شاید واسه دیدن دوباره تو باید دست به دامن تقدیر شوم ام اگر میدانستم درد دوری برایم سخت باشد و آرزوی نزدیک شدن به هم دورتر از تصور هرگز سفر نمیکردم/////////////
به امید دیدار.....................
![]()
کاربر سایت
شاید واسه دیدن دوباره تو باید دست به دامن تقدیر شوم ام اگر میدانستم درد دوری برایم سخت باشد و آرزوی نزدیک شدن به هم دورتر از تصور هرگز سفر نمیکردم/////////////
به امید دیدار.....................
![]()
اشک خیمه زده بر صفحه ی چشم نگرانمچنـد روزیسـت که دلواپسـم و بـد نگرانمکوچه از رهگذر سرد غمت زار و گرفته ستشب بی تابش ماه روی تو برده امانم
کمی از غصه هایم یاد بگیر که وقتی بودی با فکر رفتنت و وقتی رفتی با فکر بر نگشتنت همراه من ماند!!
آهای همیشگی ترینم
تمام فعلهای ماضیم را ببر
چه در گذر باشی چه نباشی
برای من
استمراری خواهی بود
....من هر لحظه تو را صرف میکنم..
ماكه همسايه ي اشكيم
ولي با دلِ تنگ
گر لبي خنده زند
ياد شماييم همه شب
مثل آن مسجد بین راهی تنهایم... هر کس هم که می آید مسافر است می شکند ......هم نمازش را، هم دلم را ... و می رود
بی همگان بسر شودبی تو اصن بحثشو نکن!
بهار ...و این همه دلتنگی؟!نه ،شاید فرشته ایفصلها را به اشتباهورق زده باشد.
از کدام سو دورم می زنی؟می خواهم از همان سو ...دورت بگردم!
می گیجم کمی منگم عجیب استپریده بی جهت رنگم عجیب استتو را دیدم همین یک ساعت پیشبرایت باز دلتنگم عجیب است