-
مدیر بازنشسته
..يا حق..
اكنون اين سؤال را مطرح مىكنيم كه چرا قرآن اصرار دارد كه خدارا به ما نزديك معرفى كند؟
اين براى چند نكته است:
1) هرگونه شرك و ثنويت را از بين ببرد; يعنى ديگران كه به دامشرك افتاده بودند مىگفتند كه خدا حقيقتى است كه ما به او
دسترسى نداريم نه او را مىتوانيم بشناسيم و نه بپرستيم، قهرا يكسلسله از موجودات مقدس را بايد بپرستيم تا واسطه بين ما و
اوباشند كه: «ما نعبدهم الا ليقربونا الى الله زلفى»
اين بتهارا عبادت نمىكنيم مگر اين كه وسيله تقرب باشند، ما را به خدانزديك بكنند.
اين آيات فراوان كه نمونههاى قرب را مشخص كرد براى آن است كهروى اين توهم خط بطلان بكشد كه بين ما و خداى ما فاصله
است وبتها را بايد پرستيد تا آنها ما را به خدا نزديك كنند ايننيست، چون خدا به ما از خود ما نزديكتر است از هر چيزى همنزديكتر
است.
روزى كسى به امام هفتم سلام الله عليه اعتراضكرد كه مناسب نيست كه شما امروز در محيط پرازدحام نمازمىخوانيد; جايى نماز
بخوانيد كه خلوت باشد، فرمود: كسى را كهمن عبادتش مىكنم به من از همه اينها نزديكتر است.
خوب اين كهدر آيات و روايات آمده استبراى آن است كه كسى توهم نكند خدااز ما دور است ما نيازى به بتها داريم معاذ الله تا اين
بتهاما را به خدا نزديك بكنند.اين معنا در باره غير انسان نيست، چون تنها انسان است كهبتپرست مىشود وگرنه غير انسان هر
چه هست موحد است، آيه شريفه«له اسلم من فى السموات و الارض» و «لله يسجد ما فىالسموات و ما فى الارض» و
«لله يسجد من فى السموات و الارض»مساله سجود مساله اسلام مساله طوع همگانى است كه «اتيناطائعين» سراسر
جهان خلقت، مسلم، منقاد، مطيع ذات اقدسالهاند.
«ان من شىء الا يسبح بحمده» تسبيح انسان هم در صحابتتحميد است.
هم مسبح حقاندو هم حامد حقاند چون بتپرستى در هيچموجودى نيست فقط در انسان است، لذا خداوند سبحان اين مراحل وآن
چهار نوع قرب را فقط در مورد انسان ذكر كرده است.
2) نكته ديگر آن است كه گرچه سراسر جهان خدا را به عنوانمعبود مىشناسند و براى او تسبيح و تقديس مىكنند، اما هيچموجودى
مثل انسان نمىتواند قرب خدا را درك كند همان طورى كه درطرف نفى، انسان مشرك «على قلوبهم اكنة» است و از هر جمادىهم
بدتر است: «فهى كالحجارة او اشد قسوة»، در طرف اثبات بهجايى مىرسد كه هيچ موجودى مثل انسان نيست، اگر هر موجودى
اهلتسبيح و تحميد است، تسبيح و تحميد انسان حساب ديگرى دارد، اوست كه اول مىتواند بفهمد خدا نزديك است.
در قدم دوم مىتواندبفهمد كه خدا به او از ديگران نزديكتر است.
در قدم سوممىتواند بفهمد كه خدا به او از رگ گردنش به او نزديكتر است.
در قدم چهارم اگر كسى در آن جا پا نهاد مىفهمد كه خدا به اواز او نزديكتر است.
لذا اين چهار نوع قرب، فقط براى انسانآمده است وگرنه آن آيات كلى كه «الرحمن على العرش استوى» و«انه بكل شىء
محيط» و «ان الله بكل شىء عليم» و «لا يعزبعنه مثقال ذرة فى السموات و لا فى الارض» و همچنين دعاى حضرتسجاد
سلام الله عليه در صحيفه سجاديه كه فرمود:«الدانى فى علوه و العالى فى دنوه» شامل همه مىشود.
اين انسان است كه مىتواند اين مراحل را طى كند لذا شما درمناجات شعبانيه مىبينيد كه فراز و فرود دارد، گاهى بالا مىرودو گاهى
پايين مىآيد، گاهى «منادى» است و زمانى «مناجات» است، وقتى سخن از «يا» و «ندا»ست و گاهى سخن از«نجوا»ست،
گاهى انسان به قدرى نزديك مىشود كه ديگر سخن ازندا نيستبه خودش اجازه نمىدهد كه من ندا كنم، داد بزنم بگويم«اى خدا»
«اى» را رها مىكند. در نماز و اذان و اقامه همببينيد اول سخن از «اشهد ان لا اله الا الله» است، بعد ديگرسخن از «اشهد»
نيستبلكه سخن از «لا اله الا الله» است،ديگر جايى نيست كه انسان بگويد من شهادت به توحيد مىدهم، بلكهمىگويد من
موحدم.
-
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن