-
کاربر سایت
امشب برای تو مینویسم
امشب برای تو مینویسم ,
برای تو که نیستی ,
حتی در لحظه هایم حضور نداری ,
همیشه در رویاهایم آرام آرام پرسه میزنی ,
هنوز از یاد نبردم که ساعتها با هم به تماشای اشکهای مرغ عشق تنها می نشستیم ,
همیشه می ترسیدم تنها شوم ,
مثل همان مرغ عشق تنها افسوس تو رفتی و من تنها شدم ,
و حالا کسی اشکهایم را به تماشا نمی نشیند , تو نگاهت را از من دریغ کردی ,
همان برایم بس بود که زنده بمانم
-
کاربر روبرو از پست مفید *Croon* سپاس کرده است .
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن