-
کاربر سایت
دایت میزنم گوش بده قلبم صدایت میزند
دایت میزنم گوش بده قلبم صدایت میزند.
شب گرداگردم حصار کشیده است، کجایی، کجایی ای یقینی که نیستی؛ ای یقینی که تو را روزهاست فریاد میزنم.
من به تو نگاه میکنم،
از پنجره های دلم به ستاره هایت نگاه میکنم ،
به ستارههایی که هنوز وجود انسانی اش بر من ظاهر نشده است و من انتظار میکشم و احساس میکنم که تو هم همین نزدیکیهایی. در همین خیابانهایی که دیرگاهیست در آن پرسه نزدهام .
شاید بارها از کنارم گذشتهای به ستارههای شبی که آفتاب را فریادمیزنند نگریستهای و امروز هر ستاره به آفتابی بدل شده است و من آفتاب راباور دارم من دریا را باور دارم و چشم های تو سرچشمهی دریاهاست.
“انسان سر چشمه ی دریاهاست”.
به من نگاه کن ای انسان من .
به من نگاه کن “مرا فریاد کن” گمانم دیگر شب باید تمام شود باید بیاییباید پیدایت کنم تا ترانه هایت را برایت بخوانم تا دستهایت را بگیرم تاشانه هایت بسترم شود مرا به خودم باز گردان و لحظه های بزرگ تنهایی ام رابا دست هایت مچاله کن.
ای انسان! “ای انسان نایافته ی من
-
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن