-
مدیر بازنشسته
اندازه تموم ستاره ها يکم کمتر از خدا از بالا تا کف درياها
شبح عشق تا روح مسيحا از پاکي يوسف تا کرخ زليخا
از جنون مجنون تا قلب ليلا از عشق درگا تا گيتار لورکا
خيلي دوست دارم به خدا
-
-
مدیر بازنشسته
بيا آبي باشبه رنگ آسمان تا من هميشه سر به هوايت باشم
-
-
مدیر بازنشسته
بوق اشغال ميزند وقتي شماره ات را در ذهنم مي گيرم
کسي انگار پشت خط است
-
-
مدیر بازنشسته
آره من اونم که گفتم واسه چشم تو دیوونم، آره من قولی بهت دادم که تا تهش بمونم، تو ولی این روزا سرد شده نگاهت، راهزنا زدن به راهت.. اما من چی؟ من فقط یه کم شکستم، خوب نگام بکن، می بینی؟ من هنوز همون دیوونم..
-
-
مدیر بازنشسته
کهنه فروش تو کوچمون داد میزد کهنه می خریم، وسایل شکسته و پاره و پوره می خریم، بی اختیار فریاد زدم قلب شکستم می خری؟ گفت که اگه ارزشی داشت، کسی اونو نمی شکست..
-
-
مدیر بازنشسته
آغاز سفر عشق این است: "کنار گذاشتن من و هیچ شدن". از این هیچ است که همه چیز زاده می شود.
-
-
مدیر بازنشسته
من شعر سکوتم را در گوش تو خواهم خواند، شب های بلندم را با یاد تو خواهم ماند، من ریشه ی عشقم را در قلب تو خواهم کاشت، آن صحبت اول را در خاطره خواهم داشت..
-
-
مدیر بازنشسته
در این دنیا که حتی ابر ، نمی گرید به حال ما، همه از من گریزانند، تو هم بگذر از این تنها..
-
-
مدیر بازنشسته
خیلی ها نفرین می کنن، تلافی می کنن.. اما نه.. نفرین من: الهی اونی که دوسش داری تنهات نذاره.. تلافی من: میرم تا به اون برسی، سر راهت نباشم.. راستی، قدر من دوستت داره؟!..
-
-
مدیر بازنشسته
عشق هیچ مرگی نمی شناسد، عشق بر مرگ غلبه می کند. عشق مرزهای زمان را فتح می کند.
-
کلمات کلیدی این موضوع
مجوز های ارسال و ویرایش
- شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
- شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
- شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
- شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
-
مشاهده قوانین
انجمن