خدایاخوش به حال آنکه قلبش مال توستحال و روزش هر نفس، احوال توستخوش به حال آنکه چشمانش تویی
آرزوهایش همه آمال توستآنکه دستش تا ابد در دست توکوچ او از غصه ها با بال توستمن خطاکارم خداوندا ولیدیدگانم تا ابد دنبال توست
خدایاخوش به حال آنکه قلبش مال توستحال و روزش هر نفس، احوال توستخوش به حال آنکه چشمانش تویی
آرزوهایش همه آمال توستآنکه دستش تا ابد در دست توکوچ او از غصه ها با بال توستمن خطاکارم خداوندا ولیدیدگانم تا ابد دنبال توست
خطا از من است، می دانم.از من که سالهاست گفته ام “ایاک نعبد”اما به دیگران هم دلسپرده اماز من که سالهاست گفته ام ” ایاک نستعین”اما به دیگران هم تکیه کرده اماما رهایم نکنبیش از همیشه دلتنگمبه اندازه ی تمام روزهای نبودنم
خداوندا.. این دل شکسته را جز دست های مهربان تو درمانی نیست
و این دست بسته را جز از ابر احسان تو بارانی نه...
من خدا را دارم ...
کوله باری بر دوش ...
سفری بی پایان...
سفری بی همراه ...
گم شدن تا ته تنهایی محض ..
سازکم با من گفت :هر کجا لرزیدیاز سفر ترسیدی
تو بگو از ته دل :
" من خدا را دارم "
من و سازم چندیست ، که فقط با اوییم ...
ماه من غم و اندوه اگر هم روزي مثل باران باريد
يا دل شيشه اي ات از لب پنجره ي عشق، زمين خورد و شكست
با نگاهت به خدا چتر شادي وا كن و بگو با دل خودكه خدا هست خدا هست او هماني است كه در تارترينلحظه ي شب راه نوراني اميد نشانم مي داد او هماني استكه دلش مي خواهد همه زندگي ام غرق شادي باشد
ماه من غصه اگر هست بگو تا باشدمعني خوشبختي، بودن اندوه است
اين همه غصه و غم، اين همه شادي و شور
چه بخواهي و چه نه، ميوه ي يك باغ اند
همه را با هم و با عشق بچين ولي از ياد مبر پشتهر كوه بلند سبزه زاري است پر از ياد خدا
و در آن باز كسي مي خواند
كه خدا هست خدا هست و چرا غصه؟
پشت هر کوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا !
و در آن باز کسی می خواند ، که خدا هست ، خدا هست
چرا غصه ؟! چرا؟
خدا هست...
تا لحظه شکست به خدا ایمان داشته باش
خواهی دید که ان لحظه هرگز نخواهد رسید . . .
گاهی خدا آن قدر صدایت را دوست دارد
که سکوت میکند تا تو بارها بگویی خدای من . . .
گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟
گفتم: خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من؟
گفتم: خدایا چقدر دوری گفت: تو یا من؟
گفتم: خدایا تنها ترینم گفت: پس من؟
گفتم: خدایا کمک خواستم گفت: از غیر من؟
گفتم: خدایا دوستت دارم گفت: بیش از من؟
گفتم: خدایا اینقدر نگو من گفت: من توام ، تو من . . .![]()
خدایا !
خدایاچگونه تورابخوانم درحالی که من، من هستم
(بااین همه گناه ومعصیت)
وچگونه ازرحمت توناامیدشوم درحالی که تو، توهستی
(باآن همه لطف ورحمت)
خدایا توآنچنانی که من می خواهم
مرانیزچنان کن که تومی خواهی
******************************
آموخته ام که وقتی ناامید میشوم
خداوند با تمام عظمتش ناراحت میشود
و عاشقانه انتظار میکشد که به رحمتش امیدوار شوم . . .
************************************8
به خاطر بسپاریم همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است
آرام، بی صدا، همیشگی .