
من فقط یه پسر بچه 17 سااه ام
دو نیم ساله که دارم
این خاطر خواهی دیوامه وار رو رو دوشم میکشم
.
.
.
یاد روزا
که به جایه خدا یه دختر رو میپرستم
عوض اینکه اشکام رو برای خدا بریزم برای یه دختر میریختم
ارزوم دیدن دوبارش
بعضی از شما دوستان معشوغه تون رو هر شب میبینین
ولی من
هر چند ماه یک بار اگرر زمونه با هام یار باشه شاید
به تونم بیبینمش
کسی که از من خیلی دور
تو دلم از هر کسه دیگه بهم نزدیک تر
بهم نزدیکه من تو رویا هام همیش باهاش حرف میزنم حرف های مه به هر کس نزدم رو به اون میزنم
اون قدر حرف میزنم تا خالی میشم اون قدر که دیگه حرفی برای گفتن با قی نمی مونه
ولی وقتی میبینمش
قلبم تند تند نیزنه
زبونم بند میاد
مغزم بهم فرمان نمیده
اشک بعد چند دقیقه دیگه که تنها میشم تو چشم هام حلقه میشه
اخ خدا
عالم به فرمانم نرسید
توبیا به دادم برس به روزگارم برس
برس به دادم که مرگم نزدیکه
برس که دگر تابی نیست
برس خدا
که
عاشق کشم کردن
برس خدا یا به نداده ها و داده هایت شکر
ولی اگر کمی بیشتر بهم از نعمت هایت می دادی ان را داشتم
ان قدر دادی
که خودم زیادش کنم
به هر نامردی دست سویش کنم
اه خدایا
اگر به اون اندازه لازم پیشرفت کنم
تا رسیدن به اون لازو باشه
اون مجرد
نه فکر نکنم
دختر ی مثل اون امکان نداره که روی زمین بمونه
خدایا
قسمت من اینه که عاشق بمیرم
اگر بفهمه تا این حد عاشق دل باختشم
حاضر باهام باشه
.
.
تو این چند ماه
فقط زیره زبونم گفتم
پیشرفت
ارزومه
اون قدر تو خودم ام که
همه ادم های اطرافم بهم میگن
tuoghs
من فقط به
عشقم احترام میزارم
ئ به هیچ کس نگاه نمی کنم
یا زیاد نمی خندم
اینم روزگار
بد بختی های منه
-
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن