سـلامی چو بوی خوش آشـناییبدان مردم دیده روشـناییدرودی چو نور دل پارسایانبدان شمـع خـلوتـگـه پارسایی...نـمیبینـم از همدمان هیچ بر جایدلـم خون شد از غصه ساقی کجایی . . ....او شراب بوسه می خواهد ز من / من چه گویم قلب پر امید رااو به فکر لذت و غافل که من / طالبم آن لذت جاوید را . . ..





پاسخ با نقل قول
