««««««««««««««««««««««««« ««««حس میکنم روی صورتم دنیا چکه میکندحس میکنم قطره قطره, نم نمک عاشقم میکنیبارون که میبارد هوا تر میشود تا تو چشمک بزنیبارون که میبارد باز با ترانه یا باز بی ترانه من عاشق تر گریه میکنم و رو به آسمان فریاد میزنمدوستت دارم««««««««««««««««««««««««« ««««وقتی دلم برات تنگ می شه میرم پشت ابرها زار زار گریه می کنمپس یادت باشه هر وقت بارون میاد دل من برات تنگ شده . . .««««««««««««««««««««««««« ««««باران از راه رسید ، عشق را دوباره در مزرعه ی خالی تنم پروراندزندگی را در آسمان آبی چشمم حس کرد ، ناگهان پایییز عشقم از راه رسیدآری رفت ولی هنوز قلبم برای اوست««««««««««««««««««««««««« ««««
مرا چه باک ز بارانکه گیسوان تو چتری گشوده اندمرا چه باک ز مرگکه بوسه های تو پیغام های قیامندبدرودهای توتکرارهای سلامند««««««««««««««««««««««««« ««««تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیردو من مرغی که از عشقت فقط بی تاب و حیرانمتو می ایی و من گل می دهم در سایه چشمتو بعد از تو منم با غصه های قلب سوزانم««««««««««««««««««««««««« ««««بارون و دوست دارم هنوز / چون تو رو یادم میارهحس می کنم پیشه منی / وقتی که بارون می باره . . .««««««««««««««««««««««««« ««««بر سرمچتر گرفت؛به تماشاایستادندباران و رهگذران««««««««««««««««««««««««« ««««باران در گلوی من ابر ِ کوچکی ست ، میشود مرا بغل کنی؟قول میدهم گریه کم کند««««««««««««««««««««««««« ««««نیمکت چوبی کهنه نم گرفته زیر بارون ، زیر سقف بی قرار شاخه های بید مجنونابر بی طاقت پاییز مثل من چه بی ستارست ، مثل من شکسته از این نامه های پاره پارست««««««««««««««««««««««««« ««««یادگاری واسه بارون ، آرزوهایی که خاک شدوقتی رفتی زیبا ، انگار روح از تنم جدا شد««««««««««««««««««««««««« ««««توی زندگیت بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شیشه میکوبیابر باش که منتظرت باشند که ببیاری««««««««««««««««««««««««« ««««عشق لالایی بارون تو شباست ، نم نم بارون پشت شیشه هاستلحظه شبنم و برگ گل یاس ، لحظه رهایی پرنده هاستلحظه عزیز با تو بودنه ، آخرین پناه موندن منه





پاسخ با نقل قول
